کد خبر: ۲۶۰۷۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

امام خميني جامع فضايل انساني

محمد منصوري
در تاريخ پر فراز و نشيب ملت ايران بسيار بوده اند. حاكمان ، دانشمندان ، مديران و عالمان و مصوباني كه چند صباحي ظهور كرده اند و آثار مثبت و منفي از خود به جا گذاشته و رفته اند اما كمتر اتفاق افتاده است كه نخبگان بزرگ جامعه موجب تحول عظيم و يا انقلابي كاملا مردمي شوند،‌حاكمان كه اغلب با تردستيهاي سياسي و نظامي پادشاهي را بر انداخته به جاي او نشسته‌اند چه بسيار كه بر رنج و محنت مردم افزوده اند و جز استبداد و خود رايي منفعتي نصيب كشور نكرده اند.

عالمان و دانشمندان ،‌معمولا جز به علم و دانش نينديشيده اند و در عمل نتوانستند يا نخواسته اند كه آلام كلي و تاريخي مردم را شفا دهند ،‌آنان يا مصوب مردم نبوده اند و يا مديريتي عمل‌گرا و هوشياري سياسي نداشته اند كه علم خويش را مقرون عمل سازنده و چاره يابي پيرامون مشكلات كشور را به صورت اساسي و ريشه اي پيگيري كنند،‌از سوي ديگر بسيار بوده اند مردان كه در ميان مردم از اقبال لازم برخوردار شده اند اما اينان هم داراي آنچنان بصيرتي نبوده اند كه از نفوذ خود در جامعه براي حل معضلات اساسي و دردهاي مضمن تاريخي سود جويند ،‌با اين مقدمه مي توان راز موفقيت خارق العاده امام خميني در رهبري كم نظريش را به خوبي دريافت و پيرمونش تحليل كرد،‌رهبرفقيه انقلابي در عين اينكه فيلسوفي نكته سنج و عميق بودند در فقاهت به مرجعيت عام هم رسيد، وي در همين حال سياستمداري خردمند بود و چون جامعه شناسي حاذق دردهاي جامعه را به خوبي مي شناخت و درمانهاي نوين هم در آستين داشت، اين فيلسوف ، فقيه و سياستمدار از همه مهمتر در ساده زيستي و جذب قلوب مردم به قله هاي باور نكردني رسيد و با جمع چنين صفات برجسته اي بود كه توانست يكي از بزرگترين انقلاب هاي تاريخ معاصر را رقم بزند و منشاء تحول شگرف در ايران ،‌منطقه و حتي جهان شود.

جامعيتي كه حضرت اما در خود گرد آورده بود و اخلاقي كه او بر همه اين شخصيت عظيم مسلط كرده بود چنان خيره كننده و مسلم شد كه بدون هيچ راي گيري و يا مكانيسم رسمي همگاني بر رهبري بلا منازعش صحه گذاشتند و هيچ سياستمداري خيال خدشته در اين رهبري را به زبان نياورد.
اتفاقا اين رهبري بر خلاف نظر برخي از ناظران فقط نافذ درميان تود ه هاي مردم نبود و حتي مي توان ادعا كرد كه مقبوليت اين رهبري در ميا ن خواص از آنجا ناشي نمي شد كه چون مردم به او علاقه داشته پس خواص و بزرگان هم به مديريت وي تن در داده باشند. بنظر مي رسد رهبري امام خميني واقعا هم در ميان مردم به اوج خود رسيده بود و هم در ميان اكثريت سياستمداران، عالمان ،‌روشنفكران و اساتيد مقبوليتي بزرگ پيدا كرده بود.

حتما پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ميا ن گروه هاي مختلف بارز فصل الخطاب اختلافات و مناقشات سرانگشت اشاره او بود ، و درست بر همين اساس بود كه گردهمايي چون مجاهدين خلق براي مبارزه خود را بشدت محتاج تاييد او مي دانستند و از كانالهاي مختلف تلاش كردند تا مشروعيت اين مبارزات را از اين طريق حاصل كنند.

در واقع رهبري حضرت امام خميني در ميان مبارزان و سياسيون متعهد پيش از انقلاب و قبل از اقبال عمومي مردم صورت گرفته بود ، بزرگان مبارزي چون آيت الله طالقاني ، مهندس سجالي ،‌بازرگان ،‌جلال آل احمد و حتي برخي از گروههاي غير مسلمان بر رهبري امام خميني اذعان داشتند و همين اجماع سياسي و مبارزاتي بود كه مديريت رهبر فقيه انقلاب را يك مديريت نافذ و منحصر به فرد بگرداند.

به هر حال ملت بزرگ ايران از حدود نيم قرن پيش گمشده تاريخي خود را كم كم در يك روحاني مدبر و متخلق يافتند و بدرستي بر اوصاف او اعتقاد پيدا كردند ،‌او عالم بود ولي علمش بودن عمل نبود،‌حاكم شد ولي به استبداد نگرائيد ،‌فقيه بود ولي عناصر زمان و مكان را در اجتماع ممتاز خود دخيل مي‌كرد، سياستمدار بود ولي از اهميت اخلال غفلت نمي كرد، مقتدر بود ولي ساده زيستي را فراموش نمي كرد و تواضع و فروتني را هيچگاه به كفاري نزد . در يك كلام بهترين تعريفي كه مي توان از آن رهبر فقيد بدست داد اين بود كه ولي جامع فضايل مهم انساني و مديريتي بود و براي همين هم در ميان بهت و حيرت جهانيان در مقابل غرب ايستاد و به شرق هم گرايش پيدا نكرد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین