کد خبر: ۴۷۶۶۷
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۵

غروب يكشنبه- 18 ارديبهشت- مرد جواني وحشت‌زده با پليس 110 تماس گرفت و كمك خواست: «دقايقي قبل مادر زنم در حالي كه بشدت نگران و ناراحت بود، تلفني با من تماس گرفت و گفت براي ديدن همسر و فرزندم به خانه ما رفته اما به شكل غيرمنتظره‌اي پشت در مانده است و هيچ كس هم جواب نمي‌دهد. از آنجا كه قرار نبود همسر و پسرم جايي بروند، با عجله راهي خانه شدم. در طول مسير نيز دائم با تلفن همراه همسر و پسرم تماس گرفتم اما جوابي نشنيدم. الآن هم به در خانه رسيدم و زنگ زدم اما ناگهان احساس كردم غريبه‌اي گوشي آيفون تصويري را برداشته و در حال نگاه كردن به من است اما حرفي نمي‌زند. همان موقع نيز از تلفن همراه پسرم پيامكي گرفتم كه در آن نوشته شده بود، پدر! مرد ناشناسي من و مادرم را گروگان گرفته و به محله‌اي در حوالي خيابان پيروزي برده است؛ كمك‌مان كن. با مشاهده اين پيامك مرموز، بشدت شوكه شدم و از آنجا كه مطمئنم فردي در خانه است، تصميم گرفتم از پليس كمك بگيرم.» بدين ترتيب دقايقي بعد مأموران كلانتري 123 نياوران راهي خانه مرد تاجر در خيابان ديباجي شده و پس از ورود به داخل ساختمان، ناگهان مرد ناشناسي را ديدند كه سراسيمه از پله‌ها پائين مي‌دويد. مأموران نيز در عملياتي ضربتي، او را قبل از فرار دستگير كردند.

از سوي ديگر، مرد تاجر كه با نگراني وارد آپارتمان شده بود، ناگهان با پيكر بي‌جان همسرش گيتا- 40 ساله- در آشپزخانه روبه‌رو شد. پيكر خونين و نيمه جان دانيال- 14 ساله- نيز در حمام خانه پيدا شد.

بدين ترتيب بلافاصله دانيال به بيمارستان انتقال يافت و موضوع به بازپرس و كارآگاهان جنايي تهران اعلام شد. دقايقي بعد نيز بازپرس شاهنگيان و تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل جنايت شده و تحقيق درباره جنايت را آغاز كردند.

علي- 40 ساله- كه در بازجويي‌ها منكر قتل همسر و ضرب و جرح پسر صاحبخانه بود، گفت: من از آشنايان «گيتا» هستم كه چندي قبل در يك نمايشگاه بين‌المللي خارج از كشور با او آشنا شدم. خودم تاجر هستم و صادرات در و پنجره به خارج از كشور دارم. وقتي به اين خانم- مدير فروش شركت توليدات صنعتي- پيشنهاد همكاري دادم، با خوشحالي حاضر به همكاري شد. امروز هم براي گفت‌وگوي كاري به ملاقاتش آمده بودم كه ناگهان به محض ورود با جسدش در كف آشپزخانه روبه‌رو شدم. پسرش هم غرق در خون داخل حمام افتاده بود. با ديدن اين صحنه در حالي كه وحشت‌زده بودم، سعي كردم فرار كنم كه پليس رسيد و دستگيرم كردم.

با اين وجود، وقتي مأموران در بازرسي بدني متهم، مقدار زيادي طلا و جواهرات متعلق به مقتول كشف كرده و با چند تخته فرش گرانقيمت جمع شده در گوشه سالن پذيرايي روبه‌رو شدند، به تحقيقات فني، تخصصي براي افشاي راز جنايت ادامه دادند اما متهم همچنان منكر جنايت بود. بدين ترتيب پس از پايان تحقيقات مقدماتي تيم جنايي، بازپرس ويژه قتل دستور انتقال متهم به اداره آگاهي را صادر كرد. ساعاتي بعد نيز بازپرس با حضور بر بالين دانيال كه از مرگ مادرش بي‌اطلاع بود، به تحقيق پرداخت. پسرك با صداي نالان گفت: وقتي از مدرسه به خانه رفتم، زنگ زدم. پس از باز شدن در، وارد ساختمان شدم اما پس از ورود به آپارتمان، مادرم را ديدم كه كف آشپزخانه افتاده بود. ناگهان مرد غريبه‌اي به طرفم حمله‌ور شد و با تهديد اسلحه- قلابي- مرا به داخل حمام برد و با چاقو رگ دستم را زد. همان موقع زنگ در خانه به صدا درآمد. وقتي متوجه شدم پدر و مادربزرگم پشت در هستند، مرا وادار كرد به پدرم پيامك بدهم و بنويسم من و مادرم گروگان گرفته شده و به خيابان پيروزي منتقل شده‌ايم. من كه چاره‌اي نداشتم، ‌از ترس همين كار را كردم اما پس از ارسال پيامك، دوباره مرا به حمام برد و اين بار رگ گردنم را بريد و ديگر متوجه نشدم چه اتفاقي افتاد!در حال حاضر تحقيقات فني، تخصصي كارآگاهان جنايي براي كشف راز و انگيزه جنايت ادامه دارد.

منبع:ایران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین