جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۲۰۰۱۸۴
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۶
opendemocracy نوشت:
برخی کشورهای عضو سازمان ملل متحد پیش از این هم معتقد بودند که اگر قرار است حاکمیت سازمان ملل متحد در آینده تضمین شود ، مقر این سازمان باید به جایی دور از نیویورک ، شاید ژنو ، پکن ، دهلی نو، برازیلیا و یا هاواناو .... منتقل شود
گروه سیاسی - اگر سازمان برای رفع و دفع بدعت گذاری امریکا، کاری نکند، ایمان و اعتماد جامعۀ بین المللی نسبت به صداقت و استقلال این سازمان خدشه دار می شود – رفتارهایی انحصارطلبانه و تبعیض آمیز که اتفاقا، پیمان مقر جغرافیایی سازمان ملل دقیقا برای جلوگیری همین رفتارها تهیه و تدوین شده است.
به گزارش بولتن نیوز، opendemocracy نوشت: همین چند هفته پیش تعداد انگشت شماری از سناتورهای راست افراطی حزب جمهوریخواه ادعا کردند که حمید ابوطالبی ،دیپلمات ارشد ایران که به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک انتخاب شده ، جزو جوانان ایرانی بوده که در سال 1979 سفارت آمریکا را در تهران اشغال کرده اند، آنها همچنین 52 دیپلمات و چند تن دیگر را به مدت 444 روز به گروگان گرفته بودند. طبق ادعای آنها که صرفا بر اساس شواهد بی اساس مطرح شده ، ابوطالبی در اشغال سفارت شرکت کرده  و بی شک یک " تروریست " است.



ایران صبورانه پای سفیر منتخب خود ایستاد ، و اشاره کرد که او دیپلمات ارشدی صالح، با گنجینه ای سرشار از تجربیات بین المللی است. ابوطالبی دست داشتن در اشغال سفارت را انکار و اعلام کرد که همکاری او با این گروه تنها در حد ترجمه چند سند بوده است. او ، در روند قضاوتی که گویی برخی آمریکایی ها همواره در مورد گروگانگیران ایرانی بکار می گیرند ، در میان القاب دیگر به عنوان " مغز متفکر تروریست" مورد حمله قرار گرفت. در موقعیت های داغ ایدئولوژیک ، اعضای کنگره آمریکا می توانند دستخوش تعمیم های وحشیانه ای شوند که کلیشه های پنهان را نیز برملا می کند ، همانطور که در حال حاضر در مورد اوکراین هم شاهد هستیم. آیا افزایش تنگ نظری، انزوا و عدم تحمل حیات سیاسی دیگر کشورها،  ایالات متحده را به مکانی نا مناسب برای سازمان ملل متحد تبدیل کرده است ؟

جناح راست سرسخت کنگره همچنان سر ناسازکاری دارد
 در ابتدا این امر شبیه یکی دیگر از تلاش ناموفق گروهی نسبتا قابل پیش بینی از سناتور های فوق العاده محافظه کار و تحت حمایت آیپک و فاکس نیوز ، برای بی ثبات کردن مذاکرات هسته ای با ایران می نمود. اما تقریبا یک ماه بعد، در روزهای بین 7-11 آوریل ، مجلس نمایندگان و مجلس سنا به اتفاق آرا قطعنامه ای را تصویب کردند تا به موجب آن از تصدی این سمت توسط ابوطالبی جلوگیری کنند.
ایرانیان از لفاظی های پر طمطراق نسبت به آمریکایی ها خودداری کردند ، و به سادگی بیان کردند که اگر دولت امریکا در روند حضور نمایندۀ منتخب و دائم آنها در سازمان ملل متحد مانعی ایجاد کنند ، این امر "حق ذاتی کشورهای عضو را برای تعیین نمایندگان خود در سازمان ملل متحد" تضییع می کند.  همزمان ایران از سازمان ملل درخواست کرده تا به این موضوع رسیدگی کند.
کاخ سفید به دور از مداخله برای فرونشاندن این آتش، طفره می رود و امیدوار است که ایران این مشکل را با کناره گیری نماینده اش حل و فصل کند. با این حال، دولت های ایران و آمریکا تحت فشار شدید قانونگذاران به شدت محافظه کار خود هستند تا این موضوع را بیشتر کند و کاو کنند. بر این اساس جا به جایی نامزد اولیه به عنوان گزینه ای برای ایران منتفی است ، اما کاخ سفید که قادر به نادیده گرفتن شعار همیشگی حزب پیر جمهوریخواه خود نیست ، بلافاصله به دنبال جذب حمایت طیف گسترده ای از اعضای کنگره ، از جمله دموکرات هاست . گویا اوباما توسط حزب خودش نیز کنار گذاشته شده، زیرا حتی یک نفر دموکرات هم رای"منفی" نداده است.

هر دو مجلس کنگره در غیاب مشاوره حقوقی تصمیماتی اتخاذ می کنند
اعضای کنگره آمریکا از روز اول اینگونه فرض می کردند که قوانین فعلی مهاجرت ایالات متحده " رد گستردۀ درخواست ویزا برای اتباع خارجی را مجاز می شمرد ، و در بسیاری از موارد، مقامات مجبور به ارائۀ دلیل صریح و روشنی برای عدم اعطای ویزا نیستند." هیچ مدرکی وجود ندارد که کمیته های کنگره درمورد گزینه های قانونی احتمالی ، ازمقامات مربوطه مشاوره ای حرفه ای گرفته باشند.  چرا وزارت خارجه و دادستان کل هیچیک با مشاوران حقوقی مشورت نکرده اند؟ چرا کنگره درخواست مشاوره حقوقی نکرده است ؟
گرچه نکات ظریفی در کار است که موجب شده تا کاخ سفید از مشکلات قانونی در ارتباط با عدم به رسمیت شناختن نمایندگان کشورهای عضو سازمان ملل آگاه نشود، اما ظاهرا نگرانی های اینچنینی با کنگره در میان گذاشته نمی شود، که امروز به اتفاق آرا خود را درگیر این افتضاح رسمیت نشناختن نمایندۀ ایران کرده اند.

بنابر این کاخ سفید هیچ چاره ای به غیر از پناه بردن به موضع کنگره ندیده است ، هر چند به خوبی از عواقب احتمالی این حرکت و تاثیر آن بر مذاکرات هسته ای جاری میان ایران ، ایالات متحده آمریکا ، و دیگران آگاه است. به گفته جی کارنی ، سخنگوی کاخ سفید : "ما به هر حال از ورود ابوطالبی جلوگیری می کنیم و به سازمان ملل متحد و ایران نیز اطلاع داده ایم که به ابوطالبی ویزا نمی دهیم."

بان کی مون، قهرمان زیرآبی
شاید ، برخورد بان کی مون مخرب تر باشد، دبیر کل بدنام سازمان ملل که تا جایی که برای یک انسان ممکن باشد به زیر آبی رفتن معروف است ، کسی که بطور علنی در مورد قانونی بودن جزئیات گزینه های مورد نظر با اعضای کنگره هم داستان شد او ، البته ، بعد ها حق اظهار نظر را برای خود محفوظ نگاه داشت ، اما زمانیکه که دیگر اظهار نظر وی بی فایده است.
اگر بان کی مون ، دو یا سه هفته پیش، نظر رسمی خود را در مورد پیامدهای قانونی به رسمیت شناختن سفیر منتخب یکی از کشورهای عضو در مقر سازمان ملل متحد توسط آمریکا اعلام کرده بود ، شاید هر دو مجلس کنگره نیز خود را در مقام تصویب قطعنامه ای در این خصوص نمی دیدند.
اکنون دیگر قالب کار ریخته شده و این مصوبه رای آورده است. نه ایران و نه کاخ سفید هیچکدام در حال حاضر خواهان رویارویی نیستند.، مذاکرات هسته ای اکنون به حساس ترین فاز خود رسیده است. اما شکست تحقیرآمیز تلاش های کری برای تحمیل صلح امریکایی به اسرائیل و سازمان آزلدیبخش فلسطین PLO ، همراه با شکست مفتحضانۀ بیمه درمانی اوباما و رویکرد انتخابات میان دوره ای ایالات متحده در پایان سال، اوباما را از توانایی و شکل دادن صحیح و پایدار به مسیر سیاست ایالات متحده برای باقی ماندۀ دوره ریاست جمهوری خود باز داشته است.
اوباما می رود تا به رئيس جمهوری علیل و ناتوان بدل شود آن هم در مقابل کنگره ای که هر روز بیشتر تحت سلطۀ شایعات فاکس نیوز و حزب پیر جمهوریخواه  و پیامدهای مهلکش قرار می گیرد. حتی اگر تیم اوباما بتواند از طریق مذاکره با ایران به یک معامله هسته ای آزمایشی دست یابد ، آیا تصویب کنگره را با خود خواهد داشت؟



تعریف قانونی و مورد توافق حاکمیت و استقلال سازمان ملل متحد
رسانه های غربی ،  طبق معمول ، در برداشت خود از جدال سازمان ملل متحد به طور کامل غرق شده اند و حتی از نمایش ابتدایی ترین کنجکاوی در مورد درخواست تجدید نظر ایران احتراز می کنند، درخواستی که بر اساس موافقتنامه محل استقرار سازمان ملل ، میان امریکا و سازمان ملل متحد مطرح شده است. این توافق ابتدا توسط دبیر کل سازمان ملل و وزیر خارجه وقت ایالات متحده در تاریخ 14 دسامبر سال 1946 امضا شد ، و در نهایت توسط مجمع عمومی سازمان ملل و کنگره آمریکا تایید شده است.  این توافقنامه ، مبنای قانونی تعامل و همکاری بین ایالات متحده و مقر سازمان ملل را در نیویورک به صراحت تشریح می کند.
یک منطقه جغرافیایی به نام " منطقه ستادی ' برای استفادۀ انحصاری سازمان ملل متحد تعیین شده است. با این که برخی قوانین مشخص ایالات متحده ممکن است در این منطقه هم اعمال شود،  اما بخش 8 این توافقنامه به صراحت اعلام می کند: " هیچیک از قوانین فدرال، ایالتی یا محلی و یا مقررات ایالات متحده آمریکا که با مقررات سازمان ملل متحد که توسط این بخش مجاز شده در تضاد باشد ، تا جایی که چنین تناقضی پابرجاست ، در منطقه مقرستاد قابل اجرا نیست. "

هر گونه اختلاف نظر درمورد اینکه آیا فلان مقررات سازمان ملل وجاهت قانونی دارد یا ندارد و یا اینکه آیا فلان قوانین و مقررات فدرال، ایالتی یا محلی با فلان مقررات سازمان ملل متحد در تضاد هست یا نیست ، باید به سرعت و از طریق مذاکره یا ارجاع به دادگاهی متشکل از سه قاضی حل و فصل شود . دبیر کل سازمان ملل متحد و یا وزیر خارجه آمریکا هر دو می توانند از مجمع عمومی سازمان ملل درخواست کنند تا نظر مشورتی ديوان دادگسترى بين المللى (رکن قضايى سازمان ملل متحد که وظيفه اش رسيدگى به دعاوى مطروحه دول عضو عليه يکديگر است) را در این قبیل مسائل جویا شود.
این قرارداد تصریح می کند ، تا زمانی که چنین اختلافاتی حل و فصل نشده، مقررات سازمان ملل لازم الاجراست، و قانون ایالات متحده باید در محدودۀ ستادی مقر سازمان ملل و تا جاییکه سازمان ملل ادعا می کند با مقررات سازمان ملل مغایرت دارد غیر قابل اجرا باشد. در صورتیکه نظر مشورتی دیوان بین المللی دادگستری درخواست گردد ، روند تجدید نظر باید به فوریت طی شود.
برخی دبیران کل سازمان ملل این توافق نامه را به خاطر خوشایند آمریکا زیر سوال می برند.
در نوامبر 1988 رئیس هیئت نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل متحد اعلام کرد که ایالات متحده ، در " موارد نادر " و به منظور حفاظت از امنیت ملی از صدور ویزا برای افرادی جهت ورود به امریکا و حضور در فعالیت های سازمان ملل خود داری می کند .او در ادامه ادعا می کند که تجربۀ سازمان ملل متحد تایید می کند که ایالات متحده حق خودداری از صدور ویزا را دارد و اینکه سازمان ملل ، " از سال 1954 تاکنون در موارد متعددی به چنین عملی رضایت داده است.    
این امر به وضوح نشان می دهد که دستکم برخی از دبیران کل و دیگر کارکنان ارشد سازمان ملل متحد با ایالات متحده به نوعی توافق غیر رسمی رسیده اند و به موجب آن برخی افراد و مشاوران را که به زعم آمریکا خطر امنیتی تلقی می شدند از نشست های بین المللی و مشاوره ای حذف کرده اند  .ایالات متحده بر سازمان ملل و دولت ها فشارهای سیاسی و اقتصادی اعمال می کند و چون می داند نه سازمان ملل و نه دولت ها هیچیک از حق خود برای حضور دفاع نمی کنند، آنها را بی سر و صدا و بدون هیچ زحمتی مستعد عقب نشینی می گرداند.
داگ هامارسجولد ، دبیر کلی بود که با زور و اجبار برای رسیدگی و حل و فصل چنین مساله ای مداخله کرد آمریکا به طور رسمی تعهد داد تا از نزدیک با او در خصوص چنین مواردی مشورت کند و سپس - به گفتۀ مشاور حقوقی سازمان ملل - به سادگی او را دور زد .

حذف یاسر عرفات از اجلاس چهل و سوم مجمع عمومی سازمان ملل در نوامبر 1988 توسط امریکا ، به یک جنجال بزرگ اما کوتاه مدت تبدیل شد البته با تاکید بر این دیدگاه ایالات متحده که ، بر خلاف توافقنامۀ مقرسازمان ملل ، این کشور حق دارد تا از صدور ویزا برای افرادی آنها را به زعم خود خطری برای امنیت ملی می بیند خود داری کند.
ایالات متحده در امتناع از صدور ویزا برای نمایندۀ منتخب و دائمی یک دولت شرور و اهریمن ، کمی تغییر رویه داده و این بار به دنبال ایجاد نوعی بدعت است که قلب حاکمیت سازمان ملل متحد و استقلال کشورهای عضو آن را نشانه گرفته و اگر سازمان ملل برای دفع و رفع  این بدعت کار کارستان نکند ، ایمان و اعتماد عمدۀ کشورهای عضو نسبت به تمامیت و استقلال این سازمان بکلی متزلزل خواهد شد.
این دقیقا همان رفتاری است که توافقنامۀ مربوط به اختیارات سازمان ملل در حوزۀ استحفاظی اش دقیقا برای پیشگیری از آن طراحی شده است. شاید لازم است که مجمع عمومی سازمان ملل به دبیر کل فعلی این سازمان ، همراه با دفتر نظارت داخلی دستور دهد ، تا در مورد این قبیل رفتارها ، و سطح سازگاری آنها با توافقنامه مقر جغرافیایی سازمان ملل گزارشی جامع و دقیق ارائه دهند؟

این یک موضوع پیچیده است که تنها زمانی می تواند بطور کامل مورد بحث و بررسی دقیق قرار گیرد که دبیر کل سازمان ملل متحد و دفتر نظارت داخلی ، تاریخچه مفصلی از تمامی موارد مشابه،  شامل امتناع از صدور ویزا از سوی ایالات متحده برای افراد"غیر قابل قبول" تهیه و ارائه کنند .
از آنجا که ایالات متحده ، کشور میزبان بود، در مورد محتوای توافقنامۀ مقر جغرافیایی سازمان ملل ، که ابتدا توسط وزیر امور خارجه به امضا رسید با دقت فراوانی مورد مشورت قرار گرفت.  هنگامی که مجمع عمومی وقت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا این پیمان را تصویب کرد، کشور میزبان نه در بیان مستقیم و نه بطور ضمنی هیچگونه قید و شرطی در مورد آن مطرح نکرد ، و آن را با آغوش باز پذیرفت. این امر در آن زمان و از دید مجمع عمومی وقت بسیار مورد توجه و ارزشمند تلقی شد.  به دلیل عدم وجود هر گونه پیشنهاد رسمی توسط هر یک از طرفین- ایالات متحده و یا دبیر کل سازمان ملل متحد - برای اصلاح مفاد آن، این پیمان ، از دسامبر سال 1946 تاکنون دست نخورده باقی مانده و همچنان به قوت خود باقیست.

ایران سرد و بی اعتنا برخورد می کند
ایران با توسل به روند تجدید نظر خواهی از سازمان ملل متحد، می تواند به نحوی پایدار و محکم تصمیم ایالات متحده را در این مورد به چالش بکشد ، و در عین حال می تواند با حل و فصل موضوع دور از انظار عمومی، آسیب های سیاسی حاصل از آن را  به حداقل برساند. حتی اگر تقاضای تجدید نظر به سرعت پیگیری شود، باز هم بعید است مساله تا پایان ماه ژوئن- یعنی تا پایان مهلت اولیه برای توافق بر سر موضوع هسته ای ایران-  فیصله یابد.
به نظر این نویسنده ، ایران به دلایلی که در جای دیگر همین مقاله فهرست شده ، تقریبا به طور قطع برنده این ماجرا خواهد بود و ایالات متحده ، بالاجبار هم پیاز را می خورد و هم شلاق را و هم ....، و یا به دلیل تن دادن به حکم داوری سازمان ملل، به صورت علنی تحقیر خواهد شد.
بند 11 پیمان مورد بحث مشخص می کند که مقامات ایالات متحده "نباید مانعی برای نقل و انتقال نمایندگان کشورهای عضو به و یا از مقرسازمان ملل ایجاد کنند." و با کمال شگفتی ، بند 12 همین پیمان در مورد شرایط فعلی تصریح می کند: " مفاد بند 11 ، بدون توجه به روابط موجود بین دولت های متبوع افراد مشمول این بند و دولت ایالات متحده آمریکا ، قابل اجراست " و  بند 13 (الف) ادامه می دهد: " قوانین و مقررات جاری مربوط به ورود افراد خارجی به ایالات متحده ، نباید به شیوه ای اعمال شود که به امتیازات تصریح شده در بند 11 لطمه ای بزند و هنگامی که برای افراد مشمول این بند نیاز به صدور ویزا باشد ، آنها باید . بدون هیچ هزینه ای و در اسرع وقت ویزای لازم را صادر نمایند."

سازمان ملل متحد حق دارد آمریکا را از منطقۀ مقر سازمان ملل متحد حذف کند.
جالب توجه اینکه، اگر سازمان ملل به موجب پیمان مقرجغرافیایی خود به شدت نسبت به تصمیم ایالات متحده برای لغو حق ایران در تعیین نماینده دائم خود به سازمان ملل اعتراض می کرد ، می توانست به موجب بند 13(ج)  نمایندگان دولت ایالات متحده از ورود به منطقه مقر سازمان منع کند و قدرت منحصر به فرد خود را به اثبات برساند. و بدین ترتیب ایالات متحده ، معنای کنار گذاشته شدن از فرآیند تصمیم گیری های سازمان ملل را به خوبی درک می کرد. چنین رویکردی ایالات متحده را بر آن می داشت تا درموضعگیری خود دایر بر عدم به رسمیت شناختن نمایندگان دائم کشورها در سازمان ملل متحد تجدید نظر کند.
جوهرۀ پیمان مقرجغرافیایی سازمان ملل ، تضمین مصونیت و استقلال سازمان ملل متحد و شرح گزارشات این سازمان از تلاش های دولت میزبان گرفته ، تا فرآیندهای تصمیم گیری و برتری جویی نامتناسب برخی نمایندگان است. هنگامی که کنگره و کاخ سفید به خود اجازه می دهند تا از ورود نماینده دائمی ایران در سازمان ملل به نیویورک جلوگیری کنند ، در واقع بدون هیچ دور اندیشی حاکمیت و استقلال سازمان ملل را به چالش می کشند، و خطر مقابله با مجمع عمومی را به جان می خرند.
حتی دولت هایی که به طور معمول خود را زیر دست امریکا می دانند و تملق گوی ایالات متحده هستند، مجبور خواهند شد تا خود را به لحاظ اهمیت بنیادین و برابری حقوق در سازمان ملل متحد با ایالات متحده در یک ردیف قرار دهند. بسیاری از اعضای سازمان ملل متحد هم که از تبعیض گرایی آمریکا دلزده اند از ایران حمایت خواهند کرد، زیرا، چنانچه این وضعیت به پیشروی بلامنازع خود ادامه دهد ، پس از مدتی ممکن است شرایطی به آنها تحمیل شود که دیگر حتی حق انتخاب نمایندگان دیپلماتیک خود را نیز نداشته باشند.

 آیا آمریکا بیشتر از اینکه گاز بگیرد پارس می کند؟
بی فکری دولت ایالات متحده و عدم رعایت نزاکت حقوقی و سیاسی، این کشور را به نوعی رویارویی با کشورهای غیر متحد سوق داده است. هرقدر هم که چشم انداز سازمان ملل متحد و سفرای دستچین شدۀ آن توسط ایالات متحده برای امریکا جذاب باشد ، کشورهای مستقل عضو سازمان ملل متحد، در مخالفت با این مفهوم قرون وسطایی «تقسیم قدرت و کنترل» متحد می شوند . بسیاری از آنها پیشاپیش از این نکته به اندازه کافی منقلب شده اند که هر نجوا ، مکالمه و تماسی با کلید ارتباطات دیپلماتیک محرمانه در نیویورک ، به طور معمول توسط NSA ، آژانس امنیت ملی دولت ایالات متحده رهگیری و شنود می شود.
 اگر یکبار برای مشاوران سیاسی اوباما این نکته جا بیافتد که او نیز به سرنوشت "ژنرال کاستر در رمان زانو زخمی " دچار می شود مگر اینکه با ایران به معاملۀ خوبی برسد ، این امر می تواند اهرم سیاسی محکمی در مذاکرات هسته ای جاری به دست ایران بدهد.

وقت آن نرسیده تا مقر سازمان ملل متحد به محلی مناسب تر منتقل شود؟
برخی کشورهای عضو سازمان ملل متحد پیش از این هم معتقد بودند که اگر قرار است حاکمیت سازمان ملل متحد در آینده تضمین شود ، مقر این سازمان باید به جایی دور از نیویورک ، شاید ژنو ، پکن ، دهلی نو، برازیلیا و یا هاواناو .... منتقل شود

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین