وقتي بچهها بدخلق ميشوند

بيماراني كه خلق بالا دارند، حالت انبساط خاطر، پرش افكار، كاهش خواب، افزايش احترام به نفس و افكار بزرگمنشانه از خود نشان ميدهند و بيماراني كه خلق افسرده دارند با كاهش انرژي و علاقه، احساس گناه، اشكال در تمركز، بياشتهايي و افكار مرگ و خودكشي مشخص هستند.
ساير علائم و نشانهها عبارتند از تغيير در سطح فعاليت، تواناييهاي شناختي، تكلم و اعمال نباتي (يعني خواب، اشتها، فعاليت جنسي و ساير ريتمهاي بيولوژيك) اين اختلالات عملا هميشه منجر به اختلال در عملكرد شغلي، روابط اجتماعي و بين فردي ميگردد.
اختلال قطبي كه در گذشته آن را معمولا بيماري بزرگسالان ميدانستند يكي از اختلالات روانپزشكي است كه در اثر آن در خلق، سطح انرژي، رفتار و نحوه تفكر فرد بيش از حد معمول تغييراتي رخ ميدهد به نحوي كه عملكرد او را حداقل در يكي از حوزههاي ارتباطي، اجتماعي، شغلي يا تحصيلي مختل ميكند.
تا اين اواخر به وجود اختلال دوقطبي در كودكان و نوجوانان توجه اندكي ميشده است. شايد يكي از دلايل آن اين باشد كه شناسايي اين اختلال در كودكان و نوجوانان به دليل ميزان كم وقوع آن ، متغير بودن علائم باليني طي دورهها و ميانآنها ، همپوشي نشانههاي اين اختلال با اختلالهاي شايعتر دوران كودكي از قبيل بيشفعالي و نقصتوجه است.
ميتوان گفت اگرچه اين اختلال در كودكان بسيار نادر است اما پس از بلوغ به طور چشمگيري افزايش مييابد. فرد مبتلا ميتواند در يك لحظه تا حد زيادي شيدا، سرخوش و لجامگسيخته و در لحظه بعد آنقدر افسرده و بيتحرك و در مواقعي بسيار بهنجار باشد. در اختلال دوقطبي ممكن است علايم دوره شيدايي، دوره افسردگي يا هر دو دوره همزمان وجود داشته باشد.
دوره شيدايي با خلق شادتر از حد طبيعي يا تحريكپذيري و بيقراري به همراه انرژي بيش از حد معمول مشخص ميشود و در دوره افسردگي احساس غمگيني شديد يا بيقراري و تحريكپذيري همراه با انرژي كمتر از حد معمول ديده ميشود. برخلاف بزرگسالان، در كودكان نميتوان بهراحتي يك دوره مشخص افسردگي و شيدايي را از يكديگر مجزا كرد و در اكثر مواقع علايم هر دو دوره همزمان و به حالت مختلط ديده ميشود.
كودكان و نوجوانان مبتلا به اين اختلال تغييرات و نوسانهاي خلقي شديد چرخهاي دارند، شيدايي به طور معمول، دورههايي خاص و شروع و خاتمه مشخص دارد. بنابراين شيدايي در حالت كاملا رشد يافته آن به وضوح با حالتهاي معمول كودك متفاوت است.
اين دوره معمولا در بزرگسالان به صورت دورههاي چند روزه تا چند ماهه و با علائم خلق شاد يا تحريكپذير، خودبزرگبيني، پرحرفي و ساير علائم ديده ميشود.
اما در كودكان اگر چنين دورههاي مشخصي هم وجود داشته باشد معمولا محدود به چند ساعت است و در طول روز چندين بار علائم هر دو دوره ديده مي شود. ممكن است در طول روز مكررا خلق و انرژي كودك تغيير كند و در بيشتر مواقع روحيه او تحريكپذير و بيقرار به نظر برسد.
كودكان مبتلا به اختلال دوقطبي ممكن است رفتارهاي احمقانه، سبكسرانه، بسيار تحريكآميز و پرحرفي همراه با باورهاي خودبزرگبيني داشته باشند.
اين كه كودكان ادعاي داشتن قدرتها يا تواناييهاي خاص كنند، امري بهنجار است اما يك كودك يا نوجوان مبتلا به اين اختلال، طي يك دوره شيدايي واقعا باور دارد كه از همه قدرتمندتر است.
ممكن است ابراز كند كه حالش از هميشه بهتر است، هرگز به اين خوبي نبوده است و در همه كارهايش از دوستان و همكلاسيهايش جلوتر است يا از همه باهوشتر، زيباتر يا موفقتر است در حالي كه واقعا اينطور نيست. از طرف ديگر خستگيناپذيري، بيقراري و بيخوابي نيز در اين دسته از كودكان و نوجوانان معمول است.
آنها ممكن است خيلي كم بخوابند يا چند روز بدون احساس خستگي نخوابند. ممكن است بتوانند براي ساعتها حواس خود را بر فعاليت مورد علاقهشان متمركز كنند يا در يك بازي خيالي غرق شوند.
آنها همزمان ممكن است به ميزان زيادي دچار حواسپرتي شوند و مدام از اين شاخه به آن شاخه بپرند يا خيالپردازي كودك به شكل قابل توجهي زياد شود و خانواده و اطرافيان او را دروغگو بدانند. كودك ممكن است دروغ بگويد اما دروغهايي كه نشانه اختلال دوقطبي است، معناي خودبزرگبيني دارد.
علتهاي اختلال دوقطبي
اگرچه پژوهش در مورد بزرگسالان مبتلا به اختلال دوقطبي نشان داده است كه اين اختلال يكي از ارثيترين موارد اختلال رواني است، اما مطالعات خانوادگي و ژنتيك بيانگر آن است كه اختلال دوقطبي از آمادگي ژنتيكي در تركيب با عوامل طبيعي مانند فشارهاي زندگي يا آشفتگيهاي خانوادگي نيز ناشي ميشود.
نكته: درمان اين اختلال در كودكان و نوجوانان نيازمند يك برنامه چند وجهي توام با آموزش بيمار و خانواده او در مورد بيماري و استفاده از دارو و مداخلههاي روان درماني است
براساس مطالعات، احتمال ابتلاي فرزندان به اختلال دوقطبي در صورتي كه يكي از والدين مبتلا به اين اختلال باشد به 5 تا 30 درصد و در صورتي كه هر دو والد مبتلا باشند به حدود 50 تا 70 درصد افزايش مييابد.
اگر چه اين اختلال ممكن است هر كسي را مبتلا كند، به طور قطع معلوم شده است كه اين اختلال يك اختلال خانوادگي است. طبق تحقيقات در صورتي كه پدر يا مادر يا هر دوي آنها مبتلا باشند، احتمال اين كه فرزندانشان نيز به اين اختلال يا ديگر اختلالهاي خلقي مبتلا شوند، 5 برابر بيشتر خواهد بود.
اختلال دوقطبي مانند بسياري از اختلالات ديگر كودكي و نوجواني بندرت به تنهايي رخ ميدهد و در حدود 70 تا 90 درصد موارد اختلال ديگري نيز در فرد وجود دارد كه از آن جمله ميتوان به اختلالات رفتاري، اختلال بيشفعالي ـ كمتوجهي و اختلالات اضطرابي اشاره كرد.
دوره شيدايي شاخص اصلي اختلال دوقطبي است كه داراي مشخصههاي ذيل است :
افزايش احترام به نفس يا خودبزرگبيني، كاهش نياز بهخواب، پرحرفتر از حد معمول بودن يا احساس فشار براي صحبت مستمر، پرش افكار يا احساس ذهني سبقتجويي افكار، حواسپرتي، افزايش رفتارهاي هدفدار از نظر اجتماعي، شغلي و تحصيلي و پرداختن بيش از حد به فعاليتهاي لذتبخش كه احتمال نتايج دردناك آنها زياد است.
كودكان مبتلا به شيدايي اغلب نشانههاي غيرمعمول از خود نشان ميدهند. تحريكپذيري، ستيزهجويي و ويژگيهاي مختلط شيدايي ـ افسردگي بسيار شايعتر از سرخوشي است. كودكان در حالت شيدايي، اعتقاد زيادي به درستي يا اهميت نظرات خود دارند.
ممكن است ابراز كند كه حالش از هميشه بهتر است، در همه كارهايش از دوستان و همكلاسيها جلوتر است و رفتارهاي توجهطلبي او افزايش مييابد. حتي آنها ممكن است اين باور غيرمنطقي را داشته باشند كه به شهرت زيادي خواهند رسيد. ممكن است خيالپردازيهاي كودك به شكل قابلتوجهي افزايش يابد و خانواده يا ديگران او را دروغگو بپندارند.
در كودكان مبتلا به اين اختلال، دروغها و خيالپردازيها متناسب با سن و موقعيت نيست و از شدت بيشتري برخوردار است و كودك يا نوجوان مبتلا ممكن است پرحرف شود و به طور مداوم راجع به آن چيزي حرف بزند كه دوست دارد.
درمان اختلال دو قطبي
درمان اين اختلال در كودكان و نوجوانان نيازمند يك برنامه چند وجهي توام با آموزش بيمار و خانواده او در مورد بيماري و استفاده از دارو و مداخلههاي روان درماني است. بعد از تشخيص اختلال،درمان دارويي براي كنترل علائم شروع ميشود و جزو ضروري درمان است و مصرف منظم آن طبق تجويز پزشك بايستي جدي گرفته شود.
ديگر اقدامات درماني كه در كنار دارو ميتواند كمككننده باشد، عبارت است از آموزش كافي درباره بيماري، مشاوره يا رواندرماني براي فرد و خانواده، آموزش و اجراي روشهاي كاهش استرس، تغذيه مناسب، خواب منظم، ورزش و شركت در گروههاي حمايتي مربوط به اين اختلال، در مداخلههاي رواني ـ اجتماعي براي درمان اين اختلال، بر فراهم كردن اطلاعات براي كودكان و خانواده وي درباره اين اختلال، نشانهها و دوره آن، تاثير احتمالي آن بر عملكرد خانواده و توارثپذيري تاكيد ميشود.
والدين كودكان مبتلا به اين بيماري لازم است توجه داشته باشند كه هيچگاه به خاطر بيماري فرزندشان، خود يا ديگران را سرزنش نكنند. فرزند خود را به خاطر داشتن اين بيماري و علائم آن سرزنش يا تنبيه نكنند. اختلال فرزند خود را پذيرفته و همراه با ساير اعضاي خانواده سعي كنيد وي را ياري دهيد. اگر در مراقبت از بيمار خود احساس خستگي ميكنيد با پزشك مربوط مشورت كنيد و از ديگران كمك بگيريد. سعي نكنيد بيماري فرزند خود را انكار كنيد و تا جايي كه ممكن است راجع به اختلال فرزندتان بياموزيد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


