کد خبر: ۶۰۸۳۸
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

آوارگي خانواده‌ 4 نفره در پارك نازي آباد

بولتن: قصه پر دردیست ، ما با آدمهایی سروکار داریم که بیش از حق خود از دنیا طلب می کنند و برای بیشتر بردن ، از مزد یک کارگر یعنی از گلوی زن و بچه یک کارگر می زنند با آدمهایی طرف هستیم که برای 50 هزارتومان حاضرند یک انسان را به زندان بیاندازند ، این قصه پردردیست هر چند اعتقاد داریم این قصه برای بخش بسیار کوچکی از این جامعه بزرگ است از هر صدها هزار نفر یک نفر مثل صاحب خانه این کارگر پر درد وجود دارد اما همین یک نفر دردی به بزرگی همه ایران بر قلبهای پر احساس مردم ایران می نشاند کاش این آدمها قلبهایشان از سنگ نبود و حرصشان بقدر نیازشان بود

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، برپایی چادر در پارک‌ها همیشه برای گردش و استقرار یک روزه بوده است ولی چادری چند ماه است که خانواده 4 نفری را در گوشه‌ای از پارک در خود جا داده و سقفی برای این خانواده شده است.

در پارک نازی آباد خانواده‌ای 4 نفره با دو کودک 4 و 6 ساله چند ماه است که در  شرایط سخت در حال زندگی هستند.

پدر 40 ساله این خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره مشکلات زندگی در پارک می‌گوید: در یک شرکت خصوصی پخش مواد غذایی کار می‌کردم که به علت برخی از مسایل اخراج شدم.

وی ادامه می‌دهد: من در یک ماه 40 میلیون تومان فروش داشتم که باید حدود یک میلیون و500 تومان به خودم برمی‌گشت ولی آخر ماه فقط 300 هزار تومان دستم را می‌گرفت که این مبلغ هم به جایی نمی‌رسید، 300 هزار تومان فقط پول اجاره خانه‌ام بود.

پدر این خانواده یادآور شد: پس از اخراج کار نداشتم چندماهی بود که اجاره خانه را پرداخت نکرده‌ بودم ولی صاحبخانه وضع مالیش خوب بود ولی متاسفانه یک روز، تمام اسباب و اثاثیه مرا در کوچه ریخت و یک مهلت کوچک هم به من داد.

وی که زیر لب مکرر می گفت که شرمنده زن و بچه‌ام شده‌ام ادامه داد: صاحبخانه پول پیش را بابت اجاره بهاء برداشت و به خاطر اینکه 50 هزار تومان کم بود از بنده شکایت کرد و حکم جلب مرا گرفت که همسایه‌ها پول جمع کردن و 50 هزار تومان را به صاحبخانه دادند تا رضایت داد.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا قوم و خویشی در تهران برای کمک ندارید گفت: بچه تهران هستم، پدر و مادرم زنده هستند و وضع مالی خوبی دارند، پدرم مربی ورزش‌های رزمی و بازنشسته است.ولی به خاطر ازدواجی که داشتم با من لج کردند و کمکی نمی‌کنند.

پدر خانواده با بغض ادامه می‌دهد: دیگر به تنگ آمده‌ام، نمی‌دانم باید چه کنم، سهم من و خانواده‌ام از زندگی آوارگی است؟

وی یادآورشد: محیط پارک آنقدر ناسالم است که جرأت ندارم خانواده‌ام را یک ساعت تنها بگذارم، شهرداری و نیروی انتظامی اذیت می‌کنند به جای اینکه اقدامی برای رفع مشکلات ما کنند با بدترین شکل برخورد می‌کنند.

وی می‌گوید: همه با یک نگاه ترحم‌انگیز و توهین به ما نگاه می‌کنند و رد می‌شوند انگار ما فقط مرده‌ای متحرک هستیم.

پدر این خانواده دیگر قادر به صحبت کردن نبود، از مادر این خانواده درباره مشکلاتشان پرسیدم وی می‌گفت: صاحبخانه دارای شش خانه بود ولی می‌خواست به خاطر 50 هزار تومان شوهر من را به زندان بندازد و ما را بی‌سرپرست کند.

مادر این خانواده می‌گوید: بچه‌های من 6 ماه است بیمار هستند که با کمک خیرین و بعضی افراد رهگذر درمانشان کردم ولی هنوز دختر و پسرم بیماری اسهال و استفراغ دارند.

وی می‌گوید: دستشویی پارک هم خراب است و برای استفاده از سرویس بهداشتی به بیمارستان امیرالمومنین که روبه‌روی پارک است، می‌رویم.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۶
1
4
ایول بولتن جان این یه دونه رو خوب اومدی خدا اجرت بده در ضمن اگه میتونی یه زنگی به مشایی یا حسینی نمیدونم جهرمی بزن بگو اگه میشه از اون 3 هزار میلیارد تومن مقداری به اینها کمک کنند قربونت ثواب داره
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۶
0
1
واقعا متاسف شدم و نمیدونم چی بگم از خدا میخوام که هر چه زودتر مشکلاتشان برطرف شود . مردم عزیز به هوش باشید انتخابات نزدیک است .
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین