کد خبر: ۶۳۹۱۴۲
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۸ - ۰۲:۲۵
نگاهی به زندگی امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل (ع) ستارخان؛
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سيد محمدرضا ياسينی، نويسنده و پژوهشگر قرآنی و امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل علیه‌السلام به لقاءالله پیوست.

گروه دین و اندیشه: حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید محمدرضا یاسینی، امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل (ع) و مؤلف کتاب اسماءالحسنی دار فانی را وداع گفتند.

 

به گزارش بولتن نیوز، فردا ساعت 8 صبح مراسم قرائت زیارت عاشورا و تشییع پیکر آن عالم جلیل‌القدر از روبروی مسجد حضرت ابوالفضل (ع) برگزار خواهد شد.

 

حجت‌الاسلام یاسینی به لقاءالله پیوست

 

مسجد حضرت ابوالفضل (ع) در خیابان ستارخان، بعد از باقرخان، نبش خیابان کوکب واقع‌شده است.

 

نگاهی به زندگی حجت‌الاسلام‌والمسلمین سيد محمدرضا ياسينی

زندگی حجت‌الاسلام‌والمسلمین سيد محمدرضا ياسينی، نويسنده و پژوهشگر قرآنی و امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل علیه‌السلام، سرشار از نقاط درخشان است؛ خلاصه‌ای از زندگی ايشان را در اينجا از زبان خودش می­خوانيم:

 

در سال 1310 در کنگاور از شهرستان­های توابع کرمانشاه در يک خانواده­ی مذهبی و روحانی متولد شدم و تا هفت‌سالگی در کنگاور بودم. بعدازآن همراه خانواده به کرمانشاه آمدم و در آنجا تا کلاس ششم ابتدايی تحصيل کردم و قرآن کريم را نيز آموختم.

 

در سال 1324 وقتی چهارده سال داشتم، مرحوم حجةالاسلام حاج شيخ فرج‌الله ميموندی که از علمای سرشناس آن منطقه بودند، در روز عيد غدير به ديدن پدرم آمدند. بعد از ملاقات با پدر زمان خارج شدن از منزل، از من سؤال کردند تو در حال حاضر چه‌کار می­کنی؟ من پاسخ دادم که ششم ابتدايی را تمام کرده­ام و اکنون به کاری مشغول نيستم. ايشان ابتدا با وجب قد و دور کمر مرا اندازه گرفت، بعد مجدداً با عصای خود اندازه­ی قد مرا گرفت. چند روز بعد فردی یکدست لباس روحانی که شامل قبا و عبا و عمامه بود و آن را در پارچه­ای پيچيده بودند، به در منزل ما آورد و گفت که اين را حجةالاسلام حاج شيخ فرج‌الله ميموندی برای شما فرستاده است. من بعداً متوجه شدم که ايشان از پدرم خواسته که مرا به لباس روحانيت درآورد. پدرم هم اين کار را انجام داد و مرا برای تحصيل علوم دينی به مسجد حاج شهباز خان فرستاد.

 

درس­های ابتدايی حوزه و صرف و نحو را نزد مرحوم حاج سيد حسين لاری و مرحوم حاج سيد محمود لاری و حاج سيد جواد نجومی تلمذ کردم. بعد از فراغت از صرف و نحو و کتاب­های مرسوم آن روز، کتاب­های سيوطی، مغنی و مطول را خواندم. بعدازآن به درس فقه حاج شيخ حسن علامی و حاج سيد محمد ميبدی رفتم و کتاب لمعه و شرايع را نزد اين دو استاد و نيز حاج شيخ احمد آل آقا تلمذ نمودم.

 

در سال 1336 تصميم گرفتم برای ادامه­ی تحصيل به نجف اشرف مشرف شوم. در همين مقطع بنا بر ضرورت و اصرار مرحوم مادرم با دختری از يک خانواده­ی متوسط ازدواج کردم. به دليل پايين بودن سن همسرم و انجام نشدن ثبت قانونی ازدواج نتوانستم نام ايشان را در پاسپورت خود وارد کنم؛ در نتيجه، ايشان نزد خانواده­اش در کرمانشاه ماند و من به نجف رفتم. در آن زمان همسرم باردار بود و سال بعد که من به کرمانشاه بازگشتم، خداوند فرزند پسری به من داده بود.

 

حجت‌الاسلام یاسینی به لقاءالله پیوست

 

دوباره به نجف بازگشتم و دو سال ديگر در آنجا مشغول تحصيل شدم. درس­های رسائل و مکاسب را نزد مرحوم حاج سيد اسدالله مدنی و حاج شيخ علی آقای فلسفی گذراندم. بعد از فراغت از اين دروس در امتحانی که آية الله بروجردی برگزار کرده بود، شرکت کردم. هر کس در اين امتحان موفق می­شد، شهريه دريافت می­کرد. من در اين امتحان موفق شدم و توانستم شهريه را که ماهی سه درهم بود، دريافت نمايم. قبل از آن شهريه دريافت نمی­کردم؛ زيرا شهريه فقط شامل کسانی می­شد که در درس خارج شرکت می­کردند. پس از آن در درس خارج آية الله بجنوردی در بحث رضاع شرکت کردم.

 

در سال 1339 به دليل تنهايی خانواده­ام مجبور شدم به کرمانشاه برگردم و تا سال 1342 در کرمانشاه بودم. در آن سال به قم آمدم و در درس­های خارج آية الله بروجردی شرکت کردم. حدود شش ماه بعد ايشان به رحمت خدا رفتند و من در درس اصول مرحوم آية الله شريعتمداری، مرحوم سيد محمد داماد و آية الله خمينی و درس فقه ساير علماء شرکت نمودم. درس فلسفه و کتاب اشارات را تا نمط نهم نزد آية الله منتظری تلمذ کردم. بعد در امتحان دروس خارج فقه و اصول که ممتحنين آن آقايان صافی و علمی بودند، شرکت نمودم.

 

آن روزها گفتگوی روحانيت با دولت وقت آغاز شده بود؛ من هم وارد سياست شدم. به علت مبارزات سياسی چندين بار به زندان و تبعيد محکوم شدم. در سال 1356 بعد از بيرون آمدن از زندان محکوم به ماندن در تهران شدم. يکی از تجار فرش تهران که با ايشان آشنايی داشتم، ضامن من شد که از حوزه­ی قضايی تهران خارج نشوم. بعدازآن در محافل و مجالس دينی تهران به تبليغ علوم دينی و دروس معارف اسلامی مشغول بودم. به علت مبارزات و درگيری­هايی که با رژيم شاهنشاهی داشتم، دائماً در جنگ و گريز بودم تا اينکه امام خمينی از پاريس به تهران آمدند. در سال 1357 که انقلاب اسلامی به پيروزی رسيد، به همراه مرحوم آية الله مطهری به ديدن امام رفتم. مبارزات سياسی من از زمان دولت مرحوم دکتر مصدق و آية الله کاشانی شروع شد و تا بازگشت امام خمينی از پاريس و پيروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

 

بعد از پيروزی انقلاب اسلامی بنابر عللی از سياست فاصله گرفتم و به کار تبليغ علوم دينی مشغول شدم. بعدازآن از من تقاضا شد که منصب امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل عليه­السلام را بپذيرم؛ با اينکه خانواده و دوستانم به اين کار راضی نبودند؛ به اصرار مؤمنين محل پذيرفتم. در حال حاضر 48 سال است که امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل عليه­السلام هستم.

 

در طول اين مدتی که در تهران اقامت داشته و امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل عليه‌السلام بوده­ام، درس‌ها و مباحثی در زمينه­ی معارف اسلامی و تفسير قرآن برگزار نموده­ام که ضبط شده و تعدادی از آنها به صورت جزوه و کتاب آماده شده است. تأليفات اينجانب که تا کنون به چاپ رسيده عبارت است از:

  • انسان در عرصه­ی هستی، پديده­ای با مرز دو بی نهايت در دو مجلد. اين کتاب خلاصه­ای از دروس روح شناسی است که در دانشکده روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی ايران تدريس کرده­ام.
  • اسماء­الحسنی، شناخت صفات جمال و جلال آفريدگار جهان در قرآن کريم در چهار مجلد. ان‌شاءالله اين مباحث تا ده جلد به طبع خواهد رسيد.
  • تقوی در قرآن، خويشتن­بانی در يک مجلد. ان‌شاءالله جلد دوم به طبع خواهد رسيد.
  • ايمان و عمل صالح در قرآن کريم.

 

شرح و تفسير خطبه­ی حضرت زهرا سلام الله عليها نيز ان شاء الله به طبع خواهد رسيد.

 

 اينجانب از همکاران و مسئولين امور فرهنگی مسجد حضرت ابوالفضل عليه­السلام تقاضا دارم بعد از من نيز برای به چاپ رساندن مباحث و درس­های حقير تلاش نمايند.

 

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۸/۰۸/۱۹ - ۱۳:۲۰
0
0
روح بزرگشان شاد باد ...
سیدعبدالله یاسینی
|
United States
|
۱۳۹۸/۰۸/۲۴ - ۱۸:۰۱
0
0
بزرگمردی کم نظیر، دراوج مناعت طبع وعزّت نفس درتمام طول زندگی ازطریق گفتارورفتاربه واژه " مثبت " معنابخشید. رجاء واثق دارم که بهشتیان مقدمش راگرامی داشتند. روحش شاد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین