آمریکایی ها همانقدر می ارزند که در می آورند و همانقدر در می آوردند که می ارزند
گروه فرهنگی: در آمریکا هیچ تفاوتی میان شخص و تقدیرِ اقتصادیِ او وجود ندارد، فرد چیزی جز ثروت درآمد، شغل و آینده ی کاری اش نیست.
به گزارش بولتن نیوز، نقاب اقتصادی، در آگاهی همگان، از جمله حامل اش، با آنچه در پس اش نهفته تطابقی دقیق دارد، حتی در کوچک ترین چین و چروک ها.
همگان همانقدر می ارزند که در می آورند و همانقدر در میآوردند که می ارزند. آنان از طریق افت و خیزهای حیات اقتصادی شان هویت خویش را در می یابند و خود را هیچ چیز دیگری نمی دانند.
اگر نقد ماتریالیستی جامعه زمانی با تایید و این حکم به مقابله با ایده آلیسم برخاست که آگاهی هستی را تعیین نمی کند بلکه هستی تعین گر آگاهی است، و اینکه ذات حقیقی جامعه را باید نه در تصورات ایده آلیستی آن از خودش بلکه در اقتصادش جست، در این فاصله، خودآگاهی روزآمده چنین ایده آلیسمی را به دور انداخته است.
مردمان خویشتنِ خویش را با ارزش شان در بازار می سنجند و با نظر به حال و روزشان در اقتصاد و سرمایه داری به هویت خود پی می برند. اما تقدیر ایشان، هر قدر هم که غم انگیز باشد، نزدشان امری بیرونی نیست: آنان این تقدیر را تصدیق می کنند.
یک فرد چینی، به هنگام وداع:
با صدایی بغض آلود گفت: دوست من
بختِ زمینی بر من لبخند نزد.
و اینک می روم تا پرسه زنان در کوره راه های کوهستانی
آرامش قلبم را در تنهایی بجویم.
أما فرد امریکایی میگوید: ”من به ھیج دردی نمی خورم" ، ــ همین و بس۔
منبع: دیالکتیک روشنگری( قطعات فلسفی)، آدورنو، هورکهایمر، ترجمه فرهادپور و مهرگان. گام نو، ۱۳۸۹ چاپ چهارم، ص۳۵۱،۳۵۲
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


