کد خبر: ۶۸۲۵۴
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مشاور رييس‌جمهور:حماسه 9 دي متعلق به همه نحله‌هاي فکري و سلايق سياسي است

مشاور رييس‌جمهور به مناسبت در پيش بودن حماسه 9 دي در يادداشتي به بررسي، تحليل و چگونگي اين رخداد بزرگ پرداخته است.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) متن كامل يادداشت علي زارعي‌نجفدري كه در وبلاگش منتشر شده، به شرح زير است:

در تحليل جامعه‌شناختي رخدادها و تحولات سياسي – اجتماعي، دو عنصر" کنش‌گران" و " مخاطبان" پايه و اساس تحليل را شکل مي‌دهند به گونه‌اي که بدون توجه به اين دو عنصر، اساساً تحليل منطق و عقلانيت لازم را ندارد. از اين‌رو، براي تحليل واقع بينانه رخدادها و تحولات بايد همواره با نگاه به اين دو عنصر، موضوع را تجزيه و تحليل نمود.

اگر با اين تحليل جامعه شناختي بخواهيم بزرگترين رخداد و تحول سياسي – اجتماعي پس از 22 بهمن 57، يعني حماسه 9 دي را تجزيه و تحليل کنيم لاجرم بايد دو عنصر پايه‌اي کنش‌گران و مخاطبان اين رخداد عظيم را بررسي واقع بينانه‌اي داشته باشيم.

خاستگاه باورمندي کنش‌گران در اين حماسه عظيم، خاستگاه ديني حول محور ولايت بود و خاستگاه اجتماعي کنش‌گران در اين حماسه، همه اقشار جامعه اعم از فرهيختگان، نخبگان، فرهنگيان، دانشگاهيان، کارگران، صنعت‌گران، کشاورزان، بازاريان و... در هر دو جنسيت زنان و مردان بودند که در حرکتي خودجوش و مردمي تبلور يافت. در خاستگاه اجتماعي اين رخداد عظيم، احزاب و گروه‌ها و جمعيت‌ها و شخصيت‌هاي متنفذ سياسي اجتماعي مجال موضوعيت نيافتند چه برسد به اين‌که فاکتور قابل توجهي در تحليل قرار گيرند.

به تناسب خاستگاه و جامعيت کنش‌گران، مخاطبان اين رخداد عظيم سه محور عمده:" خالقان و همراهان حماسه"،" فتنه‌گران و همراهان فتنه"، و" ساکتين و همراهان ساکتين فتنه" مي‌باشند که با نگاه به آن کنش‌گران و اين مخاطبان، مواردي ذيلاً اشاره مي‌شود:

1- فلسفه وجودي 9 دي 88 را بايد در 29 خرداد 88 جستجو کرد. بيانات تاريخ ساز امام المسلمين در خطبه‌هاي نماز جمعه 29 خرداد و لبيک يک‌صداي مردم در تهران و جاي جاي پهنه ايران اسلامي، در ذهن و دلشان 9 دي را رقم زد و اگر نبود خطبه‌هاي روشنگر آن روز، 9 دي شکل نمي‌گرفت و مسير تاريخ انقلاب عوض مي‌شد.

2- 9 دي را بايد از بدنه هرم جامعه تحليل نمود. 9 دي تجلي اراده عمومي ملت بر مانائي نظام در پرتو ولايت بود. از اين‌رو، اين روز متعلق به همه مردم است. اگر چه در اين حماسه، جريانات اصول‌گرايي نقش محوري داشتند، ولي هرگز نمي‌توان اين حماسه را منحصر به جريانات اصول گرايي دانست. اين روز و اين حماسه متعلق به همه نحله‌هاي فکري، سلايق سياسي و نگرش‌هاي مختلف فرهنگي اقشار مختلف اجتماعي درون نظام است.

3- حضور همه اقشار در سطوح و سلايق مختلف، مخصوصاً جوانان در 9 دي سندي گويا بر حکيمانه بودن کلان استراتژي جذب حداکثري و دفع حداقلي رهبر فرزانه و ژرف‌انديش انقلاب است.

4- هيچ‌کس، هيچ نهاد و سازمان، هيچ حزب و گروه، هيچ شخصيت پيدا و پنهان، هيچيک از جريانات سياسي داخل نظام حق ندارد حماسه 9 دي را منحصراً متعلق به خود بداند. اگر نوع حضور برخي از جريانات سياسي نسبت به ديگران متفاوت بود حق ندارد ادعاي سهم بيشتري در خلق اين حماسه داشته باشد چرا که 9 دي خيزشي همگاني بر محور دين و ولايت بود. و حتي متعلق به آن بخش از اصلاح‌طلباني است که در درون نظام تعريف مي‌شوند.

5- اين حماسه براي هريک از سه مخاطبان خويش يعني "خالقان و همراهان حماسه" ، " فتنه‌گران و همراهان فتنه" و" ساکتين و همراهان ساکتين فتنه" پيام‌هاي مشخصي داشت. پيام مشخص 9 دي به خالقان و همراهان حماسه، فَاستَقِم کَما اُمِرت و پيام مشخص اين حماسه به فتنه‌گران و همراهان فتنه، اظهار ندامت و توبه همراه با جبران جفاهايي که به انقلاب و نظام و شهداء و امام و ولايت امر داشته‌اند و پيام مشخص اين حماسه به ساکتين و مذبذبين و همراهان ساکتين فتنه، برائت جستن و محکوم کردن آشکار و شفاف و بي" اما" و " اگر" جريان فتنه و فتنه‌گران همراه با جبران مافات است.

6- 9 دي فريادي بر نفاق مدرن است، آنجا که پرده‌ها را کنار مي‌زند و جنگ زرگري" نفاق بر نفاق" را عيان مي‌سازد. اين حماسه فريادي عليه دروغ است، آنجا که پرده‌ها را کنار مي‌زند و جنگ دروغين " دروغ عليه دروغ" را آشکار مي‌سازد. 9 دي فريادي عليه مجيز گوئي‌ها و نان به نرخ روز خوردن‌ها و هُرهُري مذهبان و مذبذبان فکري و سياسي است و 9 دي بيش از هر چيز فرياد کوبنده‌اي است بر سرِ ساکتين مطلع که عالماً و عامداً سکوت کردند. آيا ساکتين فتنه نمي‌دانستند که فتنه 88 مي‌خواهد مسير انقلاب و نظام را تغيير دهد و براي رسيدن به اين منظور، کجا را نقطه هدف قرار داد؟

7- در عُرفِ عامه که اتفاقاً مبناي منطقي و عقلي هم دارد" سکوت علامت رضاست"، منتهي ساکتين فتنه را با دو نگاه بايد تحليل کرد. يک نگاه اينکه ساکتين بر اثر فشار و مصلحت جوئي‌ها و عدم فهم و درک مسئله سکوت کردند و نگاه دوّم اين‌که ساکتين فارغ از فشارها و مصلحت جوئي‌ها عالماً و عامداً سکوت نمودند. سؤال اينجاست که آيا مي‌شود آن دسته بسيار قليل و کم مقدار از نخبگان و صاحبان تحليلي که سکوت کردند را با نگاه اول تحليل نمود و با مدد از ضرب‌المثل " ان‌شاءالله که بُز است" از کنارش گذشت؟

برخي از ساکتين فتنه اگر چه در ظاهر امر ساکت بودند ولي ارتباطات و آمد و شدهاي چراغ خاموش آن‌ها با ستاد سران فتنه چيزي نيست که فراموش شود و اتفاقاً الان آن‌ها با فرار به جلو، از اصول‌گرايان موضع طلبکارانه و سهم خواهانه دارند! اين فضاي مسموم ايجاد شده از سوي ساکتين فتنه سبب شد که برخي افراد و شخصيت‌هايي که علناً به نوعي با جريان فتنه همراه بودند درصدد آن برآيند که خود را بعنوان ساکتين فتنه وانمود نموده تا به زعم خودشان از اين طريق يک گام به جلو بردارند! و اين همه، نتيجه کوتاهي‌هاي نابخشودني مسوولان و دست‌اندرکاراني است که در برخورد با فتنه‌گران و ساکتين همراه با فتنه، مسووليت و تکليف داشته و به تکليفشان عمل نکردند.

در ايجاد فضاي مسموم از سوي فتنه‌گران و ساکتينِ فتنه، دنبال مقصر نگرديم. همه ما کوتاهي کرديم و در روشنگري و تبيين ابعاد فتنه و پرده‌برداري از مقاصد شوم ساکتين فتنه به تکليفمان عمل نکرديم و نتوانستيم به" اَينَ عَمّار" آقا لبيک بايسته‌اي داشته باشيم.

8- اينکه فردي در انتخابات 22 خرداد 88 کمتر از آراء باطله رأي آورد و يکباره در لباس مدعي ظاهر شده و با اين‌طرف و آن‌طرف رفتن و ژست اپوزيسيون گرفتن، هيزمي را به آتش فتنه مي‌افزايد يقيناً به دنبال تفوق آراء خود نبود چراکه به فرض صحت و اثبات چنين ادعايي، تازه رأيش برابر مي‌شد با آراء باطله. اگر چه حضوري منفعلانه و بي اثر در اجتماع 9 دي داشته باشد، ولي الان حق ندارد با تمسک به حضور منفعلانه‌اش در اجتماع 9 دي و مخالفت منفعلانه و بي اثر، ديگران را به ايستادگي هدايت نمايد اگرچه آن هدايت شدگان به ايستادگي، نوعاً از محترمان جامعه باشند. مگر حافظه تاريخ را مي‌شود فراموشکار تصور نمود؟

9- تعجب مي‌کنم از کساني که نامه عاري از سلام و والسلام به رهبري که بر آتش فتنه دميده شده را ديدند و نسبت به اين نامه اظهار انزجار کردند ولي الان از صادر کننده آن نامه مي‌خواهند از فتنه و فتنه گران اعلام برائت نمايد!! از اين افراد و شخصيت‌هاي محترم تعجب مي‌کنم که چرا انرژي خود را هدر مي‌دهند زيرا اولاً: اين حرکت، آب در هاون کوبيدن است، ثانياً: بر فرض اينکه صادر کننده آن نامه، اعلام برائت نمايد، هيچ تأثيري ندارد و در حکم" سالبه به انتفاع موضوع" بوده و ثالثاً: اينکه الان ديگر نيازي به همراهي اينگونه افراد نيست و چه بسا اينگونه همراهي‌ها جريان اصيل اصول گرايي را مشوّه جلوه مي‌دهد.

10- همين چند روز قبل بود که رهبر عظيم‌الشأن انقلاب فرمودند به عمق شعارهاي حماسه 9 دي که حرف اصلي ملت است توجه شود. به راستي شعارها چي بود؟ اعلام برائت از چه کساني بود؟ آن شعارها نه تنها از بين نرفته، بلکه هر روز در ذهن و دل ملت بپاخاسته 9 دي تکرار مي‌شود. جا دارد بار ديگر آن شعارها را احصاء و به اين اشارات ژرف انديشانه رهبري بيشتر از پيش تأمل نمود.

11- همين چند روز قبل بود که حضرت آقا، فتنه 88 را " بيماري" عنوان فرمودند. به راستي با بيماري چگونه بايد برخورد کرد؟ چند مساله را بايد در برخورد با بيماري در نظر گرفت: 1- پيش زمينه‌هاي بيماري -2- زمان بيماري -3- ويروس زدايي- 4- واکسينه نمودن -5- دوران نقاهت -6- رَصَد عوامل بيماري زا و دور کردن اين عوامل از بيمار. به راستي مسوولان بهداشت سياسي – اجتماعي، امنيتي و فرهنگي جامعه تاکنون با اين بيماري چه کردند؟ اگر کاري انجام شد، چرا نمي‌گويند و اگر به هر دليلي کاري نکردند، چرا تعلل مي‌نمايند؟ مگر فتنه 88 امتداد فتنه 78 نبود؟ و ساده انگاري است که فتنه 88 را بي امتداد بدانيم، مگر اينکه اين بيماري واکسينه شود.

12- ملت فهيم ايران اسلامي اگر چه از يک‌طرف در يکسره کردن کار سران فتنه به حق بي‌تابي مي‌کردند و از طرف ديگر به حکمت و ژرف‌نگري و تدبير ولايت امر از بُنِ دندان اعتقاد داشتند ولي گذشت زمان نشان از حکيمانه بودن تدبير ولايت امر دارد به گونه‌اي که براي ملت" ليطمئن قلبي" ايجاد نمود.

13- آيا مي‌شود (با قطع نظر از مراتب فضل) بين" هل من ناصر ينصُرُني" ابا عبدالله الحسين(ع) و " اَينَ عَمّارِ" آقا، تفاوتي قائل شد؟ حماسه 9 دي امتداد غدير و عاشوراست. 9 دي فريادي دگر بار بر سقيفه است، 9 دي فريادي است بر قضاوت‌هاي ناحق ابوموسي اشعري و سهم خواهي‌ها و ويژه خواري‌هاي طلحه و زبير. 9 دي واگويه‌هاي عبرت‌هاي عاشوراست. اصلاً 9 دي خودِ غدير است و خودِ عاشورا، چرا که 9 دي علت مبقيه غدير و علت خونخواهي واقعه عاشوراست.

9 دي را بايد زنده نگاه داشت همانگونه که 22 بهمن را، همانگونه که عاشورا را و همانگونه که غدير را. اگر چه در مراتب فضيلت بين اين مناسبت‌ها فرق است، ولي در ماهيت موضوع عقلاً، منطقاً و نوع حدوث، هيچ فرقي نيست.

14- اگر چه نقطه کانوني فتنه، جاه طلبي‌ها و عقده گشايي‌هاي چندين ساله و همچنين سبکسري‌ها و بيسوادي و تهي مغزي دو عنصر معلوم الحال است که مي‌شود عنصر ديگر با تذبذب فکري و دگرديسي سياسي را به آن دو افزود، ولي جريان فتنه بلحاظ کانوني سه ضلع يک مثلث شوم را تشکيل مي‌دهد. يک ضلع اين مثلث، نقطه کانوني فتنه که نوعاً سه عنصر معلوم الحال اشاره شده مي‌باشند، ضلع ديگر اين مثلث، کانون فکري فتنه که ريشه در تئوري پردازان انقلاب‌هاي مخملي در خارج از کشور دارد و ضلع سوم اين مثلث کانون مديريت و هدايت فتنه بود.

آيا به اين انديشيديم که چرا بعضي از ساکتين روزهاي فتنه و مدعيان امروزي مخالفت با فتنه سعي دارند القاء کنند و صراحتاً همراه با تأکيد، سران فتنه را صرفاً موسوي و کروبي عنوان مي‌کنند؟ آيا جز اين است که مي‌خواهند نسبت به ضلع کانوني و محوري مديريت و هدايت فتنه ردّ گم کنند؟ فَاعتَبِروُا يا اوُلي الابصار.

15- آيا فکر کرديم که قرينه تراشي براي جريان فتنه چرا و چگونه کليد خورد؟ و اين قرينه تراشي چگونه برخي از دوستان اصول‌گرا را ( بدون اينکه اين دوستان خودشان بخواهند) با خود همراه کرد؟ و در ادامه وقتي که فضا را مسموم، مشوه و مساعد ديدند، قرينه ساختگي فتنه را خطرناکتر از اصل جريان فتنه نشان دادند و افکار عمومي را به اين سمت هدايت کردند تا کانون مديريت و هدايت فتنه در اذهان به فراموشي سپرده شود؟ تا اينجاي کار يک بحث، ولي مساله مهمتر و دردناک‌تر اين‌که در اين فراموشاندن اذهان و مورد غفلت قرار دادن کانون مديريت و هدايت فتنه، برخي از مؤثرين جريان اصول گرايي خود را به تغافل زدند! البته اين‌که اين قرينه ساختگي چيست؟ چگونه و از کجا پيدا شد، حديث مفصلي است که:

شرح اين هجران و اين خون جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر

16- چشم فتنه کور شد، پاي فتنه فلج شد، دست فتنه شکست، قواي دراکه فتنه در کُماي مرگبار فرو رفت... ولي قلب فتنه نمرد و از سوي کانون مديريت و هدايت فتنه هر از چند گاهي پمپاژ مي‌شود.

شايد بتوان زبان حال و زبان قال همه مردم و همه سليقه‌هاي درون ملت که در حماسه 9 دي تجميع شده‌اند در انجام تکاليف ديني و اجتماعي نسبت به ولايت امر را اينگونه از زبان قصيده سراي نامي ايران، زنده ياد نظامي گنجوي بيان کرد که:

جهاندار اگر زانکه فرمان دهد زما هر که خواهد بر او جان دهد

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین