کد خبر: ۳۳۵۷۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

داغ داغ است ولی داغ برادر... قیصر!

علیرضاقزوه

امروز سالروز کوچ مظلومانه ی قیصر عزیز است. مردی که دردهای بزرگ داشت و کمتر بر زبان آورد و کمتر از زندگی شکوه کرد و مرگ با مهربانی بر پیشانی اش بوسه زد و رفت. داغی که فراموش نمی شود. 

در وبلاگ شعر فارسی زبانان هم چند شمع شعر به یاد قیصر عزیز روشن کرده ایم و هم نیایج هفته اول مسابقه ی شعر فارسی زبانان را اعلام کرده ایم.  این هم نشانی اش:


 

 

قیصر بلند شو ...

شعری از دوست شاعرم رضا اسماعیلی

قیصر ! به خواب رفتی و حال زمین بد است 

حال زمین بدون تو ای نازنین بد است

صبح سه شنبه و همه ی روزنامه ها

زل می زنند روی نگاهت٬ و این بد است !

رفتی درون قاب و فقط می کنی نگاه

مهر سکوت بر لب تو ٬ بیش ازین بد است

یادت نمی رود که بخندی٬ ولی چرا

آنجا بدون خنده نشستی ؟! همین بد است

قیصر! به خواب رفته ای آیا و یا ...؟!  بگو

اما مگو که مرده ای و بعد از این...! بد است

مردن کجا و شعر تو؟! قیصر بلند شو

شوخی بس است ٬قافیه هایی چنین بد است

قیصر ! هنوز اول عشق است و ... نازنین

بزم عزا برای تو عاشق ترین بد است

شاعر ! پیاده شو ز قطاری که رفته است

حال غزل٬ بدون تو٬ ای نازنین بد است  

این هم شعری از من. این شعر را در همان روزهای کوچ قیصر سروده بودم.


گرچه من می‌شکنم در خود یکسر، قیصر!
مرگ حق است، تبسّم کن و بگذر، قیصر!

مرگ، پایان کبوتر نیست، وقتی بی بال
تا خدا پل زده‌ای مثل کبوتر، قیصر!


نام تو شهره تر از قاف شده ست ای سیمرغ
باز هم پر بگشا در خود بی پر، قیصر!


مرگ مرگ است ولی مرگ تو مرگی دگر است
داغ ، داغ است ولی داغ برادر... قیصر!


راستی مرگ چه جوری ست؟ مرا می‌بینی؟
 چه خبرداری از عالم دیگر، قیصر!؟


نقدهایت همه غوغا بود غوغا، "سید"!
شعرهایت همه محشر بود ، محشر، قیصر!


جامة خاک به تن کردی و یادم آمد
از شب خون، شب آتش، شب سنگر، قیصر!


شعرهای تو همه معنی قرآن بودند
"آیه" ای داری چون سورة کوثر، قیصر!


تیغ می‌چرخد و من سینه زنان می‌گریم
در دلم هلهلة حیدر حیدر، ‌قیصر!


پیش تر از من دلتنگ گذشتی ، بگذر
ما همه می‌گذریم آخر از این در، قیصر!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین