جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۲۰۳۰۸۲
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۶:۰۴
پروندۀ ویژه: بررسی ابعاد وجودی استاد لطفی / 1
به هر تفسیر حال با فروکش کردن تدریجی(و البته نسبی) این فضای احساسی، به نظر می رسد اندک اندک با نگاهی عقلانی به برخی از ساحات و ابعاد وجودی استاد نزدیک شد و بدین منظور قصد داریم در یادداشت های 3 گانه و از 3 منظر به ثمرۀ بیش از نیم قرن فعالیت هنری این بزرگمرد عالم موسیقی که الگویی تمام عیار از هنرمند متعهد و مسئول نیز هست، بپردازیم.
قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی
گروه تئاتر و موسیقی، شاید هنوز هم مهمترین خبر عالم هنر و فرهنگ، همان درگذشت نا به هنگام استاد محمدرضا لطفی در صبح روز جمعه، ۱۲ اردیبهشت ماه جاری بر اثر بیماری سرطان و در سن ۶۷ سالگی باشد و در ادامه مراسم ختم و خاکسپاری این استاد بزرگ موسیقی سنتی که به اعتراف همگان، پرشورترین مراسم ختم یک هنرمند در سال های اخیر بود.
 
به گزارش بولتن نیوز، بازتاب رسانه ای درگذشت استاد لطفی آن چنان زیاد بود که عکس و تیتر یک همۀ روزنامه های اصلی و خبر ویژۀ قریب به اتفاق پایگاه های خبری مجازی و خبرگزاری ها به این مهم اختصاص یافت و همه از "بی لطفی موسیقی و تار" سخن گفتند و در ادامه لااقل تا 3 روز بعد که پیکر استاد را در مراسمی بسیار باشکوه در کنار کهن ترین چنار زادگاهش(گرگان) به خاک سپردند، سیلی از پیام های تسلیت ازسوی بزرگان فرهنگی و غیرفرهنگی بود که در رسانه ها بازنشر می یافت و امکان نگریستن به ابعاد مختلف و تاثیرگذار وجود این استاد موسیقی و هنرمند متعهد را می گرفت.
 
به هر تفسیر حال با فروکش کردن تدریجی(و البته نسبی) این فضای احساسی، به نظر می رسد اندک اندک با نگاهی عقلانی به برخی از ساحات و ابعاد وجودی استاد نزدیک شد و بدین منظور قصد داریم در یادداشت های 3 گانه و از 3 منظر به ثمرۀ بیش از نیم قرن فعالیت هنری این بزرگمرد عالم موسیقی که الگویی تمام عیار از هنرمند متعهد و مسئول نیز هست، بپردازیم.
 
قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی

بدین منظور قصدداریم در یادداشت نخست، با نگاهی زندگی نامه ای و با اشاره به برخی از فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی زندگی استاد لطفی، درخصوص اخلاقیات متعالی و متعهد این هنرمند مردمی پرداخته و دلیل مان را در این خصوص که چرا استاد لطفی می تواند نمونه و الگویی تمام عیار برای نسل جوان هنرمندان و حتی مخاطبان هنر باشد، اقامه نماییم. در همین راستا و در دومین یادداشت با نگاهی موشکافانه به آثار متعدد برجسته و با تاکید درخصوص برخی از شاهکارهای ماندگار نوازندگی و آهنگسازی استاد لطفی، به برخی از ارزش ها و بلندی های هنری دوران فعالیت و زندگانی اش پرداخته و سرانجام در سومین و آخرین یادداشت نیز با جمعبندی آن چه در 2 یادداشت نخست گفته شد، ضمن صورت بندی و نتیجه گیری مباحث مطروحه، درخصوص چگونگی دنباله روی و پیگیری راه استاد صحبت کنیم.
 
نگاهی به حواشی سیاسی و اجتماعی زندگی استاد لطفی
 
در طول تاریخ هنر، فراونند هنرمندان بزرگی که باوجود خلق آثار ماندگار هنری، در زندگی غیرهنری شان در سطح پایینی قرار داشته و بعضاً با اتخاذ مواضع اشتباه سیاسی، اجتماعی جایگاهی در میان مردم نداشته یا حتی در میان عموم منفور بوده اند. بماند در این میان هستند بسیاری از هنرمندان که علاوه بر این که آثار درخشانی هنری شان، جامعه و مردمشان را تحت تاثیر قرار داده، در زندگی غیرهنری شان نیز الگوی جامعه بوده و موجب افتخار عموم مردم بوده اند که استاد محمدرضا لطفی الحق و الانصاف یکی از مهم ترین نمونه ها بود.

قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی

برای بررسی زندگی غیرهنری استاد لطفی البته ناچاریم باز به فعالیت های هنری او بپردازیم و به بیان دیگر لطفی همچون هر هنرمند متعهد دیگری با هنرش زندگی می کرد و از آن سو زندگی اش، همان هنرش بود. اساساً اگر هنرمتعالیرا هنری بدانیم که در راستای احکام اخلاقی و برای زنده نگاه  داشتن و اعتلای انسانیت و اخلاقیات تولید می شود، چاره ای نداریم که تنها هنری را بپذیریم که اصلاحاً متعهد نیز باشد.
 
بنابر تعاریف دانشنامه ای اگر هنر را استفاده صحیح و زیبا از مواهب الهی بدانیم که هر چه صحیح تر و زیباتر باشد، هنری تر نیز هست، باید بپذیریم که در تفکر الهی «تعهد» در روح و حقیقت هنر نهفته است و آنجا که تعهّد نباشد هرچند زیبایی های گوناگون هم موج زند، در دیدگاه ادیان الهی کار هنری تلقّی نمی شود. اگر مظلومی با زیباترین شیوه های ممکن کشته شود، و اموال انسان بیگناهی به زیباترین شکل غارت شود، یا کودک یتیمی در زیباترین قالب‌ها سیلی بخورد و... هرگز کار هنری نخواهد بود.
 
با این حساب پر بیراه نیست اگر بگوییم که تفکیک هنر از تعهد، جداسازی هنر از هنر است و تهی ساختن هنر از هویّت خویش. به همین جهت در تعالیم ادیان الهی همیشه انسان‌ها بر مدار صحیح «خدا محوری» تربیت می‌شوند تا همه افکار و آرا و افعال‌شان رنگ و بوی خدایی بگیرد چون خداوند حق مطلق است و مابقی بدون خدا باطل هستند. این روح تعهد در سراسر زندگی آدمی دمیده شده است، چرا که اصولاً انسان «بی‌تعهد الهی» انسان نیست چون فطرت الهی در ضمیر انسان نهفته است.
 
در مورد استاد لطفی نیز همچون هر هنرمند متعهد دیگری رویدادها و فعالیت های هنری چنان بی واسطه با مواضع و رویکردهای سیاسی و اجتماعی و در یک کلام اخلاقی اش، گره خورده بود که به هیچ وجه نمی توان بدون اشاره به این رویدادهای هنری، در خصوص خصائل غیرهنری زندگانی استاد صحبتی به میان آورد.
 
چاووش؛ عارفی شیدا
 
استادمحمدرضا لطفی در سال ۱۳۵۴ گروه «شیدا» را راه‌اندازی کرد و به همراه گروه «عارف» به سرپرستی حسین علیزاده به بازخوانی و اجرای دوبارۀ آثار گذشتگان پرداخت. اعضای این گروه عبارت بودند از:محمدرضا لطفی، عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، زیدالله طلوعی، بیژن کامکار، هادی منتظری، مجید درخشانی، جمال سماواتی و ارژنگ کامکار که همگی امروز بزرگان موسیقی سنتی مان را تشکیل می دهند. استاد لطفی همچنین در دهه ، ۱۳۵۰کانون فرهنگی و هنری «چاووش» را با حمایت‌های معنوی استاد هوشنگ ابتهاج تاسیس کرد.
 
قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی

تشکیل «شیدا» و همکاری با «عارف» در ادامه ترکیب این دو گروه تحت عنوان «چاووش» که بدون برقراری ارتباط میان اهالی موسیقی ممکن نبود، ماجراهایی را به همراه داشت که منجر به اتخاذ مواضعی ازسوی این بزرگان موسیقی گردید که امروز با بررسی آن می توان به اخلاقیات این بزرگان، پی برد.
 
«کانون چاووش» پس از استعفای دسته‌جمعی موسیقی‌دانان سازمان رادیوتلویزیون ملی ایران از جمله گروه «شیدا»، به دلیل فضای سیاسی انقلاب و سال ۱۳۵۷ و به ویژه واقعۀ ۱۷ شهریور، شکل گرفت. این موسیقی‌دانان به نام جریان احیاء نامیده شده بودند و تحت حمایت رضا قطبی رییس وقت رادیو تلویزیون بودند. پس از استعفا از رادیو به کار خود در «کانون چاووش» ادامه دادند. «کانون چاووش» شامل گروه «شیدا» به سرپرستی و آهنگسازی محمدرضا لطفی و گروه «عارف» با آهنگسازان آوانگاردی مانند حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان بود.
 
آثار «کانون چاووش» هم از جایگاه اجتماعی–سیاسی مهمی بهره‌مند هستند و هم از دیدگاه موسیقایی تحول و پیشرفت مهمی در زمینه موسیقی سنتی ایران به وجود آوردند که تاثیر مهمی هم در سبک و شیوه اجرایی (چه نوازندگی چه خوانندگی)، هم در نوع رویکرد به یک قطعه موسیقایی به مثابه یک کل، هم در شیوه رنگ آمیزی و صدادهی ارکستر و به ویژه در تلاش برای استفاده از تکنیک چندصدایی نویسی در موسیقی سنتی ایرانی گذاشت.
 
 گروه‌های «عارف» و «شیدا» زیر نظر «کانون چاووش» تا قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ به طور مخفیانه آثاری تولید می‌کردند، از جمله 3 سرود "شب‌نورد"(برادر نوجوونه)، "سپیده"(ایران ای سرای امید) و‌ "آزادی" که از مهمترین و ماندگارترین آثار موسیقی انقلابی اند.
 
محمدرضا لطفی در بولتن آوای شیدا می‌نویسد، این سرودها در زیر زمین خانه مسکونی او تولید می‌شد و در همان‌جا نوارکاست آن تکثیر می‌شد. سپس آلبوم‌های چاووش شامل چاووش ۱، چاووش ۲، چاووش ۳، چاووش ۴، چاووش ۵، چاووش ۶، چاووش ۷، چاووش ۸، چاووش ۹، چاووش ۱۰، چاووش ۱۱، و چاووش ۱۲ منتشر شدند. «کانون چاووش» در سال ۱۳۶۳ عملا تعطیل شد. «چاووش» با جدا شدن بسیاری از هنرمندان آن، رو به افول گذاشت. آخرین کنسرت تعدادی از اعضای کانون در سال ۱۳۶۷ با آهنگسازی حسین علیزاده و آواز شهرام ناظری در تالار وحدت روی صحنه رفت. پخش عمده‌ای از گروه چاووش کامکارها در گروه شیدا بودند. با رفتن پشنگ، ارژنگ، اردشیر، و بیژن کامکار از گروه «شیدا» و دیگر اختلافات و مشکلات، «کانون چاووش» منحل شد اما تاثیر آن را بر موسیقی سنتی ایرانی در آثار سال‌های دهه شصت و هفتاد، در گروه‌هایی چون «عارف» (به سرپرستی پرویز مشکاتیان)، «شیدا»(به سرپرستی لطفی)، گروه «دستان» (به سرپرستی حمید متبسم) و ... می توان مشاهده کرد. با این حال همکاری استادلطفی با استاد مشکاتیان و استاد شجریان نیز حواشی بسیاری به همراه داشت که حتی تا آخرین روزهای حیات لطفی و مشکاتیان ادامه یافت.
 
انتقاد لطفی از شجریان
 
شاید یکی از مهمترین این اختلافات و مشکلات را بتوان از لابه لای حرف های لطفی که در آبان ماه 90 در گفت و گو با ماهنامۀ «آسمان» بیان گردید، مشاهده کرد. لطفی در آن گفت و گو با اشاره به اظهارنظرهای گاه و بیگاه سیاسی شجریان در رسانه های بیگانه، گفت: "مطالبی را كه شجريان در بيرون مرزها و داخل مرزهای كشورمان مطرح‌ كرده، ‌با مطالبی كه من گفته‌ام و می‌گويم كاملاً متفاوت است."
 
قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی

وی ادامه می دهد: "شجريان از سال 57 و بعد از انقلاب تا امروز بالاترين حجم توليد و بيشترين و موفق‌ترين كنسرت‌ها را داشته است. اگر شجريان قبل از انقلاب يك دهم موسيقی توليد كرده بود، بعد از انقلاب صددرصد توليد داشته است. شخص آقای شجريان اگرچه مانند بسياری از موسيقی‌دان‌ها دچار مشكلاتی بوده ولی هيچ‌وقت برنامه‌هايش قطع نشده، آثارش منتشر شده، كنسرت‌هايش برگزار شده و هميشه مجوز گرفته است. وی در ادامه اظهار داشت: اولين كنسرت‌های اين مملكت را در شهرستان‌ها شخص شجريان برگزار كرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در كنسرت اصفهان شجريان حضورداشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجريان به عنوان يك موزيسين موفق كه اين همه كنسرت داده و كار توليد كرده و آثارش در راديو و تلويزيون پخش شده و بيش از 300 كنسرت خارج از كشور داشته، چرا اكنون اعتراض می‌كند؟‌ لطفی می گوید: ضمن اينكه من اصلاً دوست ندارم هنرمندان‌مان تريبون خودشان را از داخل به خارج از كشور ببرند. به همين دليل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نكرده‌ام. با صدای آمريكا در طول 25سال فعاليتم در خارج از كشور به طور مشروط مصاحبه كرده‌ام."
 
لطفی همچنین ادامه می دهد: "بی‌بی‌سی، صدای آمريكا، راديو بين‌المللی فرانسه و يا ساير رسانه‌های آن‌طرفی در 10سال اخير مواضع اپوزيسيون به ايران دارند و گاهی اوقات نيز كار را به براندازی حكومت نيز می‌كشانند. اين را ما امروز به طور رسمی می‌دانيم و آخرين صحبت‌های وزير امور خارجه انگلستان همه مويد اين رويكرد آن‌ها است. طبيعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی اين امكان را به يك هنرمند می‌دهند تا بيايد در بی‌بی‌سی صحبت كند، حتماً بايد در درجه اول اپوزيسيون يا نيمچه اپوزيسيون باشد. من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان يك هنرمند در صدای آمريكا و بی بی‌سی انگلستان كه به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعاليت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشكل در ايران داشته باشم، ترجيح نمی‌دهم هرگز در تريبون‌هايی كه قصد اصلاح و كمك به مردم ايران را ندارند هم‌صدا شوم. اين سليقه شخصی من است. ولي كسانی كه اين كار را می‌كنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم، اما كار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسئوليت خودشان را دارند. ولی بايد مسئوليت را فردی نبينند."
 
اين نوازنده سه تار اظهار داشت: "شجريان اگر اين مسئوليت را فردی ببيند، مشكل به وجود می‌آيد. اين مسئوليت و مشكل، يك مشكل اجتماعی عمومی است و حرف‌ها و گفته‌ها برای نگرانی از وضعيت موسيقی كشور است. اما آن‌چه از گفته‌های شجريان در راديو استراليا، بی‌بی‌سی و صدای امريكا دنبال كره‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هايشان به مشكلات موسيقی اشاره داشته است.
 
من می‌گويم يك موسيقی‌دان اول می‌بايست دردش خود موسيقی باشد. در اين مصاحبه اخير مصاحبه كنند از ايشان می‌پرسد "الآن كه آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و كنسرت هاتان نيز در ايران اعلام شده مشكلی ندارد، برخورد شما چگونه است؟" شجريان از كنار اين مسأله رد می شود و جواب قانع كننده‌ای نمی‌دهد."
 
استاد لطفی در پایان این صحبت ها، می گوید:"به نظر من وقتی پهلوان شديد، مسئوليت شما مسئوليت يك گروه نيست؛ بلكه مسئوليت همه ملت را برعهده داريد. در واقع سخن شما می‌بايست بازتاب سخن همه ملت ايران باشد. من خودم اين مشكلات را بعد از انقلاب داشته‌ام و بدون اينكه حتی خبر داشته باشم از اسمم كلی سوءاستفاده شده است. به نظرم چنين حركت‌هايی بيشتر سياسی محسوب می‌شود تا فرهنگی هنری، و اين نظر شخصی من است. اما در مورد شجريان اين مسأله كاملاً متفاوت است. شجريان هيچ وقت به‌دنبال ايجاد يك جريان فرهنگی هنری مستقل با شركت همكاران خودش نرفته است. يك شركت اقتصادی به نام "دل‌آواز" درست كرده و كار خودش را مانند يك شركت توليد كننده انجام می‌دهد و درآمدزايی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد."
 
چنان که می بینید، صحبت های استاد لطفی به راستی گویا و نشان از حقیقی دارد که وی در تمام عمر هنری اش، لحظه ای از آن غافل نبوده و پیوسته به این اصول پایبند مانده است. وقتی لطفی از پهلوانی صحبت می کند و احساس مسئولیت، دقیقاً به همان نکته ای اشاره می کند که هنرمند متعهد را باقی هنرمندان متمایز می سازد. صحبت های او چنان گویا و روشن است که به راستی دیگر نیاز به هیچ توضیحی در خصوص ویژگی های هنرمند متعهد باقی نمی گذارد و در ادامه با استفاده از سرخط همین گفت و گوی ساده، به برخی از ویژگی های یک هنرمند متعهد اشاره خواهیم کرد.
 
حق طلبی و حقیقت جویی
 
شاید در نخستین تعاریف از هنرمند متعهد باید به این جنبۀ حق طلبی و حقیقت جویی او اشاره کنیم. هنرمند متعهد، هنرمندی است که نمی تواند دربرابر ظلم نابرابری سکوت کند و بنابر مصلحت شخصی اقدام به موضع گیری نماید. چنین ویژگی همچنان که می بینیم ازسوی استادلطفی در تمام طول فعالیت هنری اش، تداوم داشته و ایشان هیچگاه حاضر نشدند منافع عمومی و ملی کشور را فدای منافع شخصی اش کند. ضمن این که فعالیت های انقلابی و تولید آثار ماندگار هنری و متعهد در طول حیات هنری اش، نیز سند دیگری است بر این مدعا که ایشان هموار، به دنبال حق و حقیقت بوده و هیچگاه حاضر نشدند، حقیقت را فدای خواست شخصی شان نمایند.

قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی
 
آگاهی سیاسی و اجتماعی
 
بی شک درصورت عدم آگاهی دقیق از وضعیت سیاسی و اجتماعی روز نمی توان مواضع و رویکردی اصولی و درست اتخاذ نمود. بنابر این وظیفۀ یک هنرمند متعهد این است که با قرار گرفتن در جریان اخبار و نیز با دقت درخصوص آن رویکردی اصولی اتخاذ کند. به بیان دیگر علاوه بر این که هنرمند متعهد، هنرمندی است که نمی تواند در برابر مسائل مختلف سکوت کند، نیز هنرمندی است که از اتخاذ هر رویکردی سطحی نیز سرباز زده و با نگاه عمیقش سعی در یافتن حقیقت از میان بازی های رسانه ای مختلف دارد. اساساً از هنرمند به عنوان فردی با آگاهی بالاتر نسبت به عموم جامعه نیز همین انتظار وجود دارد که به راحتی فریب بازی های رسانه ای را نخورد.
 
قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقیاستاد محمدرضا لطفی چندی پیش در یادداشتی که در خبرنامه داخلی «آوای شیدا» در 3بخش منتشرکرده بود، به بیان ناگفته هایی از آشنایی با پرویز مشکاتیان، تشکیل گروه «عارف» و «شیدا» و اتفاقات و دلخوری هایی که میان بزرگان موسیقی ایرانی در دهه های گذشته ایجاد شده است، پرداخته بود و تاریخ 30 سال اخیر موسیقی سنتی ایران را مرور کرد. در بخشی از این یادداشت های سه گانه او با اشاره به فضای سیاسی حاکم بر دهۀ 50 و به خصوص سال 57 نیز با اشاره به آشنایی اش با استاد شجریان می گوید: "شش ماه پیش از روز قیام، شجریان درگیر مسائل انقلاب نبود، شاید خیلی هم نمی‌دانست دارد چه می‌گذرد. من نیز هرگز عادت نداشتم که کسی را به سویی بکشانم و به همین دلیل راجع به مسائل سیاسی صحبتی نمی‌کردم. یک روز که به آپارتمان من در امیرآباد می‌آمد با من صحبت می‌کرد و گفت در بین راه که می‌آمدم یک اعلامیه دست من داده اند که از همه خواسته اند به جنبش مردم بر علیه شاه بپیوندند. اعلامیه را خواندم که متعلق به جبهه ملی یا شاید نهضت آزادی بود. در چهره‌اش عکس‌العملی ندیدم، اما راجع به اوضاع کمی با ایشان صحبت کردم. پس از چند هفته احساس کردم که مسائل او را متاثر کرده. چند ماه قبل از این دیگر کسی نبود که بتواند در مقابل کشتارها و حکومت نظامی بی‌تفاوت بماند و همین امر باعث شد که من بتوانم از او بخواهم که اثر «شب‌نورد» را در استودیو بل بخواند." وی ادامه می دهد: "با این خواندن دیگر می‌شد او را متحد انقلاب واقعی مردم تلقی کرد و کارهای جدیدی با صدای بی‌نظیر او را ارائه کرد. کار شب‌‎نورد با صدای ایشان و آزادی که ناظری خوانده بود را به تلویزیون بردم. کسی که در مقابل خیابان تلویزیون با اسلحه ایستاده بود که یکی از خبرنگارانی بود که من او را می‌شناختم. هنگامی که مرا دید گفت: آقای لطفی در اینجا چه می‌کنید و من گفتم می‌خواهم دو اثری که ساخته ام را به اتاق پخش ببرم." لطفی خاطر نشان می کند: "این اولین کار موسیقی ایرانی بود که گروهی ایرانی آن را به ملّت هدیه می‌کرد. تاثیر این اثر و سرود آزادی چنان بود که بیشتر مردم آن را زمزمه می‌کردند و این گونه سرنوشت من و گروه شیدا و چاووش رسماً به انقلاب گره خورد."
 
قسمت اول؛ استادلطفی، اسطورۀ اخلاق و پهلوان موسیقی

منش و اخلاق پهلوانی

 
چنان که پیش تر نیز اشاره شد، استاد لطفی با اشارۀ موکد به منش و اخلاق یک هنرمند متعهد که برای مردم جایگاهی پهلوانی دارد به مسئولیت مهم چنین هنرمندی اشاره می کند و می گوید، هنرمند متعهدی که جایگاه پهلوانی دارد تنها مسئول رفتار و زندگی خود یا یک گروه خاص نیست؛ بلکه مسئوليت همه ملت را برعهده دارد و سخن و صحبت های او، بازتاب سخن همه ملت است.
 
 
ادامه دارد ...

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
mehran
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۸ - ۱۶:۲۳
11
2
در یگانگی استاد شجریان شکی نیست
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۳/۰۲/۱۸ - ۱۶:۲۳
فقط خداست که یگانه است
دوستدار
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۸ - ۱۹:۳۲
5
2
به قول یانکی ها سرخپوست خوب سرخپوست مرده است
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۱۹ - ۲۳:۰۸
4
5
درود بر این استاد
استاد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۳/۰۲/۲۱ - ۱۱:۲۴
1
4
راستش بهترین و بالاترین کلمه رو استاد خوب و نامدار این استاد لطفی در باره درختیان (شجریان ) فرمودند مشکلات داخلی ایران ربطی به خارج از کشور ندارد .درون یک خانه درگیری و اختلاف هست ولی به بیرون از خانه نباید سرایت کند .
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین