کد خبر: ۳۲۶۸۰۲
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۳
حسن وحیدی آذر نویسنده و روزنامه نگار و شاعر آذربایجانی ایران متولد اول فروردین 1302 و متوفی در 21 آبان ماه سال 1388 است که عمری را برای حفظ و ارتقا ارزش های اجتماعی و فرهنگی و انسانی جامعه اش گذراند.

گروه بین الملل: حسن وحیدی آذر نویسنده و روزنامه نگار و شاعر آذربایجانی ایران متولد اول فروردین 1302 و متوفی در 21 آبان ماه سال 1388 است که عمری را برای حفظ و ارتقا ارزش های اجتماعی و فرهنگی و انسانی جامعه اش گذراند.

ده ها مقاله از وی در روزنامه های کشور در تلاش برای هدایت توسعه منطقی و ضابطه مند شهر تبریز و در ممانعت از بین بردن باغات و ساختن برج هایی از آهن و پولاد بدون درک عناصر ترکیب دهنده شهر و خاطرات شهری و علل شهروندی ونقش باغات و زمین کشاورزی اطراف شهر در لطافت روح و منظر آن و بحث زیست محیط چاپ گردید؛ وی همواره از کرامت انسان و عزت مردمی که در آن می زیستند دفاع می نمود.

به گزارش بولتن نیوز،
او نه تنها نوشته هایش را به چاپ می رساند بلکه با ارسال آن ها به مسئولین شهر و استان و کشور تلاش می­داشت،تا بلکه کلنگ های تخریب در پوشش توسعه؛ شهر را به آسیب نکشانند و تلاش برای تخریب هویت فرهنگی و اجتماعی به اضمحلال کامل جامعه نیانجامد.

توسعه کاذب شهرها و توسعه صنعت مونتاژ و انقلاب ارضی موجب تخریب ساختار فرهنگی و اقتصادی جامعه و ایجاد یک طبقه جدید واسطه گر سود طلب را منجر شده بود؛ که در ساختاری از بوروکرات های بی­سواد و فاسد هر روز دست به صدور مجوز تخریب و گذربندی ها از میان باغات تبریز و حتی صدور مجوز ساخت و ساز در بین آثار باستانی آن مانند ربع رشیدی می­زدند.

وی در زمره مدافعین مسجد علیشاه و کتابخانه ملی قرار گرفته بود و با ارائه راهکارهایی برای حفظ این آثار تلاش کرد ؛ تسلط وی بر تاریخ دوران مغول و دوره قاجار موجب دفاع او از ربع رشیدی و موقوفات این دانشگاه بزرگ اسلامی گردید ؛ تا آنکه توانست تنفیذ وقف نامه را از دادگاه مدنی خاص تبریز به نمایندگی از سوی اوقاف اخذ نماید. مقالات و مصاحبه های وی در مورد موقوفات ادعایی طایفه ی فراهانی از بحث کاربردی استفاده از تاریخ و علوم انسانی در تقابل با موقوفه خواری ها و حفاظت از حقوق مردم به شمار می رود.

این مطلب نوشته ی استاد است که در سال 1356 در روزنامه محلی آذرآبادگان درتبریز به چاپ رسیده بود ، اما ماجرای آن با گذشت بیش از 38 سال همچنان زنده و موضوع حال تبریز بدون باغ است . اخیرا اندک باغات باقیمانده داخل شهر نیز در حال از بین رفتن و قطع درخت هستند و سازمان پرقدرت تابلوهای مرگ آنان را نصب کرده اند . باغ بنکداریان نمود یکی از باغات بود که شهردار منطقه 4 تخریب آن را "توسعه شهر ،رشد عمراني و شهرسازي منطقه در بافت فرسوده ، حل مشکلات شهروندان ،تاثير ‏گذاري بر ارزش افزوده اراضي و رونق اقتصادي اراضي هم جوار و همچنين رونق فعاليت هاي ساخت و ساز و ساماندهي ‏بافت هاي فرسوده و در نهايت توسعه امکانات بخش عمومي و ايجاد محيطي شکوفا و پويا براي مردم و زندگي بهتر آنان" عنوان نمود .‏

چند سالی است که باغ بسیار زیبا و پردرختی در کوی پزشکان با مجوز های لازم و دلایل حتما منطقی نابود شده و جنگل آهن و پولاد بر آن روئیده است و دام قطع باغات مجاور نیز احتمالا پهن گردیده است!

ریشه های دو درخت مجاور دیوار آن نیز آن چنان که در تصاویر دیده می شود قیر داغ شده اند!!!






عکس ها نمود بریدن درختان باغ وسپس ایجاد جنگل آهن و پولاد درکوی پزشکان خیابان آبرسانی است. طوری که گنجشک ها نیز جایی بجز میل گردهای بافته شده جایی برای نشستن نیافته اند. مطلب سال 1356 با توجه به شرایط فعلی باغات تبریز کاملا بروز و تازه دیده می شود.

***

چند روز است که درختان باغ بزرگ وسرسبزی را در حوالی خیابان باقرخان در جنوب گورستان طوبائیه ، یکی پس از دیگری به ضرب اره و تبر از پا انداختند تا بجای آن جنگلی از آهن و پولاد شهر بی هویت و غبار آلود و غمزده و خفقان آور تبریز را در خود بگیرد ، شهری که آهسته آهسته دارد به دار الخلافه ای دیگر تبدیل می شود و اصالت و گیرایی و حتی هویت خودش را از دست می­دهد .....

باغی که درختان سر به فلک کشیده اش به لطف دست اندرکاران امور شهری یکی پس از دیگری به خاک در غلتیدند، چشمه ای با آبی گوارا و زلال دارد که اگر بخواهیم تنها از دیدگاه مادی به آن بنگریم، یقینا ارزشی معادل ده ها میلیون تومان را برآن خواهیم گذاشت، چشمه ای که همچون صدها چشمه خروشان دیگر در این شهر بی هویت و در زیر خروارها آهن و آجر و پولاد به نابودی کشانده خواهد شد .

اگر ما کاشتن چند صد درخت بی بار را در اراضی خشک کوه­های عون ابن علی با آن مخارج هنگفت جشن می گیریم، آیا فاجعه قطع این هزاران درخت پربار و شکوفه را نباید عزای ملی اعلام کنیم؟