کد خبر: ۴۰۳۱۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

آمريكا و ادبيات انقلاب در خاورميانه

ديروز خانم "هيلاري كلينتون" وزير خارجه ايالات متحده آمريكا در موضعي شتاب آميز گفت: "آمريكا در كنار مخالفان جمهوري اسلامي است." نوع واكنش آمريكايي‌ها به حادثه 25 بهمن تهران نشان مي دهد كه آنها به شدت به دنبال يك "فضاي حياتي" و تجديد نفس بعد از موج غرق كننده تونس و مصر هستند. آمريكايي‌ها كه با امواج انقلابي دنياي اسلام مواجه شده‌اند، به دنبال انحراف اين تحولات اصيل و ايجاد آشوب در كشورهايي هستند كه مخالفان سنتي راهبردي آمريكا مي‌باشند.


ادبيات واقعي انقلاب در خاورميانه، آن بنيادي است كه در بهمن 1357 درايران و 32 سال بعد در همان روز در مصر شكل گرفت. اين انقلاب "ضد استبدادي" شروع مي‌شود و به واسطه نقش منفي استعمار، به سرعت ماهيت "ضد استكباري" خود را نيز بروز مي‌دهد. استبداد تونس و مصر سقوط كرده است و اكنون آمريكا به دنبال جلوگيري از سرايت قيام‌هاي ضد استبدادي به ديگر كشورهاي اسلامي همراه خود و در عين حال جلوگيري از فاز دوم انقلابات مصر و تونس، يعني جنبه‌هاي ضد استكباري آن است.
پيش از اين مطرح كرده بوديم كه آمريكا و برخي از همراهان غربي و عربي آن تلاش دارند كه با شطرنجي كردن تحولات خاورميانه، مانع از دست رفتن مديريت زنجيروار آن شوند. به هر حال با توجه به بيداري مسلمانان منطقه اكنون امكان سدسازي در مقابل اين امواج خروشان وجود ندارد.


در قالب طرح فوق هر حركت انقلابي بايد با حركت‌ها يا تحركات ايذايي و حتي جنگ توالي يابد و به عبارتي بعد از هر "خوان سفيد" شطرنج خاورميانه يك "خوان سياه" شكل گيرد تا زنجيره تحولات مردمي خاورميانه منقطع گردد. جنگي كه به ايران تحميل شد، بلافاصله بعد از انقلاب و با هدف جلوگيري از صدور آن شكل گرفت و ايرانيان مظلومانه هشت سال ناجوانمردانه‌ترين سياست‌ها را تحمل كردند، چون آمريكا نمي‌خواست حاكميت مردمي در خاورميانه استقرار يابد.
كساني كه تحولات مصر را صرفا با توجه به شرايط داخلي آن كشور تحليل مي‌كنند، با نقص در تحليل مواجه خواهند بود. چند روز پيش مادر شهيد "خالد اسلامبولي" هنگام حضور در ميدان "التحرير" مصر با استقبال گسترده انقلابيون مواجه شد. خالد اسلامبولي را همگان در ايران و دنياي اسلام مي‌شناسند. او يك افسر مبارز مصري بود كه بعد از امضاي پيمان "كمپ ديويد" توسط "انور سادات" و در جريان يك رژه نظامي، سلف "حسني مبارك" را به قتل رساند.
با شهادت اسلامبولي، او و خطش در مصر و دنياي اسلام مظلوم واقع شد و در طول ايام مصري‌ها برقراري مجدد رابطه با ايران را به ظاهر به برداشتن نام اين شهيد از خياباني در تهران منوط كرده بودند و اكنون آنها كه در كنار آن خط ضد سازش ايستاده بودند، نزد مردم مصر "عزيز"اند.


در كنار سرزمين‌هاي اشغالي يعني در قلب منافع ملي ايالات متحده، فلسطيني‌ها بلافاصله بعد از پيروزي مردم مصر، خواستار بازگشايي مرز "رفح" شدند. معناي اين امر، پايمال كردن ساليانه دو ميليارد دلار كمك امنيتي - نظامي به دولت مبارك به خاطر "سوزنباني" مهمترين منطقه استراتژيك در "پاشنه آشيل" رژيم صهيونيستي است.


موج تحولات اخير، آمريكا را به عقب نشيني گام به گام واداشته است. آنها ابتدا با "خانه ثبات" خواندن مصر، سعي در مايوس ساختن مخالفين مبارك داشتند. با شروع تحولات، اوباما مبارك را متحد استراتژيك خود خواند تا به او روحيه دهد و زماني كه اين حركت منجر به شكل گيري نخستين شعارهاي ضد آمريكايي در ميان معترضان به استبداد شد، رئيس‌جمهور آمريكا خواستار توجه مبارك به خواسته‌هاي مردمي شد و سرانجام زماني كه مبارك مي‌خواست بدون توجه به مصالح دوستان غربي خود، بر استبداد پافشاري كند واشنگتن آخرين پيام را براي او فرستاد و آن اينكه: آمريكا حاضر نيست به خاطر قدرشناسي خدمات گذشته مبارك، آينده استراتژيك خود را به كلي قرباني نمايد و اين سرنوشت ديكتاتورهايي است كه ظهور و بروز و سقوط آنها فقط حاصل تباني قدرت‌ها است. مردم مصر به خوبي مي‌دانند كه در ميان محافظه‌كاران و ضد انقلابيون عرب، حتي در رسيدن به اهداف داخلي انقلاب خود نيز دچار مشكل خواهند بود. به همين دليل حتي اگر نخبگان حرفه‌اي دوران انتقال به مواضع محافظه كارانه روي آورند، مردم چاره‌اي جز صدور انقلاب به ديگر كشورهاي عربي ندارند. اكنون هيچ جاي دنيا شور و شوق فضاي مجازي و امكانات جديد ارتباطي از جمله پيام‌هاي كوتاه تلفن همراه در مصر را ندارد.


تجربه تحولات ايران و اسلام نشان داده است كه همواره حركات و انديشه‌هاي اصيل در راستاي منافع و مصالح ملت ايران و سرزمين‌هاي اسلامي بوده است و حركت‌هاي غير اصيل تحميل شده از بيرون، تنها با هدف ضربه‌زدن به وحدت و توسعه كشورهاي اسلامي و جلوگيري از تحقق خواسته‌هاي اصيل آنها شكل گرفته است. واكنش منفي به هر گونه علامت شكل گرفته نزد آمريكايي‌ها در ايران و در دنياي اسلام ضروري است. آنها همان كودتاگران 28 مرداد32، ضد انقلابيون 1356، مهاجمان نظامي 1359 (جنگ تحميلي) و تحريم كنندگان بي‌رحم دارو، فناوري و قطعات هواپيماي امروز ايران هستند. كدام عقل سليم مي‌پذيرد كه صاحبان غير انساني‌ترين اخلاق سياسي، مصالح و منافع مسلمانان و مردم ايران را به عنوان معيار رفتارهاي خود مطرح نمايند؟

دكتر حشمت‌الله فلاحت پيشه/ رسالت

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین