کد خبر: ۵۰۴۳۸۵
تعداد نظرات: ۲۰ نظر
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۶ - ۰۲:۳۶
یک ایرانی مقیم آمریکا نوشت:
کیوان ابراهیمی ایرانی مقیم آمریکا در یادداشت پیش رو آورده است: آقای دهنوی از نظر علمی با خانم میرزاخانی غیر قابل مقایسه است اما به هر حال ایشان هم جزو قشر نخبه محسوب می‌شود. اگر قرار به تشکر و تقدیس از دو گروه نخبه‌ی متناظر با رفتار فوق است، کدام یک باید در اولویت مردم ایران و کشور ایران باشد؟

دو گونه نخبه! / کدام باید در اولویت مردم ایران و کشور ایران باشد؟گروه فرهنگی: کیوان ابراهیمی ایرانی مقیم آمریکا در یادداشت پیش رو آورده است: آقای دهنوی از نظر علمی با خانم میرزاخانی غیر قابل مقایسه است اما به هر حال ایشان هم جزو قشر نخبه محسوب می‌شود. اگر قرار به تشکر و تقدیس از دو گروه نخبه‌ی متناظر با رفتار فوق است، کدام یک باید در اولویت مردم ایران و کشور ایران باشد؟

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که در صفحه اینترنتی نگارنده نیز منتشر شده، به شرح زیر است:

بنده به شخصه به تقسیم مردم به دو قشر نخبه و غیر نخبه انتقاد شدیدی دارم. این که ما یک قشر کوچک موفق در حوزه و عمدتاً دانشگاه را از بقیه‌ی مردم جدا کنیم و به صرف یک سری موفقیت‌های شخصی دنیوی (که تازه اگر موفقیت باشد) بر سر آن بقیه‌ی اکثریت بکوبیم و انتظار داشته باشیم که منابع کشور صرف آن‌ها شود، تحقیر اکثریت مردم است. اگر کسی با معیارهای دنیوی موفقیت‌هایی داشته است، بیش از هر چیز برای خودش و خانواده اش نفع دارد. حالا چرا باید انتظار داشت بقیه‌ی مردم چنین افرادی را تقدیس کنند؟ مگر کسی که به این موفقیت‌ها نرسیده، از نظر انسانی چه کم دارد؟

با وجود این باور، در عمل، امروز در ایران با قشری که به عنوان نخبه معرفی می‌شوند روبرو هستیم. حتی آیین‌نامه‌ای در کشور برای الصاق لفظ نخبه به این گروه تهیه شده است! پس قشر نخبه، خوب یا بد در ایران وجود دارند و حتی جایگاه قانونی دارند. لذا می‌توان در مورد آن‌ها سخن گفت. اخیراً شاهد دو اتفاق بودیم که دو نوع نخبه را نشان می‌داد:

۱. درگذشت تاسف‌انگیز خانم میرزاخانی: شاید بشود گفت در دوران معاصر، خانم میرزاخانی اگر موفق‌ترین دانشمند با ملیت ایرانی هم نباشد جزو موارد نادر است و ما مشابه ایشان به ندرت داشته‌ایم. این که می‌بینیم ایشان به سرخط اخبار جهانی تبدیل شدند و تقریباً در همه‌ی خبرگزاری‌های معتبر جهان در مورد ایشان نوشته شد، به خاطر عظمت علمی‌شان بود.

دو گونه نخبه! / کدام باید در اولویت مردم ایران و کشور ایران باشد؟اما بیایید کمی دقیق‌تر بررسی کنیم. خانم میرزاخانی بیش از نیمی از عمر خود را در ایران سپری کرده بود. ایشان با تحصیل در بهترین مدرسه‌ی دخترانه ایران و بهترین دانشگاه ایران و استفاده از امکاناتی که کشور ایران فراهم کرده بود، به این موفقیت رسیده بود. خود ایشان به این نکته اذعان داشته و جو مدرسه و المپیادهای علمی و دانشگاه شریف را در کنار کوشش‌های شخصی خیلی موثر می‌دیده است. اما ایشان پس از فارغ التحصیلی عازم آمریکا شده و با چند سال استفاده از امکانات این کشور از دوره دکترا فارغ التحصیل شدند. سپس در این کشور ساکن و در دانشگاه‌های آن مشغول به تدریس و پژوهش شدند. لذا کشور ایران ایشان را پرورش داد اما کشور آمریکا بسیار بیشتر از کوشش‌های ایشان بهره برد.

۲. دیپورت آقای دهنوی از آمریکا: آقای دهنوی از نظر علمی با خانم میرزاخانی غیر قابل مقایسه است اما به هر حال ایشان هم جزو قشر نخبه محسوب می‌شود. ایشان با شرکت در کنکورهای سراسری و کسب رتبه مورد نیاز، تمامی مقاطع تحصیلی خود را در بهترین دانشگاه ایران طی کرده و از تز دکترای خود در ایران با درجه عالی دفاع کرده است. در ادامه هم در پژوهشکده‌ی شهید رضایی دانشگاه شریف مشغول به کار شده است. اگر کمی جستجوی اینترنتی کنید می‌بینید که این پژوهشکده تلاش‌های قابل تقدیری در بومی سازی علوم مهندسی در ایران انجام می‌دهد. همچنین دارای چند مقاله منتشر شده در مجلات و کنفرانس های معتبراست و با اعتماد به همین سابقه‌ی علمی و تجربیات، دانشگاه هاروارد که از نظر رتبه بندی برترین دانشگاه جهان است و از قضا دانشگاه محل تحصیل خانم میرزاخانی هم است، ایشان را پذیرفته بود. پس آقای دهنوی هم با استفاده از امکانات ایران به رشد علمی رسیده است. با یک فرق با خانم میرزاخانی: تنها کشور ایران از عملکرد ایشان بهره برده است.

قبل از ورود به بحث تاکید می‌کنم که بنده در مورد خانم میرزاخانی هیچ قضاوت منفی ندارم. درست است که ایشان از امکانات ایران استفاده کرده، اما خروج از ایران نه شرعاً و نه قانوناً ممنوع نیست. بیش از این هم نمی‌توانم در این مورد بنویسم چون رطب خورده، منع رطب چون کند؟ اما برخورد خبری و همینطور بازخورد در شبکه‌های اجتماعی با این دو اتفاق چگونه بوده است؟ در حالی که تقریباً همه‌ی ایرانیان یک کلام مشغول تقدیس خانم میرزاخانی و بسیاری سرزنش و حتی تحقیر کشور برای فراری دادن خانم میرزاخانی بودند و هستند، بخشی از ایرانیان به صرف فعالیت‌های سیاسی آقای دهنوی به تخریب ایشان تاخته‌اند و مسابقه گذاشته‌اند که ایشان را بکوبند. گویا کسی که سابقه‌ی سیاسی ایشان را داشته باشد اصلاً نمی‌تواند پژوهشگر باشد و حتما با سواستفاده تحصیل کرده است و پیش فرض این است که برای یک ماموریت امنیتی به آمریکا می‌رفته است! در حالی که حتی وزیر امور خارجه‌ی سابق آمریکا از این اتفاق اظهار تاسف کرده، عصبانی هستند که چرا چنین فردی باید به آمریکای عزیز آن‌ها راه داده شود؟ برخی که خود ساکن آمریکا نیستند، عصبانی هستند که چرا آمریکا آن‌ها را راه نمی‌دهد اما به ایشان ویزا داده است؟! گو اینکه آمریکا میراث پدری این‌هاست و دیگران باید اول از این‌ها اجازه ورود به آمریکا را کسب کنند!

 

دو گونه نخبه! / کدام باید در اولویت مردم ایران و کشور ایران باشد؟

 

اما سوال: اگر قرار به تشکر و تقدیس از دو گروه نخبه‌ی متناظر با رفتار فوق است، کدام یک باید در اولویت مردم ایران و کشور ایران باشد؟ آیا ما باید کسانی را که به ایران بهره می‌رسانند تحقیر کنیم و خود را مدیون کسانی بدانیم که بهره‌شان به آمریکا می‌رسد؟ باز تاکید کنم بنده دنبال قضاوت در مورد مصداق‌ها نیستم، دارم می‌گویم اگر هم قرار بر تقدیر از نخبگان باشد، منطقی این است که کشور ایران قدردان و ممنون کسانی باشد که بهره‌ی کار آن‌ها به کشور ایران می‌رسد. معنا ندارد که کشور ما خود را مدیون کسی بداند که بهره‌ای به کشور نرسانده است، ولو اینکه نابغه‌ی دوران باشد. بیایید برای راحتی در مورد قضاوت، مصداق‌ها را کامل عوض کنیم. کسانی که رشته شان فیزیک است و دوره تحصیلات تکمیلی را گذرانده‌اند، احتمال بالا با آقایان کامران وفا و محمد مهدی شیخ جباری آشنا هستند. کسانی هم که آشنا نیستند خودشان جستجوی اینترنتی کنند آشنا می‌شوند. اگر قرار بر تقدیر باشد، آیا ما باید از آقای کامران وفا تقدیر کنیم یا آقای شیخ جباری که رتبه علمی بسیار پایین‌تر دارد اما در ایران مشغول به کار است و قابل تقدیری در بالا بردن سطح علمی کشور ایفا کرده است؟ پاسخ به این سوالات، کلیدی است برای رفتار بهتر در آینده...

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲۰
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۵
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۰۸:۲۰
2
5
آقای ابراهیمی، سخت در اشتباه تشریف دارید، لظفآ اولویت و یا دسته بندی نفرمایید ، کشور ما خود را مدیون کسانی می داند که برای ایران و ایرانی در دنیا افتخار آفریدند و نام و پرچم کشور را در بلندای قله های علم و دانش در تمامی نقاط جهان به اهتزاز درآوردند، پروفسور فضل الله رضا ، پروفسور مجید سمیعی،پروفسور فیروز نادری و.......امروز پروفسور مریم میرزاخانی. از طرز فکر شما که در آمریکا هم تشریف دارید به نوعی بوی حسادت بلند است، راه را گم کرده ای !
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۰۹:۱۴
2
3
نگارنده به یک نکته توجه نکرده و آن اینکه خانم میرزاخانی فوت کرده اند و آقای دهنوی هنوز زنده هستند و ما علاقه ای برای تقدیس افراد زنده نداریم
آرش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۰:۰۶
2
3
آخه تو کی هستی که قضاوت نکنی یا نکنی؟ اون حذب‌اللهی اگه حرفاش واقعیه توی همون شریف می‌موند. بچسبین به همینا. انگار طرف هسته‌ی اتم رو شکافته! انگار نه انگار که کسی که بالاترین مدال ریاضی رو برده رو داره با یکی که فقط هوش خوبی داشته و افتخاری نداشته مقایسه می‌کنه!
بذار اونم یه چیزی ببره، چشم از اونم تعریف می‌کنیم.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۰:۰۶
آی گفتی، حرف خساب جواب نداره. زدی داخل خال، آمریکا اشتباهب به ایشان و اهل و عیال ویزا داده بودند و خودشان هم جلوی این اشتباه را به موقع و سر بزنگاه گرفتند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۳:۰۸
2
0
تنها نخبگان خرد گرای متخصص کار آزموده ی دلسوز شناخته شده ی وفادار به مردم و وطن و نظام باید برای به دست گرفتن و مدیریت همه ی کارهای کلیدی کشور در اولویت قرار گیرند.
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۴:۰۰
2
0
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .بنظر من هر دو قابل تقدیر بجای خود هستند .کشور خوب ایران به همه میبالد چه در خارج و چه در داخل .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۵:۰۹
1
3
مردم فهیم ایران تشخیصشان اولویت که چه عرض کنم اما افتخارشان یه مرحوم پروفسور مریم میرزاخانی ، دانشمند ایرانی و جهانی است و تنها زن برنده نوبل ریاضیات در دنیا. دهنوی ها فراوانند! ایشان چه افتخاری در جامعه جهانی برای ایران کسب کرده اند؟چنین به مشام می رسد که نگارنده مقاله(جناب ابراهیمی) از اقوام نزدیک جناب دهنوی تشریف دارند!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۷:۰۳
1
4
ایران نیازی به نخبگان ندارد. در بهترین حالت تولیدات صنعتی ما همین خودروهایی است که جان ایرانی ها را می گیرد. در حوزه پولی و بانکی همینطور که می بینید نیازی به برنامه ریزی نداریم چون عده ای به جان بیت المال افتاده اند که خودشان برنامه ریزی می کنند. در حوزه بهداشت و سلامت هم که مشخصه . در حزه های تأمین مواد غذایی هم نیازی نداریم چون واردات داریم. به زودی هم نیروی کار نخبه هم از چین وارد می کنیم با حقوق کمتر.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۲۰:۵۲
3
1
خیلیم بجا بود.مطلبتون عالی و حرفتون درست. نخبه فراری میخوایم چیکار.افتخار بشه و به بچه های امریکایی درس بده پس بچه های ما چی.اگه امریکا بدنیا میومد معلوم نبود ک به نبوغش پی ببره.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۱ - ۰۷:۰۰
3
2
میرزاخانی در مدرسه راهنمایی و دبیرستان فرزانگان تهران در دهه شصت و هفتاد با
امکانات افسانه ای که رویای هر دانش آموز ایرانی بود رشد کرد و نبوغش
شکوفا شد. بهترین معلمها. بهترین کلاسها. مدرنترین ابزار روز. جایی که
مدارس دیگر خود سمپاد کمودو نداشتند مدرزسه اینها کامپیوتر پنتیم داشت و
جایی که در سایر مدارس اصلا بچه نمی دانستند اینترنت و ربات چیست آن
مدرسه هم اینترنت داشت و هم گروه رباتیک. البته بی شک نابغه ریاضی بود و
ایران همه چیز پایش ریخت. مدالها و تقدیرهای متعدد. درخشش جهانی. مرتب بت
سازی و الگو سازی از مریم میرزاخانی برای سایر دختران سمپادی. خودش هم از
خانواده متمولی بود و هیچ کم و کسر مادی نداشت. در دانشگاه شریف هم بدون
کنکور پذیرفته شد و از امکانات دانشجویان المپیادی و نخبه استفاده کرد.
همه این موارد در حالی بود که امکانات مورد نظر از بیت المال بود و ادعای
رسیدگی نکردن به وی وی به عنوان بهانه خروج نادرست است.

رشته خانم میرزاخانی ریاضی محض بود و اساسا ایشان برای انجام فعالیت علمی
هیچ نیازی به داشتن آزمایشگاههای مجهز و امکانات ویژه که در ایران موجود
نباشد نداشت. ضمنا با توجه به امکان استفاده از فرصتهای علمی و وجود فضای
مجازی هیچ مشکلی نداشت اگر ایشان به عنوان عضو هیات علمی در ایران به
ادامه کار علمی می پرداخت و در عین حال به تربیت دانشجوی ایرانی هم اقدام
می کرد.

عده ای از هم دوره ای های ایشان هم هستند که با وجود دریافت مدالهای
جهانی و حتی سوابق درخشانتر از ایشان بعد از تحصیل به ایران بازگشته و هم
اکنون به عنوان اعضای هیاتهای علمی مشغول به کار هستند. از آن میان کسری
علیشاهی ، محسن بهرامگیری، علی رجایی ،آرش رستگار و بسیار افراد دیگر
قابل ذکر هستند که البته هرگز الگو سازی نمی شوند.

حتی اعطای جایزه فیلدز به خانم میرزاخانی را نباید صرفا یک جایزه علمی
قلمداد نمود. چرا که برندگان این جوایز همیشه به عنوان الگوی رفتاری و
فرهنگی نخبگان کشورهای در حال توسعه در می آیند و لهذا اعطای این جوایز
به افرادی که مسلمان معتقد باشند تقریبا از محالات است.

با وجود آزاد بودن داشتن حجاب در آمریکا خانم میرزا خانی اقدام به کشف
حجاب نمود. پس ادعای این مساله که وی ناگزیر به کشف حجاب بوده هم نادرست
است و او قبلا با این حکم اسلامی مشکل داشته است.
مریم میرزاخانی هیچ مرد ایرانی را شایسته خود ندانست و با مردی خارجی -
که مسلمان شدنش هم محل تردید است- ازدواج کرد و ژنهای هوشمند خود را به
آمریکا تقدیم نمود.

مریم میرزاخانی حتی خواستار دفن جسدش در ایران هم نبود. و این نشانه ای
است بر آنکه که ادعای علاقه وی به ایران دروغ محض است.

مریم میرزاخانی کوچکترین سابقه برخورد سیاسی حکومت با خودش یا خانواده اش
را نداشت است پس دلیل اصرار وی بر ماندن در آمریکا نمی تواند سیاسی باشد.

جمع بندی:

باید دانست رفتن به خارج و خارجی شدن و همسر خارجی داشتن و از دست خارجی
تقدیر گرفتن و اصلا در خارج دفن شدن نوعی پرستیژ و کلاس در بین ایرانیان
است. شاید هیچ ملتی ضرب المثل مرغ همسایه غاز است را نداشته باشد جز
ایرانیان. بخواهیم یا نخواهیم این مساله بیشتر جنبه فرهنگی دارد تا علمی
و اقتصادی و سیاسی.
خروج ایشان از ایشان هم مساله خصوصی و شخصی نیست چرا که وی با استفاده از
امکانات دولتی و بیت المال به چنین جایگاهی رسید در حالی که سایر دانش
آموزان ایرانی به هیچ وجه به چنین امکاناتی دسترسی نداشتند. لهذا این
رفتارها از از نظر مالی هم خسارت به ایران وارد کرده است.

در نتیجه باید نظام جمهوری اسلامی و شخص جواد ازه ای ریاست وقت سمپاد
برای اتلاف سرمایه های بیت المال در مورد کسانی که هیچ علاقه قلبی به
ایران ندارند و یا از کار فرهنگی در مورد آنان کوتاهی شده است بازخواست
شوند. خانواده میرزاخانی هم باید مورد پرسش قرار گرفته و دلایل دقیق چنان
رفتارهایی ریشه یابی شود.

همچنین باید گفت که همین قهرمان سازی از نخبگان فراری است که سبب تشویق
بقیه آنها به خروج از کشور می شود. اگر به جای میرزاخانی ها از شهریاریها
قهرمان سازی می شد این خرو نخبگان هم متوقف می شد. پس پیامهای مقامات
سیاسی نظام را باید در راستای تشویق سایر نخبگان به خروج از کشور و ضمنا
قبح شکنی از کشف حجاب به بهانه نبوغ ارزیابی کرد.

نباید تصور کرد که رفتارهای امثال گ .ف با قهرمان سازی از امثال مریم
میرزاخانی تفاوت ماهوی دارد. همه یک معنی دارند و آن تلاش برای قبح شکنی
و اندلوسی کردن ایران است. با الگو شدن این دختر اولا همه فهمیدند کشف
حجاب برای زن از نظر نظام اشکالی ندارد - و آنچه در مورد مینو خالقی صورت
گرفت ظلم بوده!- و ثانیا نرد عشق باختن با مردان خارجی ایرادی ندارد و
ثالثا دفن شدن در خارج هم نوعی افتخار است.


درد دل:

شرایط هیچ کس بدتر از دکتر حسابی نبود که نه تنها دولت ایران که حتی پدرش
هم در حق او هیچ محبتی نکرد. او اصلا در ایران بزرگ نشد. تازه وقتی به
ایران آمد که اساسا دانشگاهی در ایران نبود و حتی ناچار شد برای اهدافش
وارد فعالیتهای سیاسی هم بشود در حالی که همه چیز در پرینستون برایش مهیا
بود.
اما برگشت.
چون ریشه داشت.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳۹۶/۰۵/۰۱ - ۰۷:۰۰
کامنت سر تا سر عقده !
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۱ - ۰۷:۰۰
3
1
همین قهرمان سازی از نخبگان فراری است که سبب تشویق
بقیه آنها به خروج از کشور می شود. اگر به جای میرزاخانی ها از شهریاریها
قهرمان سازی می شد این خروج نخبگان هم متوقف می شد
شبهه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۱ - ۱۸:۱۱
0
1
ای ژن های نژادپرستی ای نخبه های نخبه زاده ای ........... ای شبهه های خود شیفته
ما بی سوادان عوام عمومی اکثریت جامعه را دریابید و در جاده ها با سرعت خود ما و خود را نابود نکنید
این شبهه پروری شده مثل ماشین های لوکس دست آقا زاده ها توی خیابان ها
عده کمی هم که واقعا نخبه هستند دراین بین بعد از مرگ دیده میشوند
ناشناس
|
Canada
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۱ - ۲۲:۳۳
6
1
11 کامنت در دست بر رسی است.وسه کامنت منتشر شده کاملا نظر اقای ابراهمی را رد کردند
ناشناس
|
Canada
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۲ - ۲۰:۱۸
2
1
سه گامنت اول مخالف ابراهیمی وان یکی ها بعد از کامنت من اضافه شدند وهمه را فقط یک نفر نوشته
ناشناس
|
Germany
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۲ - ۲۲:۰۵
2
1
الان اقای نویسنده با این مقاله دنبال چی هست ؟ نخبه ها متعلق به همه دنیا هستند و کسی نمیتواند ارزش انها را بر اساس میزان خدماتی که به کشورشان داده اند ارزیابی کند هیچ کشوری نباید دنبال سهم خواهی باشد کار نخبه توسعه دانش بشری است مهم نیست در کجا و در چه کشوری این کار را میکند کسانی که تلفن یا برق را اختراع کردند به بشر کمک کردند نه یک کشور خاص و همینطور کشف پنی‌سیلین یا واکسن کمک به بشریت بوده خانم ماری کوری در لهستان به دنیا آمد و در سن 24 سالگی لهستان رابرای همیشه ترک کرد و تمام اکتشافاتش در فرانسه بود ولی در لهستان همان احترامی را براش قایل هستند که برای دیگر نخبه های لهستانی قایل هستند هیچ زمانی هم دولت لهستان اعلام نکرد که انها او را پرورش دادند اما کشور فرانسه بسیار بیشتر از کوشش‌های ایشان بهره برد حتی در لهستان تمبر یادبود هم براش منتشر کردند حالا شما در نظر بگیرید لهستان نخبه ها را تقسیم بندی میکرد و اعلام میکرد چون خانم ماری کری کشورش را ترک کرد و در لهستان خدماتی برای کشورش نداشت ارزش کمتری نسبت به نخبه گان دیگر ما دارد
پاسخ ها
ناشناس
| Sweden |
۱۳۹۶/۰۵/۰۲ - ۲۲:۰۵
بفرمایید چه کمبودی در برای رشته ریاضی محض در ایران بود و چه آزمایشگاه و تالسیسات ویژه ای می خواست که فقط باید در آمریکا این خدمت صورت می گرفت؟ از پرفسور سمیعی یاد بگیرید که هر چند در آلمان کار می کند اما ایران عمیقا دارد از وجودش استفاده می کند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۳ - ۰۰:۵۱
1
2
مریم میرزاخانی بی همتا و ستاره ای تابان. روحش شاد.
ناشناس
|
Portugal
|
۱۳۹۶/۰۵/۰۴ - ۰۳:۲۹
2
2
انسان ازاد است براي انتخاب دين و حجاب و محل زندگي و محل مرگ، اين نخبه همه اينها را انتخاب كرد در اوج ازادي، حق انتخاب او را محترم بشماريم و براي همه انسانها دعا كنيم كه همه راه مريم را برويم امين
پاسخ ها
ناشناس
| Sweden |
۱۳۹۶/۰۵/۰۴ - ۰۳:۲۹
آن وقت بنده بود یا آزاد؟
انسانی که خیال می کند از بندگی خدا آزاد شده عملا بندگی شیطان و نفس خود را پذیرفته.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین