کد خبر: ۴۶۹۵۹
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۸
اولین جنگ ناتو بدون رهبری آمریکایی ها
با توجه به اینکه سرهنگ معمر قذافی در جریان کامل اینگونه اختلافات در فرماندهی نیروهای ناتو قرار دارد درصدد بهره گیری حداکثری از اختلافات پیش آمده در میان فرماندهان نیروهای ناتو در منطقه دارد اختلافاتی که فقط به نیروهای مخالف سرهنگ قذافی ضربات مهلکی وارد کرده و عملا . . .

بولتن نیوز : برای اولین بار در تاریخ سازمان آتلانتیک شمالی "ناتو" جنگ لیبی به جنگی تبدیل شده است  که در آن امریکا رهبری و فرماندهی نیروهای ناتو را عهده دار نمی باشد و اکنون اروپائیها هستند که رهبری نیروهای ناتو را در اختیار دارند. البته در لیبی هیچ علامتی مبنی بر اینکه شرایط به زودی به نفع گروههای مخالف قذافی خواهد بود وجود ندارد. این شرایط ناتو را در بد مخمصه ای گرفتار کرده است. عملیات نظامی ناتو در لیبی از نظر اهداف سیاسی و نظامی کاملا گنگ و مبهم است  .

اما عکس العمهای کشورهای اروپایی در این موضوع حائز اهمیت است دولت آلمان بخشی از بودجه دفاعی خود را قطع نموده و اکنون بایستی دید که این دولت حاضر است برروی نقشه چکمه هابی کشیده شده را نقش ببندند. عملیات نظامی ناتو در لیبی آن چیزی که گروههای مخالف قذافی آرزو داشتند نیست. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی خط و مشی این عملیات را آشکار نکرده است.

در همین حال خبرنگار بولتن نیوز گزارش می دهد که با توجه به اینکه سرهنگ معمر قذافی در جریان کامل اینگونه اختلافات در فرماندهی نیروهای ناتو قرار دارد درصدد بهره گیری حداکثری از اختلافات پیش آمده در میان فرماندهان نیروهای ناتو در منطقه دارد اختلافاتی که فقط به نیروهای مخالف سرهنگ قذافی ضربات مهلکی وارد کرده و عملا باعث تقویت نیروهای قذافی شده است.

فرماندهی جنگ لیبی که اکنون در اختیار ناتو قرار گرفته است هرروز وضعیت تازه ای پیدا می کند اختلافات شدید فرماندهان ناتو که ابتدا در بین فرماندهان نظامی فرانسوی و انگلیسی پیش آمد و متعاقب آن اختلاف فرماندهان ایتالیایی و فرانسوی شرایط اتحاد و همبستگی فرماندهان نیروهای ناتو را در هاله ای از ابهام فرو برده که این اتفاقات باعث گردید که تلفات نیروهای ناتو افزایش چشمگیری در منطقه داشته باشد.


تاکنون 17 كشور در اين حملات شركت داشته اند: آمريكا، انگليس، فرانسه، قطر، كانادا، دانمارك، اسپانيا، بلژيك، بلغارستان، ايتاليا، هلند، يونان، نروژ، روماني، سوئد، تركيه و امارات
.


طبق اعلام اوليه و براساس قطعنامه شوراي امنيت، نيروهاي ناتو براي حفاظت از جان غيرنظاميان ليبيايي كه در معرض حملات ديكتاتور اين كشور، معمر قذافي بودند به اين كشور حمله كرده اند. ولي آيا علت اصلي اين حملات حفاظت از جان غيرنظاميان بوده است؟ چرا ناتوي قدرتمند كه مدرن ترين سلاحها و كارآزموده‌ترين نيروها را در اختيار دارد هنوز نتوانسته قذافي و نيروهايش را شكست دهد؟ چرا اصلا ناتو به معمر قذافي، به عنوان فرمانده اصلي نيروهاي دولتي ليبي، حمله نمي كند و او را نمي كشد تا شاكله نيروهاي ليبيايي از هم بپاشد؟ چرا ناتو چند بار تا حالا،«اشتباها» به نيروهاي مخالف قذافي حمله كرده است؟ آيا واقعا ناتو مي خواهد نيروهاي قذافي را شكست دهد يا ماجرا چيز ديگريست؟

نيروهاي ناتو حملاتشان به ليبي را روز 31 مارس(10 فروردين) آغاز كرده اند. در طول دو سه هفته اي كه از اين حمله مي گذرد، تغيير محسوسي در جبهه جنگِ نيروهاي قذافي و نيروهاي مخالفان ايجاد نشده. نيروهاي دولتي و مخالفان همچنان در حال تصرف و از دست دادن مناطق مختلف ليبي هستند. يك روز نيروهاي مخالف فلان منطقه را تصرف مي‌كنند و روز ديگر نيروهاي قذافي آن منطقه را از مخالفان بازپس مي‌گيرند، و بر عكس.

نيروهاي ناتو تنها كار موثري كه تاكنون كرده اند، از كار انداختن نيروي هوايي قذافي بوده است. جالب است كه آنها با تانكها و نيروهاي زميني قذافي زياد كاري ندارند و تاكنون نتوانسته اند، (درست تر بگوييم، نخواسته‌اند) نيروي زميني قذافي را از كار بياندازند. در اين ميان حتي چند بار به كاروان نيروهاي مخالف قذافي هم حمله كرده اند و برخي تسليحات و نفرات آنها را از كار انداخته اند. در واقع به نظر مي رسد هدف اصلي آمريكا و متحدانش در ليبي اين است كه توان نيروهاي قذافي و مخالفانش را متعادل كنند، بدين معني كه با انجام عمليات هايي، كاري كنند كه قدرت نيروهاي قذافي و مخالفانش تقريبا برابر شود.
پيش از حملات ناتو، امتياز اصلي نيروهاي قذافي نسبت به مخالفان، نيروي هوايي اش بود. ناتو با از كار انداختن نيروي هوايي ليبي و بمباران محدود برخي مواضع نيروهاي قذافي، كاري كرد كه قدرت نيروهاي قذافي و مخالفان متعادل شود. در حال حاضر هم ناتو عمليات اساسي اي بر ضد نيروهاي قذافي انجام نمي‌دهد. در واقع با انجام عملياتهاي محدود، صرفا اعلام حضور مي كند و اجازه مي دهد تا جنگ بين نيروهاي قذافي و مخالفان در جريان باشد. ناتو اگر مي خواست مي توانست در عرض چند روز كل نيروهاي قذافي را از كار بياندازد و خود او را هم بكشد. ولي هدف ناتو اين نيست. ناتو مي خواهد كاري كند كه جنگ بين قذافي و مخالفان به جنگي فرسايشي تبديل شود، كه تاكنون هم موفق بوده. نتيجه جنگ فرسايشي، تضعيف هر دو طرف است. وقتي هر دو طرف به قدر كافي تضعيف شدند، آن وقت ناتو، احتملا در قالب نيروهاي حافظ صلح، وارد مي شود، مذاكره اي بين دو طرف درگير راه مي اندازد و در نهايت هم دولت مطلوب خود را در آنجا حاكم مي كند؛ درست مثل كاري كه در افغانستان كرد. در آنجا هم ناتو ابتدا گذاشت تا نيروهاي مجاهدين و طالبان با هم بجنگند و يكديگر را تضعيف كنند، سپس وارد شد و دولت مطلوب خود را مستقر كرد.
ليبي كشور نفت خيزي است و از نظر ژئوپولتيك هم جايگاه مهمي دارد(نزديك مديترانه است و با سودان هم مرز دارد). غرب پيش از حمله به اين كشور شناخت چنداني از نيروهاي مخالف نداشت و مطمئن نبود كه در صورت پيروزي آنها، حكومت آينده اين كشور در آينده حكومتي مطلوب غرب باشد. از طرف ديگر، معمر قذافي هم رهبر مطلوبي براي غرب نبود. نكته ديگر هم اين است كه انقلابهاي اخير در كشورهاي عربي اصلا به مذاق آمريكا و متحدانش خوش نمي آيد و مي تواند بسياري از منافع آنها را در كشورهايي نظير بحرين و يمن به خطر بياندازد. بنابراين ورود ناتو به ليبي، هم مي تواند مانع از پيروزي قذافي يا مخالفانش شود، و هم توجه افكار عمومي غرب را از ديگر كشورهاي عربي متوجه ليبي مي كند. اكنون ديگر افكار عمومي غرب نگران وضع مردم بحرين و يمن و حتي مصر نيست، بلكه همه حواسش متوجه ليبي است. از طرف ديگر همانطور كه اشاره شد، غرب و ناتو مي توانند پس از تضعيف كامل نيروهاي قذافي و مخالفان، نسبت به آن دسته از مهره هاي ليبيايي كه مي توانند منافع غرب را تامين كنند به شناخت مي رسند و مي توانند در آينده، دولت مطلوب خود را از ميان آنها انتخاب كنند.
بنابراين، هدف اصلي ناتو در حال حاضر فرسايشي كردن جنگ ميان نيروهاي قذافي و مخالفان است. غرب نه مي خواهد قذافي دراين جنگ پيروز شود و نه مخالفانش. هدف اصلي ناتو به هيچ وجه نجات جان غيرنظاميان نيست. ناتو حتي خود تاكنون در جريان حملاتش بسياري از غيرنظاميان را كشته كه به علت بايكوت خبري، اخبار اين وقايع به‌صورت گسترده منعكس نمي‌شود.

اختلافات اخير در بين اعضاي ناتو هم صرفا به جاه طلبي ها و سهم خواهي هاي آنها از ليبي مربوط مي شود. اكنون بين آمريكا و اروپا و نيز بين كشورهاي اروپايي، جدالي بر سر تقسيم منافع در ليبي در جريان است. جدال اصلي بين فرانسه و آمريكا است. فرانسه به عنوان جاه طلب ترين كشور اروپايي، سهم زيادي از ليبي مي خواهد و اين به مذاق آمريكايي ها خوش نمي آيد. انگليس هم سهم اصلي نفت ليبي را براي خود و شركت بريتيش پتروليوم، كه قبل از اين هم در ليبي فعال بود، مي خواهد و از اين نظر با فرانسه و آمريكا و ايتاليا رقابت دارد. ايتاليا هم كه سابقه اي طولاني استعمارگري در ليبي دارد هم سهم خود را مي خواهد و اين تضارب منافع، درگيري كنوني بين اعضاي ناتو را ايجاد كرده است.

در اين ميان، تنها چيزي كه اهميت ندارد، مردم ليبي هستند. حتي گزارشاتي مخابره شده مبني بر آزمايش سلاحهاي جديد و استفاده از بمب‌هاي اورانيومي از سوي ناتو در ليبي. پس ميان آنچه كه كشورهاي عضو ناتو ادعا مي كنند و آنچه در جريان است، از زمين تا آسمان تفاوت وجود دارد. تنها چيزي كه اكنون مي توان نجات بخش مردم ليبي باشد، افزايش شناخت و آگاهي نسبت به واقعيتهاي موجود و شناختن نيروهاي واقعا انقلابي و آزاديبخش و نيروهاي دست نشانده است.


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین