صداي گوش خراش ضد انقلاب در سينماهاي كشور!
اكران نوروزي "جدايي نادر از سيمين" در كنار حواشي بسيار كه از سوي فتنه گران سبز براي حمايت از اين فيلم صورت گرفته است داراي مضامين آشكار و پنهان بسياري است كه جاي بسي تاسف است كه كسي از مطلعين بر وجود چنين مفاهيم و مسائلي كه در راستاي اهداف جريان فتنه در دو سال گذشته حركت مي كند واقف نشده و در محافل مختلف به تعريف و تمجيد از اين فيلم مي پردازند.
به گزارش بولتن نیوز : نويسنده وبلاگ اسرار در مطلبي با اشاره به هم راستايي هاي فرهادي در فيلم اخيرش با جريان فتنه از برخي رموزات اين
فيلم گره گشايي كرده و نوشته است:
شايد بهترين مولّفه براي شناساندن اصغر فرهادي كارگردان اين فيلم اين باشد كه وي فيلمنامه نويس اثر جنجالي حاتمي كيا يعني ارتفاع پست مي باشد. فيلمي كه ياد آور جمله معروف " انقلاب فرزندان خود را مي خورد" بود. اين بار فرهادي با آخرين ضلع مثلث خود يعني "چهار شنبه سوري"، "درباره الي" ، " جدايي نادر از سيمين" باز گشته و در اتفاقي نادر، هم بهترين جوايز جشنواره بين المللي فيلم فجر در داخل را از آن خود كرده و هم جايزه خرس طلايي برلين را. براي اينكه فيلم را سطر به سطر و دقيقه به دقيقه مورد نقد و تحليل قرار دهيم زماني بسيار مي خواهد اما براي بينندگاني كه در اين ايام ديدن اين فيلم را انتخاب كرده اند كد هايي براي اشراف به ماهيت آخرين ساخته فرهادي و نيز اطلاع از كم و كيف آن داده مي شود تا با ديدي باز فيلم را ديده و يا پس از ديدن تحليل كنند. در يك جمله بايد گفت: فيلم فوق تنها يك اثر رئال اجتماعي نيست بلكه مانيفستي است از هر آنچه ضد انقلاب در اين سالها عليه نظام مقدس اسلامي گفته و در مجامع جهاني داده زده است. اين فيلم ماهيتي به شدت چند لايه دارد و از خواص آن تضاد در لايه هاست كه بيننده را در پارادوكسي مرگبار فرو مي برد كه به طرز ماهرانه اي به تصوير كشيده شده است. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اصغر فرهادي همواره با ابهام آفريني و ايجاد شبهه و ظاهرا از طريق مشاركت اذهان بينندگان، بسياري سوالات و اتفاقات را بي جواب رها مي كند اما واقعيت امر اينستكه وي هميشه پاسخ به اين ابهامات و شبهات را در لايه هاي زيرين ِ فيلمش براي ضمير ناخودآگاه مخاطبان ارسال و در آن حك كرده است.
اولين نكته درباره اين فيلم صحنه هاي آغازين آن در دادگاه است كه سيمين (ليلا حاتمي ) از نادر ( پيمان معادي ) به دليل همراهي نكردن با وي در سفر به خارج به دادگاه خانواده شكايت كرده و تقاضاي جدايي از وي را دارد. در اين صحنه سيمين براي اثبات ادعايش جهت همراه كردن دختر 11 ساله اش در اين سفر مي گويد: دوست ندارم دختر در اين شرايط بزرگ شود. و سوال نادر از سيمين كه مي پرسد چه شرايطي ؟ اولين گام از سناريوي شبهه افكني و ابهام تراشي اصغر فرهادي است. اتفاقات رخ داده در فيلم و ديالوگ هاي رد و بدل شده در دقايق بعد تا آخرين ثانيه هاي فيلم پاسخي پنهان به اين سوال آشكار مي دهد. فرهادي با نشان دادن دروغ هاي رد و بدل شده و فضاي هرج و مرج حاكم در جامعه چنين القا مي كند كه سيمين نمي خواست دخترش در جامعه اي به شدت آلوده به ريا و دروغ و بي قانوني و خودكامگي زندگي كند.
دومين نكته، اشارات نادر براي خارج نشدن از كشور است. نشان دادن اينكه نادر به خاطر پدرش ( كهنسالي كه نمادي از آب و خاك و مرز و بوم ما به شمار مي رود ) و اشاره اش به تعلق خاطر به كشور و اينكه به علت چنين دلايل عامه پسندي از كشور خارج نمي شود نكته بسيار مهم و لايه ي بسيار پنهاني از اين فيلم است. براي فهم دقيق اين نيش و كنايه بايد مروري داشت بر مناظره هاي نامزدهاي انتخاباتي و سعي و تلاشي كه كروبي و موسوي نامزدهاي ديروز انتخابات رياست جمهوري و دشمنان امروز نظام در تخريب وجهه دولت از خود به خرج مي دادند. اينكه آنان خود را مُحق جلوه داده و با عاشقِ آب و خاك نشان دادن خود، ديگر رقبا و به صورت تخصصي دكتر احمدي نژاد را بي تفاوت نسبت به اين مهم نشان مي دادند. اينجاست كه بايد از سعي وافر فتنه گران سبز براي بالا بردن رقم فروش فيلم پرده برداشته و بر ماهيت چنين عملي واقف شد. هر چند فرهادي اشاره اي به رخدادهاي پس از فتنه ندارد كه در آن مشخص شد چه كساني لاف وطن دوستي مي زدند و چگونه دشمنان قسم خورده نظام شدند.
سومين نكته؛ انحرافيست كه فرهادي در نشان دادن چهره مذهبيون از خود نشان داده است. راضيه(ساره بيات) را نبايد به عنوان نماد مذهبي بودن در ايران پذيرفت. هر چند فرهادي سعي دارد چنين انگاره اي را به مخاطب بقبولاند. در چندين موضع از فيلم راضيه از پذيرش پول بابت ديه بچه خودداري مي كند و اين خودداري نه به خاطر تدين وي بلكه به دليل اين اعتقاد است كه وي مي گويد اگر پول را بگيرد بلايي سر بچه ام مي آيد. اين يعني نهايت اعتقاد به مذهب در جامعه ايراني! حال اگر اين اعتقاد به مذهب مورد قبول قرار گيرد پس تكليف ميليون ها نفر از افرادي كه كرور كرور پول حرام مي گيرند و بلايي نيز سر بچه شان نيامده چه مي شود؟ فرهادي به طرز زيركانه اي رفتارهاي راضيه در نپذيرفتن پول را به اعتقادات سطحي عوام و شانه به شانه زده خرافات گره زده و مذهبيون را عملا خرافاتي نشان داده است. در حالي كه بايستي راضيه به دليل تشرع و تدين و نه اعتقادات كم عمق و سطحي از گرفتن پول حرام سر باز مي زد. مضاف بر اينكه فرهادي تا آخر فيلم تكليف پولي را كه ادعا مي شد راضيه دزديده مشخص نكرد. اين هم از همان ابهاماتي است كه تيشه به ريشه مذهبيون و نماد به تصوير كشيده شده آن در فيلم يعني يك زن چادري مي زند. هر چند در ابتداي فيلم برداشتن پول توسط ليلا حاتمي بسيار ظريف نشان داده مي شود اما قرار دادن آن در لايه هاي پنهان فيلم چندان نمي تواند غير عمدي و بدون قصد باشد.
چهارمين مسئله: پيامي است كه دختر نادر در پايان فيلم و در دادگاه به بيننده القا مي لكند. دختري كه در ابتداي فيلم نشان مي دهد به دليل شخصيت مثبت پدرش و اينكه قصد دارد مانع طلاق پدر و مادرش شود مي خواهد در كنار نادر بماند در انتهاي فيلم و پس از ديدن دروغ و انكار واقعيت پدرش عملا به گونه اي فضا را مديريت مي كند كه حرف ليلا حاتمي در ابتداي فيلم درست از آب درآيد و اين شرايط آكنده از دروغ و بدي براي ترمه (دختر نادر) هم مسجّل شده و بيننده حكم به رفتن دختر همراه مادرش به خارج از كشور دهد.
آخرين نكته؛ مصائبي است كه بر شهاب حسيني (حجت) وارد شده است. جمله وي كه چندين سال دنبال حقش كه ضايع شده بوده و در دادگاه ها هيچ كسي به فرياد وي گوش نداده ، يكي از صريح ترين رويارويي هاي فرهادي با دست آوردهاي انقلاب در سي سال گذشته است. تصور كنيد در جشنواره هاي بين المللي كه اين فيلم در حال اكران است چنين تصويري از ايران به نمايش در آيد آنگاه چه بلايي سر وضعيت حقوق بشر و نوع نگاه غربي ها نسبت به ايران خواهد آمد. فرهادي رسما بيننده را در جايگاهي قرار مي دهد كه به اين نتيجه برسد كه در ايران كسي به فكر محرومان و مستضعفان نيست. شعاري كه بارها فتنه گران در دو سال گذشته و در سي و دو سال پس از پيروزي انقلاب سر داده اند.
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه اكران چنين فيلم هايي آن هم با حمايت هاي ويژه برخي ارگان ها و موسسات اقتصادي داخل كشور بسيار خطرناك بوده و لااقل بايستي قدمي نيز در راستاي حمايت از سينماي متعهد و انقلابي براي خنثي سازي چنين حركت هايي برداشته شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



لطفا نظرات شخصی خود را در قالب نقد به خورد مردم ندهید.
شما هم از اذبیات بهتری استفاده کن.
مزدور تو و امثال تو اند که خیانت مشق هر شبتون شده
اما ترجیح می دهید با سرپوش گذاری به کار خود ادامه دهید.
متاسفانه الان 50 سال قبل و شاید 1400 سال قبل نیست!
ممنون میشیم
انظر ماقال ولاتنظر من قال؟؟ ببین چی میگه نگاه نکنم کیه که میگه!!
حالا با این حرفت مثلاً خواستی در این نقد منصفانه تشکیک کنی؟ خودت نمیفهمی چی به خوردت میدن مشکل رو جای دیگه می اندازی؟؟
جنگ نرم که میگن همینه دیگه پس چی؟
در این فیلم نشان می داد که چنین افرادی مذهبی ها؛ دزد(پولی که از نادر دزدید و تا آخر فیلم هم این مساله آشکار نشد که واقعا ندزدیده است )، دروغگو و تهمت زن (چون تا آخر فیلم این خانم هم آن خانواده را هم تمام فیلم را هم تمام تماشاچیان را هم حتی همسرش را پیچانید و به نادر اتهام قتل فرزندش را زد) ، باج گیر (همانطور که نادر گفت حاضر نیست به اینها باج بدهد)، فاقد قدرت تصمیم گیری در مواقع حساس و مهم (این خانم برای هرچیزی به جای فکر کردن با دفتر یک حاج آقا تماس میگرفت) ،نا آشنا به طریقه زندگی سطوح بالاتر اجتماعی (عدم قدرت استفاده از آبسرد کن) ، حاضر به انجام پست ترین کارها (همانطور گه در فیلم گفته شدحتی تمیز کردن لای دو پای پدر نادر !) که تازه همین هم شاید سمبلی از مسایل دیگه ای بود که به ندرت در برخی لایه های اجتماع ممکنه دیده بشه؛ بود....؛ عدم همطراز با افراد از طبقات بالای اجتماعی( چون وقتی سیمین رفت وارد زندگی آنها شد)تا کسی خانمها و هم آقایان مذهبی را نپذیرد و طرد شوند ؛چون ، با این همه ، لایق طرد شدن هستند!
این فیلم بیشتر از اینکه بیان کننده جدایی نادر از سیمین باشد القا کننده جدایی جامعه متدین کشور از افراد معمولی جامعه بود.چون نادر و سیمین اختلافشان در حد یک سوء تفاهم بود نه به اندازه اختلاف آن خانم با نادر.
به علاوه در این فیلم که هم پدر از کروات و هم سیمین از نماد شال سبز استفاده کرد
به طیف هم نظر با خود اصغر فرهادی(مخالفین نظام) بیان میداشت که نباید مثل سیمین از دست چنیین افراد احمق و باج گیر و دزد و ناهم شان و غیر نرمالی بارفتن به خارج فرار کرد بلکه باید ماند و به راه خود ادامه داد و در برابر اینها ایستاد.چون پیروزی با ماست و حق از آن ماست (این از آن ما بودن حق را دختر نادر بارها با سکوت و تایید و همراهی پدر از طرف مخاطبان ، تایید میکرد).ضمن اینکه در جامعه ما که آمار طلاق رو به افزایش است فیلمی با چنین عنوانی و چنین مضمونی حتی از نظر روانی برای اقشار مختلف مانند زهر و سم میباشد.در واقع حتی عنوان فیلم نیز به سهم و تیر های شیطان آلوده است........
من تعجب میکنم با اینکه فیلمهای خانم تهمینه میلانی و یا حاتمی کیا که بسیار کمتر منفی هستند اجازه اکران به راحتی نمیگیرن....و حتی در باره الی که جنبه های سمبولیک منفی کمتری داشت اجازه اکران به راحتی نمی گیره ولی این فیلم به شدت "شیطانی" هم در جشنواره فیلم به اصطلاح فجر انقلاب هم جایزه میگیره و هم به اکران نوروزی در میاد واقعا متاسفم........درنهایت
اونها متاسفانه فکر میکنند که نسل جدید رو دارند و روی ذهن و روان اونها دارند کار میکنند و حتی اسم رادیو فردا هم همین رو نشون میده بنابر این دقت بیشتر و اهتمام بیشتری باید برای کودکان و نوجوانان جامعه نمود.
با بیشتر از دو برابر سینما و کلی تبلیغ و آمار فروش غیرواقعی
اینم از کارای تکراریتونه آمارسازی؛ مظلوم نمایی؛...
یه ذره شرافت فقط یه ذره یه کوچولو!! نمیشه؟؟؟؟
من فقط یه سوال از همه میکنم آخه اگه این فیلم قصه یه جدایی معمولی باشه چرا اینقدر باید تبلیغش کنند؟و اینکه بیشتر چه آدمایی با چه خط فکری از اون تعریف و تمجید می کنند؟چرا اونو مقابل اخراجیها قرار میدن؟و...
ضمنا در اینکه این فیلم به لحاظ فیلمنامه و کارگردانی عالیه شکی نیست.
اما 8سال جنگیدیم و فیلم بازی نکردیم. حالا میان یه عده برا ما میشن هنرمند.
شهید چمران چه هنری نداشت که یادی از این اسطوره عصر خودمون نمیکنیم؟؟؟
نمیدونن که کوفت هم بهشون نمیدیم
مهم ساخت خوب یک فیلم نیست ؛مهم "جهت" ی هست که فیلم داره و اون رو کاملا منفی میتونه بکنه یا مثبت.
خداوند هم که احسن الخالقین هست برخی از همین بهترین آفریده هاش رو که جهت منفی در کل زندگی شون پیدا کردن توی جهنم میذاره.
دکتر شریعتی میگه : هر انسانی یک مثل یک فلشه.که با جهت گیری خود در زندگی ماهیت خودش رو معلوم میکنه:
"و تو یک کلمه نامفهومی و وجودی بی ماهیتی و هیچی ! که در برابر یکی از این سه راه قرار گرفته ای: پاکی، پلیدی و پوچی. تا ایستاده ای هیچی ؛چون ایستاده ای هیچی ! یکی از این سه راه را انتخاب میکنی و با انتخاب خودت ؛ جهت و مفهوم وجودی خود را مشخص میبسازی...
به نظر من جای مسامحه نیست... این آقا داره عملا تاثیر منفی فرهنگی میذاره که این اثر برای یک نفر هم اگر عملی بشه زیاده و فردای قیامت مسئولین فرهنگی پاسخگو باید باشن. لطفا مسئولین اهمال نکرده هرچه سریع تر رسیدگی بکنن.
اون پولی که گم شده بود رو اول فیلم سیمین به اون کارگرا داد تا پیانو رو جا به جا کنند
پس معلومه اخراجیها چجوری میفروشه؟! نه؟