اندیشکده بروکینگز بررسی کرد:
اشتباه کشورهای عربی برای جلوگیری از توافق هسته ای ایران
یک اندیشکده آمریکایی در گزارشی به بررسی رویکرد اشتباه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در خصوص بینالمللی کردن و خطرناک جلوه دادن مسئله هستهای ایران و اشتباه کشورهای عربی در اتکا به اسرائیل برای جلوگیری از توافق هستهای پرداخت.
به گزارش بولتن نیوز، اندیشکده بروکینگز در تحلیلی به قلم شیبلی طلحامی کارشناس یهودی این اندیشکده و متخصص در زمینه سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه نوشت: آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در نشست سران کمپ دیویدبر سر این موضوع به تفاهم رسیدند که در راستای برخورد با چالشهای مشترک همچنان در آینده به یکدیگر نیاز خواهند داشت اما مسئلهای وجود دارد که امکان حل شدنش در کمپ دیوید وجود نداشت؛ و آن ترس و نگرانی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از گسترش نفوذ ایران با خروج این کشور از انزوای بینالمللی است. اما با نزدیک شدن توافق احتمالی، به نظر میرسد برای پرداختن کامل به نگرانیهای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بسیار دیر شده باشد.
■ کشورهای عربی به خاطر اعتماد به اسرائیل در شرایط دشواری قرار گرفتهاند ■
اما کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس چگونه در چنین وضعیتی گرفتار شدند؟ آنها به «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل اتکا و اعتماد کردند تا این کار را برایشان انجام دهد اما دیدند که نخستوزیر اسرائیل با حرفها و رفتارهای احمقانه خود چگونه برای خود و آنها دردسرهای بسیاری بوجود آورد. نتانیاهو با نشان دادن مسئله هستهای به عنوان یک تهدید وجودی، باعث شد نگرانیهای اصلی اسرائیل و کشورهای عربی درباره ایران در حاشیه قرار گیرد. عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هیچگاه اینگونه نگران برنامه هستهای ایران نبودهاند امامطمئناً آنها نمیخواهند ایران به یک قدرت هستهای تبدیل شود. دلیل این امر بیش از آنکه به خاطر ترس از احتمال استفاده از بمب هستهای علیه آنان باشد، بدلیل اعتبار و نفوذ فزایندهای است که ایران بدست خواهد آورد. مطمئناً آنها یک ایران هستهای را تهدیدی برای خود میدانند اما آنگونه که نتانیاهو موضوع هستهای را نشان داد، هیچگاه ایران را تهدیدی وجودی قلمداد نمیکنند.
■ کشورهای عربی منطقه نگرانی و حساسیتی نسبت به برنامه هستهای ایران نداشتند ■
حتی موضوع هستهای ایران مسئله بسیار جدی و مهمی برای افکار عمومی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نبود. علیرغم آنکه نگرانیهای مردم در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نسبت به ایران و پس از جنگ عراق به طرز فزایندهای افزایش یافت اما خشم آنها نسبت به آمریکا و غرب و این احساس که غرب در برخورد با مسئله هستهای اسرائیل و ایران معیارهای دوگانهای دارد موجب شد تا کشورهای عربی منطقه و حتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ترغیب شده و با فشارهای بینالمللی علیه ایران به منظور ایجاد محدودیتهایی در برنامه هستهای خود مخالفت کنند. اما میتوان گفت که مسئله اصلی آنان همواره نفوذ سیاسی، دخالتهای ایران در امور و مسائل داخلی کشورهای عربی، و همچنین توانمندیهای متعارف و منابعی بوده است که شرایط را برای چنین دخالتهایی فراهم میکرده است.

■ علت اصلی نگرانی عربستان سعودی از توافق هستهای میان ایران و آمریکا ■
بی پرده بگوییم، اگر سعودیها، در یک حالت، با ایرانی روبرو بودند که مجهز به تسلیحات هستهای بود و تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت و همچنان در انزوا به سر میبرد (مانند کره شمالی)، و در حالت دیگر، با ایرانی روبرو بودند که برنامه مستحکم هستهای اما بدون بمب هستهای داشت و تعامل اقتصادی، تکنولوژیکی و سیاسی با غرب داشت، به گمان من عربستان حالت اول را ترجیح میداد. به همین دلیل است که عربستان از احتمال توافق هستهای ناراضی است.
■ کشورهای عربی برای جلوگیری از توافق هستهای به اسرائیل روی آوردند ■
عربستان سعودی و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قطعاً نگرانیهای خود درباره دورنمای مذاکرات با ایران را به اطلاع آمریکا رساندهاند. اما همواره معتقد بودهاند که نخستوزیر اسرائیل با نفوذ زیادی که در کنگره آمریکا دارد شانس بیشتری برای جلوگیری از توافق هستهای دارد. نتانیاهو هم، علیرغم اینکه مسئله اسرائیل و فلسطین همچنان بصورت موضوعی حلنشده باقی مانده است، به نقش خود در برقراری ارتباط با کشورهای عربی و حصول اطمینان از حمایت آنها و تأکید بر منافع مشترک در خصوص ایران عمل کرد. تا حدی نمیتوان مقامات کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را مقصر دانست. اسرائیل نفوذ بسیار بیشتری در آمریکا و بیش از اعراب از ایران هراس دارد. اما تمرکز بر مسئله هستهای (که مستقیماً و در پی ارائه آن به عنوان تهدید وجودی برای اسرائیل به وجود آمد) و جدا کردن آن از نگرانیهای مهمتر نسبت به رفتار منطقهای ایران باعث شد تا موضوع گفتگو از نگرانیهای اصلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس فاصله بگیرد.

■ نتانیاهو امید اعراب برای جلوگیری از توافق هستهای ایران را ناامید کرد ■
شانس عربستان سعودی در این بود که، صرفنظر از ماهیت گفتگو، اگر اسرائیل پیشقدم شود، احتمال موفقیت در جلوگیری از توافق با ایران بیشتر خواهد بود. تمرکز بر مسئله هستهای هم مسلماً سایر مسائل و نگرانیها را به حاشیه میبرد. اما اگر گفتگو در نهایت به افزایش تحریمها علیه ایران میانجامید (یا حتی جنگ که درگیری میان ایران و غرب را برای سالیان متمادی تضمین میکرد) توان ایران برای به چالش کشیدن کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس، آن هم در نزدیکی مرزهایشان کاهش مییافت. بهمین دلیل به نتانیاهو اجازه دادند تا مورد اسرائیل، و همچنین کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس را به واشنگتن ببرد. نتانیاهو هم آنها را ناامید کرد و قابلیت خود برای تمرکز بر نگرانیهای اصلی اسرائیل را نیز تضعیف کرد.
■ زیادهروی نتانیاهو در نشان دادن مسئله هستهای ایران به عنوان یک تهدید وجودی■
میتوان چنین استدلال کرد که نفوذ سیاسی و متعارف ایران نگرانی حقیقی اسرائیل نیز هست. بسیاری از مقامات امنیتی اسرائیل با این استدلال نخستوزیرشان مخالفت کردند که ایران هستهای تهدیدی وجودی خواهد بود. ایهود باراک، وزیر سابق دفاع و نخستوزیر سابق اسرائیل، و افرایم هالوی و مئیر داگان، رؤسای اسبق موساد نیز از جمله این افراد بودند که بر عدم استفاده از این اصطلاح تأکید داشتند. اسرائیل، به مانند کشورهای عربی، قطعاً نمیخواست ایران تسلیحات هستهای تولید کند. قابلیت بازدارندگی اسرائیل همواره مبتنی بر داشتن برتری تکنولوژیکی بوده است. برابری، به خصوص در بالای پلکان ترقی، از نظر راهبردی برای اسرائیل مشکلساز است. اما همه اینها باعث نمیشود که این امر تهدید وجودی خوانده شود.
■ نتانیاهو برای کسب حمایت بیشتر مردم اسرائیل برنامه هستهای ایران را خطرناک جلوه داد ■
درحقیقت، یکی از مشکلاتی که در خصوص دادن چنین چارچوبی به مسئله هستهای ایران وجود دارد، تأثیر آن بر افکار عمومی در اسرائیل است. البته ترس از این مسئله سبب شد مردم اسرائیل از نخستوزیرشان حمایت کنند و رقبای وی سردرگم به دنبال راهبردی جایگزین بگردند. اما اکثریت مردم اسرائیل مدتها بر این باور بودهاند که ایران، صرفنظر از اقدامات اسرائیل و جامعه بینالمللی، در نهایت به تسلیحات هستهای دست خواهد یافت. در رأیگیری از مردم اسرائیل که با کمک داهاف در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ میلادی انجام دادم، ۹۰ درصد از مردم گفته بودند احتمالش زیاد است که ایران درنهایت به تسلیحات هستهای دست پیدا کند. تصور کنید، اگر اسرائیلیها باور داشته باشند که تسلیحات هستهای ایران تهدیدی وجودی برای سرزمین آنهاست، روزی که ایران خبر دستیابی به این تسلیحات را اعلام میکرد چه کار میکردند. میتوان حدس زد: اقلیت قابلملاحظهای در رأیگیری گفته بودند که وسایلشان را برمیداشتند و اسرائیل را ترک میکردند.
■ حزبالله نگرانی اصلی اسرائیل در آینده خواهد بود ■
اما نگرانی جدی اسرائیل در آینده نزدیک درباره حزبالله (و تا حد کمتری جنبش حماس فلسطین) است. حزبالله متحد اصلی ایران است و از زمان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ میلادی تاکنون، کارآمدترین نیروی جنگی علیه اسرائیل را ایجاد کرده است. با توجه به آشوب و بینظمی موجود در جهان عرب که عدم توجه به نگرانیهای اسرائیل را سبب شده است، بسیاری از متخصصان راهبردی اسرائیل قابلیتهای روبهرشد حزبالله را بزرگترین خطر در آینده نزدیک میدانند. اگر حکومت خودگردان فلسطین، در نبود راهی مناسب برای پایان دادن به اشغال، در کرانه باختری رود اردن فروبپاشد، جنبش حماس و گروههای مشابه رشد خواهند کرد و تنها حامی آنان در شرایط کنونی ایران خواهد بود. مسلماً یکی از راههای اسرائیل برای مقابله با این مشکل، صلح با فلسطین و پایان دادن به اشغال این کشور است. اما در شرایطی که اسرائیل افراطیترین دولت در طول تاریخ خود را دارد چنین صلحی دور از دسترس است.
■ تمرکز صرف بر برنامه هستهای ایران تمامی مسائل دیگر را در حاشیه قرار داد ■
تهدید وجودی به توجه و قرار دادن آن در اولویت اول نیاز دارد. این تهدید تمرکز بر یک امر واحد را مطالبه میکرد: مذاکره برای رسیدن به بهترین توافق ممکن که شانس رسیدن ایران به تسلیحات هستهای را به حداقل برساند. همه مسائل دیگر در جایگاه دوم قرار گرفتند و بهمین دلیل است که وقتی مسئله هستهای به کلی از دیگر مسائل جدا شد، عده کمی این کار را زیر سؤال بردند. امکان حل یکباره همه مسائل وجود نداشت. یا مسئله هستهای ایران موضوع بحث بود، و یا رفتار منطقهای ایران در مفهوم گستردهتر آن. نمیتوان فهمید که نتانیاهو خود چقدر استدلالش را باور داشت و چه میزان از آن صرفاً هدف ابزاری داشت. اما نمیتوان از این حقیقت گریخت که تهدید بمب هستهای شانس بیشتری برای تحریک مردم در داخل و دیگر نقاط جهان دارد؛ و این راهبرد تا مدتی موفقیتآمیز به نظر میرسید (مادامی که ایران را محصور و منزوی نگاه میداشت). این راهبرد معتقد بود توافقی به دست نخواهد آمد: یا جنگ خواهد شد، و یا تحریمها علیه ایران افزایش خواهد یافت. و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به این راهبرد پیوستند. آنها اکنون به دنبال یافتن راه خودشان هستند اما دیگر کمی دیر شده است.
