کد خبر: ۶۰۷۱۷
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۵:۴۶
قصه پدر و فرزندي يك بار 29 تير 1367 معنا شد آنجا كه حضرت روح الله(ره) يك تنه بار پذيرش قطعنامه 598 و سر كشيدن جام زهر را برعهده گرفت حال آن كه از عمق جان باور داشت «هر روز ما در جنگ بركتي داشته است». اما اين قصه ريشه دارتر بود. شايد ريشه در آن روزهايي داشت كه ارتش صدام به نمايندگي از تمام جبهه كفر و استكبار پنجه در كيلومترها خاك پاك ما كشيد و بسياري متحير و فشل ماندند؛

کیهان:

موضوع اين نوشتار مي تواند ريشه يابي انقلاب هاي 8 ماه گذشته منطقه در متني باشد كه 23 سال پيش نوشته شد و در تلخي جام زهر، بشارت فتح مي داد. يا مي تواند سخنان مقامات بلندپايه اسرائيل باشد كه ديگر رمق ندارند بگويند چهارمين ارتش قدرتمند دنيا هستند و چنين و چنان مي كنند بلكه از جهنمي خبر مي دهند كه ايران در متن «بهار عربي» براي آنها افروخته است. مي توان گزارش اخير روزنامه وال استريت ژورنال را دستمايه يادداشت حاضر قرار داد كه تصريح مي كند «پنتاگون به طور ويژه نگران قدرت دريايي سپاه پاسداران ايران و قدرت عمل فوق العاده آن است. اين نيرو به طور پيوسته مي تواند ناوهاي آمريكا را به چالش بگيرد». مي توان از مظلوميت و غربت 31 سال پيش خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و هويزه نوشت و يا اقتداري كه از آن مظلوميت سر برآورد. مي شود از عزتي سخن گفت كه نماينده ملت ايران- رئيس جمهور محترم- به پشتوانه آن، قدرت هاي مستكبر را از پشت تريبون سازمان ملل به چالش كشيد و بالاخره مي شود همه اين سوژه ها را تار و پود تحليل اين باور بلند كرد كه نسبت ما و ولايت فقيه، نسبت فرزندي و پدري است.
قصه پدر و فرزندي يك بار 29 تير 1367 معنا شد آنجا كه حضرت روح الله(ره) يك تنه بار پذيرش قطعنامه 598 و سر كشيدن جام زهر را برعهده گرفت حال آن كه از عمق جان باور داشت «هر روز ما در جنگ بركتي داشته است». اما اين قصه ريشه دارتر بود. شايد ريشه در آن روزهايي داشت كه ارتش صدام به نمايندگي از تمام جبهه كفر و استكبار پنجه در كيلومترها خاك پاك ما كشيد و بسياري متحير و فشل ماندند؛ با اين وجود، يك نهيب الهي امام، كار خود را كرد. اما قصه پدر و فرزندي به بيش از عمر انقلاب ما و ماجراهاي سخت آن برمي گشت؛... به آن روز كه رسول خدا(ص) فرمود «انا و عليّ ابوا هذه الامّه . من و علي پدران اين امت هستيم». معناي اين ابّوت را امير مؤمنان(ع) در خون دل خوردن ها و نلغزيدن ها، و در بينايي ها و بردباري ها، و برداشتن بار از شانه هاي ناتوان امت آشكار كرد. «به اقامه امر خداوند برخاستي آن هنگام كه همه فشل شدند... پدري مهربان براي مؤمنان شدي آن هنگام كه تحت سرپرستي تو درآمدند، پس بر دوش كشيدي بارهاي سنگيني را كه از تحمل آن ناتوان ماندند و پاس داشتي آنچه را تباه كردند و نگاه داشتي هر آنچه كه در آن اهمال كردند. و دامن همت و كار به كمر زدي در حالي كه آنها دوري جستند. در آن هنگام كه گريزان از دشمن بودند و جزع و فزع مي كردند، تو دليرانه و صبورانه ايستادي»... موضوع اين نوشتار مي تواند جاذبه و دافعه، و ستيز و سازشي باشد كه روح خدا خميني -رضوان خدا نثار او باد- در قاموس تولاّ و تبرّا يادمان داد. چشاند در كام ما كه از تلخي حنظل گون صبر و بصيرت، شهد عسل آساي ظفرمندي ساختن يعني چه. و از آن روز كه ولايت فقيه در جان ملت ما تابيد، تار «امت» در پود «امامت» تنيد و تازه فهميديم دو روز بعد از پذيرش قطعنامه 895(27 تير 76)- در آن شرايط سنگين روحي و رواني جامعه و تبليغات مسموم مغرضان- چگونه مي توان پيامي سراسر آرامش و اميد و بشارت نوشت كه طليعه آن بشارت فتح باشد؛ «ملت ايران، لقد صدق الله رسوله الرؤيا بالحق لتدخلنّ المسجد الحرام ان شاء الله آمنين».
امام در همان شرايط سنگين كه مواضع كساني رنگ و بوي فشلي داشت، نوشت: «... البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين المللي اسلامي مان بارها اعلام نموده ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراتوري بزرگ مي گذارند، از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم... مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتي از اين برزخ بي انتهايي كه انقلاب اسلامي ما براي همه جهانخواران آفريده است، احساس غرور و آزادي مي كنند... ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پا برهنگانيم. ما غير از خدا كسي را نداريم، و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم... مسلمانان بايد بدانند تا تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، هميشه منافع بيگانگان به منافع آنان مقدم مي شود... امروز خميني آغوش و سينه خويش را براي تيرهاي بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ ها و موشك هاي دشمنان باز كرده است و همچون عاشقان شهادت، براي درك شهادت روز شماري مي كند. جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي مان، بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم. ان شاء الله ملت بزرگ ايران با پشتيباني مادي و معنوي خود از انقلاب، سختي هاي جنگ را به شيريني شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مي كند و چه شيريني بالاتر از اين كه ملت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر آمريكا فرود آمده است... نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام، تنها خرمشهر و يا شهرهاي ديگر آزاد شد. تمامي اينها خيالات باطل ملي گراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است... ما مي گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما بر سر شهر و مملكت با كسي دعوا نداريم. ما تصميم داريم پرچم لااله الاالله را بر قله رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز درآوريم... هرگز از دست دادن موضعي را با تاثر و گرفتن مكاني را با غرور و شادي بيان نكنيد... امروز روزي است كه خدا اين گونه خواسته است و ديروز، خدا آن گونه خواسته بود و فردا ان شاءالله روز پيروزي جنود حق خواهد بود».
حضرت امام در ادامه همين پيام مرقوم فرموده بود: ...اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا من بود... خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلّم، ملت قهرمان و دلاور ما نيز چنين بوده و خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند... و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سركشيده ام. در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي كنم و بدا به حال آناني كه در اين قافله نبودند... آري ديروز روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش مي آيد و همه ما نيز روز محاسبه بزرگ تري در پيش داريم... خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيه گاه ماتويي و ما تنهاي تنهاييم و غير از تو كسي را نمي شناسيم و غير از تو نخواسته ايم كه كسي را بشناسيم. ما را ياري كن كه تو بهترين ياري كنندگاني. خداوندا! تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيه الله- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- و رسيدن به خودت جبران فرما. فرزندان انقلابي ام!... بغض و كينه انقلابي تان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد كه پيروزي از آن شماست»
7ماه بعد طوايف منافقين- و از جمله كسي كه درس ولايت فقيه مي داد و سوداي رهبري داشت!- كار را به جايي رساندند كه حضرت امام ذيل منشور روحانيت، چشمه ديگري از حقايق پيدا در افق را باز گفت: «هر روز، ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همه صحنه ها از آن بهره جسته ايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ايم. ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم. ما در جنگ، پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم. ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته ايم. ما در جنگ به اين نتيجه رسيديم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم. ما در جنگ ريشه هاي انقلاب پربار اسلامي مان را محكم كرديم... جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت. جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت. جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظام هاي فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند... جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدني نيست... چه كوته نظرند آنهايي كه خيال مي كنند چون ما در جبهه به آرمان نهايي نرسيده ايم، پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگي و صلابت بي فايده است؛ در حالي كه صداي اسلام خواهي آفريقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلام شناسي مردم در آمريكا و اروپا و آسيا و آفريقا يعني در كل جهان از جنگ 8ساله ماست... من در اينجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران شهدا و جانبازان به خاطر تحليل هاي غلط اين روزها رسما معذرت مي خواهم و از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد. ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستي مگر فراموش كرده ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده ايم و نتيجه فرع بر آن بوده است... نبايد براي رضايت چند ليبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيده به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب الله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي اش عدول مي كند... تأخير در رسيدن به همه اهداف دليل نمي شود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مأمور به اداي تكليف و وظيفه ايم نه مأمور به نتيجه. اگر همه انبياء و معصومين-عليهم السلام- در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند، هرگز نمي بايست از فضاي بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند... ما شعار سرنگوني شاه را در عمل نظاره كرده ايم. ما شعار آزادي و استقلال را به عمل خود زينت بخشيده ايم. ما شعار مرگ بر آمريكا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمان در تسخير لانه فساد و جاسوسي آمريكا تماشا كرده ايم. ما همه شعارهايمان را با عمل محك زده ايم. البته معترفيم كه در مسير عمل، موانع زيادي به وجود آمده است كه مجبور شده ايم روش ها و تاكتيك هايمان را عوض نماييم...»
اگر امام در طليعه پيام 92 تير 7136 خود، آيت بشارت و پيروزي را از سوره فتح نگاشت، به بيعت رضوان امت ايمان داشت و اينكه پروردگار به اعتبار آن وفاداري بر سر پيمان، سكينه و آرامش و وقار خود را فرو مي فرستد. «هوالذي انزل السكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم» . امام، مذلت طاغوت ها و مستكبران را در افق خاورميانه اسلامي مي ديد. مي ديد جهنمي را كه فرزندان انقلابي اش به زودي براي اسرائيل و آمريكا برمي افروزند و رعبي كه بر جان مستكبران مي اندازند. وگرنه رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا كجا و پيگيري ايجاد خط تلفن تماس ويژه با ايران كجا؟ يا جانشين كارتر و ريگان- اوباما- كجا و دوبار، نامه از موضع پايين براي رهبري جمهوري اسلامي نوشتن و بي اعتنايي ديدن كجا؟ و اگر اوضاع براي قدرت ها قمر در عقرب شده، حق بدهيد كه شبكه دولتي بي بي سي انگليس، برنامه ويژه اي براي ترور شخصيت رهبري در ايران بسازد يا خبرنگار غربي با شيطنت به اين پرسش دامن بزند كه سياست هاي ايران را چه كسي تعيين مي كند؟ آنها مي دانند ضربه اي كه اكنون مي خورند 35-30 سال پيش در بحبوبه مظلوميت ملت ايران در جنگ تحميلي حواله شده است؛ تا تلخي و خردكنندگي ضرباتي كه در دهه اخير به جانب ابرقدرت ها روانه شده، كي بيخ گوش آنان صدا كند.
جهان هنوز تشنه و كنجكاو شنيدن درباره دكترين عملي «ولايت فقيه» است كه چگونه تدبير و شجاعت، جنگ و صلح، صلابت و انعطاف، و پيشوايي و پيشاهنگي در ميدان خطر را به هم آميخته است. و البته هنوز هم گويا، حكايت همان حكايت كم گذاشتن متوليان جبهه حق است كه در معرفي اين مدل كارگشا آن چنان كه شايد و بايد، همت لازم را به كار نبسته و آن را مهجور گذاشته اند تا چه رسد به معرفي ولايت و حاكميت امام موعود(عج). كيست كه از غمخواري و بزرگ منشي و ايثار پدر در قبال فرزندان بشنود و متأثر نشود؟ دنيا امروز، يتيمي را حس مي كند. از عمق جان مي فهمد كه گمشده اش، پدري از جنس ولايت خميني و خامنه اي است. مي فهمد كه جمع شدن عطوفت و صلابت، و حكمت و عدالت و ايثار در يك انسان كمال يافته يعني چه؟ قدرت هاي پدرخوانده و مستكبر در غرب، از همين آگاهي به اضطراب افتاده اند.
محمد ايماني

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین