جلوگيري رسانهملي از نفوذ غذاهايغربي
محمد تورنگ در روزنامه جام جم نوشت:
چنانكه بر هنرها، تاريخ، خط و... ايراني و اسلامي به خود ميباليم، غذاهاي ايراني نيز يكي از جذابيتهاي فرهنگ ماست كه متأسفانه كمتر روي به ان توجه شده، اما استراتژي جديد صدا و سيما براي معرفي غذاهاي ايراني در رسانه هاي برون مرزي از همين جا نشأت گرفته است كه استراتژي درستي است به شرط آنكه روش ارائه آن نيز دقيق و علمي باشد.
دنياي مدرن امروز ابزارها و آداب خود را براي برقراري توازن و برتري در عرصه رقابت سريع دارد و در اين ميان رسانه تقريباً در تمام عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي مهمترين ابزار تبليغ و برتري است و پاردايم جنگ نرم هم بر اساس همين الگو برنامه ريزي شده است.
استعمار در دوره جديد مهمترين ابزار برتري خود را تسلط بر ذهن ها و افكار عمومي مردم جوامع مختلف قرار داده است و ساده لوحانه است اگر فرض كنيم، هزينه هاي هنگفت ايجاد رسانه هاي جديد از طريق ماهواره و اينترنت براي امري غير از برتري جويي و سلطه است.
استعمار در شكل گذشته خود به كشورها لشكركشي مي كرد، نيروي نظامي اعزام مي كرد و حاكمان كشورها را بر تخت مي نشاند و آسوده خاطر بود كه مردم نقش چنداني در تصميم گيري ها ندارند و در اختيار داشتن حاكم به معناي در اختيار داشتن تمام منابع و امكانات كشورها بود.
اما اكنون در جهان ديگري زندگي مي كنيم كه مردم در آن نقش پيدا كرده اند و جلب نظر افكار عمومي ابزار مهم سلطه گري است و در اين ميان تبليغات و جلب نظر مردم راهي است براي نفوذ بر مردم كشورها و يارگيري والبته در كنار آن كسب منافع كلان مادي.
تبليغ انواع پوشاك و غذاها با ماركهاي جذاب غربي، الگوسازي براي پوشيدن لباس هاي مد روز براي زنان و مردان، الگوسازي در زمينه مدلهاي جديد مو و تبليغ انواع غذاهاي غربي با طعم ها و اشكال زيبا و جذاب اكنون ديگر يكي از روشهاي مهم و البته پيچيده جذب مخاطب و جلب نظر مردم و به خصوص جوانان امروز كشورهاست كه غرب با در اختيار داشتن غول هاي رسانه اي به بهترين شكل ممكن از اين الگو استفاده مي كند. بي آنكه كسي شك كند كه اين بمباران رسانه اي بخشي از يك برنامه سلطه جهاني است كه البته كارگزاران اقتصادي آن با سودهاي كلاني كه به جيب مي زنند حامي اين ديپلماسي جديد هستند.
در اين ميان تبليغ مواد غذايي غربي با انواع و اقسام مختلف جاي ويژه اي دارد. اكنون كمتر كشوري را مي توان سراغ گرفت كه اين نوع مواد غذايي در آن سرو نشود.
اين نوع غذاها اكنون جزئي از فرهنگ بسياري از كشورهاي شرق جهان شده است و شايد كمتر كسي به اين فكر كند كه خوردن اين نوع مواد غذايي آرام آرام عادات زندگي افراد را هم تحت تأثير قرار مي دهد و افراد را از الگوهاي بومي و زندگي سنتي خود دور مي كند كه البته في نفسه نمي توان براي هيچ از اين دو نوع زندگي ارزشگذاري كرد و يكي را خوب و ديگري را بد معرفي كرد. مهم اين است كه تفاوت دارند.