■ اسرائیل و کشورهای عربی پس از توافق بیش از پیش به آمریکا نیاز خواهند داشت ■
البته تا بدین جای کار نمیتوان حصول توافق هستهای را تضمین نمود، و اگر این توافق حاصل شود حمایت کنگره آمریکا هنوز در هالهای از ابهام است و این احتمال وجود دارد که نتانیاهو بتواند به روش خود ادامه دهد. اگر توافق خوب حاصل شود، به خوبی در راستای منافع آمریکا خواهد بود. اما بدون شک ایران قویتر از قبل خواهد شد؛ خصوصاً اگر آنقدر هوشمند باشد که از بازه ده ساله گشایش بینالمللی آینده برای تقویت اقتصاد و افزایش نفوذ خود استفاده کند. این امر هرگز به کام اسرائیل و کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس خوش نخواهد آمد. اما آمریکا بر این باور است که هر دوی آنها درآنصورت بیشازپیش به آمریکا نیاز خواهند داشت.
■ کشورهای عربی به خاطر اعتماد به اسرائیل در شرایط دشواری قرار گرفتهاند ■
اما کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس چگونه در چنین وضعیتی گرفتار شدند؟ آنها به «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل اتکا و اعتماد کردند تا این کار را برایشان انجام دهد اما دیدند که نخستوزیر اسرائیل با حرفها و رفتارهای احمقانه خود چگونه برای خود و آنها دردسرهای بسیاری بوجود آورد. نتانیاهو با نشان دادن مسئله هستهای به عنوان یک تهدید وجودی، باعث شد نگرانیهای اصلی اسرائیل و کشورهای عربی درباره ایران در حاشیه قرار گیرد. عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هیچگاه اینگونه نگران برنامه هستهای ایران نبودهاند امامطمئناً آنها نمیخواهند ایران به یک قدرت هستهای تبدیل شود. دلیل این امر بیش از آنکه به خاطر ترس از احتمال استفاده از بمب هستهای علیه آنان باشد، بدلیل اعتبار و نفوذ فزایندهای است که ایران بدست خواهد آورد. مطمئناً آنها یک ایران هستهای را تهدیدی برای خود میدانند اما آنگونه که نتانیاهو موضوع هستهای را نشان داد، هیچگاه ایران را تهدیدی وجودی قلمداد نمیکنند.
■ کشورهای عربی منطقه نگرانی و حساسیتی نسبت به برنامه هستهای ایران نداشتند ■
حتی موضوع هستهای ایران مسئله بسیار جدی و مهمی برای افکار عمومی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نبود. علیرغم آنکه نگرانیهای مردم در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نسبت به ایران و پس از جنگ عراق به طرز فزایندهای افزایش یافت اما خشم آنها نسبت به آمریکا و غرب و این احساس که غرب در برخورد با مسئله هستهای اسرائیل و ایران معیارهای دوگانهای دارد موجب شد تا کشورهای عربی منطقه و حتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ترغیب شده و با فشارهای بینالمللی علیه ایران به منظور ایجاد محدودیتهایی در برنامه هستهای خود مخالفت کنند. اما میتوان گفت که مسئله اصلی آنان همواره نفوذ سیاسی، دخالتهای ایران در امور و مسائل داخلی کشورهای عربی، و همچنین توانمندیهای متعارف و منابعی بوده است که شرایط را برای چنین دخالتهایی فراهم میکرده است.

■ علت اصلی نگرانی عربستان سعودی از توافق هستهای میان ایران و آمریکا ■
بی پرده بگوییم، اگر سعودیها، در یک حالت، با ایرانی روبرو بودند که مجهز به تسلیحات هستهای بود و تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت و همچنان در انزوا به سر میبرد (مانند کره شمالی)، و در حالت دیگر، با ایرانی روبرو بودند که برنامه مستحکم هستهای اما بدون بمب هستهای داشت و تعامل اقتصادی، تکنولوژیکی و سیاسی با غرب داشت، به گمان من عربستان حالت اول را ترجیح میداد. به همین دلیل است که عربستان از احتمال توافق هستهای ناراضی است.
■ کشورهای عربی برای جلوگیری از توافق هستهای به اسرائیل روی آوردند ■
عربستان سعودی و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قطعاً نگرانیهای خود درباره دورنمای مذاکرات با ایران را به اطلاع آمریکا رساندهاند. اما همواره معتقد بودهاند که نخستوزیر اسرائیل با نفوذ زیادی که در کنگره آمریکا دارد شانس بیشتری برای جلوگیری از توافق هستهای دارد. نتانیاهو هم، علیرغم اینکه مسئله اسرائیل و فلسطین همچنان بصورت موضوعی حلنشده باقی مانده است، به نقش خود در برقراری ارتباط با کشورهای عربی و حصول اطمینان از حمایت آنها و تأکید بر منافع مشترک در خصوص ایران عمل کرد. تا حدی نمیتوان مقامات کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را مقصر دانست. اسرائیل نفوذ بسیار بیشتری در آمریکا و بیش از اعراب از ایران هراس دارد. اما تمرکز بر مسئله هستهای (که مستقیماً و در پی ارائه آن به عنوان تهدید وجودی برای اسرائیل به وجود آمد) و جدا کردن آن از نگرانیهای مهمتر نسبت به رفتار منطقهای ایران باعث شد تا موضوع گفتگو از نگرانیهای اصلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس فاصله بگیرد.

■ نتانیاهو امید اعراب برای جلوگیری از توافق هستهای ایران را ناامید کرد ■
شانس عربستان سعودی در این بود که، صرفنظر از ماهیت گفتگو، اگر اسرائیل پیشقدم شود، احتمال موفقیت در جلوگیری از توافق با ایران بیشتر خواهد بود. تمرکز بر مسئله هستهای هم مسلماً سایر مسائل و نگرانیها را به حاشیه میبرد. اما اگر گفتگو در نهایت به افزایش تحریمها علیه ایران میانجامید (یا حتی جنگ که درگیری میان ایران و غرب را برای سالیان متمادی تضمین میکرد) توان ایران برای به چالش کشیدن کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس، آن هم در نزدیکی مرزهایشان کاهش مییافت. بهمین دلیل به نتانیاهو اجازه دادند تا مورد اسرائیل، و همچنین کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس را به واشنگتن ببرد. نتانیاهو هم آنها را ناامید کرد و قابلیت خود برای تمرکز بر نگرانیهای اصلی اسرائیل را نیز تضعیف کرد.
■ زیادهروی نتانیاهو در نشان دادن مسئله هستهای ایران به عنوان یک تهدید وجودی■
میتوان چنین استدلال کرد که نفوذ سیاسی و متعارف ایران نگرانی حقیقی اسرائیل نیز هست. بسیاری از مقامات امنیتی اسرائیل با این استدلال نخستوزیرشان مخالفت کردند که ایران هستهای تهدیدی وجودی خواهد بود. ایهود باراک، وزیر سابق دفاع و نخستوزیر سابق اسرائیل، و افرایم هالوی و مئیر داگان، رؤسای اسبق موساد نیز از جمله این افراد بودند که بر عدم استفاده از این اصطلاح تأکید داشتند. اسرائیل، به مانند کشورهای عربی، قطعاً نمیخواست ایران تسلیحات هستهای تولید کند. قابلیت بازدارندگی اسرائیل همواره مبتنی بر داشتن برتری تکنولوژیکی بوده است. برابری، به خصوص در بالای پلکان ترقی، از نظر راهبردی برای اسرائیل مشکلساز است. اما همه اینها باعث نمیشود که این امر تهدید وجودی خوانده شود.
