کد خبر: ۶۸۹۳۰۹
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۰
مریم و میتیل به نویسندگی و کارگردانی فتحعلی اویسی از فیلم های تاثیرگذار در دهه 70 بود. فیلمی که کودکی پرورشگاهی را به مادری که آرزویش را داشت، رساند.

به گزارش بولتن نیوز، دختری به نام مریم آنچنان در نقش میتیل که روی صحنه بازیش می کند، رفته که زندگی و سرنوشت خود را از این طریق تغییر می دهد. تخیلات زنده یک دختر بچه که در پرورشگاه زندگی می کند و تنها دغدغه او پیدا کردن مادرش است، دست مایه اصلی فیلم «مریم و میتیل» بود.

به عنوان آخرین گزارش از سلسله گزارش های فیلم های به یادماندنی کودک در دهه ۶۰ و ۷۰ به مناسبت برگزاری جشنواره فیلم کودک اصفهان، فیلم «مریم و میتیل»‌ را انتخاب کردیم. فیلمی که ساخته «فتحعلی اویسی» بازیگر و کارگردان سرشناس تلویزیون و سینما است.

 

** نمایش «پرنده آبی»

«مریم» شخصیت اصلی این فیلم به نام «میتیل» بود،‌ دختر بچه ای 7 ساله که خانواده خود را در جنگ از دست داده و حالا در یک پرورشگاه زندگی می کند. او علاوه بر درس و تحصیل در برخی تئاترهای کانون پرورش فکری نیز بازی می کند. اولین نمایش او «پرنده آبی» نام دارد که اتفاقا به کارگردانی حمید جبلی روی صحنه رفته است. میتیل در این نمایش دختری با لباس و کلاهی آبی است که علاقه خاصی هم به لباس نمایش خود دارد.

** پیدا کردن فرشته در خیابان پرورشگاه

مریم در این نمایش با خانمی هم بازی است که نامش فرشته روشنایی است و در جمله ای می گوید: اونایی که ما رو دوست دارن بالاخره می گردن و یه روزی ما رو پیدا می کنن!» مریم از همین یک جمله و اینکه در داستان آمده فرشته کودکان را نجات داده و به دست پدر و مادرهایشان می رساند، فرشته را مادر خود می داند و وقتی در راه خانه با یک خانمی که شباهت ظاهری به فرشته روشنایی دارد،‌ روبرو می شود او را دنبال می کند و متوجه می شود خانه اش روبروی پرورشگاه است. مریم آنچنان در نقشش فرو رفته است که نمی تواند فرشته روشنایی را از خانمی که نامش فرشته است و تنها شباهت ظاهری با او دارد را تشخیص دهد.

 

** افسانه بایگان در دو نقش

افسانه بایگان نیز یکی دیگر از بازیگرهای این فیلم سینمایی است که در این فیلم در دو نقش بازی می کند. فرشته روشنایی در نمایش «پرنده آبی» و فرشته خانمی که خانه اش روبروی پرورشگاه است و مریم او را با فرشته روشنایی یکی می داند.

 

** فتحعلی اویسی و کارگردانی فیلم کودک

فتحعلی اویسی بیشتر از اینکه با نام کارگردان چهره و شناخته شده باشد، بازیگر است و نباید از بازی های او در فیلم های ناخدا خورشید، سرب، بانو، هی جو،‌جهان پهلوان تختی، مومیایی 3 را از یاد برد. اما به هر ترتیب آنچه مخاطبان عام و تماشاچیان تلویزیون از او به یاد دارد بازی در دو سریال شهر فرنگ و کمربندها را ببندیم است. نقش های کمدی که اویسی در این دو سریال بازی کرده است در ذهن بسیاری از مخاطبان جا خوش کرده است و شاید دوست داشته باشد این روزها جای خالی او را در این جعبه جادویی به نظاره بنشیند.

 

** داستان آغاز می شود

حالا داستان مریم و فرشته آغاز می شود و مریم در خیال بافی هایش او را مادر خود می بیند و از پنجره پرورشگاه مدام داخل خانه آنها را نگاه می کند و خود را در آنجا می بیند. حتی در تولدی که فرشته برای پسرش گرفته مریم هم خود را در میان بچه ها می بیند.

 

** مریم و میتیل دختری خوش زبان

مریم سر و زبانی نسبتا خوب دارد و با شیرین زبانی هایش مسئولین پرورشگاه و حتی آقای کارگردان نمایش را به وجد می آورد. درست است که تمامی شخصیت های این فیلم دوبله شده اند اما صدایی که برای بازیگر نقش مریم انتخاب شده است، روی این نقش به خوبی نشسته است. نیاز طارمی بازیگر نقش مریم و میتیل است که در سال اکران این فیلم 7 سال داشته است و الان 35 سال سن دارد. او بعد از بازی در این فیلم که از مهدکودکش انتخاب شده بود، دیگر فعالیتی در زمینه بازیگری نداشت.

 

** مادری به دنبال پیدا کردن دخترش

مریم مدام برای فرشته که دیگر او را مادر خود می داند نامه می نویسد و از طریق پست برایش ارسال می کند. از طرفی فرشته یک پسر دارد و به تازگی و بعد از 5 ماه بارداری دخترش را از دست می دهد. فرشته علاقه خاصی به دختر بچه ها دارد و معتقد است دختر همدم مادر است. آنقدر تعداد نامه ها و کدهایی که مریم در این نامه ها برایش می نویسد زیاد می شود که فرشته هم به دنبال پیدا کردن مریم می افتد.

 

** بلقیس خانم نزدیک ترین فرد به مریم

مرحوم حمیده خیرآبادی در این فیلم مربی پرورشگاه است. بلقیس خانوم را همه دوست دارد و مریم رابطه صمیمی تری نسبت به بقیه با او دارد. تا جایی که وقتی خواهر آقای شریفی همان کارگردان نمایش «پرنده آبی» می خواهد مریم را به فرزند خواندگی قبول کند، مریم را همراه با بلقیس خانم به شمال دعوت می کنند که مریم احساس غریبگی نکند.

 

** حمید جلبی و کارگردانی نمایش کودک

حمید جبلی نیز یکی از بازیگرهایی است که بیشتر در کارهای کودک و البته کارهای عروسکی فعالیت دارد. بخش اعظمی از محبوبیت جبلی، علاوه بر بازی روان او در اغلب کارهایش، صداپیشگی مجموعه تلویزیونی کلاه قرمزی و البته شخصیت کلاه قرمزی و پسرخاله است. او در فیلم مریم و میتیل نقش آقای کارگردانی را دارد که نمایش «پرنده آبی» را کارگردانی کرده است و از طرفی نیز قرار است خواهرش نسرین، مریم را به عنوان فرزندخوانده قبول کند.

 

** پرورشگاه، لوکیشن اصلی

لوکیشن اصلی این فیلم سینمایی همان پرورشگاه است که با حدود 50 بچه ظرفیت پر شده است. ساختمانی بزرگ و از طرفی حیاطی بزرگ نیز دارد و اغلب بازیگران به واسطه حضور شخصیت اصلی در پرورشگاه،‌ در این محل بازی دارند.

 

** سلطان محمدی: «مریم و میتیل» فیلمی برای کودکان و والدین/ رساندن قهرمان به مادر خودخواسته اش

«حسین سلطان محمدی» منتقد سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار فارس،‌ درباره برپایی فیلم کودک اصفهان گفت: جشنواره فیلم های کودک و نوجوان، در عالم کرونایی، به تجربه ترکیبی از اجرای معمول و اجرای آنلاین نشست. اینکه این تجربه، چه دستاوردی داشته یا چه پیش فرض اولیه ای را محقق کرده است، در انتهای جشنواره و با فاصله از برگزاری رویداد باید به تماشای آن نشست.

وی ادامه داد:  اما خب، همین تجربه در برهوت تعطیلی فعالیت های فرهنگی هنری و در جدال با پروتکل های بهداشتی، محک خورد و اذهان موافق و مخالف را به خود جذب کرد.

این منتقد درباره فیلم «مریم و میتیل» نیزبیان داشت: این فیلم از آثار ماندگار در اذهان علاقه مندان سینمای کودک ایران است. اثری که موضوع کودکان بی سرپرست یک مرکز نگهداری این گونه کودکان و نیز، دغدغه های آنان برای داشتن پدر و مادر، را دستمایه قرار داد. اینکه دنبال مادر بروی، موضوعی است که در بیشتر آثار سریالی انیمیشن خارجی پخش شده در سیمای آن دوران دور، دیده می شد و شاید همین نشانه آشنا، سازنده را به صرافت ورود به این داستان انداخته بود.

وی ادامه داد: در این فیلم، هم دغدغه های کودکانه و برخورد پدر و مادرهای متقاضی سرپرستی، وجود دارد و هم اجراهای کودکانه و آواز شاد و بازی بچه ها و اینکه چنین بچه هایی در چه دنیایی از والدین خیالی خویش به سر می برند.

این منتقد سینما همچنین عنوان داشت: کارگردان نیز به گونه ای به این دغدغه پاسخ داد و در انتها به صورتی عاطفی و احساس برانگیز، قهرمان کودک داستان را به مادر خود خواسته اش، رساند. فیلمی که هم کودک پسند بود و هم رضایت والدین و اندیشه مند کردن آنان را در این موضوع، به همراه داشت.

 

** موسیقی و شعر کودکانه جذابیت های ماندگاری فیلم/ تو هر شب مهتابی تو آسمون آبی

یکی از موضوع هایی که همیشه و در دنیای فیلم کودک بیش از پیش جالب توجه است، موسیقی است و از آنجایی که کودکان با موسیقی و شعر بهتر و بیشتر ارتباط برقرار می کنند، اغلب کارگردان ها در ساخت فیلم های کودک بیشتر به این سمت می روند و سعی دارند تا از اشعار کودکانه و موسیقی های جذابی در فیلم هایشان بهره ببرند تا به نوعی و در کنار قصه ای که روایت می کنند، بچه ها را به تماشای فیلم ترغیب کنند. در «مریم و میتیل» نیز کارگردان از این اصل دور نمانده بود و دو سه شعر و موسیقی جذاب در خلال فیلم و در میانه نمایش «پرنده آبی» و یک نمایش دیگر گنجانده بود. ترجیع بند یکی از همین شعرها به این صورت است: تو هر شب مهتابی، تو آسمون آبی، هر جا ستاره ای بهت می خنده، در هر طلوع خورشید، در هر سرود امید، می توان مرا دید، می توان مرا دید...

 

** پایان بندی داستان و واقعیتی که به دل قهرمان نشست

بالاخره و با نامه های مریم و از آن سو، پیگیری های فرشته برای پیدا کردن مریم، روزی که نسرین به همراه همسرش به پرورشگاه می آیند تا مریم را به طور رسمی به خانه شان ببرند، مریم مخالفت کرده و با تکرار جمله من مامان دارم به خیابان می دود و هر چه در خانه مادر خیالی اش را می کوبد کسی پاسخ نمی دهد و در همین حین موتوری با او تصادف کرده و مریم را به بیمارستان می برند و در سکانس پایانی که نسرین به عنوان مادر بالای سر مریم ایستاده به یکباره فرشته از راه می رسد و خود را مادر مریم معرفی می کند. پایانی دراماتیک که خیال قهرمان اصلی داستان را به واقعیت تبدیل می کند.

منبع: خبرگزاری فارس

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین