شاخص های اصول گرایی ناب
متاسفانه برخی که در گذشته با تقسیم کردن جریانات سیاسی کشور به چپ و راست فضا را دو قطبی کرده بودند امروز با طرح اصول گرایی و اصلاح طلبی این گونه وانمود می کنند که جریان اصول گرایی همان جریان راست قبلی است و جریان اصلاح طلبی همان چپ گذشته. بنابراین اصول گرایی یعنی جریان راست. این در حالی است که مبدع جریان اصول گرایی هرگز بر این مصداق مراد نکرده است. مقام معظم رهبری در باره اصول گرایی و اصلاح طلبی می فرمایند: . اصولگرايى به حرف نيست؛ اصولگرايى در مقابل نحلههاى سياسى رايج كشور هم نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصولگرا و اصلاحطلب تقسيم کنيم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرايى متعلق به همهى كسانى است كه به مبانى انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست مىدارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.(29/3/85)
اصول گرایی ناب که در واقع همان خط اصیل امام است شاخص هایی دارد که مقام معظم رهبری برخی از مؤلفه های آن را در سخنرانی های مختلف بیان کرده اند. با این شاخص ها براحتی می توان فهمید کدام فرد یا گروه و حزب اصول گرا ست و به تعبیری با آن معیارها اصول گرای واقعی و ناب را از ادعایی و غیر واقعی تمییز داد.
1) ايمان و هويت اسلامى و انقلابى
ایمان و هویت اسلامی از مهم ترین شاخص های اصول گرایی است و به تعبیر دیگر اصول گرایی یعنی پافشاری بر این اصول. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید "در درجهى اول، ايمان و هويت اسلامى و انقلابى وپايبندى به آن. اين، وظايفى را بر عهدهى دولت مىگذارد. نمىشود گفت دولت به ايمان مردم كارى ندارد؛ نه. مدتى اين فكر را ترويج كردند؛ اما اين غلط است.دولت وظيفهدار است. چطور وزارت بهداشت با داروفروشهاى مصنوعىناصرخسرو مبارزه مىكند؛ اما وزارت ارشاد با مخدر فروشهاى فرهنگى مبارزه نكند؟! با سمپراكنان فرهنگى مبارزه نكند؟! اين، وظيفهى دولت است؛ صدا وسيما يك جور، وزارت ارشاد يك جور و دستگاههاى گوناگون يك جور.وظيفهى مهم اين است كه ما پايههاى يك ايمان روشنبينانه و استوار را در ذهن نسلهاى جوان و رو به رشد خودمان تقويت كنيم؛ ايمانِ دور ازخرافهگرى وسستانديشى، ايمانِ روشن بينانه، ايمانِ به دين، ايمانِ به نظام، ايمانِ به مردم،ايمانِ به آينده، ايمانِ به خود، ايمانِ به استقلال كشور و ايمانِ به وحدت ملى و ايمانى كه در هيچ بخشى برافروزندهى آتشهاى تعصب فرقهاى نباشد... در اين بخش، يكى از وظايف مهم ديگرى كه بر عهدهى دولت و نظام جمهورى اسلامى است، اين است كه هويت اسلامى را در دنياى اسلام برجسته و شفاف كنيم، تا اين يك معيارى باشد در جلوى چشم ملتهاى مسلمان؛ تدين دور از خرافه و كاوش در منابع دينى و نوآورى. بعضيها خيال مىكنند كه نوآورى در دين امكان ندارد! گنجينهى منابع اسلامى و دينى ما بىپايان است؛ ما به قدر وسع خودمان، فقط چند سطل آب از اين چشمهى جوشان برداشتهايم؛ تلاش كنيم و فكرهاى نو و حرفهاى نو در زمينههاى مختلف توليد كنيم. اين قرآن يك اقيانوس بى پايان است"
2) عدالت
برخی در سال های حاکمیت خود بر مسند ریاست
جمهوری شعار توسعه منهای عدالت را سر لوحه کار خود قرار داده بودند و
همواره به پیشرفت می اندیشیدند هر چند بر خلاف عدالت باشد ! مقام معظم
رهبری با طرح این مساله که "فلسفهى وجودى ما، عدالت است. اين كه ما
برنامهى رشد اقتصادى درست كنيم و بگذاريم بعد از حاصل شدن دو، سه برنامه
رشد اقتصادى، به فكر عدالت بيفتيم، منطقى نيست. رشد اقتصادى بايد
همپاى
عدالت پيش برود؛ برنامهريزى كنند و راهش را پيدا كنند." عملا بر اصول
اقتصاد لیبرالیستی که توسط برخی د رکشور تبلیغ و اجرا مشد خط بطلان کشید.
3) حفظ استقلال سياسى
حفظ استقلال سیاسی نیز یکی از مهم ترین شاخص
های اصول گرایی است. مقام معظم رهبری در باره آن می فرماید "اين استقلال،
استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى است. ما بايد اين بندهاى اختاپوس فرهنگىِ
تحميل شدهى به وسيلهى غرب را از دست و پاى خودمان باز كنيم؛ اين هم يكى
از اصول ماست. آن حركتى، آن
جريانى، آن شعارى و آن برنامهريزىاى كه در آن استقلال كشور و ملت ديده نشود، اصولگرايانه نيست."
4) تقويت خودباورى و اعتماد به نفس ملى
استقلالِ اعتماد به نفس ملى و خودباورى، فقط
به چيزهایی از قبیل فناوری هسته ای و سلول های بنیادین و سد سازی و موشک و
ماهواره خلاصه نمی شود ، بلكه بايد در سياست، فلسفه، ابتكارهاى مردمى و
ارزش هاى اخلاقى هم خودباورى داشته باشيم. اگر ما يك سنّت اسلامى داريم كه
منطقى هم برايش داريم و آن را هم پذيرفتهايم، نبايستى در انجام دادن آن
خجالت بكشيم مقام معظم رهبری در این باره می فرماید "در ارزش هاى
اخلاقى:
مبارزهى فرهنگى دائم با خودباختگى مزمن و تحميلى كه چند ده سال بر اين
كشور تحميل شده. بزرگان و پرچمداران فرهنگ و سياست در اين كشور، در يك مقطع
زمانى و با صداى واحد، با وقاحت تمام گفتند كه ايرانى صفر محض است! و اگر
بخواهد معنا پيدا كند، بايد برود كنار فرهنگ فرنگى. اولين پيشروان قافلهى
روشنفكرى كشور ما و معروفترين سياستمداران دوران قاجار و پهلوى، اين حرف را
صريحا گفتند بعضي ها هم كه نگفتند، اينطورى عمل كردند و اين شد يك بيمارى
مزمن در جامعهى ما؛ بايستى با اين مبارزه كرد."
5) جهاد علمی
جهاد علمی نیز یکی از مبانی اصول گرایی است کسانی می توانند تابلوی زیبای اصول گرایی را بر بالای دست خود بگیرند که علاوه بر شاخص های فوق،در یک حرکت پر شتاب و جهاد علمی شرکت داشته باشند. مقام معظم رهبری در این باره می گویند"خوشبختانه فاصلهمان با پيشرفت هاى دنيا و آن نوك هاى حركت زياد نيست ـ مىتوانيم تلاشمان را مضاعف كنيم؛ اين هم يك كار است. بنابراين، اين جزوِ وظايف دولت است؛ بايستى ميدان داد. اين جوان ها تشنهى كار و فهميدن هستند، به شرط اين كه امكانات در اختيار اين ها قرار بگيرد. الحمدلله ما استاد خوب هم كم نداريم. يك روزى بود ما اوايل انقلاب، در اين كشور قحط استاد داشتيم؛ اما امروز نه، بحمدالله اساتيد فراوان است و امروز اكثريت آنان پرورش يافتهى دامان خود اين ملت و روييدهى در همين آب و هوا هستند."
6) : تثبيت و تأمين آزادى و آزادانديشى
آزادی و آزاد اندیشی به معنای دقیق کلمه از
شاخص های اصول گرایی است گرچه در طول تاریخ از این واژه سوء استفاده های
فراوانی شده است مقام معظم رهبری در این باره می فرماید "من فهم غلط از
آزادى را تأييد نمىكنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اين كه
مرتبا گاز سمّى توليد كند و در فضاى فرهنگى يا سياسى كشور بدمد، تأييد
نمىكنم؛ من براندازى خاموش را ـ آنچنانى كه خود امريكايي ها گفتند و
عواملشان چند سال
قبل در اينجا سادگى و بىعقلى كردند و به زبان آوردند ـ
برنمىتابم و رد مىكنم؛ اما توسعهى آزادى و رها بودن ميدان براى پرورش
فكر و انديشه و علم و فهم،ربطى به اينها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم اين
دو منطقه را از همديگر باز بشناسد و مرز اين ها را معين بكند. آزادى و
آزادانديشى، يكى از مبانى اصلى اصولگرايى است."
7) اصلاح و تصحيح روش
اصول گرایی یعنی ایستادن بر روی اصول و کوتاه
نیامدن از مبانی اسلام و انقلاب و این منافات با اصلاح روش ها و اهداف
میانی ندارد مقام معظم رهبری راجع به این شاخص می فرماید "اصلاحات بايد
ضابطهمند و مبتنى بر ارزش ها و معيارها و خطكشهاى اسلامى و ايرانى باشد.
معيار اصلاحات، قانون اساسى است؛ بر اين اساس،
بايد ما اصلاحات كنيم؛ ما
به اصلاحات احتياج داريم. اصلاحات، تصحيح روش هاى ماست؛ تصحيح هدف هاى
مرحلهاى ماست؛ تصحيح تصميمگيري هاى ماست؛ تعصب نورزيدن روى تصميمگيري ها
ناحق است. اين، غير از
ساختارشكنى و مبارزهى با قانون اساسى، مبارزهى با اسلام و مبارزهى با استقلال يك كشور است."
8) شكوفايى اقتصادى
"شکوفایی اقتصادی نیز از شاخص های مهم اصول
گرایی است. کسانی می توانند ادعای اصول گرایی کنند که در این زمینه برنامه
داشته باشند و دراین جهت تلاش کنند. برای آینده نفت و صادرات غیر نفتی و
برای کشاورزی کشور برنامه داشته باشند مقام معظم رهبری در ذیل این ملاک می
فرمایند "ما اين درآمد را كه از طريق نفت به دست مىآوريم، صرف مسايل
روزمرهى زندگى مىكنيم؛ اين، معنى ندارد؛ بايست اين ها با محاسبهى صحيح
انجام بگيرد.
ما اين نفت را ضايع مىكنيم؛ البته اين، كارِ امروز و
ديروز نيست؛ ده ها سال است كه بناى اقتصاد و پيشرفت كشور روى اين روش
گذاشته شده است و يك شبه هم نمىشود آن را عوض كرد."
بنابر شاخص های فوق هر فرد و گروهی که براین شاخص ها منطبق باشد اصول گراست ولی اگر فاقد هریک از این شاخص ها باشد اصول گرا نیست هر چند زیر تابلوی بزرگی به نام اصول گرایی نشسته باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


