مردممحوري با آغاز موج چهارم
محسن رضايي
بشر در طول حيات خود سه دوره اساسي يا سه موج را تجربه كرده است. در آغاز
دوران سنتي كه بارزترين مشخصه آن زندگي بر مدار كشاورزي و رقابت اصلي بر
سرداشتن زمين حاصلخيز و تصاحب منابع آب بود به ميان آمد كه از آن به عنوان
موج كشاورزي ياد ميشود. بعد از آن، دوران صنعتي يا مدرن بر محوريت پيشرفت
صنعت و وقوع انقلاب صنعتي تجربه شد و در مرحله سوم دوران پسا مدرن كه عنصر
اصلي آن دانايي محوري و تحول شگرف در اطلاعات و ارتباطات بود، به ميان آمد و
به عنوان موج ارتباطات و فناوري اطلاعات شناخته شد.
امروز در حالي كه موج سوم مراحل كمال خود را طي ميكند و هنوز به پايان راه نرسيده، موج جديدي در حال وقوع است كه گستردگي آن به پهناي عرصه زندگي بشر در دنياي كنوني ميرسد. موج جديد آنچنان گسترده و تحول آفرين است كه بايد از آن به عنوان موج چهارم يا «مردممحوري» ياد كرد.
جنبش تسخير «وال استريت» و سرايت آن به اكثر شهرهاي جهان غرب و قبل از آن جنبش بيداري اسلامي در جهان اسلام كه كشورهاي شمال آفريقا و خاورميانه را در بر ميگيرد، در واقع به نوعي دنباله رو موج انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بايد آن را سرآغاز اين موج جديد دانست.
موج چهارم يا موج مردم محوري نيز مانند سه موج گذشته، مشخصههاي خاص خود را دارد. به نحوي كه شبكههاي اجتماعي، فهم جمعي و هويت جمعي در اين موج، جايگزين مفاهيم و سازوكارهاي جامعه مدني در دنياي مدرن شده است. اما در اين ميان نكته قابل توجه اين است كه اين جنبشها نه تنها با سازماندهي دولتها و هدايت احزاب و سنديكاها به وقوع نپيوسته، بلكه دولتها بهشدت با گسترش اين موج مخالفت ميورزند و احزاب و سنديكاها نيز غافلگير شده و از موج مردمي عقب ماندهاند. در اين موج، سياست و زندگي در حال اجتماعي شدن و به عبارتي ديگر در حال مردمي شدن است.
اما قطعا با آموزههاي اشتراكي مورد نظر سوسياليزم متفاوت است و اين در حالي است كه ماهيت خيزشهاي مردمي درغرب ضد نظام سرمايه داري است اما هنوز شبكههاي مردمي به خاستگاه واحد و نظام آلترناتيو دست نيافتهاند. بر اين اساس از آنجايي كه اين اعتراضات و خيزشها بيش از يك دهه تداوم خواهد داشت و بدون شك در اين مدت نظريه پردازان براساس خاستگاه و هويت مردمي، مطالبات اين خيزشهاي را تئوريزه خواهند كرد.
آنچه مسلم است در اين موج از مفهوم انسانيت زياد صحبت ميشود اما بدون شك اين انسانيت با انسان محوري اومانيستي و حقوق شهروندي جامعه مدني متفاوت است. در موج چهارم بحث انسانيت سمت و سوي معنويت محوري خواهد داشت. اما از آنجاييكه انسانيت از ديدگاه اسلام و مسيحيت داراي قرائت واحد نيست ميتوانيم از آن در غرب به«بيداري انساني» به مفهوم ذكر شده ياد كنيم و در جهان اسلام آن را «بيداري اسلامي» بناميم.
بر اين اصل به نظر ميرسد جلوههاي موج چهارم در سرتا سر دنيا نمايان گشته و تداوم خواهد يافت و سازوكارهاي دنياي مدرن مانند دولتها، جامعه مدني، احزاب و ساير مولفههاي نظام بينالملل كه با توجه به شعارهاي مردم فقط يك درصد به حساب ميآيند جوابگوي مطالبات 99 درصد اصل مردم نخواهد بود و قطعا در آينده با دنياي جديدي با محوريت مردم با سازوكارهاي متفاوت روبهرو خواهيم بود.
امروز در حالي كه موج سوم مراحل كمال خود را طي ميكند و هنوز به پايان راه نرسيده، موج جديدي در حال وقوع است كه گستردگي آن به پهناي عرصه زندگي بشر در دنياي كنوني ميرسد. موج جديد آنچنان گسترده و تحول آفرين است كه بايد از آن به عنوان موج چهارم يا «مردممحوري» ياد كرد.
جنبش تسخير «وال استريت» و سرايت آن به اكثر شهرهاي جهان غرب و قبل از آن جنبش بيداري اسلامي در جهان اسلام كه كشورهاي شمال آفريقا و خاورميانه را در بر ميگيرد، در واقع به نوعي دنباله رو موج انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بايد آن را سرآغاز اين موج جديد دانست.
موج چهارم يا موج مردم محوري نيز مانند سه موج گذشته، مشخصههاي خاص خود را دارد. به نحوي كه شبكههاي اجتماعي، فهم جمعي و هويت جمعي در اين موج، جايگزين مفاهيم و سازوكارهاي جامعه مدني در دنياي مدرن شده است. اما در اين ميان نكته قابل توجه اين است كه اين جنبشها نه تنها با سازماندهي دولتها و هدايت احزاب و سنديكاها به وقوع نپيوسته، بلكه دولتها بهشدت با گسترش اين موج مخالفت ميورزند و احزاب و سنديكاها نيز غافلگير شده و از موج مردمي عقب ماندهاند. در اين موج، سياست و زندگي در حال اجتماعي شدن و به عبارتي ديگر در حال مردمي شدن است.
اما قطعا با آموزههاي اشتراكي مورد نظر سوسياليزم متفاوت است و اين در حالي است كه ماهيت خيزشهاي مردمي درغرب ضد نظام سرمايه داري است اما هنوز شبكههاي مردمي به خاستگاه واحد و نظام آلترناتيو دست نيافتهاند. بر اين اساس از آنجايي كه اين اعتراضات و خيزشها بيش از يك دهه تداوم خواهد داشت و بدون شك در اين مدت نظريه پردازان براساس خاستگاه و هويت مردمي، مطالبات اين خيزشهاي را تئوريزه خواهند كرد.
آنچه مسلم است در اين موج از مفهوم انسانيت زياد صحبت ميشود اما بدون شك اين انسانيت با انسان محوري اومانيستي و حقوق شهروندي جامعه مدني متفاوت است. در موج چهارم بحث انسانيت سمت و سوي معنويت محوري خواهد داشت. اما از آنجاييكه انسانيت از ديدگاه اسلام و مسيحيت داراي قرائت واحد نيست ميتوانيم از آن در غرب به«بيداري انساني» به مفهوم ذكر شده ياد كنيم و در جهان اسلام آن را «بيداري اسلامي» بناميم.
بر اين اصل به نظر ميرسد جلوههاي موج چهارم در سرتا سر دنيا نمايان گشته و تداوم خواهد يافت و سازوكارهاي دنياي مدرن مانند دولتها، جامعه مدني، احزاب و ساير مولفههاي نظام بينالملل كه با توجه به شعارهاي مردم فقط يك درصد به حساب ميآيند جوابگوي مطالبات 99 درصد اصل مردم نخواهد بود و قطعا در آينده با دنياي جديدي با محوريت مردم با سازوكارهاي متفاوت روبهرو خواهيم بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


