افشاگری یک مدیر درباره فیلم حاتمی کیا

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، یکی از سازمانهایی که از فیلم "گزارش یک جشن" حمایت کرده است سازمان ملی جوانان است که حرف ها در مورد کمک های این سازمان به فیلم آخر حاتمی کیا زیاد است. برای همین با یکی از مدیران سازمان ملی جوانان تماس گرفتیم تا در مورد حمایت این سازمان از "گزارش یک جشن" بگوید.
این مدیر سازمان ملی جوانان می گوید: آقای حاتمی کیا فیلم نامه ای را با عنوان بانوی شهر ما برای ما آورد که موضوع بحث آن ازدواج جوانان بود. این فیلم نامه توسط کارشناسان سازمان بررسی شد و کارشناسان این فیلم نامه را همسو با سیاست های سازمان تشخیص دادند و بنا بر این شد که از این فیلم نامه حمایت کنیم.
وی در مورد حمایت سازمان ملی جوانان از فیلم های سینمایی گفت: یکی از تکالیف سازمان این است که اگر فیلم نامه خوبی به سازمان ارائه شد که با سیاستهای سازمان همسو بود از آن حمایت شود. فیلم نامه های دیگری هم همزمان به ما ارائه شد ولی ما به این جمع بندی رسیدیم که از فیلم آقای حاتمی کیا حمایت کنیم.
وی در ادامه افزود: با پیشرفت کار متوجه شدیم که فیلم نامه دارد تغییر می کند و برای همین دیگر از فیلم حمایت نکردیم. در واقع آن حمایتی هم که سازمان ملی جوانان از این فیلم کرد یک حمایت حداقلی بود و وقتی اواسط کار احساس کردیم فیلم تغییر کرده است حمایت خود را قطع کردیم تا زمانی که فیلم تولید شود.
پیش از این نیز محمد پیرهادی تهیه کننده این اثر اعلام کرده بود که نسخه ی نهایی فیلمنامه ی "گزارش یک جشن" با نسخه ی ابتدایی آن، چه در کلیات و چه در جزییات کاملا متفاوت است و اصلا به همین خاطر بوده است که با بعضی بازیگرانی که در ابتدا مذاکره ی همکاری شده بود، پس از پایان بازنویسی نهایی قطع همکاری شد و بازیگران جدیدی وارد این پروژه شدند.
این مدیر سازمان ملی جوانان با تاکید بر این نکته که بیشتر حمایت ما حمایت معنوی بود تا حمایت مالی گفت: زمانی که مدیران ما برای این فیلم گذاشتند خیلی با ارزش تر از هزینه ای بود که برای فیلم شد. حمایت مالی قرار بود حدود 200 میلیون باشد که فقط چک اول آن به مبلغ 50 میلیون تومان پرداخت شد.
وی در ادامه تصریح کرد: این کاری که آقای حاتمی کیا در قبال سازمان انجام دادند یک فرصت سوزی بود زیرا قرار بود ما از فیلمی حمایت کنیم که در راستای سیاست های سازمان و راجع به موضوعات مربوط به جوانان و دغدغه های آنها باشد.
وبلاگ زمانه نیز در یکی از پستهای خود در مورد این فیلم می نویسد: فیلم را دوست نداشتم و خیلی پایینتر از حد انتظارم بود. گزارش یک جشن از آن دست فیلمهایی است که به قول سینماییها "درنیامده" است. چه در فرم و چه در محتوا. آخرین ساختهی ابراهیم حاتمیکیا را باید در ردیف ضعیفترین آثارش قرار داد. (چهقدر واژهی ضعیف در کنار نام آثار حاتمیکیا غریبه است اما انگار باید کمکم به همنشینی اینها هم در کنار یکدیگر عادت کنیم.) فیلم جدید حاتمیکیا باز هم برای ما به عنوان کسانی که پیگیرانه سینمای او را دنبال میکنیم یک مشکل بزرگ دارد: گزارش یک جشن شبیه آثار حاتمیکیایی که میشناسیم نیست!
اینکه حاتمیکیا در کشاکش عقل و دلش فیلم میسازد مسئلهی جدیدی نیست. در همهی فیلمهای حاتمیکیا یک عقل حسابگر وجود دارد و یک دل که بیپروا سخن میگوید. اما همیشه حاتمیکیا انتخابش را کرده است. او با دلش همراه میشود. برای نمونه در آژانس، حاج کاظم نمایندهی دلی است که بیپروا سخن میگوید و سلحشور نمایندهی عقل حسابگر است. انصافا هر دو هم حرف حساب میزنند اما کارگردان محبوب ما آشکارا با حاج کاظم و عباس همدلی میکند. یا مثلا در از کرخه تا راین، سعید میشود نمایندهی دل و خواهرش میشود عقل حسابگر. اما اتفاقی که در چند کار اخیر حاتمیکیا افتاده این است که باورش سخت است این حرفها و این آدمها و دردهایشان، از تبار خود حاتمیکیایی که ما میشناسیم باشد. این حاتمیکیای جدید، خودش هم در انتخاب مردد است. با شخصیتهای داستانش همراه نمیشود و به نظر نمیآید درد آنها درد خود او هم باشد. انگار این دردها را به خودش تحمیل کرده باشد و الا از قدیم گفتهاند حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
خود حاتمی کیا هم در جایی در رابطه با فیلم جدیدش گفته بود اين فيلم شبيه به آژانس شيشه اي نيست و من هرگز دوست ندارم آن را تكرار كنم.
محمدتقی فهيم یکی از منتقدان سینما در مورد این فیلم می نویسد: در دو سال گذشته اتفاقاتي در تاريخ ايران رخ داده است، اما مسئله اين است كه سينما احتياج به درام دارد اگر موضوع مورد نظر منجر به فرجامي روشن نشود نشان دهنده اين است كه فيلمساز دچار سردرگمي است. ساختن فيلم سياسي خوب است چراكه ما در اين زمينه آثار زيادي نداريم اما بايد در اين راستا به اين نكته نيز توجه داشت كه سياستزدگي در فيلم ميتواند يك فيلمساز محبوب را به فيلمسازي مورد اعتراض مردم تبديل كند.
سعيد مستغاثي یکی دیگر از منتقدان سینما درباره گزارش یک جشن می گوید: اين فيلم يك عقبگرد جدي در آثار آقاي حاتمي كيا است. فيلم "گزارش يك جشن" از لحاظ نوع روايت بازگشت به نوع روايتهاي 30 سال پيش است كه نمادهاي خيلي سطحي براي بيان برخي مسائل سياسي عنوان ميشد. تاريخ مصرف نوع روايتي كه حاتمي كيا در "گزارش يك جشن" به كار برده است سالها است كه باطل شده است.
حاتميكيا در اين فيلم سعي داشته به اصطلاح با قانون يكي به نعل يكي به ميخ از جريان سياسي خاصي حمايت كند كه يك سالونيم است كه فاتحهاش خوانده شده است، به نظرم اگر صريحتر صحبت ميكرد خيلي بهتر بود، چرا كه اين فيلم نوعي باج دادن به جرياني كهنه است.
در پایان این مدیر سازمان ملی جوانان آمدن اسم آقای پرویز کرمی در انتهای این فیلم را بخاطر زمانی که وی برای تولید این فیلم صرف کردند دانستند و شایعات مربوط به حضور بعضی بازیگران که از طرف سازمان معرفی شدند را یک شوخی دانستند.
یک از وبلاگ نویسان در مورد این فیلم در وبلاگ خود می نویسد: فیلم آخر حاتمی کیا گزارش خوددرگیری دستگاه های نظام است. بنیاد فارابی، سازمان ملی جوانان و سازمان فرهنگی هنری شهرداری از بودجه دولتی و بیت المال از بیانیه سیاسی آقای کارگردان حمایت می کنند که علاوه بر اسم سازمانشان، اسم خودشان هم در تیتراژ بیاید و احتمالا دو سه خط دیالوگ هم به بستگانشان به عنوان سیاهی لشگر در فیلم نقش داده شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اگر فيلمی راجع به گذشته باشد هرچه باشد دارای نتيجه است سخت نگيريد حرکت جامعه يک طرفه آن است که در خاورميانه می بينيم