■ نتانیاهو برای کسب حمایت بیشتر مردم اسرائیل برنامه هستهای ایران را خطرناک جلوه داد ■
درحقیقت، یکی از مشکلاتی که در خصوص دادن چنین چارچوبی به مسئله هستهای ایران وجود دارد، تأثیر آن بر افکار عمومی در اسرائیل است. البته ترس از این مسئله سبب شد مردم اسرائیل از نخستوزیرشان حمایت کنند و رقبای وی سردرگم به دنبال راهبردی جایگزین بگردند. اما اکثریت مردم اسرائیل مدتها بر این باور بودهاند که ایران، صرفنظر از اقدامات اسرائیل و جامعه بینالمللی، در نهایت به تسلیحات هستهای دست خواهد یافت. در رأیگیری از مردم اسرائیل که با کمک داهاف در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ میلادی انجام دادم، ۹۰ درصد از مردم گفته بودند احتمالش زیاد است که ایران درنهایت به تسلیحات هستهای دست پیدا کند. تصور کنید، اگر اسرائیلیها باور داشته باشند که تسلیحات هستهای ایران تهدیدی وجودی برای سرزمین آنهاست، روزی که ایران خبر دستیابی به این تسلیحات را اعلام میکرد چه کار میکردند. میتوان حدس زد: اقلیت قابلملاحظهای در رأیگیری گفته بودند که وسایلشان را برمیداشتند و اسرائیل را ترک میکردند.■ حزبالله نگرانی اصلی اسرائیل در آینده خواهد بود ■
اما نگرانی جدی اسرائیل در آینده نزدیک درباره حزبالله (و تا حد کمتری جنبش حماس فلسطین) است. حزبالله متحد اصلی ایران است و از زمان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ میلادی تاکنون، کارآمدترین نیروی جنگی علیه اسرائیل را ایجاد کرده است. با توجه به آشوب و بینظمی موجود در جهان عرب که عدم توجه به نگرانیهای اسرائیل را سبب شده است، بسیاری از متخصصان راهبردی اسرائیل قابلیتهای روبهرشد حزبالله را بزرگترین خطر در آینده نزدیک میدانند. اگر حکومت خودگردان فلسطین، در نبود راهی مناسب برای پایان دادن به اشغال، در کرانه باختری رود اردن فروبپاشد، جنبش حماس و گروههای مشابه رشد خواهند کرد و تنها حامی آنان در شرایط کنونی ایران خواهد بود. مسلماً یکی از راههای اسرائیل برای مقابله با این مشکل، صلح با فلسطین و پایان دادن به اشغال این کشور است. اما در شرایطی که اسرائیل افراطیترین دولت در طول تاریخ خود را دارد چنین صلحی دور از دسترس است.
■ تمرکز صرف بر برنامه هستهای ایران تمامی مسائل دیگر را در حاشیه قرار داد ■
تهدید وجودی به توجه و قرار دادن آن در اولویت اول نیاز دارد. این تهدید تمرکز بر یک امر واحد را مطالبه میکرد: مذاکره برای رسیدن به بهترین توافق ممکن که شانس رسیدن ایران به تسلیحات هستهای را به حداقل برساند. همه مسائل دیگر در جایگاه دوم قرار گرفتند و بهمین دلیل است که وقتی مسئله هستهای به کلی از دیگر مسائل جدا شد، عده کمی این کار را زیر سؤال بردند. امکان حل یکباره همه مسائل وجود نداشت. یا مسئله هستهای ایران موضوع بحث بود، و یا رفتار منطقهای ایران در مفهوم گستردهتر آن. نمیتوان فهمید که نتانیاهو خود چقدر استدلالش را باور داشت و چه میزان از آن صرفاً هدف ابزاری داشت. اما نمیتوان از این حقیقت گریخت که تهدید بمب هستهای شانس بیشتری برای تحریک مردم در داخل و دیگر نقاط جهان دارد؛ و این راهبرد تا مدتی موفقیتآمیز به نظر میرسید (مادامی که ایران را محصور و منزوی نگاه میداشت). این راهبرد معتقد بود توافقی به دست نخواهد آمد: یا جنگ خواهد شد، و یا تحریمها علیه ایران افزایش خواهد یافت. و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به این راهبرد پیوستند. آنها اکنون به دنبال یافتن راه خودشان هستند اما دیگر کمی دیر شده است.
■ اسرائیل و کشورهای عربی پس از توافق بیش از پیش به آمریکا نیاز خواهند داشت ■
البته تا بدین جای کار نمیتوان حصول توافق هستهای را تضمین نمود، و اگر این توافق حاصل شود حمایت کنگره آمریکا هنوز در هالهای از ابهام است و این احتمال وجود دارد که نتانیاهو بتواند به روش خود ادامه دهد. اگر توافق خوب حاصل شود، به خوبی در راستای منافع آمریکا خواهد بود. اما بدون شک ایران قویتر از قبل خواهد شد؛ خصوصاً اگر آنقدر هوشمند باشد که از بازه ده ساله گشایش بینالمللی آینده برای تقویت اقتصاد و افزایش نفوذ خود استفاده کند. این امر هرگز به کام اسرائیل و کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس خوش نخواهد آمد. اما آمریکا بر این باور است که هر دوی آنها درآنصورت بیشازپیش به آمریکا نیاز خواهند داشت.
منبع: اشراف
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


