کد خبر: ۵۸۰۹۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
نگاهی دوباره به سخنان رهبر انقلاب در دیدار اخیر اساتید

اساتید سکولار، مهم ترین مانع در مسیر تولید علم نافع

ایراد تدریس علوم بدون فایده فقط این نیست که وقت معلم و متعلم صرف چیزی می‌شود که تنها خاصیتش پر شدن برنامۀ درسی و واریز حقوق به جیب معلم است، بلکه مشکل آنجاست که خیلی از این معارف بی‌خاصیت زیربنای تحصیلی دانش‌آموختگان را در آینده تشکیل می‌دهد و جهت‌گیری علمی ایشان به سمتی سوق پیدا می‌کند که . . .
بولتن نیوز - سید مجتبی نعیمی : پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «اَعُوذُ بِکَ مِن عِلمُ لا یَنفَع». پناه می‌برم به خدا از علمی که هیچ نفعی ندارد. (مستدرک‌الوسائل ج5 ص69).این حدیث به ما می‌فهماند یکسری علوم هست که دانستن یا ندانستن آن فرقی به حال انسان‌ها ندارد. حتماً اکثر آنهایی که دوران تحصیل را حتی تا مقطع کوتاهی گذرانده‌اند، این موضوع را تجربه کرده‌اند که در لابه‌لای مفاد درسی مدارس و یا دانشگاه‌ها، چیزهایی را به عنوان علم به دانش‌آموزان و دانشجویان آموزش می‌دهند که معلوم نیست از این معرفت قرار است کی و در کجای کار یا زندگی استفاده کرد؟مثلاً معلوم نیست دانش‌آموز رشتۀ علوم تجربی چرا باید در دوران دبیرستان هندسه و انتگرال بخواند در حالی که کمتر پزشکی تا آخر عمرش به این علوم نیاز جدی پیدا می‌کند.

یا معلوم نیست چرا دانش‌آموز سال دوم راهنمایی باید بداند که میزان مرز ایران با افغانستان چند کیلومتر است. جالب‌تر وقتی است که وارد دانشگاه می‌شوید. اگر مجبور شدید سری به دانشگاه آزاد بزنید، حتماً از این نکته خنده‌تان می‌گیرد که چرا باید دانش‌جویانی که در زمان تحصیل، سنی بالای سی‌وپنج چهل دارند، پای درس استاد تنظیم خانواده بنشینند در حالی که خانواده‌شان را قبلاً تنظیم کرده‌اند. (گفتیم دانشگاه آزاد، چون حجم زیادی از دانش‌جویان این دانشگاه را افرادی در سن غیر متعارف تشکیل می‌دهد)ایراد تدریس علوم بدون فایده فقط این نیست که وقت معلم و متعلم صرف چیزی می‌شود که تنها خاصیتش پر شدن برنامۀ درسی و واریز حقوق به جیب معلم است، بلکه مشکل آنجاست که خیلی از این معارف بی‌خاصیت زیربنای تحصیلی دانش‌آموختگان را در آینده تشکیل می‌دهد و جهت‌گیری علمی ایشان به سمتی سوق پیدا می‌کند که موضوع مطالعه‌شان مواردی است که نه درد جامعه بوده و نه حتی فایده‌ای برای خود فرد دارد.

به قول معروف: خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج.به همین دلیل است که در دیدار رمضانی مقام معظم رهبری با اساتید دانشگاه‌ها می‌بینیم که ایشان از این مورد به عنوان یک نکتۀ مهم یاد می‌کنند و می‌فرمایند:«يك نكته‌ى ديگر هم كه به نظرم مهم است، دخالت دادن دانشگاه‌ها در حل مسائل علمى كشور است. خب، امروز شما ببينيد از رشته‌هاى مختلف علمى، اساتيد محترمى اينجا صحبت كردند. در هر رشته‌اى، آدم يك كلمه حرف نو ميشنود؛ اين خيلى قابل اهتمام است. دستگاه‌هاى مديريتى كشور چقدر ميتوانند از دانشگاه‌ها، از محصولات و نتائج ذهنى و فكرى نخبگان كشور استفاده كنند. برخورد شكلى و تشريفاتى كافى نيست؛ بايستى تعامل، تعامل حقيقى باشد. بايد جورى باشد كه مقالات علمى ما متوجه به نيازهاى كشور باشد. اينجا يك آمارى را از مقالات علمى در زمينه‌ى بهداشت و سلامت دادند.


در كل مسائل علمى كشور، مقالاتى كه نوشته ميشود، نود درصد آنها بايد ناظر باشد به مسائل داخلى كشور و نيازهاى كشور. نود درصد پايان‌نامه‌ها بايد متوجه به حل مشكلات كشور باشد ... دانشگاه‌ها بايد درگير مسائل كشور باشند. هدف از علم اين است كه نفع برساند. بايد علم براى مردم نافع باشد؛ از بركات آن علم بايستى استفاده كنند.»درجای دیگر ایشان پیرامون چرخۀ علم تا صنعت و کاربردی شدن علوم می‌فرمایند:«مسئله‌ى چرخه‌ى ايده‌ى علمى تا مصرف، اين هم خيلى مهم است. البته اين مربوط به دولت و همكارى دولت و دانشگاه‌هاست، كه حالا يك نمونه‌اش همين پاركهاست كه بعضى دوستان اشاره كردند و نمونه‌هاى ديگرى هم دارد. ايده‌ى كار علمى در ذهن نخبه شكل ميگيرد، بعد تبديل ميشود به علم، بعد تبديل ميشود به فناورى، بعد مى‌آيد ميشود صنعت، بعد مى‌آيد توى بازار مصرف. بازخورد آن در بازار مصرف، باز توليد ايده ميكند.

اين چرخه بايد همين طور استمرار پيدا كند. اين، همكارى دولت و دستگاه‌هاى صنعتى و دستگاه‌هاى مديريتى و دستگاه‌هاى دانشگاهى را لازم دارد و بايستى انجام بگيرد.»در هر صورت مسئلۀ بی‌فایده بودن برخی علوم، در واحدهای درسی دانشگاهی و بخصوص پایان‌نامه‌ها به طور چشم‌گیری مشاهده می‌شود.

به نظر می‌رسد در خیلی از رشته‌ها ما شاهد تدریس موضوعاتی هستیم که یا در واحدهای قبلی تکرار شده‌اند و یا مشخص نیست دانشجوی رشتۀ مدنظر با چه نیتی باید آنرا بخواند و قرار است در آینده، این معرفت را کجای منظومۀ علمی خویش جا دهد. حداقل تجربۀ شخصی حقیر که در رشته‌ای از رشته‌های علوم انسانی تحصیل کرده‌ام موید این مسئله است که می‌شد دوران کارشناسی را یا در کمتر از چهار سال طی کرد و یا چیزهای دیگری در آن دوره خواند که واقعاً ضروری بوده اما هیچ دغدغه‌ای برای ورود آن به رشتۀ مدنظر وجود نداشت. قابل ذکر است که این تجربه در دوره‌های کارشناسی‌ارشد و دکتری نیز تکرار می‌شود و چاره‌ای جز تحمل آن وجود ندارد.مورد دیگر پایان‌نامه‌های دانشگاهی‌ست که خیلی از آنها در فضای خارج از فضای واقعی جامعۀ ما نوشته می‌شود و قدرتی در دخل و تصرف و تغییر و بهبود شرایط زندگی عموم مردم ندارد و حتی به عنوان پایۀ فعالیت‌های علمی دیگران نیز نمی‌تواند قرار بگیرد.

 
 

البته یکی از اصلی‌ترین دلایل این مسئله را باید در نبود روحیۀ چنین گرایشی در ساختار دانشگاه و خیلی از اساتید دید زیرا دیده شده موضوعاتی کاربردی توسط دانشجویان برای پایان‌نامه ارائه شده ولی به دلایل واهی آنها را کنار نهاده‌اند. برای مثال دوستان مشغول به تحصیل در گرایش‌های مختلف علوم انسانی اگر می‌توانند پایان‌نامه‌ای با موضوع جنگ نرم بیاورند تا ببینند چطور دانشگاه با این موضوع به روز، حیاتی و کاربردی مخالفت می‌کند.مسئلۀ غیرکاربردی بودن مفاد تحصیلی در نظام آموزشی ما یک آفت بزرگ دیگری هم دارد و آن روگرداندن جوانان ما از مقولۀ علم‌آموزی و تحصیل است. به عبارت دیگر وقتی جوان پرنشاط و باانگیزۀ ما با این وضعیت روبه‌رو می‌شود که باید به اسم تحصیل، چیزهایی بخواند که جز رخوت و معطلی اثر دیگری نخواهد داشت، کلاً از تحصیل در فضای رسمی علمی کشور و یا در حالتی بدتر، از ادامۀ تحصیل زده می‌شوند و بدیهی است که این وضعیت چه سرانجامی را برای مملکت و نظام ما به وجود خواهد آورد.

 این مسئله در شرایط فعلی کاملاً به چشم می‌آید که برخی از جوانان ما در تلاش‌ند تا علم‌آموزی را در فضایی غیر از دانشگاه یا حوزه طی کنند. مهمترین استدلال‌شان این است که خیلی از مطالب بکار گرفته شده توسط ایشان در فضای دانشگاه محصول تحصیل شخصی این افراد در فضای خارج از دانشگاه است. پس وقتی می‌شود دانشگاه را با علومی تغزیه کرد که محل دستیابی به آنها جایی خارج از دانشگاه است، چرا کل فرایند علم‌آموزی را در آنجا طی نکنیم تا به این طریق هم از قید و بندهای مالی، زمانی و اداری دانشگاه رها شویم و هم موضوعاتی را مورد بررسی قرار دهیم که نیاز جامعه بوده و در جایی به کار می‌آید.

 

با توجه به شرایط موجود نظر می‌رسد برای رهایی جامعۀ علمی از شر علوم غیرنافع باید فکری به حال مهمترین مانع آن یعنی اساتید مخالف که عمدتا از طیف سکولارها و روشنفکرها هستند کرد. اگر تغییری در مدیریت دانشگاه‌ها صورت بگیرد به نحوی که این گرایش جزو اصلی‌ترین ویژگی‌های مدیریتی لحاظ شود و مدیریت دانشگاه از این رویکرد که در خیلی از دانشجویان است حمایت کند، می‌توان انتظار آینده‌ای بهتر را در این زمینه داشت.

 البته تغییر در مفاد درسی که زیربنایی‌ترین کار برای اصلاح در روند موجود است باید قبل از انجام هر تغییر صورت بگیرد. باشد تا به این طریق گره‌ای از مشکلات کشور و نظام عزیزمان باز کنیم. انشاءالله.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
خمید
|
BELGIUM
|
۰۱:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۶
0
0
سالها پیش " یورگن هابر ما س " فیلسوف منتقد مدرنیته این بحث را مطرح کرد که : "تدوین کنندگان و مروجین علوم اجتماعی بعنوان یک انسان ‘ در تدوین این علوم قبل از هر چیز منافع فردی - اجتماعی خو را ملحوظ کرده اند" . شکی نیست که این لحاظ قبل از هر چیز در نظر گرفتن روانشناسی اجتماعی ‘روانشناسی تاریخی وشرایط جعرافیایی و نفع اقتصادی این کشور هاست و دقیقا از همن جاست که " اروپا محوری" در بطن علوم اجتماعی ریشه گرفته است .استادان دانشگاههای ما که عموما تحصیل کردگان دانشگاهای کشورهای اروپایی هستند بدون توجه به این واقعیت مسلم خواهان تقلید از این علوم در همه عرضه های زندگی اجتما عی ( اقتصاد- سیاست -روانشناسی و.....) در ایران هستند.. فارغ از اینکه این علوم در شریط سیاسی – تاریخی و جغرا فیایی دیگر نشو ونما یافته اند و فقطد در حد شرایط کلی برای جامعه ما قا بل استفاده هستند.
سالهای متما دی در اروپا کسی به این واقعیات توجه نکرد .و خروجی این علوم ‘ غارت کشورهای عقب نگه داشته شده با همکاری فنی – تکنیکی همین اساتید علوم اروپا محور بود
اکنون و بعد از استقرار نظام مقدس ج. ا . بغض فرو خورده سالهای درازمنتقدین مدرنیته از دهان رهبر جمهوری اسلامی به صورت جملات زیبای "اساتید سکولار ‘مهمترین مانع در ........." در فضا عطر افشانی میکند.". این موضع بسیار اصولی است و باید در راه شکوفا کردن آن سرمایه گذاری کرد.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین