7+8 مقابل آیت الله مصباح نمی ایستد
عضو کمیته داوری اصولگرایان تاکید کرد: آیتالله مصباحیزدی صریحاً گفتند که باید اعتبار دعوت آیتالله مهدویکنی محفوظ بماند و تأکید کردند بر اینکه نباید از ایشان عبور کرد. ۷+۸مقابل آیتالله مصباح نیست و این را توجه کنید و ۷+۸ مقابل آیتالله مصباح نخواهد ایستاد.
به گزارش فارس، در ادامه
نشست اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای کشور، جلسه
پرسش و پاسخ صریح دانشجویان با غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم و نماینده
مردم تهران در مجلس هشتم برگزار شد.
متن کامل این پرسش و پاسخ صریح به شرح ذیل است:
*شما با توجه به اینکه از همان ابتدا در تشکیل کمیته سه نفره حضور داشتید این نگرانی وجود دارد که اگر ما با همین سازوکار به جلو برویم در مجلس نهم مجلسی خواهیم داشت که در عدالتخواهی و انقلابی بودن از مجلس هشتم کمتر خواهد بود، کما اینکه مجلس هشتم از مجلس هفتم کمتر بود؛ در مجلس هشتم دو روزه دانشگاه آزاد را وقف شد، طرح دانشجوی پولی را تصویب کردند، طرح نظارت بر نمایندگان را که مطالبه رهبری بود یک سال و نیم روی زمین گذاشتند؛ اینها را ما در مجلس هفتم نمیبینیم و برآورد جریان دانشجویی این بود که سازوکار انتخاباتی مجلس هشتم و کمیته ۵+۶ بیشتر در اختیار نزدیکان آقای هاشمی بود؛ این دغدغه الان و در مورد ۷+۸ بیشتر احساس میشود، علاوه بر آنکه همان سازوکار قبلی هست، یعنی دوستانی از راست سنتی وجود دارند که خیلی از اینها جز ساکتین بعد از فتنه بودند؛ آقای حدادعادل، موضع آقای کواکبیان در مورد انتخابات از موضع آقای باهنر شفافتر بود. اینها امروز میاندار وحدت در میان اصولگرایان شدند و می خواهند جریان انقلابی را پدید آورند. ما امثال شما را فردی انقلابی و عدالتخواه میدانیم اما فکر میکنیم در ۷+۸ در اقلیت هستید و می ترسیم که نتیجه کار این بشود که ما پس رفت کنیم. ما تا کی می خواهیم خلوص را به پای وحدت قربانی کنیم؟
- حدادعادل: فرض کنیم که این صحبتهایی که راجع به بعضی افراد کردید درست باشد. بنده با بعضی از دوستانی که در این ایام دعوتشان کردم و اصرار دارم که بپیوندند به این ۷+۸ و ۷+۶ را به ۷+۸ تبدیل کنند؛ من به اینها با استدلال گفتم که در این ترکیب، این فکر عدالتخواهی و انقلابی بودن در اقلیت نیست، یعنی این ترکیب، ترکیبی نیست که شما فکر کنید توسط بعضی اشخاص از بیرون یا جریان فتنه مدیریت بشود.
ممکن است کسانی باشند که حتماً هم هستند که این اشکالاتی که شما میگویید بر آنها وارد است و کوتاه آمدند یا سکوت کردند اما این را من به شما صریح میگویم رأی مال اینها نیست و بعد هم اگر قرار باشد در مورد این مسایل صحبت کنیم چه کسی باعث شد مجلس هشتم به این روز بیافتد؟ آیا فقط آقای هاشمی بود؟ آیا این دوستانی که امروز بر مواضع خودشان اصرار دارند و کوتاه نمیآیند مؤثر نبودند؟ البته که بسیار موثر بودند.
در شرایط امروز بهتر است ما پروندههای یکدیگر را رو نکنیم چون این چیزی است که آنها میخواهند وقتی کسانی مثل آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی با مواضع روشن پنجاه ساله درخواست میکنند که بیایید سر یک میز بنشینید و پشت سر رهبری منشور اصولگرایی را مبنا قرار دهید، ما باید این را مغتنم بشماریم. نباید وقتی آقای مهدویکنی از برخی افراد دعوت میکنند، مخالفت کنیم و بگوییم فتنه است؛ اگر ایشان نگران فتنه نبودند که با این وضعیت جسمانی ریاست مجلس خبرگان را قبول نمیکردند.
بنده این مسئله را به حساب اشتباه این دوستان میگذارم و تلاش من این است این دوستان که از خود ما هستند بپیوندند. روزی که جبهه پایداری میخواستند اعلام موجودیت کنند، لطف کردند از بنده هم به عنوان سخنران دعوت کردند؛ من قبول کردم و تشکر کردم و گفتم ما جبهه پایداری را اصولگرا میدانیم ولی باید بیایند و بنشینند تا ما هر چه سریعتر بتوانیم قطار انتخابات را از ایستگاه خارج کنیم چون ممکن است فرصتها را از دست بدهیم.
* اینکه جبهه پایداری متهم میشود به ایستادگی در مقابل آیتالله مهدویکنی، آیا نمیشود۷+۸ را متهم کرد به ایستادن در مقابل آقای مصباح و آقای خوشوقت که ویژگی بارز آقای مصباح این است که خیلی انحرافها را قبل از اینکه به درجه حاد برسد شناسایی کردند. مثل مسئله شریعتی یا سروش؟
- حداد عادل: خیر؛ آیتالله مصباحیزدی صریحاً گفتند که باید اعتبار دعوت آیتالله مهدویکنی محفوظ بماند و تأکید کردند بر اینکه نباید از ایشان عبور کرد. ۷+۸مقابل آیتالله مصباح نیست و این را توجه کنید و ۷+۸ مقابل آیتالله مصباح نخواهد ایستاد.
* این جمله از شما در انتخابات ۸۴ بسیار زیاد شنیده شد که «دود سفید بر دودکش اصولگرا» این دود سفید بیرون نیامد و نتیجه انتخابات به نفع اصولگریان شد و کسی که به طور مستقل شرکت کرده بودند، رأی آورند؛ برخی دوستان در جبهه پایداری وحدت را یک مسئله ثانویه می دانند. نظر شما چیست؟
- حداد عادل: آیا در آن زمان اگر وحدت داشتیم بهتر نبود؟ بنده خودم اولین کسی بودم که هنوز سه ساعت از مرحله دوم انتخابات نگذشته بود که از آقای احمدینژاد حمایت کردم. ولی من هنوز معتقدم که اگر به وحدت رسیده بودیم، امروز وضعیت بهتری داشتیم. امروز رهبری با مواضع خودشان به ما میگویند که وارد چه محدودههایی نشویم. در وضعیت کنونی باید از دولت حمایت کنیم؛ ثبات کشور را حفظ کنیم اشکالات را منصفانه بیان کنیم. شما به عنوان دانشجو میتوانید سؤال صریح بپرسید ولی من نمیتوانم پاسخ صریح بدهم.
*سوال: در مورد اسلامیسازی علوم انسانی امسال برخی از دروس در دانشگاه علامه طباطبایی ارایه نشد این کار در راستای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود؟
پاسخ حداد عادل:آنچه در این دانشگاه اتفاق افتاد هیچ ربطی به شورای تحول و ارتقای علوم انسانی که بنده مسوولیت آن را بر عهده داشتم، نداشت و یعد معلوم شد که این حرکتی بوده برای برچیده شدن علوم انسانی از دانشگاه.
من بلافاصله با رییس دانشگاه تماس گرفتم و علت را جویا شدم. ایشان گفتند که وزارت علوم از ما می خواهد که ما امکانات بیشتری به دانشجویان دوره ارشد و دکتری اختصاص دهیم.
شما می دانید که آن وضعیتی که سی سال پیش در پشت کنکور بود، حالا در کنکور کارشناسی ارشد ایجاد شده است. یعنی برای هر داوطلبی یک صندلی خالی در دانشگاه ها هست. سیاست وزارت علوم این است که تا حد امکان ظرفیت را در کارشناسی ارشد بیشتر کند. دانشگاه علامه طباطبایی گفته است که ما در این نیم سال در دوره کارشناسی، دانشجویی نمی پذیریم و ظرفیت کارشناسی ارشد را بیشتر می کنیم. وقتی انعکاس آن را دیدند و عده ای هم گله کردند که چرا از قبل اعلام نکردید وزارت علوم با مسئولین دانشگاه علامه جلسه ای گذاشت و ظرفیت هایی را اضافه کرد و راه بینابینی بوجود آورد.
* سؤال: شما به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی روند اسلامی شدن در دانشگاه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
پاسخ حداد عادل: من ابتدا اشاره کنم که چرا بنده داوطلبانه با همه مشغله و گرفتاری هایی که دارم عضو این شورا شدم. علت این است که بنده همان موقعی که در دانشگاه شیراز بودم و فیزیک می خواندم، متوجه شدم که مشکل فرهنگی ما در ضعفی است که ما در علوم انسانی داریم. قشر مذهبی اصلا توجه نداشتند به خطری که در حوزه علوم انسانی ما را تهدید می کرد. من شاگرد اول دانشگاه شیراز در مقطع کارشناسی ارشد بودم. همه هم دوره ای های من بورس گرفتند و برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی سفر کردند. بنده به این نتیجه رسیدم رشته فیزیک را با اینکه خیلی به آن علاقه داشتم رها کنم و وارد علوم انسانی شوم. برای این کار به دانشگاه تهران سر زدم ولی مرا نپذیرفتند.
من مجبور شدم تمام کتب دوره دبیرستان را خریداری کنم و به عنوان یک دیپلمه ساده در کنکور شرکت کردم و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران شدم. مدت ها کسی نمی دانست که من استاد دانشگاه هستم. در تمام دوران تحصیل، هم و غم من این بود که این شعله را در بچه های مذهبی و متدین ایجاد کنم که نباید این بچه های مذهبی را فقط به سمت پزشکی و مهندسی سوق داد. تا اینکه انقلاب شد.
از اول انقلاب همین هدف را داشتم و الان هم بنده دو ساعت دکتری درس می دهم و در عین حال معلم دبیرستان فرهنگ هم هستم. در دبیرستان فرهنگ قرآن درس می دهم. در همین تابستان نهج البلاغه درس می دادم. وقتی مقام معظم رهبری دو سال گذشته برای بار دوم فرمودند این مطالبه من از علوم انسانی است که الان زمین مانده است، شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیم گرفت در همین خصوص شورایی تشکیل شود.
بنده احساس مسئولیت کردم و گفتم من هم حاضرم عضو این شورا شوم. در اساسنامه آمده بود که چند نفر باید از اعضای شورا انتخاب شوند. در همان جلسه بود که من اعلام آمادگی کردم و در همان جلسه گفتند که بنده رئیس شورا شوم. ما از دی ماه ۸۸ تا الان بیش از ۳۶ جلسه در شورا داشتیم. کارهایی که در این شورا کرده ایم به این شرح است:
ابتدا گفتیم ما که نمی رسیم همه رشته های علوم انسانی را مطالعه کنیم، بیاییم و در بین این رشته ها آن رشته هایی که حساس تر است را اولویت بندی کنیم. ۱۵ رشته از بین رشته های علوم انسانی توسط این شورا رای آورد. این ۱۵ رشته شامل حقوق، روانشناسی، فلسفه، علوم سیاسی، معماری، هنر، رشته مطالعات زنان، اقتصاد و تعدادی رشته دیگر است.
این تحول باید به دست استادانی انجام شود که مومن و متعهد و انقلابی است که این ضرورت را احساس کرده اند. این اساتید را فهرست کردند که از قم و تهران و شهرهای دیگر بودند. کسانی که در این سی سال خودشان را نشان داده اند و در دانشگاه ها به دفاع از ارزش های علوم انسانی شهره شدند. ما توانستیم ۱۵ گروه را انتخاب کنیم که هر گروه بین هفت تا پانزده نفر عضو دارد. ۱۳ گروه از این گروه ها تشکیل شده است و این کارگروه ها بیش از ۷۰ جلسه برگزار کردند.
ما وظایف این افراد را در چهار بخش متون و برنامهها، استاد، دانشجو و پایان نامه و مجلات تحقیقاتی و پژوهشی تقسیم بندی کردیم. اخیرا با دکتر دانشجو به توافق رسیدیم که وزارت علوم تمام گروه های خود را که در کنار ما و به صورت موازی برنامه ریزی می کرد منحل کند و قرار شد یک گروه فقط فعالیت کند.
شورای تحول وظیفه دارد صلاحیت افراد را تایید کند. باید توجه داشت که تحول در علوم انسانی نباید شتاب زده باشد. نباید سطحی و بی اعتنا به واقعیات باشد. یک تصمیم در دانشگاه علامه طباطبایی گرفته می شود به سرعت در بی بی سی و رسانه های خارجی و جریان فتنه به نام تحول در علوم انسانی مطرح می شود.
باید مراقب بود تا این هواپیما در حال پرواز تعمیر شود. نمی شود گفت امروز تمام کلاس های حوزه علوم انسانی تعطیل، تا ما تحول ایجاد کنیم. ما امیدواریم که به همت شما و اساتید بتوانیم تحول را ایجاد کنیم و باید گفت که این فرآیند حداقل سی سال طول بکشد زیرا این علوم انسانی که در دانشگاه تدریس می شود حداقل سیصد سال در دانشگاه های اروپایی سابقه دارد.
این جریانی است که جدا از مذهب آمده و شکل گرفته است. همه این علوم انسانی هم غلط نیست. همان طوری که رهبری در بیاناتشان فرمودند که منظور از تحول در علوم انسانی این نیست که علوم انسانی دیگران خوانده نشود. ما می گوییم تقلید کورکورانه نشود. ما بحث هایی داریم که اصلا مفهوم اسلامی کردن علوم انسانی چیست. اینها باید روشن و تبیین شود.
متن کامل این پرسش و پاسخ صریح به شرح ذیل است:
*شما با توجه به اینکه از همان ابتدا در تشکیل کمیته سه نفره حضور داشتید این نگرانی وجود دارد که اگر ما با همین سازوکار به جلو برویم در مجلس نهم مجلسی خواهیم داشت که در عدالتخواهی و انقلابی بودن از مجلس هشتم کمتر خواهد بود، کما اینکه مجلس هشتم از مجلس هفتم کمتر بود؛ در مجلس هشتم دو روزه دانشگاه آزاد را وقف شد، طرح دانشجوی پولی را تصویب کردند، طرح نظارت بر نمایندگان را که مطالبه رهبری بود یک سال و نیم روی زمین گذاشتند؛ اینها را ما در مجلس هفتم نمیبینیم و برآورد جریان دانشجویی این بود که سازوکار انتخاباتی مجلس هشتم و کمیته ۵+۶ بیشتر در اختیار نزدیکان آقای هاشمی بود؛ این دغدغه الان و در مورد ۷+۸ بیشتر احساس میشود، علاوه بر آنکه همان سازوکار قبلی هست، یعنی دوستانی از راست سنتی وجود دارند که خیلی از اینها جز ساکتین بعد از فتنه بودند؛ آقای حدادعادل، موضع آقای کواکبیان در مورد انتخابات از موضع آقای باهنر شفافتر بود. اینها امروز میاندار وحدت در میان اصولگرایان شدند و می خواهند جریان انقلابی را پدید آورند. ما امثال شما را فردی انقلابی و عدالتخواه میدانیم اما فکر میکنیم در ۷+۸ در اقلیت هستید و می ترسیم که نتیجه کار این بشود که ما پس رفت کنیم. ما تا کی می خواهیم خلوص را به پای وحدت قربانی کنیم؟
- حدادعادل: فرض کنیم که این صحبتهایی که راجع به بعضی افراد کردید درست باشد. بنده با بعضی از دوستانی که در این ایام دعوتشان کردم و اصرار دارم که بپیوندند به این ۷+۸ و ۷+۶ را به ۷+۸ تبدیل کنند؛ من به اینها با استدلال گفتم که در این ترکیب، این فکر عدالتخواهی و انقلابی بودن در اقلیت نیست، یعنی این ترکیب، ترکیبی نیست که شما فکر کنید توسط بعضی اشخاص از بیرون یا جریان فتنه مدیریت بشود.
ممکن است کسانی باشند که حتماً هم هستند که این اشکالاتی که شما میگویید بر آنها وارد است و کوتاه آمدند یا سکوت کردند اما این را من به شما صریح میگویم رأی مال اینها نیست و بعد هم اگر قرار باشد در مورد این مسایل صحبت کنیم چه کسی باعث شد مجلس هشتم به این روز بیافتد؟ آیا فقط آقای هاشمی بود؟ آیا این دوستانی که امروز بر مواضع خودشان اصرار دارند و کوتاه نمیآیند مؤثر نبودند؟ البته که بسیار موثر بودند.
در شرایط امروز بهتر است ما پروندههای یکدیگر را رو نکنیم چون این چیزی است که آنها میخواهند وقتی کسانی مثل آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی با مواضع روشن پنجاه ساله درخواست میکنند که بیایید سر یک میز بنشینید و پشت سر رهبری منشور اصولگرایی را مبنا قرار دهید، ما باید این را مغتنم بشماریم. نباید وقتی آقای مهدویکنی از برخی افراد دعوت میکنند، مخالفت کنیم و بگوییم فتنه است؛ اگر ایشان نگران فتنه نبودند که با این وضعیت جسمانی ریاست مجلس خبرگان را قبول نمیکردند.
بنده این مسئله را به حساب اشتباه این دوستان میگذارم و تلاش من این است این دوستان که از خود ما هستند بپیوندند. روزی که جبهه پایداری میخواستند اعلام موجودیت کنند، لطف کردند از بنده هم به عنوان سخنران دعوت کردند؛ من قبول کردم و تشکر کردم و گفتم ما جبهه پایداری را اصولگرا میدانیم ولی باید بیایند و بنشینند تا ما هر چه سریعتر بتوانیم قطار انتخابات را از ایستگاه خارج کنیم چون ممکن است فرصتها را از دست بدهیم.
* اینکه جبهه پایداری متهم میشود به ایستادگی در مقابل آیتالله مهدویکنی، آیا نمیشود۷+۸ را متهم کرد به ایستادن در مقابل آقای مصباح و آقای خوشوقت که ویژگی بارز آقای مصباح این است که خیلی انحرافها را قبل از اینکه به درجه حاد برسد شناسایی کردند. مثل مسئله شریعتی یا سروش؟
- حداد عادل: خیر؛ آیتالله مصباحیزدی صریحاً گفتند که باید اعتبار دعوت آیتالله مهدویکنی محفوظ بماند و تأکید کردند بر اینکه نباید از ایشان عبور کرد. ۷+۸مقابل آیتالله مصباح نیست و این را توجه کنید و ۷+۸ مقابل آیتالله مصباح نخواهد ایستاد.
* این جمله از شما در انتخابات ۸۴ بسیار زیاد شنیده شد که «دود سفید بر دودکش اصولگرا» این دود سفید بیرون نیامد و نتیجه انتخابات به نفع اصولگریان شد و کسی که به طور مستقل شرکت کرده بودند، رأی آورند؛ برخی دوستان در جبهه پایداری وحدت را یک مسئله ثانویه می دانند. نظر شما چیست؟
- حداد عادل: آیا در آن زمان اگر وحدت داشتیم بهتر نبود؟ بنده خودم اولین کسی بودم که هنوز سه ساعت از مرحله دوم انتخابات نگذشته بود که از آقای احمدینژاد حمایت کردم. ولی من هنوز معتقدم که اگر به وحدت رسیده بودیم، امروز وضعیت بهتری داشتیم. امروز رهبری با مواضع خودشان به ما میگویند که وارد چه محدودههایی نشویم. در وضعیت کنونی باید از دولت حمایت کنیم؛ ثبات کشور را حفظ کنیم اشکالات را منصفانه بیان کنیم. شما به عنوان دانشجو میتوانید سؤال صریح بپرسید ولی من نمیتوانم پاسخ صریح بدهم.
*سوال: در مورد اسلامیسازی علوم انسانی امسال برخی از دروس در دانشگاه علامه طباطبایی ارایه نشد این کار در راستای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود؟
پاسخ حداد عادل:آنچه در این دانشگاه اتفاق افتاد هیچ ربطی به شورای تحول و ارتقای علوم انسانی که بنده مسوولیت آن را بر عهده داشتم، نداشت و یعد معلوم شد که این حرکتی بوده برای برچیده شدن علوم انسانی از دانشگاه.
من بلافاصله با رییس دانشگاه تماس گرفتم و علت را جویا شدم. ایشان گفتند که وزارت علوم از ما می خواهد که ما امکانات بیشتری به دانشجویان دوره ارشد و دکتری اختصاص دهیم.
شما می دانید که آن وضعیتی که سی سال پیش در پشت کنکور بود، حالا در کنکور کارشناسی ارشد ایجاد شده است. یعنی برای هر داوطلبی یک صندلی خالی در دانشگاه ها هست. سیاست وزارت علوم این است که تا حد امکان ظرفیت را در کارشناسی ارشد بیشتر کند. دانشگاه علامه طباطبایی گفته است که ما در این نیم سال در دوره کارشناسی، دانشجویی نمی پذیریم و ظرفیت کارشناسی ارشد را بیشتر می کنیم. وقتی انعکاس آن را دیدند و عده ای هم گله کردند که چرا از قبل اعلام نکردید وزارت علوم با مسئولین دانشگاه علامه جلسه ای گذاشت و ظرفیت هایی را اضافه کرد و راه بینابینی بوجود آورد.
* سؤال: شما به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی روند اسلامی شدن در دانشگاه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
پاسخ حداد عادل: من ابتدا اشاره کنم که چرا بنده داوطلبانه با همه مشغله و گرفتاری هایی که دارم عضو این شورا شدم. علت این است که بنده همان موقعی که در دانشگاه شیراز بودم و فیزیک می خواندم، متوجه شدم که مشکل فرهنگی ما در ضعفی است که ما در علوم انسانی داریم. قشر مذهبی اصلا توجه نداشتند به خطری که در حوزه علوم انسانی ما را تهدید می کرد. من شاگرد اول دانشگاه شیراز در مقطع کارشناسی ارشد بودم. همه هم دوره ای های من بورس گرفتند و برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی سفر کردند. بنده به این نتیجه رسیدم رشته فیزیک را با اینکه خیلی به آن علاقه داشتم رها کنم و وارد علوم انسانی شوم. برای این کار به دانشگاه تهران سر زدم ولی مرا نپذیرفتند.
من مجبور شدم تمام کتب دوره دبیرستان را خریداری کنم و به عنوان یک دیپلمه ساده در کنکور شرکت کردم و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران شدم. مدت ها کسی نمی دانست که من استاد دانشگاه هستم. در تمام دوران تحصیل، هم و غم من این بود که این شعله را در بچه های مذهبی و متدین ایجاد کنم که نباید این بچه های مذهبی را فقط به سمت پزشکی و مهندسی سوق داد. تا اینکه انقلاب شد.
از اول انقلاب همین هدف را داشتم و الان هم بنده دو ساعت دکتری درس می دهم و در عین حال معلم دبیرستان فرهنگ هم هستم. در دبیرستان فرهنگ قرآن درس می دهم. در همین تابستان نهج البلاغه درس می دادم. وقتی مقام معظم رهبری دو سال گذشته برای بار دوم فرمودند این مطالبه من از علوم انسانی است که الان زمین مانده است، شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیم گرفت در همین خصوص شورایی تشکیل شود.
بنده احساس مسئولیت کردم و گفتم من هم حاضرم عضو این شورا شوم. در اساسنامه آمده بود که چند نفر باید از اعضای شورا انتخاب شوند. در همان جلسه بود که من اعلام آمادگی کردم و در همان جلسه گفتند که بنده رئیس شورا شوم. ما از دی ماه ۸۸ تا الان بیش از ۳۶ جلسه در شورا داشتیم. کارهایی که در این شورا کرده ایم به این شرح است:
ابتدا گفتیم ما که نمی رسیم همه رشته های علوم انسانی را مطالعه کنیم، بیاییم و در بین این رشته ها آن رشته هایی که حساس تر است را اولویت بندی کنیم. ۱۵ رشته از بین رشته های علوم انسانی توسط این شورا رای آورد. این ۱۵ رشته شامل حقوق، روانشناسی، فلسفه، علوم سیاسی، معماری، هنر، رشته مطالعات زنان، اقتصاد و تعدادی رشته دیگر است.
این تحول باید به دست استادانی انجام شود که مومن و متعهد و انقلابی است که این ضرورت را احساس کرده اند. این اساتید را فهرست کردند که از قم و تهران و شهرهای دیگر بودند. کسانی که در این سی سال خودشان را نشان داده اند و در دانشگاه ها به دفاع از ارزش های علوم انسانی شهره شدند. ما توانستیم ۱۵ گروه را انتخاب کنیم که هر گروه بین هفت تا پانزده نفر عضو دارد. ۱۳ گروه از این گروه ها تشکیل شده است و این کارگروه ها بیش از ۷۰ جلسه برگزار کردند.
ما وظایف این افراد را در چهار بخش متون و برنامهها، استاد، دانشجو و پایان نامه و مجلات تحقیقاتی و پژوهشی تقسیم بندی کردیم. اخیرا با دکتر دانشجو به توافق رسیدیم که وزارت علوم تمام گروه های خود را که در کنار ما و به صورت موازی برنامه ریزی می کرد منحل کند و قرار شد یک گروه فقط فعالیت کند.
شورای تحول وظیفه دارد صلاحیت افراد را تایید کند. باید توجه داشت که تحول در علوم انسانی نباید شتاب زده باشد. نباید سطحی و بی اعتنا به واقعیات باشد. یک تصمیم در دانشگاه علامه طباطبایی گرفته می شود به سرعت در بی بی سی و رسانه های خارجی و جریان فتنه به نام تحول در علوم انسانی مطرح می شود.
باید مراقب بود تا این هواپیما در حال پرواز تعمیر شود. نمی شود گفت امروز تمام کلاس های حوزه علوم انسانی تعطیل، تا ما تحول ایجاد کنیم. ما امیدواریم که به همت شما و اساتید بتوانیم تحول را ایجاد کنیم و باید گفت که این فرآیند حداقل سی سال طول بکشد زیرا این علوم انسانی که در دانشگاه تدریس می شود حداقل سیصد سال در دانشگاه های اروپایی سابقه دارد.
این جریانی است که جدا از مذهب آمده و شکل گرفته است. همه این علوم انسانی هم غلط نیست. همان طوری که رهبری در بیاناتشان فرمودند که منظور از تحول در علوم انسانی این نیست که علوم انسانی دیگران خوانده نشود. ما می گوییم تقلید کورکورانه نشود. ما بحث هایی داریم که اصلا مفهوم اسلامی کردن علوم انسانی چیست. اینها باید روشن و تبیین شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