اينكه در دنياي مدرن امروز با سرعت غير قابل تصور تغييرات آن ودر رويارويي در يك جنگ نرم تمام عيار و پيچيده چگونه بايد رفتار كرد، موضوع مهمي است كه متأسفانه در كشور ما بيش از آنكه به كنه آن توجه شود بيشتر آبشخور حرفهاي شعاري و دهن پر كن بوده است و كمتر كار علمي و عملي دقيقي در اين حوزه انجام شده است.
اما در اين ميان حداقل كاري كه بايد در دستور قرار گيرد اين است كه از يك طرف ما هم رسانه هاي خود را هم از نظر امكانات فني و تكنولوژيكي و هم اصول حرفه اي ارتباطات تقويت كنيم تا با استفاده از آن بتوانيم پيامها و الگوهاي خود را با سرعت و تأثيرگذاري بالا در دنيا مطرح كنيم و دوم اينكه ارزشها و داشته هاي خود را با رعايت اصول حرفه اي تبليغات به دنيا معرفي كنيم.
چندي پيش طرحي در خصوص آموزش ندادن غذاهاي خارجي در صدا و سيما به عنوان پرمخاطب ترين رسانه كشور از سوي معاون اين رسانه مطرح شد كه البته رسانههاي بيگانه انتقادات زيادي را درخصوص آن عنوان كردند و مشخص شد كه اين طرح به هدف خورده است كه تا اين اندازه براي انان حائز اهميت بوده است.
بر همين اساس برآيند جلوگيري از آموزش طبخ اين نوع غذاها آن هم در رسانه ملي، مانع شدن براي نفوذ فرهنگ غربي به ميان خانوادههاست كه مكررا از ياداوري هم نام خارجي يك غذا و هم عادت به طعم آن و در نهايت اندك گرايشي به آن سو جلوگيري ميكند.
بركسي پوشيده نيست چنانكه بر هنرها، تاريخ، خط و... ايراني و اسلامي برخود ميباليم، غذاهاي ايراني نيز يكي از جذابيتهاي فرهنگ ماست كه متأسفانه كمتر روي آن كار شده است، اما كار تبليغاتي و معرفي اين غذاها نيازمند طراحي هاي دقيق و البته تغييراتي در نحوه ارائه آن است كه عنصر سرعت، زيبايي و طعم لذيد را هم پوشش دهد و اين استراتژي جديد صدا و سيما براي معرفي غذاهاي ايراني در رسانه هاي برون مرزي از همين جا نشأت گرفته است كه استراتژي درستي است به شرط آنكه روش ارائه آن نيز دقيق و علمي باشد.
استعمار در دوره جديد مهمترين ابزار برتري خود را تسلط بر ذهن ها و افكار عمومي مردم جوامع مختلف قرار داده است و ساده لوحانه است اگر فرض كنيم، هزينه هاي هنگفت ايجاد رسانه هاي جديد از طريق ماهواره و اينترنت براي امري غير از برتري جويي و سلطه است.
استعمار در شكل گذشته خود به كشورها لشكركشي مي كرد، نيروي نظامي اعزام مي كرد و حاكمان كشورها را بر تخت مي نشاند و آسوده خاطر بود كه مردم نقش چنداني در تصميم گيري ها ندارند و در اختيار داشتن حاكم به معناي در اختيار داشتن تمام منابع و امكانات كشورها بود.
اما اكنون در جهان ديگري زندگي مي كنيم كه مردم در آن نقش پيدا كرده اند و جلب نظر افكار عمومي ابزار مهم سلطه گري است و در اين ميان تبليغات و جلب نظر مردم راهي است براي نفوذ بر مردم كشورها و يارگيري والبته در كنار آن كسب منافع كلان مادي.
تبليغ انواع پوشاك و غذاها با ماركهاي جذاب غربي، الگوسازي براي پوشيدن لباس هاي مد روز براي زنان و مردان، الگوسازي در زمينه مدلهاي جديد مو و تبليغ انواع غذاهاي غربي با طعم ها و اشكال زيبا و جذاب اكنون ديگر يكي از روشهاي مهم و البته پيچيده جذب مخاطب و جلب نظر مردم و به خصوص جوانان امروز كشورهاست كه غرب با در اختيار داشتن غول هاي رسانه اي به بهترين شكل ممكن از اين الگو استفاده مي كند. بي آنكه كسي شك كند كه اين بمباران رسانه اي بخشي از يك برنامه سلطه جهاني است كه البته كارگزاران اقتصادي آن با سودهاي كلاني كه به جيب مي زنند حامي اين ديپلماسي جديد هستند.
در اين ميان تبليغ مواد غذايي غربي با انواع و اقسام مختلف جاي ويژه اي دارد. اكنون كمتر كشوري را مي توان سراغ گرفت كه اين نوع مواد غذايي در آن سرو نشود.
اين نوع غذاها اكنون جزئي از فرهنگ بسياري از كشورهاي شرق جهان شده است و شايد كمتر كسي به اين فكر كند كه خوردن اين نوع مواد غذايي آرام آرام عادات زندگي افراد را هم تحت تأثير قرار مي دهد و افراد را از الگوهاي بومي و زندگي سنتي خود دور مي كند كه البته في نفسه نمي توان براي هيچ از اين دو نوع زندگي ارزشگذاري كرد و يكي را خوب و ديگري را بد معرفي كرد. مهم اين است كه تفاوت دارند.
اينكه در دنياي مدرن امروز با سرعت غير قابل تصور تغييرات آن ودر رويارويي در يك جنگ نرم تمام عيار و پيچيده چگونه بايد رفتار كرد، موضوع مهمي است كه متأسفانه در كشور ما بيش از آنكه به كنه آن توجه شود بيشتر آبشخور حرفهاي شعاري و دهن پر كن بوده است و كمتر كار علمي و عملي دقيقي در اين حوزه انجام شده است.
اما در اين ميان حداقل كاري كه بايد در دستور قرار گيرد اين است كه از يك طرف ما هم رسانه هاي خود را هم از نظر امكانات فني و تكنولوژيكي و هم اصول حرفه اي ارتباطات تقويت كنيم تا با استفاده از آن بتوانيم پيامها و الگوهاي خود را با سرعت و تأثيرگذاري بالا در دنيا مطرح كنيم و دوم اينكه ارزشها و داشته هاي خود را با رعايت اصول حرفه اي تبليغات به دنيا معرفي كنيم.
چندي پيش طرحي در خصوص آموزش ندادن غذاهاي خارجي در صدا و سيما به عنوان پرمخاطب ترين رسانه كشور از سوي معاون اين رسانه مطرح شد كه البته رسانههاي بيگانه انتقادات زيادي را درخصوص آن عنوان كردند و مشخص شد كه اين طرح به هدف خورده است كه تا اين اندازه براي انان حائز اهميت بوده است.
بر همين اساس برآيند جلوگيري از آموزش طبخ اين نوع غذاها آن هم در رسانه ملي، مانع شدن براي نفوذ فرهنگ غربي به ميان خانوادههاست كه مكررا از ياداوري هم نام خارجي يك غذا و هم عادت به طعم آن و در نهايت اندك گرايشي به آن سو جلوگيري ميكند.
بركسي پوشيده نيست چنانكه بر هنرها، تاريخ، خط و... ايراني و اسلامي برخود ميباليم، غذاهاي ايراني نيز يكي از جذابيتهاي فرهنگ ماست كه متأسفانه كمتر روي آن كار شده است، اما كار تبليغاتي و معرفي اين غذاها نيازمند طراحي هاي دقيق و البته تغييراتي در نحوه ارائه آن است كه عنصر سرعت، زيبايي و طعم لذيد را هم پوشش دهد و اين استراتژي جديد صدا و سيما براي معرفي غذاهاي ايراني در رسانه هاي برون مرزي از همين جا نشأت گرفته است كه استراتژي درستي است به شرط آنكه روش ارائه آن نيز دقيق و علمي باشد.
(محمد تورنگ)
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


