کد خبر: ۳۹۵۴۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

گزارشی از فیلم‌های روز اول جشنواره فجر

رجا نوشت:

1- باد ومه (محمد علی طالبی)

اگر از فیلم باد و مه آقای طالبی دیالوگ را کاملاً حذف کنید و فیلم را با موسیقی صرف تماشا کنید، به سادگی به اصل روایت پی خواهید برد. سینمای ضد قصه و کارت پستالی که تنها سیکل زمانی قصه‌اش را دست‌خوش تغییر ساخته است، آخرین ساخته طالبی کلاژی ناقص از فیلمهای باشو غریبه ای کوچک است.

2- مرگ کسب و کار من است (امیر حسین ثقفی)

مرگ کسب و کار من است، اولین تجربه امیرحسین ثقفی، در یک سوم ابتدایی‌اش فرم خاص و بدیعی دارد و در سینمایی که این روزها بیشتر تولیداتش به تله فیلم‌های تلویزونی شبیه است، در تمام طول فیلم با دکوپاژها و میزانسن های متفاوتی خودنمایی می کند. اما فیلم از منظرمحتوایی هیچ‌گونه ریشه های بومی در محتوایش ندارد، برای نخستین تجربه کاری یک کارگردان، اثر فوق العاده با بن مایه ساختاری فوق العاده ای است. از طرفی تمامی مولفه های آثار وسترن در این فیلم به وضوح دیده می شود، لوکیشن های اصلی فیلم، هسته اصلی قصه را تشکیل می دهد. اما ریتم و ضرباهنگ اثر که فوق العاده آغاز می شود، محور مشخصی ندارد و یک‌دست نبودن ریتم به فیلم در بخش میانی آن صدمه جدی وارد می سازد.

3- خانه امن است (ناصر رفائی)

این فیلم، بدترین و ضعیف ترن فیلمی بود که در روز نخست جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و کارگردان رندانه سعی داشت با ارزشی نشان دادن اثرش، جواب صریح و روشنی به سئوال های تخصصی منتقدین و اصحاب رسانه ندهد. متاسفانه ضعف در اجرا و مشکلات اساسی در فیلمنامه این اثر، ساختار کلی آن را از حالت یک فیلم شرافتمندانه سینمایی خارج ساخته و این فیلم را به روایتی تصنعی، ضعیف و به لحاظ فرمی به یک تله فیلم درجه چندم تبدیل کرده است. بازیگران نابازیگر این فیلم، ضعیف ترین اجراهای ممکن را از خود به نمایش می گذارند و چون خط داستانی سیر مشخصی با فیلمی مواجه هستیم که از حیث درام پردازی فیلم نازل است.

4 - آینه های روبرو (نگار آذربایجانی)

"آینه های روبرو" نگار آذربایجانی، اثری کاملاً دغدغه مند است، اما برخورد این دو قهرمان اصلی داستان زمینه چینش داستانی‌اش، دارای یک زیربنای قاعده مند داستانی نیست. از برخورد دو زن قصه شکل می گیرد و البته قوام اصلی روایی در بخش دوم این فیلم پنهان شده است. آینه های روبرو به گروه افراد ترنس می پردازد که خواهان عمل جراحی و تغییر جنسیت هستند. طبق قوانین پزشکی تصویب شده در ایران، این عمل امکان پذیر است و فیلم هوشمندانه زوایای شخصتی یکی از این ترنس ها را بررسی می کند.

اگر از منظر استراتژیک به این فیلم نگاه کنیم، نکته بسیار مهمی را درخواهیم یافت. در دوره ای که رسانه های غربی سعی می کنند با نشان دادن تصویری سیاه از ایران، مسئله همجنس‌گرایی را که مغایر با شرع و عرف جامعه ایرانی است، به‌عنوان یک رویکرد ضد حقوق بشری نشان بدهند، در این میان افرادی را هم که مرز جنسیتی مشخصی ندارند، جزو این گروه‌های همنجس‌خواه به حساب می آورند. اگر فیلم آذربایجانی در جشنواره های مختلف اکران بگیرد و در معدود سینماهای اروپا یا آمریکا نمایش داده شود، می تواند یک دستاورد استراتژیک به همراه داشته باشد.

فیلم آذربایجانی با دست‌آویز قرار دادن این مسئله پزشکی در قالب یک درام سینمایی تا حدودی قابل قبول به حساب می آید، موضوع تغییر جنسیت را از منظر قوانین داخلی تحلیل می کند و فیلم کاملا شرافتمندانه ای است، ضمن اینکه بازی فوق العاده شایسته ایرانی در نقش آتیه، بسیار تکنیکی و قابل قبول است.

5- سوت پایان

نکوهش یا ستایش، سیاه‌نمایی یا درشت نمایی، تقدیس و یا تقدیر واقعا نمی دانم فیلم نیکی کریمی را چگونه توصیف کنم اما فیلم در اجرا به‌شدت ضعیف و غیر قابل قبول است و محتوای داستانی‌اش همانند سایر آثار ساخته شده در مورد زنان است که مورد تجاوز قرار می گیرند و زندگی آنها دستخوش تغییرات مهمی می شود.

مشکل سینمای ایران این است که موضوعات یکسان و مشابه به صورت تکراری دست‌مایه فیلم‌های مختلف می شود، زمانی که عصر جمعه مونا زندی حقیقی ساخته شده، ساخت چنین فیلمی به نظرم نوعی به ورطه تکرار افتادن در موضوعات است. موضوعاتی از این دست زمانی که سکان ساختش بر عهده یک زن گذاشته می شود، معمولا قضاوتی که در باب این موضعات فیلم سعی می کند القا کند، اقناع کننده نیست.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین