کد خبر: ۲۳۹۷۴
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

دارا ‌و ‌‌ندار، جنگ طبقاتي بين فرم و محتوا

اولين ساخته مسعود ده نمكي، بازتاب‌هاي متفاوتي را در بين منتقدان و مخاطبان به وجود‌ آورد

عده‌اي اين سريال را كاري بي‌ارزش و حتي فاقد ارزش‌هاي انساني و اخلاقي دانسته و عده‌اي ديگر اين كار را مبتني بر ارزش‌هاي جامعه امروزي و انساني دانسته و اين كار را يكي از بهترين كارهاي پخش شده در ايام نوروز اين سال و حتي سريال‌هاي نوروزي سال‌هاي گذشته ارزيابي كردند.

اما سريال ‌«دارا و ندار» هرچه كه بود به علت داشتن نام مسعود ده نمكي در صدر توجه قرار گرفت؛ خصوصا اينكه با پخش اين سريال، خط قرمزهاي تلويزيون شكست و باب تازه‌اي در تلويزيون باز شد؛ خط قرمزهايي كه براي سريال‌هاي ديگر به سختي اعمال مي‌شود.
در اين نقد نگاهي داريم به اولين ساخته مسعود ده‌نمكي، كارگردان اخراجي‌ها كه براي اولين بار پايش به رسانه تلويزيون باز شد.

يكي از سخت‌ترين كارها در تلويزيون ما ساختن يك سريال كمدي است كه در عين مفرح بودن آموزنده هم باشد و در عين آموزندگي ارزشي هم باشد و در عين ارزشي بودن داراي تعهد اجتماعي هم باشد ودر عين متعهد بودن گاهي نم اشكي هم از مخاطب طلب كند و در عين... . و اين همه در سريال دارا‌و‌‌ندار جمع شده است؛ البته اين جمع شدن معاني كه اگر نگوييم متضاد اما مغايرهميشه هم درست از آب در نمي‌آيد. به‌خصوص اين امر در مورد سريال‌سازاني كه چندان با مديوم تلويزيون آشنايي ندارند يا تازه با آن آشنا شده‌اند بيشتر رخ مي‌دهد.

ده نمكي با انتخاب سوژه تقابلي دارا‌و‌‌ندار لااقل در انتخاب سوژه و اهداف تئوريك خوب عمل كرده است، چرا كه تقابل دارا‌و‌‌ندار با وجود استفاده زياد در عالم هنرهاي تصويري هنوز داراي اين قابليت هست كه در ژانرهاي مختلف اعم از كمدي، اجتماعي، جنايي و غيره استفاده شود و هنوز حرفي براي گفتن داشته باشد اما همه اينها به پردازش سوژه و سناريو برمي‌گردد.

هرچه فيلمنامه دقيق‌تر و شخصيت‌ها منحصر به فرد‌تر باشد اثر از كليشه‌هاي قالبي و استريوتايپ‌هاي خلق شده و هزار بار تكرار شده فاصله گرفته و حرف مورد ارائه‌‌اش بديع و نو جلوه مي‌كند.

اما متأسفانه اين خلاقيت در سناريوي دارا‌و‌‌ندار ديده نمي‌شود و سريال به همين دليل به‌شدت داخل كليشه‌هاي معمولي سريال‌هاي كمدي تلويزيوني سقوط مي‌كند.
در اين سريال ما با 2قشر اجتماع طرف هستيم؛ ثروتمندان تازه به دوران رسيده و نوكيسه و فقرايي از پائين‌ترين طبقات جامعه.

اما سناريو در ترسيم اين دو قشر بيش از حد لزوم اغراق به خرج داده و مايه كاريكاتوري كردنش را زياد به كار برده است؛ اين موضوع در مورد بخش پولداران نوكيسه بيشتر به فاجعه نزديك است.

انگليسي حرف زدن شخصيت‌ها و بد تلفظ كردن واژه‌هاي نه‌چندان مشكل و هزار بار شنيده‌شده نه تنها به شيرين بودن شخصيت‌ها و طنز سريال كمك نمي‌كند بلكه آن ‌را بسيار سطحي و روحوضي مي‌كند. اين درست است كه در كمدي مي‌توان خيلي به واقعيت وفادار نبود اما وجود منطق كمدي نيز براي خلق شخصيت‌هاي كمدي لازم است. شايد اگر تعداد كلمه‌هاي اشتباه ادا شده فارسي و انگليسي كمتر بود و فيلمنامه از فاكتور‌هاي ديگري جهت ارائه نوكيسِگي شخصيت‌ها استفاده مي‌كرد وضعيت شخصيت‌ها اندكي بهتر مي‌شد، چرا كه بازيگران خوبي ارائه‌گر اين شخصيت‌هاي كاريكاتوري بودند و متأسفانه سريال از اين موقعيت نتوانست استفاده بهينه‌اي كند.

از طرف ديگر در قشر فقير نيز ما با يك ملغمه طرفيم؛ از جانباز مسجدبرو و مؤمن گرفته تا مطرب دوره‌گرد كولي. البته وضعيت تا حدودي نسبت به قشر نوكيسه بهتر است، چرا كه تنوع آدم‌ها اگرچه موجب پراكندگي موضوع مي‌شود اما لااقل براي مخاطب سرگرم‌كننده است.

اما ضعفي كه دارا‌و‌‌ندار در آن با ديگر سريال‌هاي نوروزي مخصوصا زن بابا مشترك است تكيه بر خلاقيت فردي بازيگران به‌دليل ضعف فيلمنامه است.

در دارا‌و‌‌ندار به‌دليل اينكه سناريو در خلق موقعيت‌هاي كمدي چندان موفق نيست راه براي مانور فردي بازيگران بازمي‌شود و تيپ‌هاي ارائه شده و طنز كلامي آنها تبديل به نقطه قوت سريال مي‌شود. در دارا‌و‌‌ندار ده‌نمكي در ترسيم شخصيت‌ها از هر شاخه، گلي چيده است.

تيپ فتل را با بازي فتحعلي اويسي از سريال‌هاي مهدي مظلومي مثل بدون شرح و تيپ زن‌باردار شهرستاني را با بازي بهنوش بختياري از جايزه بزرگ مهران مديري گلچين كرده و اتفاقا سريال در سكانس‌هاي مربوط به اين دو و بده‌بستان‌هاي كلامي آنها نسبتا موفق است و با خروج آنها از داستان سريال به‌شدت افت مي‌كند و انگار از خود حرفي براي گفتن ندارد، چرا كه اندك تيپ‌هاي خلق شده در اين سريال مثل جوان مازندراني با بازي يوسف صيادي و اتابكي با بازي رضا رويگري و شهين ومهين آن‌قدر كاريكاتوري و غيرواقعي هستند كه تنها مي‌توانند لبخندي از سر تفنن بر لب مخاطب سريال بنشانند؛ با وجود اينكه هدف سريال ارائه يك كمدي متفكر و متعهد بوده است. ضمن آنكه تجربه نشان داده كه ارائه لهجه شهرستاني و منش نسبت داده شده به هر قوميت در سريال‌هاي تلويزيوني روش چندان مناسبي نيست.

اما ده‌نمكي در اين سريال قصد زدن حرف‌هاي ديگري را هم داشت؛ گذشته از شوخي‌هاي بي‌ضرر يكي از شخصيت‌ها با يارانه‌ها، هدفمند كردن آنها و خوشه‌بندي‌ها و رسيدگي به وضع جانبازان فراموش شده و اينگونه شوخي‌هاي سياسي- اجتماعي، سريال با خلق شخصيت ذبيح با بازي عليرضا خمسه قصد داشت روي معضلات اجتماعي نيز در خلال طنز ارائه شده اشاره‌اي داشته باشد.

اين ايده خوب با وجود بازي‌هاي خوب عليرضا خمسه و مريم كاوياني عملا در كنار طنز دم‌دستي سريال كمي نچسب مي‌شود و ورود و خروج سريال به سكانس‌هاي مربوط به آنان كه ناراحت‌كننده است به يكدستي كار لطمه مي‌زند و تماشاگر مجبور است لودگي‌هاي اتابكي را در كنار دردهاي اجتماعي ذبيح در يك كليت بپذيرد؛ كليتي كه به‌دليل پردازش نشدن خوب چندان يكدست از كار در نيامده است، چنانكه اشاره سريال به فرهنگ دعا و توكل و حرف‌هاي پيش نماز مسجد و بده بستان كلامي وي با تيمور گلچين چندان تأثير‌گذار از آب درنمي‌آيد و انگار از سر انجام وظيفه و خالي نبودن عريضه بوده است.

در حقيقت بايد عنوان كرد ده‌نمكي در دارا‌و‌‌ندار نتوانسته است بين محتواي مورد نظرش و فرم ارائه آن رابطه صحيحي برقرار كند؛ اين مشكلي است كه منتقدان وي در مورد فيلم اخراجي‌ها نيز به وي نسبت مي‌دهند. بسياري از منتقدان لودگي شخصيت‌ها در اخراجي‌هاي يك و 2 را ناقض ارزش‌هاي دفاع مقدس مي‌دانند، درصورتي كه وي اصلا قصد وهن دفاع مقدس را ندارد و اين سوء تفاهم از بي‌تجربگي وي در ارتباط برقرار كردن بين فرم و محتوا ناشي مي‌شود؛ ضعفي كه كارگرداني چون ده‌نمكي براي بقا در سينما و تلويزيون به دور از ابتذال و كليشه به آن احتياج مبرم دارد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین