فرهنگ در رسانه
به گزارش بولتن نیوز، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالبهای مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازند. اما نکته اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامهها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اند. به عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده است. اما آیا با حجم انبوه سایتها و مجلات و روزنامهها و رسانههای مختلف دیگری که وجود دارد، میتوان به همه آنها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است …

به همین دلیل ما در بولتن نیوز سعی کردهایم تا از این به بعد و در قالب صفحه«فرهنگ در رسانه»به بازخوانی و بازنشر اصلیترین مطالب فرهنگی روزنامهها بپردازیم. به عبارت دیگر، «فرهنگ در رسانه»تلاشی است برای تبلور روزانه تراوشات فرهنگی روزنامه های کشور. تا به این طریق، حداقل اصلیترین مقولات فرهنگی که در روزنامهها منتشر شده است، توسط مخاطبین دیده شود. البته ما از همین جا، دست همکاری خود را به سمت همگان دراز کرده و از همه کسانی که تمایل دارند به انحای مختلف در این زمینه به ما کمک کنند، دعوت میکنیم تا در کنار ما، به ارتقای صفحه«فرهنگ در رسانه»کمک کنند.
آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آنها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.
***

وي ادامه داد: من عضو هيات علمي دانشگاه تهران هستم و دِيني به اين دانشگاه دارم و فكر ميكنم دانشگاه به من نيازمند است. من در اين دانشگاه وظيفهاي دارم كه بايد آن را انجام دهم. از طرفي براي من هم فرصت خوب و حرفهاي است كه در محيط بزرگي مثل دانشگاه تهران هم حوزه فرهنگ و هنر و هم حوزه مسائل سياسي اجتماعي را مديريت كنم. اين دو حوزه اهميت بسياري دارند، رهبر انقلاب نيز چندي پيش در جمع روساي دانشگاهها در بخش عمدهای از سخنانشان روي مسائل فرهنگي در دانشگاهها تاكيد كردند و اين مسئوليت ما را سنگينتر ميكند. مديرعامل سابق خانه هنرمندان ايران درباره فعاليتهايش در دانشگاه تهران بيان كرد: فكر ميكنم اگر بتوانيم الگوي موفقي از يك دانشگاه اسلامي كه فرهنگ ديني و اخلاقي ما در آن جاري است ارائه دهيم اين الگو ميتواند به بدنه آموزش عالي كشور منتقل شود. رهبر انقلاب دانشگاه تهران را نمادي از آموزش عالي كشور دانستهاند بنابراين هر آنچه در دانشگاه اتفاق ميافتد منعكسكننده مجموعه آموزش عالي كشور است. وي اضافه كرد: ما هر چقدر بتوانيم در حوزههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي موفق باشيم و منويات رهبر، سياستهاي دولت و سياستهاي كلان نظام را پياده كنيم امكاني به وجود ميايد كه بتوانيم در رفع چالشهاي جدي كه در حوزه فرهنگي نظام آموزش عالي وجود دارد تاثيرگذار باشيم. سرسنگي در بخش ديگري از گفتوگوي خود درباره اينكه ايدهها و برنامههايي كه براي خانه هنرمندان ايران داشت چقدر در دوران مديريتش محقق شد، بيان كرد: بخشهايي از ايدههاي من در خانه هنرمندان عملياتي شد مثلا توانستيم ساختماني را با ۶ ميليارد تومان براي انجمنهاي تجسمي بگيريم و انجمنها در آنجا مستقر شوند و يك زمين ۶ هزار متري به عنوان تعاوني مسكن در منطقه ۲۲ براي هنرمندان فراهم كنيم، نشرياتي از جمله «نقدنامه هنر»، «نمايشخانه» و «گذر» را راه اندازي كرديم، آخرين نشريه هم «شيوه» بود كه به عمر مديريتي من نرسيد اما كارهاي چاپ و توزيع نخستين شماره آن را انجام داديم. كتابها و توليدات فرهنگي زيادي هم داشتيم و توسعه خانه هنرمندان ايران را در شهرهاي ديگر پيگيري كرديم. با اين حال طبيعي است كه بخشي از برنامهها هم به خاطر شرايط مالي كشور انجام نشد. به طور مثال درباره پياده روي هنري دور تا دور خانه هنرمندان بخشي از خواسته ما پيگيري و انجام شد اما از نظر مالي حمايت نشديم و بخش ديگر آن را نتوانستيم انجام دهيم. من اطمينان دارم آقاي مجيد رجبي معمار كه مديريت خانه هنرمندان را بر عهده گرفته است خواهد توانست طرحهاي قبلي را جلو ببرد و هم ميتواند ايدههاي جديدتري را ارائه كند تا هرچه از عمر اين خانه ميگذرد بر اقتدار، پويايي و بر حضور پررنگش در عرصه فرهنگ و هنر افزوده شود. وي در پاسخ به سوالي درباره استعفاي خود كه به دليل نبود همكاري از طرف شهرداري اتفاق افتاده است، عنوان كرد: تا روز آخري كه من در خانه هنرمندان حضور داشتم شهرداري همراهيم كرد. به هرحال ما انتظاراتي داشتيم كه شايد همه آن انتظارات فراهم نشد و اين طبيعي هم بود چون شهرداري محدوديتهاي خود را داشت. در عين حال رابطه من با قاليباف و ديگر مديران شهرداري بسيار خوب بود و هنوز هم هست. من حدود هشت سال مشاور قاليباف بودم و در بدنه شهرداري كار كردم. اينكه گاهي اوقات ما انتظاراتي داشتهايم كه فراهم نشده است به اين دليل بوده كه امكانات و شرايط مالي ايجاب نكرده است و من به حساب قطع همكاري نميگذارم. سرسنگي ادامه داد: وظيفه همه ما گفتن حقايق است و من به آقاي قاليباف هم بيان كرده بودم كه به عنوان مشاورش بايد صريحترين انتقادها را مطرح ميكردم، اتفاقا او هم فردي انتقادپذير است.
آرمان/اثری از گنجینه موزه هنرهای معاصرکم نشده است
مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد برپایی نمایشگاههایی از آثار گنجینهای موزه هنرهای معاصر همه شائبهها پیرامون فروش یا معاوضه تابلوهای این مجموعه را رفع میکند.

مجید ملانوروزی مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر موزه هنرهای معاصر تهران در گفتوگو با مهر پیرامون همکاری های مشترک ایران و آلمان بعد از سفر وزیر امور خارجه آلمان به کشورمان بیان کرد: یکی از برنامه هایی که بسیاری از موزه های معتبر دنیا دارند این است که همواره می توانند با در نظر گرفتن چارچوب و قوانین موجود با هم تبادل فرهنگی هنری داشته باشند. پیرو این رویکرد ما طی سالهای گذشته آثار زیادی از هنرمندان اروپایی از جمله هنرمندان آلمانی را در موزه هنرهای معاصر به نمایش گذاشتیم که برگزاری نمایشگاه «اتوپینه» و تعدادی دیگر از هنرمندان از جمله این همکاری های مشترک فرهنگی بوده است.وی ادامه داد: در این سی سال که موزه هنرهای معاصر فعالیت های زیادی را انجام داده است، چیزی حدود ۳۳ اثر به موزه های خارجی امانت داده شده که این آثار بعد از نمایش در موزه های معتبر دوباره به کشور بازگشت داده شده است. یکی از مباحثی که ما همواره با این موزه ها داشتیم این بود که رفت و برگشت تک به تک آثار هم دشواری های زیادی دارد و هم گرفتاری های گمرکی فراوانی پیرامون این آثار به وجود میآید.مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به پیشنهاد به متقاضیان به امانت بردن آثار موزه هنرهای معاصر بیان کرد: ما به برخی از موزه دارهای معتبر دنیا پیشنهاد دادیم که اگر خواهان به نمایش گذاشتن آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران هستید، در کنار آثار خارجی برخی از کارهای ایرانی را هم به نمایش بگذارید که البته شاید ربطی به تم مورد نظر آن نمایشگاه نداشته نباشد اما اگر طوری طراحی شود که نمایشگاه دربرگیرنده معرفی موزه هنرهای معاصر تهران باشد آن وقت می توانیم در کنار آثار غنی گنجینه موزه، آثار هنرمندان ایرانی را نیز به نمایش بگذاریم. به طور حتم برگزاری این نمایشگاه درآمدها و هزینه هایی خواهد داشت، اما من تصور میکنم درآمد آن از هزینهاش بیشتر است و ما میتوانیم از فرصت استفاده کنیم و موزه هنرهای معاصر را بازسازی کنیم. مدیر موزه هنرهای معاصر تهران با اشاره به امتیازات برگزاری این نمایشگاهها تصریح کرد: برگزاری این نمایشگاه فارغ از اینکه موجب معرفی گنجینه غنی موزه هنرهای معاصر تهران به دنیا می شود، میتواند به برخی از سوءتفاهم های منتقدان نیز پاسخ مناسبی دهد؛ اینکه خیلی از منتقدان خارجی می گفتند موزه هنرهای معاصر برخی از آثار گنجینه را به فروش رسانده است. برپایی نمایشگاههایی از این دست میتواند این نکته را به این منتقدان نشان دهد که آثار موزه حفظ شده و هیچ اثری با اثر دیگر نیز معاوضه نشده است. به هر حال خیلی از شایعاتی که همیشه در پیرامون موزه هنرهای معاصر تهران است می تواند با به نمایش درآمدن این آثار رفع شود و در عین حال موجب معرفی موزه هنرهای معاصر و هنر ایرانی شود.ملانوروزی درباره تاریخ و جزئیات برگزاری نمایشگاهی مشتمل بر ۳۰ اثر از موزه هنرهای معاصر در آلمان توضیح داد: با توجه به برنامه ریزی های صورت گرفته، نمایشگاه پاییز سال آینده در موزه هنرهای معاصر برلین به نمایش گذاشته میشود که البته آثار به صورت دقیق انتخاب نشده اما به طور حتم طی هفته های آینده بابرگزاری جلساتی که پیرامون این موضوع برگزار می کنیم اطلاعات دقیق تر در رسانه ها منتشر خواهد شد.وی درباره استفاده از محوطه پیرامونی موزه هنرهای معاصر و فضاهای که نیاز به بازسازی دارند، توضیح داد: در همین مدت کوتاه سیستم آب، برق و سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر به صورت کامل بازسازی شده البته با توجه به قدمتی که این مکان دارد باید کم کم به فکر تعمیرات کلی تری باشیم. درباره استفاده بهینه از محوطه موزه هم باید به این نکته اشاره کنم که استفاده بهینه شده و موزه این فرصت را فراهم کرده که آثار مهم جهان که در محوطه بیرونی موزه هستند، دیده شوند اما با این حال تکنولوژی هر روز عوض می شود و ما نیازمند نورها و تجهیزات جدید هستیم که باید نسبت به تهیه این امکانات کارهای لازم را انجام داد.
آرمان/پيشنهاد خوبي براي بازي ندارم
جمشيد مشايخي بازيگر پيشكسوت سينما، تلويزيون و تئاتر كشور گفت: پيشنهاد خوبي براي بازي در سينما و تلويزيون ندارم و ترجيح ميدهم تنها در آثار شاخصي كه فيلمنامههاي قوي دارند حضور پيدا كنم.

كمال الملك سينماي ايران در گفتوگو با سينماپرس افزود: متاسفانه اغلب فيلمنامههايي كه اين روزها نوشته ميشود داراي ضعفهاي متعدد و فراواني است كه نميتواند هنرمند را ترغيب به حضور در آن اثر كند؛ من جزو بازيگراني هستم كه هميشه فيلمنامه برايم از اهميت بهسزايي برخوردار است و سعي دارم در آثاري حضور داشته باشم كه فيلمنامههاي قوي و استخوان داري دارند. وي ادامه داد: من معتقدم هيچ هنرمندي نبايد مخاطبان يك اثر هنري را دست كم بگيرد؛ تصوري كه طي سالهاي اخير در توليد آثار هنري سينمايي و تلويزيوني ما باب شده كه مخاطب را سطحي نگر ميپندارد از اساس و بنيان غلط است و يك هنرمند به عنوان شخصي كه نقش مهمي در فرهنگسازي عمومي كشور دارد بايستي در آثاري حضور پيدا كند كه سطح سليقه آنها را ارتقا بخشد. اين بازيگر پيشكسوت سينما در بخش ديگري از اين گفتوگو با اشاره به بازي اش در سريال تلويزيوني «معماي شاه» گفت: من در اين سريال نقش كريم داوتگر را بازي كردم و روي فيلمنامه و بهويژه ديالوگهاي اين سريال حساسيت فراواني داشتم و جز اين حرفي براي گفتن ندارم!بازيگر سريال تلويزيوني «تبريز در مه» در خاتمه اين گفتوگو با بيان اينكه بزرگترين آرزويش سربلندي ايران و ايراني در تمامي زمينههاست اظهار داشت: من اميدوارم كه مردم خوب كشورمان كه من خاك پاي تمامي آنها هستم همواره شاد و سلامت باشند و شرايط زندگي شان روز به روز بهتر شود؛ من همواره به ايران ميانديشم و اميدوارم كه ما به آنچه كه شايسته اش هستيم دست پيدا كنيم. گفتني است؛ جمشيد مشايخي داراي نشان درجه يك فرهنگ و هنر است؛ وي سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسيس هنرهاي دراماتيك درآمد و به عنوان بازيگر كار خود را در برنامه نمايشي كانال سوم غيردولتي آغاز كرد و با ايفاي نقش در فيلم كوتاه «جلد مار» به همراه فخري خوروش جلو دوربين رفت. او حتي به خاطر بازي سينمايي اش براي مدتي از كار تئاتر اخراج شد. در واقع كار حرفهاي خود را از سال ۱۳۴۹ به طور رسمي شروع كرد. بازي جمشيد مشايخي در نقش انسانهاي بيرحم و همچنين نقشهاي تاريخي همچون «شازده احتجاب»، «كمال الملك» و «رضا تفنگچي»، خوشنويس در سريال «هزار دستان» نشانگر از توانايي بازيگري اوست. با اين حال، در كارنامه بازيگري او، نقشهاي كم ارزش و گاه بيارزش نيز شاهد هستيم كه به گفته خود، پذيرفتن آن نقشها را براي كمك به كارگردانها قبول ميكند؛ هرچند كه به كارنامه بازيگري اش لطمه وارد شود. او در سال ۱۳۶۳، بابت بازي در دو فيلم «گلهاي داوودي» و «كمال الملك» برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد شد. استاد مشايخي در كارنامه هنري خود حضور در صدها اثر سينمايي، تلويزيوني و تئاتري را به ثبت رسانده است.
ابتکار/بررسی پدیده فراخوانهای انتخاب بازیگر از طریق فضاهای مجازی؛
سلام تلگرامی به سینما
احمد جهان بین: شبکههای اجتماعی در دنیای مجازی از سال 2004 با توئیتر و فیس بوک پا به دنیای خصوصی آدمها گذاشتند. حالا دیگر هر شهروند یک خبرنگار است و با تکنولوژیهای رسانهای، تا حدی یک دهکده جهانی شکل گرفته است. فارغ از کاربردهای مبتذلی که در استفاده از این ابزار شایع است، آدمهایی هم هستند که فرصت چنین ابزاری را غنیمت میشمارند. سینماییها قدر و ظرفیت شبکههای اجتماعی موبایلی را درک کردهاند و حالا گروههای تلگرامی محلی برای موضعگیری ها، بیانیه امضا کردن، مناظره و حتی انتخاب بازیگر شده است. دنیای جدید رسانه، شکل روبهرویی صاحبان رسانه و مخاطب را تغییر داده است.
اواخر شهریورماه بود که ویدئویی روی شبکه تلویزیون مجازی آپارات منتشر شد که در آن کاوه سجادیحسینی، دستیار اصغر فرهادی اظهار داشت: میتوانید با ضبط کردن 3 دقیقه از معرفی خودتان، آن را برای اصغر فرهادی بفرستید تا در فیلمی که به زودی در ایران خواهد ساخت کاندیدای بازیگری شوید.
نسخه بروز شده سلام سینما
اشاره سجادی حسینی به فیلمی با عنوان «برسد به دست آهو» کار جدید اصغر فرهادی است. البته برخی رسانهها، در مورد این اقدام اصغر فرهادی برای انتخاب بازیگر گمانههایی زدند. مثلا گفتند این کار فرهادی شبیه روش انتخاب بازیگر همکارش محسن مخملباف برای فیلم «سلام سینما» است. بیست و یک سال پیش محسن مخملباف کارگردان سینمای ایران در آستانه نخستین سده سینما، فیلمی با عنوان «سلام سینما» ساخت. مخملباف برای این فیلم از یک آگهی در روزنامه استفاده کرد و از علاقهمندان به سینما برای پروژه جدید سینماییاش دعوت کرد تا در تست بازیگری شرکت کند و نتیجهاش فیلمی با بازی نابازیگرانی شد که شیفته سینما بودند. در یک هفتهای که از فراخوان گذشت تعداد زیادی از علاقمندان بازیگری، فیلمی ۳ دقیقهای از خود که حاوی رزومه کاری شان میشود را از طریق تلگرام برای گروه همکار فرهادی ارسال کردند اما گویا بخش عمده علاقمندانی که در فراخوان شرکت داشتهاند زیر ۴۰ سال بودهاند و برای همین روابط عمومی "برسد به دست آهو" مجددا از علاقمندان بالای ۴۰ سال هم خواست در این فراخوان شرکت کنند.

نکته انحرافی
طبق شنیدهها به نظر میرسد هدف از فراخوان فرهادی، انتخاب بازیگر نیست بلکه برگزاری فراخوان اجرای بخشی از فیلمنامه است. دلیل اینکه از علاقمندان بالای ۴۰ سال هم خواسته شده در فراخوان شرکت کنند، همین اتکای فیلمنامه به ماجرای فراخوان است. بخشی از روایت "برسد به دست آهو" باید از طریق علاقمندان میانسال بازیگری روایت شود و همین شده که دست اندرکاران تولید در اطلاعیه جدید خود به صراحت از علاقمندان میانسال تقاضای شرکت در فراخوان را داشته اند. آنچه مسلم است، شمایل رسانهها تغییر یافته است و بالتبع، رو در رویی مخاطبان با صاحبان قدرت رسانه نیز تحول یافته است. همین میشود که اصغر فرهادی کارگردن سینما، پیش تولید هفتمین فیلم سینماییاش را با انتشار فراخوان بازیگری از طریق تلگرام آغاز میکند و نظارهگر استعداد بازیگری نابازیگران، از طریق نرم افزار تلگرام میشود.
نمونههای دیگر
غیر از اصغر فرهادی، نمونههای دیگری هم از انتخاب بازیگر مرسوم شده است. جلیل سامان فیلمنامه نویس و کارگردان که پیش از این در تلویزیون مجموعههای «ارمغان تاریکی» و «پروانه» را ساخته بود درصدد ساخت مجموعه تلویزیونی «پروین» است. نکته جالب این است که سامان از متقاضیان ایفای تعدادی از نقشها، خواسته است که بیوگرافی و اطلاعات فردی خود شامل تاریخ تولد، قد، وزن، محل سکونت و تلفن تماس را به همراه تعدادی عکس جدید در فضای تلگرام ارسال کنند.
چهره تاثیرگذار دفاع مقدس
پیشتر از این هم فراخوانی برای ایفای نقش در قالب چهار چهره تاثیرگذار تاریخ دفاع مقدس در شبکههای مختلف ارتباطی از وایبر گرفته تا تلگرام و شبکههای اینستاگرام و فیسبوک دست به دست میچرخید. در این فراخوان از علاقمندانی که چهرههایی شبیه به شهدایی چون ابراهیم همت، محمد بروجردی، محسن وزوایی و احمد متوسلیان دارند، خواسته شده بود تصویر خود را از طریق ایمیل یا نرم افزار تلگرام به دست اندرکاران پروژه برسانند. محمدحسین مهدویان که پیش از این سریال مستند تحسین شده «آخرین روزهای زمستان» را تولید کرده بود، کاگردانی این اثر سینمایی را برعهده دارد. حالا فیلم سینمایی «ایستاده در غبار»، با حمایت سازمان فرهنگی و رسانهای اوج و با حضور بازیگرانی که بیشتر آنها طی فراخوان انتخاب شدند در شهرک سینمایی دفاع مقدس جلوی دوربین میروند تا اولین هنرنمایی خود را رقم بزنند.
واکنش امین تارخ
امین تارخ میگوید این روش برای انتخاب بازیگر اصلا مناسب نیست و به ضرر سینما تمام میشود. امین تارخ درباره انتخاب بازیگر از طریق تلگرام و یا اینستاگرام و دیگر اپلیکیشنها میگوید: این مسئله از دو جهت قابل بررسی است: اول استفاده درست از تلگرام یا سایر اپلیکیشنهاست که متاسفانه در کشور ما هنوز فرهنگ استفاده ا ز این مسئله جا نیفتاده است و بیشتر بهجای آنکه از آنها خوب استفاده کنیم به نوعی سوءاستفاده میکنیم. وی ادامه داد: مسئله دیگر شکل انتخاب بازیگر از طریق تلگرام است. این روش اصلا روش مناسبی برای انتخاب بازیگر نیست و به نوعی توهین به بازیگران و صنف بازیگری و کسانیست که برای این کار زحمت کشیدهاند. تارخ با اشاره به اینکه بازیگری مقولهای کاملا پیچیده و آموختنی است؛ افزود: باید زمانی که ما از طریق تلگرام دنبال بازیگر میگردیم این سوال را مطرح کنیم که آیا دنبال یک صورت و چهره میگردیم یا دنبال کسی که تربیت حس، بیان و زبان بدن و دیگر دانشهای بازیگری را بلد باشد.این مدرس بازیگری ادامه داد: افراد زیادی در کشور علاقمند به بازیگری هستند و حتی تصور میکنند استعدادی نیز دارند پس بهصورت طبیعی وقتی ما اعلام میکنیم برای یک فیلم؛ سریال یا اثر نمایشی دنبال بازیگر میگردیم و از آنها میخواهیم یک فیلم از خودشان بفرستند و شماره تلفنشان را هم بگذارند، افراد زیادی این کار را میکنند اما آیا همه این افراد قابلیتهای بازیگر شدن را دارند؟ وی ادامه داد: این مسائلی که درباره استفاده از تلگرام و بازیگری مطرح شده بیشتر از آنکه برای انتخاب بازیگر باشد برای تبلیغات گسترده و رایگان فیلم و نوعی جوسازی است زیرا ما شاهد هستیم بعد از ارسال همه این فیلمها بازهم همان فردی که از ابتدا قرار بوده انتخاب شود، انتخاب میشود. تارخ افزود: ادامه این روند نه تنها شان بازیگر را پایین میآورد بلکه خطرناک است زیرا شاید در این بین افرادی پیدا شوند که با استفاده از عکسها و فیلمهای رد و بدل شده؛ بدنبال تلکه کردن یا سوءاستفاده از اطلاعات بربیایند. تارخ در پاسخ به این سوال که گسترش استفاده از چنین روشهایی برای انتخاب بازیگر آیا برای آینده سینمای ایران خطرناک است یا خیر؟ گفت: این کار اصالت بازیگری و زحمات افراد و بهخصوص جوانهایی که با صبر و حوصله به آکادمیهای بازیگری رفتند و آموزش دیدند را زیر سوال میبرد و به نوعی یک کجفهمی در استفاده از تلگرام است. تارخ افزود: تا امروز در بیشتر رسانهها اعم از رادیو و تلویزیون و رسانههای مکتوب به جوانها و علاقمندان بازیگری توصیه میشد برای فراگرفتن بازیگری به دانشگاه و مدارس بازیگری بروند، حال این روش جدید خلاف مباحث تئوریک، دانشگاهی و آموزشی عمل میکند.تارخ افزود: در همه جای دنیا حتی بازیگری از حیطه تئوری و فراگیری در دانشگاهها خارج شده و به کارگاههای بازیگری رسیده. یعنی کسی که میخواهد بازیگر شود باید بعد از فراگیری مباحث تئوریک به یک کالج یا آکتورز استودیو برود و بهصورت عملی بازیگری را یاد بگیرد. وی ادامه داد: بازیگری یعنی فراگیری علم بازیگری و سپس انجام عمل بازیگری بهصورت همیشگی و مدوام و لاغیر. یک بازیگر باید همیشه روی دانش و بدن خود بهصورت علمی و عملی کار کند.
ابتکار/کارگردانی که ۱۵روز با طالبان زندگی کرد
محسن اسلام زاده که مستند «تنها میان طالبان» را با حضور در میان طالبان ساخته درباره روند جلب اعتماد آنها که ۴۰ ماه طول کشیده است، صحبت کرد.

محسن اسلام زاده کارگردان سینمای مستند در گفتگو با مهر درباره چگونگی ساخت «تنها میان طالبان» گفت: از زمانی که ایده ساخت مستندی با موضوع طالبان به ذهن من رسید تا امروز که ساخت این پروژه به پایان رسیده است، ۴ سال و ۸ ماه میگذرد که ۴۰ ماه از آن صرف جلب اعتماد طالبان و پیش تولید شد.
کارگردان مستند «اسرار زندان ابوسلیم» ادامه داد: برای ساخت این مستند چند بار به کشور افغانستان سفر کردم تا اینکه سال گذشته موفق شدم اجازه حضور بین این گروه را پیدا کنم و ۱۵ روز در میان طالبان زندگی کردم. کارگردان مستند «اهل سنت ایران» با تاکید بر اینکه طی ۱۰ سال اخیر هیچ دوربینی برای ساخت مستند یا گرفتن گزارش میان طالبان نرفته است، توضیح داد: برای اینکه بتوانم طالبان را راضی به حضور در میان آنها کنم علاوه بر ارائه چند فیلمم که در کشورهای افغانستان و لیبی ساخته شده بود، قطعه فیلمی از یکی از رهبران کنونی طالبان که دو دهه پیش توسط یکی از مستندسازان قدیمی ضبط شده بود برای آنها فرستادم. آنها از این فیلم بسیار خوششان آمد و مجوز حضور من در بین طالبان صادر شد.
اسلامزاده با اشاره به اینکه زمان این مستند ۵۷ دقیقه است، بیان کرد: لحظهای که من اجازه حضور در کنار طالبان را پیدا کردم، داعش تازه در منطقه ظهور کرده بود و همین مساله باعث به وجود آمدن مسائل امنیتی بسیاری در منطقه شده بود، به همین جهت با حضور در میان طالبان شرایطی پیش آمد که احساس میکردم در یک حصر نامرئی هستم تا اینکه آنها کم کم به من اعتماد کردند و توانستم مصاحبههای خوبی بگیرم.
مستند «تنها میان طالبان» به کارگردانی محسن اسلام زاده به نهمین دوره جشنواره «سینما حقیقت» راه یافته است.
اطلاعات/تبادل فرهنگ ها در همایش بین المللی میراث آندلس
همایش بین المللی دو روزه «میراث اندلس، ایبریا» با حضور استادان و ایران شناسان داخلی و اسپانیایی در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. در مراسم افتتاحیه این همایش دکتر احمدوند معاون پژوهشی دانشگاه، دکتر نجمه شبیری رئیس این همایش و مدیر گروه زبان اسپانیایی، دکتر امیلیو فرین دبیر علمی همایش، کارلوس آراگون نفردوم سفارت اسپانیا در ایران، رئیس خانه سه فرهنگ مدیترانه و تنی چند از استادان، ایران شناسان و دانشجویان در دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی سخنانی ایراد کردند.
دکتر احمدوند در سخنانی با اشاره به زمینه مشترک فرهنگی ایران و اسپانیا به واسطه ورود نسبتا همزمان اسلام به این دو منطقه گفت: میدانیم که بعد از یک دوره کوتاه، اسلام برای شکل گیری به عنوان یک هویت در قرن هفتم وارد ایران و در ابتدای قرن هشتم وارد جنوب اروپا شد و این ورود در هر دو عرصه، تأثیرات بسیار عمیق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و اقتصادی بر جای گذاشت.

معاون پژوهشی با تبیین این تأثیرات افزود: این تأثیرات به گونهای بود که هم وجه جهان شمول اسلام را تقویت کرد و تداوم داد و هم وجوه بومی فرهنگهای دو منطقه را به خوبی بازتاب داد. وی هدف از برگزاری این همایش دو روزه را بررسی تأثیرات متعدد علمی، فرهنگی، هنری، فلسفی، معماری و اسطورههای فرهنگ ایرانی و ایبریایی از اسلام بر شمرد و تصریح کرد: طـی بـرگزاری این همـایش برآنیم تا پرتوی از برخی زوایای پیدا و پنهان این تأثیر گذاری را بررسی نمائیم و امیدواریم با مباحث بسیار خوبی که در نظر گرفته شده است بتوانیم به این اهداف دست یابیم و زمینه تبادل فرهنگی و علمی بیشتری را فراهم و ارتباطات را تقویت و توسعه دهیم.
دکتر نجمه شبیری مدیر گروه زبان اسپانیایی و رئیس این همایش بین المللی نیز در سخنانی با اشاره به ایده برگزاری این همایش اظهار داشت: لازم است تا با برگزاری این گونه نشست ها، ریشههای تاریخی و فرهنگی ارتباط ایران و اسپانیا و دیگر کشورهای اسلامی که از آبشخور اسلامی تغذیه میکنند بررسی نموده و زمینه را برای همکاری های مشترک برای یافتن تاثیرات متقابل بین دو فرهنگ فراهم سازیم.
مدیر گروه زبان اسپانیایی با اعلام خبر آغاز همکاری مشترک دانشگاه علامه طباطبائی با دانشگاه کمپولوتسه افزود: این تفاهم نامه همکاری به همت همکاران امور بین الملل دانشگاه انجام میشود و امیدواریم در آینده با تقویت و توسعه همکاری ها گام های بلندتری برای تبادل فرهنگها برداشته شود.
کارلوس آرگون نفر دوم سفارت اسپانیا در تهران سخنران بعدی این مراسم بود. وی در سخنانی با اشاره به اشتراکات فرهنگی و ادبی بین دو کشور ایران و اسپانیا بیان داشت: این همایش به ما کمک می کند تا از شناخت سطحی به ساختارهای عمیق بین دو کشور برسیم. وی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این همایش با همکاری دانشگاه های دو کشور افزود: دانشگاه، مراکز فرهنگ و تفکر هر کشوری هستند که باید زمینه ی نزدیکی و تعامل کشورها را بوجود آورند و امیدواریم براساس این همکاریها، شاهد ارتباط و تعامل روز افزون در روابط بین دو کشور باشیم .
همچنین در این همایش پیام ریاست شورای عالی استان آندولوسیا سوسانا دیاس، توسط رئیس مرکز سه فرهنگ خوزه مانوئل گراخرا خوانده شد. وی این همایش را نگاهی به اسلام از زاویه دید ایرانی وایبریایی دانستند و امید داشتند تا این همایش سال آینده در سویا برگزار شود.
این همایش در ۵پنل و با حضور ۳۸سخنران برگزار شد.از اهداف اصلی این همایش مطالعۀ تاثیرات متقابل فرهنگهای غنی و دیرینه ایرانی – ایبریایی در دوران حاکمیت اسلام بود.بحث هایی که در این همایش مورد بررسی قرار گرفت می توان به بررسی خاستگاه اندیشه های
فلسفی در آندلس اسلامی،تاثیر متقابل آرا و افکار اندیشمندان ایرانی و آندلسی بر یکدیگر،نقش آندلس اسلامی بر فرهنگ و زبان اسپانیای امروز،بررسی شکل گیری و نقش مدرسه مترجمان تولدو بر تاریخ اندیشه مغرب زمین،میراث اندلس و مسجد قرطبه، تاثیر تطبیقی تمدن اسلامی بر معماری و نقاشی آندلس،علل انحطاط تمدن آندلس اشاره کرد.
در روز اول همایش دو نشست تحت عناوین : فاطمیون و آندلس امویان و ادبیات و زبان شناسی آندلس برگزار شد .در نشست اول دکتر جوزف ریزلی استاد دانشگاه پرینستون، دکترلانجا دباغ ، دکتر اسمعیل سعید ،دکترآنتونیو پلیتری، دکترخشنو نوزا، دکتر نیبس ایبانیث استاد دانشگاه ، دکترسید محمدرضا حسینی بهشتی ، دکتررجا بومدین، دکترخوان لوییس کنده استاد زبان شناسی دانشگاه کومپلوتنسه مادرید، دکترزهره نائمی، دکترمحمد بهرام زاده، دکتر سعید هوشنگی، دکترامید جهانبخت، دکترنجمه شبیری، دکتر دینا عبدالقادراستاد دانشگاه ماساچوست، دکتر ربابه رمضانی سخنرانی کردند.

در روزدوم همایش نیزطی دو نشست با موضوعات ،عرفان و هنرومعماری با حضور اساتید فن: دکتر سوسانا کالبو کاپیا استاد هنر از دانشگاه کومپلوتنسه مادرید، دکتر باربارا بولوکس گایاردو استاد دانشگاه گرانادا، دکتر خوان روییس سائوسا، دکترمانوئلا سبایوس، دکتراحمدعلی حیدری، دکترپیروز ارجمند، دکتربیژن شکرریز، دکتر حسین کلباسی، فایزه نوریان ، دیه گو مویا، دکترفریناز فربود، دکترامیلیوگونسالس فرین اسلام شناس ازدانشگاه سویا، دکترفرزانه اعظم لطفی، دکترخوسه انتونیوگونسالس الکانتود، شهرام دلشادر مقصود بخشش، دکتربئاتریس سالاس استاد دانشگاه ومترجم شاهنامه، دکترمالک عبدی، دکترالنااریخیتا ماسا، دکترعلیرضاامیدبخش، ادواردو لوپس بوسکتس سفیراسپانیا در ایران برگزار شد.
در مراسم اختتامیه این همایش سفیر اسپانیا در ایران، ادواردو لوپس بوسکتس که جزء سخنرانان همایش بود نیز با اشاره به قدمت روابط ایران و اسپانیا خواستار تداوم این همایش در سال آینده در شهر سویا و سال بعد در شیراز شد.
ایران/مدیران مرکز دایرئالمعارف بزرگ اسلامی در دیدار مسئولان جهاد دانشگاهی:
آنقدر خزانه خالی است که نمیتوانیم چیزی توقع داشته باشیم
موسوی بجنوردی: جرقه نگارش تاریخ جامع ایران، یک راننده تاکسی بود
تعدادی از مدیران جهاد دانشگاهی با حضور در مرکز دایرئالمعارف بزرگ اسلامی، از بخشهای مختلف آن دیدار و با مدیران آن گفتوگو کردند.
کاظم موسوی بجنوردی در این دیدار درباره تأسیس مرکز دایرئالمعارف بزرگ اسلامی گفت: من در اسفند سال 62 کار این مؤسسه را آغاز کردم و تقریباً 32 سال است که دایرةالمعارفنویسی را در این مجموعه انجام میدهم. یکی از دایرئالمعارفهایی که در این مجموعه به پایان رسیده «تاریخ جامع ایران» است که 170 استاد و چندین پژوهشگر طی 14 سال آن را به پایان رساندند.
سرپرست علمی و ریاست مرکز دایرئالمعارف بزرگ اسلامی در ادامه درباره بخشهای مختلف این مرکز گفت: این مرکز 16 بخش علمی دارد که شامل بخش ادبیات عرب، تاریخ، ادبیات، کلام فقه، جغرافیا، علوم، فقه، علوم قرآنی و حدیث، فلسفه، عرفان، هنر و معماری، حقوق، مردمشناسی، ادیان، زبانشناسی، ایرانشناسی و موسیقی میشود. بزرگترین دایرئالمعارف این مجموعه، دایرئالمعارف بزرگ اسلامی است که به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی منتشر میشود.
او درباره کتابخانه این مرکز تشریح کرد: اینجا نزدیک به 800 هزار جلد کتاب دارد. 114 مجموعه تاکنون به کتابخانه اهدا شده و دو مجموعه هم در راه است.
کیانوش کیایی – معاون موسوی بجنوردی - در ادامه گفتههای موسوی اضافه کرد: مرکز دایرئالمعارف بزرگ اسلامی مقدس است و حضور افراد بیشتر جنبه کسب معنویات دارد. خود من چهار ماه است که حقوق نگرفتهام و بیرون از اینجا کار میکنم تا امرار معاش کنم اما حضورم را در اینجا کم نمیکنم. بجنوردی درباره علت مشکلات مادی گفت: بحران مادی تنها به این مرکز محدود نمیشود. بعد از 8 سال دولت نهم و دهم همه ایران مشکل مالی را تجربه کردند. این فشار در بخش فرهنگی بیشتر است. آنقدر خزانه خالی است که نمیتوانیم توقع چیزی داشته باشیم.
سرپرست علمی دایرئالمعارف بزرگ اسلامی درباره ارتباط با سایر بخشهای پژوهشی بیان کرد: ما با سایر دایرئالمعارفها و خاورشناسها همکاری میکنیم. البته بیشتر همکاران ما ایرانی هستند. اما از همکاری افراد خارجی هم بهره میبریم. این مرکز را در همه کشورها میشناسند بهطوری که اگر ما به کسی گواهینامه بدهیم که 10 سال در این مجموعه کار کرده دانشگاههای خارج او را میپذیرند.
همچنین سعید پورعلی - معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی - در ادامه صحبتهای بجنوردی اضافه کرد: ایران دو مرز جغرافیایی و فرهنگی دارد و اینجا در بحث مرزداری دارای هویت کاملاً برجسته و فاخری است. برای من خوشحال کننده است که این مجموعه به دور از فضای سیاسی کار میکند. شما سرمایه فرهنگی هستید و این مجموعه را برای فرهنگ جمع کردهاید. باید این مجموعه بخوبی حفظ شود. شما تنها به علمیت افراد توجه میکنید و کار را براساس محوریت ایران و اسلام پیش میبرید. حق این است که مردم و دولت نسبت به این مجموعه با مسئولیت بیشتری برخورد کنند.
بجنوردی درباره تدوین تاریخ جامع ایران هم اظهار کرد: ما چندین دوست هستیم و همیشه با آقایان دینانی، فولادوند، شبستری و چند نفر دیگر دور هم جمع میشویم. یک بار آقای ابراهیمی دینانی دیر آمد. زمانی که علت را جویا شدم، دیر آمدن را بهعلت جغرافیای ضعیف راننده تاکسی ارتباط داد. یک جمله جالب از راننده تاکسی نقل کرد. آن جمله این بود که ما به جز جغرافیایمان، تاریخ را هم گم کردهایم. من آن شب تا صبح به این جمله فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ما باید تاریخ ایران را بنویسیم و جرقه نوشتن «تاریخ جامع ایران» را که از قبل از مهاجرت آریاییها تا امروز را شامل میشود در ذهنم زد.
جام جم/نفوذ فرهنگی مهم ترین بعد نفوذ
نفوذ، مساله تازه ای نیست و در گذشته شاهد تلاش دشمن برای نفوذ در ابعاد مختلف بودهایم و هر بار نیز بخوبی توانستهایم با آن مقابله کنیم اما دلیل اینکه امروز مجددا این مساله از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح میشود این است که ابعاد حرکت های دشمن به سمت انقلاب ما تغییر کرده است.
دشمن در عرصه نظامی و سیاسی، هیچ گاه مقابل ما نتوانسته به اهداف خودش برسد و به همین دلیل به فکر روش های جدیدی است که این روش ها از جنگ نرم آغاز می شود و به یک سلطه فکری منتهی خواهد شد و هدف اصلی آن، نوعی باورسازی است.

در این روش که با ابزار مختلفی انجام میشود، مردم بیآنکه متوجه شوند به نفع کشورهای غربی، تغییر رفتار میدهند.
این کل تئوری غرب است و برای این کار آمریکایی ها با بیش از یکصد و چهل رسانه فارسی زبان و مخارج هنگفتی که می کنند تلاش دارند به هدفشان که همان باورسازی در جامعه ایران است، دست یابند.
این باورسازی، چیزی نیست جز غرب زدگی و خالی شدن از ایدئولوژی اصیل اسلامی که ایدئولوژی مبارزه است.
به همین دلیل آنها امروز تلاش می کنند از طریق ایجاد بسترهای لازم این کار را انجام دهند که این بسترها می تواند در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد.
به نظر ما مهم ترین بعد این مساله بعد فرهنگی است که رهبر معظم انقلاب نیز به آن اشاره کردند و اگر دشمن بتواند در بعد فرهنگی، موفق شود در ابعاد اجتماعی و اقتصادی هم قطعا می تواند موفق شود. زیرا اگر فرهنگ یک جامعه به سمت یک تفکر، متمایل شود، حتما در اقتصاد نیز تاثیر میگذارد.
این مساله بسیار مهم است و با توجه به اینکه بعد از مذاکرات هسته ای، برخی تصور می کردند باید درهای اقتصاد و فرهنگ را به روی کشورهای غربی باز کرد، رهبر معظم انقلاب نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری نشان دادند اما برای مقابله با نفوذ و با توجه به ابعاد مختلف ماجرا، راهکارهای مختلفی نیز وجود دارد.
مثلا در بعد اقتصاد، مهمترین بحث همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اقتصاد مقاومتی و اقتصادی است که درونگرا باشد.
در بعد فرهنگ هم همانطور که بارها رهبر معظم انقلاب فرمودند بهترین راه مقابله با فرهنگ بیگانه، تقویت فرهنگ بومی است. فرهنگ بومی در کشور ما، فرهنگی ایرانی اسلامی است که مردم سال ها با آن آمیختهاند و این فرهنگ عاشورایی، فرهنگ مبارزه است که ما سال ها با این فرهنگ انقلابی زندگی کردهایم.
ما در تاریخ انقلاب اسلامی، هرگاه نگاهمان به داخل و داشته های خودمان بوده و روی پای خودمان ایستادهایم به نتیجه رسیدیم و این میتواند الگویی باشد برای تمام حوزه هایی که دشمن برای نفوذ در آنها تلاش دارد.
جوان/سينما تك خانه هنرمندان براي مدير جديد فيلم چاقو كشي گذاشت
فيلمفارسي از خيابان ايرانشهر ميآيد
در اقدامي تعجبآور «قيصر» از نمادهاي سينماي مبتذل فيلمفارسي توسط سينما تك خانه هنرمندان اكران شد.
نویسنده : محمدصادق عابديني
در اقدامي تعجبآور «قيصر» از نمادهاي سينماي مبتذل فيلمفارسي توسط سينما تك خانه هنرمندان اكران شد.
رجبيمعمار، رئيس تازه از راه رسيده خانه هنرمندان در همين ابتداي کار با اكران فيلمفارسي توسط سينما تك خانه هنرمندان، صاحب يك گاف اساسي شد!
جابهجاييها از كاستيها نكاست
مجيد سرسنگي، مديرعامل خانه هنرمندان و مجموعه تئاتر ايرانشهر، در زمان تصدي پست مديريت اين مجموعه بارها به دليل كاستيها و اشتباهاتي كه در زيرمجموعهاش پيش ميآمد از سوي رسانهها نقد ميشد. بعضي اوقات نيز برپايي نمايشگاهها در خانه هنرمندان يا اجراي برخي از نمايشها در تئاتر ايرانشهر باعث ميشد تا سرسنگي به صورت مستقيم وارد عمل شود و براي كاهش انتقادها اقدام به مميزي يك نمايش يا حتي توقيف آن كند، اما مجموعه خانه هنرمندان به دليل گستردگي فعاليتها و اينكه پاتوق مهم فرهنگي به شمار ميرفت هميشه زير ذرهبين بود تا اينكه دست آخر با استعفاي سرسنگي از مديرعاملي پس از چهار سال فعاليت در خانه هنرمندان، هيئتمديره مجيد رجبيمعمار را براي يك دوره دو ساله به عنوان مديرعامل برگزيد. رجبيمعمار مديرعامل جديد خانه هنرمندان فعاليتهاي فرهنگي را از دهه 60 و استان سيستان و بلوچستان آغاز كرد و مدتها در سپاه و بسيج مديريت مجموعههاي فرهنگي را برعهده داشته است و مديريت شبكههاي تلويزيوني و مشاوره فرهنگي از جمله سمتهاي پيشين وي قبل از تصدي مديرعاملي خانه هنرمندان بوده است. در اولين روزهاي مديريت رجبيمعمار «هفته فيلم كيميايي» از سوي خانه هنرمندان برگزار شد و در اولين روز فيلم «قيصر» انتخاب و اكران شد!
سينما تك خانه هنرمندان پاتوق مسئلهدارها!
سينما تك خانه هنرمندان كه هفته فيلم كيميايي را برگزار ميكند، پيش از اين نيز سابقه اكران فيلمهاي توقيفي را داشت و اين بار نيز فيلمي را انتخاب كرد كه اكران آن تعجبآور و دور از ذهن بود. فيلمهاي توقيف شدهاي مانند «گس»، «پرويز»، «خرس» و « بلوك 9 خروجي 2» از جمله اين فيلمها بودهاند. آيا قرار است در زمان مديريت رجبيمعمار نيز اين روند ادامه یابد؟ اكران فيلم قيصر نشان داد كه گردانندگان سينما تك از اينكه مؤاخذه نميشوند، خيالي راحت دارند.
اکران فيلم سينمايي «قيصر» آن هم در خانه هنرمندان باعث شد مسعود كيميايي هم اعتراف كند از اين اتفاق شگفتزده شده است، چه برسد به كساني كه فكر ميكنند سينماي بعد از انقلاب آنقدر بزرگ و قوي هست كه براي بزرگداشت كارگردانانش لزومي نباشد كه به گذشته چوب بزنند و از فيلمفارسي نمونه بياورند. گويا سينما تك خانه هنرمندان مجموعهاي جدا از كليت فرهنگي كشور است كه آزادانه هر فيلمي را اكران ميكند حتي اگر آن فيلم از نظر فرهنگي سنخيتي با انقلاب اسلامي نداشته باشد. سينما تك خانه هنرمندان در سايه بيتوجهي مديريت فرهنگي به گعدهاي تبديل شده كه برخي افراد با پول مردم براي خود دست و پا كردهاند و از دل اين محفل اكران «قيصر» بيرون ميآيد.
فيلم سينمايي «قيصر»يكي از چند فيلم جريانساز فيلمفارسي است. فيلمي كه باعث شد تا جريان «كلاه مخملي» و بزنبهادرها ي غيرتي در فيلمفارسي جان بگيرند. نمايش جنايتهاي ناموسي و مردهاي خشني كه شخصاً به فكر انتقام ميافتند بعد از اين فيلم كيميايي سينماي پيش از انقلاب را يك تكان اساسي داد. اما دوران «قيصر» و فيلمهاي كپيسازي شده بعد از آن خيلي وقت است كه به سر آمده به طوري كه تلاشهاي سالهاي اخير كيميايي براي بازسازي قهرمانهاي فيلمهايش براساس نقش «قيصر» به شكستهاي تجاري منجر شده است. «قيصر» نمادي از فيلمفارسي است همان سينمايي كه با فساد اخلاقي رابطه تنگاتنگي دارد و سينماي بعد از انقلاب با دوري جستن از فضاي آن به وجود آمد. حال چرا بايد نمادي از سينماي فساد براي بزرگداشت كارگردان قديمي سينماي ايران استفاده شود؟! آن هم در خانه هنرمندان و درست چند وقت بعد از جابهجايي در سطح مديريت خانه هنرمندان! مجيد رجبيمعمار مدير فرهنگي ريشهداري است كه سابقه مديريت طولاني در سطوح مختلف داشته، آيا وي آنقدر از فضاي فرهنگي كشور دور است كه نميداند براي بزرگداشت كيميايي فيلمهاي مناسبتري از قيصر نيز وجود دارد! گاف دادن در حد پخش فيلمفارسي با كمترين ميزان مميزي از شخصي مانند رجبيمعمار جاي تعجب دارد و مدير خانه هنرمندان بايد درباره اتفاقي كه افتاده به افكار عمومي پاسخگو باشد. حتي اگر قبول كنيم كه در شرايطي كه رجبيمعمار هنوز بر شرايط كار در خانه هنرمندان مسلط نشده عدهاي فرصت طلب اين كار را به وي تحميل كرده و از فرصت مغتنم پيش آمده كمال استفاده را كرده باشند، در نهايت شخص رجبيمعمار است كه مسئوليت كار را برعهده دارد. كيميايي بعد از انقلاب فيلمهاي ماندگاري ساخته اگرچه در سالهاي اخير سينماي وي با افول روبهرو شده، اما «دندان مار» ، «اعتراض» و «سلطان» بخش مهمي از آثار كيميايي را تشكيل ميدهد كه ميشد به جاي «قيصر» در شب بزرگداشت كارگردان اكران شوند. حتي اگر قرار بود از سينماي پيش از انقلاب كيميايي مثال آورده شود فيلم «سفر سنگ» مناسبتتر به نظر نميرسيد؟
هفته فيلم كيميايي در خانه هنرمندان ادامه دارد و روز گذشته فيلم سينمايي «سرب» در سينما تك خانه هنرمندان اكران شد. در ادامه اين برنامه قرار است فيلم توقيف شده «خط قرمز» نيز اكران شود، موضوعي كه دهنكجي به قانون، وزارت ارشاد و سازمان سينمايي به شمار ميرود.
جوان/پدر شهيد احمديروشن دبير اكرانهاي مردمي «عمار» شد
در ديداري با حضور اعضاي دبيرخانه جشنواره مردمي عمار و محمد سرور رجايي و حجتالاسلام عسگر آقايي در منزل پدر شهيد مصطفي احمديروشن، حاج رحيم احمديروشن، به عنوان دبير اكرانهاي مردمي ششمين جشنواره عمار معرفي شد.

به گزارش «جوان» در اين ديدار، پدر شهيد احمديروشن، ضمن قدرداني از تلاشهاي اعضاي دبيرخانه جشنواره عمار با اشاره به آيه «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص/5) گفت: خداوند به خاطر ولايتمداري، استقامت و استكبارستيزي مردم ايران، اين ملت را مورد عنايت خود قرار داده است.
وي ادامه داد: بنده دوران انقلاب و جنگ تحميلي را تجربه كردم و بر همين اساس معتقدم ملت ايران شايسته اين انتخاب بوده است و امروز، ميبينيم كه بعد از گذشت نزديك به چهار دهه از انقلاب با اهداي هزاران شهيد، همچنان در اين راه محكم و استوار است. پدر شهيد احمديروشن افزود: علت اين استقامت، بصيرت ملت ايران و اعتقاد مردم به راهي است كه در آن قدم گذاشتهاند اما در اين راه عمارهايي هم بايد باشند تا اين حركت به نتيجه برسد. حاج رحيم احمديروشن با اشاره به خدمات شهيد اندرزگو قبل از پيروزي انقلاب و لزوم تقدير از فيلمسازاني كه به اين عمارها توجه ميكنند، بيان كرد: انقلاب اسلامي ملت ايران براي مردم دنيا به عنوان يك الگو مطرح است؛ چراكه ميبينيم بعد از پيروزي انقلاب، با الگوگيري از آن، بيداري اسلامي در ديگر كشورهاي اسلامي شكل ميگيرد، به عنوان مثال، مردم افغانستان در مقابل ارتش سرخ شوروي ميايستند و آنها را از خاك كشورشان بيرون ميكنند. حاج رحيم احمديروشن، خطاب به دستاندركاران عمار، اظهار داشت: شما بايد اين جشنواره را براساس شناساندن عمارهايي مثل شهيد همتها، شهيد باقريها و شهيد باكريها پيش ببريد. وي در همين باره ادامه داد: به طور مثال، درباره سرداران و قهرمانان مشروطه ميبينيم كه به دليل اينكه اهميتي قائل نشدند، بسياري از رشادتهاي آنان امروز به فراموشي سپرده شده است.
جوان/چرا در برخي رسانهها از نويسنده دلباخته ضد انقلاب تمجيد ميشود؟!
«نویسنده مبارز» کلید واژه تطهیر ساعدی
برخي رسانهها و نشريات داخلي با بهره گيري از غفلت بزرگ مسئولان، هر ساله با فرا رسيدن سالمرگ غلامحسين ساعدي، نويسنده محبوب منافقين و ضدانقلاب كه سابقه هتاكيهاي متعددي به رهبر كبير انقلاب را دارد، به تعريف و تمجيد از اين عنصر ميپردازند.
نویسنده : مصطفي شاهكرمي

غلامحسين ساعدي و سابقه فعاليتهاي ضدانقلابياش در كنار آثار و تأليفاتش كه آنها را به رجوي ملعون، رهبر گروهك ضدانقلاب و تروريستي منافقين اهدا كرده، براي همه فعالان حوزه تئاتر، سينما و البته اهالي ادب و رسانه شناخته شده و روشن است. هر ساله و در ايام فرا رسيدن سالمرگ اين عنصر ضدانقلابي برخي از رسانهها و نشريات داخلي با انتشار عكس و تصوير وي با هدف تطهير چهره كريه و سياهش براي محو كردن توهينها و لجن پراكنيهاي ساعدي به امام و انقلاب تلاش ميكنند. واقعيت و روشني نگرش سياه ساعدي، آثار و تفكراتش در تضاد و عناد با بنيانگذار انقلاب اسلامي و فحاشيهاي مكرر وي، آنقدر بديهي و غيرقابل كتمان است كه اين اقدام رسانهها و نشريات به غير از غرضورزي با نظام و انقلاب و نيز تخريب چهره امام خميني(ره) نميتواند علت ديگري داشته باشد. ساعدي در بخشهاي مختلفي از آثارش «جنگيدن و نبرد» با نظام را «مقدس و مهم» ميشمارد (با عرض پوزش از مخاطبان به دليل نوشتن اين عبارات)، مثلاً در جايي ميگويد: «من مخلص كسي هستم كه با [امام] خميني(ره) ميجنگد!» در جايي ديگر ميگويد: «براي مبارزه با رژيم (جمهوري اسلامي) ساكت ننشستهام و عضو هيئت دبيران كانون نويسندگان هستم و در هر امكاني كه براي مبارزه هست شركت ميكنم.» ساعدي بارها در آثار و گفتارش با حمله به روحانيت و توهينهاي مكرر به شخصيت امام راحل(ره)، نظام اسلامي را رژيم «جلادان دستار به سر» خوانده كه در حوزههاي علميهاش «آموزش رسوم كشتار و سنگسار كردن ميدهند!» وی در جايي آورده: «براي برانداختن جمهوري اسلامي، سلاح فرهنگي كاربرد فراواني دارد. از اين اسلحه نبايد صرفنظر كرد.» (كتاب الفبا جلد سوم)
به جهت وجود چنين عقايد و نگرشهاي ضدامامي و ضدانقلابي است كه ساعدي محبوب منافقين است و رجوي در پيامش براي مردن اين عنصر خائن به وطن وي را «يك نويسنده مبارز» مينامد! حال با وجود اين آن دسته از نشريات و رسانههاي داخلي كه اقدام به تطهير چهره يا گرفتن بزرگداشت براي وي مينمايند و آن دسته از افراد و رسانههايي كه روزنامه خود به اين فرد تقديم ميكنند را بايد با چه عنواني خطاب كرد؟! چه نسبتي بين چنين رسانههايي با نظام مقدس جمهوري اسلامي و امام خميني(ره) ميتواند وجود داشته باشد؟! قضاوت با مردم و مخاطبان محترم است.
حمایت/«نگار حقانی ذبیحی» در گفتو گو با «حمایت»:
بهترین راهکار برای بهبود وضعیت تصویرگری، نقد هنری است
سارا طالبی زاده- گروه فرهنگی: نقاشي براي كتاب كودك زماني تنها به عنوان يك سرگرمي مطرح بود و مستعد فراموشي اما حالا به عنوان ژانري مطرح در رشتههاي تجسمي كالجهای معتبر جهان به عنوان يك درس جدي حضور دارد .بااین حال تصويرگری كتاب كودك در ايران از صنعت بيمار نشر كتاب كودك رنج ميبرد چراکه در صنعت نشر ما رابطه درستی بين نويسنده، ناشر، تصويرگر، طراح و... بر قرار نيست. از همه مهمتر اینکه ميزان فروش آثار و آمار و ارقام علاقهمندی مخاطبان به آثار مشخص نيست. بنابراین توليدكنندگان كتاب كودك چندان در جريان بازخوردهای مخاطبان قرار ندارند. حتی تصويرگران از ميزان علاقمندی و نظرات كودكان نسبت به كتابهايشان آگاه نیستند.
«نگارحقاني ذبيحي» تصويرگر خراساني كتاب كودك نيز در گفت و گو با «حمایت» معتقد است كه تصاویر خوب، بستر مناسبی برای کودک فراهم میكند تا نگاهش به آثار هنری تقویت شود .
به بهانه نگاهی مجدد به مجموعههاي گردآوري شده « آرزوهاي كودكان » و «شيطنتهاي كوچك من » و « اگر جاي مامان بابام بودم » و سایر آثار این هنرمند با اين تصويرگر كتاب كودكان پای دنياي رنگ و نقاشي كودكانه نشستیم.
چند وقت پیش مجموعه کتابهای آرزوهای بزرگ کودکان را برای چندمین بار مرور کردم. هربار که میخوانم باز هم نکتههای کودکانه زیبای دیگری، به چشمم می خورد که جذابیت خاص خود را دارد. قصد ندارید تجربه این کتاب ها را دوباره و با موضوع دیگری تکرار کنید؟
بابت نگاهتان به نگاه زیبای کودکان و حرفهای پاک و صادقانه شان خوشحالم. درحال حاضر دو جلد دیگر با دو موضوع بسیار زیبا در حال اتمام است که امیدوارم در اوایل سال جدید بتوانم آنها را نیز ارائه دهم.
یادم است در معرفی خودتان گفته بودید که «من گردآورنده و تصویرگر هستم». تخصص و دانش لازمه تصويرگري كتاب براي كودكان است يا دريافتهاي كودكانه از متن آن نوشته؟ به عبارتی يك تصويرگر بايد تا چه حد با ظرفيتهاي داستان و قصههاي كودكانه آشنايي داشته باشد؟
به نظر من لازمه تصویرگری برای کودکان این است که ما با بتوانیم در مرحله اول دنیای زیبای کودکان را لمس و با آن ارتباط برقرار کنیم.
دنیای کودکانه رنگارنگ است.شبیه «اسمارتیز» های خوشمزه ای که در لفافههای مختلف خودنمایی میکند.موافق هستید که در تصوير سازي كتابهایتان از خود كودكان كمك بگیرید؟ مثلا داستان را برايشان بخوانید تا آنها تصوير ذهني خود را بر كاغذ بياورند يا معتقدید که لزومي در اين كار نيست؟
اتفاقا در یکی از این دو جلد کتابی که در حال کار بر روی آن هستم به علت موضوعی که دارد، از نقاشیهای خود کودکان استفاده کرده ام .در اصل نویسنده وتصویر گر کتاب ، خود کودکان هستند که بسیار کار زیبایی شده است.
یک موضوع دیگر. تنوع قومیتی در ایران سبب تفاوتهایی در کودکان استانهای مختلف شده است. استفاده ازعناصر بومي و ملي را تا چه ميزان در جذب مخاطب كودك و نوجوان موثر میدانید؟
از آنجایی که کودکان دنیای زیبایشان رادر محیط اطرافشان خلاصه می کنند ، مسلما خیلی راحت تر با کتابهایی که از عناصر بومی درآن استفاده شده ارتباط برقرار خواهند کرد.

تاكيد تصويرگر روي رنگ است يا شكل؟
رنگ و شکل مکمل همدیگر هستند دقیقا همانند مادر و پدر برای کودک عمل میکنند.
اگر بخواهيم تصويرگري كتاب كودك را در ايران با كشورهاي پيشرو مقايسه كنيم، ما كجاي جهان ايستاده ايم؟
ما از نظر تصویر گری خیلی عملکرد خوبی در سطح جهانی داشته و داریم. من مفتخرم به وجود اساتید و پیشکسوتانی که سبب این مهم شده اند.
به آثارتان برگردیم. میگویند آثار یک هنرمند مثل بچههایش است. کدامیک از بچههایتان را بیشتر از بقیه دوست دارید؟
دقیقا همینطور است . کل آثار من یک مجموعه اند و همگی را کودکان با دست نوشته های زیبایشان ، زیبا ساخته اند و واقعا نمی توانم یکی را انتخاب کنم.
یک سوال. گام اول براي داستان «آرزوهای بزرگ کودکان» از کجا برداشته شد؟
از زمانی که به خاطر دارم، همیشه ارتباط نزدیکی با کودکان داشتم و حرفهایشان برایم خیلی جالب بود زيرا عاشق صداقت و پاکی وجودشان بوده وهستم .فکر می کنم همین نکته باعث شد تا مشغول به جمع آوری فکرها و صحبتهای زیبایشان شوم .از ابتدای گردآوری احساس کردم که این مجموعه خواهد توانست با مردم و به خصوص پدرو مادرها ارتباط خوبی برقرار کند.در گردآوری مجموعه «حرفهای کودکان »که در مشهد انجام شد، تلاش براين بود كه مدارسی انتخاب شوند که از نظر بافت فرهنگی و اجتماعی با هم متفاوت باشند.
و زمانبري اين مجموعه چقدر بود؟
گردآوري این مجموعه حدود 3 تا 4 سال طول کشید و هر کتاب از بین حدود 4000 دست نوشته انتخاب شد .حرفهای کودکان برای من تجربه خیلی شیرینی بود و بچهها توانستند بسیار عالی افکارشان را انتقال دهند ،افکاری که ناشی از ترس ، پشیمانی ، قدرشناسی، حسادت و گلایه های آنهاست .
احساساتتان در زمان خواندن اين دست نوشته ها چه بود؟ شادي يا غم؟ خنده يا گريه؟
بايد بگويم كه درطول گردآوری این مجموعه هم از ته دل خندیدم و هم گریستم .براي دختر 9 ساله ای ویلچر نشينی كه در انتهای کلاس نشسته بود ، گريستم. برایم مهم بود كه چه می نویسد، دستخط زیبایش را که خواندم واقعا دلم شکست و سریع کلاس را ترک کردم تا اشکهایم را نبیند .در کاغذ نوشته شده بود: "اگر من دختر داشتم اول از همه به او قطره فلج اطفال می دادم تا در آینده فلج نشود" .
«آرزوهای بزرگ کودکان »چگونه به دوکتاب دیگرتان ختم شد؟
در واقع مشوق اصلی من در تهیه دو عنوان بعدی " اگر جای مامان بابام بودم " و " شیطنتهای کوچک من " و اگر خدا بخواهد کتابهای دیگری از همین مجموعه ، خوانندگان بودند . محبت ها ، انتقادها و دلگرمیآنها واقعا جای سپاس دارد.

فقط برای کودکان تصویرگری میکنید يا بيشترکارهایتان برای آنان است؟
برای نوجوانان نیز کتابهایی را تصویرگری کرده ام ولی از تصویرگری برای کودکان بیشتر لذت می برم .
و اینکه تصویرگری نوشتههای خودتان جذابتر است یا کارهای دیگران؟
مسئله این نیست که نوشته ها مربوط به خودم یا دیگران باشد . مهم اینست که کتابی که میخواهم برایش تصویر گری کنم را دوست داشته باشم.
از دیدگاه شما نبود ارتباط میان متن و تصویر ،چه لطمه ای به ادبیات کودک وارد می کند؟
در حقیقت تصاویر خوب ،بستر مناسبی برای کودک فراهم می آورد که نگاهش به آثار هنری تقویت شود . در صورتیکه تصاویر تاثیرگذار نباشند و جدا از متن به نظر بیایند ، متن نیز بی محتوا می شود و کتاب در دید مخاطب به یادماندنی نخواهد بود.
انتخاب رنگها تا چه حد در جذب كودك مي تواند موثر باشد واينكه بيشتر از چه رنگهايي در تصوير سازي براي كودكان بايد استفاده كرد؟
استفاده درست از رنگ ( رنگ شناسی ) در کتابهای کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است . رنگهای شاداب ، درخشان و خالص به تصاویر کودک روح میبخشد . معمولا کودکان فامهای رنگی خالص و زنده را به رنگهای ترکیبی ترجیح می دهند . متاسفانه بعضی از کتابها به علت چاپ نادرست رنگی ، علی رغم استفاده تصویرگر از رنگهای شاداب ، در نهایت جلوه و جذابیتی برای کودکان ندارد . پس چه بهتر است که همیشه تصویرگران ، ناظر چاپ کتاب هایشان باشند تا شاهد این گونه مسائل در کتاب های کودکان نباشیم .
فكر مي كنيد تصويرگران حوزه كودك و نوجوان بايد اطلاعات خود را به روز كنند؟منظور اينكه آيا به آموزشهاي مجدد نيازي دارند يا خير؟
بدون شک انسان در هر مرحله زندگی محتاج یادگیری است . چرا که لازمه هر پیشرفتی ، دستاوردهای جدید است . به نظر من آموزشهای تصویرگری نه تنها از طریق استادان و پیشکسوتان در این حرفه است بلکه از طریق خود کودکان ، درک عمیق تر روحیه و عواطف آنهاست که به تصویرگر کمک میکند تا اثری ماندگارتر خلق کند .
وضعيت تصویر گری کتاب کودک را در ایران چگونه می بینید ؟
به طور کلی با توجه به افزایش فارغ التحصیلان جوان در رشتههای هنری ، وضعیت تصویرگری در ایران رو به بهبود است .در حال حاضر مشکلی که شاید بیشتر از همه به نظر بیاید ، نبودن انجمن تصویرگران در شهرستانهاست که می تواند به بهبود وضعیت تصویرسازی کمک زیادی بکند.مشکل مهم دیگر این است که اغلب ناشرها به دلیل کم کردن هزینه ها( عدم پرداخت هزینه تصویرگری ) به چاپ کتابهای ترجمه و تالیفات روی می آورند و به تصویر گری اهمیت نمی دهند که این مشکل تنها با حمایت بیشتر دولت از ناشران برطرف خواهد شد. والبته بايد بگويم كه از دیگر راهکارها برای بهبود وضعیت تصویرگری ، نقد هنری است که
می تواند بسیار موثر و گره گشا باشد.
آیا کارهای دیگری در زمینه کودکان تا کنون انجام داده اید؟
بله . المانهای شهری برای کودکان به مناسبت فرا رسیدن بهار و همینطور نیمه شعبان در مشهد و کیش داشته ام.
فرهیختگان/گفتوگو با حسین مسافر آستانه مدیر سابق موسسه رسانههای تصویری
آفتها و مشکلات

در عصر سهشنبه، حسین مسافرآستانه پس از کنار رفتن از عرصه مدیریت در موسسه رسانههای تصویری در نشست آسیبشناسی فرم و محتوا در آثار تئاتر دفاع مقدس و دینی شرکت کرد. در عین حال او در یک کار تئاتر دفاع مقدسی مشغول بازیگری است. او پس از کنار رفتن از پست خود در سکوت به سر میبرد و هیچ واکنشی نشان نمیدهد. البته انتصاب او به ریاست موسسه رسانههای تصویری نیز با انتقادات و واکنشهای فراوانی مواجه شده بود، زیرا او یک مدیر تئاتری بود و در عرصه سینما یک غریبه محسوب میشد.
در دولت یازدهم مدیران مختلفی به عرصه هنرهای سینمایی و نمایشی وارد شدهاند که امتحان خود را به شکل مثبتی پس دادهاند و سازمان سینمایی تصمیم گرفته است که مدیران تئاتری کم حاشیه را وارد سینما کند. بعد از محمد حیدری، که هماکنون دبیری جشنواره فیلم فجر را برعهده دارد، حسین مسافرآستانه دومین مدیر تئاتری بوده که وارد عرصه سینما شده و بهعنوان رئیس موسسه رسانههای تصویری انتخاب شده است.
دلیل اصلی این تغییرات به خاطر این بوده که مدیران جدید حاشیههای فراوان دولت قبل را از بین ببرند و همچنین از نفوذ گروههای بیربط که وارد عرصه سینما شده بودند، جلوگیری شود.
اما یک اتفاق در چند روز گذشته بسیار خبرساز شده است و در سکوت خبری به سر میبرد. پس از کشوقوسهای فراوان حسین مسافرآستانه از ریاست موسسه رسانههای تصویری کنار گذارده شد. رئیس گذشته رسانههای تصویری محمدرضا عباسیان از یادگارهای دولت پیشین بود. اما او از پست خویش کنار گذارده شد و گفت به سازمان اصلیام؛ یعنی صداوسیما برمیگردم و دوباره در کار تولید فیلم مستند فعال خواهم شد. لازم به ذکر است عباسیان در زمان شمقدری در این پست منصوب شده بود. حالا حسین مسافرآستانه که پست بسیار سنگینی را با کولهباری از مشکلات ریاست قبلی پذیرفته بود، به کنار رفته است و به همین بهانه ما با او به گفتوگو نشستهایم.
قبل از اینکه وارد بحث موسسه رسانههای تصویری شویم، نشستی که لحظاتی پیش به همراه سقاییان و امینی در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار کردهاید در چه موردی بوده است؟
ما به آسیبشناسی فرم و محتوا در کارهای تئاتر دفاع مقدس و تئاتر دینی پرداختهایم. ما سعی کردهایم اول تعاریف و تاریخ فرم را بررسی کنیم و بعد به این موضوع برسیم که شناخت آگاهانه و دانش در این زمینه چه کمکی به آثار دفاع مقدس و تئاتر دینی خواهد کرد. بسیاری از کارهای نمایشی ما در این حوزه با کیفیت پایین و پرداخت ضعیف مواجه هستند. انتقادی هم که من به مسئولان برگزاری این نشستها دارم، این است که چنین برنامههایی باید به صورت دائمی برگزار شود، نه اینکه به خاطر یک مناسبت یا یک جشنواره مشکلات این حوزه را بررسی کنیم.
چطور شد که مدیریت موسسه رسانههای تصویری را با آن همه مشکلات پذیرفتهاید؟
اجازه بدهید حرف خاصی در این مورد نزنم.
سوالی که برای ما پیش آمده این است که موسسه رسانههای تصویری در چند سال گذشته با مشکلات فراوان و کوهی از مشکلات عجیب و غریب مواجه شده بودند و پذیرفتن مدیریت آن بسیار ریسک بالایی داشت. آیا به خاطر آقای حیدری این پست را قبول کردهاید؟
هر وقت مدیریت جایی را قبول کردهام به خاطر مصلحت خاصی بوده است و خودم هیچوقت تمایلی به مدیریت نداشتهام.
در مدیریت رسانههای تصویری سختی نکشیدهاید؟
چرا... بسیار کار مشکل و سختی بود.
چگونه با آن همه مشکلات ریز و درشت کنار آمده و چه تغییراتی در موسسه رسانههای تصویری ایجاد کردهاید؟
من سعی کردهام آن نگاهی را که باعث شده بود این شائبه ایجاد شود که موسسه رسانههای تصویری با شرکتهای خصوصی رقابت دارد و سعی میکند شرکتهای خصوصی را به کناری بنهد و آنها را ورشکسته کند، از بین ببرم. تلاش میکنم این نوع نگاه را تغییر داده و فقط فعالیت فرهنگی را مورد توجه قرار بدهم و فعالیت اقتصادی را به حداقل برسانم. سعی میکنم کار در حوزه نمایش خانگی را گسترش دهم و مجموعههای مختلف و ماندگاری را وارد بازار فرهنگی کنم. تلاش کردهام اقدامات مفید گذشته را ارتقا بخشم و جلوی آفتها و مشکلات را بگیرم که در این راستا جلوی خسران اساسی موسسه رسانههای تصویری را گرفتهام.

امکان دارد یکی از آفتهای اساسیای که موسسه را دچار بحران کرده بود، بگویید؟
خرید هر گونه فیلم برای درآمد بیشتر را لغو کردهام. من سعی میکنم این موارد را به صورت کلی برای شما بیان کنم. بنابراین این نوع نگاه خرید هر گونه فیلم را کنار گذاشته و سعی کردهام به فیلمهایی که نیاز فرهنگی ما در آن بیشتر مد نظر است و جامعه ما به آن مضامین و ساختار بیشتر نیازمند است- ولو اینکه چهره شناخته شده در آن نباشد و حتی پولساز هم نباشد- بیشتر توجه کنم. به جهت اینکه وظیفه خود میدانستهام که در جریان مدیریت رسانههای تصویری به دنبال ارتقای فرهنگ اجتماعی بروم. ما نباید تنها به دنبال کسب مشتری بیشتر و جذب درآمد بیشتر باشیم. حالا اگر بخواهیم در این موارد صحبت کنیم، جزئیات بسیار فراوان است.
دوباره شما را در عرصه مدیریت سینما خواهیم دید؟
خیر، اصلا. واقعا هیچ وقت مدیریت در هیچ کدام از عرصهها خواسته من نبوده است، بلکه تحت یکسری شرایط خاص مجبور شدهام این مدیریتها را قبول کنم. من بسیار علاقه دارم که در حوزه فرهنگی و تولید کار هنری فعالیت کنم؛ حالا چه تئاتر باشد و چه سینما برای من فرقی ندارد. خواسته من این است؛ ولی گاهی اوقات شرایط آدم را به سمت مسیر دیگری میکشاند که این اتفاق در همین عرصه مدیریت همیشه برای من افتاده است.
دوباره میخواهید در حوزه تئاتر وارد شوید؟ قرار است در کار نیما دهقان بازی کنید؟
من هیچ وقت از عرصه تئاتر خارج نشدهام که بخواهم دوباره به آن وارد شوم. بله من نقشی در کار آقای دهقان دارم. در این نمایش نقش یک پدر شهید را دارم. این کار از شش اپیزود تشکیل شده است. من در یکی از این اپیزودها بازی میکنم که هر اپیزود حدود ۱۰تا15دقیقه است.
قانون/اعضای هیات انتخاب امسال مخفی هستند
سیمون سیمونیان مدیر دبیرخانه سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر با اعلام اینکه فیلمسازان تا 15 آذر برای ارائه فرمهای جشنواره مهلت دارند گفت: طی نامه کتبی که برای تهیهکنندهها فرستادیم اعلام کردیم که می خواهیم حتما جدول نمایش فیلمهای جشنواره بدون تغییر و قبل از آغاز پیش فروش بلیتها آماده باشد و باید تا 15 دی وضعیت نهایی فیلمها را بدانیم و در جریان باشیم چه فیلمهایی آماده هستند و چه فیلمهایی آماده نيستند.وى در گفتوگو با «سینما» در ادامه درباره زمان آغاز به کار هیاتهای انتخاب جشنواره سی و چهارم فیلم فجر گفت: طی روزهای آینده اعضای هیاتهای انتخاب قطعی می شوند. این هیاتها از 15 آذر بازبینی فیلمها را آغاز می کنند و تا هفته اول دی ماه فیلمهای راه یافته به بخشهای مختلف اعلام می شوند. لازم به ذکر است نسخههای ناقص فیلمها، تکه فیلم یا چند سکانس از فیلمها در هیات انتخاب بازبینی نمی شوند و حداقل، نسخههای ارائه شده به دبیرخانه باید راف کات فیلمها باشد اما اگر صدا گذاری یا مراحل پایانی فنی فیلمها تمام نشده باشد ایرادی ندارد.
وى با اعلام اینکه بر خلاف چند دوره اخیر اسامی هیات انتخاب در زمان کارشان اعلام
نمی شود گفت: در تمام جشنوارههای بین المللی اسامی هیات انتخاب آثار اعلام نمی شود و امسال اسامی هیاتهای انتخاب را به خاطر حواشی و مشکلاتی که ممکن است در زمان بررسی فیلمها برایشان به وجود بیاید اعلام نمی کنیم و همزمان با اعلام اسامی فیلمها اسامی هیاتهای انتخاب را منتشر خواهیم کرد.
سیمونیان در ادامه بخش مستند جشنواره گفت: بر اساس مقررات فیلمهایمستند بالای 70 دقیقه پذیرفته می شوند و در بخش نگاه نو و سودای سیمرغ حتماباید فیلمها دارای پروانه ساخت سینمایی باشند. همچنین فیلمهایی که در بخشهنر و تجربه بررسی می شوند تابع مقررات گروه هنر و تجربه بر اساس ضوابط ومقررات سازمان سینمایی خواهند بود.

هیات انتخاب مخفی
این روزها در حالی رسانهها به گمانهزنی در باب اعضای هیاتهای انتخاب جشنواره فیلم فجر پرداختهاند که بر اساس اخبار اعلام شده، قرار نیست امسال تا لحظه اعلام فهرست نهایی، نام این اعضا منتشر شود! سینمای امسال بهواسطه حضور گروه کثیری از کارگردانها در پشت دوربین، با دستی پُر در جشنواره فیلم سی و چهارم «تحویل» خواهد شد. این مسئله در کنار برخی اتفاقهای دیگر، انتخاب اعضای هیات داوری و انتخاب برای این رویداد را با چالشی جدی مواجه کرده است. در ماههای اخیر انتقادهای فراوانی از عملکرد سازمان سینمایی از سوی سینماگران طیف مستقل صورت گرفته و همین مسئله نیز به مشکلات پیش پای دبیر جشنواره برای تعیین اعضای هیات انتخاب و داوری افزوده است. سال گذشته بهواسطه حضور «آقا مجیدی» در ریاست جشنواره، مشکلی در این زمینه وجود نداشت اما امسال گرفتاریها زیاد است. بر اساس شنیدهها و مشاهدههای منابع سینما مثبت از درون جشنواره، امسال چهرههایی همچون:
«علی معلم»، «رخشان بنی اعتماد»، «تهمینه میلانی»، «رسول صدرعاملی»، «عبدالحسین برزیده»، «مسعود جعفری جوزانی»، «محمدرضا هنرمند»، «منوچهر شاهسواری» و... در این ترکیب حضور خواهند داشت. حضور
«شهرام مکری» در هیات داوران بخش فیلمهای اول نیز قطعی به نظر میرسد. از «فریدون جیرانی» هم بهعنوان یکی از چهرههای قطعی حاضر در هیات داوری نامبرده میشود و حتی برخی کارشناسان سینمایی استعفای «سید ضیاءالدین دری» از شورای راهبردی را بیارتباط با احتمال حضور او در ترکیب هیات انتخاب جشنواره نمیدانند. این روزها از «محمد احسانی» هم بهعنوان گزینه جدی حضور در هیات انتخاب نامبرده میشود. این مدیر باسابقه سینمایی که هماکنون در شبکه یک سیما فعالیت دارد، به دلیل آشنایی با خط قرمزهای نظام و نیز تصدی مسئولیت اداره کل نظارت و ارزشیابی در سال اول فعالیت ایوبی مورد اعتماد اوست و میتواند در این مسئولیت، دغدغههای رئیس سازمان سینمایی را برطرف کند.حضور یکی از چهرههای اصولگرا در ترکیب داوری و انتخاب، موضوعی است که امسال هم قطعی به نظر میرسد اما هنوز تصمیم جدی درباره آن اخذ نشده است. «جمال شورجه» مهمترین گزینه برای تصدی این عنوان در جشنواره
سی و چهارم فیلم فجر است.
قدس/کیمیایی در مراسم نمایش قیصر:
سینمای تاریک دست از سرم برنمیدارد
کیمیایی با بیان این مطلب که اگر درست به اطرافمان نگاه کنیم هیچ چیز زیبایی وجود ندارد، گفت: سینمای تاریک دست از سرم برنمیدارد و من وقتی برای سینمای سرگرمی ندارم.
به گزارش خبرنگار ایلنا؛ مسعود کیمیایی به بهانه مرور آثارش شب گذشته (3 آذرماه) در خانه هنرمندان حضور یافت و پس از صحبتهایی درباره نوع نگاهش به سینما و جهانبینیاش؛ در کنار مردم به تماشای قیصر نشست.
این کارگردان با حضور در خانه هنرمندان به بهانه مرور آثارش با ابراز خوشحالی و تعجب از نمایش عمومی فیلم قیصر گفت: انجام این کار زور میخواست و من خوشحالم که بعد از این همه سال این اتفاق افتاد و من در کنار تماشاچیان به تماشای این فیلم نشستم.

فیلمسازانی با رئالیسمی تاریک
وی با اشاره به فیلمسازی فیلمسازان؛ قبل از انقلاب گفت: ما تعداد کمی بودیم که با سیاهیها روبرو میشدیم و آنها را به تصویر میکشیدیم. و این سیاهبینی نبود نگاه درست به جامعهای بود که خورشیدی در آن نمیدرخشید. و اگر قرار بر رورراستی با اطرافمان بود وضعیت رئالیسمی تاریک بود.
وی درباره اینکه چگونه سینما برایش جدی شد و چگونگی رسیدن به فضای دغدغهمندی که سعی در تصویر کردنش داشت؛ گفت: ما در شرایطی رشد کردیم که هیچ چیز جلوی ما نبود و ما باید دانستههایمان را در محیطی که سیاه و سفید بود به سختی و مرارت به دست میآوردیم.
کیمیایی با بیان اینکه در آن دوران سپهر دیدن بیشتر از سپهر فکری در فیلمسازان وجود داشت، تصریح کرد: ما بیشتر میدیدیم هر آنچه را که در پیادهرو و محیط اطرافمان اتفاق میافتاد. دیدن بود که فکر تفکر ما را میساخت و قضاوت میکرد.
کارگردان قیصر ادامه داد: بزرگترین قاضی برای ما مناظری بودند که در روز میدیدیم و در شب مرور میکردیم و نهایتا سینما به وجود میآمد.
جایزه گرفتن شغل است/بلد نیستم به دنبال جایی برای تایید شدن باشم
کیمیایی درباره توجه جشنوارههای بینالمللی به بخشی از سینمای امروز ایران گفت: سینمایی که ما به آن فکر میکردیم جشنوارهای در آن وجود نداشت. جشنواره به دنبال زیبایی است. در دوران پر از التهاب و اضطرابی که ادامه دارد موضوع زیبا و جذابی وجود ندارد و هنرمندی که پریشان حرف میزند را فستیوالها دوست ندارد.
وی؛ جشنوارهها را محلی برای تایید شدن دانست و ادامه داد: مطمئنا هر کسی از جایزه گرفتن و تشویق شدن خوشحال میشود و من منکر این مسئله نیستم اما من بلد نیستم به جشنوارهها بگویم مرا ببینید. جایزه گرفتن شغل است و بلدی میخواهد که ما بلد نیستیم به دنبال جایی برای تایید شدن باشیم.
کارگردان گوزنها در تایید صحبتهایش به خاطرهای اشاره کرد و گفت: روزی مهرجویی به احمدرضا احمدی گفت تو جهان سومی فکر میکنی و او جوابش را اینگونه داد که نه؛ من کرمانی فکر میکنم.
راستگویی پل ارتباطی سینمای عوام و روشنفکری
وی درباره چگونگی ارتباط میان سینمای عامه و روشنفکری به این جمله بسنده کرد که "سادهترین راه راست گفتن است" و اضافه کرد: باید چیزی را که میبینی و حس میکنی؛ به تصویر بکشی. و نباید تنها یک طبقه اجتماعی را دید. طبقههای مختلف نشانههای درست و قضاوتی صحیح از جامعه میدهند.
کیمیایی با اعتقاد بر اینکه بخشی از جامعه روشنفکری از تئوریهای سیاسی میآید و بخشی از ندانستنهای تئوری سیاسی ادامه داد: سیاست اجازه نمیدهد تو همه چیز را ببینی و به همین دلیل است که تو هیچ چیز را آن طور که هست نمیبینی و اینها عقاید یک تونل تاریک هستند و انسان به زیبایی شک میکند.
قضاوت درباره حقیقت مشکوک است
کارگردان جرم با بیان این مطلب که حقیقت جای معین نایستاده قضاوت درباره آن را مشکوک دانست و ادامه داد: اگر درست نگاه کنی بسیار کم پیش میآید که به زیبایی دست پیدا کنی. زمانی که میل به ندانستن هست میل به تعهد نیست و زمانی که میل به تعهد نباشد میل به اعتراض نیست.
کیمیایی؛ درست نگاه کردن و قضاوتی مشخص از محیط اطراف را دلیل کارنامه سیاهش در طول عمر هنریاش عنوان کرد و گفت: جهانبینی زخم خورده و مجروح و راست گفتن است که فیلمها را سیاه میکند.
روزنامهها ادبیات ما را شکل میداد
کارگردان اعتراض دلیل توجه و علاقه فیلمسازان همنسلش به ادبیات را اهمیت روزنامه در آن زمان دانست و ادامه داد: در دورهای که ما زندگی میکردیم تمام ادبیات داستانی ما از روزنامهها شکل میگرفت. روزنامهنگارانی که بعدها وارد ادبیات داستانی ما شدند. ادبیات از ابتدا تا هدایت گزارشی از پیرامون نویسندههایش بوده است.
وی اضافه کرد: موضوعاتی هستند که روزنامهها به آن نمیپردازند و یا بسطش نمیدهند. اینجاست که سینما باید وارد شود.
کیمیایی به گروه تروریستی داعش اشاره کرد و افزود: زمانی که من میشنوم ٤٠٠ داعشی به یک دختر ١٤ ساله تجاوز کردهاند با خودم فکر میکنم دلیل زندگی من در این جهان پر از خشونت و سیاهی چیست؟
انتقاد دانشی فراتر از سینما میطلبد
کارگردان دندان مار با اشاره به ابزارهای مورد نیاز برای نقد کردن افزود: انکار کردن دانش میخواهد. به فرض اینکه یک فیلم را خوب یا بد بدانیم نقد نیست. نقد دانشهای پراکنده میخواهد و نیاز به فرازهایی بیرون سینما دارد.
وی درباره انگیزهاش برای دایر کردن مدرسه سینمایی گفت: من سینما درس نمیدهم؛ سینما یاد میدهم. احساس کردم چیزهایی میدانم که باید بگویم و برای ذهنهای جوان و شفاف امروز که به دنبال حقیقت هستند به ودیعه بگذارم.
کارگردان متروپل با اعتقاد به اینکه من استعدادهایی در سطح بینالملل را در مدرسه دیدهام، افزود: اینها باید کشف شوند. مدرسه هنرمند نمیسازد. هنرمند بودن امری ذاتیست که در مراکز آموزشی پرورش پیدا میکند.

وقت برای سینمای سرگرمکننده ندارم
کیمیایی درباره تجربه ساخت قیصر گفت: از ابتدا من و اسفندیار منفردزاده از اینکه قیصر فیلمی متفاوت و جدایی است؛ اطمینان داشتیم اما به واقع تصورمان تا این اندازه نبود.
وی دلیل انتخاب این اسم را به یاد نیاورد و گفت: زمانی که فیلم شکل ذهنی جامعه را پیدا میکند همه اجزایش از اسم تا موسیقی همه جزیی از جامعه میشود.
وی در پایان با بیان اینکه وقت برای سینمای سرگرمکننده ندارم؛ گفت: سینمای تاریک دست از سرم برنمیدارد.
این مراسم به دلیل آماده نبودن سالن و عدم هماهنگی با حراست با تاخیری یک ساعته آغاز شد و این بینظمی صدای اعتراض بسیاری از هنردوستان میانسال و جوانی که پشت در بسته سالن شهناز خانه هنرمندان ایستاده و منتظر بازشدن درها بودند را درآورد. پس از صحبتهای مسعود کیمیایی فیلم قیصر نماش داده شد و کیمیایی همراه با دوستدارانش به تماشای این فیلم نشست.
شب گذشته اولین جلسه از مجموعه جلسات مرور آثار مسعود کیمیایی برگزار شد که تا سه روز اول هفته آینده ادامه خواهد داشت.
کاروکارگر/معاون فرهنگی وزیر علوم:
جشنواره بین المللی امام رضا (ع) فضای دانشگاهها را معنوی کرد
دکتر سید ضیاء هاشمی معاون فرهنگی وزیر علوم،تحقیقات و فناوری در اختتامیه بخش دانشگاهیان سیزدهمین جشنواره بین المللی امام رضا (ع) در مشهد،گفت: حضور گسترده دانشجویان در بحش دانشگاهیان سیزدهمین جشنواره بین المللی امام رضا (ع) اثبات کرد دانشگاه های ما کانون علم، دین و فرهنگ اند و دانشجویانی که آثار خلاقانه خود را در زمینه های مختلف در این جشنواره خلق کرده اند، مفاخر این کشورند.
به گزارش کاروکارگر به نقل از اطلاع رسانی بنیاد بین المللی امام رضا(ع)، بخش دانشگاهیان سیزدهمین جشنواره بین المللی امام رضا (ع) طی مراسمی با سخنرانی دکتر ضیاء هاشمی معاون فرهنگی وزیر علوم و با شرکت دانشجویان برگزیده بیش از 16 دانشگاه کشور در آیینی باشکوه در مشهد الرضا(ع) پایان یافت.معاون وزیر علوم در این مراسم اظهار کرد: از روزی که طرح نهضت رضوی در دانشگاهها مطرح شد، گمان نمی کردیم به این سرعت با استقبال گسترده دانشگاهیان مواجه شویم به طوری که براساس نامه ارسالی به دانشگاه ها برای ثبت نام اولیه دانشجویان برای سفر به مشهد مقدس و زیارت حرم مطهر رضوی،در قالب کاروان زائرن پیاده، تاکنون حدود 15 هزار نفر دانشجو اعلام آمادگی کرده اند درحالی که پیش بینی ما حدود 2000 نفر بود.
هاشمی ادامه داد: این در حالیست که پسال گذشته هزار و 200 نفر از دانشجویان در پیاده روی رضوی شرکت کردند و به رغم اینکه امسال سقف ثبت نام را دو هزار نفر قرار دادیم تاکنون 15 هزار دانشجو ثبت نام کردند که نشان می دهد که دانشجویان ما متدین و تجلی عینی دیانتند. معاون فرهنگی وزیر علوم تحقیقات و فناوری تصریح کرد: من افتخار داشتم در اختتامیه جشنواره شعر رضوی در بیرجند حضور داشته باشم که حقیقتا حضور و استقبال دانشجویان برای من غیر منتظره بود.
وی گفت: 16 جشنواره در قالب جشنواره بین المللی امام رضا (ع) در دانشگاه های کشور در طول کمتر از یک سال برگزار و در هر جشنواره حدود 400 اثر فاخر توسط جوانان دانشجو تولید شد که 300 اثر برگزیده در مجموع داشت.

وی اظهار کرد: 15 هزار دانشجو برای شرکت در پیاده روی بزرگ به سمت حرم مطهر امام رضا (ع) اعلام آمادگی کرده اند و وزارتخانه امکان پذیرایی از این جمعیت را ندارد،که امیداواریم دیگران ما را در این زمینه یاری کنند.معاون وزیر علوم بیان کرد: باید برای اردوهای رضوی برنامه ریزی مناسب صورت گیرد و ایده آل ما این است هر دانشجو حداقل یکبار در طول دوران تحصیل به زیارت امام رضا (ع) مشرف شود.
دکتر جعفر پور رئیس اداره پشتیبانی وزارت علوم تحقیقات و فناوری که دبیری بخش دانشگاهیان جشنواره بین المللی امام رضا(ع)، را نیز برعهده دارد در این مراسم گفت: بخش دانشگاهیان سیزدهمین جشنواره بین المللی امام رضا (ع) برای نخستین بار با همکاری بنیاد بین المللی امام رضا (ع) در 16 دانشگاه کشور که زیر نظر این وزارت خانه قرار دارند برگزار شد.جعفرپور بیان کرد: از بین چهار هزار اثر فرهنگی و هنری که در 16 جشنواره ملی بخش دانشگاهیان(دانشگاههای زیر نظر وزارت علوم) توسط دانشجویان و اساتید ارائه شد، 300 اثر برگزیده شد.
وی با بیان اینکه برای بخش دانشگاهیان چهاردهمین جشنواره بین المللی امام رضا (ع) نیز برنامه ریزی گسترده ای انجام گرفته است، افزود: برنامه ریزی امسال در قالب هفت کمیته هنری، فرهنگی، ادبی، فضای مجازی، بانوان، بین الملل و طب رضوی انجام شده که سه کمیته بین الملل، بانوان و طب رضوی سه نوآوری چهاردهمین دوره از این جشنواره هستند.
هم چنین دبیرهیات علمی بنیاد بین المللی امام رضا (ع) در آیین اختتامیه بخش دانشگاهیان سیزدهمین دوره جشنواره بین المللی امام رضا(ع) گفت: انقلاب اسلامی بسترساز تمدنی نوین است و جشنواره بین المللی امام رضا(ع) در راستای این تمدن سازی نوین اسلامی برگزار می شود.حجت الاسلام دکترمصطفی فقیه اسفندیاری، افزود: همواره سعی بر این بوده است تا جشنواره بین المللی امام رضا (ع) متناسب با سند چشم انداز جمهوری اسلامی، برنامه های بالادستی نظام و متناسب با لقب امام رضا (ع) به عنوان "عالم آل محمد" باشد.
معاون هماهنگی و مدیریت امور زائران استانداری خراسان رضوی هم در این مراسم گفت: امید است خروجی بخش دانشگاهیان جشنواره بین المللی امام رضا (ع) ارائه ایده های لازم از سوی دانشجویان برای ارتقای فرهنگ میزبانی از زائران در مشهد مقدس باشد.محمد حسن واحدی افزود: فرهنگ میزبانی از زائران در مشهد مقدس دارای ضعف هایی است و جشنواره امام رضا(ع) می تواند به ما در ارتقای این فرهنگ کمک کند.وی بیان کرد: ترویج و تثبیت فرهنگ رضوی با اثرگذاری بر زندگی مردم دو هدف اصلی برگزاری برنامه های جشنواره امام رضا (ع) در داخل و خارج از کشور است که دانشجویان با ایده ها و خلاقیت های خود می توانند این جشنواره را در رسیدن به اهداف مزبور پیش ببرد.وی تاکید کرد: پس از 13 دوره از برگزاری جشنواره بین المللی امام رضا (ع) و تولید انبوهی از آثار فاخر رضوی، باید زمینه عملیاتی کردن این تولیدات فراهم شود.
کاروکارگر/سخنگوی شورای سیاست گذاری نمایشگاه کتاب خبر داد: ایتالیا میهمان ویژه
هفتمین جلسه شورای سیاست گذاری بیست و نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با حضور اکثریت اعضای شورا به ریاست سید عباس صالحی روز چهارشنبه (4 آذر) در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

به گزارش کاروکارگر، علی اکبر اشعری (سخنگوی شورای سیاست گذاری بیست و نهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران) از تصویب سیاست های نمایشگاه 29 خبر داد و گفت: پس از برگزاری چندین جلسه با تشکل های نشر، اهداف و سیاست های نمایشگاه کتاب 29 نهایی شد و قرار شد پس از انجام ویرایش نهایی منتشر شود.اشعری درباره میزان واگذاری فعالیت ها به تشکل ها در این دوره از نمایشگاه عنوان کرد: خوشبختانه در حوزه اجرا امسال گام های بسیار خوبی برداشته شد. میزان فعالیت ها و اقدامات تشکل های نشر افزایش پیدا کرد. همچنین مقرر شد نمایندگان تشکل های نشر در دیگر فعالیت های نمایشگاه نیز نمایندگانی داشته باشند تا از این طریق امکان تجربه اندوزی برای برعهده گرفتن مسئولیت های بیشتر کسب کنند. برای نمونه مقرر شد در کمیسیون معاملات نمایشگاه سه نماینده از تشکل های نشر با حق رای حضور داشته باشند. وی افزود: در آخرین بخش از بررسی اهداف و سیاست های نمایشگاه حضور تشکل های توزیع کنندگان، پدیدآورندگان و گروه های ترویج کتابخوانی در شورای تشکل های برگزار کننده نمایشگاه، انتخاب مشاور هنری برای رئیس نمایشگاه برای نظارت بر هویت یکپارچه هنری، منظور کردن کتاب های دیجیتال و همچنین کتاب هایی که ساخت و ساز ویژه ای دارند در کارنامه ناشران برای اختصاص متراژ غرفه و تحلیل روزانه داده های نمایشگاه و انتشار آن به عنوان اقدامات متناظر با سیاست های نمایشگاه به تصویب شورای سیاست گذاری رسید. سخنگوی شورای سیاست گذاری از انتخاب ایتالیا به عنوان میهمان ویژه نمایشگاه در سال 1396 خبر داد و گفت: درخواست کشورها برای میهمان ویژه شدن در نمایشگاه کتاب تهران افزایش پیدا کرده است و شورای سیاست گذاری برای مشخص کردن روال زمانی با درخواست سفیر ایتالیا برای انتخاب این کشور به عنوان میهمان ویژه سی امین نمایشگاه کتاب تهران موافقت کرد.در هفتمین جلسه شورای سیاستگذاری بیست و نهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران علیاکبر اشعری، سید محمد بهشتی، رضا امیرخانی، محمدرضا توکل صدیقی، محمد حمزه زاده، مرتضی کاظمی، همایون امیرزاده، امیر مسعود شهرام نیا، محمد سلگی، مهدی اسماعیلیراد و علیاصغر سید آبادی حضور داشتند.
مردم سالاری/بزرگداشت پدر گرافيک ايران با حضور طراحان بينالمللي
آيين گراميداشت دهمين سالگرد درگذشت استاد مرتضي مميز، طراح گرافيک و تصويرگر چيره دست، جمعه، ششم آذر در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود. به گزارش روابط عمومي خانه هنرمندان ايران، به مناسبت دهمين سالگرد درگذشت استاد مرتضي مميز و هم زمان با هشتادمين سالگرد تولد اين هنرمند، مؤسسه هنري مميز، برنامههايي را در محل خانه هنرمندان ايران برگزار مي کند. در اين بزرگداشت، ميشل بووه، طراح گرافيک فرانسوي و يکي از سرشناسترين طراحان بينالمللي، نيز حضور دارد.
پس از اين آيين بزرگداشت نيز، نمايشگاهي از تصويرسازيهاي استاد مميز در خانه هنرمندان ايران افتتاح خواهد شد. «ميشل بووه» نيز گزيدهاي از پوسترهايش را که براي مرکزهاي فرهنگي، سالنهاي تئاتر و... طراحي کرده است، در معرض ديد علاقه مندان قرار خواهد داد. ميشل بووه همچنين در روز يکشنبه، هشتم آذر نيز کارگاه طراحي پوستر را در محل آموزشگاه ويژه برگزار مي کند.

استاد مرتضي مميز (پدر هنر گرافيک نوين ايران) طراح گرافيک، تصويرگر و استاد دانشگاه بود. او در 4 شهريور 1315 تهران در خانوادهاي هنردوست بدنيا آمد. در دوران کودکي علاقه فراواني به نقاشي و طراحي داشت و در دوران متوسطه براي کمک به خرج تحصيل خود براي مغازهها تابلو نويسي ميکرد. استاد مميزدر سال 1335 وارد دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته نقاشي شد و در سال 1344 فارغالتحصيل شد. مميز تحصيلات خود را در مدرسه عالي هنرهاي تزئيني پاريس رشته طراحي غرفه و ويترين و معماري داخلي ادامه داد و پس از بازگشت به ايران به فعاليت در زمينه تصويرسازي و گرافيك پرداخت. دوره اخذ ليسانس مميز 11 سال به طول انجاميد و مميز در اين دوره به کارهاي مختلفي چون کار در آتليه گرافيکي و... مشغول بود. از دوستان بسيار صميمي و همرشته او ميتوان به آقاي محمود جهان پناه اشاره کرد. در سال 1348 پيشنهاد ايجاد رشته گرافيک را به دانشکده هنرهاي زيبا ارائه نمود. بنيانگذاري اين رشته براي دانشجويان هنر باعث گرديد تا سيستم ناقص گرافيک جان بگيرد و تلاشي را آغاز کند. تا اين سال مميز بهغير از طراحي گرافيک براي کتابها و پوسترها، تلاشي را تحت عنوان مدير هنري در مجلاتي چون ايران آباد، کتاب هفته، کيهان هفته، فرهنگ، کاوش، نگين آغاز نمود. مجلاتي که نحوه و سبک کاري مميز را در جامعه تثبيت و معرفي نمودهاست. آثار مميز در اين دوره در کتاب هفته به چنان پرکاري و دوره خلاقي بدل ميگردد که نام مميز را به عنوان گرافيستي مولف و کم نظير بر سر زبانها مياندازد. همچنين ادامه کار مميز در نشريات فرهنگ و نگين، راه را براي ورود گرافيستهاي جوان و نوجوي دهه 40 مانند فرشيد مثقالي باز کرد. آثار روي جلد مميز براي نشريه کتاب هفته نمونههايي از چاپ (سيلک و ليتوگرافي) موفق و خلاقانهاي است که ارزشهاي گرافيکي بسيار مفيدي را با خود به همراه دارد. وي در همان سالها يکي ازمهمترين اثر مدرن تاريخ معاصر را با طراحي چاقوهاي واژگون شکل داد. اثر چاقوهاي او اجتماعيترين اثر است که از دهه 40 به بعد پديد آمدهاست. مرتضي مميز در طول نيم قرن فعاليت هنري خود در ايران و عرصه هنر بينالمللي، در احيا و ابداع هنر گرافيک در ايران و پيشبرد و گسترش فرهنگ ملي و سنتهاي هنري نقش بارزي داشت. وي آذرماه سال 1383 بهعنوان استاد برجسته فرهنگستان هنر، در مراسمي، ازسوي سيدمحمد خاتمي (رئيسجمهور وقت) تجليل شد.
مميز در سالهاي پاياني عمر خويش با بيماري سرطان دست و پنجه نرم مي کرد و سرانجام در سن 69 سالگي درگذشت.
علاقه مندان براي حضور در مراسم دهمين سالگرد درگذشت استاد «مرتضي مميز» مي توانند جمعه، ششم آذر از ساعت 17 به تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ايران، به نشاني خيابان طالقاني، خيابان شهيد موسوي شمالي، خانه هنرمندان ايران مراجعه کنيد. نمايشگاه تصويرسازيهاي استاد مميز و نمايشگاه پوسترهاي ميشل بووه در نگارخانههاي زمستان، پاييز و مميز، از شنبه، هفتم آذر تا پنجشنبه، 12 آذر از ساعت 13 تا 20 پذيراي علاقه مندان خواهد بود.
وطن امروز/بررسی آثار تجسمی به نمایش درآمده ایرانی در جشنواره بیینال ونیز
طاعون بیگانهپرستی
پنجاه و ششمین بیینال ونیز با حضور آثار هنرمندان 136 کشور جهان پس از 6ماه برپایی در اول آذرماه به پایان رسید و با اتمام پایان آن میتوان نگاهی به دستاوردهای حضور ایران در این معرکه هنرهای تجسمی داشت. برای فرهنگ حدود 250 تعریف ارائه کردهاند. از جمله: مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب، رسوم، عادات و دیگر قابلیتهای اکتسابی که از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد. نگرهای که در شکل کنونی آنگاه ماهیتی غریب مییابد و رهسپار موجی ندانسته از ابتذال، بیگانگی و بیمفهومی میشود و برای تزیین شکل ماجرا، نامهایی زیبا را برای خود برچسب میدارد. در این میان واژه تسلیم فرهنگی مناسبترین عنوانی است که میتوان بر اینگونه رویکرد واگرایانه داشت که به تحدید مرزهای فرهنگی پرداخته و در پی محدودسازی اصالت به نفع بیگانهسازی است.

تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این است که تمام دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است. در این دوره از Biennale di Venezia که از سال 1895 در سالهای فرد میلادی در ونیز ایتالیا برگزار میشود، باغ مرکزی بیینال در منتهیالیه جنوب جزیره، در محوطهای به نام Giardini تعبیه شده بود؛ با 29 پاویون در کنار پاویون مرکزی. کمی بالاتر از این محوطه، در محوطهای به نام Arsenale هم علاوه بر پاویون مرکزی، 23 پاویون دیگر شکل گرفته بود. همچنین 155 پاویون نیز در نقاط مختلف شهر (جزیره) بهشکل پراکنده برپا شده بود، با این تفاوت که بازدید از این محوطهها رایگان بود، ضمن آنکه عموم این پاویونها، ساختمانها یا حتی طبقهای از ساختمانهای موجود در ونیز بودند که برای این منظور اجاره شده بودند. در مجموع، بیینال ونیز در سال 2015 در 207 پاویون، میزبان هنرمندان 89 کشور جهان بود. به گزارش فارس، دوسالانه بیینال ونیز هر دو سال یکبار (در سالهای فرد) در شهر ونیز ایتالیا برگزار میشود و نخستین دوره این دوسالانه در سال 1895 میلادی برگزار شد. ایران بعد از انقلاب در 6 دوره از این دوسالانه حاضر بوده است و امسال هفتمین حضور خود را با تغییراتی در فضای غرفه و تعداد هنرمندان و همچنین ملیت آنها تجربه کرد. به گفته مجید ملانوروزی، مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی برای محل استقرار نمایشگاه ایران در ونیز یک میلیارد تومان هزینه شده است. وی اظهار امیدواری کرد فضایی که برای غرفه ایران در بیینال ونیز در نظر گرفته شده، در سالهای آینده نیز نگه داشته شود! اما در این مدت این رویداد هنری همراه با حاشیههای بسیار بوده و از شکل حضور تا فرم آثاری بیگانه با اصالت و هویت ایران که رویهای غربگرایانه دارند، فضای انتقادی گستردهای را فراهم کرده است. برای مثال حضور بنیادی خصوصی با نام فیضنیا به عنوان سردمدار برنامههای اجرایی که با دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد برای حضور در این رویداد به همکاری میپرداخت، از جمله موارد مورد انتقاد بوده است. از طرفی مارکو منگوتزو، منتقد هنری ایتالیاییالاصل به عنوان کیوریتور یا نمایشگاهگردان غرفه ایران در دوسالانه ونیز بود. از طرفی آثاری از سوی 30 هنرمند ایرانی در دوسالانه ونیز به نمایش درآمد. مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی ارشاد درباره آثار ایرانی حاضر در دوسالانه ونیز گفته بود: «ما با آثاری که به ونیز میبریم نشانههای تاثیر هنر ایران بر هنر کشورهای منطقه را نشان میدهیم». سرپرست موزه هنرهای معاصر پیشتر گفته بود: «آنچه در دوسالانه ونیز اهمیت دارد نگاه خلاقه به هنر است». اما خلاقیت به چه طریق در قاموس مسؤولان حوزه تجسمی ارشاد با فهم موضوعی اصالت تطابق مییابد؟ آیا نمایش هر اثری که جدا از بافت اصیل و حقیقی ایرانی باشد را میتوان به عنوان اثری ارزشمند پذیرفت؟ مجید ملانوروزی همچنین گفته بود: «اگر در جایی ببینیم که آثار هنری موجب وهن انقلاب و دین میشود، آن آثار را حذف میکنیم». مساله قابل توجه فاصله عمیقی است که میان هنر ارزشمند و دینی ما با آثار به نمایش درآمده وجود دارد و پارادوکس واقعه وقتی خود را نشان میدهد که به گفته ملانوروزی، دفتر تجسمی وزارت ارشاد خواسته تا تأثیر هنر ایران طی 300 سال قبل که بر همه جریانات نقش داشته را به نمایش بگذارد! سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران همچنین درباره حضور هنرمندان طیفهای مختلف گفته بود: «به جهت اینکه این هنرمندان به گروه و طیف خاصی منتسب نشوند انواع رشتهها را شرکت دادیم که از همین نسلها زنان و مردان در این بیینال شرکت کردند و اقلیتهای مذهبی از جمله اهل تسنن و ارامنه هم حضور داشتند». نگره بانیان و برگزارکنندگان این جایزه وقتی برجسته میشود که مارکو منگوتزو، نمایشگاهگردان غرفه ایران در بیینال ونیز درباره حضور ایران در این رویداد هنری گفته بود: «میکلآنژ» زمانی که در رویدادهای بینالمللی شرکت میکرد، آثارش معرف حاکمیت نبود؛ پس نمیتوان انتظار داشت که آثار ارائه شده در بیینال ونیز، معرف جمهوری اسلامی ایران باشد! اما اظهارنظر معاون هنری پرحاشیه وزیر ارشاد نیز درباره این رویداد جالب است که گفت: «سیاست دولت یازدهم گشایش راه برای حضور در مجامع بینالمللی و دیپلماسی فرهنگی است و چنانچه در این حوزه بتوانیم ارتباطات خود را با دولتها و مردم بیشتر کنیم، حضور هنرمندان ایران در خارج از کشور و حضور هنرمندان خارجی در ایران ممکن خواهد شد». به گفته بسیاری از کارشناسان حوزه هنرهای تجسمی، در این دوره از بیینال ونیز تفکر اقتصادی زیر سایه سنگین انتخابها گذاشته شده است. از طرفی انتخاب آثار و هنرمندان برای این رویداد کاملا جای پرسش باقی گذاشته و حتی واکنش اهالی هنر را هم به همراه داشته است، چنانکه معصومه مظفری، رئیس انجمن نقاشان درباره نحوه انتخاب هنرمندان ایرانی در دوسالانه ونیز گفت: «قبل از انقلاب برندههای دوسالانه تهران و ایران به ونیز میرفتند، اما اکنون به صورت انتخابی این کار انجام میشود. بنده فکر میکنم کسانی که برای دوسالانه ونیز 2015 انتخاب شدند، نمایندگان شاخص هنری ایران نیستند. حتی در بین آنها آدمهایی را که در مسیر هنر استخوان خرد کردند، اصلا نمیبینیم». محمد احصایی، محمود بخشی، جمشید بایرامی و سمیرا علیخانزاده، 4 هنرمندی بودند که به انتخاب دولت در بخش Iranian highlights حضور یافتند و در کنار این 4 هنرمند، هنرمندان دیگری نیز به انتخاب بنیاد فیضنیا و با نظارت و تایید مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوسالانه ونیز شرکت کردند. شرکت این هنرمندان در ونیز زیر عنوان «بازی بزرگ» برنامهریزی شده بود و بسیاری از هنرمندان این پرسش را مطرح کردند که چرا باید مسؤولیت انتخاب و معرفی هنرمندان و آثارشان در بیینال، در اختیار یک شرکت خصوصی قرار گیرد که خارج از کشور فعال است و از احوالات ایران و هنرمندان آن بیخبر؟ مزدک فیضنیا، غرفهدار ایران در دوسالانه ونیز و موسس بنیاد هنری فیضنیا درباره حمایت مالی این بنیاد از حضور ایران در دوسالانه ونیز گفته بود: «تمام تلاش ما این است که تفکر غیرانتفاعی در حمایت از هنر ایران را تحقق بخشیم». هفتمین حضور ایران در بیینال ونیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی با همه حاشیهها و ابهامات بسیار پایان یافت و اگر چه مسؤولان هنرهای تجسمی ارشاد به پیشرفت فنی و هنری ایران در این دوره اشاره دارند، اما با تامل در آثار به نمایش در آمده در ونیز میتوان به غریبگی معنای آثار با پوسته فرهنگی ایران اسلامی رسید و فریاد فغان و افسوس بر گنجینه به باد رفته اصالت در هنر سر داد.
وطن امروز/یادداشت نسرین آبروانی، معاون صدای رسانه ملی درباره «رادیو اربعین»
اربعین؛ فرهنگی تمامنما از هویت انسانی

اربعین، راهی برای اخلاص آدمی است و محلی برای انس و همجواری با نگاه دوست. ارزش اربعین چنان است که میتوان اذعان داشت یک نوع رابطه تکوینی و تشریعی برای این مفهوم در فرهنگ اسلامی وجود دارد و این رابطه و نسبت را در هر 2 عرصه تکوین و تشریع میتوان جستوجو کرد. برای پوشش رویدادهای اربعین امسال، چندی است رادیو اربعین افتتاح شده است. معاون صدای رسانه ملی در یادداشتی درباره رادیو اربعین اشاره به این داشته که اربعین خود در حقیقت یک رسانه است. به گزارش تسنیم، یادداشت نسرین آبروانی درباره فعالیت رادیو اربعین چنین است:
«اربعین از راه میرسد، این بار با جلوه و جوششی دیگر در رسانهملی، جلوه و جوششی از جنس پویندگی و رهسپاری. رادیو اینبار همقدم مسافران کربلاست و پا به پای آنان منزل به منزل و موکب به موکب ره میسپارد؛ عزیمتی رسانهای در متن کاروان میلیونی اربعین برای بهرهگیری هرچه بیشتر از مواهب این رخداد باشکوه و تاریخساز و سرشار از پیام که اربعین خود در حقیقت یک رسانه است. برپایی رادیو اربعین، یعنی فراهم آمدن مجالی ارجمند برای خدمتگزاری و اظهار مودت و مهرورزی به پیشگاه سید و سالار شهیدان(ع) و خیل بیشمار مشتاقان و دلدادگان آن رادمرد بزرگ تاریخ که هرساله شوری تازه در خلق عالم میافکند و شعوری نو پدید میآورد. در باب جهات محتوایی و ارتباطی رادیو اربعین، گفتنیهای لازم در خلال مصاحبهها و گزارشهای قبلی خاطرنشان شدهاست. رادیو اربعین چنانکه گفته شد رادیویی است 24 ساعته و بهنگام که میکوشد گستره نیازهای رسانهای زائران هموطن و فارسیزبان (اعم از ضرورتهای خبری و گزارشی و اطلاعرسانیهای اجرایی و خدماتی و آموزههای معارفی و زیارتی و سایر حوائج زائران محترم) را به فراخور ظرفیتهای رسانهملی پوشش دهد. از جمله کارکردهای مهم این رادیو، تسهیل در امور مدیریتی و انتظام و هماهنگسازی جمعیت چند میلیونی هموطنان در روند عزیمت و برپایی مراسم و بازگشت به کشور است. ارسال گزارشهایی از این مراسم باشکوه، گفتوگو با عزاداران حسینی و انعکاس حال و هوای آنان، روایت واقعه بزرگ عاشورا برای شنوندگان و ارائه آخرین اقدامات دستگاهها و نهادهای خدمترسان از جمله محورهای اصلی رادیو اربعین است. اطلاعرسانی لحظه به لحظه و پوشش مداوم همه اخبار و اطلاعات و مطالب مربوط به تجمع میلیونی اربعین در کربلا و تدارکات لازم در طول راهپیمایی از اهداف این رادیو است. این رادیو تا 13 آذر روی موج افام ردیف 5/95 مگاهرتز در تهران و استانهای مرزی کشور و همچنین روی DVBT برای مخاطبان کل کشور و روی اپلیکیشن تلفن همراه برای مخاطبان در اقصی نقاط دنیا پخش خواهد شد. شبکه رادیویی اربعین دارای 12بخش خبری در 4 بخش اصلی و 8 بخش دیگر است. بخشهای اصلی خبر این شبکه در ساعتهای24، 20، 15، 9و همچنین
8 بخش دیگر به فاصله هر 2 ساعت روی آنتن میرود. فرصت را مغتنم میشمارم و در همینجا از همکاران بزرگوارم به پاس تلاش خودجوش و اهتمام بیدریغشان در راهاندازی این رادیو صمیمانه تشکر میکنم و امیدوارم نهایت ذوق و هنرمندی و خلاقیت خود را در تمهید و تأمین فرآوردههای ارتباطی و برنامهای این رادیو بدانسان که درخور شأن و منزلت نام آن باشد، مبذول فرمایند. بیتردید، اربعین در قاموس رسانهای ما تنها یک مناسبت و یک آیین نیست که رادیو را به مقتضای عرف، سوگوار و سیاهپوش کند. اربعین یک فرهنگ است به وسعت همه باورها و ارزشها و خواستهها و آرمانهای ما، فرهنگی تمامنما که ما فلسفه وجودی خود را در آن میجوییم، هویت انسانی خود را در آن مییابیم و حیات و ممات خود را در آن معنا میبخشیم و از همین منظر است که رادیو اربعین برای ما منزلت دارد و افتخارآمیز است».
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


