عربستان بازیگر اصلی ناآرامی های عراق
بولتن نیوز: خشونت کمتر و ثبات بیشتری نسبت به گذشته در عراق دیده می شود، با این حال هنوز مبتلا به بمب گذاری ها و اختلافات دستجات و فرقه ای است. در هفته های اخیر.
نیروهای سنی مشغول به هدف گیری بازارهای شیعیان و نیروهای امنیتی بوده اند. شبه نظامی گری سنی دیگر مانند اوایل سقوط بغداد یک حرکت علیه تحرکات ضد آمریکایی نیست. حتی نمی توان آن را در جهت منافع آمریکا دانست.
در طول یک یا دوسال اخیر، مقاومت سنی نشان داده است که بصورت منظم و کنترل شده به اهداف شیعه حمله می کند و تعجب آورتر یا قابل توجه تر آنکه به نیروهای آمریکایی حمله نمی کند. برای یافتن جواب این معما می توان به همسایگی یعنی عربستان سعودی نگاهی انداخت.
حملات سنی ها از سال 1383 تا 1386
رهبری حرکت سنی خیلی متمرکز نبود . بر اساس جمعی سرگشته از افسران سابق، روسای قبایل، مقامات بعثی، مقامات مذهبی، قدرت های محلی و عمال القاعده تشکیل شده بود.
آنها شامل ارتشی هایی عصبانی از انحلال ارتش توسط آمریکا ، سلفی های مخالف حضور غرب ، جنگجویان خارجی از سرتاسر خاورمیانه و اعضای جوان قبایل که بدنبال پول و ماجراجویی بودند ، درحالیکه بزرگان آنها امکانات و قدرتی را که صدام حسین به آنها داده بود از دست داده بودند. همگی به یک هدف و دریافت منظم پول رسیده بودند.
بیشتر جنگجویان بدون نظم بودند که نوع مقاومت حاکی از آن بود. حملات نشان دهنده دانش کم درمورد تاکتیک های دستجات کوچک بود و ارتش آمریکا اغلب این جنگجویان سنی را بعنوان چیزی در حد هنگ ها و دسته جات مسلح می شناخت. هماهنگی بین گروه های سنی رقیب بسیار محدود بود و جز در مواقعی که هماهنگی در تاکتیک دیده می شد، در تولید بمب و برخی تدارکات اصلا دیده نمی شد.

مقاومت سنی توسط اعضا حزب بعث که مخفیانه در کشور بودند، مقاطعه کاران ثروتمند منتفع از امکانات رژیم گذشته و همچنین منابع خارجی سنی جهان عرب تشکیل شد. تصور می شود پول بعثی ها و آن مقاطعه کاران مدت ها است که تمام شده است.
مقاومت سنی در زمان حال
تمامی شرایطی که مقاومت قدیم را فعال نمود در حال حاضر نیز موجود است. سنی ها از دست دادن اعتبار و قدرتی که در رژیم های حاکم از دهه بیست میلادی داشتند عذاب می کشند. سلفی ها هنوز قدرتمندند و درحقیقت با توجه به چرخش سنی ها به استفاده از مذهب برای توضیح شکست ها و جواب پرسش ها قوی تر هم شده اند.
مهم ترین موضوع مردان جوان قبایل هستند که مشاغلی را که در حکومت صدام و پس از آن آمریکایی ها داشتند از دست داده اند. دولت شیعه این سیستم های حمایتی را قطع کرد و بسیاری از این مردان جوان دوباره در دسترس هستند یا از منابع مالی محرمانه خارجی تغذیه می شوند.
شبه نظامیان سنی امروزه تحت کنترل بیشتری از گذشته عمل می نمایند. آنها بازارهای شیعیان و نیروهای امنیت را مورد هدف بمب های خود قرار می دهند، اما از حملات خشونت آمیز و غافلگیرانه پرهیز می کنند. رقابتی که 5 سال پیش این گروه های متعدد را از هم جدا می ساخت و بصورت رقابت برای جلب حمایت عمومی در آمده بود دیده نمی شود. در حالیکه جنگجویان خارجی زمانی بصورت علنی یا داخلی می جنگیدند اکنون با آنها همکاری دارند.
ویدئوهای تبلیغاتی یا مانیفست های متکبرانه رهبران متعدد آنها کمتر شده است. روزهای ادعاهای سرهنگ های سابق، گردنکشان محلات و خارجیان مدعی جهاد پایان یافته است. ساختار مناسبی برای جلوگیری از حمله گروه های سنی به نیروهای آمریکایی وجود دارد.

این نظم و ممانعت را نمی توان به رهبری سیاسی عراق نسبت داد. رهبران سنی عمدا از قدرت کنار گذاشته شده اند. آنها توسط نیروهای امنیتی شیعه تحت تعقیب، زندانی هستند ویا حتی کشته شده اند. روسای قبایل دیگر نه امکانات دارند و نه پول آمریکا را که جوانان خود را اداره کنند ، ندارند.
چرا نیروهای القاعده از حمله به سربازان آمریکایی خودداری می کنند؟ آنها به خودداری شهرت ندارند. آنها با آمریکا مخالفند و معمولا استراتژی به زمین زدن نیروهای آمریکایی در سراسر دنیا برای ضربه زدن به اقتصاد آمریکا را دنبال می کنند(هدفی که در حال حاضر به نظر دست نیافتنی می رسد. احتمالا القاعده در عراق با یک قدرت خارجی که تمایلی به وابسته بودن به کشتار سربازان آمریکایی ندارد به توافق رسیده باشند.
نقش عربستان
همه راه ها در منطقه خلیج فارس به ریاض ختم می شود. با پیشرفت شیعیان، عربستان سعودی دارد راه ها بخصوص از نظر مالی و اطلاعاتی به سمت سنی ها در عراق را بازسازی می کند و گسترش می دهد. سعودی ها کهنه سربازان، هم کیشان، سلفی ها و روسای قبایل مسئول مقاومت در گذشته را برای همکاری در ماموریت خود برای ممانعت در مقابل شیعیان و ایران دعوت می کنند.
نقش سعودی در عراق بسیار عمیق و طولانی است که حداقل به دهه هشتاد میلادی و حمایت آنها از صدام در جنگ با ایران برمی گردد. پس از آن در اوج مقاومت، نیروهای اطلاعاتی آمریکا کشف کردند که منبع پول کشورهای سنی منطقه هستند با این حال آشکار نبود که این منابع از دولت ها است یا افراد ثروتمند.
دولت سعودی، در تقلیل حملات و خشونت های فرقه ای که خطر گسترش به دیگر کشورها و بالا رفتن نفوذ ایران را داشت، نقش مهمی بازی کردند. دیپلماسی سعودی و پول قبایل دلایم (Dulayim) مسلح در مرز عراق و عربستان که استان انبار مرکز حملات را اداره می کردند را قانع کرد. تلاش های سعودی تحت الشعاع کوشش های موازی آمریکا، حملات را بسیار کاهش داد.
سنی های عراق نقش مهمی در برنامه ریاض برای جلوگیری از نفوذ ایران دارند. سیاستی که تحت تاثیر تصورات است و تقریبا به یقین اشتباه می گوید ایران مشوق حرکت های شیعه در عربستان سعودی، یمن، بحرین و دیگر نقاط در منطقه است.
سعودی ها از کردها در شمال غربی ، اعراب خوزستان در غرب و بلوچ ها در شرق ایران حمایت می کنند. عربستان سعودی مشوق مخالفین در میان قبایل غیر فارس است که چه در زمان شاه چه در جمهوری اسلامی تاریخ بلندی از مخالفت با تهران دارند. در افغانستان، سعودی ها از قبایل پشتو برای جلوگیری از نفوذ ایران در شمال و غرب استفاده می کنند. در عراق ولی یک جبهه در این مورد وجود دارد.
سنی ها می خواهند در عراق یک منطقه خودمختار برای سنی ها که کنار گذاشته شده اند ایجاد کنند. احتمالا یک کشور کاملا مستقل در سر داشته باشند، دولتی که بصورت حایلی بین کشورهای شیعه و سنی در آید. چنین کشوری می تواند تا مدت هابه حمایت مالی کشورهای سنی تولید کننده نفت تکیه نماید. حال آنکه گفته می شود استان انبار دارای منابع غنی هیدروکربن است.

القاعده در عراق؟
موقعیت القاعده در عراق مبهم است. این دشمن آمریکا و عربستان سعودی با تعداد زیاد در عراق فعال است ولی از حمله به آمریکا خودداری می کند و دیگری را تحمل می کند. روشن است که این القاعده ای متفاوت با آن است که در طی ده سال گذشته دنیا آن را شناخته، بطوریکه بهتر است به آن به چشم سازمانی کاملا متفاوت نگاه کرد.
نیروهای امنیتی سعودی سال ها با هم وطنان خود که از رده های مجاهدین مخالف شوروی بودند همکاری داشتند. برخی از آنها یا عضو گروه بن لادن بودند، که منشا شکل گیری القاعده بود. روحانیون وهابی به واسطه ارتباطات و جایگاه مذهبی خود در شبکه های جهادی در جنگ افغان که در سال 1980 آغاز گردید نقش مهمی داشتند.
به علاوه پس از آن حملات یازده سپتامبر و درگیر شدن خاندان سعود نیروهای امنیتی سعودی قادر به نفوذ و شکست القاعده در شبه جزیره عرب بودند. بسیاری از آن جنگجویان دستگیر شدند یا خود را تسلیم کردند و اطلاعات مفیدی را در اختیار نیروهای امنیتی قرار دادند.
براستی اگر سعودی ها موفق شده اند یک گروه یاغی را به هم پیمان خود برای مقابله با قدرت شیعه تبدیل کنند، آنها حتما باید مواظب باشند. این جنگجویان خشن در طول سال ها نشان داده اند که کار با آنها دشوار است، مجاهدین عرب علیه مجاهدین پشتو، آمرکیا، شمال افغانستان و در حال حاضر پاکستان قد علم کرده اند. و البته که در گذشته علیه سعودی ها نیز چرخش داشته اند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


