خوشا آنان که بی سر رفتند !
به گزارش وبلاگستان بولتن نیوز نویسنده وبلاگ طنز سیاسی در آخرین پست خود نوشت:
وقتی برای اولین بار به عکست نگاه کردم، وقتی تن بی سرت را دیدم، دلم لرزید، زبانم قفل شده بود، انگار تمام کلمه ها خجالت می کشیدند برای وصف تو به زبانم بیایند...

تنها در دلم گفتم، خوشا به حالت... خوشا به حالت که در آن دنیا شرمنده ی حسین نیستی... خوشا به حالت که با سر نزد حسین (ع) نرفتی...
امشب، شب عاشوراست...
صدای مکن ای صبح طلوع در همه جای کشور پیچیده...
حسین جان، من وقتی عکس چنین شهدایی را میبینم، خجالت میکشم، احساس شرم میکنم، اینها برای دفاع از اسلام و انقلاب و ناموس ما رفتند و بی سر برگشتند...
درست است که بی سر برگشتند، اما کسی نتوانست به ناموسشان اهانت کند...
یا ابا عبد الله، در وصف تو چه بگویم که هم سرت را از تنت جدا کردند و هم به ناموست اهانت کردند؟!
حسین جان در این ماندم که چگونه می توان در چشمان شما نگاه کرد...
حسین جانم، ما اگر مانده ایم، اگر مردم مان با دست خالی در جنگ تحمیلی دفاع کردند، اگر نوجوان مان به زیر تانک رفت، اگر شهیدان مان بی سر و بی دست و بی پا برگشتند و یا حتی هنوز هیچ تکه ای از آنها برنگشته، تنها به این خاطر است که از بچگی با نام حسین بزرگ شده ایم...
از بچگی، هر گاه جرعه ای آب نوشیدیم، مادرمان به یادمان می انداخت که یا حسین بگوییم...
هر گاه می خواستیم از زمین بلند شویم، با یا علی و یا اباالفضل بلندمان می کردند...
الگوی مادرانمان بی بی فاطمه بوده و هست...
حسین جان، ما هر چه داریم از شما داریم...
یا ابا عبد الله، تو خود میدانی و میبینی که به هر بهانه ای دارند شیعیان تان را می کشند، اخیرا هم یزیدیان زمان ما را تهدید کرده اند! کار به جایی رسیده که وهابی ها هم برای ما دندان تیز کرده اند!
حسین جان، تو خود میدانی که ما اهل کوفه نیستیم... ما پای بیعتمان تا آخر خواهیم ماند... تا آخرین قطره ی خونمان را فدای امام زمانمان خواهیم کرد...
اما از اللهم عجل لولیک الفرج گفتنمان، میترسم... یا ابا عبد الله، شما را منتظرانت سر از تنت جدا کردند، چگونه از فریاد های منتظران مهدی نترسم؟ ای ماه عالم، من از تکرار عاشورایی دیگر میترسم...
من از این مردم دنیا، میترسم... حسین جان، شما که غریبه نیستی، وقتی نگاه آینه میکنم، از خودم هم میترسم... نکند که عزیز دل زهرا بیاید و من در مقابلش باشم؟
حسین جان، از وقتی که رفتی، جهان دیگر آرامش ندارد... هر روز می خوانم و میبینم که در یک جای دنیا دارد خونی ریخته می شود...
اما از این خون ریختنها متعجب نیستم، مگر میشود خون خدا ریخته شود و بدون انتقام خون خدا، جهان در امنیت باشد یا ثار الله؟! یا حسین، شما خود به یوسف زهرا بگو که بیاید... بگو بیاید و انتقام سیلی زهرا بگیرد... بگو بیاید و انتقام خون خدا را بگیرد... حسین جانم، به خدا قسم دیگر خسته شده ایم...
نه اینکه از زندگی خسته شده باشیم، نه اینکه از دعاع فرج خواندن هایمان خسته شده باشیم، نه...
خسته از اینکه بیش از هزار سال است که برایت اشک میریزیم و کوفیان را لعنت میکنیم، اما 313 مرد در خودمان پیدا نمی شود تا مهدی زهرا بیاید...
حسین جان دیگر چیزی تا صبح عاشورا باقی نمانده...
یا ابا عبد الله، هر چه گفتیم مکن ای صبح طلوع، تاثیری نداشت...
یا حسین، تو را به سر بریده ات قسم، کمک کن نوای اللهم عجل لولیک الفرج هایمان دیگر بی تاثیر نباشد...
" اللهم عجل لولیک الفرج "
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


