کد خبر: ۶۸۲۰۱۹
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۴
تحلیلگران ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی بخوانند
شبکه های تلویزیونی خارج از کشور از جمله ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی، سعی دارند که وضعیت بورس اوراق بهادار تهران را غیر واقعی، حباب گونه و زیان آور برای سهامداران ارزیابی کنند و از استقبال مردم به بازار سرمایه که مورد تاکید دولت ها و کارشناسان در چند دهه اخیر بوده، ابراز تعجب کرده و با تحلیل های مختلف سعی دارند که آن را غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند.

گروه اقتصادی: شبکه های تلویزیونی خارج از کشور از جمله ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی، سعی دارند که وضعیت بورس اوراق بهادار تهران را غیر واقعی، حباب گونه و زیان آور برای سهامداران ارزیابی کنند و از استقبال مردم به بازار سرمایه که مورد تاکید دولت ها و کارشناسان در چند دهه اخیر بوده، ابراز تعجب کرده و با تحلیل های مختلف سعی دارند که آن را غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند.

از رفتار پونزی بورس های جهان تا حمایت مردم از بازار سهام در شرایط فشار حداکثری


به گزارش بولتن نیوز، کارشناسان اقتصادی این شبکه ها از جمله مهرداد سید عسگری، احمد علوی، آرزش آزرمی، آرش حسن نیاز و فریدون خاوند در اوج رشد شاخص بورس و همچنین در نوسانات شاخص کل بورس که با طبیعت بورس در تمام کشورهای جهان مطابقت دارد دائم رشد را حباب گونه و کاهش قیمت سهام را نشانه زیان سهامداران ارزیابی می کنند.


این تحلیل گران باید توجه داشته باشند که مانند بورس های معتبر جهان و دوره های مختلف تاریخی از بحران 1929 تا کنون که انواع نوسان ها و تحولات اثر خود را روی بورس گذاشته و در دوره هایی با پیش خور کردن اثر تحولات سیاسی و اقتصادی شاهد رشد بورس بوده و در دوره هایی متاثر از جنگ و کرونا و جنگ های تجاری شاهد سقوط سهام بوده اند، بازار سهام ایران نیز متاثر از تحولات اقتصادی است و وقتی هزینه مبادله و تحریم اثر خود را روی قیمت دارایی و نقدینگی و تورم می گذارد طبیعی است که قیمت سهام نیز رشد کند.


همچنین باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها روند های پونزی و سوداگری عامل رشد برخی بازارها بوده و پس از مدتی حباب های سهام ترکیده و باعث سقوط قیمت ها شده است و لذا این ذات و طبیعت بورس است که اولا نوسان داشته باشد و دوما تحت تاثیر تحولات با پیش خور کردن اثر مناسبات سیاسی و اقتصادی، قیمت ها را به صورت هیجانی افزایش و در مقطعی دچار سقوط و کاهش کند و لذا امکان برقراری دقیق تعادل بازار متناسب با رشد اقتصادی و تورم و سود بخش صنعت و طرح های اقتصادی نیست.


اما آنچه مسلم است سیل میلیاردها نفر سهامدار در جهان در بازارهای مختلف، نشان دهنده اعتبار بازارسرمایه به عنوان بازاری شفاف است که تمام اطلاعات آن در تالار شیشه ای جلوی چشم سهامداران و مردم و رسانه هاست و حتی اگر اطلاعات نهانی، غیر قابل پیش بینی یا محاسبات غلط هم وجود داشته باشد و عده ای تخلف کنند، بازهم کسب سود آن موجب می شود که عده ای با سهام خرد و عمده خود در بازار بمانند.


در اقتصاد ایران نیز مانند همه اقتصادهای آزاد جهان، در کنار بازارهای پول، کار و کالا، وجود یک بازار قدرتمند سرمایه ضروری بوده و بر آن تاکید شده و به دلایل مختلف سهم این بازار تاکنون محدود بوده است و این که در شرایط تحریم میلیون ها نفر و هزاران میلیارد تومان به سمت این بازار آمده اند نشانه آن است که مردم و کارشناسان و فعالان اقتصادی به صورت هوشمندانه ای از تمام ظرفیت های اقتصاد استفاده می کنند و از آنجا که در گذشته از بازارهای مختلف دارایی مانند بانک ها و موسسات مالی، طلا و ارز، مسکن و خودرو ... استفاده کرده اند اکنون جذب بازاری شیشه ای همراه با اطلاعات روز، شفاف و با ویژگی جذب سرمایه های خرد شده اند تا ارزش پول خود را حفظ کرده و سود ببرند.


دولت و کارشناسان نیز باید از این شرایط جهت تقویت بازار سرمایه جهت ایجاد یک شبکه تامین مالی قدرتمند برای صنعت و طرح های اقتصادی استفاده کنند و به تقویت آن همت کنند. زیرا چنین بازاری نه تنها راه و رسم سهامداری، کسب اطلاعات، شاخص های فنی، محاسبات اقتصادی و اطلاعات مالی را به سهامدار می آموزد، بلکه می تواند فرهنگ دموکراسی و اطلاع رسانی و آزادی اطلاعات و مبادله دیدگاه با دیگران و ارزیابی رفتار و عملکرد شرکت ها و افراد را به سهامداران بیاموزد و نظارت مردم و سهامداران و رسانه ها بر بورس و اقتصاد و مسوولان را تقویت کند.


چنین مکانیزمی در ابتدای راه ممکن است که با مشکلاتی مواجه شود اما به تدریج از هیجان و شتاب آن کاسته خواهد شد و رفتار معقول و ثبات و تعادل و میانه روی بر آن حاکم خواهد شد.


تحلیل گران ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی به جای آن که تماما ارزیابی خود را از وضعیت بورس منفی اعلام کنند، باید توجه داشته باشند که سهامداران با نوعی هوشمندی بازار سهام را انتخاب کرده اند و به دنبال رشد نرخ ارز، تحریم های اقتصادی و رشد نقدینگی در سال های اخیر، مردم و فعالان اقتصادی که به دنبال سرمایه گذاری در بازارهای مختلف دارایی برای کسب سود و حفظ ارزش پول خود بوده اند، بازار سرمایه را از چند جهت مناسب ارزیابی کرده و به تدریج در سال های اخیر با بورس آشنا شده و سهامداران جدید به جمع فعالان بازار سرمایه پیوسته اند.


نکته اول این است که هر کس با هر مقدار خرید سهم و با هر سرمایه کوچک و بزرگی می تواند وارد بورس شود، اطلاعات شرکت ها و معاملات سهام به صورت شفاف در اختیار مردم است و لذا موضوع غیر شفاف و پنهانی وجود دارد. سوم این که هر سال گزارش مجمع و گزارش ماهانه و فصلی روی کدال بورس به اطلاع مردم می رسد و انواع کارشناس رسمی، اقتصاددانان و مشاوران و خبره ها به تحلیل وضعیت سهام اقدام می کنند.


موضوع دیگر این است که دولت سال هاست تاکید دارد که اقتصاد ایران باید از وضعیت بانک محور خارج شده و تامین منابع باید از طریق بورس انجام شود و اتکا واحدهای اقتصادی نباید تنها به بانک ها باشد. در نتیجه به دنبال تحولات و قوانین و بخش نامه ها و شیوه ها و ابزارهای مختلف دو دهه اخیر، مردم و رسانه ها سال هاست که در تحلیل و اطلاع رسانی بورس نقش داشته اند. براین اساس به دنبال نوسانات بازار ارز و طلا، موسسات غیرمجاز بانکی و نوسان قیمت مسکن و... سهامداران خرد و صاحبان منابع کوچک و متوسط به دنبال مسیری جهت حفظ ارزش پول خود و کسب سود بوده و در نتیجه بازار سرمایه را انتخاب کرده اند.


در کنار این موضوعات به دنبال افزایش نرخ ارز، تجدید ارزیابی دارایی شرکت ها از جمله زمین، ساختمان، ماشین آلات و موجودی انبار و... موجب شد که ارزش ریالی سهام این شرکت ها در مقایسه با نمونه خارجی آن یا در منطقه، به روزرسانی شود و قیمت هایی که سال ها به دلیل پایین بودن نرخ ارز در سطح پایینی بوده اند، رشد کرده و رشد قیمت سهام را موجب شدند.


از سوی دیگر، اقدام دولت و موافقت مقام رهبری در مدیریت سهام عدالت، موجب شد که حدود 40 میلیون سهامدار جدید به جمع سهامداران قبلی اضافه شوند. تعداد سهامداران از حدود 7 میلیون در چند سال قبل اکنون به بالای 55 میلیون نفر رسیده است و جامعه ایران خانواده بزرگ سهامداران را تشکیل داده اند.


هر چند که در چنین شرایطی توصیه می شود که سهامداران باید مشاوره داشته باشند و از خبرگان واهل فن و اطلاعات شرکت ها بهره ببرند و شاخص های فنی را در نظر بگیرند تا زیان نبینند اما در عین حال باید توجه شود که انبوه جمعیت حاضر در بورس خود به سرمایه ای بزرگ برای بورس تبدیل شده و پایه های بازار سرمایه را تقویت کرده است. در چنین شرایطی بازارسازان و شرکت های حقوقی و دولت باید با عرضه های اولیه یا خرید و فروش به موقع در کنار مردم باشند تا اجازه نوسانات شدید را به قیمت ها ندهند.


همچنین همان طور که بازار ارز با رشد بالای قیمت ها در برخی دوره ها و همچنین پیش خور کردن قیمت ها مواجه شده و قیمت ها بیش از رشد نقدینگی و تورم بالا رفته و سپس با ورود بانک مرکزی و دولت و کنترل های مختلف، قیمت دلار کاهش یافته و به سطح پایین تری آمد. در سایر بازارهای دارایی مانند طلا و سهام نیز چنین اتفاقی طبیعی است. حتی در شرایط ویروس کرونا در اقتصاد جهان بارها قیمت سهام بازارهای بزرگ جهان و قیمت طلا افزایش و کاهش داشته است و هیچگاه یک روند ثابت نداشته است و این طبیعت بازارهای دارایی است.


لذا پس از یک دوره یک و نیم ساله رشد بالای بورس که به دنبال تحریم ها و رشد نرخ ارز، رشد نقدینگی و تورم رخ داده است، طبیعی است که در مقطعی به دلیل پیش خور کردن قیمت ها و یا به دلیل عوامل سیاسی خارجی و عوامل اقتصادی، با کاهش مواجه شود و از کانال 1 میلیون و 900 هزار به یک میلیون و 600هزار عقب نشینی کند.


این عقب نشینی به مراتب کوچکتر و کمتر از سقوط بزرگ بازار سهام در اقتصاد کشورهای غربی و اروپا و آسیا است و کاهش و افزایش شاخص ها در بورس ایران اصلا قابل مقایسه با نوسانات شدید بورس در کشورهای جهان نیست.


براین اساس، عده ای سعی دارند که در شبکه های خارجی، اینگونه تحلیل کنند که اولا افزایش قیمت سهام که متاثر از تحولات سال های اخیر و تغییر فضای کسب وکار ایران است و به دلیل نرخ ارز، رشد نقدینگی و سایر شاخص ها رخ داده را حباب معرفی کنند و همچنین کاهش آن را زیان سهامداران خرد ارزیابی نمایند.


این در حالیست که برخی از این کارشناسان سعی دارند که شاخص های دوره های عادی بورس مانند نسبت به قیمت را برای تحلیل دوره های تغییر فضای کسب وکار و تحریم به کار بگیرند. در حالی که در دوره تحریم، به دلیل رشد هزینه مبادله و تحریم های بانکی و نفتی، 6 برابر شدن نرخ ارز و... نمی توان انتظار داشت که همان شاخص ها کاربرد داشته باشد. زیرا متناسب با رشد نرخ ارز، نیاز اقتصاد به نقدینگی بیشتر و از همه مهمتر حفظ ارزش پول و کسب سود، مردم به قیمت سهام بیش از سود توجه دارند و لذا ارزش سهام ودارایی شرکت ها را متناسب با تحولات سال های اخیر تحلیل می کنند و تنها به کسب سود سالیانه دوره تحریم توجه ندارند. در نتیجه نسبت قیمت به سود سهام به عددهای بزرگتر میل کرده است.


به عبارت دیگر، ظرف سه سال و تحت تاثیر تحریم و هزینه های مبادله و نرخ ارز و... قیمت دارایی ها رشد کرده اما کسب سود شرکت ها به تحولات و فضای کسب وکار متفاوت و زمان بیشتری برای رشد سود نیاز دارد. در نتیجه در گام اول تغییر قیمت ها، ابتدا قیمت دارایی رشد می کند و بعد در مراحل و سال های بعد وضعیت سود شرکت ها نیز تغییر خواهد کرد و لذا در شرایطی که رشد اقتصادی منفی است انتظار سود بالا نمی رود بلکه حفظ ارزش پول و قیمت دارایی ملاک تحولات بورسی است.


هر چند که در هجوم نقدینگی و هیجان بورس، ممکن است که سهم برخی شرکت ها با حباب مواجه شود، اما این موضوع به معنای حباب برای کل بورس و اقتصاد نیست. زیرا اگر نقدینگی در اقتصاد نباشد خرید و فروشی شکل نمی گیرد. یک طرف خریدار و طرف دیگر فروشنده است و لذا نقدینگی در این بازار به صورت واقعی در حال گردش است.


البته بخشی از سرمایه ها به سمت سوداگری و سفته بازی حرکت می کنند و بین بازار سهام، ارز و طلا و خودرو، مسکن و بانک ها در حال حرکت هستند و تنها به دنبال کسب سود کوتاه مدت هستند و مسوولان باید مراقب سفته بازان و سوداگران و اثر فعالیت آنها بر بازار سرمایه باشند اما سهم آنها به اندازه ای نیست که 50 میلیون سهامدار خرد را تحت تاثیر قرار دهد و اگر مردم در بازار بمانند و با آگاهی فعالیت کنند، سوداگران نمی توانند بورس را از مدار ثبات خارج نمایند.


براین اساس، باید توجه داشت که اگر حرکت بورس و شاخص ها براساس واقعیت ها و اطلاعات درست و بدون هیجان باشد، می توان امیدوار بود که بیش از 50 میلیون سهامدار و هزاران میلیارد تومان سرمایه این بازار، همچنان به حرکت خود ادامه دهد. زیرا هیچ بازاری توان جذب این همه نقدینگی را ندارد و بازار ارز و طلا و مسکن و بانک ها به اندازه بورس جذاب نیست و براین اساس سهامداران با توجه به محدودیت سود و سرمایه گذاری و درشت بودن رقم خرید و فروش بازار مسکن، ترجیح می دهند که در بازار سهام باقی بمانند.

برخی تحلیل گران وضعیت بورس را سازمان یافته از سوی حاکمیت معرفی کرده اند. هر چند که دولت وظیفه دارد که بازار سرمایه را به عنوان یکی از چهار بازار اصلی اقتصاد تقویت کند و سهام عدالت، عرضه های اولیه و سهام دولتی عامل عمده ای در رشد بازار سهام بوده است اما وجود 55 میلیون سهامدار در بورس نمی تواند یک کار سازمان یافته تلقی شود زیرا مردم و میلیون ها نفر سهامدار تنها به حرف دولت یا منتقدان دولت گوش نمی دهند بلکه منافع و سود خود را تشخیص داده و اقدام می کنند.


برخی کارشناسان شبکه های خارجی گفته اند که بورس سقوط کرده و سهامدار زیان می بیند. در این زمینه نیز باید گفت که اولا طبیعت بورس در تمام جهان با نوسان و فراز و نشیب مواجه است و افزایش و پیش خور کردن ارزش سهام در آینده متناسب با انتظارات تورمی و رشد قیمت ارز و... یا کاهش آن به دلایل اخبار سیاسی و تحولات اقتصادی را نباید نشانه سازمان یافته بودن رشد یا زیان سهامداران تلقی کرد زیرا کسب سود در چنین بازاری قطعا بیش از زیان کاهش قیمت است و همانگونه که سهامداران سود می برند ممکن است با کاهش درآمد یا سود مواجه شوند و این موضوع به معنای زیان همه سهامداران نیست و اگر کسی تازه وارد باشد و یا سهام با قیمت بالا خریداری کرده باشد و در همان مقطع با کاهش قیمت مواجه شود زیان می بیند اما بقیه بازار در واقع با کاهش درآمد نسب به دوران اوج و یا سود کمتر مواجه می شوند نه زیان.


نکته دیگر این است که ویِژگی اصلی بازار سهام این است که افراد حداقل برای یک دوره چند ماهه و چند ساله در بازار بمانند و موقتی و کوتاه مدت به بازار وارد نشوند و انتظار کسب سود در دوره کوتاه نداشته باشند زیرا اگر در بازار باقی بمانند متاثر از تحولات اقتصاد از سود و رشد قیمت سهام منتفع خواهند شد. براین اساس این تصور که سهامداران خرد همگی زیان می بینند غلط است و تنها عده محدودی که در اوج وارد شده و مدتی بعد با کاهش قیمت ها مواجه می شوند ممکن است زیان ببینند.


لذا چنین بازاری با این همه ارزش بازار و معاملات و سهام و میلیون ها سهامدار نمی تواند فقط با زیان مواجه شود و حرف غیر منطقی است اگر تصور کنیم همه سهامداران خرد زیان ده خواهند بود. اگر تنها به سهامداران سهام عدالت توجه شود ظرف مدت چند ماه دارایی آنها چند برابر شده و بدون پرداخت وجه سود برده اند. حال چگونه می توان سهامداران خرد را زیان ده دانست.


البته کسانی که خودرو، مسکن و سرمایه در گردش شرکت خود را به بورس برده اند کار اشتباهی می کنند زیرا نباید همه سرمایه را در یک سبد قرار داد و شایسته است که کار مولد و خلق ارزش و تولید بهتر از خرید و فروش سهام ارزیابی شود و افراد بخشی از پول خود را صرف بورس کنند و از سهام متنوع و طبق نظر کارشناسان خریداری کنند. تا در زمان کاهش قیمت ها همه دارایی خود را بر باد رفته تلقی نکنند.

موضوع دیگری که تحلیل گران شبکه های بیگانه به آن پرداخته اند این است که سهامدار عمده و خرد را جدا کرده و سهامدار عمده را نابود کننده سهامدار خرد ارزیابی کرده اند. هر چند که در ابتدای اقبال مردم به بورس، حقوقی های بازار و دولت فروشنده سهام بوده اند و سهامداران خرد خریدار سهام هستند. اما این موضوع به این معنا نیست که سهامدار عمده تنها سود برده و سهامدار خرد سودی نبرده است. واقعیت این است که در دو دهه اخیر سهامداران خرد بسیاری بوده اند که سال هاست در بازار حضور داشته و بدون آن که ملاحظات و ضوابط سهامداران عمده را داشته باشند به هر میزان که تشخیص داده اند سهام خریداری کرده اند و سود برده اند.


لذا تفکیک سهامدار عمده و خرد در کسب سود غلط است و همان طور که سهامدار خرد ممکن است سود یا زیان ببیند. سهامدار عمده نیز ممکن است که سود یا زیان ببینند. ضمن این که در مسیر رشد شاخص سهام از دو دهه اخیر تاکنون، در مجموع سهامداران سود برده اند زیرا علاوه بر اثر تورم و رشد نقدینگی و ارزیابی شاخص ها براساس تحولات اقتصادی، کسب سود و فعالیت شرکت ها نیز به سهامدار نفع رسانده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین