فرهنگ در رسانه
به گزارش بولتن نیوز، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالبهای مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازند. اما نکته اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامهها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اند. به عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده است. اما آیا با حجم انبوه سایتها و مجلات و روزنامهها و رسانههای مختلف دیگری که وجود دارد، میتوان به همه آنها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است …

به همین دلیل ما در بولتن نیوز سعی کردهایم تا از این به بعد و در قالب صفحه«فرهنگ در رسانه»به بازخوانی و بازنشر اصلیترین مطالب فرهنگی روزنامهها بپردازیم. به عبارت دیگر، «فرهنگ در رسانه»تلاشی است برای تبلور روزانه تراوشات فرهنگی روزنامه های کشور. تا به این طریق، حداقل اصلیترین مقولات فرهنگی که در روزنامهها منتشر شده است، توسط مخاطبین دیده شود. البته ما از همین جا، دست همکاری خود را به سمت همگان دراز کرده و از همه کسانی که تمایل دارند به انحای مختلف در این زمینه به ما کمک کنند، دعوت میکنیم تا در کنار ما، به ارتقای صفحه«فرهنگ در رسانه»کمک کنند.
آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آنها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.
***
احتمال ورود قوه قضاييه به تخلفات تكثير غيرقانوني كتاب
زينب كاظمخواه/ شبكه چاپ زيرزميني كتاب يكي از پديدههايي است كه در چند سال اخير گسترش يافته است. كسي هم در اين چند سال نتوانسته راهحلي براي آن پيدا كند. دود اين ماجرا، هم به چشم مولف خواهد رفت هم به چشم ناشر. ناشر زيرزميني بهراحتي يك نسخه از كتاب پرفروش ناشر را ميخرد و در چاپخانه زيرزمينياش آن را دوباره چاپ ميكند. بعد آن را دست يك شركت پخش ميسپارد تا برايش بفروشد، به همين راحتي، او پروسه نشر كتاب در ايران را با يك دستگاه چاپ دور ميزند.
بازار چاپ كتابهاي اينچنيني همچنان گرم است و بسياري از ناشران زيرزميني از اين راه پول خوبي به جيب ميزنند. معمولا اين كتابها به شكل افست يا ريسوگراف چاپ ميشوند كه كيفيت چاپ نازلي دارند و از آن دست كتابهايي نيست كه خوانندهاي سالها بتواند در كتابخانهاش نگه دارد.
دگرگوني تحولات صنعت نشر و ورود دستگاه چاپ ريسوگراف، چاپ زيرزميني كتاب را آسان و ارزان كرده و همين باعث شكلگيري و رشد اين دسته از ناشران زيرزميني شده است. با اين اتفاق دستفروشاني كه در بساطشان انواع كتابهاي قانوني و غيرقانوني پيدا ميشد در كل تهران و حتي كشور گسترش يافتند. در پي اين اتفاق يك روز ناگهان هفتهزار نسخه از «سمفوني مردگان» عباس معروفي كه از سوي نشر ققنوس منتشر ميشد به بازار ميآيد؛ و حسينزادگان، مدير اين نشر در پي يافتن مقصر برميآيد. او بعد از پيگيريهاي فراوان توانست فردي كه به صورت غيرقانوني كتاب را چاپ كرده بود را پيدا و از او شكايت كند، اما در نهايت شكايت قضايي او به جايي نرسيد. چاپهاي افست اين اثر همچنان مانند نقل و نبات در بساط هر دستفروشي پيدا ميشود.
«شوهر آهوخانم» توسط انتشارات نگاه منتشر شده است. اما افست اين كتاب هم در پيادهروها عرضه ميشود.
غير از اين مثالها ناشران زيادي هستند كه از انتشار كتابهايشان به شكل چاپ زيرزميني گله دارند، اما هنوز راهحلي براي اين موضوع پيدا نكردهاند.
حسين نوشآبادي، سخنگوي وزارت ارشاد هم از مشكلاتي كه ناشران و مولفان با آن درگير هستند خبردار است و به همين دليل در نشست خبري كه ديروز دوشنبه برگزار شده از لزوم رسيدگي به تخلفات مربوط به توزيع و تكثير غيرقانوني كتاب و ضرورت رعايت شأن اهالي قلم سخن گفته و خواستار تاسيس شعبه ويژه رسيدگي به تخلفات حوزه كتاب توسط قوه قضاييه شده است.
او گفته كتاب، ارزشمندترين و پايدارترين محصول فرهنگي است و تعرض به آن، به هر شكل و بدون اجازه صاحب اثر، تخلف و جرم است و كسي حق ندارد آثار نويسندگان را به صورت غيرقانوني تكثير و توزيع كند. سخنگوي دستگاه فرهنگي كشور با بيان اينكه پيشنهاد مذكور پيرو تشكيل شعب ويژه رسيدگي به تخلفات مربوط به بعضي نهادها و صنوف ازجمله دادسراي رسانه ارايه شده است، گفته است: البته موضوع اين پيشنهاد به سال ۹۲ و بازديد مقام معظم رهبري از نمايشگاه كتاب تهران برميگردد كه در ديدار اعضاي هياتمديره اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران با ايشان، آنها درخواست تشكيل دادگاه كتاب را مطرح كردند كه با حضور هيات منصفه، جرايم مربوط به اين حوزه مورد رسيدگي قرار گيرد؛ ضمن آنكه جايگاه و اعتبار پديدآورندگان كتاب هم حفظ شود.

يكي از مسائلي كه گاهي از زبان نويسندگان ميشنويم، اين است كه بعضي ناشران تيراژ واقعي را به نويسنده نميگويند. نويسندگان مدام اين سوءظن را دارند كه ناشر دارد آثارشان را بيش از تعدادي كه در كتاب نوشته،چاپ ميكند؛ اما به آنها حرف ديگري ميزند و آمار متفاوتي ارايه ميكند. او مدام ميخواهد كه مچ ناشر را بگيرد و ناشر هم از اين ماجرا با ادله خودش شانه خالي ميكند. اين موضوع هم يكي ديگر از انواع چاپهاي زيرزميني است كه بيشترين ضرر را براي مولف دارد، اما دنبال كردن رشته اين ماجرا به هيچجايي نميرسد. البته در اين ميان نويسندگاني بودهاند كه توانستهاند تقلب ناشر را ثابت كنند. يكي از نويسندگان، كتابش از سوي يكي از ناشران قديمي تجديد چاپ ميشد، اما ناشر ميگفت كه كتاب را تجديد چاپ نكرده است و چاپ قبلي هنوز در انبار موجود است. در نهايت نويسنده كار را به مراجع قضايي كشاند و توانست اين ماجرا را ثابت كند. اين نويسنده اما نميخواست كه ماجرا رسانهاي شود، چرا كه ميگفت ناشر يكي از اقوامش است و بهتر است ماجرا سربسته بماند.
هنوز مشخص نيست كه در صورت تشكيل چنين دادسرايي آيا به جرمهايي از اين دست نيز كه مربوط به تكثيرغيرقانوني كتاب است رسيدگي خواهد شد يا نه. دادسرايي كه به پيشنهاد نوشآبادي بايد قضات آموزشديده به امور و تخلفات حوزه كتاب رسيدگي كنند. در هر صورت نوشآبادي تاكيد كرده است كه حمايت از حقوق مادي و معنوي مولفان و ناشران از وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.
افکار/گپی کوتاه با یک خواننده پاپ دهه 70
افکارپرس: مجتبی کبیری گفت: خیلیها فکر میکنند که در فعالیتهای هنری من وقفه افتاده است، در صورتی که اینگونه نیست.
این خواننده پاپ که آلبوم «اطاق ساکت» از او بهزودی منتشر میشود، دربارهی وقفه افتادن در فعالیتهای موسیقیاش اظهار کرد: من در سال 92 آلبوم «شب و روز» را منتشر کردم که با تیراژ 100 هزار نسخه به بازار عرضه شد؛ اما از آنجا که این اثر پخش خیلی خوبی نداشت، متأسفانه دیده نشد.
او که در دههی 70 فعالیت پررنگی داشت، ادامه داد: این آلبوم در شهرستانها پخش مناسبی داشت و من از پخش این اثر در تهران راضی نبودم. در این وقفهی دو ساله هم میخواستم سر فرصت و بدون هیچ دغدغهای روی یک اثر جدید کار کنم. من عادت دارم با آرامش و احتیاط اثر تولید کنم و این مدت که حضور نداشتم روی «اطاق ساکت» کار میکردم.
کبیری در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: دیدگاهم به آثار روانشناسانه نزدیک است و در تعامل با مخاطبم این موضوع را در نظر میگیرم. خیلیها هنوز آلبومهای «ساز مخالف» و «نیمنگاه» را به یاد میآورند و دوست دارند، فضای کاریام همچنان همان گونه باشد. فکر میکنم، رنگهای آن اثر به دل مردم نشسته است. با این حال، در اثر جدیدم روی بحث ترانه و موسیقی تمرکز کرده و طبق صحبتهایی که با دوستان کارشناسم داشتهام، آنها این آلبوم را مثبت ارزیابی کردند. فکر میکنم «اطاق ساکت» کار خوبی از آب درآمده باشد. در این اثر، به بخش آهنگسازی وارد شده و برای چند قطعه هم ملودی ساختهام.
این خواننده در پاسخ به این پرسش که شباهت رنگ صدای او با یک خوانندهی لسآنجلسی چقدر بر کار هنریاش تأثیر گذاشته است؟ گفت: اگر توجه داشته باشید، در آن سالها که من کار را شروع کرده بودم، در میان خوانندگان پاپ رنگ صدایی متنوعی وجود نداشت. آن زمان هنرمندانی مانند یاور اقتداری، خشایار اعتمادی، امیر تاجیک و قاسم افشار فعالیت داشتند که صدای خیلی از آنها برای مخاطب تداعی ذهنی ایجاد میکرد. البته همهی آنها صدایی بسیار سالم داشتند که برای مخاطب جذاب بود.

وی افزود: وقتی آلبومهای «ساز مخالف»، «معرکه» و «نیمنگاه» منتشر شدند، بسیاری از مردم میخواستند که این رنگ صدا در خاطراتشان نقش ببندد و فکر میکنم در ارتباط گرفتن با مخاطب بسیار موفق بودم. آثار من حتی در روابط آدمها هم تأثیر مثبتی داشت.
کبیری اظهار کرد: شباهت صدایم با یک خوانندهی مشهور لسآنجلسی ناراحتم نمیکرد. حتی شبکههای ماهوارهای هم در آن سالها درباره کارهای من بحث میکردند و یک خوانندهی لسآنجلسی نیز قطعهی «دروغکی» من را خواند؛ معنیاش این است که هنرمندان ایرانی، لسآنجلسیها را تحت تأثیر قرار دادند. در همان سالها، دفتر موسیقی وزارت ارشاد من را خواست و به من گفتند که ادا در میآورم؛ اما وقتی با آنها صحبت کردم و صدای عادی من را شنیدند، قانع شدند که ادا درنمیآورم و و صدای خودم است.
این خواننده در عین حال تأکید کرد: نمیخواهم کسی را زیر سوال ببرم، اما این موضوع را هم در نظر داشته باشید که خیلی از خوانندگان که کارشان را تازه شروع میکنند، اصلا صدای خودشان را نمیشنوید و صدای آنها با افکت همراه است. متأسفم برای آن آهنگساز و تنظیمکنندهای که با این شیوه کار میکند و تنظیمکنندهی برگزیدهی سال هم میشود.
او دربارهی فعالیتهای صحنهایاش که قرار است بهزودی از سر بگیرد نیز توضیح داد: چندی است که با یک دوست مذاکراتی کردهام و قصد دارم کنسرتهایی را در تهران و سراسر کشور برگزار کنم. قطعا یک تور کنسرت بسیار بزرگ خواهیم داشت و سال آینده، همین موقع اجرا خواهم داشت.
کبیری معتقد است: امروزه خیلی از خوانندگان از حمایت عواملی خاص برخوردارند. در حالی که خوانندگان خوبی مانند حامی، امیر تاجیک، نیما مسیحا و مانی رهنما هستند که صداهای ارزشمندی هم دارند. اگر این حمایتهای نابجا نبود، قطعا فضای موسیقی جذابتر و قشنگتر میشد. همچنین برخی افراد با خودشان آدم میبرند در کنسرتها تا هیاهو کنند و به خیال خودشان با این کار حمایت میکنند، در حالی که این یک خیانت به موسیقی است.
ایران/مراسم گرامیداشت و رونمایی از آثار «فخرالدین فخرالدینی» برگزار شد
قلندر پرتره نگاری ایران ابراهیم حقیقی: هنر عکاسی فخرالدینی، شگفتآور است
مراسم گرامیداشت پیشکسوت عکاسی پرتره با عنوان «سلام آقای پرتره» در حالی برگزار شد که در آن پیشنهاد تألیف دانشنامه مشاهیر کشورمان با بهرهگرفتن از پرترههای ثبت شده از سوی فخرالدینی مطرح شد. به گزارش «ایران»، در این مراسم که یکشنبه شب به بهانه رونمایی از کتاب فخرالدین فخرالدینی و همچنین افتتاح نمایشگاه عکس و نقاشیهای وی از سوی مجله «تهران» و فرهنگسرای نیاوران برگزار شد؛ احمد مسجدجامعی با اشاره به جایگاه این هنرمند گفت: « آقای فخرالدینی برخوردار از بنمایهای فرهنگیاست که بخشی از این بنمایه به تبار وی و بخشی دیگر هم به محل زندگیاش
باز میگردد.» همانگونه که عضو شورای شهر تهران در این مراسم تأکید کرد، با نگاهی به نخستین نقاشیهای این هنرمند پیشکسوت کشورمان میتوان رد پای بزرگانی همچون ستارخان، باقرخان، شیخ محمد خیابانی و دیگر بزرگانی را دید که جغرافیای محل زندگی وی را تحت تأثیر خود قرار دادهاند.
نگاهی متفاوت در پرتره نگاریهای فخرالدینی
مسجد جامعی ضمن اشاره به تأثیر هنر فخرالدینی در حفظ بخشی از تاریخ بویژه در حوزه مفاخر و بزرگان ایران زمین افزود: «یکی از مهمترین ویژگیهایی که برای وی میتوان برشمرد نگاه متفاوتی است که به پرتره نگاری داشته و این هنر را از سیطره رجال سیاسی خارج کرده و به میان نخبگان فرهنگ و هنر و علم آورده است. از حاصل کار وی میتوان به عنوان مدخلی برای تألیف دانشنامه مشاهیر بهره گرفت.» وی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی فخرالدینی هم گفت: « فخرالدینی را میتوان فردی دانست که هیچ گاه به دنبال نشان دادن خود یا حتی مطرح شدن نامش در جشنوارهها نبوده است. به واسطه همین استغنای طبعی که در وی وجود دارد او برخوردار از روحیهای قلندرانه شده است. روحیهای که بازتاب آن را میتوان حتی در آثارش نیز دید.»

موهبتی بزرگ در عرصه فرهنگ
ابراهیم حقیقی، هنرمند گرافیست نیز در این مراسم ضمن اشاره به خاطرات سالهای دور نوجوانی و جوانیاش و همچنین آشنایی با فخرالدینی به واسطه دوستی او با پدرش گفت: « هنر عکاسی او از همان زمان برای من شگفتآور بود. او در زمره معدود افرادی است که تنها برای دل خود کار میکند و به همین واسطه نیز گنجینهای تاریخی از شخصیتهایی را در اختیارمان گذاشت که مفاخر این مرز و بوم به شمار میآیند.» سیف الله صمدیان، عکاس و فیلمساز نیز حضور افرادی نظیر فخرالدینی را در عرصه فرهنگ و هنر کشورمان موهبتی بزرگ دانست و تصریح کرد: « او در برهوتی که اغلب ما در آن به فراموشی گرفتار شدهایم به ثبت بخش مهمی از تاریخ پرداخت. امثال فخرالدینی خدمتی کردهاند که حتی نهادهای بزرگ هم با در اختیار داشتن بودجههای آنچنانی انجام ندادند. »
هنوز خودم را دانشجو میدانم
فخرالدین فخرالدینی نیز ضمن تشکر از برگزار کنندگان و سخنرانان این برنامه گفت: « با وجود آن که عکاسی را عاشقانه دوست دارم اما هنوز هم خودم را دانشجو میدانم. آنچنان که حتی سر کلاس دانشگاه نیز به شاگردانم میگویم که نه تنها استاد نیستم بلکه حتی از آنها هم چیزهایی تازه فرامیگیرم.» در پایان این مراسم از جلد دوم این کتاب با عنوان «پرتره نگاری» رونمایی شد و علاوه بر این نمایشگاه عکس و نقاشیهای او نیز در گالری فرهنگسرای نیاوران گشایش یافت. در این مراسم افرادی نظیر شهداد روحانی و علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور داشتند.
جام جم/با شکایت امیر قلعهنویی صورت گرفت
دستور توقف اکران فیلم مستند «من ناصر حجازی هستم»
با شکایت سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی دستور توقف اکران فیلم مستند «من ناصر حجازی هستم» صادر شد.
تصویر دستور توقف اکران فیلم مستند «من ناصر حجازی هستم»
فیلم مستند«من ناصر حجازی هستم » از دو روز پیش به اکران خصوصی درآمد و علاقمندان به این فیلم در برخی از سینماها به تماشای آن پرداختند اما با شکایت امیر قلعهنویی دستور اکران خصوصی این فیلم متوقف شد.

وی افزود: آقایان در فیلم به جای آنکه به زندگینامه مرحوم حجازی بپردازند بیشتر به شخصیت امیر قلعهنویی پرداخته و در فیلم از تکنیک سفید و سیاه استفاده کردهاند. البته آقایان با تصاویر و متونی که استفاده کردهاند بیشتر به شخصیت آقای قلعهنویی پرداختند.
توسلی با اعلام اینکه این شکایت 20 روز پیش به دادگاه ارائه شده است، گفت: امروز دستور توقف اکران خصوصی آن صادر شده و فکر میکنم این کمترین کادویی بود که ما میتوانستیم در زادروز تولد مرحوم حجازی به وی ارائه کنیم چون مطمئنا اگر ایشان زنده بود از دیدن چنین فیلمی آزار میدید.
وی تاکید کرد: با شناختی که ما از مرحوم حجازی داریم مطمئنا او از ساخت چنین فیلمی برای برخی از صحنهها راضی نبود و حتی من این موضوع را به تهیهکننده فیلم هم منتقل کردم. البته عدهای هستند که با ایشان ادعای دوستی میکردند و شاید دوست داشته باشند از اسم ایشان بهرهبرداری کنند ولی این دیگر به ما ارتباطی ندارد.
توسلی با اعلام این موضوع که تهیهکننده فیلم با یکی از روزنامههای ورزشی مصاحبه کرده بود، به فارس گفت: او در مصاحبهاش اذعان کرد که از در جریان بودن شکایت قلعهنویی از فیلم ناراحت است اما کسی در این مورد با ما تماس نگرفت.
جام جم/بازیگر مشهور سینما،تئاتر و تلویزیون:
همه جا یک شخصیت دارم
سریال آرایشگاه زیبا را یادتان هست؟ در یکی از قسمتهای سریال، خانوادهای به خواستگاری دختری خجالتی میروند که رفتارهایش خبر از کمرویی و منزوی بودن وی میداد. شاید به همین دلیل دقت چندانی به بازیگر این نقش نشد و دیگر نقشهای آن سریال بیشتر توانستند خود را نشان دهند.
تصویر همه جا یک شخصیت دارم
غافل از این که چه نبوغی در وجود همین عروس خانم خجالتی نهفته شده و او بهدنبال فرصتی مانند «زیزیگولو» است تا بتواند استعداد خود را به همگان ثابت کند و نشان دهد چه قابلیتها و تواناییهایی دارد.
این عروس خانم خجالتی سریال «آرایشگاه زیبا» کسی نیست جز مریم سعادت که در کنار بازیگری در تلویزیون و تئاتر، کارگردانی، صداپیشگی، مشاور کارگردان، عروسکگردانی و مجریگری را نیز تجربه کرده است.
همه اینها در کنار یکدیگر یک زندگی هنرمندانه دلپذیر را برای او فراهم کرده که شنیدن ابعاد زندگی خصوصیاش حتما برای شما خوانندگان گرامی جذاب است.
با مریم سعادت سرانجام پس از چندینبار تماس در یک روز سرد پاییزی در تالار وحدت به گفتوگو نشستیم. آنچه پیشروی شماست حاصل این گفتوگوی صمیمانه است.
خانم سعادت شما بسیار پرکار هستید. به همین دلیل هم چندینبار با هم قرار گفتوگو گذاشتیم و موفق نشدیم. در حال حاضر چه کاری انجام میدهید؟
الان مشغول ایفای نقش در یک تئاتر هستم و خیلی وقتم را گرفته است. به تئاتر علاقه دارم و از نقشآفرینی در آن لذت میبرم.
مردم بیشتر شما را با زیزیگولو میشناسند. نقشی پررنگ در این سریال ایفا میکردید و به همین دلیل بهخوبی در ذهن تمام تماشاچیان هستید. پیام این سریال برای مردم و بیشتر بچهها که مخاطبش بودند چه بود و آیا دوست دارید دوباره این سریال ساخته شود؟
من دوست دارم این سریال دوباره با کیفیتی خوب ساخته شود. اگر راجع به پیام آن بخواهیم صحبت کنیم میگویم در آن زمان برنامههای زیادی ساخته میشد که در آن بچهها اشتباه حرف میزدند و بزرگترها حرف زدن صحیح را به آنها یاد میدادند.

این سریال از نوعی متفاوت بود. در این برنامه برای اولینبار یک عروسک که معلوم نبود از کجا آمده، اشتباهات دیگران را تصحیح میکرد.
این عروسک از سیارهای دیگر آمده بود و به همین دلیل قوانین زندگی روی کره زمین را نمیشناخت و خودش هم گاهی کارهای بچگانه و جالبی انجام میداد.
زیزیگولو نکات درست را به دیگران یاد میداد، اما خودش بهدلیل غریب بودن در کره زمین اشتباهات جالبی میکرد و همین جمع اضداد بود که این موجود و این سریال را جذاب کرده بود.
خودتان مایلید بیشتر چه نقشهایی ایفا کنید؟
من دوست دارم همه نقشی بازی کنم. تجربه کردن نقشهای مختلف برای من لذتبخش است و دلم نمیخواهد در یک نقش بهخصوص به کلیشه تبدیل شوم.
شغل بازیگری بر زندگی خانوادگیتان تاثیراتی داشته است؟
بازیگری برای زندگی من مشکلاتی پیش نیاورده و من در مقام یک زن شاغل میدانم که چگونه باید خطکشیهایی داشته باشم تا وضعیت خانوادگیام در شرایطی مثبت هدایت شود.
خوشبختانه رابطه بسیار خوبی با همسر و فرزندانم دارم و شغلم هم در این مساله خللی ایجاد نکرده است.
از آنجا که چاردیواری ضمیمه خانوادگی روزنامه جامجم است، مخاطبان ما دوست دارند کمی درباره زندگی خانوادگی شما بدانند. شما چه سالی ازدواج کردید؟
من سال 1357 ازدواج کردم.
چطور با همسرتان آشنا شدید؟
ایشان از اقوام دور بودند و ما تقریبا ازدواجی سنتی داشتیم.
شما در سال 57 ازدواج کردید. به نظر شما مراسم عروسی آن دورهها با الان چه تفاوتی کرده و نظر شما راجع به این تفاوتها چیست؟
حقیقتش را بگویم، مشغله زیاد فرصت چندانی برایم باقی نگذاشته و به همین دلیل سالهاست که نتوانستهام در یک جشن عروسی شرکت کنم.
اما از تجملات و شکوه جشن عروسیهای این دوره و زمانه کاملا باخبرم. متاسفانه توجه به ظواهر امروزه بسیار زیاد شده و خیلیها اصرار دارند جشنهایی پرشکوه و چشمگیر برپا کنند.
در حالی که این تجملگرایی نتوانسته به خوشبختی افراد کمک کند و دوام زندگیها به مراتب کمتر از دوران قدیم شده است.
در دوران گذشته امکانات زیادی برای تجملگرایی وجود نداشت و از این مهمتر، دیدگاه افراد تا حدود قابل توجهی با این دوره فرق داشت.
جوانها بیشتر اصرار داشتند زندگی را درست تشکیل دهند و شرط نمیگذاشتند که باید حتما از اول زندگی وارد منزل شخصی بشوند، وسایل آنچنانی داشته باشند.
جهیزیهای کامل و مایه فخرفروشی به همراه بیاورند و پشت خودروهای لوکس بنشینند. طرز فکر جوانها با الان متفاوت بود.
مهریههای سنگین هم تعیین نمیکردند، به نظر شما شرط مهریه بالا برای پذیرفتن ازدواج درست است و آیا این مهریهها میتواند ضامن دوام ازدواج و خوشبختی باشند؟
نه، من اصلا علت مهریه بالا را درک نمیکنم. زن و شوهری را میشناسم که با هم به تفاهم نرسیدند و به همین دلیل از هم جداشدند.
حالا آقا چندسال است که هرماه به خانم یک سکه میدهد و این کار را باید تا سالهای متمادی ادامه بدهد. در حالی که خانم ازدواج کرده و با مردی دیگر زندگی میکند.
بهراستی دلیل این کارها چیست؟ مگر ما به دنیا آمدهایم که اینگونه زندگی کنیم؟ بهتر است زندگی را راحتتر بگیریم و روابطی انسانیتر با هم داشته باشیم. بهتر است روزگارمان را عقلانیتر و عمیقتر از این بگذرانیم.
نظرتان راجع به موضوع به اجرا گذاشتن مهریه چیست؟
من نمیتوانم نظری کلی در این باره بدهم. شاید در یک زندگی این مساله ضرورت داشته باشد اما در زندگی دیگر اصلا جایش نباشد. ولی به طورکلی من مهریه سنگین را به هیچ وجه عامل دوام زندگی نمیدانم.
شما زندگی را سخت میگیرید یا آسان؟
من زندگی را سخت نمیگیرم. هر زندگی مشکلات بهخصوص خود را دارد و به همین دلیل باید یاد بگیریم چگونه با وجود سختیهایی که در زندگی وجود دارد باز هم از لحظههایمان استفاده کنیم.
در زندگی خانوادگیتان سختگیرترید یا زندگی حرفهای؟
من در همه جا یک شخصیت دارم و چندان اهل سختگیری نیستم، اما جدیت را همواره در هر کار رعایت کردهام.

چند فرزند دارید؟
دو پسر بزرگ دارم؛ یکی 33 ساله و دیگری 27 ساله.
پس میتوانم نظرتان را درباره ازدواج جوانها و مشکلاتشان در این خصوص بپرسم.
بله. من هم مادر دو پسر جوانم و مشکلات جوانان را درک میکنم، اما فکر میکنم الان خود مردم اعم از خانوادهها و جوانان شرایط سختی برای ازدواج گذاشتهاند که زندگی را نشدنیتر کرده.
تا سر حد امکان باید از بندوبستها کم کرد تا چرخ زندگی بتواند بچرخد و زوجهای جوان به امورشان مسلط شوند.
امروزه شاهد پدیدهای مخرب در جامعه هستیم و آن ازدواجهای بیدوام یا کم دوام است. شما دلیل این پدیده را چه میدانید؟
من فکر میکنم گاهی اوقات زن و شوهرها اصراردارند طرف مقابل را شبیه خود کنند و اگر ویژگیهایی متفاوت دارد باید شبیه او شود.
این درست نیست. زن و مرد از دو خانواده کاملا متفاوت با شرایطی خاص و فرهنگهای مربوط به خود برخاسته اند و صفات اخلاقی خود را دارا هستند.
بهتر است هرکس به جای آن که اصرار به این داشته باشد که حرف خود را به کرسی بنشاند و طرف را به خود شبیه کند، یاد بگیرد چگونه با همسر خود کنار بیاید و سازگاری پیشه کند.
بیشتر جوانها از همان اول زندگی دنبال ایدهآلها هستند؛ مثلا حتما باید خانه داشته باشند. آیا تاکنون اجارهنشینی کردهاید؟ نظرتان در این باره چیست؟
بله. من اوایل زندگی اجارهنشینی را تجربه کردهام، اما واقعیتش را بگویم شرایط آن زمان با الان کاملا فرق داشت.
الان وقتی مبلغ اجارهها را میشنوم تعجب میکنم و همواره امیدوارم هرکس بتواند با برنامهریزی درست مالی در مسیر صاحبخانه شدن قرار بگیرد.
نظرتان راجع به آپارتماننشینی چیست؟ فرهنگ آپارتمان نشینی باید چگونه باشد؟
قدیم خانه حیاطدار بیشتر بود و همان حیاط بیشتر باعث میشد که خانواده دورهم جمع شوند. اما این دلیل نمیشود که این روال را به فرهنگ امروزه انتقال ندهیم.
امروزه بیشتر مردم به زندگی آپارتماننشینی رو آوردهاند، اما میتوانند در همان بالکن کوچک یا باغچه آپارتمان به گل و گیاه توجه نشان دهند و همسایهها را دوست داشته باشند.
رابطه شما با همسایگانتان چطور است؟
من در خانهای مستقل زندگی میکنم و آپارتماننشین نیستم، اما با این حال بیشتر همسایگان را میشناسم و با آنها رابطهای خوب و توام با احترام دارم.
نظرتان درباره تکفرزندی چیست و یک خانواده ایدهآل باید چند بچه داشته باشد؟
تک فرزندی که خوب نیست، بخصوص برای خود بچه که تنها میماند .اما هیچ عددی نمیتوان برای بچه داشتن تعیین کرد.
اگر یک خانواده قابلیت تربیت فرزند را داشته باشد میتوانند فرزند داشته باشند، اما برخی زن و شوهرها هنوز به بلوغ فکری چندانی نرسیدهاند و به همین دلیل نمیتوانند از پس رشد و تربیت بچه بربیایند.
پدر و مادر قبل از این که به تعداد بچه فکر کنند باید تحقیقاتی راجع به نحوه درست تربیت کردن بچه داشته باشند.
ما هرچه به بچه بدهیم در همان سنین کودکی دادهایم. از یک زمان به بعد ما دیگر نمیتوانیم نقش پررنگی در پرورش داشته باشیم.
فرزند دختر و پسر را به هم ترجیح میدهید؟
نه، برای هردو ارزشی مساوی قائلم. من خواهر و خاله نداشتم. به همین دلیل وقتی میخواستم بچهدار شوم دلم میخواست پسر شود چون احساس میکردم طرز تربیت پسر را بهتر بلدم.
اما الان با خود فکر میکنم که چقدر یک دختر برای یک خانواده نعمت است و خواهربودن چه اتفاق قشنگی است.
بعضی از لطفها فقط از دست دختران خانواده برمیآید و به راستی باید قدر این گنجینهها را دانست.
پدرومادرها چگونه میتوانند با فرزندان خود رابطه ای خوب برقرارکنند؟ آنها به دو نسل متفاوت تعلق دارند و شاید در برقراری ارتباط، کمی مشکل داشته باشند.
پدر و مادر باید با فرزندان خود رابطهای دوستانه و صمیمی برقرار کنند. آنها باید شرایط روحی فرزندانشان را درک کرده و سختگیری بیدلیل را وارد رابطهشان نکنند.
سختگیریهای بیدلیل و کوتاه نیامدن والدین بچهها را مجبور به دروغگویی میکند و صداقت و راستگویی را در این میان از بین میبرد.
من کم و بیش از فرزندانی خبردار میشوم که همچنان مجردند، اما خانه جدا از پدر و مادر گرفتهاند.

این اتفاق در ممالک دیگر زیاد رخ میدهد، اما با توجه به فرهنگی که ما داریم خوب است این اتفاق برای بچههای ما نیفتد و راهش درک کردن جوانها و دوست بودن با آنهاست .
شما بازیگر بسیار پرکاری هستید. آیا اوقات فراغت دارید و آن را چگونه میگذرانید؟
در حال حاضر وقت آزاد ندارم، اما گاهی پیش میآید که چندماه وقتم آزاد میشود. آن مدت را در خانه میگذرانم.
به هنرهای خانگی مانند خیاطی و بافتنی علاقه دارید؟
هیچگاه از دنیای هنرهای خانگی دور نبودهام، اما بهطورکلی وقت آزاد چندانی پیدا نمیکنم تا بتوانم این قبیل کارها را بهطور جدی و برنامهریزی شده انجام بدهم.
چقدر برای رفت و آمدهای فامیلی وقت میگذارید؟
من رفت و آمد را دوست دارم و آن را برای سلامت و نشاط روحیه کل فامیل مفید میدانم. با این که فرصتم محدود است اما بازهم سعی میکنم به این مساله توجه کنم.
نظرتان راجع به شبنشینیهای دوران قدیم چیست؟ مردم پیشتر زیاد دور هم جمع میشدند و اقوام، شب را با لطف و صفای دلنشینی درکنار یکدیگر میگذراندند. اما در این دوران دیگر خبری از آن شبنشینیها نیست.
دوران قدیم خانوادهها بیشتر با هم زندگی میکردند، اما در این دوران مردم در شرایط دیگری زندگی میکنند.
افراد یک خانواده به سختی گردهم میآیند، چه برسد به این که اقوام بتوانند مرتب همدیگر را ببینند و در میهمانیها خالهها، داییها، عمهها و عموها بهراحتی یکدیگر را ببینند.
ما در این دوران ساعتهای زیادی را پشت ترافیک میگذرانیم و برای گذران زندگی باید فعالیتهای فراوانی داشته باشیم، به همین دلیل وقت زیادی برای باهم بودن نداریم.
وگرنه در این که صفا و صمیمیت خاصی در این شب نشینیها موج میزده شکی نیست. من به آن مهمانیها و دورهم بودنها عشق میورزم و به یاد میآورم که دوران کودکیام در همین مراسم پرلطف و صفا گذشت.
چطور میشود از زندگی احساس رضایت کرد؟
ما در دورانی زندگی میکنیم که همگی یک بند در حال دویدنیم. مرتب به اینسو و آنسو میرویم و فعالیتهای فراوان میکنیم تا بتوانیم گلیم خود را از آب بیرون بکشیم.
البته فعالیت خوب است اما هنگامی که از حد بگذرد، لحظات حال را از دست میدهیم و دیگر فرصتی برای لذت بردن از زندگی باقی نمیماند.
هر انسانی باید به این فکر کند که در حال حاضر چه چیزهای خوبی دارد و قدر همان داشتهها را بداند. اگر ما فقط برای مادیات بدویم هرگز نمیتوانیم از روزگارمان لذت ببریم و احساس رضایت کنیم.
به آشپزی علاقه دارید یا بیشتر از بیرون غذا تهیه میکنید؟ چه غذاهایی را بیشتر درست میکنید؟
به آشپزی خیلی علاقه دارم و اصلاً از بیرون غذا تهیه نمیکنم. من زیاد اهل برنج نیستم و بیشتر به خوراک، آش، اشکنه، سوپ، عدسی و غذاهایی از این قبیل علاقه دارم.
همین امروز خوراک لوبیاچیتی درست کردم، چون خودم و همسرم و بچهها این غذا را دوست داریم. غذاهای نانی بیشتر برنامه غذایی ما را پرکردهاند.
نظرتان راجع به فستفودها چیست؟ اهل پیتزا و همبرگر هستید؟
من مانند بعضیها بهشدت آن را محکوم نمیکنم. اما در هر صورت چون میدانم مضرات آن زیاد است، فستفود را گهگاه در برنامه غذاییمان میگنجانم و بس.
سرخ کردنی هم خیلی کم مصرف میکنم. بهطور کلی برای هیچ غذایی ممنوعیت قائل نیستم، اما آنها را با توجه به خواصشان اولویتبندی میکنم و به همین دلیل، بیشتر سراغ خوراکیهای مفید میروم.

در میان چهار فصل سال کدام فصل را بیشتر دوست دارید؟
من عاشق فصل سرسبز و زیبای بهارم. همه چیز جوان و سبز میشود. بعد از بارندگیها زمین تازه میشود، برگهایی که شبنم روی آنها نشسته میدرخشند، آسمان متغیر است، یک لحظه ابر و بارندگی و لحظه بعد تلالو نور آفتاب.
همه چیز تازه است و هیچ چیز تکراری نیست. فصلهای گرم را بیشتر از فصول سرد دوست دارم. دوران گرما رفت و آمد راحتتر است، اما سرما کمی دست و پای انسان را میبندد.
ولی به هرصورت میدانم که در هر فصلی از سال به نحوی زیبایی نهفته و سعی میکنم به این نکات ریز توجه داشته باشم.
تعریف خانم سعادت از خوشبختی ؟
راحتی خیال از بابت آینده خانوادهام، این برای من اوج خوشبختی است .برای من هدفمندی و به آینده فکرکردن بسیار مهم است.
دوست دارم طوری زندگی کنم که مطمئن باشم آیندهای خوب و راحت در انتظارم است. به دور هم بودن علاقه زیادی دارم و دوست دارم آنقدر اوقات فراغت داشته باشیم که خانوادگی بتوانیم گاهی به همراه هم سفر کنیم. دلم میخواهد خیالم بابت خانوادهام راحت باشد، آن وقت خوشبختم .
عضو شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و وایبر هستید؟
من در چند گروه تلگرام عضو هستم و دوست دارم از طریق این گروهها از اخبار مطلع شوم. این که امروز چه خبر مهمی اتفاق افتاده، چه کسی چه کار مهمی انجام داده یا چه موضوع جدیدی است که دانستن آن میتواند برای من مفید باشد.
اما از این که عضو گروهی باشم که در آن جوک بگویند و اسباب وقت هدر دادن را فراهم کنند خوشم نمیآید.
وقت ما ارزشمندتر از آن است که بابت این نوع کارها هدر دهیم. شبکه اجتماعی باید پلهای برای بهبودبخشیدن به زندگی ما باشد و نه تخریب آن.
آیا خودتان هم برای پست گذاشتن وقت میگذارید؟
گاهی بله. مثلا خبر تئاترم را در این گروهها اعلام کردهام و از دوستانی که اینستاگرام دارند خواهش کردهام که این خبر را در آن بخش اطلاعرسانی کنند.
همچنین خودم از اخبار دیگر تئاترها مطلع میشوم یا اگر کسی بیمار باشد پیگیری میکنم. اگر بحثی راجع به آینده هنر مطرح شود شرکت میکنم.
مثلا بحث بیمه بازنشستگی و تامین آینده برای بازیگران. تا اندازهای که وقت آزادم به من اجازه دهد فعالیت مفید انجام میدهم.
بهعنوان یک خانم هنرمند پیامتان به خوانندگان چاردیواری چیست؟
برای همه آنها آرزوی آرامش دارم. احساس میکنم انسانهای این دوران زمان حال را از دست میدهند و درگیر زندگی سرعتی شدهاند. زندگی مثل برق میگذرد. باید قدر آن را دانست.
از زندگی لذت ببرید. همیشه در زندگی حق را به طور مطلق به خود ندهید. شاید حق با طرف مقابل باشد. زندگی به این شکل انسانیتر است.
برای مردم ایران چه آرزویی دارید؟
آرامش و سلامتی، همین.
مریم سعادت در یک نگاه
نام: مریم
نام خانوادگی: سعادت
تولد: 1337محل تولد: تهران
مدرک تحصیلی: لیسانس تئاتر عروسکی از دانشکده هنرهای دراماتیک
مریم سعادت سال 1337 در تهران متولد شد. او در دانشکده هنرهای دراماتیک در رشته تئاتر عروسکی تحصیل کرد و مدرک کارشناسی گرفت.
سعادت سال 60 در نمایشهای عروسکی کانون پرورش فکری فعالیتهایی داشت، اما اولین تجربه حضور در تلویزیون او به نقشی کمرنگ در برنامه سلامتی چه خوبه سال 68 مربوط میشود و پس از آن سریال پربیننده آرایشگاه زیبا که سال 69 ساخته شد و نیمه دوم سال 72 روی آنتن رفت.
مریم سعادت در آن سریال نقش کمرنگ یک عروس خجالتی، کمحرف و خرافاتی را بازی میکرد. سال 74 در سریال قصههای تابهتا نقشی درخور استعدادش به سعادت داده شد و او فرصت پیدا کرد قدرت هنری درونش را به مرحله ظهور درآورد و جایگاه خود را در دل مخاطبان بیابد.
مریم سعادت تجربیات فراوانی در تلویزیون و سینما داشته است. عروسکگردانی در برنامههایی مانند عطر و گلاب بپاشید و خونه مادربزرگه، بازیگری در سریالهایی همچون آرایشگاه زیبا، قصههای تابهتا، فرزندم بزرگ شده، فروشگاه، مدرسه مادربزرگها، ماجراهای دانی و من سری دوم،
دیوانه در شهر، کتابفروشی هدهد و فیلمهای سینمایی از جمله میهمان ناخوانده، کارآگاه2، شهر زنان، تارزن و تارزان و بسیاری موارد دیگر نمودار بخشی از فعالیتهای وی در عالم هنر بوده است.
جوان/گزارش «جوان» از نشست خبري سخنگوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
رعايت حداقلهاي شرعي در فيلمها كفايت ميكند
هيچ فيلمي مجاز نيست متعرض نهادهاي قانوني كشور بشود/ حسين نوشآبادي، سخنگوي وزارت ارشاد و معاون پارلماني و حقوقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نشست خبري كه روز گذشته برگزار شد در رابطه با مهمترين اتفاقات و موضوعات اين وزارتخانه، از جمله اكران برخي آثار توقيفي و جنجال روزنامه اطلاعات توضيحاتي ارائه كرد.

حسين نوشآبادي، سخنگوي وزارت ارشاد و معاون پارلماني و حقوقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نشست خبري كه روز گذشته برگزار شد در رابطه با مهمترين اتفاقات و موضوعات اين وزارتخانه، از جمله اكران برخي آثار توقيفي و جنجال روزنامه اطلاعات توضيحاتي ارائه كرد.
اتفاقات و حواشي پيراموني وزارت ارشاد در چند وقت اخير روند روبه رشدي داشته كه نوشآبادي، سخنگوي اين وزارتخانه براي پرداختن به هر كدام از آنها ميبايست يك نشست اختصاصي برگزار ميكرد. معاون حقوقي و پارلماني وزير ارشاد در پاسخ به سؤال خبرنگار «جوان» درباره علت اكران برخي فيلمهاي توقيفي در گروه سينمايي هنر و تجربه كه گاه بيش از 10 سال از توقيف شان گذشته اظهار داشت: فيلمهايي كه در حال حاضر اكران ميشوند سعي شده نواقص و نقاط ضعفشان برطرف شود. ولي ممكن است عدهاي هم اعتقاد داشته باشند به رغم اصلاحات انجام شده هنوز هم نقاط ضعفي وجود دارد كه اين طبيعي هم هست چون همه افراد يك برداشت و يك ديدگاه ندارند. بنابراين فيلمهايي كه مجوز اكران يا نمايش ميگيرند طبيعي است كه بايد در ابتدا مجوز ساخت و توليد را اخذ كنند. يك فيلم ممكن است مجوز ساخت و توليد را بگيرد اما همان فيلم وقتي درخواست مجوز نمايش ميكند با درخواستش بنا به دلايلي كه در شوراي اكران و نمايش مطرح بوده، موافقت نگردد. از طرف ديگر اثري ممكن است قبلاً بنا به دلايلي توقيف شده باشد اما در مقطعي ديگر با توجه به اصلاحاتي كه روي آن انجام شده يا با توجه به مسائل جديدي كه پيش آمده، موضوعيت [نوع نگاه مسئولان جديد به] آن فيلم متفاوت شده و ميتواند مجوز اكران بگيرد.
فیلمی مجاز نیست متعرض نهادهای قانونی کشور بشود
نوشآبادي در ادامه افزود: البته هيچ فيلمي مجاز نيست متعرض نهادهاي قانوني كشور بشود، هيچ فيلمي اجازه ندارد متعرض اقوام و زبانهاي متنوع ايراني بشود؛ هيچ فيلم يا اثر هنري مجاز نيست كه بخواهد متعرض مصالح ملي يا امنيت ملي بشود. به هر حال اصول حاكم بر ساخت و توليد و نمايش فيلم يك اصول تعريف شده قانوني و ضابطه مند است كه هميشه و در همه دورهها وجود داشته است. منتها من قبول دارم گاهي سليقهها ممكن است باعث بشود كه فيلمي اكران بشود يا نشود و گاهي نگاهها و برداشتها باعث بشود كه فيلمي توقيف بشود؛ بعد آن اضطرار و شرايط برطرف بشود و آن فيلم اكران شود.
مصوبهای در شورای امنیت ملی درخصوص رئیس دولت اصلاحات نداریم
معاون حقوقي و پارلماني وزير ارشاد درباره ابلاغيه دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي و اظهار نظر روز گذشته(يكشنبه) سخنگوي قوه قضائيه پيرامون ممنوعيت درج عكس و خبر از رئيس دولت اصلاحات و همچنين واكنش و موضع وزارت ارشاد و هيئت نظارت بر مطبوعات پيرامون روزنامه اطلاعات گفت: ارشاد وظيفه دارد بر اساس قانون مطبوعات عمل كند در تبصره دو ماده ٥ مطبوعات تصريح شده كه مصوبات شوراي عالي امنيت ملي براي مطبوعات لازمالاجراست. در صورت تخلف دادگاه نشريات متخلف را ميتواند تا دو ماه موقتا توقيف يا خارج از نوبت پرونده را رسيدگي كند.
نوشآبادي در ادامه افزود: مصوبهاي در شوراي عالي امنيت ملي كه به تأييد رهبري رسيده باشد در اين خصوص نداريم. بنابراين مصوبه شوراي عالي امنيت ملي در اين راستا و ابلاغيه رسمي نداريم، چون مصوبات زماني لازم الاجراست كه به تأييد رهبري برسد اما تاكنون مصوبهاي در اين زمينه كه به تأييد رهبري رسيده باشد، نداشتيم. به همين جهت اين نظر، نظر قضايي است و در حوزه خودشان قابل پيگيري است. ما بر اساس مفاد قانون مطبوعات عمل ميكنيم دخالتي در اين بحث نداريم قانون به ما راه را نشان ميدهد. ما مصوبهاي براي ورود نداريم. الان بر طبق نظر مقامات قضايي كه در چارچوب مقررات است كار دنبال ميشود. قانون مطبوعات صراحتاً حدود را مشخص كرده است و رسيدگي به جرائم در قانون پيشبيني شده است و فراتر از قانون نميتوانيم با مطبوعات برخورد كنيم.
در ادامه اين نشست سخنگوي وزارت ارشاد همچنين در رابطه با ثبتنام فيلم «آشغالهاي دوست داشتني» در جشنواره فيلم فجر امسال با اشاره به اينكه در مورد بحث فيلمهاي جشنواره فجر و فيلمهايي كه خواستار شركت در اين دوره از جشنواره هستند از ما پرسيده ميشود، اظهار داشت: تعدادي از فيلمهايي كه قبلاً درخواستشان براي حضور در جشنواره رد شده و ميخواهند مجدداً امسال هم ثبت نام كنند (مثل فيلم «آشغالهاي دوست داشتني» محسن امير يوسفي كه پس از ثبت نام اوليه در جشنواره فجر سال گذشته به دليل محتواي حمايتگرانهاش از فتنهگران به جشنواره راه پيدا نكرد) چه سرنوشتي خواهند داشت بايد بگويم كه ممكن است ثبت نام صورت بگيرد و خودشان را داوطلب شركت در جشنواره هم بدانند اما بر اساس ضوابطي كه جشنواره فجر و هيئت رسيدگي به فيلمهاي جشنواره فجر دارند، فيلمهايي كه در گذشته به هر دليلي در جشنواره رد شده و قابليت حضور در مسابقه را نداشتهاند به هيچ وجه قابليت طرح و اكران مجدد نخواهند داشت؛ اين يك ضابطهاي است كه وجود دارد.
تبلیغ آثار هنری در ماهواره ممنوع است
معاون پارلماني و حقوقي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پيرامون تبليغ آثار فرهنگي و هنري داخلي در شبكههاي ماهوارهاي خارج از كشور گفت: هر مؤسسه فرهنگي داراي مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه با شبكههاي ماهوارهاي خارج از كشور براي تبليغ آثار خود همكاري داشته باشد، متخلف محسوب ميشود و بر اساس مصوباتي كه ما پيرامون اين موضوع داريم، با مؤسسه يا افراد خاطي برخورد قانوني صورت خواهد گرفت. هنرمندان بايد مراقب باشند كه ارائه آگهي و پخش فيلمهايشان در شبكههاي ماهوارهاي تخلف محسوب ميشود و كساني كه بخواهند در رابطه با اين موضوع اقداماتي را انجام دهند، قطعاً با آنها برخورد قانوني خواهد شد.
سخنگوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به سؤال خبرنگاري مبني بر سياستهاي وزارت ارشاد در قبال تمايل ورود كمپاني فاكس قرن بيستم به بازار سينمايي ايران و همچنين عرضه فيلمهاي موجود در شبكه نمايش خانگي در شبكههاي ماهواره اي، گفت: من در جريان جزئيات ماجرا نيستم اما بايد بگويم به طور كلي وزارت ارشاد از چنين فضايي استقبال ميكند، چراكه تقويت مناسبات فرهنگي يكي از محورهاي توسعه روابط خارجي است و اكنون بسيار خوشحالم كه آنها نيز فهميدهاند كه ايران در عرصه فرهنگ و هنر بديلي ندارد. وي درباره نوع گريم و حجاب بازيگران سريال شهرزاد و همچنين پيرامون رعايت مسائل شرعي در اين فيلم گفت: هم كارگردان مقيد و آگاه به مسائل است و هم بازيگران گمنام نيستند، در عين حال ضوابط شرعي و قانوني بايد رعايت شود. حداقلها در مسائل شرعي رعايت شود كفايت ميكند هر چند عدهاي در جامعه در پي حداكثرها هستند اما بايد در رعايت شئون حداقلها را بپذيريم تا زمينه براي حداكثرها فراهم شود.
جوان/گفتوگو با هنرمند پيشكسوت نگارگري
صنایع دستی ما گرفتار چنگال چینیها است

نویسنده : معصومه طاهري
رضا بدرالسما هنرمند پيشكسوت اصفهاني است كه آوازهاش نه فقط در ایران بلكه به کشورهای دیگر هم رسيده است. وي 60 سال از عمر خود را صرف فعاليت هنري در رشتههاي نقاشي، نگارگري، ميناكاري و آبرنگ كرده است و ماحصل اين سالهاي كار و تلاش صادقانه آن بوده كه تاكنون آثار زيادي از وي در موزههاي مختلف ايران و كشورهاي ديگر نگهداري ميشوند از جمله شش اثر در موزه امام رضا، دو اثر در موزه امام حسين در كربلا، چهار اثر در موزه هنرهاي معاصر تهران، هفت اثر در موزه دانشگاه اصفهان، يك اثر در موزه هنرهاي زيباي الجزيره، يك اثر در موزه هنرهاي زيباي شارجه و... همچنين آثار متعددي در مجموعههاي خصوصي كشورهايي چون امريكا، ژاپن، آلمان، فرانسه، ايتاليا، سوئد، انگليس، عمان، امارات متحده عربي، تركيه، چين، كويت، مالزي، استراليا و ديگر نقاط جهان از وي نگهداري ميشوند و در بيش از 300 نمايشگاه انفرادي و گروهي حضور داشته است. فرصتي دست داد تا با اين هنرمند متعهد و پركار گفتوگويي داشته باشيم.
چي شد سراغ هنر نگارگري رفتيد؟
از وقتي كه خودم را شناختم به هنر علاقه داشتم البته خانواده من هم بيشترشان به هنر و صنايعدستي اشتغال داشتند براي همين بستر علاقه من بيشتر فراهم شده بود.
شما درباره قرآن هم طرحي داشتهايد؟
بله تابلويي كار كردم كه از سوره واقعه است و جزو پركاربردترين تابلوهايي است كه در طول زندگي كار كردهام. من روي تابلو نوشتهاي از آيات ندارم و شايد هركس برداشت خودش را داشته باشد اما از روي آيات سوره طراحي كردم تا مفهوم را برسانم.
جايگاه نگارگري در ايران چگونه است؟
ايران كشوري است كه در اين هنر قديمي در دنيا حرفي براي گفتن دارد و به قولي ما يك سرو گردن بالاتر هستيم البته درخارج از كشور به اين هنر مينياتور ميگويند. قبل از انقلاب موضوعات نگارگري جالب توجه نبود و به ابتذال كشيده شده بود، موضوعات عمدتاً بزم، رزم و رقص و... اينها بود. معنويت چندان جايگاهي نداشت اما بعد از انقلاب سوژههاي كار قوت بهتري گرفت و شاهد خلق آثاري با بنمايههاي معنوي و عرفاني بوديم كه بسيار هم جالب توجه هستند و در دنيا حرف اول را ميزنند.
به طور كلي آثار نگارنگري چقدر در سبد خريد توريستها قرار دارد؟
اين بستگي به عرضه و تقاضا دارد. متأسفانه توريست كمي ميآيد و كمتر رغبت براي خريد دارند. البته آثارم بزرگ است و براي توريستها مناسب نيست. آنها عمدتاً آثار مينياتوري كوچك و اصيل ايراني ميخواهند تا برايشان به صرفه باشد. بهنظرم دراين عرصه نياز به برنامهريزي و مديريت داريم.
شما در كدام كشورهاي دنيا گالري داشتهايد؟
اغلب كشورها رفتهام و آثارم در نمايشگاههاي متعدد بوده از جمله فرانسه، ايتاليا، 4بار الجزاير، بوسني و هرزگوين، تركيه، لبنان و... يك بار به عنوان شركتكننده و يك بار به عنوان داور در مسابقات الجزايرحضور داشتم. به ياد دارم سري اول وقتي وزير فرهنگ الجزاير كارهايم را ديد به همراهان خود گفت ايشان را براي فستيوال دعوت كنيد من از بين 22 كشور در بخش مينياتور نفر اول شدم.
وضعيت گالريهاي آنجا چطور است؟
قبل از برگزاري هر گالري معرفي و تبليغات رسانهاي دارند. يادم است در پاريس كه نمايشگاهي داشتم يك ليدر سراغم آمد و با تعجب به آثار نگاه ميكرد گفت مگر ايران هم هنر و هنرمند دارد؟ برايش عجيب بود گفت حاضرم يك نمايشگاه براي شما بزنم ولي قبل از آن نياز است تا يكسال تا يكسال و نيم در نشريات شما را معرفي كنم و تبليغ داشته باشم تا ذهن مردم آشنا شود وگرنه كسي گالري نميآيد و نميشناسد. اين برايم جالب بود كه آنها با كمك همين تبليغات مداوم ذهن مردم را آماده ميكنند شايد طرف اصلاً هنرمند ماهري هم نباشد ولي به دليل تبليغات زياد مردم او را هنرمند بزرگ متصور ميشوند.
صادرات اين هنر چگونه است؟
تقاضايي ندارد مگر اينكه در قالب نمايشگاه به كشورهاي مختلف سفر كنيم و آثارمان را در معرض ديد قرار بدهيم چون اغلب تصور نميكنند ايران هم هنر و هنرمند دارد. بازديدكنندگان برايشان عجيب است از بس عليه ايران تبليغات منفي و بدي دارند از ديدن تابلوها تعجب ميكردند. براي توسعه صادرات اول بايد احساس نياز در آنها ايجاد كنيم تا هنر را بشناسند آن موقع خودشان راغب ميشوند.
گرايش و استقبال جوانان به اين هنر سنتي چگونه است؟
خوشبختانه استقبال زيادي ميشود، ولي از آنجا كه هنر به معناي خاص خود چندان درآمدزايي ندارد در جذب و ادامه كار گرايش كمتر ميشود. هنرمند بايد كمتوقع باشد تا بتواند در مسير رشته هنري خود پيشرفت كند و اين براي خيليها قابل قبول نيست و سخت است براي همين مردها كمتر سراغ نگارگري ميروند و جالب است بدانيد 99 درصد كارآموزان خانم هستند.
رسانــههـا چقـدر بـراي فرهنگسازي در اين زمينه مؤثر هستند؟
خيلي زياد به خصوص تلويزيون اگر در فيلم و سريالها تابلويي يا طرحي يا يك شيء از نگارگري بگذارند يا در پشت صحنه مجري برنامهاي كه مخاطب زيادي دارد از اين هنر استفاده كنند كم كم چشم و ذهن مخاطب با آن آشنا ميشود. من خودم بارها در مصاحبهها گفتهام حاضرم براي برنامهها تابلو طراحي كنم و در اختيار بگذارم تا نگارگري را بشناسند و ببينند. مطبوعات هم ميتوانند در اين عرصه تأثير زيادي داشته باشند.

بله بسيار زياد. يك بار در كشور سنگال نمايشگاه داشتم برايشان خيلي عجيب و شگفتآور بود كه ميتوان به اين ظرافت كار هنري خلق كرد چون اغلب آنها آثارشان درشت و بزرگ است. با تعجب ميگفتند شما انسان هستيد يا جن! اصلاً كار با اين ظرافت را نديده بودند و نميشناختند.
به عنوان كسي كه دست در كار نگارگري داريد و به قولي استخوان تركاندهايد چه آرزويي داريد؟
اينكه بتوانم يك كتاب ازهمه آثارم تهيه كنم و همه را در يك مجموعه بياورم همچنين در قالب طراحي آن هم طرحهاي كاربردي كتابي داشته باشم. چون مراجعهكنندگان زيادي ميآيند و از ما طرح ميخواهند در قالبهاي مختلف اعم از قلمزني، منبت، فرش و... نوعاً افرادي كه كار ميكنند طراحي نميدانند. هميشه آرزويم بوده است تا طرحهاي كاربردي دراختيار افراد بگذارم و بتوانم رهگشا باشم تا آثاري با طرحهاي صحيح و خوب خلق كنند، زيرا آثاري كه داريم خيلي كاربردي نيست، بهتر است كاربردي باشند تا براي مصرفكننده كارايي لازم را داشته باشند.
براي شهداي منا چطور آيا تصميم نداريد اثري خلق كنيد؟
اتفاقاً يكي از دغدغههاي من همين قضيه مناست و دوست دارم روي آن كار كنم. پيش طرحي هم زدم. انشاءالله به كمك خدا بتوانم يك طرح ماندگار خلق كنم.
در همه هنرها به نوعي دست چينيها را در كار شاهديم. در نگارگري اوضاع چطور است؟
بله دقيقاً همين طور است كه ميگوييد ولي شايد چون برايشان به صرفه نبوده هنوز در نگارگري حضور فعال ندارند. اينها استاد كپيكاري و بدلكاري هستند يك سايتي دارند كه تبليغ ميكنند شما هر اثري از هر هنرمندي خواستيد اسم ببريد تا براي شما كپي آن را تهيه و ارسال كنيم. جالب اينكه اسم من و آثارم را هم داده بودند. متأسفانه هنر صنايعدستي ايران در چنگال كپيكاري چينيها گرفتار است. يك بار فروشندهاي را ديدم جنس چيني ميفروخت. گفتم چرا اين كار را ميكنيد؟ گفت اينها بر ما غالب شدهاند جنسهاي بدل را با قيمت ارزانتري تهيه ميكنند و مشتري هم دوست دارد چون برايش به صرفه است. كارشناساني دارند كه به فروشگاههاي ما ميروند و از فضاي خريد و فروش صنايع اطلاعات كسب ميكنند و بعد آثاري كپي شده را با توليد انبوه به كشور ميفرستند و همين باعث اوضاع ناجور هنر صنايع دستي ما شده است.
در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.
به جوانان توصيه ميكنم اگر دنبال رشته هنري هستيد فرقي نميكند چه باشد اطلاعات خودتان را بالا ببريد بيشتر كار كنيد و تمرين داشته باشيد. توقع زياد مانع رشد و پيشرفت هنري است و انسان را بازميدارد. سعي كنيد روي پاي خودتان بايستيد و با كمك خدا در كارتان پيشرفت كنيد.
جوان/ادامه پازل خانوادهستيزي غرب
چراغ سبز گلدن گلوب به همجنسگرایان
اين ميتوانست طبيعيترين چراغ سبزي باشد كه انجمن منتقدان خارجي هاليوود به تصميم پنج ماه قبل دادگاه عالي امريكا در قانوني كردن ازدواج همجنسگرايان نشان دهد.
نویسنده : عليرضا ملوندي
اين ميتوانست طبيعيترين چراغ سبزي باشد كه انجمن منتقدان خارجي هاليوود به تصميم پنج ماه قبل دادگاه عالي امريكا در قانوني كردن ازدواج همجنسگرايان نشان دهد. انجمن منتقدان خارجي هاليوود با نامزد كردن درامي به نام «كارول» در پنج رشته مختلف براي دريافت گلدن گلوب بيش از پيش بر اين تئوري تأييديه گذاشت كه ردپاي اهالي سياست در اعطاي جوايز سينمايي در امريكا هم به اندازه اروپا پررنگ است.
«كارول» يك درام عاشقانه است و البته نه عاشقانه به شكل معمول كه عشقي در مسير رسميت دادن به همجنسگرايي كه متأسفانه سردمداران دول غرب از آن به عنوان حربهاي براي سرپوش گذاشتن بر كمبودهاي دموكراتيك جوامع خود بهره ميگيرند. «كارول» را «تاد هاينس» ساخته؛ كارگرداني متولد انسينوي كاليفرنيا كه در سالهاي گذشته آثاري چون «ايمن»(1995)، «دور از بهشت»(2002) و «من آنجا نيستم»(2007) را كارگرداني كرده است كه دو فيلم «دور از بهشت» و «من آنجا نيستم» نامزدهايي هم در جوايزي چون اسكار و اسپريت داشتهاند. فيلمنامه «كارول» را «فيليس ناگي» براساس رمان «ارزش نمك» نوشته «پاتريشيا هاياسميت» امريكايي نگاشته است.
اگر به سوابق خانم «پاتريشيا هاياسميت» نگاهي بيندازيم متوجه ميشويم كه ايشان بيش از هر چيز به خاطر نگارش رماني شناخته ميشود با عنوان «بيگانگان در قطار» با مايههاي روانكاوانه كه مورد اقتباسهاي فراوان نمايشي قرار گرفت و البته هيچكاك هم براساس آن فيلمي نسبتاً مهيج خلق كرد. «آقاي ريپلي با استعداد» ديگر رمان شناختهشده هاياسميت است كه سينمايي شده است. هاياسميت «ارزش نمك» را در 1952 منتشر كرد و آن هم با اسم مستعار «كلر مورگان»! چراكه خودش هم ميدانست به كار بردن مفاهيم همجنسگرايانه در دل اثر چيزي نيست كه خوشایند مخاطبان قرار گيرد و همين شد كه از ترس واكنشها اين رمان را با اسم مستعار منتشر كرد و تا دهه 90 جرأت نكرد به افشاي ماهيت واقعي خود به عنوان نويسنده رمان دست زند. حالا 63 سال بعد از انتشار رمان نامزدي گستره درامي برآمده از «ارزش نمك» را در يكي از پروپاگانداترين جوايز ايالات متحده ميبينيم.

درباره نامزدي بازيگري اين نكته جالب است كه هر دو بازيگر اصلي «كارول» يعني «كيت بلانشت» و «روني مارا» كه زن هستند(!) نامشان در بخش نامزدهاي بهترين بازيگران زن گلدن گلوب 2016 ديده ميشود. اين توجه انجمن منتقدان خارجي هاليوود به فيلم معنايي ندارد جز تلاش بيش از پيش براي توجه به فيلم در كنار توجه به هنرپيشههايي كه در آن به ترويج امري مذموم يعني همجنسگرايي ميپردازند.
«كارول» نه فقط سعي دارد در همجنسگرايي دو زن به عنوان آلترناتيوي بر روابط متعارف خانوادگي تمركز كند كه در طول فيلم كارگردان تا توانسته از مشكلاتي گفته است كه دو زن محوري داستان با همسر يا نامزدهاي خود داشتهاند. اين ترويج روابط غيرمتعارف ميان همجنسها در شرايطي رخ ميدهد كه كمترين ربط منطقي براي افعال و حركات كاراكترها تصوير نميشود. در «كارول» از يك سو با زني جوان و علاقهمند به عكاسي با نام «ترزي» روبهرو هستيم كه به عنوان فروشنده در يك فروشگاه بزرگ مشغول به كار است و از طرف ديگر با زني ميانسال به نام «كارول» كه در ظاهر تشخص دارد اما در درون پر از كمبود است. وجه اشتراك هر دو زن داستان يعني دچار مشكل شدن با مردان زندگيشان است كه اين دو نفر را همراه هم ميكند. «كارول» به دليل آنچه بيتوجهي همسرش به زندگي ميدانسته بهرغم داشتن يك فرزند از او جدا ميشود و «ترزي» نيز به دليل خيانت نامزدش او را ترك ميكند. آشنايي اين دو زن در يك فروشگاه رخ ميدهد و ديري نميگذرد كه وجه مشترك آنها كه مردگريزي است به كنار هم قرار گرفتن آنها، رفاقتشان و در نهايت عازم سفر شدن منجر ميگردد. حين مسافرت است كه رفاقت اين دو نفر شكلي غيرمتعارف گرفته و آنها عاشق هم ميشوند و به همجنسگرايي پناه ميبرند!
متأسفانه كارگردان كار «تاد هاينس» كمترين ربط منطقي موردنياز براي هر درام واقعگرايانهاي را در پيشبرد رابطه اين دو زن دخالت نداده و شايد براي همين است كه همه چيز ميان اين دو نفر كاملاً تخت و قابل پيشبيني رقم ميخورد.
البته كه از جايي به بعد به ناگاه سروكله كارآگاهي كه از سوي همسر سابق «كارول» اجير شده تا عليه او مستندات جمع كند تا حضانت فرزند را از وي بگيرد هم در داستان پيدا ميشود شايد براي اينكه مايههاي تعليقبرانگيز اثر بيشتر شود.
با اين حال همين حضور هم بيشتر از آن كه ماجرا خلق كند درام را به سمت يكنواختي بيشتر پيش ميبرد چون بيش از پيش بر مظلوميت تصنعي زن ميانسال تأكيد ميشود و همين، شعاري بودن اثر را بيشتر ميكند. «كارول» ساخته شده تا شعار بدهد و كارگردان چون كاملاً به ويژگيهاي سفارشي كه گرفته واقف بوده از مسير فيلمنامهاي كه «فيليس ناگي» نوشته و 11 سالي که كمپاني انگليسي «فيلم4» مشغول سبك سنگين كردن آن براي توليد بوده كمترين انحرافي انجام نداده است! همين كه 11 سال يك كمپاني انگليسي براي توسعه فيلمنامه وقت ميگذارد و البته يكي دو بار هم كارگردان و تيم بازيگران را تغيير ميدهد ميتواند تأييدي باشد بر اين فرضيه كه حتي در دل غرب هم كار كردن بر روي چنين سوژههاي ضداخلاقي ريسك بالايي را ميطلبد.
شايد اينكه «فيلم4» براي توليد سراغ شريكي امريكايي به نام «كيلرفيلمز» ميرود هم ناشي از واهمههاي برآمده از پسزني مخاطب باشد.
«كارول» چه در كارگرداني، چه در فيلمنامه و چه در بازيها اثر درجه يكي نيست اما همچون هر اثر سفارشي ديگر حمايت لابيهايي را دارد كه ميخواهند با مطرح كردن چنين آثار درجه دويي به عنوان محصولات برتر سينماي جهان فقط و فقط تابوهاي پرداختن به پديدههاي غيراخلاقي در سينماي دنيا را بيش از پيش بشكنند.
اگر ميبينيم بعد از نمونههايي چون «كوهستان بروكبك» و «آبي گرمترين رنگ است» حالا گلدن گلوب 2016 يك حال حسابي به اثري ديگر با محوريت همجنسگرايي ميدهد معنايي ندارد جز آن كه برخلاف تصور سادهلوحان همچنان غلبه لابيهاي سياسي پشت پرده است كه فصل جوايز را پيش ميبرد. همان نگاهي كه در چنين جوايزي به برتري اثري ضدايراني چون «آرگو» ميپردازد حالا هم بر ترويج يكي از شومترين رفتارهاي اخلاقي يعني همجنسگرايي ميپردازد غافل از آن كه اين گونه سياسي كردن اتفاقات هنري فقط و فقط از اعتبار جوايز ميكاهد...
جوان/گفتوگوي «جوان» با مستندسازي كه تنها به ميان طالبان رفت
طالباني كه ما نميشناسيم
محسن اسلامزاده، مستندساز جوان و در عين حال مشهوري است كه كارهاي متعددي را درباره جنبشهاي اسلامي انجام داده است.
نویسنده : محمدصادق عابديني
محسن اسلامزاده، مستندساز جوان و در عين حال مشهوري است كه كارهاي متعددي را درباره جنبشهاي اسلامي انجام داده است. اين مستندساز امسال با يك غافلگيري در جشنواره سينما حقيقت شركت كرده است. «تنها ميان طالبان» همان طور كه از نامش مشخص است مستندي است درباره حضور فيلمساز ايراني در افغانستان و ميان گروه طالبان، ريسك بزرگي كه اسلامزاده انجام داده و حاصل آن مستندي شده كه نقد و نظرهاي زيادي درباره آن منتشر شده است.

اسلامزاده در گفتوگو با «جوان» درباره ساخت اين مستند و حضورش در افغانستان توضيحاتي داده است.
طالبان چهرهاي مثبت در ایران ندارد و در عين حال اطلاعات ما نسبت به آنها چندان دقيق نيست، چرا اين گروه را براي ساخت مستند انتخاب كرديد؟
تمام فيلمهايي كه پيش از اين درباره طالبان و ديگر گروههايي كه عنوان جهادي دارند ساخته شده از زاويه جبهه مقابل آنها بوده است. حدود چهار سال پيش بود كه به فكر ساخت فيلمي از درون طالبان افتادم. از آن زمان تلاشهاي خودم را شروع كردم و حدود 40 ماه طول كشيد تا اعتماد آنها را جلب كنم. يعني از سال 90 كه به همراه محمد حسين جعفريان و الله مدد شاهسون ( تنها بازمانده حادثه حمله طالبان به كنسولگري كشورمان در مزار شريف) به افغانستان و مزارشريف رفتيم تا 15 خرداد 93 كه توانستم به ميان طالبان بروم.
در اين مدت به دنبال اجازه از طالبان بوديد؟
بله! نه تنها من بلكه بسياري از شركتهايي كه در مناطق تحت نفوذ طالبان فعاليت دارند براي كار از آنها اجازه ميگيرند. حضور طالبان در افغانستان علني است.
چطور مجوز گرفتيد، آيا وزارت امور خارجه در جريان فعاليت شما بود؟
وزارت امور خارجه كه خير. يعني هيچ كس در ايران جز آقاي سيدسليم غفوري مسئول مؤسسه ميثاق(تهيهكننده مستند) در جريان حضورم نبود، من با استفاده از روابطي كه داشتم توانستم مجوز بگيرم. چند فيلم مستندي را كه در ايران، پاكستان و ليبي ساخته بودم برايشان فرستادم و ديدند. خودم هم چند بار به افغانستان و حتي به «كوههاي تورا بورا» و قندهار سفر كردم.
پس در اين مدت شناخت خوبي از طالبان پيدا كرديد، چه فرقي ميان آنها و داعش است؟
طالبان از نظر اعتقادي تكفيري نيست. ضمن اينكه آنها جغرافياي جهاد خود را مختص به كشور افغانستان كردهاند و به دنبال حكومت در اين كشور هستند اما گروههايي كه در عراق يا سوريه ميجنگند هيچ تعهدي نسبت به آن كشورها ندارند.
مستند «تنها ميان طالبان» در ژانر «مستند بحران» طبقه بندي ميشود. چرا مستندهايي از جنس كاري كه شما در جشنواره ارائه كردهايد كمتر در ايران ساخته ميشود؟
به دليل ضعف عملكرد خودمان است. در بسياري از مناطق مانند يمن، مصر و هم اكنون در نيجريه محدوديتهاي زيادي براي حضور مستندسازان ايراني وجود دارد اما در عراق و سوريه كه مشكلي براي حضور مستندسازان ايراني وجود ندارد، عملكرد خوبي نداشتهايم.
چند روز در ميان طالبان بوديد؟
15 روز.
در اين مدت چه چيزهايي را به تصوير كشيديد؟
سعي كردم در اين مستند لنز دوربين مشاهدهگر باشد و زندگي آنها را مستندنگاري كنم.
نترسيديد كشته شويد؟
وقتي براي هدفي كار ميكني نبايد از خطر آن بترسي، من هم هدفم را انتخاب كرده بودم.
اتفاق خاصي در اين روزها نيفتاد؟
طالبان ميخواستند براي جذابتر شدن فيلم و تبليغ خودشان به نيروهاي دولتي حمله كنند كه فيلم عملياتشان هم در مستند باشد ولي من قبول نكردم كه براي جذاب شدن مستندم كساني كشته شوند.
چقدر به موفقيت « تنها ميان طالبان» در جشنواره حقيقت اميدواريد؟
بيشتر دوست دارم اين مستند به خوبي ديده شود، به دليل حساسيتي كه روي مستند دارم پروسه تدوين آن حدود يك سال و نيم طول كشيد و فقط سه ماه به دنبال تدوينگر خوب ميگشتم و توانستم اسماعيل عليزاده را متقاعد كنم كه كار را تدوين كند. اميدوارم اين تلاشها نتيجه بخش بوده باشد و فيلم ديده شود.
جوان/19 ميليون بازديد از نامه رهبر معظم انقلاب در سايتهاي برون مرزي صداوسيما
استقبال چشمگير مخاطبان جهاني از انتشار يك نامه
نامه دوم رهبر معظم انقلاب به جوانان غربي با نزديك به 19 ميليون بازديد، پر بينندهترين خبر سايتهاي برون مرزي صدا و سيما شد.

همين روند در شبكههاي هيسپانتيوي، الكوثر، سحر و اداراتكل معاونت برونمرزي دنبال شد و نهايتاً در وبسايتها و شبكههاي اجتماعي برونمرزي، 18ميليون و 829 هزار و 923 بازديد تا ظهر 23 آذر به ثبت رسيد.
جوان/گفتوگوي «جوان» با احمد نجفي درباره پديده «نقش فروشي» معضل اين روزهاي سينماي ايران
برخي سينما را پولكي خطاب ميكنند
رواج مسئله خريد و فروش نقش به مثابه خيانت بزرگي است كه وضعيت فعلي سينماي كشور را دچار يك نوع بيهويتي كرده است.
نویسنده : بهنام صدقي
رواج مسئله خريد و فروش نقش به مثابه خيانت بزرگي است كه وضعيت فعلي سينماي كشور را دچار يك نوع بيهويتي كرده است. مسئله حائز اهميت و مشمئز كننده متأسفانه اين است كه تهيه كنندهها و كارگردانان سهم عمدهاي در بهوجود آمدن اين پديده دارند. اين موضوع قطعا به شهرت، كيفيت كار و آبروي بسياري از بازيگران حرفهاي توهين ميكند اما دليل اينكه چرا هيچ كس عكسالعملي واقعي نسبت به آن نشان نميدهد، جاي تعجب دارد.
***
احمد نجفي، بازيگر سينما و مجري برنامه تلويزيون در گفتوگو با «جوان» در خصوص معضل خريد و فروش نقش در سينما ميگويد: متأسفانه اين موضوع در حال وارد كردن يك سري نيروي منفي به سينماي كشور است و مستقيما با آبروي بسياري از عوامل بازي ميكند. من نميدانم ما تا كي بايد شاهد اين موضوع در سينماي كشورمان باشيم. جالب اينجاست كه همه ما اين مسائل را ميدانيم اما هيچ كاري نميكنيم. تنها ياد گرفته ايم كه در رابطه با آن حرف بزنيم و به تحليل اين مسئله بپردازيم.
برخي سينما را پولكي خطاب ميكنند
نجفي ميافزايد: بارها به خود من گفتهاند كه ما حاضريم مقداري پول بدهيم تا فلان نقش را بازي كنيم. خب اين يعني بازي كردن با حيثيت همه سينماگران و بازيگران! آن وقت همه فكر ميكنند كساني كه يك عمر در اين حوزه تحصيل كردهاند و سالها پيش آمدهاند و از جان مايه گذاشتهاند تنها به زور پول خود اكنون صاحب اسم و رسم شدهاند. برخي سينما را پولكي خطاب و از ما درخواست ميكنند كه ما هم يك كاري براي اجراي نقش آنها انجام دهيم. اما آيا اين كار اصل هويت سينما را زير سؤال نميبرد؟

به گفته اين هنرمند، برخي تهيه كنندگان، كارگردانان و عوامل فيلم به نوعي دلال شده و بيتوجه به وظيفهاي كه برايشان تبيين شده ممكن است پشت پرده اين كار را انجام دهند. نكته مهمتر اينكه قبح اين مسئله به قدري ناديده گرفته ميشود كه ديگر خود اين عوامل فرهنگي هم به اين كار عادت كردهاند و وقتي ميبينند كه فلاني نميتواند خوب ايفاي نقش كند مقداري پول از او دريافت ميكنند و مجوز بازي وي يا در سينما و تلویزيون صادر ميكنند. غافل از اينكه اين كار خيانت بزرگي در حق اهالي هنر است و به حيثيت سينما آسيب ميزند و در آخر به كار فرهنگي لطمه ميزند. به خاطر همين هم شاهد هستيم كه ما به صورت روزافزون از مقوله فرهنگ دور و دورتر ميشويم.
انجمن صنفي بازيگران كاري كند
نجفي در ادامه ميگويد: اين صنف است كه بايد جلوي اين كار را بگيرد. شوراي عالي سينما بايد جلسات، نشستها و كنفرانسهاي متعددي را برگزار و در آنها در رابطه با نحوه رفع اين معضل از سينما گفتوگو كند. افراد كه به خودي خود نميتوانند قانونگذار باشند.
نجفي در مورد اينكه آيا خانه سينما در اين باره كاري صورت داده است، ميگويد:خير. به اعتقاد من دوستان ما در انجمن صنفي بازيگران سينما و تلويزيون ايران بايد بنشينند و اين معضلات را ديده و آن را مورد توجه قرار دهند. باور كنيد هيچ جاي دنيا اين طور نيست. هيچ كدام از سينماهاي جهان از خيابان نفر نميآورند تا از او پول گرفته و برايش نقش تعيين كنند. اين كار توهين به هنرمندان، بازيگران، اساتيد كهنه كار و برجسته، اعضا و همكاران صنفي است. اين معضل بياحترامي به جامعه هنرمندان است. نبايد سينماي ما به سمت و سويي برود كه هركسي كه آمد و براي بازيگري ثبت نام كرد، پول بدهد و نقش بازي كند.
وي در پايان ميگويد:خانه سينما بايد براي رفع اين معضل راهكارهاي عملي، حيثيتي و قانوني تبيين كند. چون حيثيت همه ما در خطر است. خانه سينما نبايد دست روي دست گذاشته و اين آسيب فرهنگي را به گردن گذشتگان بيندازد. مفهوم صنف حمايت از اعضا و افراد آن است اما در دل اين كار چيزي به اسم حمايت از اعضا ديده نميشود.
حمایت/رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی:
نقش غرب در گسترش خشونت قابل کتمان نیست
رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت: حتی اگر معتقد باشیم که غرب در پیدایش خشونت نقشی نداشته است، به یقین نمیتوان نقش غرب را در گسترش خشونت نفی کرد.
ابوذر ابراهیمی ترکمان در دور جدید گفتوگوهای دینی ایران و اسلوونی با شعار «گفتمانی بدون خشونت و افراطگرایی» خطاب به مهمانان خارجی دانشگاه لوبلیانا و پیروان ادیان در ایران اظهار کرد: موضوع نشست ما گفتمان جهان بدون خشونت و افراطگرایی است، متأسفانه در عصر کنونی خشونتهای سازمانیافته فراگیر شده و تمام جهان را با نگرانی مواجه کرده است، این خشونتها بر پایه جهالت مدرن شکل گرفته است و هر لحظه شاهد وقوع صحنه و رویدادهای خشونتآمیز و افراطگرایانه در منطقهای از جهان هستیم.
وی افزود: امروز نیز کشورهای غربی صحنهای از خشونت را تجربه کردند، واقعیت این است که خشونت تلخ قابل تصور نیست، انسانی که از محبت و انسانیت بهرهای برده باشد و از دیدن این صحنههای خشونتآمیز متأثر نشود.
وی با اشاره به اینکه این خشونتها با مدیریت و حمایت برخی قدرتهای بزرگ و به انواع و شیوههای گوناگون در حال رخ دادن است، ادامه داد: حتی اگر معتقد باشیم که غرب در پیدایش خشونت نقشی نداشته است، به یقین نمیتوان نقش غرب را در گسترش خشونت نفی کرد، آیا صحنهای از کشته شدن انسانها هست که در کنارش اسلحههای ساخت غرب نباشد؟
ترکمان اضافه کرد: معیارهای دوگانه حاکم بر سیاست غرب در قبال تروریسم ضمن فراهم آوردن اشکال متعدد آن تا آنجا پیش رفته است که تروریسم در یک جا و یک موقعیت تروریسم خوب و در یک جا و موقعیت دیگر تروریسم بد خطاب میشود، امروز هیچکس نمیتواند منتشا پیدایش طالبان و گروههای نظیر آن را نادیده بگیرد، دستهایی که حقوق بشر را نوشتهاند، به امضای تجویز رفتارهای خشونت بار نیز اقدام کردهاند.
وی همچنین با بیان اینکه از دیدگاه اسلام تفاوتی نمیکند، فردی که مورد خشونت واقع شود چه ملیت، زبان و فرهنگی دارد، گفت: همین که فی نفسه انسان مورد خشونت قرار گرفته است، مورد تأیید ما نیست. حتی خشونت، آزار و اذیت نسبت به حیوانات نیز مورد تأیید اسلام نیست.

اسلام خشونت را جایز ندانسته است
به گزارش فارس، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی همچنین خاطرنشان کرد: اسلام در رفتارهای فردی و اجتماعی و مراودات معمولی خشونت را جایز ندانسته و از آن نهی کرده است، سفارش اسلام به رعایت اخلاق خانواده، سفارش همسایگان، احترام به حقوق اقلیتهای مذهبی، حفظ کرامت انسان و پرهیز از هر گونه خشونت غیر منطقی در روابط اجتماعی است، آنچه مسلم است اینکه ادیان مشترکات و اتفاق نظرهای متعدد در موضوعات بسیاری دارند.
وی با بیان اینکه پیروان ادیان میتوانند درباره تروریسم که هر لحظه در مناطق مختلف جهان در حال گسترش است، به واسطه ارزشهای مشترکی که دارند با یکدیگر همفکری و چارهاندیشی کنند، ادامه داد: ما میتوانیم گفتوگوهایمان را به سمت اتفاق عملی و قدمهای عینی برای حرکت به سمت توجه به ارزشهای دینی و اخلاقی، صلح، عدالت و مودت سوق دهیم، مهمترین تأثیر ورود ادیان به عرصه گفتوگوی دینی میتواند اتخاذ مواضع مشترک در برابر تفکر خشونتطلبانه باشد.
صلح و رفع منازعات از اصول مهم قرآنکریم است
مشاور مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام هم در این نشست گفت: یکی از بهترین تئوریهای قرآنی گفتوگوی منطقی، سالم و انسانی بین انسانهاست که البته به ظاهر بحث خشونت در متون دینی نیامده، اما مظاهر آن در اسلام بیان شده است.
آیت الله محمدعلی تسخیری اضافه کرد: عبارت جهان بدون خشونت در هیچ یک از متون دینی ما نیست، اما مظاهر آن در متون اسلام و سایر ادیان موجود است؛ از جمله تعادل عادلانه و رفتار دوستانه بین مسلمانان و غیر مسلمانان که در قرآن مورد تأکید قرار گرفته است.
وی با اشاره به اینکه تعامل مسالمتآمیز از اصول مهم قرآن کریم است، افزود: بهترین تئوری قرآن گفتوگوی منطقی، سالم و انسانی است. خداوند در آیه 24 سوره سبأ این امر را نشان داده است.
آیتالله تسخیری ادامه داد: مهمترین اساس اخلاقی انسان در سوره اعراف آمده است، این آیه 199 اعراف پایه تعامل اخلاقی «خُذِ الْعَفْوَ» و آیه 29 سوره اعراف یک اعلامیه جهانی در این حوزه ارائه داده شده از سوی خداوند است.
وی یکی از مظاهر جامعه عاری از خشونت را فطرت انسانی به شمار آورد و گفت: صلح و رفع منازعات از اصول مهم قرآن است، هر گونه طغیان و تجاوز به حقوق دیگران در آموزههای دین اسلام منع شده است.
آیتالله تسخیری با تأکید بر برابری و برادری انسانی در اسلام گفت: امام علی(ع) نیز در نهجالبلاغه بر این امر تأکید دارند و مردم را یکجا به دو دسته برادر دینی و همنوع آفرینش تقسیم کردهاند.
مومنین باید همواره خواهان خوبیها باشند
آیتالله مصطفی محقق داماد هم در سخنانی در رابطه با افراطیگری گفت: کفر و ایمان و نه هیچ نوع از معارف دینی اینچنین اجازهای را صادر نمیکند. ما هیچگاه تکفیریها در مسیحیت را فراموش نمیکنیم؛ در زمانی که کاتولیکها و پروتستانها به یکدیگر میتاختند و بعد از آن بود که تکفیر به درون شیعه و سنی هم رسوخ پیدا کرد. وی افزود: من متخصص مسیحیت نیستم اما مومنین باید همواره خواهان خوبیها و متنفر از بدیها باشند و دیگران را نیز به این مسئله توصیه کنند. اگر کسی به حریم دیگران تجاوز کند قطعا و به یقین این امر خلاف شرع است.
وی تصریح کرد: برخی به نام دین فاجعهها را به بار میآورند. میکشند و سر میبرند برای آنکه در آغوش حورالعین قرار گیرند. آن خدایی که من میشناسم هرگز کسانی که زندگی و دنیای کسی را نابود میکنند را به بهشت هم نزدیک نمیکند.
رسالت/شاهزاده روم؛ سربلند در بين انيميشن هاي دنيا
صابر الله داديان
اگرچه در انيميشن «شاهزاده روم» موضوع اصلي و شخصيت اصلي، مادر امام عصر(عج) است، اما با تولد فرزند ايشان يعني حضرت موعود (عج) در پايان فيلم موجي از اميد و روشنايي در دل مخاطب جهاني و ناآشنا با فرهنگ مهدويت ايجاد مي شود که با مفهوم و خاستگاه مخاطب سينما در ژانرهاي آخرالزماني سينماي جهان منطبق است.

پيش کش مي کند.
* جايگاه شاهزاده روم در ميان سينماي انيميشن جهان
بي شک صنعت انيميشن جهان صنعتي بسيار پر خرج است که هر روز شاهد رشد تکنولوژي در اين صنعت به روز هستيم، همچنين طيف گسترده مخاطب اين سينما در جهان آن قدر زياد است که پيش از توليد يک انيميشن در کيفيت بالاي جهاني مي توان روي فروش خوب آن در سطح جهان حساب باز کرد. البته در شرايطي که کمپاني هاي بزرگ انيميشن سازي در جهان همچون ديزني، پيکسار، دريم ورکز و... براي توليد هر انيميشن بودجه اي تقريبا دو تا سه برابر کل بودجه سازمان سينمايي کشور ما را به خود اختصاص مي دهند اين امر مطلبي است محق و منطقي. اما اگر در عرصه جهاني و با درنظر گرفتن فاکتورهاي توليدي و صنعتي يک انيميشن مطلوب جهاني بتوان با بودجه اي بسيار کمتر از اين حد، انيميشني سينمايي و در مديومي جهاني توليد کرد که از لحاظ تکنيک، غناي داستاني و مفهومي و همچنين قدرت جذب مخاطب با بهترين انيميشن هاي جهاني رقابت کند، بي شک دستاوردي چشمگير رقم خورده که مي توان آن را شاهکاري در عرصه سينماي انيميشن کشور دانست. اتفاقي را که براي شاهزاده روم افتاده است مي توان در اين قياس بررسي کرد. انيميشني موفق و خوش ساخت و گيرا که با بودجه حد اقلي 2 ميليارد تومان توليد شده است و توانسته اختلاف بسيار فاحش انيميشن ايران را با کمپاني هاي آمريکايي و هاليوودي به حداقل برساند و در عرصه اکران داخلي و خارجي نيز موفق عمل کند. همچنين نبايد فراموش کرد که انيميشن شاهزاده روم اولين ساخته بلند کارگردانش نيز به حساب مي آيد و از اين بابت مي توان آينده اي بسيار درخشان و پر اميد را براي اين کارگردان جوان و گروه سازنده اش پيش بيني کرد.
* موضوعي جهاني و استراتژيک
بي شک قهرمان امروز سينماي جهان در ژانرهاي مختلف علمي تخيلي، اکشن، آخرالزماني و... که سينماي قرن 21 را تسخير کرده اند
قهرماني است که به مثابه ناجي جهان و يک موعود عمل کند و دنيا را از شر و ظلم و ستم رها سازد. اين قهرمان چه در سري سينمايي ترميناتور باشد، چه در سه گانه ارباب حلقه ها و چه در آثار سينمايي شرکت مارول مانند بتمن، مرد عنکبوتي و... ريشه در تخيل، وهم و خيال پردازي هنرمند و نويسنده دارد و تنها در مرزهاي سينما قابل بررسي است. قهرماني که وجودي مجازي دارد و ماهيتش بسته به سينمايي است که به قول آلفرد هيچکاک بزرگترين دستاورد و هنرش، دروغگويي است! اما چه مي شود اگر در اين ميان، و در راستاي هدف گذاري سينماي آخرالزماني و قهرمان پروري، صحبت از يک داستان حقيقي شود که ريشه آن به گذشته بشر، بشارت حق و سخن همه انبياء الهي (ع) بازمي گردد و از سويي ديگر پايان داستان با زندگاني تمام مردم جهان در اين قرن آشفته و پر هياهو گره خورده است. در سينمايي که همه آمال و آرزوها براي کاميابي قهرمان ناجي بشر و دنيا، قرار است بر پرده نقره اي سينما تحقق يابد، حرف از موعودي به ميان آيد که در اکنون اين جهان و حال حقيقي دنيا حضور دارد، حضوري دور از چشمان مردم که قرار است به خواست پروردگار در زمان موعودش ظهور کند و دنيا را از تاريکي و ظلم و ستم رهايي بخشد. اين داستان را بايد حقيقي ترين داستان قهرمان هاي سينماي آخرالزماني دانست.اگرچه در انيميشن شاهزاده روم موضوع اصلي و شخصيت اصلي، مادر امام عصر (عج) است، اما با تولد فرزند ايشان يعني حضرت موعود در پايان فيلم، موجي از اميد و روشنايي در دل مخاطب جهاني و ناآشنا با فرهنگ مهدويت ايجاد مي شود که با مفهوم و خاستگاه مخاطب سينما در ژانرهاي آخرالزماني سينماي جهان منطبق است. در سينمايي که دو سوي پيروزي خير و شر در آن هر دو تخيل محض است و
نمي تواند تاثيري بسزا در زندگي حقيقي مخاطب داشته باشد.
* لزوم ساخت قسمت دوم و ترويج فرهنگ مهدويت در جامعه
در کشوري که سينماي آن در طول سال چيزي حدود 90 فيلم بلند داستاني توليد مي کند که کمتر از 10 اثر در ميان آن از استاندارهاي لازم يک فيلم خوب برخوردار است مي توان قشر زيادي از مخاطبان مشتاق را مصرف کننده دانست. مخاطباني که نمي توانند منتظر بمانند تا سينماي کشورشان در طول سال به چند دستاورد خوب سينمايي دست يابند و خوراک ذهني و تصويري آنها را تأمين کنند. حال در اين ميان انيميشن که پر مخاطب ترين ژانر و سبک سينمايي در جهان نيز به شمار مي رود، سهمي بسيار کمتر از آثار سينمايي دارد. سهم مخاطب داخلي از توليدات کشورش در اين زمينه در طول سال شايد به تعداد انگشتان يک دست هم نرسد. حال تصور کنيد عرصه وسيع و بي حد و حصر سينما و انيميشن جهان را، که با وجود فضاهاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي و اينترنت و... بر روي مخاطبان جهاني اش باز است و مخاطب آزادانه مي تواند خوراک لازم خود را در ميان انبوه آثار سينمايي مطلوب و با کيفيت در جهان تأمين کند.

در اين ميان سهم انيميشن هاي خارجي و همچنين سريال هاي فصلي آمريکايي بيش از ديگر آثار سينمايي است. با اين حجم وسيع از آثار خارجي با فرهنگ هاي غربي و هاليوود که به آساني مي توانند در دسترس مخاطب قرار بگيرد مي توان به قطع گفت که مفاهيم غربي از سبک زندگي آمريکايي و اروپايي گرفته تا کفرگويي ها و باورهاي مخدوش در سينماي آخرالزماني و اسطوره اي و... مي تواند ذهن و باورهاي مخاطب مسلمان ايراني را تطميع و تسخير کند. در اين ميان سينماي ايران تا چه حد مي تواند بر روي مخاطبش تاثير بگذارد و خوراکي مطلوب و با ارزش معنوي و کيفيتي بالا در تکنيک و داستانگويي ارائه دهد که مخاطب تشنه آثار غربي نباشد و يا حداقل پذيراي آثار داخلي نيز باشد؟ در حالي که حجم بسيار بالايي از توليدات کشور نيز در ژانرهاي کمدي و اجتماعي است و نمي تواند آن طور که بايد جبهه استراتژيک مفهومي و معنوي جهان اسلام را حفظ و ترويج کند و در حالي که سينماي غرب در همه ژانرهاي خود حتي کمدي و اجتماعي و... بار استراتژيک خود را لحاظ کرده و لحظه اي ذهن مخاطب را به حال خود وانمي گذارد. پس منصفانه است اگر در جايگاه مخاطب، با ديدن موفقيت انيميشني جذاب و با مفهومي جهانشمول و معنوي همچون شاهزاده روم، توليد قسمت دوم آن را از سازندگان آن و سينماي کشور مطالبه کنيم. چرا که اين کمترين سهم مخاطب از سينماي انيميشن داخلي است. فرصتي که کمتر براي مخاطب ايراني پيش مي آيد تا از ديدن يک انيميشن ايراني آن قدر لذت ببرد که همانند آثار خارجي تراز اول، به دنبال ديدن قسمت دوم و سوم آن باشد. اما با يک نظر و قياس در داستان و قهرمان اين انيميشن با نمونه هاي غربي اش، مي توان فهميد که اين کجا و آن کجا!
روزان/جشنواره ملی گردشگری"ناصرخسرو"برگزار میشود
روزان نیوز- برای اولین بار جشنواره ملی گردشگری ناصرخسرو برگزار می شود.
نخستین دوره جشنواره ملی «ناصرخسرو» با انتخاب برترینهای گردشگری، 24 آذرماه برگزار می شود.
دکتر محمد حسین ایمانی خوشخو دبیرعلمی این جشنواره گفت: جشنواره ملی ناصرخسرو با هدف توسعه علمی گردشگری به منظور تجلیل از منتخبان طرحهای پژوهشی، کتابها و پایاننامههای برتر، ایدههای خلاقانه، اساتید و کارآفرینان نمونه با همکاری دانشگاه علم و فرهنگ، انجمن علمی گردشگری ایران و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار میشود.
وی اظهار کرد: بیش از 380 اثر و شخصیت برگزیده به دبیرخانه این جشنواره ملی معرفی شدهاند، برای دریافت آثار و انتخاب چهرهها به مراکز علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی گردشگری اطلاعرسانی شد که داوریها نیز در دو سه مرحله صورت گرفت و 55 تن به مرحله نهایی رسیدند. در آخرین دور از داوریها نیز 10 اثر و شخصیت شاخص، برگزیده و در روز برپایی جشنواره تجلیل خواهند شد.

او درباره دلیل برگزاری این جشنواره گفت: در کشور چندین جشنواره بزرگ علمی به نام مشاهیری چون خوارزمی، فارابی و رازی برگزار میشود، لذا معتقدیم برگزاری چنین جشنواره علمی لازمه گردشگری نیز است و از آنجا که نزدیکترین شخصیت به گردشگری ناصرخسرو است، تصمیم گرفته شد جشنوارهای برای بخش علمی گردشگری برگرفته از نام این شخصیت شهیر برگزار شود.
ایمانی خوشخو همچنین اظهار کرد: این جشنواره امسال در سطح ملی برگزار میشود، اما از سال آینده سعی خواهد شد بُعد بینالمللی داشته باشد.
دانشگاه علم و فرهنگ ساعت 15 روز سهشنبه، 24 آذرماه میزبان نخستین دور جشنواره ملی ناصرخسرو است.
آثار این جشنواره توسط اساتیدی چون دکتر ایمانی خوشخو، زاهدی، رهنمایی، افتخاری، رضوانی، جهانیان و حسینی از دانشگاههای علامه طباطبایی، تهران، تربیت مدرس و علم و فرهنگ، سعید هاشمی، عضو جهاد دانشگاهی و یعقوبزاده، از مرکز علمی فرهنگی گردشگری دانشجویان ایران داوری شده است.
روزان/واکنش تند یک «بازیگر زن» به بیاخلاقی در سینما
روزان نیوز- «پرستو گلستانی» نسبت به منتقدان بیاخلاقی در سینما واکنش نشان داد.
پرستو گلستانی گفت: اخیراَ عده ای از بازیگران زن بنا به دلایلی جوی مبنی بر بیاخلاقی در سینما را راه انداخته اند که من نمی پسندم از نظر من خود هر فردی با رفتارهایش بیان می کند که چکاره است.
پرستو گلستانی بازیگر تئاتر و تلویزیون گفت: من چندی پیش بر سر پروژه «دردسرهای عظیم 2» اشتغال داشتم که از تلویزیون هم پخش شد و بعد از آن دیگر حضور نداشتم این را هم باید بگویم گه من در هر کاری به ایفای نقش نمی پردازم و هر فیلمنامه ای را هم قبول نمی کنم با هر گروهی هم حاضر به همکاری نیستم من سعی می کنم همین کار تدریس و تئاترم را انجام دهم.
وی افزود: در پروژه های سینمایی هم جدیدا کار خاصی به من پیشنهاد نشده یکسری تله فیلم پیشنهاد شده که کارهای خوب نبودند و در آنها هم حاضر به ایفای نقش نشدم.
گلستانی با اشاره به باند بازی های موجود در سینما عنوان کرد: باید بررسی کرد که چرا یک تعداد از افراد همواره در پروژه های سینمایی حضور دارند و به طور کلی عوامل فیلمها را مشخص می کنند اما یکسری دیگر در خانه می نشینند.
این بازیگر با اشاره به موضع گیری های اخیر برخی از بازیگران زن در خصوص بی اخلاقی در سینما و تلویزیون تصریح کرد: از نظر من این حرفها چرت و پرت است زیرا حضور سالم و موفق در سینما به خود فرد بستگی دارد در هر حرفه ای ممکن است این اتفاق بیافتد.رفتار هر آدمی نشان دهنده کار اوست نه جوی که در آن کار می کند.

وی خاطر نشان کرد: اخیراَ عده ای از بازیگران زن بنا به دلایلی چنین جوی را راه انداخته اند که من نمی پسندم از نظر من خود هر فردی با رفتارهایش بیان می کند که چکاره است. بیوگرافی افراد مشخص می کند که تا حالا چکار کرده اند در همه جوامع بشری و در دنیا چنین مسائلی وجود دارد اما این جوی که اخیراَ بعضی از آنها به راه انداخته اند به خاطر مسائل شخصی خود آنهاست باز هم تأکید می کنم که رفتار هر آدمی نشان می دهد که آنها چکاره اند.
شهروند/دولتآبادی زنِ مدرن را نمیشناسد
فرزانه کرمپور (نویسنده) در پاسخ به این سوال که لفظ «زنانهنویسی» چطور وارد ادبیات شده و اینکه آیا درکشورهای دیگر هم با این لفظ مواجه هستیم یا نه، به ایلنا گفت: « ما مشکلات زیادی داریم و تا از دورهگذار رد شویم خیلی باید زحمت بکشیم و افراد زیادی باید نابود شوند. این زنانهنویسی تا حدی هم نشان از مظلومگرایی زنان است. زنان باید طبیعت خود را بشناسند و تواناییهای خود را دریابند و بعد خودشان را با عنوان یک انسان مساوی با مرد قبول کنند. هنوز به صورت طبیعی هم خود را مساوی نمیدانند. به همین دلیل مظلومنمایی میکنند.» او در ادامه گفت: «ما یک کاری را شروع کردیم که روی کار بعضی نویسندهها هم انجام شد اما در ارشاد ماند. این کار راجع به شخصیت زنها در داستان نویسندههای ایرانی بود. من روی کارهای آقای دولتآبادی، چهلتن و گلی ترقی کار کردم و بقیه هم درباره دیگر نویسندگان. معلوم نیست سرنوشت این کار چه شد. تا ۸سال پیش میدانم که در ارشاد مانده بود. تا وقتی که این چیزها قرار است که نگفته بماند، نباید منتظر باشیم که زنهایی در کار دیده شوند که واقعی باشند. ما همین الان شاهد نوشتن «سلوک» توسط آقای دولتآبادی هستیم. من نقدِ این کار را نوشتم و به خودِ ایشان هم گفتم. آقای دولتآبادی زنِ مدرن را نمیشناسد. مهم نیست که داستان را به پاریس ببرد. پاریسی که آنچنان هم خودِ نویسنده با آن آشنا نیست. زنهایی که آقای دولتآبادی از آن حرف زده باز هم وامدار صادق هدایت هستند. همان مسئله «لکاته» و «اثیری» است. آقای دولتآبادی در این داستان نوشته «یک تیغ پتیارهکش پیدا کنیم». این چه تفکری است که نویسنده ادامه میدهد؟ این چه شکلی از جهانبینی است؟ اشاعه این تفکر بیمار اشتباه است. تولد صد و چند سالگی هدایت است. او با شرایط روحی که داشته، این مسأله را مطرح کرده است. امروز ما باید منتقد این مسأله باشیم چون سالها گذشته و زنها به شکل دیگری زندگی میکنند. از این تفکر باید انتقاد شود اما بهجای انتقاد آن را اشاعه میدهیم.»
این نویسنده با اشاره به کتاب کلیدر گفت: «مثلا در کتاب کلیدر مارال را داریم که ساخته شده تمثالی از شیرین است. همان تابلوی آبتنیکردن را هم دارد و بعد بلقیس را داریم که نمونه زنان مدیری است که پشت پردهاند که همه کار میکنند. آقای دولتآبادی اینها را میشناسد و به خاطر شناختی که از اینها دارد، آنها را هم خوب مینویسد اما او زنِ مدرن را نمیشناسد. صادق هدایت زن را اینگونه شناخته که نباید آن را بهعنوان یک مسأله قدسی طرح کنیم. وقتی میتوانیم نقد کنیم که کسی قدسی نباشد. به محض اینکه حرف بزنید دربارهاش فحش میشنوی. شما چه توقعی از یک نویسنده دارید که کارِ بهروز بنویسد وقتی با افتخار میگوید که من کارِ خارجیها را نمیخوانم؟ چطور میتوان توقع داشت که نگاهِ او به زن مدرن باشد؟ ما دوست داریم یک نفر را آنقدر بزرگ کنیم که خودمان از او بترسیم. اگر هرکسی کار چاپ میکند، ما دربارهاش بنویسیم و از او بخواهیم که پاسخگو باشد، مجبور میشود که کارش را درست کند.»این نویسنده با اشاره به اینکه تبلیغات رادیو و تلویزیون تاکنون نتیجه عکس داده است، گفت: «برخی به این نتیجه رسیدهاند که زنانِ سینی به دست جالب نیستند و با ردکردن آنها تمام هویت یک زن و مادر را زیر سوال بردهاند! اگر بخواهیم چیزِ جدیدی بنویسیم باید آن چیز جدید را بشناسیم. اگر موضوع زن است، باید زن را بشناسیم. هنوز نویسندگان ما این شناخت را درباره زن ندارند و برای نویسندگان هیچ چیز سادهتر از این نیست که کلیشه لکاته و اثیری یا مشابه آن را در کارهایشان بیاورند که احتیاجی به تجربه و شناخت روانشناسانه زن نداشته باشد، مطالعه نکنند، سختی نکشند و... حتی نویسندگان زنِ ما هم این کار را میکنند. چون خودشان را هم حاضر نیستند خودشان را بشناسند و از همین کلیشه استفاده میکنند.»
قدس/نخستين برنامه از فعاليتهاي نمايشي جشنواره تئاتر فجر آغاز شد؛
تئاتر لهستان روي صحنههاي تهران
گروه هنر- مهدي نصيري - تئاتر لهستان صرف نظر از اعتبار و اهميت آن در جهان، در ايران هم با هنرمندان ماندگاري چون کانتور، گروتفسکي و مروژک شناخته ميشود.
لهستانيها در پانزده سال گذشته پاي ثابت تئاترهاي خوب جشنواره تئاتر فجر ما بودهاند؛ از اجراهاي خياباني و تئاتر غول آساي «پاول زکوتاک» در ادوار پيشين گرفته تا همين دوسال پيش و اجراي موفق و به ياد ماندني «پتيان اوراتوريو» به کارگرداني «ولاديمير استانيفسکي» که در تالار وحدت مورد توجه تماشاگران ايراني قرار گرفت.
لهستانيها که همواره از پيشروهاي تئاتر جهان بودهاند و هميشه توانستهاند تماشاگران تئاتر را در سراسر جهان با آثارشان تحت تأثير قرار دهند، در ايران هم طرفداران زيادي بين تماشاگران و هنرمندان تئاتر دارند.
در کنار اين البته سفارت لهستان در تهران هم به لحاظ فعاليتهاي فرهنگي و هنري و همکاري با هنرمندان ايران در اين حوزهها جزو بهترينهاست. در راستاي همين برنامهها، هفته فرهنگي ايران و لهستان با برنامههاي مختلف فرهنگي توسط سفارت لهستان در تهران و دبيرخانه سي و چهارمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر در هفته جاري در حال برگزاري است.
از جمله اين برنامهها، هفته تئاتر ايران و لهستان است که با همکاري امور بينالملل مرکز هنرهاي نمايشي از يکشنبه تا جمعه برگزار ميشود. نشستها، کارگاههاي آموزشي، اجراي تئاتر و نمايشگاه از جمله برنامههاي اين هفته فرهنگي است. طبق هماهنگيهاي انجام شده 6 جلسه سخنراني، سه کارگاه آموزشي نيز پيش بيني شده است.

مرکز هنرهاي نمايشي هدف از برپايي هفتههاي فرهنگي تئاتر را معرفي بضاعتهاي تئاتر ايران و حضور در چرخه بينالمللي و بازار بين المللي تئاتر اعلام کرده و اولين هفته فرهنگي تئاتر کشورهاي صاحب نام در اين عرصه را به تئاتر لهستان اختصاص داده است و براين اساس در آينده نيز برنامههايي مشابه خواهد داشت.
تبادل علم و تعامل دانش محور
تئاتر ايران، تئاتر جواني است. به همين دليل هم همواره اشتياق و علايق زيادي به شيوهها و شکلهاي تازه تئاتري دارد و تئاتر لهستان هميشه در اين زمينه در جهان پيشتاز بوده است، پس بيشترين مخاطبان جلسات و نشستهاي علميهفته تئاتري ايران و لهستان، جوانان و دانشجويان تئاتر هستند.
کارشناسان و هنرمندان تئاتر لهستان از 23 تا 26 آذرماه 94، چهار نشست سخنراني را در سالن مشاهير مجموعه تئاترشهر برگزار ميکنند. در نخستين جلسه سخنراني با موضوع «مديريت و تئاتر در لهستان»، ديروز ساعت 18 در تالار مشاهير تئاتر شهر برگزار شد. امروز هم ياروسلا فرت، کارگردان و بنيانگذار تئاتر زار و مدير مؤسسه گروتوفسکي، با موضوع «پايتخت فرهنگي اروپا و المپيک تئاتر» براي علاقهمندان سخنراني ميکند.
«تأثير تئاتر کانتور و گروتوفسکي بر جريان تئاتر معاصر» عنوان سخنراني پروفسور داريوش کوشينسکي است که فردا برگزار ميشود. او در اين سخنراني تأثير تادئوش کانتور و يرژي گروتوفسکي را در تئاتر لهستان و جهان بررسي ميکند و به تحليل و واکاوي تنش ميان تلاش براي حفظ اصالت کار اين هنرمندان از يک سو و نياز و تمنا براي استفاده و توسعه آنها به روش خلاق و اصيل از سوي ديگر، ميپردازد. ويتولد مروژک نيز روز پنجشنبه با موضوع «تئاتر فيزيکي در لهستان» سخنراني ميکند. در اين سخنراني بدن، صدا، گفتار، در تئاتر و موسيقي لهستان بررسي ميشود. جلسات سخنراني هفته تئاتر لهستان ساعت 18 روزهاي ياد شده در سالن مشاهير مجموعه تئاتر شهر برگزار ميشود.
اجراي تئاتر در تئاتر شهر
اگر اجراي نمايش ضعيف «کتابها» در جشنواره تئاتر فجر سال گذشته را فراموش کنيم، تماشاگران ايراني خاطره خوبي از نمايشهاي لهستاني در تهران دارند.
«لهستانيها تئاتر ضعيف ندارند!» را تماشاگران جشنواره تئاتر فجر در طول يک دهه اخير بارها و بارها گفته و شنيدهاند. به همين دليل هم حالا تماشاگران تئاتر ايران منتظر ديدن سه نمايش لهستاني هستند که قرار است در جريان هفته تئاتر ايران و لهستان در تئاتر شهر اجرا شوند.
در اين گروه از برنامههاي هفته تئاتر ايران و لهستان نمايش «ديون 1961» به نويسندگي و کارگرداني «کومونا ورشو» يکشنبه در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر و نمايش «فاوست» به نويسندگي و کارگرداني «مارچيني هريک» ديروز در پارکينگ تالار وحدت به اجرا در آمد.
امروز دو نمايش در اين برنامه اجرا ميشوند. فاوست براي دومين روز متوالي در پارکينگ تالار وحدت اجرا ميشود و تئاتر تهران هم ساعت 19 و 30 دقيقه با نمايش «آن هلي» که بر اساس اشعار يوليو سوواسکي توسط «ياروسلاو فرت» کارگرداني شده، ميزبان علاقه مندان خواهد بود. در ادامه اجراهاي نمايشي هفته تئاتر ايران و لهستان، پنجشنبه يک نمايش از ايران به اجرا در ميآيد. «وضعيت صفر» نوشته محمد چرم شير به کارگرداني «آتيلا پسياني» عنوان نمايشي است که در پنجمين روز هفته تئاتر از ساعت 19 و 30 دقيقه در تالار چهارسو تئاتر شهر به روي صحنه ميرود.
کاروکارگر/وزیر ارامنه خارج از کشور ارمنستان در دیدار با رئیس سازمان فرهنگی هنری مطرح کرد:
گفتوگوهای فرهنگی نقش موثری در پیشبرد صلح و ثبات منطقه دارد
هرانوش هاکوپیان وزیر ارامنه خارج از کشور (دیاسپورا) در دیدار با محمود صلاحی بر نقش مهم ایران در حفظ صلح و ثبات منطقه تاکید کرد و گفتوگوهای فرهنگی را در پیشبرد این هدف موثر دانست.
به گزارش کاروکارگر به نقل ازرسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، محمود صلاحی در ادامه مذاکرات خود با مسئولان ارشد دولت ارمنستان، با خانم هرانوش هاکوپیان وزیر ارامنه خارج از کشور جمهوری ارمنستان دیدار و گفتوگو کرد.
خانم هاکوپیان در ابتدای این دیدار با تاکید بر دوستی دیرینه میان دولت و ملت ارمنستان و ایران گفت: در ابتدای استقلال جمهوری ارمنستان ایران تنها مسیر نجات کشور ما بود. هر بار که به تهران سفر میکنم، احساس میکنم با برادران و خواهران خودم ارتباط برقرار میکنم. از تمام مسئولان ایرانی در ادوار مختلف که شرایط مناسبی برای ارامنه فراهم کردند، تشکر میکنم.

وزیر ارامنه خارج از کشور ارمنستان اضافه کرد: جای خرسندی است که مدارس، مراکز فرهنگی و رسانههای ارامنه در ایران آزادانه فعالیت میکنند. وی افزود: ایران نقش مهمی در حفظ صلح و ثبات در منطقه دارد و گفتوگوهای فرهنگی میتواند نقش موثری در پیشبرد این هدف داشته باشد. قرنهای متمادی است که در کنار هم هستیم اما گاهی، شناخت کافی از یکدیگر نداشتیم و با شناخت است که پتانسیل برگزاری کارهای بزرگ به وجود میآید.
عضو کابینه جمهوری ارمنستان یادآور شد: وقتی دو ملت، روابط دوستانه مسئولان خود را ببینند، با هم ارتباط بیشتری برقرار میکنند. به همین علت توسعه توریسم میتواند به نزدیکتر شدن روابط دو کشور کمک کند.
خانم هاکوپیان با اشاره به مسجد کبود در مرکز ارمنستان گفت: تمایل داریم تا به دنیا نشان دهیم که ایرانیان چطور ۳۵۰ سال از کلیسای ارامنه در شهر اصفهان نگهداری کردهاند. من به گسترش روابط میان دو کشور خوش بین هستم.
رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در این دیدار ضمن تقدیر از توجه دولت ارمنستان به مسجد کبود شهر ایروان گفت: اگر همکاریهای فرهنگی بیشتر شود، تبادلات اقتصادی میان دو کشور هم تقویت میشود. ارامنه در جهان به عنوان ملتی با دانش و با فرهنگ شناخته میشوند.
صلاحی با اشاره به فراهم کردن مقدمات سفر دکتر محمدباقر قالیباف شهردار تهران به ایروان گفت: تهران نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و جزو ۲۰ شهر بزرگ دنیاست و با مدیریت دکتر قالیباف اکثر پروژههای این شهر در میان سه پروژه بزرگ دنیا قرار گرفته است.
مشاور شهردار تهران در پایان یادآور شد: ارامنه در ایران فعالیت خوبی دارند و همکاری مناسبی هم با دولت و ملت ایران داشته و دارند. در جنگ تحمیلی با عراق هم شهدای بسیاری تقدیم جمهوری اسلامی ایران کردند.
وطن امروز/نگاهی به سریال «دندون طلا»
ناتورالیسم اسطورهای به روایت داوود میرباقری
کمیل احمدی: نوشته پیش رو نقدی دقیق و فنی به آخرین اثر هنری داوود میرباقری یعنی مجموعه «دندون طلا» نیست، بلکه اثر ذوقی است که از تماشای فیلم به نویسنده دست داده؛ حالتی که مدتها در آثار نمایشی ایرانی نیافته بود.
به زعم نگارنده در این آفرینش هنری میتوان از پیدایش مکتبی با عنوان «ناتورالیسم اسطورهای» سخن گفت. در حقیقت این آفریده میرباقری مکتب ناتورالیسم را براساس برداشتی آزاد از یک اسطوره کهن ایرانی یعنی «رستم و سهراب» و با مؤلفههایی منحصر به فرد روایت میکند. زمانی که ناتورالیسم در حوزه داستاننویسی توسط نویسندگانی چون امیل زولا خلق شد، نگاهی جبرگرا و ژنتیکی به داستان و فلسفه زندگی بشر ارائه داد. نگاهی که در آن نسلهای امروز قربانی خودخواهیها و جهل نسل و اجداد پیشین خود بودهاند. به طور مثال به این میپرداخت که چگونه میخوارگی و اعتیاد فردی به الکل میتواند در نسلهای بعد آثار زیانباری به وجود آورد و نسلهای بعد را قربانی این سوءفعل امروز خود کند. ناتورالیسم به اقتضای شرایط زمان پیدایشش در قرن نوزدهم بسیار تلخ و بدبین بود. ناتورالیسم با شعار ـ تعارفهای جامعه بشدت مخالف است و تلاش دارد فراتر از آرمانها و آنچه به شعار ـ تعارف میپردازد اعم از اخلاق، آداب اجتماعی و دین جامعه را آنگونه که هست توصیف کند نه آنگونه که باید باشد. ناتورالیستها که سعی داشتند آینهای تمامنما از جامعه خویش باشند و به مثابه یک جامعهشناس جامعه را مطالعه و در قالب داستان روایت کنند، حتی به نسبت پیروان مکتب رئالیسم دعوی بیشتری در علمی بودن و واقعنمایی قوانین زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بشر داشتهاند. ناتورالیستهای ایرانی علاوه بر این یکی از سوژههای اصلیشان کنکاش در زندگی جاهلان و لمپنها و به تصویر کشیدن شخصیت آنها بوده است که چند دهه پیش به وفور در ایران بویژه تهران یافت میشدند. از این منظر که بنگریم «دندون طلا» ضمن آنکه برخی دعاوی ناتورالیسم را ندارد اما در کل اثری ناتورالیستی است. میرباقری بر خلاف گرایش دهه شصتیاش که آرمانگرایی و رمانتیسیسمی از جنس «رعنا» داشت، به روایتی از زندگی و تحولات اجتماعی و سیاسی رسیده که بسیار تلخ و ضدآرمانی شده است. اما او برای رسیدن به این نقطه در کنار تجارب چند دهه گذشتهاش، با اسطورهای از کودکی آشنا بوده که روایتی تلخ از قربانیسازی فرزند توسط پدر بوده است. اتفاقاً در اینجا آنچه موجب میشود نسل فرزند نتواند بر نسل پدر ظفر یابد ناکارآمدی و ناتوانی نیست، بلکه توسل پدر به آداب اجتماعی و اخلاقی است. در حقیقت از دل این فریبی که به نام اخلاق و رعایت آداب صورت میگیرد سهراب شکست میخورد. در واقع براساس این اسطوره، نسل بعد با نام اخلاق و آداب قربانی نسل قبل میشود و این جبر اجتماعی را در فرهنگ ایرانی به نمایش میکشد. تا اینجا میرباقری 2 مکتب مهم را در اختیار دارد که بهسادگی آنچه را که او در سینه دارد میتوانند روایت کنند؛ ناتورالیسم و اسطوره ایرانی. تنها هنر و سلیقه خلاق میخواهد که آنها را براساس شرایط و فهم امروز ایرانی تلفیق کند و داستانی را که او بر قلم دارد پیش ببرد. کاری که میرباقری به رغم شتابزدگیهای زمانه آن را جذاب از آب درآورده است. قصه میرباقری قصه نسل شکستخوردهای است که قربانی جبر اجتماعی شده است.

قصه پدرانی که اگرچه سوءنیت ندارند اما مرد میدان نیستند و با دعاوی سنگین اما تحمل پذیرش مسؤولیتهای زندگی و اجتماعی را ندارند و برای شانه خالی کردن از وظایف خود بهناچار و ناخواسته مرتکب بدترین افعال میشوند. آنها عذاب وجدان هم دارند اما با این روحیه هرچه جلوتر میروند کار را خرابتر میکنند. جبرگرایی حاکم بر فیلم به قدری روشن است که وقتی «نیر» دختر کولی در واکنش به ناجوانمردی «قنبر قهوهچی» که فرزند خویش را انکار میکرد نعره میزند «پلنگ» خواهد زایید تا حقش را از پدر و زمانه بگیرد، بهسادگی میتوانی نادرستی ادعا را ببینی، حتی پیش از آنکه داستان به انتها برسد. آخر یک کولیزاده فقیر و بدبخت چگونه میتواند پلنگ شود. او از پیش محکوم است. او بدبخت شده و در سختی زندگی خواهد کرد و اندازه و ابعاد او هم معلوم است. ممکن است رعایت اخلاق توسط این طبقه فرودست از رنجها بکاهد و شخصیتی مثل یک مطرب سیاهباز (عنایت) را بیافریند که به عنوان منجی فرزندی بیسرپرست ظهور میکند اما نباید خوشی را برای آنها باور و به این خوشی اعتماد کرد؛ همانطور که نیر نتوانست اعتماد کند. نیر زمانی که با پیشنهاد ازدواج رویایی و صادقانه هنرمند شهیر شهر (عنایت) مواجه میشود چارهای جز اعتماد ندارد که تنها به این بخت سیاه خود بخندد. او محکوم به بیاعتمادی است. او اصلا نمیتواند باور کند که روزنههای خوشبختی در دل این همه بدبختی وجود دارد. میرباقری اگرچه در سکانس پایانی فیلم در دیالوگی کوتاه میگوید «بلبل» خود نیز در آنچه رخ داد مقصر است اما این دیالوگ در دل این ساختار آهنین به یک لطیفه سرد شبیه است که گویی فیلمساز ما با ملاحظه برخی مسائل آن را به صورت گذری در فیلم گنجانده است. ساختار زندگی این طبقه نشان میدهد که «آتش» نمیتواند به «بلبل» تبدیل شود. آتش، آتش است و بلبل نمیشود و تنها خود را میسوزاند. قصه «دندون طلا» سیاسی نیست. در اینجا سیاست روبناست. او از دل ساختارگرایی شدید اجتماعی و اسطورهای سخن میگوید اما در اینکه سیاست میتواند بر رنجها بیفزاید یا از آن بکاهد نیز تکلیفش روشن نیست. یا لااقل میتوان اینگونه گفت که سیاست بهجای کاهش رنجها بر آنها میافزاید؛ در گذشته به نوعی و امروز به نوع دیگر. «دندون طلا» نشان میدهد چگونه وزارت ارشاد دهه 1360 به نابودی هنرهای بومی و نمایشی انجامید اما حتی آن را هم کارهای نمیداند. آنها نیز در جبر دیگری گرفتارند. مدیرکل مربوط هم نمیخواهد چنین اتفاقی رخ دهد اما در عمل به سرعت به سوی نابودی آن پیش میرود. نتیجه داستان در همه چیز سیاه و تلخ است. نهتنها «بلبل» در این معرکه آتش نسلی و ساختاری محکوم به سوختن است، بلکه نماد اخلاق و هنر سیاهبازی (عنایت) نیز پس از این سرگذشت سیاه و تماشای آن مصیبت در تماشاخانه، جان به جانآفرین تسلیم میکند. با وجود این «دندون طلا» از نسل جدیدتری سخن میگوید که بدون هیچ ابزاری به آینده امیدوار است و تلاش دارد راه گریزی از این تنگنا بیابد.
وطن امروز/برگزاری نشست خبری جشنواره عمار با حضور پدر شهید احمدیروشن
نخستین نشست خبری اکرانهای مردمی جشنواره عمار، با حضور حاج رحیم احمدیروشن، امروز در ساعت 17 در مسجد صاحبالزمان(عج) شهر نیشابور برگزار میشود. به گزارش تسنیم، با پایان مهلت ثبتنام در ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار و نزدیک شدن به موعد برگزاری این جشنواره، نخستین نشست خبری اکرانهای مردمی این دوره، با حضور حاجرحیم احمدیروشن، دبیر اکرانهای مردمی ششمین جشنواره عمار و هادی حاجتمند از کارگردانان برگزیده جشنواره عمار برگزار میشود. گفتنی است، ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار، دیماه سال جاری و همزمان با حماسه 9 دی در تهران و نقاط مختلف کشور برگزار میشود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


