کد خبر: ۶۸۰۵۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
سازمان سیا به روایت بازجوی سیا

شغل ما نقض قانون کشورهای دیگر بود

شغل ما این بود که قوانین دیگر کشورها را نقض کنیم و در بخش خاکستری سیاست رشد و پرورش یابیم و به محدوده آن چه که قانون ما اجازه می‌دهد، وارد شویم.
 
به گزارش خبرگزاری فارس، کتاب "بازجو" نوشته "گلن ال. کارل" که خود از بازجویان سازمان سیا بوده روایتی از سازمان سیا و عملکرد آن در قبال مضنونین به عملیات های به اصطلاح تروریستی است.
این کتاب داستانی از مهمترین مأموریت نویسنده در طی دوران بیست و سه ساله خدمتش به عنوان عضوی از سرویس مخفی سازمان سیا به شمار می‌رود.
کتاب بازجو که داستان ناراحتی و ترس و سردرگمی است، ارایه کننده نگاهی تکان دهنده‌ و ترسناک از دنیای جاسوسی مرکز حقوق بشر جهان! است.
 
خبرگزاری فارس: شغل ما نقض قانون کشورهای دیگر بود

 
کارل به مدت بیست و سه سال به عنوان یکی از اعضای سرویس مخفی سازمان سیا مشغول بود که در سال 2007 و هنگامی که پست معاونت افسر اطلاعات ملی در امور تهدیدات فراملی را برعهده داشت، بازنشسته شد و اکنون در واشنگتن‌ زندگی می‌کند.

خبرگزاری فارس به جهت تازگی، سندیت و اهمیت موضوع اقدام به ترجمه کامل این کتاب نموده که بصورت سلسله وار منتشر می‌شود.
 
* شغل ما نقض قانون کشورهای دیگر بود

شغل ما این بود که قوانین دیگر کشورها را نقض کنیم و در بخش خاکستری سیاست رشد و پرورش یابیم و به محدوده آن چه که قانون ما اجازه می‌دهد، وارد شویم. ما ایجاد شده بودیم که کارها و وظایف سخت انجام دهیم اما نه این که همواره در چارچوب پارامترهای تعریف شده، عمل کنیم اما ما در برابر اقدامات خودمان و مقابل سران سیاسی و قانون کشورمان پاسخگو می‌بودیم. ما به شخصه قرارداد بسته بودیم که از جامعه و قانون کشور خود دفاع کنیم نه این که تنها در دیگر کشورها دست به ماجراجویی بزنیم. بازجویی از یک تروریست که یک دستگاه اطلاعاتی خارجی گمان می‌کند که .....(سانسور) ممکن است سازمان سیا و من به عنوان افسر این سازمان را به عمق رفتار قانونی و غیرقانونی و فراتر از آن چه پیش ببرد که به اعتقاد من این سازمان در طول دوران کاری من عمل کرده بود. فراتر از آن چه که این سازمان تا آن زمان و تا آنجایی که من می‌دانم در رفتار خود با بازداشت شدگان یا در تلاش برای کسب اطلاعات بیشتر عمل کرده بود. دستکم این که من و همکارانم وارد قلمرو تازه‌ای می‌شدیم. ما افسران موردی [بازجو] بودیم نه شکنجه‌گر و حتی با کسانی که کارشان بازجویی بود، همراه نبودیم.

* در دوران آموزش، خود ما نیز مورد بازجویی قرار می‌گرفتیم

سال‌ها پیش و در دوران آموزشی، خود من هم مورد بازجویی قرار گرفته‌ بودم تا مرا برای آن چه که ممکن بود در خارج از آمریکا برایم پیش آید، آماده کنند. تجربه سختی بود حتی با وجود این که شرایط کنترل شده بود و شما می‌دانستید که این بازجویی‌ها تنها جنبه آزمایشی و تمرینی دارد. تا آنجایی که من می‌دانم، بخش مدیریت عملیات سازمان سیا چندین دهه بود که چنین کاری [بازجویی از مظنونین تروریستی در خارج از آمریکا] انجام  نداده بود. پارامترهای کارمان برایم مشخص نبودند با این حال، آن چه که به من گزارش می‌شد، برایم روشن کرد که ما اکنون از معیارهایی استفاده می‌کنیم که بر خلاف آن  چه است که به ما  آموزش‌ داده شده و به آن عمل کرده‌ایم و تا آستانه نقض تعهدات و قسمنامه‌ای که در تمام طول دوران شغلی ما هدایتگر و راهنمای ما بوده‌اند، پیش می‌رفت. حملات 11 سپتامبر واقعاً قید و بندها را از سر راه ما برداشته بود و این اتفاقی است که در جنگ می‌افتد. این فکری بود که به ذهن من هنگام گوش دادن به توضیح و گزارش همکارانم درباره آن چه که ما در حال انجام آن هستیم و از من نیز توقع می‌رفت که این کارها را بکنم، خطور می‌کرد.
پرسیدم: آیا باید پا فراتر از آن چه که در آموزش SERE آموخته‌ایم، بگذاریم؟ (SERE مخفف کلمات بقاء، اجتناب از اسارت، مقاومت و فرار بود. این برنامه‌ای است که از مدت‌ها پیش توسط ارتش آمریکا طراحی شده تا به افراد آموزش داده شود چگونه در زمان دستگیر شدن در برابر دشمن دوام آورده و مقاومت کنند. این شیوه ها تا حدود زیادی بر اساس تجربیات گذشته زندانیان جنگی آمریکا و همپیمانانش بنا نهاده شده‌اند. بخشی از این دوره آموزشی دربرگیرنده چگونگی کسب آمادگی برای مقاومت دربرابر بازجویی‌ها بود. برنامه آموزشی SERE از طریق دستورالعملی معروف به دستورالعمل "کوبارک" KUBARK به عنوان اصول غیررسمی برای روش‌های بازجویی در جنگ جهانی با تروریسم تبدیل شد.)
"ویلمینگتون" [معاون مرکز ضدتروریسم سازمان سیا] گفت: ما از او بازجویی می‌کنیم.
این پاسخ در کنار حرف‌هایی که تا آن لحظه زده شده بود، پاسخ مثبت به سوال من بود.
پرسیدم: به فرض که رابط‌های ما کاری با کپتوس [عضو ارشد القاعده که مورد بازجویی است] کردند که من آن را .... قلمداد کنم. آیا قابل قبول نخواهد بود؟
ویلمینگتون نگاهی به من انداخت و با چهره‌ای بی روح گفت: بسیار خوب! فقط از اتاق بیا بیرون البته اگر خودت احساس می‌کنی که لازم است این کار را انجام بدهی. آن وقت دیگر شاهد ماجرا نخواهی بود. اینطور نیست؟ به این صوتر شما نیز در هیچ کاری همدست نخواهی بود.
 
* افسران سیا تمایل ندارند مأموریت‌هایی که مقامات بالا تعیین می‌کنند را به چالش بکشند

مکالمات ما آرام اما پرتنش شده بود. نمی‌خواستم عنصری ناهمگون با مأموریتی که به ما محول شده بود، به نظر برسم. روی این پرونده به خوبی کار شده بود. افسرانی که به کار ورود پیدا می‌کنند در همان مرحله اول اقدام به چالش کشیدن آن چه که توسط حوزه کاریشان، شعبه یا دفتر یا بخش مدیریت عملیات تدوین شده،‌ نمی‌کنند. بخصوص در مورد پرونده‌هایی که اولویت و اهمیت آنها بسیار واضح باشد و دستور آن از سوی مقامات بالا صادر شده باشد. من تمایل نداشتم و در عین حال از آگاهی لازم برخوردار نبودم که این کار را به هر طریقی که شده انجام دهم. هر افسر نجیبی اول از همه تلاش می‌کند بفهمد اوضاع از چه قرار است و موقعی درباره پرونده صحبت می‌کند که به تدریج به اعتباری در آن موضوع دست یافته باشد و این امر با کار کردن روی پرونده و رسیدن به درک درستی از پارامترها و سابقه این پرونده به دست می‌آید. لازم است که یک افسر قبل از هر چیز به پرونده‌ ورود کرده و مسئولیت‌های آن را پذیرا باشد تنها در این صورت است که او می‌تواند قابلیت و اختیار لازم برای ارزیابی درباره چگونگی اداره پرونده را به دست آورد.
 
* بیشتر اوقات در انجام مأموریت محوله دچار کاغذبازی می‌شدیم

ماموریت ما و حضور ما در بخش مدیریت عملیات سیا این بود که از عهده کارهای سخت برآییم. حداقل، این آن چیزی بود که ما پیش خود تصور می‌کردیم. بیشتر مواقع شغل ما درگیر بوروکراسی و کاغذبازی اداری، نادیده گرفتن مسئولیت‌ها و ناکامی‌هایی می‌شد که معرف شغل ما بود. بخش مدیریت عملیات سیا یک سازمان محتاط و ملاحظه‌کار است. این بخش زمانی شیوه تهاجمی می‌گیرد که همه جوانب امر و جزئیات وظیفه محوله را سبک و سنگین و ارزیابی کرده باشد.
 
* کار من متفاوت با وظایف عادی یک بازجو بود

چالش‌هایی که اکنون پیش روی من بودند متفاوت با کار عادی یک افسر موردی [بازجوی معمولی] است. این کار اساساً متفاوت با تلاش برای دستیابی به اطلاعات درباره کارهای یک دولت خارجی در ارتباط با یک موضوع خاص دیپلماتیک است. ما در جنگ بودیم. هزاران نفر از مردم در نیویورک و پنتاگون و پنسیلوانیا به در آتش و دو سوخته بودند. من و همسرم بسیاری از قربانیان حملات 11 سپتامبر را می‌شناختیم. یکی از آنها هنگام ریزش برج اول تجارت جهانی در کف ساختمان گرفتار شد و دو خانم جوان نیز در میان پنجره‌های رستوران جهانی در طبقه آخر برج مرکز تجارت جهانی گرفتار آمدند و در آتش سوختند. همه آمریکایی‌ها – و شاید ما که در سازمان سیا بودیم بیش از هر کسی در آمریکا – از این حملات خشمگین شده و عزم خود را جزم کردیم تا کسانی که هموطنان ما را کشته بودند و سال‌ها به آمریکایی‌ها حمله کرده بودند، نابود کنیم. من داشتم به خط مقدم نبرد فرستاده می‌شدم و در حال تبدیل شدن به بخشی از بازوی انتقام گیرنده و حفاظتی سازمان سیا بودم و به نیابت از همه به القاعده حمله می‌کردم. می‌خواستم از آن حرامزاده بازجویی کنم و نقش مهمی در عملیات ضدتروریسمی که همه در حال انجام آن بودیم، ایفاء کنم.
 
* از شغل کارمندی استعفاء داده بودم تا عضو سیا شوم چرا که شغل معمولی نمی‌خواستم

من به استخدام سازمان درآمده بودم تا دامنه و محدوده هوش، دانش، تجربه، توانایی جسمی، توان روانی و حوزه اخلاقی خود را بیازمایم. من شغلی معمولی نمی‌خواستم. من از شغل خود به عنوان کارمند بانک استعفاء دادم تا همه استعداد ذهنی و قابلیت‌های خود را به چالش بگذارم. به همین دلیل بود که من از پول بیشتر از آن چه که تا آن زمان در آورده بودم یا به عنوان یک جاسوس می توانستم به دست آورم، فاصله گرفتم. من در جستجو و برخورد با چالش‌های منطقی و وقف کردن خود به آمال و مبانی‌ای بالاتر از نفع شخصی توانستم به حس کامیابی، معنی، انگیزه و هدفمندی دست پیدا کنم.
 
* ورود به پرونده یکی از اعضای ارشد القاعده همان لحظه‌ای بود که منتظرش بودم

واکنش ما به حملات 11 سپتامبر در حال شکل دهی به یکی از تعیین کننده‌ترین لحظات نسل من و به پا خاستن ما در برابر چالش‌های زندگی و دوران ما بود. می‌توانستم حس کنم که ورود به پرونده یک عضو ارشد القاعده احتمالا یکی از آن لحظات نادری را رقم خواهد زد که من به آن امید داشتم. لحظه‌ای که خمیره و میزان جسارت من در اتخاذ تصمیمات درست و استقبال از وظایف و گزینه‌های سخت را تعیین می‌کرد. این آن چیزی بود که مرا به کسب شغل در سازمان سیا کشانده بود. من به دنبال چالش‌هایی بودم که برای آنها پاسخ‌های درستی در کار نباشند و کاری شدنی نباشند. اما این که نشان دهی آدمی هستی که شکست دادن تو سخت است، اقدامی ساده لوحانه است چرا که هیچ راهی برای واکنش به یک موضوع حرفه‌ای که مملو از ابهام باشد و در آن تردیدها و سوالات اخلاقی و شاید هم قانونی در میان باشد، وجود نداشت. نشان دادن جدیت تا به آن اندازه تصنعی کاری آسان،‌ گستاخانه و به دور از اندیشه و فکر بود. نمی‌خواستم خود را چنان جدی نشان دهم تا بگویم به درد کار می‌خورم. این واکنشی به دور از اندیشه به وضعیتی بود که ناشی از تعهدات دردساز بود و ارزشش را نداشت. رویکرد مردسالارانه و زور بازو نشان دادن نه نشانه شجاعت بود و نه نشانه قضاوت و برداشت. این مکالمه و این پرونده یکی از مهمترین لحظات شغلی من بودند. لازم بود اوضاع را درست کنم و حکمی صادقانه و درست را به اجرا گذارم تا بتوانم در مواقعی که ارزش‌ها و اهداف در کشمکش با هم هستند عملکرد واضح و درستی داشته باشم. عملکرد درست در جاهایی که ممکن است اصلاً گزینه درستی در کار نباشد اما با این حال یک فرد باید بتواند یک گزینه را انتخاب و به آن عمل کند.
 
* سیا در اواخر دهه 1970 با رسوایی جاسوسی از شهروندان و ترور آنها دست به گریبان بود

همه این افکار در لحظه کوتاهی که مکث داشتم به ذهنم رسید. ویلمینگتون منتظر بود.
من خود را اندکی متعجب نشان داده و پاسخ دادم: ما این جور کارها را انجام نمی‌دهیم.
ویلمینگتون با صدایی یکنواخت گفت: اما اکنون انجام می‌دهیم.
سکوت فضا را فرا گرفت. او ادامه داد: نظرت درباره EQ12333 (دستورالعمل شماره 12333) چیست؟ ما هرگز آن قبیل کارها انجام نداده بودیم. سازمان هرگز چنین کارهایی انجام نداده بود. حداقل این بود که می‌بایست حکمی [از سوی رئیس جمهور] می‌گرفتیم.
ذهن من به شدت درگیر بود با وجود آن که هر دوی ما با لحنی ملایم‌تر و کنترل شده صحبت می‌کردیم. دستورالعمل شماره 12333 که در سازمان سیا از آن با عنوان دستورالعمل "ای کیو 12333" یاد می‌شود یکی از دستورالعمل‌های مرجع در زمینه قانون و مقررات درباره مسایلی است که سازمان سیا می‌تواند یا نمی‌تواند انجام دهد و می‌گوید که چه کاری قانونی است و چه کاری قانونی نیست. این دستورالعمل در اواخر دهه 1970 و پس از آن تصویب شد که افشاگری‌هایی توسط کمیته "چرچ و پایک" درباره این که سازمان سیا در طرح ترور افراد دست دارد و علیه شهروندان آمریکایی اقدام می‌کند از جمله این که از آنها جاسوسی می‌کند، انجام گرفت. این دستورالعمل ترور کردن و هر گونه عمل جاسوسی از آمریکایی‌ها را غیرقانونی عنوان کرده و نظارت کنگره را بر جامعه اطلاعاتی آمریکا لحاظ می‌کند و مقرر می‌سازد که پیش از انجام هرگونه تجسس و اقدام پنهانی علیه آمریکایی‌ها نیاز به دریافت مجوز از سوی دادگاه "فیسا"  FISA است. (دادگاه قانون تجسس اطلاعاتی خارجی FISA در نیویورک قرار دارد و مجوز لازم برای انجام عملیات تجسس اطلاعاتی علیه شهروندان آمریکایی را که از سوی دستگاه‌‌هایی مانند پلیس فدرال آمریکا [اف‌بی‌آی]، سازمان سیا و آژانس امنیت ملی درخواست شده باشد را صادر کرده یا آن را رد می‌کند.)
 
* طبق قانون، سیا برای بازجویی از اتباع خارجی می‌بایست حکم ریاست جمهور را کسب می‌کرد

در ارتباط با مبحثی که من با آن سر و کار داشتم، این دستورالعمل EQ12333 ملزم کرده بود که سازمان سیا حکم لازم را از رئیس جمهور بگیرد. مجوزی رسمی و مکتوب مبنی بر این که لازم انجام اقدامی محرمانه در راستای منافع ملی، اقدامی قانونی تشخیص داده شده و کاری است که از سوی رئیس جمهور دستور آن صادر شده است.
این حکم در زمره اطلاعات فوق محرمانه طبقه بندی شده و در زمره اسنادی است که هر کسی در دولت آمریکا امکان دسترسی به آن را ندارد.
 
* برای بخش کاری ما پایبندی به دستورالعمل اجرایی نقشی حیاتی داشت

سازمان سیا بدون کسب مجوز رئیس جمهور نمی‌بایست دست به اقدام سری و مخفیانه می‌زد. این قبیل کارها به امضای شخص رئیس جمهوری آمریکا نیاز داشتند و در زمره مهمترین و حساسترین اقدامات ایالات متحده آمریکا که سازمان سیا مسئول انجام آنها بود، به شمار می‌رفت. این احکام و دستورالعمل‌ اسنادی هدایت کننده و الهام‌بخش برای همه ما که در سازمان سیا فعال بودیم، به شمار می‌رفتند. تعهداتی که ما بر اساس دستورالعمل EQ12333 داشتیم مانند شیر مادر [دارای نقش حیاتی] برای بخش مدیریت عملیات سازمان سیا بود و پایبندی به آن از همان روز اولی که تحت آموزش‌های لازم قرار گرفتیم تا به افسر موردی [بازجو] تبدیل شویم، برایمان تکرار و تلقین می‌شد. سازمان یا ما هیچ کدام دست به اقدام خودسرانه نمی‌زدیم. اگر کسی دست به این کار می‌زد مجازاتش زندان بود. همانطور که من و ویلمینگتون مشغول گفت‌وگو درباره موضوع بودیم، ماجرای مربوط به ایران-کنترا و گرفتاری ناشی از آن برای همکارانم به ذهنم آمدند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۵۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۵
0
0
مضنونین نه! مظنونین .
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین