کد خبر: ۴۵۱۸۹۶
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۴
حداقل یک آیه در روز/ 30 بهمن 95/
انسانها عموما اغلب کارهایشان را با دستشان انجام می‌دهند؛ لباس هم چیزی است که دورادور انسان را فرامی‌گیرد. لذا شاید «دست» از این جهت مورد توجه است که اشاره به کارهای انسان دارد و زیور دادن دست، در واقع، اولین انعکاس اعمالی است که شخص انجام داده است؛ و لباس حریر هم وضعیتی است که دورادور انسان را فراگرفته و بسیار دلپسند است.
و خداوند مانع به نتیجه رسیدن اعمال کافران شدگروه دین و اندیشه: حجت الاسلام دکتر سوزنچی از اساتید دانشگاه، هر روز یک آیه قرآن را با ترجمه و چند حدیث تفسیری و چند نکته در تدبر آن آیه منتشر می کند. بولتن نیوز نیز در راستای ترویج چنین اقدامات ارزشی این سلسله مطالب را به صورت روزانه منتشر می کند.

به گزارش خبرنگار بولتن نیوز، در مطلب روز 30 بهمن به آیه 23 سوره حج پرداخته شده و در آن آمده است:

إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فيها حَريرٌ     
سوره حج (22) آیه 23             

ترجمه
قطعاً خداوند کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند وارد بهشت‌هایی می‌کند که پایین‌اش نهرها روان است، در آن با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت داده می‌شوند، و لباس‌شان در آنجا حریر است.

نکات ترجمه ای

«أَساوِرَ»
جمع «سوار» است.
ممکن است گمان شود اصل این کلمه از ماده رایج «س‌ور» در زبان عربی گرفته شده (درباره این ماده در جلسه 76 توضیح داده شد: https://t.me/YekAaye/752 ) اما اهل لغت توضیح داده‌اند که اصل کلمه «سوار»، کلمه فارسی «دستوار» (به معنای دست‌بند) بوده است که وارد زبان عربی شده؛ و هم به صورت «أَساوِرَ» (کهف/31؛ حج/23؛ فاطر/33؛ انسان/21) و هم به صورت «أَسْوِرَة» (زخرف/53) جمع بسته شده است (مفردات ألفاظ القرآن، ص433؛ معجم المقاييس اللغة، ج‏3، ص115؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏5، ص260)؛ همان طور که کلمه «سُور» (به معنای اطعام کردن، سور دادن) هم از فارسی به عربی رفته و ربطی به ماده «س‌ور» ندارد (معجم المقاييس اللغة، ج‏1، ص63)

حدیث
1) از امام صادق ع از قول رسول خدا ص حدیثی بسیار طولانی روایت شده در وصف مراحلی که مومن از قبض روح تا عالم قبر و برزخ و سپس حشر در قیامت و ورود در بهشت و ... سپری می‌کند، که فرازهایی از آن بدین قرار است:
هنگامی که خداوند تبارک و تعالی می‌خواهد روح مومن قبض شود، به ملک‌الموت دستور می‌دهد که با همراهیانت به جانب بنده من برو که مدتهاست خودش را برای من آماده کرده است و روحش را قبض کن تا نزد من آرام گیرد.
ملک‌الموت با رویی گشاده و لباسی پاک و بویی خوش به سراغ او می‌رود ... و با فرشتگان همراهش به او می‌گویند: ای ولیّ خدا! بشارت باد که خدایت بر تو سلام می‌رساند و از تو راضی و خشنود است و بشارت باد بر تو «روح و ریحان و بهشت نعمت»
... وقتی بدنش را در قبر می‌گذارند، زمین به او می‌گوید: آفرین بر تو ای ولیّ خدا ! به خدا سوگند که همواره وقتی روی من راه می‌رفتی، دوستت داشتم، و اکنون که درون من جای گرفتی محبتی شدیدتر به تو خواهم داشت؛ به خدا سوگند که حق همسایگی را برایت ادا کنم و بسترت را خوش و خرم گردانم و جایگاهت را وسیع سازم که همانا من باغی از باغ‌های بهشت یا گودالی از گودال‌های دوزخم.
آنگاه خداوند فرشته‌ای را بفرستد و او با بال خود بر چپ و راست و جلو و عقب وی زند و برایش از هر طرف  به وسعت چهل نور گسترش یابد و قبرش سراسر نورانی شود ...
[بعد از اینکه حضرت توضیحاتی می دهند درباره وضعیت برزخی او و نیز ورود او در محشر، که با چه عزت و احترامی وارد محشر می‌شود و اینکه چگونه اعمالش وی را در برابر آتش جهنم حفظ می‌کنند، می‌فرمایند]
پس در سایه عرش قرار می‌گیرد و خداوند او را نزدیک می‌کند تا بین او و خدایش حجابی از نور می‌ماند ...
خداوند می‌فرماید: بنده‌ام! کتابت را بخوان!
پس اعضای بدنش از ترس به رعشه می‌افتد؛ خداوند می‌فرماید: آیا بر بدی‌هایت چیزی افزوده یا از خوبی‌هایت چیزی فروگذار شده است؟!
می‌گوید: خیر سرورم! تو برپا کننده قسط و بهترین جداکننده [حق از باطل] هستی.
خداوند می گوید: بنده‌ام! آیا از من حیا نکردی و مراقبم نبودی و از من خشیت نداشتی؟!
می گوید: سرورم! بد کردم؛ رسوایم مکن، که خلایق مرا می‌نگرند!
خداوند جبار می‌فرماید: ای بدکار! تو را امروز رسوا نخواهم کرد.
پس بدی‌هایش بین خود و خدایش مخفی می‌ماند و خوبی‌هایش در معرض دید خلائق قرار می‌گیرد. پس هر گناهی را که خدا به خاطرش او را سرزنش می کند، می گوید: سرورم! مرا به آتش بفرستی بهتر از این است که مرا سرزنش کنی [= در پیشگاهت شرمنده شوم] !
آنگاه خداوند تبارک و تعالی برای اینکه چشم او روشن شود، می‌گوید: آیا یادت هست در فلان روز گرسنه‌ای را سیر کردی، حق برادر مومنی را ادا کردی، لباسی بر او پوشاندی، سعی‌ای کردی، در صحراها حج را بپا داشتی و در حالی که مُحرِم بودی مرا خواندی، چشمانت از خوف من گریان بود و شبها را به عبادت برخاستی، به خاطر من چشم از حرام فروخواباندی؛ این به آن در! اما کارهای خوبی که کردی همگی مورد سپاس واقع خواهد شد و اما بدی‌هایی که کردی مورد مغفرت قرار می‌گیرد. پس روی برگردان!
و چون برمی‌گردانت رویش سفید و دلش مسرور شده است؛ و تاجی بر سرش می‌نهند و دستهایش را با زیور و زینتها می‌آرایند؛ سپس خداوند می‌فرماید: جبرئیل بنده‌ام را با خود ببر  و کرامت مرا به وی نشان بده!
الإختصاص، ص345-356
إِذَا أَرَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْضَ رُوحِ الْمُؤْمِنِ قَالَ يَا مَلَكَ‏ الْمَوْتِ‏ انْطَلِقْ‏ أَنْتَ‏ وَ أَعْوَانُكَ‏ إِلَى عَبْدِي فَطَالَ مَا نَصَبَ نَفْسَهُ مِنْ أَجْلِي فَأْتِنِي بِرُوحِهِ لِأُرِيحَهُ عِنْدِي فَيَأْتِيهِ مَلَكُ الْمَوْتِ بِوَجْهٍ حَسَنٍ وَ ثِيَابٍ طَاهِرَةٍ وَ رِيحٍ طَيِّبَةٍ ... فَيَقُولُونَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ أَبْشِرْ فَإِنَّ الرَّبَّ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ أَمَا إِنَّهُ عَنْكَ رَاضٍ غَيْرُ غَضْبَانَ وَ أَبْشِرْ بِرَوْحٍ وَ رَيْحَانٍ وَ جَنَّةِ نَعِيمٍ ...
... قَالَ فَيَقُولُ لَهُ الْأَرْضُ مَرْحَباً يَا وَلِيَّ اللَّهِ مَرْحَباً بِكَ أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّكَ وَ أَنْتَ عَلَى مَتْنِي فَأَنَا لَكَ الْيَوْمَ أَشَدُّ حُبّاً إِذَا أَنْتَ فِي بَطْنِي أَمَا وَ عِزَّةِ رَبِّي لَأُحْسِنَنَّ جِوَارَكَ وَ لَأُبَرِّدَنَّ مَضْجَعَكَ وَ لَأُوَسِّعَنَّ مَدْخَلَكَ إِنَّمَا أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ قَالَ ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَكاً فَيَضْرِبُ بِجَنَاحَيْهِ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ فَيُوَسِّعُ لَهُ مِنْ كُلِّ طَرِيقَةٍ أَرْبَعِينَ نُوراً فَإِذَا قَبْرُهُ مُسْتَدِيرٌ بِالنُّورِ ...
قَالَ فَيُقَامُ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ فَيُدْنِيهِ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَتَّى يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ حِجَابٌ مِنْ نُورٍ فَيَقُولُ لَهُ مَرْحَباً فَمِنْهَا يَبْيَضُّ وَجْهُهُ وَ يُسَرُّ قَلْبُهُ وَ يَطُولُ سَبْعُونَ ذِرَاعاً مِنْ فَرْحَتِهِ فَوَجْهُهُ كَالْقَمَرِ وَ طُولُهُ طُولُ آدَمَ وَ صُورَتُهُ صُورَةُ يُوسُفَ وَ لِسَانُهُ لِسَانُ مُحَمَّدٍ ص وَ قَلْبُهُ قَلْبُ أَيُّوبَ كُلَّمَا غُفِرَ لَهُ ذَنْبٌ سَجَدَ فَيَقُولُ عَبْدِي‏ اقْرَأْ كِتابَكَ‏ فَيَصْطَكُّ فَرَائِصُهُ شَفَقاً وَ فَرَقاً  قَالَ فَيَقُولُ الْجَبَّارُ هَلْ زِدْنَا عَلَيْكَ سَيِّئَاتِكَ وَ نَقَصْنَا عَلَيْكَ مِنْ حَسَنَاتِكَ قَالَ فَيَقُولُ يَا سَيِّدِي بَلْ أَنْتَ قَائِمٌ بِالْقِسْطِ وَ أَنْتَ‏ خَيْرُ الْفاصِلِينَ‏ قَالَ فَيَقُولُ عَبْدِي أَ مَا اسْتَحْيَيْتَ وَ لَا رَاقَبْتَنِي وَ لَا خَشِيتَنِي قَالَ فَيَقُولُ يَا سَيِّدِي قَدْ أَسَأْتُ فَلَا تَفْضَحْنِي فَإِنَّ الْخَلَائِقَ يَنْظُرُونَ إِلَيَّ قَالَ فَيَقُولُ الْجَبَّارُ وَ عِزَّتِي يَا مُسِي‏ءُ لَا أَفْضَحُكَ الْيَوْمَ قَالَ فَالسَّيِّئَاتُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ مَسْتُورَةٌ وَ الْحَسَنَاتُ بَارِزَةٌ لِلْخَلَائِقِ قَالَ فَكُلَّمَا كَانَ عَيَّرَهُ بِذَنْبٍ قَالَ سَيِّدِي لَتَبْعَثُنِي إِلَى النَّارِ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تُعَيِّرَنِي قَالَ فَيَضْحَكُ الْجَبَّارُ  تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا شَرِيكَ لَهُ لِيُقِرَّ بِعَيْنِهِ‏  قَالَ فَيَقُولُ أَ تَذْكُرُ يَوْمَ كَذَا وَ كَذَا أَطْعَمْتَ جَائِعاً وَ وَصَلْتَ أَخاً مُؤْمِناً كَسَوْتَ يَوْماً أَعْطَيْتَ سَعْياً حَجَجْتَ فِي الصَّحَارِي تَدْعُونِي مُحْرِماً أَرْسَلْتَ عَيْنَيْكَ فَرَقاً سَهِرْتَ لَيْلَةً شَفَقاً غَضَضْتَ طَرْفَكَ مِنِّي‏ فَرَقاً فَذَا بِذَا وَ أَمَّا مَا أَحْسَنْتَ فَمَشْكُورٌ وَ أَمَّا مَا أَسَأْتَ فَمَغْفُورٌ حَوِّلْ بِوَجْهِكَ فَإِذَا حَوَّلَهُ رَأَى الْجَبَّارَ فَعِنْدَ ذَلِكَ ابْيَضَّ وَجْهُهُ وَ سُرَّ قَلْبُهُ وَ وُضِعَ التَّاجُ عَلَى رَأْسِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ الْحُلِيُّ وَ الْحُلَلُ ثُمَّ يَقُولُ يَا جَبْرَئِيلُ انْطَلِقْ بِعَبْدِي فَأَرِهِ كَرَامَتِي.

2) از پیامبر خدا ص روایت شده است: همانا زمین بهشت هموار و مسطح است؛ در آن عمارتی هم نیست. پس برای کاشت بهشت در دنیا بکوشید!
گفتند: یا رسول الله! کاشت بهشت چیست؟ فرمودند: این بهشت، در آن درختان و نهرها و میوه‌ها و غیر اینها از حور و قصر و خدمتکاران و ... چیزی نیست؛ اینها اعمال و اخلاق و مقامات و احوال آنهاست که تمثل می‌یابد و صورتی متناسب می‌پذیرد و بدانها برمی‌گردد؛ و برای این است که به آنها گفته می‌شود: «همانا این اعمال شماست که به شما برگردانده شد»
تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏1، ص284
ورد عن النبي صلى اللّه عليه و آله: ان الجنة قاع صفصف. ليس فيها عمارة. فأكثروا من غراس الجنة في الدنيا. قيل: يا رسول اللّه! و ما غراس الجنة؟ قال صلى اللّه عليه و آله-: فهذه الجنة، ما فيها من الأشجار و الأنهار و الثمرات و غيرها، من الحور و القصور و الغلمان و الولدان، هي أعمالهم و أخلاقهم و مقاماتهم و أحوالهم. مثّلت و صوّرت في أمثلة و صور مناسبة. ثم ردت اليهم. و لهذا يقال لهم: انما هي أعمالكم ترد إليكم.

3) ابوالاسود دوئلی در ربذه به دیدار ابوذر غفاری رفت و ابوذر برایش تعریف کرد که: یکبار اواسط روز  بر پیامبر ص در مسجدشان وارد شدم و در مسجد کسی نبود غیر از رسول خدا ص، و علی ع که در کنار ایشان بود. خلوت بودن مسجد را غنیمت شمردم و گفتم: یا رسول الله! پدرم و مادرم فدایتان! سفارشی به من بفرمایید که مرا سود دهد.
حضرت فرمودند: باشد؛ خدا تو را کرامت بخشد! ای ابوذر، تو از ما، اهل بیت، هستی! تو را وصیتی می‌کنم که اگر آن را حفظ کردی جامع همه راههای خوبی است؛ و اگر آن را حفظ و نگهداری کردی دو کفه تو را پر کند.
[سپس حضرت مطالب مختلفی بیان کردند؛ در فرازی از این روایت طولانی، فرمودند:] ابوذر! اگر زنی از زنان بهشتی در شبی ظلمانی بر آسمان دنیا مشرف شود، زمین برایش روشن شود بیش از نوری که ماه کامل زمین را روشن می‌کند؛ و بوی خوشش را همه زمینیان استشمام کنند؛ و اگر پیراهنی از پیراهنهای بهشتی امروز در دنیا در اختیار قرار گیرد، هر کس بدان بنگرد [از خوشی] بیهوش خواهد شد و چشمانشان تحمل دیدن آن را ندارد! ...
الأمالي (للطوسي)، ص526-533 ؛ عدة الداعي، ص109

حَدَّثَنَا الشَّيْخُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الطُّوسِيُّ (رَحِمَهُ اللَّهُ)، قَالَ: أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا رَجَاءُ بْنُ يَحْيَى بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَبَرْتَائِيُّ الْكَاتِبُ سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ ثَلَاثِ مِائَةٍ وَ فِيهَا مَاتَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمُّ، عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ، عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي ذُبَيٍّ الْهُنَائِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو حَرْبِ بْنُ أَبِي الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِيُّ، عَنْ أَبِيهِ أَبِي الْأَسْوَدِ، قَالَ: قَدِمْتُ الرَّبَذَةَ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي ذَرٍّ جُنْدَبِ بْنِ جُنَادَةَ فَحَدَّثَنِي أَبُو ذَرٍّ، قَالَ: دَخَلْتُ ذَاتَ يَوْمٍ فِي صَدْرِ نَهَارِهِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي مَسْجِدِهِ، فَلَمْ أَرَ فِي الْمَسْجِدِ أَحَداً مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِلَى جَانِبِهِ جَالِسٌ، فَاغْتَنَمْتُ خَلْوَةَ الْمَسْجِدِ، فَقُلْتُ:  یا ريَا رَسُولَ اللَّهِ، بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَوْصِنِي بِوَصِيَّةٍ يَنْفَعُنِي اللَّهُ بِهَا.
فَقَالَ: نَعَمْ وَ أَكْرِمْ بِكَ يَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّكَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ، وَ إِنِّي مُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ إِذَا حَفِظْتَهَا فَإِنَّهَا جَامِعَةٌ لِطُرُقِ الْخَيْرِ وَ سُبُلِهِ، فَإِنَّكَ إِنْ حَفِظْتَهَا كَانَ لَكَ بِهَا كِفْلَانِ.
يَا أَبَا ذَرٍّ، اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاه‏ ...
يَا أَبَا ذَرٍّ، لَوْ أَنَّ امْرَأَةً مِنْ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ اطَّلَعَتْ مِنْ سَمَاءِ الدُّنْيَا فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ لَأَضَاءَتْ لَهَا الْأَرْضُ أَفْضَلَ مِمَّا يُضِي‏ءُ الْقَمَرُ لَيْلَةَ الْبَدْرِ، وَ لَوَجَدَ رِيحَ نَشْرِهَا جَمِيعُ أَهْلِ الْأَرْضِ، وَ لَوْ أَنَّ ثَوْباً مِنْ ثِيَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ نَشَرَ الْيَوْمَ فِي الدُّنْيَا لَصَعِقَ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ مَا حَمَلَتْهُ أَبْصَارُهُمْ...

تدبر
1⃣ در آیات 8 تا 18 سوره حج، سه دسته‌بندی از انسان‌ها ارائه داد که در آیه 19، همه افرادی که در این سه دسته‌بندی قرار می‌گرفتند، به عنوان دو گروه مقابل هم که در مورد پروردگارشان با هم مخاصمه می‌کنند، معرفی کرد از همان آیه تا آیه قبل (آیه22) یک طرف این ماجرا (یعنی آنان که جهنمی شدند) را توضیح داد؛ و این آیه و آیه بعد، به سراغ طرف دیگر ماجرا (یعنی آنان که بهشتی شدند) می‌رود؛ و در این آیه می‌فرماید:قطعاً خداوند کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند وارد بهشت‌هایی می‌کند که پایین‌اش نهرها روان است، در آن با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت داده می‌شوند، و لباس‌شان در آنجا حریر است.

2⃣ با اینکه هم عذاب جهنمیان و هم پاداش بهشتیان به اراده خداست؛ اما در آیات قبل، عذاب جهنمیان را با تعبیر «آنها چنین و چنان می‌شوند» بیان کرد؛ اما اینجا بهشت رفتن بهشتیان را با تعبیر «خدا با آنها چنین می‌کند». چرا؟
الف. این از باب تعظیم شأن مومنان است (تفسیر صافی، ج30، ص370)
ب. همه چیز به دست خداست؛ اما گاه ادب دینی‌ اقتضا دارد که آنچه در نظر مردم بد می‌آید، به خدا نسبت ندهیم ولی خوبی‌ها را به خدا نسبت دهیم (چنانکه در داستان موسی و خضر، کاری مثل بنا کردن ساختمان برای حفظ مال یتیمان را فقط به خدا نسبت داد و خراب کردن کشتی را فقط به خودش؛ کهف/71 و 77)

3⃣  در این آیه از اوصاف بهشتی، از سه مطلب سخن گفت: باغهایی که نهرها از پایین آن روان است؛ دستبندهای طلا و مروارید و لباس‌های حریر. اما دوتای دیگر چه اهمیتی دارند که در وصف بهشت، به اینها اشاره شد؟
الف. انسانها عموما اغلب کارهایشان را با دستشان انجام می‌دهند؛ لباس هم چیزی است که دورادور انسان را فرامی‌گیرد. لذا شاید «دست» از این جهت مورد توجه است که اشاره به کارهای انسان دارد و زیور دادن دست، در واقع، اولین انعکاس اعمالی است که شخص انجام داده است؛ و لباس حریر هم وضعیتی است که دورادور انسان را فراگرفته و بسیار دلپسند است.
ب. زینت داده شدن با دستبند را با فعل مضارع آورد (يُحَلَّوْنَ) که دلالت بر استمرار می‌کند؛ ولی لباس را به صورت جمله اسمیه آورد که دلالت بر ثبوت می‌کند؛ شاید اولی اشاره به اعمالشان است که دائما به رشد آنها می‌افزاید و دومی اشاره به ایمانشان که تمام وجودشان را در برگرفته و همواره همراهشان است.

منبع: بولتن نیوز
برچسب ها: یک آیه در روز ، قرآن ، لباس

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین