کد خبر: ۲۸۰۴۸۴
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۱۶
گفت‎وگو با فاطمه معتمدآریا به بهانه اکران یحیی سکوت نکرد
سینمای ایران بدون هنر و تجربه،معنای کاملی ندارد/ با جوان‌ها می‎توانی جسور باشی

به گزارش بولتن نيوز، رامک صبحی: در بخش اول گفت‌وگو با فاطمه معتمدآریا صحبت‌هایمان بیشتر درباره ارتباط نسل آن‌ها با سینما و با نسل گذشته و هم‎چنین فیلم «یحیی سکوت نکرد» بود.شما را به خواندن بخش دوم این گفت‌وگو در سایت هنر و تجربه دعوت می‎کنم.

بخش اول گفت‌و گو با فاطمه معتمدآریا

می‎دانم، فیلم‌های کارگردان‌های جوان را نگاه می‌کنید ، این نسل را در سینمای ما چگونه می‌بینید؟ بی رودربایستی چه نقطه قوت‌ها و ضعف‌هایی دارند؟
راحت‌طلبی  البته نقطه ضعف آن‌ها است و نقطه قوت ایده‎های بی‎نظیر و خلاقیت فوق‌العاده، این که مثل گندم برشته مدام بالا و پایین می‌روند و آرام و قرار ندارند. این‎که سینمای جهان را می‎شناسند و سینمای ایران را می‌پذیرند. اشکال‌شان همان راحت‌طلبی است، نمی‌خواهند هیچ زحمتی بکشند. در نسل من هر فیلم فرنگی که می‌دیدند، می‎گفتند این که چیزی نیست. فکر می‌کردند، فیلم خوب ساختن در مشقت بیش از اندازه است. می‌گفتند آن‎ها یک مدیر فیلم‌برداری و یک فیلم‌بردار و چند دستیار دارند اما ما ما با یک دوربین ساده دو نفری کار می‌کنیم، یکی فوکوس می‌کشد و دیگری دوربین را روی دوشش می‌اندازد و کار می‌کنیم. کارگردان می‎گفت خودم همه کارها را می‌کنم،حتی بازی هم می‎کنم. فکر می‌کردند وقتی همه کار بلدی و مشقت می‎کشی، پس می‎توانی سینمای خوبی داشته‌باشی. نسل فعلی برعکس است، آن‎ها هم می‎گویند این‌که کاری ندارد، دیجیتال است. من با موبایلم هم می‎توانم این پلان را چنین غیرعادی بگیرم. اما نه نسل من و نه این نسل، به این مساله توجه نداشتند و ندارند که برای رسیدن به یک فرم، باید خیلی چیزها را تجربه کرده باشی تا بعد بتوانی این فرمت را دفرمه کنی. در بازیگری هم همین گونه است، وقتی نشان ندهی که داری بازی می‎کنی، کار سختی داری اما وقتی بخواهی نشان دهی که این جوری دستم را بلند می‌کنم یا سرم را می‌چرخانم و یا این که این جوری بلدم حرف بزنم، می‌توانم دوصفحه دیالوگ را در یک صحنه از حفظ بگویم و کارهایی از این قبیل، کار ویژه‌ای نکرده‌ای ، به‎خصوص که این روش‌ها الان دیگر کمی منسوخ شده‌است.  در واقع این‌که بتوانی با قاعده، همه قواعد را بشکنی و به اثری برسی، درست است، در همه موارد کارگردانی، بازیگری، فیلم برداری و… وقتی سینمای جدید اروپا را نگاه می‎کنی، باورت نمی‎شود با این همه سادگی جلو می‌روند. اما به سادگی نمی‌توان به این سادگی رسید، باید زمانی را طی کنی، باید موج نو سینمای اروپا را طی کرده باشی. باید نئورئالیسم سینمای ایتالیا را مرور کرده واز آن گذشته باشی تا الان به این سادگی برسی. در دنیا یک موضوع خیلی ساده را انتخاب می‌کنند و با پیچیدگی به آن بال و پر می‌دهند تا جایی که فراموش می‌کنی، موضوع اصلی جداشدن یک زن از شوهرش بوده اما آن‌قدر در آن روابط عاطفی و تصاویر زیبا و پیچیدگی‎های فنی وجود دارد که باور نکردنی است . اما این‌جا اغلب در یک فیلم بیش از بیست موضوع می‌بینی؛ فیلم چهار، پنج پایان دارد. به ‎نحوی که نمی‎دانی، کجا باید خودت را متوقف کنی. یک موضوع وجود ندارد که تا انتها بتوانی به راحتی آن را دنبال کنی. چند موضوع است و همه در هوا رها هستند. برای همین نسل جدید که در ایده و فکر متفاوت یا حتی مخالف با نسل من است اما در ساختار اغلب یکی هستند و نمی‎دانند خودشان و تفکرشان و ایده‎هایشان تا چه اندازه باید در یک فیلم نفوذ داشته باشد . مهم‎تر این که زحمتی نمی‎کشند و بیشتر تئوری هستند. الان هم که فیلم ساختن خیلی راحت شده و الزامی به هزینه برای دوربین و هنرپیشه و لوکیشن نیست. یک دوربین به دست می‌گیری و چهار تا از دوستانت را به عنوان پدیده‎های نو بازیگری و خودت هم به عنوان کارگردان نوگرا دور هم جمع می‌شوند و دوربینت هم می‎چرخد و فیلم می‎گیرد. احتیاجی به پروداکشن هم نیست، چون به واسطه دوربین دیجیتال، پروداکشن از سینمای ما حذف شده و باز هم به واسطه رواج دوربین دیجیتال، فکر می‎کنیم هر کاری انجام می‌دهیم، فیلم‌سازی است.در حقیقت ما ایده‎هایمان را تصویر می‌کنیم اما نمی‌دانیم این فیلم‌سازی نیست. یک بخش عظیمی از نسل جوان دچار این بی‌دانشی در فیلم‌سازی شده‎اند. در حالی که فیلم‎سازی برای خودش قاعده‌ای دارد. ایجاد هر لکه نوری بر این پرده عریض باید با دانش باشد نه براساس تجربه.

برای رسیدن به یک فرم، باید خیلی چیزها را تجربه کرده باشی تا بعد بتوانی این فرمت را دفرمه کنی…در واقع این‌که بتوانی با قاعده، همه قواعد را بشکنی و به بی‎اثر و تاثیری برسی، درست است

در بین آثار آن‌ها کاری هست که دوست داشته باشید؟
فیلم‌های نسل جوان را دنبال می‎کنم . شاید بگویم سرآمدشان، فیلم «ماهی و گربه» شهرام مکری است و نوآوری آن فقط در یک پلان بودنش نیست که ۵۰ سال پیش در سینمای دنیا تجربه شده، نوآوری بیشتر در نوع شخصیت‎پردازی و میزانسن‎هایی است که چیده و نیزدر فانتزی که در ذهنش وجود داشته و به تصویر کشیده است. مکری در این زمینه‎ها موفق بوده و توانسته همه را جذب کند. فیلم پرفروشی هم بوده‎است.
فیلم‏‎های هنر و تجربه را هم دنبال می‎کنید؟
بله، سعی می‎کنم، دنبال کنم. بعضی‎ها را خیلی در اندازه سینما نمی‎دانم و نمی‎توانم تا آخر بمانم اما تعدادی را خیلی دوست دارم. از دیدن مستند آقای میرطهماسب شگفت زده شدم. این همه تلاش و شعوری که یک نفر در کاری می‎گذرد که ظاهرا چرخه‎ای را هم قرار نیست بچرخاند اما باری به بار فرهنگی سینما اضافه می‎کند، خیلی ارزشمند است.
گروه هنر و تجربه را چگونه می‎بینید و روندش را چطور ارزیابی می‌کنید.
سال‎هاست فکر می‎کنم در ایران باید چنین گروهی به وجود می‎آمد ، یک ضرورت سینمایی است. مهم‎ترین اتفاق هنر و تجربه این است که تو با هر ایده و با هر اندازه‌ای می توانی بدون توقف جلو بروی، اندازه‎ات در هنر و تجربه بی‎نهایت است. در واقع این سینما شکوفه‌ای است در کنار گل بازشده سینمای ایران. این شکوفه جاذبه بیشتری در مقابل آن گل دارد و در عین حال به دلیل زیبایی، طراوت و شکنندگی به مراقبت بیشتری هم نیاز دارد، ضمن این‌که باید اندازه‌اش را هم دانست. اندازه این شکوفه تازه و دلنشین با آن گل جاافتاده رو به اوج متفاوت است. هنر و تجربه شکوفه جوانی است که باید از آن مراقبت کرد تا هم‌چنان زیبا جلو برود . اشتباه است اگر انتظارهای سینمای بدنه را از این سینما داشته باشیم. الان خوشبختانه فروش تعدادی از فیلم‎های هنر و تجربه از خیلی فیلم‎های مدعی سینمای ایران بیشتر است.این که می‎توانی تجربه های استثنایی انجام دهی، خیلی جالب است. اما باید بدانی با سینمای تجاری متفاوت است.همین که ما اندازه سینمای هنر و تجربه را دریافت کنیم و بدانیم در آن بی‎نهایتی از خلاقیت وجود دارد که با سینمای تجاری ما متفاوت است، می‎توانیم خیلی جلو برویم. اما اگر هم اندازه سینمای سی و چند ساله بعد انقلاب، از آن انتظار داشته باشیم، اشتباه است. قصد ارزش گذاری ندارم اما سینمای تجربی نباید وارد مقوله فیلم‎هایی مثل عروس فراری، بدو بدو تا من بیام و اسم‎هایی این چنینی شود. آن‎ها برای خودشان هستند یا می‎فروشند یا نمی‎فروشند و بخشی از سینمای روبه زوال رو به نزول فعلی ما است که وجود دارد و نمی شود کتمانش هم کرد.

هنر و تجربه شکوفه جوانی است که باید از آن مراقبت کرد تا هم‌چنان زیبا جلو برود . اشتباه است اگر انتظارهای سینمای بدنه را از آن داشته باشیم. الان خوشبختانه فروش تعدادی از فیلم‎های هنر و تجربه از خیلی فیلم‎های مدعی سینمای ایران بیشتر است

درواقع علت وجودی سینمای هنر و تجربه بحث فروش نیست؟
ابدا نباید بحث فروش و بحث جایگاه باشد. چون این سینما جایگاه خودش را دارد و چرا باید کسی بخواهد صندلی خودش را عوض کند. هنر و تجربه الان در بهترین جایگاه نشسته و همه در آن هستند، از فیلم‎های آقای کیارستمی که تاج سر سینمای دنیاست در هنر و تجربه وجود دارد تا فیلم کارگردان جوانی که با موبایل فیلم چند دقیقه‎ای ساخته است.ببین چه طیف گسترده‌ای است، پس چرا باید جایمان را تغییر دهیم. من خودم الان پنج فیلم دارم که هیچ کدام اجازه نمایش ندارند به هر دلیلی. از طرف دیگر در هنر و تجربه اندازه‎ها را می‌فهمی، درمی‎یابی فیلمی که تا الان اکران نشده، به خاطر نداشتن کیفیت است یا به دلیل قابلیت‎های جسورانه ذهن فیلم‎ساز. می‎توان در هنر و تجربه هم جسور بود و هم تجربی. به نظر من مهم‎ترین  نکته‎ای که که هنر و تجربه باید به آن برسد،این است که به دست آوردن هویت خودش مهم‌تر از هر هویت دیگری است.

یحیی سکوت نکرد (2)

 

الان گروهی با این سینما مخالفت جدی دارند، دلیل این مخالفت را چه می دانید؟
دلیلش هراس از موقعیت خودشان است. تو وقتی موقعیت خود را بشناسی و توانایی خودت را بدانی از بودن دیگران در کنارت احساس قدرت می‌کنی نه هراس و از دیگران می‎توانی برای بهتر شناخت خودت و جلو رفتن و تحکیم موقعیت بهره ببری. مثل این می‎ماند که الان در میان نقش‎های مختلفی که برای یک بازیگر وجود دارد فقط به نقش اول فکر کند و نداند که چقدر نقش‌های حمایتی در فیلم هستند که به دیده شدن نقش اول کمک می‎کند. خلاصه این‌که تو بدون دیگران معنا نداری و سینمای ما بدون بخشی به نام هنر و تجربه،معنای کاملی نخواهد داشت. اگر کسی مخالفت می‎کند نه خودش را می شناسد و نه از اندازه‎های هنر و تجربه آگاه است. قرار نیست هیچ کس جای دیگری بنشیند، قرار است هرکس جای خودش را مشخص کند. هنر و تجربه باید جای خودش را مشخص کند و دیگران نمی‌توانند نه در آن دخالت کنند و نه با آن مخالفت. این مشکل زمانی پیش می‌آید که هر کسی جای خودش را نشناسد. الان می‎بینید روح و جان کسانی که سال‎هاست فیلم‌هایشان را جایی نشان نداده با هنر و تجربه آرام گرفته‎است. خیلی مهم است که به سینما حب و بغض نداشته باشی، از آن متوقع و شاکی نباشی. وقتی فیلم‌هایت را نمایش می‎دهند، دیگر جایی برای شکایت نمی‎ماند.
و فکر می‌کنید هنر و تجربه چقدر به جوان‎های سینما و آن‎هایی که اهل تجربه‌گرایی هستند، برای ماندن در این سینما و کارکردن امید و انگیزه می‌دهد؟
اگر بفهمند که اینجا بهترین جاست برای نشان دادن ایده‎هایشان حتما خیلی خوشحال و امیدوار می‎شوند و این که بدانند مانند تمام دنیا اینجا هم جایی هست که  می‎توانی در آن فیلم‎های تجربی و خارق العاده را ببینی. فیلم‎هایی که لزوما فیلم‎های ساده‎ای نیستند،پیچیده‎ترین افکار سینمای دنیا محصول سینما تک‎ها است. اینجا تجربی به معنای بی‎مایگی نیست به معنای خلاقیت فوق‎العاده است. اگر این دریافت را داشته باشند،حتما حالشان خیلی خوب می‏‎شود.
حال شما چقدر خوب می‎شود، وقتی با چنین فیلم‎هایی همکاری می‎کنید.
خیلی… خیلی خوب. راستش در بضاعت سینمای ایران هرکاری بخواهم را انجام داده‌ام، نمی‎توانم بار اضافه‎ای از آن انتظار داشته باشم. خیلی کارها هست که دوست دارم انجام دهم اما در بضاعت سینمای ایران نمی‎گنجد. وقتی با جوان‌ها کار می‌کنم، یک بخش از این انرژی ذخیره شده‎ام، آزاد می‎شود و به یک حس جدیدی می‌رسد که برایم جذاب است. این را نمی‎توانم با هم نسل‎های خودم تجربه کنم، چون آن‎ها خیلی در چارچوب حرکت می‎کنند. به واسطه سن، حرفه و موقعیت‎شان محدودیت‎هایی دارند ولی با بچه‎های جوان می‎توانی جسور باشی و بجهی. مثل یک فنر و من این را دوست دارم.
و آن ها هم پذیرای شما با تجربه‏‎ها و ایده‎هایتان هستند.
بعضی‌ها مثل مرتضی فرشباف که فیلم «بهمن» را کار کردیم، سینمای ایران و جهان و ادبیات را خیلی خوب می‎شناسد.او  کارگردان با فرهنگی است و هر پدیده جدیدی را با درایت همراهی می‎کند. خوشبختانه ما با هم به راحتی کنار می‎آمدیم با این‎که نسبت به عقاید خوش خیلی پافشاری می‎کند چون به آن آگاه است اما با هم خیلی خوب جلو رفتیم.او خیلی خوب می‎توانست غلط‎های پلان‎ها را بگیر د و می‎دانست چه می خواهد.در مجموع اگر کارگردان‎های نسل جوان، بین خودشان و نسل من یک پرده حجاب نگذارند و ملاحظه نکنند، خوب می‎شود با آن‎ها پیش رفت.

الان می‎بینید روح و جان کسانی که سال‎هاست فیلم‌هایشان را جایی نشان نداده با هنر و تجربه آرام گرفته‎است. خیلی مهم است که به سینما حب و بغض نداشته باشی، از آن متوقع و شاکی نباشی. وقتی فیلم‌هایت را نمایش می‎دهند، دیگر جایی برای شکایت نمی‎ماند

فیلم‌های تجربه‎گرا در زمینه بازیگری چقدر می‎تواند به مجموع سینمای ما کمک کند.
فکر می‎کنم کمترین تاثیر در این جنبه است. به قول یک دوستی، همه چیز در سینمای دنیا نو و جوان است اما در اتاق مونتاژ حتما یک آدم باتجربه را در کنار جوان می‌بینی. چون اینجا به پختگی نیاز است. شاید به نوعی بازیگری‎ای هم که بتوان از آن به یک خارق‎العاده بودن رسید، نیاز به پشتوانه تجربه دارد. خود من هم از تجربه‌های گذشته‌ام در این فیلم‌های جدید استفاده کرده‌ام تا این‌که از من چیزی خواسته باشند، خارج از روال کارهایی بوده که تاکنون انجام داده‌ام و راستش به نظرم این خوب نیست. چون بازیگری که باتجربه است امکان سقوط بیشتری دارد.او مدام از اندوخته‌اش استفاده می‌کند و شاید فکر کند نگاه پرتجربه خودش مطلق است، در حالی که در بازیگری همیشه باید کنترل شوی. فکر نمی‎کنم کسی قبول نداشته باشد که مریل استریپ،رابرت دنیرو و داستین هافمن از بهترین‌های امروز سینمای دنیا هستند ولی آن‎ها هم جاهایی که خودشان از اندوخته خودشان بدون هدایت کارگردان استفاده کرده‌اند، خوب نیستند. بدترین نقش‎هایشان در فیلم‎هایی است که کارگردانی نشده‏‎اند، همه جای دنیا این یک اصل است. بازیگر حتما باید کنترل شود و این کنترل گاهی از دست بچه‎های جوان خارج می‎شود. در حالی که باید بدانند چه اندازه بازی در کجا لازم است. البته خوشبختانه کارگردان‎های جوانی که با آن‎ها کار کرده‌ام می دانستند، از بازیگر چه می‎خواهند و این خودش یعنی چند قدم جلو.
نسل شما چه کمکی می‎توانند به بچه‎های جوان بکند.
اگر خودم را معیار قرار دهم هم خیلی مشتاق هستم و هم با بچه‌های جوان کار می‎کنم. چون یک بخشی از آن به این دلیل است که می‎خواهم تجربه تازه‎ای داشته‌باشم و یک بخشی هم این است که وقتی می‎بینم یک نفر استعداد دارد،دلم می‎خواهد کمتر غلط داشته باشد و یا کمتر درگیر حواشی کارش باشد. شاید بتوانم به عنوان یک مهره اصلی، باری از دوشش بردارم و به او شکل درست را حداقل در حرفه خودم نشان دهم. البته این یک ارتباط متقابل است. گاهی اوقات نسل جدید هم خیلی دوست ندارد با نسل من کار کند، چون فکر می‎کنند، ممکن است عقایدشان را تحمیل کنند. این را کتمان نمی‎کنم که همکارهای من گاهی ممکن است ایده خودشان را تحمیل کنند. گاهی اوقات هم فکر می‌کنند مسیر فیلم‎شان با یک آدم حرفه‎ای تغییر پیدا می‌کند اما آن‎که می‎داند، چه می‎خواهد و برای خودش آینده‎ای متصور است؛ آنچه می‎خواهد را از یک بازیگر کم تجربه یا بازیگر پرتجربه، طلب می‎کند، چون به خودش مسلط است.
و آخر این‎که احوال این روزهای سینمای ایران را چگونه می‎بینید.
پرتب و تاب اما در بستر ، امید به بهبودی دارد، امیدوارم داروها اثر کنند.

 منبع : هنر و تجربه

عکس:یاسمن ظهورطلب

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین