تفسیر هفته؛
لازمه حل مشكلات كشور الزاماً وابستگى به ملزومات لوزان، ژنو و نيويورك نيست!
امروز هم به سیاق هفته گذشته، قصد داریم در ستون ويژه اى با عنوان «تفسير هفته» به تحليل و تفسير مسائل و رويدادهاى مهم ازجمله «مذاکرات هسته ای» و «حزب توده و نقش و جایگاه آن در تاریخ معاصر سیاسی و اجتماعی ایران» بپردازيم.
گروه سیاسی، آنچنان که وعده کرده بودیم، امروز هم به سیاق هفته گذشته در ستون ويژه ی «تفسير هفته»، اهم مسائل و رویدادهای سیاسی، افتصادی، جتماعی و فرهنگی را بررسی خواهیم نمود و به تحليل و تفسير رويدادهاى سياسى مهم روز خواهیم پرداخت. به گزارش بولتن نیوز، در این یادداشت سعی شده ضمن طرح مسائل مختلف پیرامون مذاکرات هسته ای، به برخی دیگر از موضوعات مهم همچون «حزب توده» و نقش و جایگاه آن در تاریخ معاصر کشورمان پرداخته شود.
١- باز هم پيرامون مذاكرات هسته اى، همانگونه كه در «تفسيرهفته» هفته قبل مقرر گرديد، به دليل اهميت مسئله مذاكرات و درخواست
برخى از كاربران، امروز نيز بحث مذاكره ايران با گروه ١+٥ را مورد توجه و
تجزيه و تحليل قرار مى دهم. لزوم اعمال يك مديريت صحيح براى استفاده دو
سويه از هر دو سوى مورد مذاكره، يعنى حفظ آمادگى لازم براى درك شرايط ناشى
از انجام و يا عدم انجام توافق در مذاكرات و بر رسى پيامدهاى احتمالى اين
رويداد تاريخى، از ملزومات منافع ملى اين ملك و ملت، بلكه از ضروريات درك
سياست حكمت، عزت و مصلحت است.
قبل از هرچيز دولت و به طور مشخص رسانه هاى
رسمى كشور و صاحبان قلم و تريبون هاى اجتماعى، بايد تلاش كنند خود و
افكارعمومى را نسبت به دست يابى و يا عدم دست يابى ايران به نتايج محتمل
آماده كنند. در حالى كه دستگاه ديپلماسى خارجى كشورمان و رئيس و اعضاى تيم
مذاكره كننده ايران مى كوشند از همه ظرفيت هاى موجود براى اخذ نتيجه حد
اكثرى و تهيه متن قرار داد فى مابين و مرضى الطرفين استفاده كنند، اجزاى
ديگر دولت بويژه وزارتخانه هاى اقتصادى، صنعتى و كار و امور اجتماعى تلاش
كنند، اقتصاد مقاومتى را در دستور كار خود قرار دهند و با افزايش سطح
توليدات داخلى، حتى الإمكان از فشار بار تحريم هاى ظالمانه بكاهند.
دفاع از حقوق بين المللى ايران در جهان، امكان استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى، ادامه چرخه سوخت راكتورها، پاسدارى از وجود سانتريفيوژها و تداوم فعاليت قانونمند مراكز نطنز، فردو و آب سنگين اراك بر اساس قواتين NPT، ازجمله وظايف شناخته شده دولت در مسير مذاكرات است، قانون اساسى هم همين را مى گويد، زيرا همه مسائل و مشكلات كشور را وصل كردن به الزامات نيويورك، ژنو و لوزان، نه شرط عقل است و نه مقتضاى تدبير و اميد!

از نوع موضع گيرى برخى مسئولين دولت ايالات متحده، استنباط مى شود كه آمريكاى ها در خلال مذاكره با ايران، مى خواهند به جهانيان و مسلمانان عالم و هم پيمانان جمهورى اسلامى، مثل نهضت هاى آزاديبخش و جبهه مقاومت، نشان دهند كه ايران از مواضع خود كوتاه آمده و تسليم شده است!
مسئله اعزام جاسوسان به ايران و جاسوسى از دستگاه ها و نهادهاى نظامى، به بهانه بازديد از تأسيسات هسته اى، از جمله ديگر ترفندهاى توطئه آميز استكبار جهانى است. «جک لو»، وزیر خزانه داری امريكا گفته است، ادامه فشار تحریم ها بر ایران بهترین راه برای تضمین پایبندی ایران به توافق جامع هستهای است.
او مى گويد، معماری تحریمها در زمان اجرای توافق هستهای
احتمالی حفظ خواهد شد و هر گونه تخفیف تحریمها علیه تهران از طریق
معافیت هایی صورت خواهند گرفت که در زمره اختیارات رئیسجمهوری آمریکا
هستند.
وقتى مقامات ايالات متحده به صراحت مى گويند، توافق جامع با ایران مبتنی بر اعتماد نخواهد بود، بلکه بر اقدامات شدید راستی آزمایی، موشکافی های دقیق و همچنین این دانش استوار خواهد بود که ما تمامی گزینههایمان اعم از ابزارهای نظامی و اقتصادی را جهت حصول اطمینان از عدم دست یابی ایران به سلاح اتمی حفظ مى كنيم و مستند به مفاد مورد ادعا در فکت شیت آمریکایی منتشر شده بعد از بیانیه لوزان مانند کاهش دو سوم سانتریفیوژهای تأسیسات نطنز و فردو و بازطراحی رأکتور اراك اعلام مى شود، متقابلأ هيچ دليلى براى اعتماد ايران به امريكا وجود ندارد و ملت ايران حق دارد به دولت ايالات متحده اطمينان نكند.
«جو بایدن» معاون رئیسجمهور آمریکا در تازه ترین موضع گیری ضدایرانی خود گفته است، واشنگتن اگر لازم باشد با تهران وارد جنگ میشود. وی که در موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن صحبت میکرد، با بیان اینکه وقوع جنگ امری «غیرقابل پیشبینی» است، گفت با این حال «در صورتی که لازم باشد، اتفاق خواهد افتاد. این ریسکی است که اگر ایران به سمت بمب حرکت کرد، ما باید بپذیریم.» به نوشته پایگاه «جیتیای» بایدن ادامه داد: «بهترین ارتش تاریخ همچنان آماده است. دوست من باراک اوباما را دست کم نگیرید. او مثل فولاد آبدیده میماند و حاضر است هرآنچه را که برای ایمن نگه داشتن همپیمانان ما لازم است، انجام دهد.»
معاون رئیسجمهور آمریکا به استقرار کشتیهای
جنگی نیروی دریایی آمریکا برای محافظت از کشتیهای آمریکایی در خلیجفارس
به دنبال توقیف کشتی «مرسک» به دلایل حقوقی در آبهای خلیجفارس توسط ایران
اشاره کرد و گفت: «ما آماده استفاده از زور هستیم. فقط کافی است به اخباری
که امشب درباره آنچه که ما در تنگهها صورت دادیم، گوش دهید.»
بایدن همچنین تأکید کرد که اوباما اجازه آمادگی نظامی آمریکا برای شرایطی را که تصمیم به حمله به ایران گرفته شود، داده است. بایدن در اظهارات خود خواسته جدیدی را مطرح کرد: «توافق هستهای، ایران را ملزم میکند که ابعاد احتمالی نظامی فعالیتهای هستهای خود در گذشته را آشکار کند."
«جو بایدن» در ادامه با رد خواستههای ایران برای لغو فوری تحریمها در توافق نهایی هستهای، خواستار دسترسی به تأسیسات نظامی ایران شد. وی همچون بسیاری از مقامات دولت آمریکا تأکید کرد که کاهش تحریمهای ایران باید به صورت مرحلهای باشد و گفت که باید یک مکانیسم «روشن» در سازمان ملل برای وقتی وجود داشته باشد که ایران توافق نهایی هستهای را نقض کرد. وی تأکید کرد که طبق توافق هستهای، مسیر ایران به سوی غنیسازی پلوتونیوم «تا ابد» بسته میشود و مدعی شد که ایران در حال حاضر قابلیت ساخت هشت سلاح هستهای را دارد. وی در ادامه افزود که توافق جامع که در حال حاضر طرفین مذاکرهکننده ایران و 1+5 در خصوص آن بحث و گفتوگو میکنند، «اساساً» جدول زمانبندی توانایی ایران برای رسیدن به قابلیت های تسلیحات هستهای را تغییر میدهد.

معاون اوباما همچنین تصریح کرد که واشنگتن در بین تلاشهای 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین بعلاوه آلمان) برای رسیدن به یک توافق جامع، به طور فزایندهای با رژیم صهیونیستی نیز همکاری دارد.
قبل از هرچيز دولت و به طور مشخص رسانه هاى
رسمى كشور و صاحبان قلم و تريبون هاى اجتماعى، بايد تلاش كنند خود و
افكارعمومى را نسبت به دست يابى و يا عدم دست يابى ايران به نتايج محتمل
آماده كنند. در حالى كه دستگاه ديپلماسى خارجى كشورمان و رئيس و اعضاى تيم
مذاكره كننده ايران مى كوشند از همه ظرفيت هاى موجود براى اخذ نتيجه حد
اكثرى و تهيه متن قرار داد فى مابين و مرضى الطرفين استفاده كنند، اجزاى
ديگر دولت بويژه وزارتخانه هاى اقتصادى، صنعتى و كار و امور اجتماعى تلاش
كنند، اقتصاد مقاومتى را در دستور كار خود قرار دهند و با افزايش سطح
توليدات داخلى، حتى الإمكان از فشار بار تحريم هاى ظالمانه بكاهند. دفاع از حقوق بين المللى ايران در جهان، امكان استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى، ادامه چرخه سوخت راكتورها، پاسدارى از وجود سانتريفيوژها و تداوم فعاليت قانونمند مراكز نطنز، فردو و آب سنگين اراك بر اساس قواتين NPT، ازجمله وظايف شناخته شده دولت در مسير مذاكرات است، قانون اساسى هم همين را مى گويد، زيرا همه مسائل و مشكلات كشور را وصل كردن به الزامات نيويورك، ژنو و لوزان، نه شرط عقل است و نه مقتضاى تدبير و اميد!

از نوع موضع گيرى برخى مسئولين دولت ايالات متحده، استنباط مى شود كه آمريكاى ها در خلال مذاكره با ايران، مى خواهند به جهانيان و مسلمانان عالم و هم پيمانان جمهورى اسلامى، مثل نهضت هاى آزاديبخش و جبهه مقاومت، نشان دهند كه ايران از مواضع خود كوتاه آمده و تسليم شده است!
مسئله اعزام جاسوسان به ايران و جاسوسى از دستگاه ها و نهادهاى نظامى، به بهانه بازديد از تأسيسات هسته اى، از جمله ديگر ترفندهاى توطئه آميز استكبار جهانى است. «جک لو»، وزیر خزانه داری امريكا گفته است، ادامه فشار تحریم ها بر ایران بهترین راه برای تضمین پایبندی ایران به توافق جامع هستهای است.
او مى گويد، معماری تحریمها در زمان اجرای توافق هستهای
احتمالی حفظ خواهد شد و هر گونه تخفیف تحریمها علیه تهران از طریق
معافیت هایی صورت خواهند گرفت که در زمره اختیارات رئیسجمهوری آمریکا
هستند. وقتى مقامات ايالات متحده به صراحت مى گويند، توافق جامع با ایران مبتنی بر اعتماد نخواهد بود، بلکه بر اقدامات شدید راستی آزمایی، موشکافی های دقیق و همچنین این دانش استوار خواهد بود که ما تمامی گزینههایمان اعم از ابزارهای نظامی و اقتصادی را جهت حصول اطمینان از عدم دست یابی ایران به سلاح اتمی حفظ مى كنيم و مستند به مفاد مورد ادعا در فکت شیت آمریکایی منتشر شده بعد از بیانیه لوزان مانند کاهش دو سوم سانتریفیوژهای تأسیسات نطنز و فردو و بازطراحی رأکتور اراك اعلام مى شود، متقابلأ هيچ دليلى براى اعتماد ايران به امريكا وجود ندارد و ملت ايران حق دارد به دولت ايالات متحده اطمينان نكند.
«جو بایدن» معاون رئیسجمهور آمریکا در تازه ترین موضع گیری ضدایرانی خود گفته است، واشنگتن اگر لازم باشد با تهران وارد جنگ میشود. وی که در موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن صحبت میکرد، با بیان اینکه وقوع جنگ امری «غیرقابل پیشبینی» است، گفت با این حال «در صورتی که لازم باشد، اتفاق خواهد افتاد. این ریسکی است که اگر ایران به سمت بمب حرکت کرد، ما باید بپذیریم.» به نوشته پایگاه «جیتیای» بایدن ادامه داد: «بهترین ارتش تاریخ همچنان آماده است. دوست من باراک اوباما را دست کم نگیرید. او مثل فولاد آبدیده میماند و حاضر است هرآنچه را که برای ایمن نگه داشتن همپیمانان ما لازم است، انجام دهد.»
معاون رئیسجمهور آمریکا به استقرار کشتیهای
جنگی نیروی دریایی آمریکا برای محافظت از کشتیهای آمریکایی در خلیجفارس
به دنبال توقیف کشتی «مرسک» به دلایل حقوقی در آبهای خلیجفارس توسط ایران
اشاره کرد و گفت: «ما آماده استفاده از زور هستیم. فقط کافی است به اخباری
که امشب درباره آنچه که ما در تنگهها صورت دادیم، گوش دهید.» بایدن همچنین تأکید کرد که اوباما اجازه آمادگی نظامی آمریکا برای شرایطی را که تصمیم به حمله به ایران گرفته شود، داده است. بایدن در اظهارات خود خواسته جدیدی را مطرح کرد: «توافق هستهای، ایران را ملزم میکند که ابعاد احتمالی نظامی فعالیتهای هستهای خود در گذشته را آشکار کند."
«جو بایدن» در ادامه با رد خواستههای ایران برای لغو فوری تحریمها در توافق نهایی هستهای، خواستار دسترسی به تأسیسات نظامی ایران شد. وی همچون بسیاری از مقامات دولت آمریکا تأکید کرد که کاهش تحریمهای ایران باید به صورت مرحلهای باشد و گفت که باید یک مکانیسم «روشن» در سازمان ملل برای وقتی وجود داشته باشد که ایران توافق نهایی هستهای را نقض کرد. وی تأکید کرد که طبق توافق هستهای، مسیر ایران به سوی غنیسازی پلوتونیوم «تا ابد» بسته میشود و مدعی شد که ایران در حال حاضر قابلیت ساخت هشت سلاح هستهای را دارد. وی در ادامه افزود که توافق جامع که در حال حاضر طرفین مذاکرهکننده ایران و 1+5 در خصوص آن بحث و گفتوگو میکنند، «اساساً» جدول زمانبندی توانایی ایران برای رسیدن به قابلیت های تسلیحات هستهای را تغییر میدهد.

معاون اوباما همچنین تصریح کرد که واشنگتن در بین تلاشهای 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین بعلاوه آلمان) برای رسیدن به یک توافق جامع، به طور فزایندهای با رژیم صهیونیستی نیز همکاری دارد.
٢-
هرچند امروز و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و اضمحلال کمونیسم
جهانی، گروهک چپ گراى حزب توده در ايران مرده اى بیش نيست و اين جريان تنها
به يك سوژه تاریخی بدل شده است، اما از آنجا كه مضامين سياسى در حافظه
تاريخى باقى مى مانند، پرونده حزب توده به عنوان تشكل مرموز، هم برای چپ و
هم برای راست همیشه باز است.
در طول تاریخ حيات مارکسیسم در ایران، حزب توده مهم ترین، نماینده این جریان سیاسی محسوب شده و به
عنوان وارث سوسیال دموکراسی عصر مشروطه و حزب کمونیسم ایران در مهر 1320
پایهگذاری شده است.
در سال های پس از جنگ جهانی دوم که اتحاد جماهیر شوروی در صحنه بینالمللی حضور خود را به عنوان یک ابرقدرت اعلام داشت، اين حزب توانست به سرعت به عنوان یک حزب مطرح در صحنه سیاست و فرهنگ ایران حضور یابد و در کشمكش هاى زمان خود، با جریانهای وابسته به بریتانیا و آمریکا تصاويرى از آن دوران تاریخی را رقم بزند. پس از کودتای 28 مرداد 32 و تثبیت ایران در حریم نفوذ غرب که ازسوی شوروی به طور قطعی به رسمیت شناخته شد، حزب توده به تبع وابستگی خود به سیاست منطقهای شوروی، هر چند هر گونه نقش و حضور در حیات سیاسی ایران را از دست داد، اما همچنان به عنوان یک جریان فکری به موجودیت خود ادامه داد.
به نحوی که میتوان فرهنگ لائیک و غرب گرایی که در دهه 40 در ایران شکل گرفت، برآیند کُنش متقابل گرايش هاى آنگلوفیلیى، يعنى طرفدارى از انگلستان، مارکسیستی، طرفدارى از شوروى و آمریکایی، طرفدارى از ايالات متحده را در سیمای شاخه هايى از جريان چپ به وضوح تمام ديد. این تاثیر به ویژه از طریق روشنفکرانی که در دهه 1320 در مکتب فکری و مطبوعاتی حزب توده ایران پرورش یافتند و در دهه 40 طبق یک برنامه سنجیده از سوی استعمار نو و رژیم پهلوی در ساختار نظام گذشته جذب شدند و در نهادهای فرهنگی کشور کار مى كردند، اعمال مى شد. بنابراین هر چند در سالهای 32 تا 57 حزب توده به عنوان یک نیروی سیاسی در ایران حضور نداشت، ولی به عنوان یک جریان فکری در پیریزی شالودههای فرهنگ لائیک و غرب گرايى مدرن، نقشی مؤثر ایفا کرد.
نورالدین
کیانوری، یکی از سران اصلی حزب توده میگوید، «با پیروزی انقلاب و پیدایش
شرایط جدید سیاسی در ایران، از اول فروردین 1358 تا آخر اردیبهشت همان
سال، همه کادرهایی که داوطلب بازگشت به ایران بودند، مهاجرت را ترک کرده و
به کشور بازگشتند. من شخصاً روز 28 اردیبهشت 1358 به تهران بازگشتم. همسرم
مریم که عضو کمیته مرکزی بود، اوایل فروردین به ایران آمده و فعالیتهای
اولیه تشکیلات دمکراتیک زنان را آغاز کرده بود. زمانی
که من به ایران آمدم، کار اساسی تجدید سازمان انجام شده بود. پس از رسیدن
من به تهران کادر رهبری حزب منظم شد و جلسات هیئت اجرایی تشکیل شد.»
در دور دوم تحركات حزب توده که در سال 1358 از سر گرفته شد، فعالیت تشکیلاتی رهبری حزب توده معطوف به جذب گروه ها و محفل ها و افراد تودهای و متشکل ساختن آن ها در چارچوب سازمان های علنی و مخفی است، در این دوره، حزب توده توانست سازمان علنی و تشکیلات مخفی و نظامی خود را منسجم و فعالیت های سیاسی، تبلیغاتی و اطلاعاتی خود را سامان دهد. حزب توده در این مقطع، با تبلیغات وسیع تلاش كرد خود را به عنوان حامی استراتژیک انقلاب اسلامى و خط امام (ره) معرفى كند! و در همین راستا به موضع گیری در مقابل حزب دمکرات کردستان، دولت لیبرال بازرگان، حمایت از اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، ادعای مشارکت در دفاع مقدس، مقابله تبلیغاتی با خط بنی صدر و حتی ارائه برخی اطلاعات به نهادهای انقلابی علیه ضد انقلاب راست و چپ افراطی و مائوئیسم، سعی میکرد تا جای پای خود را در جامعه هر چه محكم تر نمايد.
نهایتا در سال هاى 1362 و 1361 بر اثر هشيارى و پیگیری نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، اسرار ارتباط شبکه مخفی و نظامی حزب توده با کا.گ.ب. (سازمان امنیتی شوروی) کشف میشود و اين حزب مورد کنترل و هشدارهای امنيتى قرار میگیرد. و سر انجام اطلاعات سپاه در تاریخ 17 بهمن 1361 اولین گروه از رهبران و کادرهای درجه اول حزب توده را دستگیر و در تاریخ 6 اردیبهشت 62، با عملیات سپاه سازمانهای علنی و مخفی حزب توده فرو میریزد و در پی آن در تاریخ 15 اردیبهشت 62 با اطلاعیه دادستانی کل انقلاب اسلامی انحلال این حزب رسما اعلام میگردد. اين اقدام بهنگام سپاه در واقع توانست به حیات ستون پنجم شوروی در ایران پایان داد و کانال اصلی سیاست مداخله جویانه روس ها را در ايران مسدود نمايد. مسلماً اگر فعالیت حزب توده ادامه مییافت، با گسترش شبکه نظامی و اطلاعاتی و توسعه خط نفوذ در نهادها و ارگان های جمهوری اسلامی ایران، در شرایط داخلی و بین المللی مساعد، مى توانست زمينه را براى انجام عملیات براندازی و اجراى کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی آماده نمايد.

عکس سمت راست «نورالدین کیانوری» و همسرش «مریم فیروز» و عکس سمت چپ کیانوری در جوانی
در طول تاریخ حيات مارکسیسم در ایران، حزب توده مهم ترین، نماینده این جریان سیاسی محسوب شده و به
عنوان وارث سوسیال دموکراسی عصر مشروطه و حزب کمونیسم ایران در مهر 1320
پایهگذاری شده است. در سال های پس از جنگ جهانی دوم که اتحاد جماهیر شوروی در صحنه بینالمللی حضور خود را به عنوان یک ابرقدرت اعلام داشت، اين حزب توانست به سرعت به عنوان یک حزب مطرح در صحنه سیاست و فرهنگ ایران حضور یابد و در کشمكش هاى زمان خود، با جریانهای وابسته به بریتانیا و آمریکا تصاويرى از آن دوران تاریخی را رقم بزند. پس از کودتای 28 مرداد 32 و تثبیت ایران در حریم نفوذ غرب که ازسوی شوروی به طور قطعی به رسمیت شناخته شد، حزب توده به تبع وابستگی خود به سیاست منطقهای شوروی، هر چند هر گونه نقش و حضور در حیات سیاسی ایران را از دست داد، اما همچنان به عنوان یک جریان فکری به موجودیت خود ادامه داد.
به نحوی که میتوان فرهنگ لائیک و غرب گرایی که در دهه 40 در ایران شکل گرفت، برآیند کُنش متقابل گرايش هاى آنگلوفیلیى، يعنى طرفدارى از انگلستان، مارکسیستی، طرفدارى از شوروى و آمریکایی، طرفدارى از ايالات متحده را در سیمای شاخه هايى از جريان چپ به وضوح تمام ديد. این تاثیر به ویژه از طریق روشنفکرانی که در دهه 1320 در مکتب فکری و مطبوعاتی حزب توده ایران پرورش یافتند و در دهه 40 طبق یک برنامه سنجیده از سوی استعمار نو و رژیم پهلوی در ساختار نظام گذشته جذب شدند و در نهادهای فرهنگی کشور کار مى كردند، اعمال مى شد. بنابراین هر چند در سالهای 32 تا 57 حزب توده به عنوان یک نیروی سیاسی در ایران حضور نداشت، ولی به عنوان یک جریان فکری در پیریزی شالودههای فرهنگ لائیک و غرب گرايى مدرن، نقشی مؤثر ایفا کرد.
بعد از پیروزی
انقلاب اسلامی ایران و فرو ریختن معادلات سیاسی گذشته در منطقه، مجددا حزب
توده را در سالهای 58 تا 61 به عنوان یک کارگزار اتحاد جماهیر شوروی و
سخنگوی سیاسی و فرهنگی آن كشور، در درون کشورمان فعال مییابیم و در این
دوران، حزب توده به دلیل شرایط سیاسی نوین ایران، موفق مى شود بر پایه
تجربه غنی تشکیلاتی احزاب مارکسیستی جهان و با اتکا بر کادر ورزیده و مجرب
خود که سال ها در اتحاد شوروی و اروپای شرقی عالیترین دورههای آموزشی را
طی کرده بودند، با حمایت مادی شوروی به ایجاد تشکیلاتی منسجم دست زدند و
به عنوان یک نیروی سیاسی در جامعه انقلابی و در کنار جریان های ضدانقلابی
مطرح و در طرح ها و توطئه هاى مخرب بر علیه انقلاب اسلامی شركت داشتند. با
انحلال حزب توده در سال 62، این تلاش باز هم نافرجام ماند و از آن پس این
حزب مجددا به یک جریان محدود و بی رمق در خارج از کشور بدل شده و بقایای
مستأصل آن، امروز با بحران ایدئولوژیک دست به گریبانند.
نورالدین
کیانوری، یکی از سران اصلی حزب توده میگوید، «با پیروزی انقلاب و پیدایش
شرایط جدید سیاسی در ایران، از اول فروردین 1358 تا آخر اردیبهشت همان
سال، همه کادرهایی که داوطلب بازگشت به ایران بودند، مهاجرت را ترک کرده و
به کشور بازگشتند. من شخصاً روز 28 اردیبهشت 1358 به تهران بازگشتم. همسرم
مریم که عضو کمیته مرکزی بود، اوایل فروردین به ایران آمده و فعالیتهای
اولیه تشکیلات دمکراتیک زنان را آغاز کرده بود. زمانی
که من به ایران آمدم، کار اساسی تجدید سازمان انجام شده بود. پس از رسیدن
من به تهران کادر رهبری حزب منظم شد و جلسات هیئت اجرایی تشکیل شد.»در دور دوم تحركات حزب توده که در سال 1358 از سر گرفته شد، فعالیت تشکیلاتی رهبری حزب توده معطوف به جذب گروه ها و محفل ها و افراد تودهای و متشکل ساختن آن ها در چارچوب سازمان های علنی و مخفی است، در این دوره، حزب توده توانست سازمان علنی و تشکیلات مخفی و نظامی خود را منسجم و فعالیت های سیاسی، تبلیغاتی و اطلاعاتی خود را سامان دهد. حزب توده در این مقطع، با تبلیغات وسیع تلاش كرد خود را به عنوان حامی استراتژیک انقلاب اسلامى و خط امام (ره) معرفى كند! و در همین راستا به موضع گیری در مقابل حزب دمکرات کردستان، دولت لیبرال بازرگان، حمایت از اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، ادعای مشارکت در دفاع مقدس، مقابله تبلیغاتی با خط بنی صدر و حتی ارائه برخی اطلاعات به نهادهای انقلابی علیه ضد انقلاب راست و چپ افراطی و مائوئیسم، سعی میکرد تا جای پای خود را در جامعه هر چه محكم تر نمايد.
نهایتا در سال هاى 1362 و 1361 بر اثر هشيارى و پیگیری نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، اسرار ارتباط شبکه مخفی و نظامی حزب توده با کا.گ.ب. (سازمان امنیتی شوروی) کشف میشود و اين حزب مورد کنترل و هشدارهای امنيتى قرار میگیرد. و سر انجام اطلاعات سپاه در تاریخ 17 بهمن 1361 اولین گروه از رهبران و کادرهای درجه اول حزب توده را دستگیر و در تاریخ 6 اردیبهشت 62، با عملیات سپاه سازمانهای علنی و مخفی حزب توده فرو میریزد و در پی آن در تاریخ 15 اردیبهشت 62 با اطلاعیه دادستانی کل انقلاب اسلامی انحلال این حزب رسما اعلام میگردد. اين اقدام بهنگام سپاه در واقع توانست به حیات ستون پنجم شوروی در ایران پایان داد و کانال اصلی سیاست مداخله جویانه روس ها را در ايران مسدود نمايد. مسلماً اگر فعالیت حزب توده ادامه مییافت، با گسترش شبکه نظامی و اطلاعاتی و توسعه خط نفوذ در نهادها و ارگان های جمهوری اسلامی ایران، در شرایط داخلی و بین المللی مساعد، مى توانست زمينه را براى انجام عملیات براندازی و اجراى کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی آماده نمايد.

عکس سمت راست «نورالدین کیانوری» و همسرش «مریم فیروز» و عکس سمت چپ کیانوری در جوانی
نقطه از کشور و تشکیل یک دولت مستقل مارکسیستی در آن و سپس دعوت از ارتش
سرخ اتحاد شوروی براى حضور مداخله جويانه به مرحله اجرا درآيد و عملیات
کودتا و براندازی با اشغال نظامی مناطق از پيش تعيين شده تکمیل گردد. حزب
توده در واقع نقش نماينده «کا.گ.ب» ارگان جاسوسی شوروی را در ایران ایفا
میکرد و از طریق شبکه وسیع حزبی، شاخه های «کا.گ.ب» را به ادارات،
محلات، مدارس و حتی خانهها و خانوادهها مى گستراند.
٣- امروز مباحث مربوط به مذاكرات هسته اى از يك سو و حزب توده از سوى ديگر، كمى تا قسمتى به درازا انجاميد، از
اين رو، براى اجتناب از اطاله كلام، مسائل ديگرى را كه قصد داشتم در
"تقسيرهفته" اين هفته به آنها بپردازم، لاجرم در هفته آينده دنبال مى كنم.
ماهواره و لزوم، بلكه وجوب تقويت برنامه هاى رسانه ملى و حتى تأسيس رسانه هاى موازى براى ايجاد ميدان رقابت اصحاب، براى مبارزه با اغيار و خنثى كردن آثار مخرب و فاسد امثال فيلم ها و سريال هاى استعمارى ترك و ... .
شبكه
هاى اجتماعى و ضرورت مميزى و كنترل آن، براى جلوگيرى از نفوذ مفسده انگيز
اثرات منفى آن در ميان جوانان و در درون خانه هاى مردم كه محققأ بخش قابل
توجهى از افراد را به كام خود برده و مى برد و ... .
سال
روز شهادت شهيد مطهرى، روز معلم و كارگر و وضع نابسامان مجوز و مميزى و
انتشارات و بازار كتاب و معضل گم نامى نويسندگان و آثار ايشان و كاهش سطح
مطالبات و مطالعات و كتاب و كتابخوانى و ... .
و ... .
ازجمله اهم امهاتى است كه مى كوشم به عون الهى در «تفسير هفته»، هفته آينده به آنها بپردازم.
صاخب
اين قلم لازم مى داند بدينوسيله از طرف خود و مسئولان و كارگزاران سايت
بولتن نيوز از دوستان كاربر و كاربران عزيزى كه در همين قدم هاى نخستين
آغاز به كار بخش «تفسير هفته»، بنده و ارباب و اصحاب بولتن نيوز را مورد لطف
خود قرار داده اند، صميمانه سپاسگذارى نمايد، اميد واثق دارم كه با هم دلى
و هم زبانى، فرداى بهترى را تجربه مى كنيم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com

درود بر دلیر مردان سپاه كه توطئه توده اى ها را در هم كوبيدند
درود بر فرزندان اسلام و ايران
از بولتن نيوز بخاطر پرداختن به اين مناسبت مهم تاريخى ممنونم.
مرگ بر جاسوسان اجنبى
بايد خيلى هواسمون و جمع كنيم، آمريكا همون شيطان بزرگ است، همانطور كه جنابعالى فرمودين، مسئولان براى حل مشكلات كشور نبايد چشمشان به لوزان و نيويورك باشه!
فقط مواظب باشين بازى رو نبازين!
اگر به شعارهاى بى عمل ايشان و بى نظمى هاى مالى و زير پا گذاشتن قانون توسط احمدى نژاد و دوستان او رسيدگى مى شد و پرونده قضايى وى و اطرافيانش بدون هيچ اغماضى رسيدگى شود، كسى و كسانى با آن كارنامه ردى، امروز دوباره سوداى كسب قدرت پيدا نمى كردند! كاش يك يا چند قسمت تفسير هفته را به بازشناسى جريان احمدى نژاد اختصاص مى داديد، خدا قوت
من كتاب هاى " اسلام و سكولاريسم" ، "مجموعه مقالات" ، "وفاق عشق، شرح عرفان و تصوف"
، "ديندارى و روشنفكرى" و "پلوراليسم دينى" استاد رو خوندم، اگر آثار تازه اى از ايشان امسال
در نمايشگاه كتاب ارائه شده است، لطفأ معرفى كنيد،
گافای یواشکی،
چک و چونه بی هدف،
با قلدرای پفکی،
جلسات پر سوال،
تو ژنو یا تو لوزان،
.
.
.
یک شب بارونی بسه واسه اونجا قدم زدن
یه فکت شیت ساده بسه برای دل تو و مـن
نظرات و مقالات جناب فرجى در تميز انديشه اسلام و انقلاب اسلامى از انحرافات آن زمان،
بسيار راهگشا و مأثر بود، بخصوص مناظره ايشان با سروش، كديور، اشكورى .........
و نامه ها و نقدهايشان به خاتمى ............
از بولتن نيوز كه اين باب مبارك را دو باره گشود، تشكر مى كنم.
كمونيست مرده باد
ستون خيلى خوبى رو درست كردين، من و چندتا از دوستان دانشگاهى، تفسير هفته رو مى خونيم، جاى تحليلا رويدادهاى هفته در بولتن خالى بود!