ماجراي بدل يهودي ناصرالدين شاه قاجار
"عماریون"-
يوسف بخشي در سال 1231 خورشيدي (1852 ميلادي) در يك خانواده يهودي در شهر
تهران ديده به جهان گشود. پدرش نوازنده ويولن بود و به اصطلاح آن دوران از
طريق مطربي امرار معاش مي نمود.يوسف از خردسالي همزمان با تحصيلات ابتدايي در مكتب خانه، اصول و فن موسيقي را از پدرش فرا گرفت. و با علاقه و استعدادي كه از خود نشان داد، توانست خيلي زود در نواختن تنبك و نيز ويولن تبحر پيدا كند.
وي در دوران جواني، مدتي را در گروه نوازندگان پدرش، با نواختن ويولن همكاري مي نمود، ديري نپاييد براي خود گروهي تشكيل داد و مستقلاً به فعاليت هاي هنري پرداخت مضاف بر آنكه در همين راستاي برنامه هاي نمايشي (روحوضي) را كارگرداني و اجرا مي نمود. امّا گويي شغل نوازندگي و ديگر فعاليت هاي هنري از اين قبيل نمي توانست خواسته هاي جاه طلبانه و همچنين روح پر تلاطم و ماجراجويانه وي را ارضاء كند. از اين رو به موازات فعاليت هاي هنريش رفته رفته به خريد و فروش طلا و جواهرات مشغول شد.
يوسف بخشي در سال 1254 ( 1875ميلادي) در يكي از سفرهاي تجاري خود به شهر مرو (از شهرهاي مرزي روسيه) با يك دختر گرجي آشنا گرديد و پس از عقد، وي را به تهران آورد. ماحصل اين ازدواج يك فرزند دختر و يك پسر بود. اگر چه اين ازدواج دوامي نياورد و پس از 12 سال زندگي مشترك، همسرش بر اثر عارضه قلبي، وي و دو فرزندانش را ترك نمود و به ديار باقي شتافت و اين شوك شديدي بود كه تحمل آن براي اين جوان هنرمند سخت و سنگين بود طوريكه سال ها در خلوت و تنهايي بسر برد.
تا بالاخره با اصرار اطرافيان در سال 1273 خورشيدي تن به ازدواج دوم داد و با دختر خاله خود (قمر خانم) وصلت نمود، ماحصل اين پيوند چهار فرزند پسر و سه دختر بود .
گرايش به موسيقي و نواختن ويولن از ديرباز يكي از دلمشغوليات خاندان بخشي بوده است و همواره به عنوان يك ميراث در بين آنان حفظ شده است. فرزندان بخشي هم از اين امر مستثتي نبودن، پس از وصلت يكي از دختران (اقدس) بخشي با خانواده خرميان نواختن تار هم كه از سازهاي مورد علاقه خاندان خرميان بود، از آن به بعد در اين خانواده مرسوم گرديد.
يوسف بخشي با گذشت زمان و كسب تبحر در امر جواهر فروشي، توانست در بين تجار اعتباري كسب كند و سلسله مراتب ترقي را نيز طي كند، ضمن آنكه اوقات فراغت خود را با نواختن ويولن و خواندن اشعار مي گذراند.
در سال 1269 خورشيدي بر حسب تصادف توانست به دربار قاجار راه پيدا كند از آن به بعد در هر فرصتي مجموعه اي از جواهرات نفيس را جهت فروش به درباريان ارائه مي نمود.
حسن رفتار و صداقت وي در كار باعث گرديد سفارشاتي را مستقيماً از شخص پادشاه دريافت كند و همين امر باعث رونق در كسب و كار و حصول اعتباري بيشتر در بين درباريان به ويژه خاندان دربار گرديد. از سوي ديگر بواسطه شباهت چهره يوسف بخشي به شخص شاه و داشتن چشماني نافذ و پرهيبت، تني چند از درباريان به شاه پيشنهاد نمودند كه وي با قدري آموزش و تحصيل از رسم و رسوم دربار و عادت هاي شاخص اعليحضرت، در مواقع ضروري به ويژه در غياب پادشاه در بعضي از مراسم و تشريفات دربار به عنوان بدل، انجام وظيفه نمايد.
پس از موافقت ناصرالدين شاه قاجار و مذاكره با يوسف بخشي و جلب نظرش، وي رسماً به عنوان بدل شاه در دربار قاجار استخدام گرديد. بدين منظور، يوسف بخشي تحت تعليم استاداني قرار گرفت ابتدا وي را با آداب رسوم دربار قاجار آشنا نمودند. سپس آموزش فن بيان آغاز گرديد، تا با شباهتي كه ظاهراً به شخص ناصرالدين شاه داشت بتواند از نظر صحبت نمودن، همچنين از نظر رفتاري هم شباهت كامل پيدا نمايد. زيرا مي بايست بدون ايجاد شبه و ترديد، بخوبي از عهده مأموريت هاي محوله برآيد.
يقيناً آموزش و پيشرفت در اين امر براي وي به سهولت انجام گرفت، زيرا يوسف بخشي شش كلاس ابتدايي آن دوران را گذرانده بودو به زبان آذري و روسي آشنايي داشت. مضافاً برآنكه شخصيتي هنرمند و با استعداد بود، ذوق شعر گويي هم داشت.
و نيز در ارتباط برقرار كردن با ديگران بسيار خونگرم و موفق بود در ملاقات هاي كه جهت آموزش در راستاي آشنايي با روحيه و خصوصيات رفتاري پادشاه انجام مي داد، ديري نپاييد به جهت داشتن رفتاري صحيح و مثبت و با بذله گويي هاي به موقع با شخص پادشاه، خيلي زود اين مراوده ها باعث ايجاد دوستي عميق تري گرديد. و با شركت در محفل شاهانه هر از گاهي به قصيده گويي و حتي مشاعره با درباريان و شخص شاه مي پرداخت و اگر فرصتي دست مي داد، با تك نوازي ويولن هنرنمايي مي نمود.
يوسف بخشي پس از آنكه به عنوان بدل در دربار شروع بكار نمود، ابتدا در غياب شاه در محافل غير رسمي بويژه خارج از تهران شركت مي نمود و سپس در مأموريت هايي كه به وي محول شده بود مانند مسافرت به شهرهاي دور دست ايران و سركشي به پادگان هاي نظامي، اداره هاي دولتي، بازديد از دهات، رسيدگي به شكايات ارباب و رعيت و كارهايي از اين قبيل را انجام مي داد.
ناصرالدين شاه قاجار
با گذشت زمان و بدست آوردن تبحر بيشتر در حرفه خويش، مأموريت هايي هم در تهران، بويژه هنگام مسافرت ناصرالدين شاه به خارج از تهران و حتي مسافرت هاي غير رسمي به خارج از ايران به وي واگذار مي شد. يكي از مهمترين مأموريت هاي وي، هنگام عزيمت شاه قاجار به فرانسه بود كه در دهه 1880 به وقوع پيوست و بيش از يكماه به طول انجاميد كه يوسف بخشي طي اين مدت به خاطر آنكه دشمنان از اين غيبت سوءاستفاده نكنند با لباس مبدل، ظاهراً زمام امور را بدست گرفت و تا بازگشت شاه از فرنگ وظيفه خويش را به نحو احسن انجام داد طوريكه تا آخر اين عمر، امر جزو افتخارات مهم وي محسوب مي شد (ناصرالدين شاه قاجار به همين جهت يكي از شنل هاي خود را به عنوان پاداش به وي اعطا نمود).
در آستانه مراسم پنجاهمين سال تاجگذاري (1275 خورشيدي) چهارمين شاه خاندان قاجار، ناصرالدين شاه هنگام زيارت در صحن شاه عبدالعظيم در شهر ري، به دست ميرزا رضا كرماني يكي از مريدان سيدجمال الدين اسد آبادي و به تحريك او توسط يك طپانچه كشته شد.
طبق استناد بر تاريخ يكصد ساله ايران، دربازجويي ها يا استنطاقات انجام گرفته از ضارب (ميرزا رضاي كرماني)، مطالبي در رابطه با يهوديان عنوان شده است كه بي ترديد مي تواند نشانگر انسانيت و معرفت وي در رابطه با حمايت از حق و حقوق مظلومان و ستمديدگان به ويژه اقليت هاي ديني بوده باشد. در بخشي از اعترافات، ميرزا رضاي كرماني گفته بود "من قبلاً وسيله بهتري داشتم كه ناصرالدين شاه را بكشم بدون آنكه گرفتار شوم، بدين ترتيب كه اطلاع يافتم كه شاه به باغ يكي از اعيان براي گردش مي رود پس خود را به باغ رسانده مخفي شدم، شاه آمد و كشتن او بسيار آسان و راه فرار براي من باز بود اما او را نكشتم، زيرا عده اي يهودي در آن روز (يكي از اعياد كليميان) براي تفريح در آن باغ اقامت داشتند و اگر شاه كشته مي شد و من فرار مي كردم، خون را به گردن يهودياني كه در باغ حضور داشتند مي انداختند به اين دليل من از انجام آن امر منصرف شدم."
يقيناً ميرزا رضاي كرماني بر اين امر واقف بود كه شاه بدل دارد امّا هميشه براي زيارت شاه عبدالعظيم شخصاً مي آيد.
پس از ترور ناصرالدين شاه قاجار ديگري نيازي به ماندن يوسف بخشي در دربار نبود، ديري نپاييد وي با بيش از يك دهه انجام وظيفه بعنوان بدل پادشاه از كار بركنار گرديد و كاخ سلطنتي را براي هميشه ترك نمود. وي با دريافت مستمري از دولت دوران بازنشستگي را در خانه شخصي خود در كنار خانواده سپري نمود ضمن آنكه هر از گاهي با پذيرفتن هنرجو به عنوان استاد موسيقي به تدريس ويولن مشغول مي شد.
يوسف بخشي در سال 1928 در سن 76 سالگي بر اثر عارضه قلبي دارفاني را وداع گفت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


