مروري بر تحركات جريان فتنه در فضاي فعلي كشور
سران فتنه خيلي تلاش مي كنند تا موج مرده اي را كه مدتي است در بستر احتضار افتاده، با شوك درماني احيا كنند؛ اما گويي كار از كار گذشته و اين محتضر رعشه هاي پيش از مرگ را تجربه مي كند.به گزارش گروه سياسي شبكه خبر بسيج دانشجويي، ناكامي سران فتنه در بازسازي حوادث انتخابات و آشوب آفريني مجدد در 22 خرداد، آنان را بر آن داشته است تا از تمام پتانسيل خود براي تحرك دوباره بقاياي فتنه سود ببرند.
اما نقش آفريني اين تحركات به ميزان اثر بخشي حركتي است كه نعش بي جان فتنه در پاسخ به شليك تير خلاص به خود مي دهد، اما آيا اين تحرك بي هدف نشانه زنده بودن است؟ آيا اين آخرين لرزه ها را مي توان جنبش به حساب آورد؟
همه انگيزه فتنه گران از اتخاذ مواضع گوناگون براي به اثبات رساندن اين روياست كه ما هنوز زنده ايم! ما هستيم!
كروبي در مصاحبه اي با گاردين مي گويد: «هم اكنون شاهد هستيم كه مدام جرايد حكومتي بر عليه اين جنبش مي نويسند و هنوز دستگيري ها ادامه دارد و دادگاه ها هم همچنان رفتارهاي خود را با اين متهمان ادامه مي دهند، حكومت حتي از يك مراسم ترحيم كه براي يك نماينده سابق مجلس برگزار شود، مي ترسد و اين نشان دهنده زنده بودن اين جنبش است.»
اما چه كسي است كه نداند اين موجود سبز بد فرم جاذبه اي براي جاخوش كردن در آغوش ملت ندارد.
چه كسي به صداقت سران فتنه، رهبران اصلاحات و مدعيان هدايت موج سبز!! ايمان دارد؟
اكنون تئوريسين هاي فتنه خود به از هم گسستگي چيزي كه به آن نام جريان را قالب كرده اند، اذعان دارند.
خاتمي در جلسهاي خطاب به موسوي مي گويد: تو خيلي زود صداي شكست اصلاحات را در آوردي و ديگر كار ما تمام شده است، اكنون براي اينكه نشان دهيم، كم نياوردهايم، مجبور هستيم تا صورت خود را با سيلي سرخ نگه داريم.
سايت ضد انقلابي «خودنويس» مي نويسد: امروز بر خلاف يك سال پيش، از هم گسيختگي آشكاري در ميان جبهه اپوزيسيون ديده مي شود، حركت سال گذشته اكنون در جذب دچار رخوت، ناكارآمدي و انشقاق آشكاري است. كما اينكه در اين مدت نه تنها نتوانسته به ريزش آشكار در جريان حاكم دست پيدا كند كه به عينه ميان صفوف مخالفان حكومت هم اختلاف بارزي ايجاد شده است ما امروز مثل يك تيم فوتبال شده ايم كه فرصت هاي خود را از دست رفته مي بيند و صرفاً چشم به از دست دادن امتياز از سوي حريف دارد.
بازبيني فعاليت هاي چند ماهه اخير فتنه گران پس از طي شدن بدون جنجال سالروز 22 خرداد مويد اين حقيقت است كه آنها چند شيوه متفاوت ابراز وجود را توامان به كار گرفته اند تا از تلفيق آنها بيشترين نتايج دلخواه را به دست آورند.
اول/ استراتژي تهاجمي
در اين شيوه آنها از اهرم هاي متعددي براي تحت فشار قرار دادن نظام بهره گرفته يا خواهند گرفت:
1-همكاري با عوامل خارجي تحريم
عوامل فتنه با اتخاذ مواضع هماهنگ با عوامل بيروني فتنه از جمله حمله به سپاه و بسيج به عنوان نيروهاي دفاعي كشور و تلاش براي بي اعتبار نمودن آنها در اذهان ملت، همچنين تحت فشار قرار دادن دولت براي انعطاف در سياست خارجي، گوشه اي از خيانت خود به ملت را ساماندهي مي كنند.
2- القاي ضعف و بحران در حكومت
«مهره تحريك» اصلاحات در جلسات مختلفي همفكران خود را به اشاعه توهم «نظام در حال پيشروي به سوي سقوط است» ترغيب كرده است. او همچنين از همفكران خود خواسته است به القاء «بحران» در جامعه دامن بزنند تا زمينه حضور اجتماعي برخي چهره هاي سياسي متبوع طيف فتنه، براي – به اصطلاح - خروج از بحران فراهم شود.
3- سياه نمايي عليه دولت
ميرحسين در بيانيه اي كه به مناسبت سالروز نهضت مشروطه منتشر كرده است براي چندمين بار دولت و حكومت را به هنجارشكني هايي متهم نموده كه خود، نمونه عيني آنهاست:
«امروز مشاهده علائم بازتوليد استبداد و خودرايي و گريز آشكار از قانون و حاكميت روزافزون دروغ نشان ميدهد كه راه طي شده هنوز به اهداف خود نرسيده است. ظلم و جور و خفقان چه در زمان ناصرالدين شاه باشد چه پهلويها و چه جمهوري اسلامي مردود است و در جمهوري اسلامي ظلم و ستم بدتر و سياه تر است؛ چرا كه زير پوشش نام اسلام چنين تبهكاريهايي صورت ميگيرد و همه ميدانيم در همان اوان مشروطيت به شكلهاي مختلف بعضي از علما از جمله علامه نائيني استبداد ديني را بدترين دانستند. تجربه يكصد سال اخير و آنچه در يك سال گذشته اتفاق افتاد نشان ميدهد در ميان مفاهيم كليدي مربوط به انقلاب مشروطيت از عدالت و آزادي و حكومت قانون، مشروط كردن و مسئول كردن قدرت اهميت سرنوشتسازتري دارد...»
4- بازسازي فتنه در دانشگاه
جريان فتنه قصد دارد مطالبات صنفي و برخي خواسته هاي مشروع دانشجويان را بهانه اي براي آشوب مجدد در دانشگاه ها در آغاز سال تحصيلي قرار داده و توهم همراهي قشر تحصيل كرده با فرقه سبز را القاء كند. آنچه از آشوب هاي سال گذشته در اذهان مانده است اين است كه همواره سردمداران اغتشاشات و اعتراضات دانشگاهي گروهي از دانشجويان اخراجي يا متعلق به گروهك غير قانوني علامه يا اصولا آنارشيست هاي غير دانشجويي بوده اند كه حرمت قانون را با وسوسه دلار، معاوضه كرده اند. اكنون، پس از نمايان شدن لايه دروني فتنه، سهم دانشجويان حامي جريان فتنه افت معناداري پيدا كرده است.
5- شكايت نامه 7 نفر از محكومان اغتشاشات از مقامات امنيتي
اين شكايت نامه توسط سايت ضد انقلابي جرس و با امضاي محسن امينزاده، مصطفي تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فيض الله عرب سرخي، محسن صفايي فراهاني، محسن ميردامادي و بهـزاد نبـوي انتشار يافت.
افشاگري يك مقام امنيتي از وجوه مختلف توطئه اي كه اعضاي حزب مشاركت و برخي گروه ها، احزاب 2 خردادي، برخي شخصيت هاي سابق مملكتي و برخي آقازاده ها در صدد انجام آن بوده اند و آشوب هاي پس از انتخابات 88 پرده كوتاهي از آن بود- كه با كمك اراذل و اوباش اجاره اي به اجرا در آمد- انگيزه اين شكايت نامه و تلاشي در جهت فرار به جلو و يا به عبارتي دست پيش گرفتن براي پس نيفتادن بود.
6- به چالش كشيدن هدفمندي يارانه ها
هدفمندي يارانه ها- حركت بزرگي كه دولت هاي پيشين جسارت انجام آن را به خود ندادند- از سوي رهبران و حاميان فتنه سبز به بهانه اي براي زير سوال بردن تصميم گيري كارشناسانه دولت و انگيزه اي براي تقابل خصمانه با آن تبديل شده است.
يك نماينده اصلاح طلب مجلس اين طرح را اينگونه تفسير مي كند: «در شرايطي كه تورم عارضه كلي اقتصاد است، اقدامي صورت بگيرد كه به جاي مهار تورم خودش باعث افزايش تورم شود اين مانند اين است كه ما بجاي بهبودي بخشيدن به وضعيت بيمار، كاري كنيم كه عضو ديگر از بيمار هم از كار بيافتد و اين مي تواند بيمار را به سمت مرگ سوق دهد. اقتصاد بيمار ما با طرح هدفمند سازي يارانه ها به سمت نابودي و از بين رفتن حركت مي كند.»
برخي از فتنه گران از اجراي اين طرح به عنوان فرصت غنيمتي براي احياي جريان مرده اصلاحات ابراز خرسندي كرده اند.
يكي از سران موثر جبهه دوم خرداد گفته است اين فرصت مهم با توجه به تبعاتي كه مي تواند داشته باشد زمينه ساز ورود ما به مديريت عرصه اجتماعي و نارضايتي هاي احتمالي در اين زمينه خواهد بود.
7- ايجاد شكاف بين مراجع و رهبري
عده اي از عناصر وابسته به گروهك ملي-مذهبي در تباني با گروهي از مجمع محققين و مدرسين تلاش جهت نفوذ به بيوت علما و مراجع جهت ايجاد شكاف ميان قم و تهران را آغاز نموده اند.
آنها اعتبار و ارزش مرجعيت و ولايت فقيه را به عنوان موانع تحقق جريانات تجديد نظرطلب برشمرده و در صدد رفع آن برآمده اند.
طيف ملي مذهبي طرحي با عنوان «سير تحول پايگاه اجتماعي مرجعيت در نيم قرن اخير در ايران» به تصويب رسانده اند تا در پوشش اين طرح مطالعاتي و پژوهشي بتوانند اعضاي گروهك را به بيوت مراجع و فضلاي حوزه علميه قم نزديك كنند و اقدامات تفرقه انگيزانه خود را با نفوذ تدريجي افكار التقاطي به انجام رسانده، مرجعيت را به عنوان اهرم بازدارندگي درمقابل رهبري علم كنند.
دوم/ استراتژي فرصت طلبانه
در اين نوع مشي سياسي، فتنه گران مترصد چالش هايي مي شوند كه دولت و حكومت بالاجبار با آنها مواجه شده و به جهت پرهيز از تحميل هزينه اضافي به نظام، نيازمند اعمال عكس العمل مناسب در مقابله با آنهاست.
1- ذوق زدگي از اظهارات مشايي
محمد نوري زاده – ضد انقلاب فراري و از حاميان قسم خورده سران فتنه- به اظهارت اخير رحيم مشايي در خصوص اولويت ايرانيت بر اسلام اشاره كرده و گفت: اين اظهارات رحيم مشايي، يادآور اظهارات «حسن نزيه» است كه گفت من يك ايراني مسلمانم نه مسلمان ايراني و همچنين يادآور اظهارات «داريوش فروهر» كه گفت ايرانيت براي من اعتباري فراتر از دين دارد. بختيار هم همين نظر را داشت.
وي ادامه داد: نظرات مشايي با اين افراد يكي است، ولي مشايي جرأت اظهار نظر صريح در اين خصوص را ندارد.
سايت خودنويس نوشت: آنچه قابل انديشيدن است اعلام استقلال محمود احمدينژاد است. اگر چندي پيش شاهد اعلام استقلال احمدي نژاد با اما و اگر بوديم اين بار محمود ميخواهد فرياد زند كه از راست سنتي عبور كرده است چرخش اين بار از اسلاميت به ايرانيت است، ... دور نيست كه مشايي درهاي ايران را باز كند و آمريكا را نه چون دشمن كه چون يار گرمابه در آغوش گيرد.
2- سوء استفاده از خبر كذب اعلام آمادگي ولايتي براي مذاكره با آمريكا
بالاترين – سايت حامي فتنه گران- با مانور بر خبر تحريف شده خبرگزاري فرانسه نوشت: «فلسفه وجودي و تنها هنري كه جمهوري اسلامي به زعم خودش دارد مبارزه و دشمني با آمريكاست و [آيت الله] خامنه اي از زماني كه به قدرت رسيده بود، حاضر نمي شد كه حتي كسي فكر مذاكره با آمريكا را به مخيله اش راه بدهد، چون در اين صورت جمهوري اسلامي ديگر فلسفه وجودي نداشت و پايگاه ايدئولوژيك خود را از دست مي داد. همانطور كه مي دانيد علي اكبر ولايتي يكي از مشاورين ارشد [آيت الله] خامنه ايست كه در جريان سفر به سوريه گفت كه ايران آماده است درباره برنامه هستهاي خود با آمريكا گفتوگو كند.»
دفتر مشاورت مقام معظم رهبري در امور بينالملل با تكذيب خبر خبرگزاري فرانسه به نقل از علي اكبر ولايتي مبني بر اينكه «ما آماده هستيم كه با امريكا درباره برنامه هسته اي گفتوگو كنيم» اعلام كرد كه اين خبر توسط خبرگزاري فرانسه تحريف شده است.
دكتر ولايتي در يك كنفرانس خبري در سوريه در پاسخ به سؤال خبرنگار بيبيسي عربي در مورد اظهارات وزير خارجه امريكا مبني بر آمادگي كشورش براي مذاكره با ايران گفته بود: ما هيچ اعتمادي به دولت امريكا نداريم؛ زيرا اين كشور رفتارهاي متناقضي را از خود نشان داده است، اقداماتي را در شوراي امنيت عليه ايران انجام داده و در داخل قوانيني را بر ضد ايران به تصويب رسانده است.
3- سوءاستفاده از پوشش مذهبي براي اتخاذ رويكرد سياسي براندازانه
الف) برخي از اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي تهران، علامه و اميركبير كه در آشوب هاي پس از انتخابات در دانشگاه هاي تهران نقش آفرين بودند، اخيرا به بهانه تفسير نهج البلاغه و دعاي كميل در حسينيه بيت الزهرا گرد هم مي آيند و در خصوص آخرين تحولات سياسي جامعه رايزني مي كنند.
ب) سايت ضد انقلابي خودنويس با انتقاد از تظاهر شبكه رسا به مسلماني نوشت: آنها از امام راحل مي گويند حال آن كه عده زيادي در جنبش به واسطه مخالفت با همان آرمان هاي آيت الله خميني به خيابان ريختند.
اما سايت صهيونيستي بالاترين موسوي، كروبي و خاتمي را با مسعود رجوي سركرده منافقين و رضا پهلوي سركرده سلطنت طلبان مقايسه كرد و نوشت: برخي رسا را رسانه رسمي جنبش سبز ندانسته و پا را فراتر گذاشته و رهبري موسوي و كروبي را درون جنبش نپذيرفته اند. اكنون زماني نيست كه بتوان به نگاه جماعتي كه داراي اعتقادات ديني هستند بي توجه بود. بايد از مخالفان موسوي در جنبش سبز پرسيد به اعتقاد شما چه كسي بايد در رأس و تئوريسين جنبش باشد؟ پسر محمدرضا پهلوي يا مسعود رجوي؟ گروه هاي چپ پيشنهادشان چيست؟ رسانه رسمي اصلاح طلبان چه باشد، شبكه مقاومت ملي مجاهدين (منافقين) يا شبكه پارس يا رنگارنگ؟
سوم/ استراتژي مظلوم نمايانه
در اين رويكرد جريان فتنه تلاش كرده است با مظلوم نمايي و القاء ظلم دولت و حكومت به منتقدين، موج هاي احساسي در حمايت خود بيافريند و به فرياد استعانت فتنه سبز براي تزريق حيات دوباره، پاسخ مثبت بدهد.
1- بيماري در زندان
فتنه سبز پس از ناكامي در نيرنگ بزرگ كشته سازي و رو شدن شگرد تبليغاتي اش، اكنون به شيطنت ديگري دست زده و براي نشان دادن چهره مظلوم و معصوم از فتنه سبز و جلب توجه محافل – به اصطلاح – حقوق بشري، از وضعيت وخيم جسمي زندانيان حوادث انتخابات 88 اظهار نگراني مي كند.
جالب اينجاست كه دوره بيماري متهمين صرفا محدود به دوران تحمل مجازات است و همه آنها پس از آزادي موقت صحت و سلامت را باز مي يابند و برخي از آنان در كمال گستاخي به ارتكاب اتهامات پيش از دوره زندان مشغول مي شوند.
هنگامه شهيدي، روزنامه نگاري است كه به شش سال زندان محكوم شده است. كمپين بين اللملي حقوق بشر در ايران وضعيت جسماني وي را اينگونه گزارش مي دهد:
«هنگامه شهيدي از روزنامه نگاراني كه پس از انتخابات دستگير و راهي زندان شد، هم اكنون در حالي دوران زندان شش ساله خود را در زندان اوين سپري مي كند كه از بيماري قلبي، ناراحتي معده، ديسك كمر، روماتيسم عصبي و همچنين افت شديد فشار خون رنج مي برد.»
كلكسيوني از بيماري ها در مدت كوتاهي گريبانگير اين متهم شده است. كدام عقل سليمي است كه باور نكند اين امراض، چيزي جز كانال رهايي از مجازات و ايجاد موج انتقادي عليه جمهوري اسلامي نيستند.
مصطفي تاج زاده، بهزاد نبوي، محسن امين زاده، فيض الله عرب سرخي، حمزه كرمي و بسياري از زندانيان سياسي و مطبوعاتي ديگر همه در زندان به بيماري هاي متعددي دچار شده اند! محمد نوريزاد در شش ماهه زندان به عفونت ريه مبتلا شده است.
همسر عبدالله مومني در گفتوگو با ادوار نيوز مي گويد: مومني بهدليل شرايط بد بهداشتي زندان به نوعي بيماري پوستي مبتلا شده كه امكان مداواي آن در زندان وجود ندارد.
جنبش سبز چه بازوان ضعيف و مريضي را براي احقاق حقوق معطل مانده !! مردم برگزيده است.
بايد پرسيد اين مريض هاي رو به موت چگونه اعتصاب غذاي خشك و تر را تاب آورده اند؟
2- اعتصاب غذا
عده اي از محكومين آشوب هاي سال88 كه نقش تعيين كننده در حوادث تلخ پس از انتخابات داشته اند به درخواست سران فتنه، براي مظلوم نمايي و جلب نظر عمومي دست به اعتصاب غذا زدند. البته از آنجا كه فتنه گران در مظلوم نمايي ديگري، اذعان كرده اند كه هيچ اطلاعي از درون زندان ها و وضعيت زندانيان ندارند كيفيت اعتصاب، در هاله اي از ابهام قراردارد. از طرفي اخباري از رسانه هاي سبز مبني بر اينكه برخي از زندانيان اعتصاب خشك و برخي اعتصاب تر داشته اند به گوش مي رسد. به نظر مي رسد اين فرم اعتصاب غذا بازي تبليغاتيست كه هم عواطف عمومي را جلب مي كند و هم خدشه اي بر پيكر نحيف و مريض مجرمين وارد نمي كند. اعتصاب غذايي كه صدايش به گوش عموم مي رسد اما سند تصويري ندارد.
3- درخواست پايان اعتصاب از سوي سران فتنه
در خيمه شب بازي ديگري سران فتنه به دست و پاي اعتصابيون افتاده اند و التماس كرده اند كه دست از اعتصاب برداريد كه جنبش! به شما نيازمند است و شما سرمايه هاي اين مردميد و بايد زنده بمانيد كه مردم! چشم اميد به شما بسته اند و نگران!! حال شما هستند.
پرده دوم كه پذيرش اين تقاضا و پايان دادن به انهدام ذخيره!! جنبش است بلافاصله به اجرا در آمد و از آنجا كه فتنه گران درجه دوم همه در بست غلام سران فتنه اند!! دست از اعتصاب كشيدند.
سايتهاي حامي فتنه نوشتند: «پانزده زنداني سياسي در شانزدهمين روز اعتصاب غذاي خود، پس از دريافت پيام هاي همراهان جنبش سبز، فعالان سياسي و كنشگران مدني و ديگر اقشار مردم كه نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذاي خود را شكستند.»
مير حسين نقش خود را اينگونه بازي كرده است: «آزاد مردان زنداني! همه آزادي خواهان و حق طلبان پيام شما را شنيدند و استواري شما را بر سر مطالبات انساني و مشروع مشاهده كردند.
درود بر شما! ايستادگي شما گواه بر آن است كه مي توان بدن ها را به محبس كشيد، اما نمي توان بر جان آن ها چيره شد.
عزيزان ملت و پيشتازان جنبش سبز! اكنون كه پيام شما و خانواده هاي مبارزتان در سطح جهان و داخل كشور منتشر شده است، مردم نگران سلامتي شما به عنوان سرمايه هاي سبز كشورند. ما از همه شما درخواست مي كنيم اعتصاب غذاي خود را پايان دهيد ...»
مهدي كروبي نيز در پيامي خطاب به اعتصاب كننده ها چنين اداي تكليف! كرده است: من بسيار نگران تبعات اين اعتصاب غذا و سلامت زندانيان هستم و از فرزندانم ميخواهم كه اعتصاب خود را بشكنند و مسئولان هم بايد به خواستههاي آنان توجه و رسيدگي كنند.
4- نامه تظلم خواهي به مراجع
پس از افشاگري آيت الله جنتي در باره يك ميليارد دلار دريافتي برخي از سران فتنه از دولت عربستان و هزينه كردن آن در اغتشاشات خياباني سال 88، دوتن از فتنه گران با نامه نگاري به مراجع فرياد تظلم سر دادند و خود را در رده مظلوماني قلمداد كردند كه براي خدمت به اسلام و انقلاب از جان خود گذشتند:
«اكنون اسوه هاي انقلاب و ياران صديق مردم و خميني و زخم خوردگان مبارزات بي امان با استعمارگران، در نهايت مظلوميت و بي پناهي، هدف تير جان گداز و زهرآگين شيفتگان قدرت و مكنت و زراندوزان بي مروّت و عاري از همت قرار گرفته اند.»
دروغ هاي آشكاري كه در اين نامه به خورد افكار عمومي داده اند بخش اعظم اين نامه را تشكيل مي دهد. به عبارت ديگر شالوده اين نامه دروغپردازي به شيوه اي مظلوم نمايانه است. آنچه بيش از همه مضحك به نظر مي رسد اظهار نگراني فتنه گران از مخدوش شدن چهره اسلام است:
«همانطور كه مسبوق هستيد، ما به علت همراهي و هم نوائي با مردم ايران در نهايت آرامش و سازش پس از انتخابات مهندسي شده 1388 كه در جستجوي رأي گم شده و مخدوش گشته خود بودند، مورد چه هجمه ها، يورش ها، افتراها، تهمت ها و ناسزاها كه قرار نگرفتيم. آنچه خواستند و توانستند از منابر تريبون هاي عمومي بدون امكان اجازه هرگونه دفاعي به ما نسبت دادند و همزمان بر مسند مدعي العموم، قاضي و مجري احكام نشستند و آن كردند كه امروز نه تنها چهره نظام بلكه اصل اسلام دركشور و بخصوص در نزد جوانان مظلوم ايران خدشه دار شده است.»
آنها در ادامه گستاخي خود به سرقت هويت بزرگاني دست زده اند كه هر كدام گوشه اي از تاريخ افتخارات ايران و اسلام را بر گرده خود تحمل كرده اند:
«ما را پرواي آن نيست كه چنين آماج ضربات بي امان بي بصيرتان قرار گيريم؛ تاريخ اين ديار ستم كشيده مملو است از اين نامردمي ها، از قائم مقام تا اميركبير كه طغيان گرشان گفتند! از سيد جمال الدين اسدآبادي كه وابسته اش خواندند،تا ثقه الاسلام تبريزي كه بر چوبه دار تزاري اش بوسه مي زدند، مدرس و نيروهاي مذهبي كه انگليسي اش دانستند و خميني كه ارتجاع سياه قلمدادش كردند و صدها عزيزان ديگر از اين نوع هجمه ها و افتراها در امان نبودند. آنان هدف و آماج خشم بيگانگان و دين ستيزان قرار مي گرفتند، اما ما را عذاب و درد بيشتر از آن است كه آماج كلوخ اندازان نظام و كسي كه بيش از سه دهه بر مسند شوراي نگهبان تكيه زده است، هستيم!»
5- دروغ مضحك شكنجه زندانيان
مهدي كروبي در مصاحبه اخير خودبا گاردين آبروي نظام را براي چندمين بار اين گونه معامله مي كند و خط خيانتش به انقلاب را پر رنگتر مي كند:
«افشاگري من در مورد كهريزك باعث شد وضعيت زندان ها خوب شود... جمهوري اسلامي اكنون منحرف شده است و توسط يك جرياني كه راي مردم را به اندازه كافي ندارد قوانين زيرپا گذاشته شده است و رفتارهايي با مردم و زندانيان صورت ميگيرد كه در رژيم گذشته به خاطر فشارهاي خارجي و افكارعمومي صورت نمي گرفت مانند اين اخباري كه اخيرا توسط زندانيان مبني برفروكردن سرهاشون در توالت به جهت اعتراف گيري منتشرشده است كه به خود من هم نامه هايي ارسال شده است.»
هدف از همه اين رفتارهاي مذبوحانه القا، تنفس دوبااره فتنه است چيزي كه با هيچ تدبير سبزي عملي نخواهد شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


