ظریف ترین درس از شهرام امیری
ابتدای سخن ، بزرگترین دستاوردی را که در قضیه شهرام امیری بدان معتقدم بگویم :
یادم هست که چندی پیش از فروپاشی شوروی ، یک جوان 19 ساله سوار بر هواپیمای سسنای (هواپیمای ملخ دار معمولی) خویش شده و از مبداء کشور خود ( یکی از کشورهای بلوک شرق ) به پرواز درآمده و پس از طی چند هزار کیلومتر فاصله و عبور از تمام مرزهای آهنین و هوشمند شوروی آنروز ، گذر نموده و در مقابل چشمان بهت زده ی دنیا ، در میدان سرخ مسکو و جنب کاخ کرملین به زمین نشست.
وقتی دلیل این کار او را پرسیدند ، پاسخ داد می خواستم مرزها و رادارهای هوشمند و مشهور شوروی را به چالش بکشم .
آنزمان شاید اعلام رسما اعلام نشد که عمل این جوان ،چه زلزله یی در ساختار قدرت شوروی ایجاد نمود ، اما حداقل ، برکناری بلافاصله ی بالاترین مقام نظامی ابرقدرت شرق را همه شنیدند.
و براستی کاری که آن پسرک انجام داد ، پوشالی بودن خیلی چیزها را عیان ساخت.
و اما اکنون اعتقاد راسخ دارم که بزرگترین دستاورد قضیه شهرام امیری ، نشان دادن ضعفهای پنهان و اساسی ساختارهای امنیتی امریکاست و حقیقت این است که امیری توانست یک تَرَک بزرگ بر هیمنه ی افسانه ای CIA در نزد افکار داخلی امریکا و جهانیان وارد آورد .
داستان شهرام امیری به دستگاه های اطلاعاتی جهان اثبات کرد که CIA را درست ببینند نه درشت !
و اما ظریف ترین درسی که نگارنده از قضیه ی شهرام امیری گرفته است :
کوتاه می گویم اما تلخ ،
غیرت امیری را دیدید و رد پیشنهاد 50 میلیون دلاری را برای تغییر ملیت؟
حال برخی ورزشکاران هموطن را ببینید که برای پیشنهاد بسیار کمتر از این رقم ، ملیت خود را بایگانی نموده و با پذیرش ملیت کشورهای همسایه ، پرچم آنها را در میادین بین المللی به اهتزاز در می آورند؟
و برخی دیگر هم که بخاطر رد کردن پیشنهادهای ورزشی اینچنینی از بیگانه (باز هم با رقم خیلی کمتر از امیری) ، منت های پنهان و آشکار فراوانی بر سر ملت گذاشته و میگذارند.؟
تازه این آقایان ، مثل امیری زیر یوغ فشار CIA برای پذیرش این پولها و یا تهدید به ارجاع به زندانهای اسرائیل نبوده اند.
نمیخواهم نام کسی را بیاورم ، چرا که افراد مورد خطاب بنده یکی و دوتا نبوده ونیستند.
همچنین قصد زیر سوال بردن کسی را هم ندارم.
اما براستی نباید از هر بحرانی ، درسهای لازم را بگیریم؟
خطاب بنده به تمام ایرانیان عزیزی است که روزی ممکن است در شرایط تصمیم گیری هایی از این دست قرار بگیرند.
براستی هویت و ملیت انسان خریدنی است؟ هرچند هم که در کشور مادری و ملت اصلی ، به انسان سخت بگذرد!
شهرام امیری به همه ی ما یاد آوری کرد که : ایران ، فروشی نیست
مهران موزونی
یادم هست که چندی پیش از فروپاشی شوروی ، یک جوان 19 ساله سوار بر هواپیمای سسنای (هواپیمای ملخ دار معمولی) خویش شده و از مبداء کشور خود ( یکی از کشورهای بلوک شرق ) به پرواز درآمده و پس از طی چند هزار کیلومتر فاصله و عبور از تمام مرزهای آهنین و هوشمند شوروی آنروز ، گذر نموده و در مقابل چشمان بهت زده ی دنیا ، در میدان سرخ مسکو و جنب کاخ کرملین به زمین نشست.
وقتی دلیل این کار او را پرسیدند ، پاسخ داد می خواستم مرزها و رادارهای هوشمند و مشهور شوروی را به چالش بکشم .
آنزمان شاید اعلام رسما اعلام نشد که عمل این جوان ،چه زلزله یی در ساختار قدرت شوروی ایجاد نمود ، اما حداقل ، برکناری بلافاصله ی بالاترین مقام نظامی ابرقدرت شرق را همه شنیدند.
و براستی کاری که آن پسرک انجام داد ، پوشالی بودن خیلی چیزها را عیان ساخت.
و اما اکنون اعتقاد راسخ دارم که بزرگترین دستاورد قضیه شهرام امیری ، نشان دادن ضعفهای پنهان و اساسی ساختارهای امنیتی امریکاست و حقیقت این است که امیری توانست یک تَرَک بزرگ بر هیمنه ی افسانه ای CIA در نزد افکار داخلی امریکا و جهانیان وارد آورد .
داستان شهرام امیری به دستگاه های اطلاعاتی جهان اثبات کرد که CIA را درست ببینند نه درشت !
و اما ظریف ترین درسی که نگارنده از قضیه ی شهرام امیری گرفته است :
کوتاه می گویم اما تلخ ،
غیرت امیری را دیدید و رد پیشنهاد 50 میلیون دلاری را برای تغییر ملیت؟
حال برخی ورزشکاران هموطن را ببینید که برای پیشنهاد بسیار کمتر از این رقم ، ملیت خود را بایگانی نموده و با پذیرش ملیت کشورهای همسایه ، پرچم آنها را در میادین بین المللی به اهتزاز در می آورند؟
و برخی دیگر هم که بخاطر رد کردن پیشنهادهای ورزشی اینچنینی از بیگانه (باز هم با رقم خیلی کمتر از امیری) ، منت های پنهان و آشکار فراوانی بر سر ملت گذاشته و میگذارند.؟
تازه این آقایان ، مثل امیری زیر یوغ فشار CIA برای پذیرش این پولها و یا تهدید به ارجاع به زندانهای اسرائیل نبوده اند.
نمیخواهم نام کسی را بیاورم ، چرا که افراد مورد خطاب بنده یکی و دوتا نبوده ونیستند.
همچنین قصد زیر سوال بردن کسی را هم ندارم.
اما براستی نباید از هر بحرانی ، درسهای لازم را بگیریم؟
خطاب بنده به تمام ایرانیان عزیزی است که روزی ممکن است در شرایط تصمیم گیری هایی از این دست قرار بگیرند.
براستی هویت و ملیت انسان خریدنی است؟ هرچند هم که در کشور مادری و ملت اصلی ، به انسان سخت بگذرد!
شهرام امیری به همه ی ما یاد آوری کرد که : ایران ، فروشی نیست
مهران موزونی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


