کد خبر: ۳۹۹۷۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مهدي‎(عج) امروز جامه عزا به تن دارد

محمد حسین کلهر
بولتن نیوز : محمد مصطفي صلّي الله عليه و آله و سلّم از اسلام مي‌گويد و انديشه معرفي ولي و جانشين خود را در سر مي‌گذراند. امام حسن عسكري(ع) نيز همين انديشه را دارد. همه گرداگرد نشسته‌اند تا امام خويش را بشناسند.
شو ر و اشتياقي وصف‌ناپذير همراه با اضطرابي خوشايند در چهره‌ها موج مي‌زند.
كودكي چهار ـ پنج ساله با صورتي گل‌افشان و سيرتي درخشان وارد مجلس مي‌شود. نامش را جويا مي‌شوند. پدر با لبخندي از سر خرسندي «مهدي» را به حاضران معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد: «پس از من، اين پسر امام شماست و خليفه من است در ميان شما. امر او را اطاعت كنيد، از گرد رهبري او پراكنده نگرديد، كه هلاك مي‌شويد و دينتان تباه مي‌شود. اين را هم بدانيد كه شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينكه زماني دراز بگذرد. بنابراين از نايب او عثمان‎بن سعيد عَمري اطاعت كنيد!».
نگاه‌ها به جانب عثمان است. همگان او را نيك مي‌شناسند و به خاطر دارند كه امام حسن عسكري(ع) در مجلس ترحيم پدر بزرگوارش گفت: «ابوعمرو مردي موثق و امين و مورد وثوق پدرم و من است و در حيات و ممات من، موثق خواهد بود».
امام عسكري(ع) شخصيتي را انتخاب كرد كه در عظمت و جلالتش ميان شيعيان جاي هيچ شك و شبهه‌اي نبود.
مدتي مي‌گذرد . . . «مهدي» همچنان از نظرها غايب است اما در اصل تولدش هيچ ترديدي نيست. چرا كه تمام ثقات و بزرگان شيعه زمان امام عسكري(ع) او را ديده‌اند.
شيخ صدوق در «اكمال‌ الدين» روايتي را نقل مي‌كند كه از «عمري» نام امام دوازدهم را مي‌پرسند و او مي‌گويد: «اجازه نداريم اسم امام را بگوييم». در آن برهه از نام‌بردن امام‌ زمان پرهيز مي‌كردند، چرا كه نمرودها و فرعون‌هاي زمانه در حكومت عباسي ظهور كرده و در پي از بين بردن مهدي موعود بودند.
8 ربيع ‌الاول سال 260 است. اندوهي عظيم با رحلت امام يازدهم قلب شيعيان را مي‌خلد.
شيعيان آماده مراسم خاكسپاري مي‌شوند. «جعفر» براي نمازخواندن به پيكر مطهر امام حسن عسكري(ع) پا پيش مي‌گذارد. همهمه‌اي در مي‌گيرد. عده‌اي مردد هستند كه آيا جعفر مي‌تواند بر پيكر «امام» نماز گزارد؟! هنوز تكليف مشخص نيست اما خواص شيعه در كذاب بودن جعفر ترديد ندارند.
در اين ميان، كودكي 5 ساله صف نمازگزاران را مي‌شكافد و جلو مي‌آيد. چهره نوراني‌اش براي افرادي هم كه او را نمي‌شناسند، آشناست. كودك جلو مي‌آيد و عموي كذاب خويش را كنار مي‌زند و بر پيكر پاك پدر نماز مي‌خواند و بدين سان، امامت آخرين منجي بشريت آغاز مي‌شود.
امامتي كه از سال‌ها پيش توسط امامان معصوم(ع) بدان مژده داده شده و حتي بزرگان فرقه‌هاي انحرافي نيز از ورود منجي و غيبت آن اطلاع داشته‌اند.
براي غيبت آن امام بزرگوار دلايل متعددي همچون «خوف از قتل»، «آزمايش مردم» و حتي «عدم بيعت امام زمان با طاغوت‌هاي زمان» در روايات اسلامي بيان شده است. اما هيچ‎يك از اين دلايل به تنهايي دليل كاملي براي غيبت امام نيست.
در كلام بزرگان و اولياء الله، مهم‌ترين دليل براي غيبت مهدي(عج) «مشيّت الهي» عنوان شده است. همان مشيتي كه موسي(ع) را در كودكي پيامبر و عيسي(ع) را بدون داشتن پدر، متولد كرد.
مشيت الهي چون و چرا ندارد، چرا كه خود خداوند خواسته و اين از اسرار الهي است.
مشيتي كه روزي مهدي را بازمي‌گرداند و عدل را در زمين مي‌گستراند و اين وعده تخلف‌ناپذير الهي است: «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ».

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین