کد خبر: ۳۸۰۲۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

ناهنجاری تئاتر، نتیجه فاصله گرفتن از دین

 
کارگردان نمایش «کلید» گفت: در این نمایش می‌خواهیم بگوییم فاصله گرفتن از باورهای دینی و انسانیت می‌تواند ما را به هرج و مرج و ناهنجاری برساند.

شبکه ایران: نمایش «کلید» کاری از «محمدرضا مداحیان» است که این روزها و به مناسبت ماه محرم و صفر در تالار اندیشه حوزه هنری اجرا می‌شود. این نمایش از 9 دی‌ماه به روی صحنه رفته و تاکنون استقبال خوبی از آن شده است.

گفت‌وگوی فارس با «محمدرضا مداحیان» کارگردان نمایش «کلید» انجام شده که در ادامه می‌آید:

* در ابتدا بفرمایید چرا به دنبال اجرای نمایش کلید رفتید؟

ما امتیازی که در «شعله در زمهریر» داشتیم که سال‌ها نتوانستیم به آن برسیم. «شعله در زمهریر» که نسبتاً کار موفقی شد، یکی از دلایل آن بکر بودن فضای اجرا و نگاه جدید بود. حرف نمایش این بود که ناامیدی از خدا در دنیای امروز می‌تواند همان سرنوشتی را رقم بزند که در آن دوره‌ها زده است، این موضوع برگه برنده «شعله در زمهریر» بود. در ادامه کار به این موضوعات نرسیدیم، تا این که انتخابات و 9 دی سال گذشته اتفاق افتاد. فارغ از بحث جناحی که کسی طرف کیست و یا من عقیده‌ام چیست، یک نقطه عطف برای مجموعه‌ای بود که می‌خواستند کار کنند و حرف بزنند و آن حرف این بود که الکی به هم نپریم.

ماجرا این است که یک جایی پیدا کردیم که بگوییم فاصله گرفتن از باورهای دینی و انسانیت می‌تواند ما را به هرج و مرج و ناهنجاری برساند. این نقطه عطفی بود که در آن اتفاقات افتاد و ذهن ما را مشغول کرد. من آن زمان حتی دوست داشتم برای ماه رمضان کار را آماده کنیم که داستان آماده نشد و توان انجام کار را هم نداشتیم. رسید به محرم امسال و فکر کردیم که در این ایام می‌توانیم یک کار جدید با یک اتفاق جدید روی صحنه ببینیم. اصلاً کاری به شیوه اجرا یا اینکه کار خوب است یا بد ندارم؛ مهم این است که اگر من به سالن می‌آیم، بابت هر چند ماه یا هفته‌ای که تلاش شده، می‌دانم این تلاش‌ها بابت ذکر مصیبت نیست چون اگر می‌خواستم این کار را بکنم، می‌رفتم هیئت و سینه می‌زدم و گریه می‌کردم.

الان همه امیدم این است که وقتی این همه آدم می‌آیند، ما می‌خواهیم یک حرفی را بزنم. شاید در 95 درصد اتفاقی نیفتد ولی این 5 درصد امیدوارکننده است. در آخر کار هم نریشن می‌تواند نباشد، باز برای جماعتی که کمتر متوجه ماجرا می‌شوند به شکل یک اتفاف گفتاری درآوردیم و می‌گوییم اگر ما به اصلیت و اعتقاداتمان برگردیم، واقعاً خیلی از ماجراها برایمان حل می‌شود یا خیلی از ماجراها باعث کینه و کدورت و اتفاقات بد نمی‌شود. این کلیت شکل‌گیری کلید بود.

* طرح نمایش هم از خودتان بود؟

من و آقای نیلی نشستیم فکر کردیم که اگر می‌خواهیم کار کنیم، یک کار خوب انجام بدهیم. ما فقط دو ماه کامل به اتفاق فکر کردیم و یک دفعه یک شب اتفاقی که باید می‌افتاد، افتاد. واقعاً اگر بگویم خدا و امام حسین (ع) کمک کردند، دروغ نگفته‌ام. کار ما راحت بود ولی از این راحت‌هایی که سخت به دست می‌آید. شاید موضوع خیلی دم دست باشد ولی رسیدن به آن نیاز به تمرکز زیادی دارد.

* درباره داستان نمایش توضیح دهید.

کلید داستان آدمی به نام «مالک» است که نمونه و نماینده تمام مخاطبانی است که در سالن حضور پیدا می‌کنند تا با نمایش ارتباط برقرار کنند. این آدم باور دینی دارد و به واسطه گم کردن راه یا تداخل سیاهی و سفیدی حضور می‌یابد.

متأسفانه هرچه پیام در صحنه موفق بود، در لباس موفق نبود. به دلیل اینکه ما واقعاً سیاهی و سفیدی‌ها را درست ندیدم و به خاطر زمان کم نتوانستیم آن‌ها را درست کنیم. می‌خواستیم سیاهی و سفیدی را ببینیم، همیشه تاریخ سیاهی و سفیدی کنار هم نشسته‌اند، این کنار هم بودن باعث می‌شود آدم نتواند انتخاب کند.

در داستان کلید، این آدم به چند واقعه تاریخی که خصوصاً فتنه در آن حضور دارد، برده می‌شود. فتنه‌ای که نشان‌دهنده جناح یا مشخصه سیاسی خاصی نیست، بلکه این فرد را به باور دینی‌اش برمی‌گرداند. ما 4 دیالوگ درباره فتنه داریم که 3 تای آن از نهج‌البلاغه و یکی از پیغمبر (ص) است. هیچ چیزی ساخته فکر و ذهن خیالی نیست و تمام چیزهایی که وجود دارد و در آن دوره‌ها هم وجود داشته، نشان داده شده است. فقط ما این آدم را به آن دوره‌ها می‌بریم و در معرض انتخاب‌ها قرار می‌دهیم. حالا قرار است با برگشت به قبل، این آدم به باورهای از دست رفته یا کمرنگ شده‌اش دست پیدا کند. در قرآن در آیه‌ 21 و 22 سوره «ق» داریم که می‌فرماید تمام آدم‌ها، آن دنیا به واسطه یک شهید راه فرار از این فضا را پیدا می‌کند و اگر در آن دنیا شهیدی را پیدا کردند، بدانند که قرار است رستگار شوند. علی‌اکبر که باور پدر است را در صحنه می‌بینیم و کمک می‌کند پدر به مرحله‌ گذر از خودش برسد.

* درباره انتخاب واقعه‌های تاریخی توضیح دهید.

من فکر می‌کنم دو سه مطلب وجود دارد. اولین جایی که پدر گم می‌کند و اولین فلاش‌بک ماست، جنگ است؛ جایی که پدر از آن فاصله گرفته و باورش و در حقیقت علی‌اکبر را گم کرده است. اینجا جایی است که «مالک» ‌مثل افرادی که در کربلا از امام حسین (ع) جدا شدند، از باورش جدا شد. این بخش به دلیل همذات پنداری و نزدیکی زمانی انتخاب شده و اساس کلید راه داستان است.

دو مقطع دیگر را دنبال کردیم که یکی ماجرای شریح قاضی و دیگری عمار است. من در گوشه و کنار و حتی در «مختارنامه» می‌بینم که خیلی گذرا به ماجرای شریح نگاه شده و خیلی‌ها درباره آن گفتند و مردم دوست دارند بدانند شریح چه کسی بوده است.

ماجرای عمار، ماجرایی است که ما در دوره خودمان مثل او را نداریم؛ آدم‌هایی که روشنگری می‌کنند. آن‌قدر جرأت دارند که داد بزند، ولو عقیده‌شان اشتباه باشد، ولو در یک جمع محدودی هستند. واقعاً گشتیم دنبال اتفاقاتی که دم دست نباشد، در حالی که باورپذیر است و کد دارد و تماشاگر آن را می‌شناسد. این دو بخش، موضوعاتی هستند که مقام معظم رهبری روی آن تأکید داشتند و آقای نیلی هم نظر خاصی روی آن داشتند.

* انتخاب بازیگرها به چه صورت انجام شد و چرا از بازیگران چهره استفاده نکردید؟

اول قرار بود کار را به سفارش ارشاد اجرا کنیم. وقتی صحنه اول نمایش را دادیم کاملاً موافق بودند ولی متأسفانه به دلیل کینه‌ورزی افرادی، به ما اجازه اجرا ندادند. گفتند سالن خوب به شما داده نمی‌شود و من هم گفتم حاضر نیستم در یک سالن درجه 2 و 3 اجرا کنم. نمی‌خواهم بگویم شاهکار کردم ولی ما این کار را در سه هفته جمع کردیم. هیچ‌کس نمی‌تواند در سه هفته کار را جمع کند. چه دلیلی دارد یک گروهی که کار مذهبی انجام می‌دهد و جوان هستند و انرژی دارند، پرت شوند جایی که دیده نشوند.

بعد از این موضوع با آقای مؤمنی صحبت کردیم که فکر نمی‌کردم ایشان آنقدر نظرشان درباره کار نمایشی مثبت باشد. در مورد بازیگران تصمیم گرفتیم هزینه‌ای که می‌خواهیم بابت بازیگر بدهیم، برای کار خرج کنیم. برای ما پایین آوردن بازیگر از سقف 8 میلیون تومان هزینه داشت، در صورتی که می‌توانستیم به راحتی آن را حذف کنیم. واقعاً کم نگذاشتیم و سعی کردیم با کسانی کار کنیم که با آن‌ها راحتیم.

بازی شاهین علائی‌نژاد را دیده بودم. شاهین تنها کسی بود که به خاطر نقش مالک، حرفه‌ا‌ی‌تر انتخابش کردیم. فیزیکش را دوست داشتم و می‌دانستم مالکی است که ذهنیت نمی‌سازد. مالک این کار تیپ کسی نیست و جناح ندارد.

* به عنوان یک تماشاگر زیباترین بخش کار را کدام بخش می‌دانید؟

من خودم واقعا صحنه حضرت عباس (ع) را که همه دوست دارند، دوست دارم. من برای صحنه حضرت عباس (ع) با علی براتی خیلی گپ زدم. خلاقیت علی فوق‌العاده است. در این صحنه نوع نگاه‌مان را جدید کردیم. این صحنه اگر خیلی قشنگ است، بدون اغراق 40 درصد آن به خاطر موسیقی کار است. آهنگساز ما کار را در مدت دو هفته ساخته که واقعاً بی‌نظیر است. علاوه بر این صحنه، صحنه چهار را به لحاظ اجرای نمایشی در ژانر مذهبی و بخش عمار که صدا اکو می‌شود، دوست دارم.

* چقدر تصمیم‌گیری‌ها را به عوامل واگذار کردید؟

چون به آدم‌هایی که انتخاب می‌شوند اعتماد دارم، اصلاً دوست ندارم در کار آن‌ها دخالت کنم. من فکر می‌کنم ما یک تحلیل داریم و قاعدتاً این تحلیل باید از سمت یک نفر ساطع شود، چون قرار است یک نظر دیده شود. بدون تردید تحلیل را من دادم ولی در هیچ بخش آن دخالت نکردم، چون به افراد گروه اعتماد کامل دارم. شاید یکی دو حرکت را پیشنهاد دادم یا خواستم درباره آن بیش‌تر فکر کنیم و یا به من توضیح بدهند.

اگر قرار باشد در همه صحنه‌ها باشم، در کل صحنه‌ها منم. این اتفاق خوبی نیست. تنوع کار اگر خوب می‌شود، به دلیل این است که آدم‌های مختلف در قسمت‌های مختلف براساس یک تحلیل کارهای خاص خودشان را انجام می‌دهند ولی اگر نگاه کنید همه این‌ها در یک راستا هستند.

اینکه بخواهم ببینم با چه سازی موسیقی را می‌زنند مهم نیست؛ مهم فضایی است که قرار است به ما بدهد و آن شخص آزاد است که انتخاب کند. در مورد حرکات هم علی براتی آن‌قدر قدرتمند هست که نیاز نیست کسی بالای سرش باشد ولی به دلیل این ارتباطی که کار با حرکت دارد، می‌بایست یک مقدار تنگاتنگ‌تر حرکت می‌کردیم؛ به این دلیل که حرکت در این کار جدای از بازی نیست و در دل بازی است که تمام این‌ها را خود علی رعایت کرد.

* استقبال از نمایش در چند روز سپری شده قابل قبول بوده است؟

از شب اول تقریباً طبقه پایین‌ سالن کامل‌ پرشد. یک مشکلی که داریم این است که تالار اندیشه در حوزه کارهای نمایشی گم است و بعضی‌ها از ما می‌پرسند این سالن کجاست. واقعاً فکر نمی‌کردیم این استقبال از نمایش شود، حتی در این روزها که هوای سرد و باران و برف داریم اگر خود من بودم، نمی‌رفتم. به بچه‌ها گفتم اگر 5 نفر هم آمدند واقعاً باید احترام بگذاریم، چون در این سرما خیلی سخت است. ما همیشه در اجرای پانزدهم شانزدهم مخاطب‌مان را پیدا می‌کنیم ولی این نمایش خیلی زودتر مخاطب خود را پیدا کرد و ما پنج‌شنبه و جمعه‌ جای خالی نداشتیم. خیلی دوست داشتم بگویم ما می‌توانیم کار قدرتمند نمایشی بکنیم. می‌خواستم بگویم که ما جوان‌ها خیلی جلوتر از بعضی افراد نامدار هستیم. پنج‌شنبه، جمعه اینجا بلیت‌های تئاتر دژاکام پخش می‌شد. به نظرم باید بیایند ببینند. حداقل می‌دانند که مخاطب ندارند. کسانی که کار را دیدند، گفتند واقعاً قابل مقایسه با بعضی کارهای روی صحنه نیست. ما متأسفانه همه چیزمان شعار است. الان اگر سری به سایت‌های تئاتری بزنید، نمایش‌های درجه 2 و 3 را تبلیغ نمی‌کنند ولی از این کار صحبتی نشده است.

* از تماشاگر انتظار دارید به چه موضوعی توجه کند؟

من دوست دارم فقط به این باوری که کم‌رنگ شده، توجه شود. یعنی اگر ما واقعاً توانسته باشیم که بگوییم خیلی نسبت به همدیگر دور شده‌ایم خوب است. اگر ما همین موضوع، محبت و صحنه‌ای که پدر، پسرش را می‌شناسد را منتقل کنیم به نظرم کافی است.

برای اولین‌بار است در یک کار مذهبی، جز یک صحنه حمل تابوت، مداحی را از کار حذف کردیم. همه اتفاقات مذهبی را به معنای کلیشه برداشتیم، به معنای اینکه روابط انسانی را جایگزینش کنیم و بگوییم ما نیامدیم روضه‌ بخوانیم. برای اولین‌بار این دغدغه را ندارم که تماشاگر گریه می‌کند یا نه. ساخت کار طوری است که اصلاً سمت گریه کردن نرفتیم. به این سمت رفتیم که مخاطب بغض کند و به فکر فرو برود.

* حرکت در این راستا و در فضای روشن‌فکری و شبه روشن‌فکری این روزهای تئاتر سخت نبود؟

چرا، خیلی ساخت بود. تحمل تهمت زدن خیلی سخت است. با همه این پیش‌فرض که احتمالاً دچار حواشی می‌شویم، با این اعتقاد که خدایی برای امام حسین (ع) و برای مردم و شرف‌مان کار کردیم، از همان روز خدا و امام حسین (ع) کمک کردند و تا الان هم کمک می‌کنند.

نمایش «کلید»‌ به مناسبت ماه محرم و صفر تا 10 بهمن‌ماه در تالار اندیشه حوزه هنری روی صحنه می‌رود.

بر اساس این گزارش، این نمایش به کارگردانی «محمدرضا مداحیان» به همت «گروه فرهنگی هنری تراب» همه روزه‌ از ساعت 19:30 اجرا می‌شود.

در این نمایش سید شاهین علایی‌نژاد، حسین میرزائیان، روزبه اختری، علیرضا پاکزاد، سیروس تقی‌نژاد، حسین شفیعی، ابوالفضل حاجی، علی خانی و البرز احمدی‌خانی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: کلید روایت نسلی جامانده از باورهای دینی است که در سایه روشن سیاهی و سفیدی‌های پیرامون، راه گم کرده و انتخاب برایش ناممکن است.

مالک یک نفر از این نسل است که اکنون خود را در ناکجاآبادی می‌بیند که خیر و شر، حق و باطل و خوب و بد را به شکل دیگر نشان می‌دهند. در طول مسیر تنها همراه، همسو و حامی او علی‌اکبر است، جوانی باقی مانده از جنگ با اعتقاد و باوری روشن.

مالک به همراه علی‌اکبر به تاریخ بازمی‌گردد و او را در سایه انتخاب می‌بیند و شیطان در لباس سفید ظاهر می‌شود.

در انتها و در گفت‌وگوی بین مالک و سفیدپوش، مالکی را می‌بینیم که به باور اعتقاداتی روشن و راسخ‌تر از قبل دست یافته و درمی‌یابد علی‌اکبر تفکر او ...

عواملی که در این پروژه همکاری داشتند، عبارتند از: نویسنده: محمدرضا مداحیان و علیرضا مهران، کارگردان: محمدرضا مداحیان، طراح گریم: نوید فرحمرزی، طراح حرکت: علی براتی، طراح صحنه و لباس: پیام‌حسین سوری، مدیر روابط عمومی: صابر نیلی.

بر اساس این گزارش، در چند روز ابتدایی اجرای نمایش کلید، استقبال خوبی از سوی علاقه‌مندان شده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین