کد خبر: ۴۸۰۴۶
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۵
در پی ادعای مضحک روز آنلاین؛
متاسفانه بسیاری از این روزنامه و رونامه نگارانی که قریشی از آنها دم می زند در انجمن صنفی کار سیاسی در جهت براندازی نظام می کردند. بیشترین جلسات و جمع شدن روزنامه ها و اظهارات و سخنرانی ها و قلم و گزارش و نوشته های خود را در حمایت از جریانات سیاسی معاند و منحرفی که بجای پرداختن به دغدغه های مردم به دغدغه های...

بولتن نیوز: سایت خبری ضد انقلابی روز آنلاین که توسط ضدانقلاب های خارج از کشور اداره می شود در مطلبی با عنوان "روزنامه ای برای توقیف نمانده است" به قلم کاوه قریشی در تاریخ 15 اردیبهشت 90،  مغلطه هایی را به نام دفاع از روزنامه نگاران و مطبوعات مطرح کرده و با ربط دادن آن با دنیای سیاست، نتیجه گرفته است مقامات و مسئولان ارشد نظام جمهوری اسلامی دشمن مطبوعات و روزنامه نگاران هستند و در ایران آزادی بیان نداریم.

 

کاوه قریشی که متولد دهه 1360 در سقز کردستان است، در دانشگاه سلیمانیه جامعه شناسی خوانده و اکنون در برلین آلمان زندگی می کند و خبرنگار سایت روز آنلاین است. نوشته های او نشان می دهد که در حمایت از جریان ضد انقلاب و گروه های برانداز فعال بوده و در واقع عملیات رسانه ای گروههای ضدانقلابی از جمله پژاک که دستهایش به خون مردم ایران آلوده است را مدیریت می کند.

این گزارش ادعا کرده که اصولا روزنامه ای در ایران فعالیت نمی کند که نظام بخواهد آن را توقیف کند!

این در حالی است که مردم ایران و مخاطبان روز آنلاین در داخل کشور به راحتی می توانند با مراجعه به کیوسک های روزنامه فروشی ، شاهد انتشار صدها روزنامه، هفته نامه ومجله باشند که هر روز پیش روی مخاطبان آنهاست.

روزنامه هایی پر تیراژی مانند جام جم، ایران، همشهری و بسیاری از روزنامه های متوسط، به مراتب تیراژی بیش از روزنامه های توقیف شده مورد نظر نویسنده دارند و بر این اساس، نمی توان ادعا کرد که در ایران روزنامه ای برای توقیف نمانده است!

به عبارت دیگر، نتیجه می گیریم که مقصود وی از توقیف روزنامه ها، روزنامه های وابسته به جریان اصلاحات، جنبش سبز، جریان فتنه و در یک نظر جریان ضد انقلاب است که در 15 سال گذشته به خاطر نحوه کار سیاسی، عدول از وظایف روزنامه نگاری و تریبون احزاب و جریان های منتقد و مخالف نظام و... توقیف شدند. و گرنه اگر روزنامه ای هنجار روزنامه نگاری را رعایت کند و به انتقاد و بررسی موضوعات جامعه بپردازد و به جای تخریب و ضدیت با اسلام و انقلاب و نظام، کار اصولی خود را طبق قانون انجام دهد و ترتیب انتشار آن طبق مجوز صادره باشد، می تواند ده ها سال به کار خود ادامه دهد.

در حال حاضر روزنامه هایی مانند مردم سالاری و تعدادی دیگر از روزنامه های سیاسی و اقتصادی مشغول به کارند که مدیریت آنها به جریان اصلاحات نزدیک هستند اما به خاطر رعایت موازین و قانون و اعتقاد به اصول اساسی نظام همچنان به انتشار خود ادامه می دهند.

براین اساس، باید بین جریانی که در دو دهه گذشته به نام روزنامه نگار و روزنامه نگاری، بیشترین فعالیت سیاسی را بر ضد دولت، نظام و برخی مسائل شرعی و اسلامی انجام دادند و روزنامه ها و انجمن صنفی روزنامه نگاران را تبدیل به مکان و نهادی برای فعالیت سیاسی خود کردند با دیگرروزنامه نگاران تفاوت قائل شد.

متاسفانه در روند کار روزنامه نگاری کشور، مانند برخی دیگر از فرصت های تاریخی و موضوعات اجتماعی کشور که برخی مفاهیم را مانند ملی کردن صنعت نفت به اشتباه فهمیده ایم، عده ای تلاش کردند تا روزنامه نگاری و کار صنفی روزنامه نگاران را نیز از درون بی هویت و بی معنا کنند و همان طور که ملی شدن صنعت نفت در 100 سال گذشته به  استفاده از نفت در بودجه دولت منجر شد، روزنامه نگاری نیز به سیاسی کاری و تخریب هنجارهای روزنامه نگاری تبدیل شد.

متاسفانه بسیاری از این روزنامه و رونامه نگارانی که قریشی از آنها دم می زند در انجمن صنفی کار سیاسی در جهت براندازی نظام می کردند. بیشترین جلسات و جمع شدن روزنامه ها و اظهارات و سخنرانی ها و قلم و گزارش و نوشته های خود را در حمایت از جریانات سیاسی معاند و منحرفی که بجای پرداختن به دغدغه های مردم به دغدغه های دول استعماری می پرداختند به کار گرفتند و به همین خاطر در فعالیت خود با مشکل مواجه شدند و به امور صنفی انجمن روزنامه نگاران یک دهم کار سیاسی نیز توجه نداشتند. تعدادی از آنها  نیز با ترفندهای مختلف به دنبال سفر به آمریکا و ژاپن و اروپا بودند و فرصت های مختلفی از دولت اصلاحات نیز گرفتند.

تعدادی از روزنامه نگاران به بی بی سی و رادیو فردا و رادیو آمریکا و سایر رسانه های خارج کشور که رفتار و نیت آنها روشن است ملحق شده اند. آنهم نه به عنوان روزنامه نگار و کارشناس خبری آشنا به ایران، بلکه اکثر آنها عملا در ضدیت با نظام و دولت و انقلاب بزرگ مردم ایران مطالب بسیار نوشته اند و از پوشش و لباس و حجاب گرفته تا گفته ها و نوشته های آنها در جهت تخریب نظام جمهوری اسلامی بوده است. آیا می توان تعطیلی کار این افراد که نه به اعتقادات مردم و نه به هنجارهای اجتماعی  و  نه به قانون اساسی کشور پایبند نیستد را مقابله با روزنامه نگار تلقی کرد یا باید نام مخالف سیاسی معاند و بدخواه ملت به آنها داد؟

آیا تعطیلی روزنامه هایی که این افراد منتشر می کردند که به خاطر فعالیتهای  ضدانقلابیشان که در قالب فعالیت  سیاسی بود ، معادل تعطیلی همه روزنامه های کشور است؟! و آیا به این معنی است که هیچ روزنامه ای در ایران فعالیت  نمی کند ؟!

آیا روزنامه نگاران کشورهای دیگر نیز مانند این افراد عمل می کنند و بدون توجه به منافع ملی کشور هستند و هر چه دلشان می خواهد می نویسند و انجام می دهند و نام خود را روزنامه نگار می گذارند؟ آیا روزنامه نگار بازتاب نظر مردم و چشم و گوش ملت است یا جایگزین احزابی که هرگز به منافع ملی و مردم توجهی نداشته و ندارند ؟

آقای مزروعی که عضو جبهه مشارکت است و سال ها کار سیاسی کرده و روزنامه نگاری را به خاطر سیاست دنبال کرده تا علیرضا رجایی هوادار و عضو جریان ملی مذهبی و نهضت آزادی، شمس الواعظین که مدیریت روزنامه های زنجیره ای را به عهده داشته، و سایر افراد هیات مدیره که به خاطر فعالیت در جریان فتنه و جنبش سبز، تحت پیگرد بوده اند و... همگی به خاطر فعالیت های سیاسی و نوشته های مسموم و اظهارات خلاف قانون و ... باید در برابر مردم و دادگاه پاسخ گو باشند نه به خاطر این که روزنامه نگار بوده اند یا خواسته های صنفی را دنبال می کرده اند.

بر این اساس، اگر کسانی خود را به نام روزنامه نگار معرفی کنند و در انجمن صنفی به جای کار صنفی و آموزش و پیگیری حقوق خبرنگار، به کار سیاسی و ضدیت با نظام و دولت مشغول باشند نمی توان وضعیت آنها را با نام روزنامه نگار در بوق کرد که  ایهالناس حقوق آنها زیر پا گذاشته شده است و ...

به عبارت دیگر، انتشار بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در حالیکه چشم بر روی جنایات بیشمار دیکتاتورهای وابسته به امریکا بسته ، به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات نیز با سمت و سوی سیاسی و با هدف تضعیف نظام جمهوری اسلامی انجام شده است نه به خاطر روزنامه نگاران.

اگر هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، نویسندگان روز آنلاین، جانب انصاف که شرط  کار یک روزنامه نگار است را رعایت کنند و اندکی بی طرف باشند، به این نتیجه خواهند رسید که بسیاری ازاین افراد به واسطه کار سیاسی  آنهم با رویکرد براندازی نظام اسلامی و مردمی ایران در زندان هستند نه به خاطر کار  روزنامه نگاری.

البته دیدگاه سیاسی داشتن ایراد نیست و هر کسی می تواند دیدگاه سیاسی و هزینه ها  و منافع سیاست ورزی خود را داشته باشد اما روز آنلاین و آقای قریشی و مزروعی در نوشته های خود، نباید دچار مغلطه شوند و اگر می خواهند از یک دیدگاه سیاسی و فعالان سیاسی حمایت کنند، نباید بی جهت نامه روزنامه نگاران را بهانه قرار دهند و ادعا کنند که حقوق روزنامه نگاران پایمال شده و روزنامه ای برای توقیف نیست و بیش از 200 روزنامه نگار در زندان هستند و...

این افراد و انجمن صنفی روزنامه نگاران و حتی گزارشگران بدون مرز، قبل از آن که روزنامه نگار باشند کار سیاسی می کنند و بیش از آن که بخواهند از حقوق روزنامه نگار حمایت کنند به  نیات سیاسی خود توجه دارند .

هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران، گزارشگران بدون مرز و کسانی که به نام روزنامه نگار در زندان هستند و کار سیاسی می کنند، به وجدان خود  پاسخ دهند که تا چه حد به حقوق صنفی، رشد سطح آموزش و بهبود کیفی و مشکلات مالی روزنامه نگاران در طول 8 سال دولت خاتمی توجه داشته اند؟

همان زمان نیز بیشتر نقش و توجه آنها به موضوعات سیاسی بوده است. منصفانه پاسخ دهید که آیا بهمن احمدی و علیرضا رجایی و افرادی دیگری مانند آنها روزنامه نگار هستند یا تعلقات سیاسی  آنهم از نوع ضدانقلابی دارند ؟ آنها تا چه حد به کار روزنامه نگاری به عنوان یک حرفه مشغول بوده اند و تا چه حد فعالیت خود را صرف امور سیاسی کرده اند؟

آیا این افراد به خاطر روزنامه نگار بودن در زندان هستند؟ آیا کسانی که با این افراد کار کرده اند، از آنها به عنوان یک روزنامه نگار یاد می کنند ؟

اساسا بسیاری از این به اصطلاح روزنامه نگاران، همکاران خود را به عنوان روزنامه نگار قبول نداشتند و اگر کسی هفته ای یک نامه امضا نمی کرد و در کار سیاسی مشارکت نمی کرد، جواب سلام او را به راحتی نمی دادند. بسیاری را تحقیر می کردند، به روزنامه نگار واقعی اجازه فعالیت نمی دادند و به دنبال کسانی بودند که خواسته آنها را اجرایی کند .به جای این که معیار کار آنها هنجار وکیفیت روزنامه نگاری باشد به ایجاد محیطی برای فعالیت دوستان خود توجه داشتند و سالن روزنامه ها از حضور فعالان سیاسی، انجمن اسلامی دانشگاه ها و فعالان تندروی جریان های سیاسی پر بود و چهره های سیاسی در شورای سردبیری روزنامه ها  حضوری فعال داشتند و همین باعث شد که روزنامه نگاری از مسیر خود خارج شد و به حزب و بیانیه سیاسی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها و ... تبدیل شدند. تیتر صفحه اول این روزنامه ها به جای مسائل عمومی، معیشت مردم و اخبار جذاب برای مخاطبان، به جریانات سیاسی و موضع گیری ها تبدیل شد به گونه ای که خواننده احساس می کرد هر روز انتخابات است یک عده  می روند و یک عده می آیند و این که چه نتیجه ای برای مردم دارد کمتر مورد توجه بود. تخریب بیش از ساختن و آبادانی مطرح بود.

به جای نقد کردن و آباد کردن، ایراد گرفتن و تخریب مطرح بود و به جای اخباری که نتایج ملموس برای زندگی مردم به همراه داشته باشد تنها تبلیغ و  خودنمایی مطرح بود و این شد که مردم را از بسیاری از روزنامه ها دور کرد و عده ای در کوچه و بازار می گفتند: این ها دروغ می نویسند و برای ما جز گرانی نتیجه ای ندارد. عده ای به خاطر همین تندروی ها و ایجاد انتظارات بدون تناسب با واقعیت ها و ظرفیت کشور، عده ای دلسرد شدند و راهی خارج کشور شدند. عده ای تصور کردند که دولت باید بسازد و دیگران تماشاچی باشند و سیاست مداری که ماسک روزنامه نگار به چهره خود زده بود به گونه ای کار نکرد که مردم در ساختن فرصت ها و رشد و توسعه مشارکت کنند و عملا یک مفهوم توسعه ای به عنوان رکن چهارم دموکراسی، توسط این سیاسی کاران به بیراهه رفت و مدتی زمان می خواهد تا دوباره به بار بنشیند .

برخی از روزنامه نگاران، مانند نیک آهنگ کوثر، منصفانه پذیرفتند که اصلاح طلب نیستند. می خواهند تنها یک روزنامه نگار باشند، زیرا در دوره اصلاحات بسیاری از تند رویی ها، باعث شد که چیزی از روزنامه نگاری در ایران باقی نماند. همان رفتارهای تند و خشن و رعایت نکردن بسیاری از هنجارها و قواعد باعث شد که طرف مقابل نیز برخورد حذفی کند و فرصت مناسبی که بعد از انقلاب، برای احیای روزنامه نگاری فراهم شده است به انحراف کشیده شود و بار دیگر، یکی از مهمترین مفاهیم نهادی در روند توسعه کشور، به بیراهه رفت و به جایی رسید که امروز مزروعی و قریشی، به نام دفاع از روزنامه نگار، از فعالان سیاسی دفاع می کنند تا مخاطبان بیشتری را به خود جذب کنند. در حالی که روزنامه نگاری با صدها روزنامه راه خود را ادامه می دهد و اگر مغرور هستید و مانند دوستان خود، دیگران را روزنامه نگار نمی دانید و روزنامه های فعلی را روزنامه نمی شناسید، حداقل به سایت های خبری پر مخاطب اصول گرا و اصلاح طلب، احترام بگذارید و باور کنید که روزنامه نگاران در این رسانه ها که فعالیت آن مانند روزنامه ها نیازمند مجوز خاصی نیست مشغول فعالیت هستند و جریان آزاد اطلاعات وجود دارد .

حتما داستان مورچه را آب می برد و می گفت دنیا را آب برده شنیده اید. باور کنید که جریان دسترسی آزاد به اطلاعات در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله ایران در جریان است اما کسانی که تخریب می کردند و توقیف شدند و یا فعالیت نمی کنند تصور می کنند که آزادی قبل و بعد از بیان وجود ندارد. اما باور کنید که آزادی قبل و بعد از بیان وجود دارد یعنی عده ای در حال تحلیل اوضاع سیاسی و اجتماعی هستند و چه در روزنامه ها و چه در سایت ها همچنان می نویسند و کسانی که قضاوت سیاسی را به عهده خواننده می گذارند، مشکلی در بیان دیدگاه خود نمی بینند. هم روزنامه هست که نظر خود را بیان کند و هم بعد از بیان نظر، همچنان آزاد هستند. اما کسانی که تخریب می کنند و در جایگاه دشمن نظام حرف می زنند و برخورد می کنند باید در مقابل قانون پاسخ گو باشند.

در حالی که بهتر است بگویند عده ای از فعالان جریان فتنه، جنبش سبز و... نه این که نام روزنامه نگاران را برای طرح اهداف خود به گونه دیگری استفاده کنند.

البته در این که روزنامه نگار نیز به سیاست توجه دارد و اصولا روزنامه نگار، دیدگاه سیاسی خود را دنبال می کند حرف و شکی نیست اما این ادعا که ایران دشمن روزنامه نگار و مطبوعات است نتیجه منطقی نیست نتیجه مغلطه کاری و بی محتوا کردن مفهوم نهادی روزنامه نگاری است.

زید آبادی که جایزه جهانی آزادی مطبوعات یونسکو به او تعلق گرفته و جایزه قلم طلایی آزادی در روز چهارشنبه، ۱۴ مهرماه سال ۲۰۱۰ در مراسم سالانه این انجمن در هامبورگ آلمان به او تعلق گرفته، تا چه حد به خاطر فعالیت سیاسی مورد توجه بوده و تا چه حد به عنوان یک روزنامه نگار در دنیا مطرح شده است؟ آیا نام روزنامه نگار با قامت او تناسب دارد یا نام یک سیاست ورز تند و مخالف نظام؟

براین اساس، نام روزنامه نگار و هنجارهای آن را تخریب نکنید. اگر احزاب و فضای سیاسی پیشرفته نداریم نباید روزنامه را به محل فعالیت سیاسی، تخریب نظام و زیر سوال بردن دستورات اسلامی تبدیل کنیم.

گزارشگران بدون مرز در پاریس و کشورهای غربی، اعلام کرده اند که  بیش از ۲۰۰ روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس در ایران بازداشت و زندانی‌ شده‌اند، تک تک این افراد و عملکرد و پرونده آنها را بررسی کنید تا مشخص شود آنها روزنامه نگارند یا سیاست ورز و عضو و وابسته سیاسی?

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ali
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۰/۰۲/۲۷ - ۰۱:۱۹
1
3
شخص دیگری از کردستان عراق به نام آقای جوانمردی که اصالتا کرد عراقی است در رادیو صدای آمریکا به ایرانی ها بی احترامی میکند. وی سال ها در کردستان عراق برای آمریکایی ها جاسوسی کرده حالا مجری فارسی زبان صدای آمریکا شده
Alan
|
SWEDEN
|
۱۳۹۰/۰۲/۳۰ - ۱۳:۰۱
1
0
شما دیگه‌ در تهمت بیجا زدن و بی انصافی و وقاحت و دروغگوویی شورشو در آوردین. تمام کسانی که‌ آقای کاوه‌ قریشی را میشناسند و مطالبش را خوانده‌اند میدانند که‌ ایشان یک روزنامه‌نگار آزاد است. ایشان اخیرا به‌ خاطر انتقاد از برخی سیاستهای پژاک با واکنش تند چند تن از اعضا این حزب قرار گرفت. آنوقت شما مه‌نویسید که‌ ایشان "عملیات رسانه ای گروههای ضدانقلابی از جمله پژاک... را مدیریت می کند." !!!
امیدوارم پاسخ دندانشکن کاوه‌ را که‌ طبق قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان ملزم به‌ انتشارش خواهید بود هرچه‌ زودتر دریافت کنید.
مدیر پایگاه نظر دهنده به نام Alan شما در مورد جنایات کومله و فساد این گروهک تروریستی نیز نظر دادید که دروغ است یعنی این نظر شما هم همانند نظر قبلیتون بی اساس است؟ چون کومله جنایتکاری وحشی و ملعون بیش نیست کاوه قریشی هم خبرنگار آزاد از اخلاقیت و مدنیت و وابسته به جنایتکاران صهیونیستی و امریکایی است چرا که تمامی گروههای ضدانقلاب امروز در دامان سازمان سیا و با بودجه آنها فعالیت می کنند در ضمن دعواهای زرگری بین گروههای ضدانقلاب برای مردم ایران ارزشی ندارد چرا که همه این گروهها با هر اسم و رسمی دشمنان قسم خورده ملت ایران هستند. کاوه قریشی هم اگر بخواهد به دامن ملت ایران برگردد باید از پیشگاه ملت ایران عذرخواهی کند و با افشای سیاستهای جنایتکاران کومله و پژاک و توبه مقداری از اشتباهات خود را جبران کند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین