4000000000000دلاربراي كشتن225000نفر
مردم فكر ميكنند تخصيص بودجهي جنگ پنتاگون با هزينههاي بودجهاي جنگ برابر است، اعداد و ارقام واقعي دو برابر تصور آنها و هزينههاي اقتصادي خيلي بيشتر از حد تصور است. اعداد و ارقام دست كاري شده،2/3 تريليون دلار است در حالي كه رقم واقعي برآورد شده ـ بعضي به اجبار و بعضي با تمايل پرداخت گرديده ـ نزديك به 4 تريليون دلار است.
فارس: پايگاهاطلاعرساني برهان گزارش دانشگاه «براون» از هزينههاي يك دهه جنگ ادعايي برضد تروريسم را منتشر كرد و نوشت: بالاخره مؤسسهي تحقيقاتي «ايزنهاور» و دانشگاه «براون»، برآورد تقريبي هزينههاي جنگهايي كه از يك دهه پيش، به بهانهي مبارزه با تروريسم آغاز شدند را منتشر كرد. هر چند تيم تحقيق كننده اعتراف كردهاند كه، ارقام واقعي به طور قطع بيش از اينها خواهد بود. مقالهي پيش رو، خلاصهاي از اين گزارش است كه با نام «هزينههاي جنگ» و به همت پژوهشگران برجستهاي چون «كاترين لوتز»،«توماس جي واتسون» و «نتا كرافورد» انجام شده است.
براي اولين بار در تاريخ ايالات متحده،آمريكا با جنگ ميجنگد– در عراق، افغانستان و پاكستان ـ جنگهايي كه توسط خوداين كشور به طور كامل تأمين مالي شده است. اين حرفي است كه كاترين لوتز - استادانسان شناسي و مطالعات بينالمللي در دانشگاه براون و صاحب مطالعات اخير بر روي هزينهي 4 تريليون دلاري مبارزه با ترور- ميزند. افزون بر خرج و مخارج سنگين فدرال كه شايدبزرگترين آنها بستهي مشوق اوباما - قريب به يك تريليون دلار- باشد، قرضهاي سنگيني كه گرفته ميشود را ميتوان يكي از دلايل ايجاد شكاف بزرگ در بودجه و مشاجرههاي كنگره - برسر بدهكاريهاي كلان فدرال و اينكه آمريكا چگونه بايد كسري بودجههاي سالانهي خود طي دههي آينده را از بين ببرد- معرفي كرد. بدون شك اگر خرج و مخارج نظامي اين كشور از زمان حمله به مركز تجارت جهاني در سال 2001 ميلادي تا اين حد هزينه روي دست آمريكا نميگذاشت،كسري بودجهي دههي گذشته كمتر بود.
ايالات متحده را ميتوان به دليل فرستادن صدها هزارنيروي نظامي براي مبارزه با تروريسم و در نتيجه تهديدي كه در حال حاضر متوجه برنامههاي دولتي فدرال است ـ از جمله مراقبتهاي پزشكي ـ مقصر دانست. هنگامي كه «هزينههاي جنگ از سال 2001ميلادي؛ عراق، افغانستان و پاكستان» از مؤسسهي مطالعاتي ايزنهاور توسطدانشگاه براون منتشر شد، در سرتاسر كشور تيتر خبرها گرديد. هزينهي اين جنگها مبلغ 2/3 الي 4 تريليون دلار تخمين زده شده كه شگفت آور است و اين رقم شامل پول تخصيص داده شده به پنتاگون براي جنگ با جنگ، پول مازاد داده شده به پنتاگون در نتيجهي جنگ، هزينههاي پزشكي ومصدوميّتها براي سربازان و هزينههاي امنيّت كشور است.
در دوران صلح، مبلغ سالانهاي براي پوشش هزينهها به عنوان بودجه به پنتاگون داده ميشود. در دوران جنگ چيزي مازاد بر اين بودجه به پنتاگون پرداخت ميگردد. از 2/5 تريليون دلار اختصاص داده شده به پنتاگون بين سالهاي 2001 تا 2011ميلادي، 4/652 ميليارد دلار با عنوان نتيجهي جنگ تخصيص داده شد، رقمي كه با دنبال كردن الگوهاي رشد بودجهي وزارت دفاع قبل از حملهي يازده سپتامبر، محاسبه شده است.
هزينههاي جاري جنگ اصولاً توسط قرض كردن پول تأمين ميشود. در نتيجه جنگ، بدهكاري دولت را افزايش ميدهد. ميزان بدهكاري دولت از سال 2007 .م دو برابر شده است و تقريباً به 70 درصد توليد ناخالص داخلي رسيده است. «رايان ادوارد» عضو هيأت علمي ادارهي ملي تحقيقات اقتصادي اذعان كرد كه مجموع بدهكاري مرتبط با جنگ، براي هر آمريكايي معادل 4 هزار دلار است.
«باراك اوباما»، خطاب به مردم آمريكا و جهان گفت با وجود خروج نظاميان از افغانستان و ادامهي روند خروج نظاميان از عراق، جنگ براي چند سال ديگر ادامه خواهد داشت. حرف و حديثها پيرامون اين موضوع كه اصلاً چرا اين دو جنگ آغاز شدهاند، ادامه دارد. چيزي كه بدون بحث براي ما آشكار و مشخص شده اين است كه جنگهاي ياد شده، ده سال پيش آغاز شده و براي ميليونها نفر ازمردم افغان، عراق، پاكستان و آمريكا به شدت دردناك بوده و هزينههاي سنگيني رابر اين كشورها تحميل كرده است. با گذشت هر ماه و هر سال هزينههاي جنگ افزايش مييابد. تاكنون هزينههايي كه آمريكا در جنگهاي افغانستان، عراق و پاكستان كرده به طور جامع مورد حسابرسي واقع نشده است. هدف از پروژهي «هزينههاي جنگ» ارايهي خلاصهاي از هزينههاي داخلي و بينالمللي و نتيجهي اين جنگها است. براي تهيهي اين پروژهي تحقيقاتي در دانشگاه براون تيمي از اقتصاد دانان، انسانشناسها،دانشمندان سياسي، كارشناسان حقوقي و يك پزشك همكاري كردند.
سؤالاتي كه پيش روي تيم قرار داشت، عبارت بود از:
هزينههاي انساني و اقتصادي اين جنگها چه بودهاست؟
اين جنگها چه تأثيري در تغيير چشم انداز سياسي ـاجتماعي آمريكا و كشورهايي كه متحمل اين جنگها شدهاند، داشته است؟
ميراث بلند مدت اين درگيريها براي كهنه سربازان جنگ، چه چيزي خواهد بود؟
تأثير اقتصادي اين جنگها در طولاني مدت به چه صورت خواهد بود؟
آيا راههاي كم هزينهتر و در عين حال كارآمدتري براي جلوگيري از حملات تروريستي در آينده وجود دارد و يا وجود خواهد داشت؟
بعضي از پاسخهاي پروژه، عبارت است از:
ما ميدانيم تاكنون چه تعداد از سربازان آمريكايي كشته شدهاند (بالغ بر 6000) و اين در حالي است كه تعداد زخميان و بيماران بازگشته از جنگ هنوز برايمان مجهول است كه خود رقمي نگران كننده، خواهد بود. ادارهي سربازان متوجه خيل عظيمي از ادعاهاي جديد از كار افتادگي شده است كه تعداد آنها تنها در پاييز سال گذشته معادل 550 هزار نفر بوده است. صدمات و تلفات بسيار در ميان پيمانكاران آمريكايي هنوز مشخص نشده است.
حداقل 137 هزار نفر از غيرنظاميان افغاني، عراقي و پاكستاني در اين جنگها كشته شدهاند و بلاشك اين آمار رو به رشد است.
مبارزهي مسلحانه در پاكستان كه در آن آمريكا با تأمين بودجه به نيروي نظامي پاكستان براي ادامهي مبارزه كمك ميكند، جان بسياري از انسانها را همانند كشور همسايهي خود افغانستان، گرفته است.
اگر تعداد كشته شدگان نظامي و غير نظامي را باهم جمع كنيم با رقمي معادل 225 هزار نفر روبهرو خواهيم شد.
ميليونها انسان آواره و سرگردان، در شرايط بسيار تأسف برانگيز و نامناسبي زندگي ميكنند. تعداد اخير پناهندگان و آوارگان جنگ – 7ميليون و 800 هزار نفر– برابر است با تمام مردم ايالتهاي «كنتيكات» و «كنتاكي» كه از خانههاي خود فرار كردهاند.
جنگها با فرسايش در آزاديهاي مدني در خانه و نقض حقوق بشر در خارج همراه بوده است.
هزينههاي انساني و اقتصادي اين جنگها دههها ادامه خواهد داشت، برخي از هزينهها تا اواسط قرن اخير به اوج نميرسد. بسياري از هزينههاي جنگ به چشم آمريكاييها نميآيد و در لابهلاي انواع بودجهها گم ميشود و لذا محاسبه نميگردد. به عنوان مثال در حالي كه مردم فكر ميكنند تخصيص بودجهي جنگ پنتاگون با هزينههاي بودجهاي جنگ برابر است، اعداد و ارقام واقعي دو برابر تصور آنها و هزينههاي اقتصادي خيلي بيشتر از حد تصور است. اعداد و ارقام دست كاري شده،2/3 تريليون دلار است در حالي كه رقم واقعي برآورد شده ـ بعضي به اجبار و بعضي با تمايل پرداخت گرديده ـ نزديك به 4 تريليون دلار است.
هزينههاي پرداختي براي مراقبت از سربازان بازماندهي جنگ در آينده به همراه جنگهاي سابق آمريكا هزينهي هنگفتي را بر روي دست او ميگذارد.
تأثير موجي اين جنگها بر اقتصاد ايالات متحده نيز از اهميّت بالايي برخوردار است. بيكاري، افزايش نرخ سود و تأثيرات رواني اين جنگها دست كم گرفته شده است.
در حالي كه قول داده شده بود حملات آمريكا، دموكراسي را براي كشورهاي افغانستان و عراق به ارمغان بياورد، هر دو كشور در رده بندي جهاني آزادي سياسي، سقوط كردند و اين درحالي است كه اربابان جنگ با حمايت آمريكا به حفظ قدرت در افغانستان ادامه دادهاند و اجتماعات عراقي در نتيجهي جنگ امروز بيش از پيش به واسطهي جنسيّت و قوميّت، تفكيك شدهاند.
گزينههاي معقولتر، جديتر و قانع كنندهتر جايگزين جنگ پس از يازده سپتامبر و يا بحث پيرامون جنگ برضد عراق به ندرت مورد توجه واقع شده است. بعضي از اين جايگزينها همچنان براي آمريكا وجود دارند.
بسياري از اين هزينهها براي ماقابل تعيين و ارزيابي نبود. با توجه به محدوديّت منابع تمركز ما بيشتر بر روي هزينههاي آمريكا، تلفات آمريكا و هم پيمانانش و تلفات انساني در مناطق عمدهي جنگي افغانستان، عراق و پاكستان بوده است.
ايالات متحده در طي حدوداً ده سال،دو جنگ خونين به راه انداخته است و از زمان بحران بزرگ (Great Depression) تاكنون بزرگترين باز سازماندهي را در دولت خود داشته است. هواپيماهاي بدون سرنشين كنترل از راه دوربراي كشتار شبه نظاميان يمن و پاكستان فرستاده شدند. بيش از 2/2 ميليون آمريكايي به جنگ فرستاده شدند و بيش از يك ميليون بازگشتند. در ميان بازگشتگان عدهاي مورداحترام قرار گرفتند و عدهي كمي مرتكب جرايم جنگي شدند و عدهي زيادي نيز دست به خودكشي زدند. آمريكاييها دربارهي هزينههاي فقدان آزاديهاي مدني در خانه، افغانستان وگوانتانامو بحث ميكنند. ژنرالهاي آمريكايي بارها استراتژيهاي خود را تغيير دادهاند و تازگيها تصميم گرفتهاند بر روي «حفاظت از جمعيت» تأكيد كنند زيرا طبق دستورالعمل استراتژي «ضد شورش»، در عملياتي كه به كشتار شورشيان ميانجامد، در صورتي كه صدمات وارده به افزايش تعداد شورشيان منجر شود، بازدهي معكوس خواهد داشت.
سربازاني كه در جنگ عراق وافغانستان دچار آسيبهاي مغزي و اختلالات عصبي شدهاند خيلي بيش از سربازان جنگهاي پيشين درخواست مزاياي از كار افتادگي كردهاند. تعداد 650 هزار سرباز آمريكايي در نهادهاي پزشكي وزارت امور سربازان بازنشسته تحت درمان هستند. تقريباً 20 درصد از نظاميان مرخص شده كه در اين جنگها حضور داشتهاند، دچار آسيبهاي مغزي شدهاند. تعداد سربازاني كه گرفتار اختلالات استرسي پس از سانحه شدهاند عددي معادل 177149 ميباشد. بنابر اظهارنظر «ليندا بيلمس» اين نوع بيماريها از رايجترينها در ميان سربازان «جنگ جهاني عليه تروريسم»[4]است. وي همچنين گفت: «افراد مبتلا به اختلال استرس پساز سانحه، داراي بيماريهاي ديگري نيز هستند.» ايالات متحده 6/32 ميليارد دلار براي درمان و مزاياي سربازان بازنشسته خرج كرده است.
از سال 2001ميلادي كنگره براي كمكهاي بينالمللي پول دريافت كرده است كه غالب آن صرف عراق، افغانستان و پاكستان شده است. «آنيتا دانكس» استاد اقتصاد در كالج غربي نيوانگلند در گزارش خود دربارهي جنگ باتروريسم گفت: «دو نوع كمك بين المللي وجود دارد: «امنيّتي» كه بنا به توضيح او همكاري نظامي و «غير امنيّتي» كه كمك اقتصادي و بشر دوستانه معرفي ميشود. تاكنون 74ميليارد دلار براي اين نوع كمكها صرف شده است.»
تلفات انساني – مرگ و مير و آوارگي – دست كم گرفته شده است و در بعضي موارد رقم آن كمتر از ميزان واقعي ثبت شده است. تعداد تلفات و زخميها حدود 225 هزار كشته و حدود 365 هزار مجروح تاكنون به ثبت رسيده است. تاكنون 6 هزار سرباز آمريكايي و 2300 پيمانكار ايالات متحده، كشته شدهاند. كشته شدگان هم پيمانان ايالات متحده از جمله نيروهاي امنيّتي عراق وافغانستان و ديگر گروههاي ائتلافي به بيش از 20 هزار نفر رسيده است.
فارس: پايگاهاطلاعرساني برهان گزارش دانشگاه «براون» از هزينههاي يك دهه جنگ ادعايي برضد تروريسم را منتشر كرد و نوشت: بالاخره مؤسسهي تحقيقاتي «ايزنهاور» و دانشگاه «براون»، برآورد تقريبي هزينههاي جنگهايي كه از يك دهه پيش، به بهانهي مبارزه با تروريسم آغاز شدند را منتشر كرد. هر چند تيم تحقيق كننده اعتراف كردهاند كه، ارقام واقعي به طور قطع بيش از اينها خواهد بود. مقالهي پيش رو، خلاصهاي از اين گزارش است كه با نام «هزينههاي جنگ» و به همت پژوهشگران برجستهاي چون «كاترين لوتز»،«توماس جي واتسون» و «نتا كرافورد» انجام شده است.
براي اولين بار در تاريخ ايالات متحده،آمريكا با جنگ ميجنگد– در عراق، افغانستان و پاكستان ـ جنگهايي كه توسط خوداين كشور به طور كامل تأمين مالي شده است. اين حرفي است كه كاترين لوتز - استادانسان شناسي و مطالعات بينالمللي در دانشگاه براون و صاحب مطالعات اخير بر روي هزينهي 4 تريليون دلاري مبارزه با ترور- ميزند. افزون بر خرج و مخارج سنگين فدرال كه شايدبزرگترين آنها بستهي مشوق اوباما - قريب به يك تريليون دلار- باشد، قرضهاي سنگيني كه گرفته ميشود را ميتوان يكي از دلايل ايجاد شكاف بزرگ در بودجه و مشاجرههاي كنگره - برسر بدهكاريهاي كلان فدرال و اينكه آمريكا چگونه بايد كسري بودجههاي سالانهي خود طي دههي آينده را از بين ببرد- معرفي كرد. بدون شك اگر خرج و مخارج نظامي اين كشور از زمان حمله به مركز تجارت جهاني در سال 2001 ميلادي تا اين حد هزينه روي دست آمريكا نميگذاشت،كسري بودجهي دههي گذشته كمتر بود.
ايالات متحده را ميتوان به دليل فرستادن صدها هزارنيروي نظامي براي مبارزه با تروريسم و در نتيجه تهديدي كه در حال حاضر متوجه برنامههاي دولتي فدرال است ـ از جمله مراقبتهاي پزشكي ـ مقصر دانست. هنگامي كه «هزينههاي جنگ از سال 2001ميلادي؛ عراق، افغانستان و پاكستان» از مؤسسهي مطالعاتي ايزنهاور توسطدانشگاه براون منتشر شد، در سرتاسر كشور تيتر خبرها گرديد. هزينهي اين جنگها مبلغ 2/3 الي 4 تريليون دلار تخمين زده شده كه شگفت آور است و اين رقم شامل پول تخصيص داده شده به پنتاگون براي جنگ با جنگ، پول مازاد داده شده به پنتاگون در نتيجهي جنگ، هزينههاي پزشكي ومصدوميّتها براي سربازان و هزينههاي امنيّت كشور است.
در دوران صلح، مبلغ سالانهاي براي پوشش هزينهها به عنوان بودجه به پنتاگون داده ميشود. در دوران جنگ چيزي مازاد بر اين بودجه به پنتاگون پرداخت ميگردد. از 2/5 تريليون دلار اختصاص داده شده به پنتاگون بين سالهاي 2001 تا 2011ميلادي، 4/652 ميليارد دلار با عنوان نتيجهي جنگ تخصيص داده شد، رقمي كه با دنبال كردن الگوهاي رشد بودجهي وزارت دفاع قبل از حملهي يازده سپتامبر، محاسبه شده است.
هزينههاي جاري جنگ اصولاً توسط قرض كردن پول تأمين ميشود. در نتيجه جنگ، بدهكاري دولت را افزايش ميدهد. ميزان بدهكاري دولت از سال 2007 .م دو برابر شده است و تقريباً به 70 درصد توليد ناخالص داخلي رسيده است. «رايان ادوارد» عضو هيأت علمي ادارهي ملي تحقيقات اقتصادي اذعان كرد كه مجموع بدهكاري مرتبط با جنگ، براي هر آمريكايي معادل 4 هزار دلار است.
«باراك اوباما»، خطاب به مردم آمريكا و جهان گفت با وجود خروج نظاميان از افغانستان و ادامهي روند خروج نظاميان از عراق، جنگ براي چند سال ديگر ادامه خواهد داشت. حرف و حديثها پيرامون اين موضوع كه اصلاً چرا اين دو جنگ آغاز شدهاند، ادامه دارد. چيزي كه بدون بحث براي ما آشكار و مشخص شده اين است كه جنگهاي ياد شده، ده سال پيش آغاز شده و براي ميليونها نفر ازمردم افغان، عراق، پاكستان و آمريكا به شدت دردناك بوده و هزينههاي سنگيني رابر اين كشورها تحميل كرده است. با گذشت هر ماه و هر سال هزينههاي جنگ افزايش مييابد. تاكنون هزينههايي كه آمريكا در جنگهاي افغانستان، عراق و پاكستان كرده به طور جامع مورد حسابرسي واقع نشده است. هدف از پروژهي «هزينههاي جنگ» ارايهي خلاصهاي از هزينههاي داخلي و بينالمللي و نتيجهي اين جنگها است. براي تهيهي اين پروژهي تحقيقاتي در دانشگاه براون تيمي از اقتصاد دانان، انسانشناسها،دانشمندان سياسي، كارشناسان حقوقي و يك پزشك همكاري كردند.
سؤالاتي كه پيش روي تيم قرار داشت، عبارت بود از:
هزينههاي انساني و اقتصادي اين جنگها چه بودهاست؟
اين جنگها چه تأثيري در تغيير چشم انداز سياسي ـاجتماعي آمريكا و كشورهايي كه متحمل اين جنگها شدهاند، داشته است؟
ميراث بلند مدت اين درگيريها براي كهنه سربازان جنگ، چه چيزي خواهد بود؟
تأثير اقتصادي اين جنگها در طولاني مدت به چه صورت خواهد بود؟
آيا راههاي كم هزينهتر و در عين حال كارآمدتري براي جلوگيري از حملات تروريستي در آينده وجود دارد و يا وجود خواهد داشت؟
بعضي از پاسخهاي پروژه، عبارت است از:
ما ميدانيم تاكنون چه تعداد از سربازان آمريكايي كشته شدهاند (بالغ بر 6000) و اين در حالي است كه تعداد زخميان و بيماران بازگشته از جنگ هنوز برايمان مجهول است كه خود رقمي نگران كننده، خواهد بود. ادارهي سربازان متوجه خيل عظيمي از ادعاهاي جديد از كار افتادگي شده است كه تعداد آنها تنها در پاييز سال گذشته معادل 550 هزار نفر بوده است. صدمات و تلفات بسيار در ميان پيمانكاران آمريكايي هنوز مشخص نشده است.
حداقل 137 هزار نفر از غيرنظاميان افغاني، عراقي و پاكستاني در اين جنگها كشته شدهاند و بلاشك اين آمار رو به رشد است.
مبارزهي مسلحانه در پاكستان كه در آن آمريكا با تأمين بودجه به نيروي نظامي پاكستان براي ادامهي مبارزه كمك ميكند، جان بسياري از انسانها را همانند كشور همسايهي خود افغانستان، گرفته است.
اگر تعداد كشته شدگان نظامي و غير نظامي را باهم جمع كنيم با رقمي معادل 225 هزار نفر روبهرو خواهيم شد.
ميليونها انسان آواره و سرگردان، در شرايط بسيار تأسف برانگيز و نامناسبي زندگي ميكنند. تعداد اخير پناهندگان و آوارگان جنگ – 7ميليون و 800 هزار نفر– برابر است با تمام مردم ايالتهاي «كنتيكات» و «كنتاكي» كه از خانههاي خود فرار كردهاند.
جنگها با فرسايش در آزاديهاي مدني در خانه و نقض حقوق بشر در خارج همراه بوده است.
هزينههاي انساني و اقتصادي اين جنگها دههها ادامه خواهد داشت، برخي از هزينهها تا اواسط قرن اخير به اوج نميرسد. بسياري از هزينههاي جنگ به چشم آمريكاييها نميآيد و در لابهلاي انواع بودجهها گم ميشود و لذا محاسبه نميگردد. به عنوان مثال در حالي كه مردم فكر ميكنند تخصيص بودجهي جنگ پنتاگون با هزينههاي بودجهاي جنگ برابر است، اعداد و ارقام واقعي دو برابر تصور آنها و هزينههاي اقتصادي خيلي بيشتر از حد تصور است. اعداد و ارقام دست كاري شده،2/3 تريليون دلار است در حالي كه رقم واقعي برآورد شده ـ بعضي به اجبار و بعضي با تمايل پرداخت گرديده ـ نزديك به 4 تريليون دلار است.
هزينههاي پرداختي براي مراقبت از سربازان بازماندهي جنگ در آينده به همراه جنگهاي سابق آمريكا هزينهي هنگفتي را بر روي دست او ميگذارد.
تأثير موجي اين جنگها بر اقتصاد ايالات متحده نيز از اهميّت بالايي برخوردار است. بيكاري، افزايش نرخ سود و تأثيرات رواني اين جنگها دست كم گرفته شده است.
در حالي كه قول داده شده بود حملات آمريكا، دموكراسي را براي كشورهاي افغانستان و عراق به ارمغان بياورد، هر دو كشور در رده بندي جهاني آزادي سياسي، سقوط كردند و اين درحالي است كه اربابان جنگ با حمايت آمريكا به حفظ قدرت در افغانستان ادامه دادهاند و اجتماعات عراقي در نتيجهي جنگ امروز بيش از پيش به واسطهي جنسيّت و قوميّت، تفكيك شدهاند.
گزينههاي معقولتر، جديتر و قانع كنندهتر جايگزين جنگ پس از يازده سپتامبر و يا بحث پيرامون جنگ برضد عراق به ندرت مورد توجه واقع شده است. بعضي از اين جايگزينها همچنان براي آمريكا وجود دارند.
بسياري از اين هزينهها براي ماقابل تعيين و ارزيابي نبود. با توجه به محدوديّت منابع تمركز ما بيشتر بر روي هزينههاي آمريكا، تلفات آمريكا و هم پيمانانش و تلفات انساني در مناطق عمدهي جنگي افغانستان، عراق و پاكستان بوده است.
ايالات متحده در طي حدوداً ده سال،دو جنگ خونين به راه انداخته است و از زمان بحران بزرگ (Great Depression) تاكنون بزرگترين باز سازماندهي را در دولت خود داشته است. هواپيماهاي بدون سرنشين كنترل از راه دوربراي كشتار شبه نظاميان يمن و پاكستان فرستاده شدند. بيش از 2/2 ميليون آمريكايي به جنگ فرستاده شدند و بيش از يك ميليون بازگشتند. در ميان بازگشتگان عدهاي مورداحترام قرار گرفتند و عدهي كمي مرتكب جرايم جنگي شدند و عدهي زيادي نيز دست به خودكشي زدند. آمريكاييها دربارهي هزينههاي فقدان آزاديهاي مدني در خانه، افغانستان وگوانتانامو بحث ميكنند. ژنرالهاي آمريكايي بارها استراتژيهاي خود را تغيير دادهاند و تازگيها تصميم گرفتهاند بر روي «حفاظت از جمعيت» تأكيد كنند زيرا طبق دستورالعمل استراتژي «ضد شورش»، در عملياتي كه به كشتار شورشيان ميانجامد، در صورتي كه صدمات وارده به افزايش تعداد شورشيان منجر شود، بازدهي معكوس خواهد داشت.
سربازاني كه در جنگ عراق وافغانستان دچار آسيبهاي مغزي و اختلالات عصبي شدهاند خيلي بيش از سربازان جنگهاي پيشين درخواست مزاياي از كار افتادگي كردهاند. تعداد 650 هزار سرباز آمريكايي در نهادهاي پزشكي وزارت امور سربازان بازنشسته تحت درمان هستند. تقريباً 20 درصد از نظاميان مرخص شده كه در اين جنگها حضور داشتهاند، دچار آسيبهاي مغزي شدهاند. تعداد سربازاني كه گرفتار اختلالات استرسي پس از سانحه شدهاند عددي معادل 177149 ميباشد. بنابر اظهارنظر «ليندا بيلمس» اين نوع بيماريها از رايجترينها در ميان سربازان «جنگ جهاني عليه تروريسم»[4]است. وي همچنين گفت: «افراد مبتلا به اختلال استرس پساز سانحه، داراي بيماريهاي ديگري نيز هستند.» ايالات متحده 6/32 ميليارد دلار براي درمان و مزاياي سربازان بازنشسته خرج كرده است.
از سال 2001ميلادي كنگره براي كمكهاي بينالمللي پول دريافت كرده است كه غالب آن صرف عراق، افغانستان و پاكستان شده است. «آنيتا دانكس» استاد اقتصاد در كالج غربي نيوانگلند در گزارش خود دربارهي جنگ باتروريسم گفت: «دو نوع كمك بين المللي وجود دارد: «امنيّتي» كه بنا به توضيح او همكاري نظامي و «غير امنيّتي» كه كمك اقتصادي و بشر دوستانه معرفي ميشود. تاكنون 74ميليارد دلار براي اين نوع كمكها صرف شده است.»
تلفات انساني – مرگ و مير و آوارگي – دست كم گرفته شده است و در بعضي موارد رقم آن كمتر از ميزان واقعي ثبت شده است. تعداد تلفات و زخميها حدود 225 هزار كشته و حدود 365 هزار مجروح تاكنون به ثبت رسيده است. تاكنون 6 هزار سرباز آمريكايي و 2300 پيمانكار ايالات متحده، كشته شدهاند. كشته شدگان هم پيمانان ايالات متحده از جمله نيروهاي امنيّتي عراق وافغانستان و ديگر گروههاي ائتلافي به بيش از 20 هزار نفر رسيده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


