جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۱۹۹۱۳۲
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۵
پروندۀ ویژۀ بولتن نیوز: ایرانگردی و آثار شهرهای باستانی ایران
ازطرفی باتوجه به اهمیت بسزای مباحث مربوط به "مردم شناسی" در شناخت ارزش ها و زیبایی های تاریخی و طبیعی هر نقطۀ جغرافیایی، در این نوشته قصد داریم ضمن آشنایی با خطه ای جغرافیایی در استان قزوین، مباحثی را درخصوص تاریخ و مردم شناسی استان قزوین مطرح نماییم.
گروه فرهنگ و هنر، هرسال با فرارسیدن بهار طبیعت و تعطیلات نوروز که پیش درآمدی است برای تعطیلات طولانی تر تابستان و زمان استراحت بچه مدرسه ای ها و خانواده ها و از این ها مهم تر با بهبود شرایط جوی و تلطیف آب و هوا در نیمۀ نخست سال، مسافرین کوله بارشان را بر دوش گذارده و به راه می افتند.

به گزارش بولتن نیوز، در این راستا سفر می ­کنیم به جای جای شگفت انگیز ایران که شاید از نظرمان پنهان مانده باشند. باشد که با مطالعۀ این نوشته­ های توصیفی، شور سفر و از نزدیک تماشا کردن این گنجینه ­های وطن در ما زنده گشته و رهسپار منزلگاه ­های ناشناخته شویم.

در ادامۀ این سفر سری زده ایم به استان قزوین تا به برخی از نقاط زیبایی طبیعی و غیرطبیعی این استان بپردازیم و شاید پُر بیراه نباشد اگر روستای «بوئین زهرا» را یکی از مهمترین اماکن تاریخی این استان زیبای کشورمان بدانیم. ازطرفی باتوجه به اهمیت بسزای مباحث مربوط به "مردم شناسی" در شناخت ارزش ها و زیبایی های تاریخی و طبیعی هر نقطۀ جغرافیایی، در این نوشته قصد داریم ضمن آشنایی با خطه ای جغرافیایی در استان قزوین، مباحثی را درخصوص تاریخ و مردم شناسی استان قزوین مطرح نماییم.

الف) سخنی چند دربارۀ تاریخ و مردم شناسی سرزمین قزوین

وجه تسميه و پيشينه تاريخی قزوین

درمورد علت نام گذاری قزوين، نظرات زيادی در متن های تاريخی مطرح شده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژۀ «قزوين» ازجمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش (يعنی به آن كنج بنگر) زير دست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. اين قوم ظاهرا مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقرار يافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است. نظر ديگری، وجه تسميه قزوين را متأثر از موقعيت طبيعی، جغرافيايی و حوادث تاريخی روی داده درآن می داند.
گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ در مدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرار سپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است.

بنای اوليه شهر قزوين، به شاپور اول ساسانی معروف به شادشاپور نسبت داده می شود. او شهر قزوين را برای جلوگيری از تهاجمات ديالمه بنا کرد و سپاهيان خود را در دژها و استحكامات زيادی که در آن ايجاد کرده بود، مستقر نمود. به مرور زمان؛ اين پايگاه نظامی توسعه يافت و هسته اصلی شهر قزوين - که همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و دريای مازندران (خزر) اهميت فراوان داشته؛ به وجود آمد. با آغاز دوره فتوحات اسلامی و حملات اعراب به ايران در سال 24 هـجري قمري قزوين به محاصره براء بن عازب - از سرداران معروف عرب - درآمد و چون مردم اين شهر مانند بسياری ديگر از شهرهای ايران ‌اسلام را پذيرفتند، ازپرداخت جريمه معاف شدند. قزوين در دوره اسلامی نيز همانند دوره ساسانيان - كه پايگاه مستحكمی برای جلوگيری ازهجوم مهاجمان ديلمی بود اهميت جنگی پيدا کرده و پايگاه و مبدأ عمليات بعدی لشكريان عرب شد.

در زمان امويان، پسرحجاج بن يوسف، نخستين مسجد جمعه آن را بنانهاد كه به «مسجد الثور» معروف شد. اين مسجد تا زمان هارون الرشيد معتبرترين مسجد قزوين بود. در سال 176 هـجري قمري, قلعه يا شهر ديگری توسط خليفه هادی موسی بن عباسی در مقابل شهر قديم قزوين ساخته شد كه به «مدينه موسی» يا «مدينه مباركيه» معروف شد. وقتی هارون الرشيد - خليفه عباسی به قصد خراسان از راه قزوين می گذشت، از گرفتاری های مردم قزوين در مقابل هجوم های ديالمه و مقاومت شجاعانه آن ها آگاهی يافت و به سعد بن العاس - والی عراقين و قزوين - دستور داد كه حصاری به دور «مدينه موسی» بكشد و مسجدی نيز در آن بسازد، اما با مرگ او حصار ناتمام ماند، تا اين كه يكی از فرماندهان ترك دستگاه عباسی به نام موسی ابن بنا كه مأمور جنگ با حسين بن زيد علوی شده بود،‌ در سال 256 هـ جري قمري بنای آن را به اتمام رساند.

از اواخر قرن پنجم هجری تا زمان حمله هلاكو به قلعه های اسماعيليان، اين سرزمين تحت تأثير حوادث مربوط به نهضت حسن صباح و جانشينان او قرارداشت و شاهد نبردها و جنگ های طولانی ميان سپاه حكومت مركزی و اسماعيليان بود. با روی کار آمدن سلسله صفويه و برگزيده شدن شهر قزوين به پايتختی، منطقه اعتبار بيش تری يافت و آثار و بناهای متعددی درآن بنا شد. دردوره قاجاريه نيز با انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت، قزوين به علت استقرار در مسير جاده تهران به اروپا و روسيه اهميت قابل ملاحظه ای يافت. ناصر خسرو قباديانی در سفرنامه خود در سال 438 هـجري قمري اين شهر را چنين توصيف كرده است: «باغستان بسيار داشت، بی ديوار و خار،‌ و هيچ مانعی از دخول در باغات و قزوين را شهری نيكو ديدم، با روی حصين و كنگره بر آن نهاده و بازارهای خوب، مگر آن كه آب در آن اندك بود و منحصر به كارگرها در زير زمين و رييس آن شهر مروی علوی بود.» امروزه مركز شهرستان قزوين از شهرهای زيبای استان قزوين است و شهرستان قزوين هم اكنون نيز از مهم ترين منطقه هاي ايران است كه نقش بسيار مهمي در اقتصاد, صنعت, فرهنگ كشور ايفا مي كند.


مردم شناسی نواحی مختلف قزوین

سخن درباره ی وضع و ترکیب نژادی ساکنان سرزمین قزوین از دوران پیش از تاریخ به بعد، و تحولات و تغییرات مربوط به آن، با توجه به مدارک و اطلاعات موجود در بسیاری از دوران ها، از حد مطالب کلی خارج نیست و تنها به دنبال حفاری های علمی و بررسی های همه جانبه است که می توان با در دست داشتن مدارک لازم، به تشریح چگونگی امر اقدام نمود.

بنا بر آن چه تا کنون اظهار شده، به عقیده ی کسانی که محل اولیه ی آریایی ها را در نواحی فلات پامیر دانسته اند، قبل از ورود آن ها به سرزمین ایران، در نواحی مختلف فلات گروه های بومی سکونت داشته اند که با توجه به نوشته های مورخین دوران باستان، ساکنان قسمت های شمال شرقی و شمالی فلات، عبارت بوده اند از:

در شمال شرقی سگاها یا(سگساران داستان ها)- در مجاورت آن ها طایفه ی گرگساران که در داستان ها نامشان باقی مانده و شاید این طایفه ی گرگساران همان طوایفی بوده باشند که بعد ها به نام هیرکانیان معروف شده اند. در نواحی دریای خزر تپور ها بوده اند.

در باره ی تمدن این اقوام جز آن چه که در افسانه های کهن وجود دارد و در کتاب های مذهبی زرتشتی به آن اشاره شده اطلاع دیگری در دست نیست.

ازجمله در سوتکر نسک که یکی از نسک های بیست و یک گانه ی اوستای ساسانی بوده و اکنون در دست نیست، بنا به کتاب پهلوی دینکرت که از آن نسک نقل کرده است درباره ی ساکنان بومی نواحی مازندران قبل از ورود آریایی ها چنین آمده است :

"دیوان مازندران موجوداتی شگفت انگیز و سترک پیکر هستند که در غار ها سکونت دارند . از فرط بلند بالایی و تنومندی آب دریا تا میان سینه ایشان است.

اختلاف نظرهایی که درباره ی تعیین جایگاه نخستین اقوام آریایی و سپس زمان و مسیر مهاجرت آن ها وجود دارد نیز به پیچیدگی این امر افزوده است.

به نظر برخی از کسانی که فلات پامیر را محل نخستین آریایی ها می دانند: "در آغاز که آریایی ها از پامیر فرود آمده و رهسپار جنوب شده اند به دسته های بزرگی تقشیم شده اند : شعبه ی هندی- شعبه ی ایرانی و شعبه ی سکائی که در شمال شرقی و شرق ایران ودر جنوب اروپا جای گرفته اند. شعبه ی ایرانی که نیز به تدریج نخست شمال-شرقی ایران و سپس شمال ایران را در دامنه ی البرزو سپس مغرب و جنوب غربی و جنوب ایران را تصرف کرده و از راه دیگر وارد مرکز و مشرق ایران امروز شده به مرور زمان مقارن دوران های تاریخی به گروه های بزرگ تقسیم شده است."

در دوران تاریخی سرزمین مزبور جزء ناحیه ی وسیع ماد به شمار می رفته و بین ساکنان نواحی شمال و شمال غربی آن با سرزمین دیلم، وسایر نواحی آن با منطقه ی همدان و ری پیوستگی و ارتباط وجود داشته است.

مردم ساکن این ناحیه به جز آن ها که در قسمت رودبار الموت و کوهپایه می زیستند، دیگران به علت موقعیت خاص جغرافیایی سرزمین خود که در کنار و نزدیک به شاهراه های عمده قرار داشته اند در معرض حوادث و رویداد های تاریخی و در نتیجه هجوم های متعدد واقع بوده و گروه های مختلفی یا همراه با نیروی متجاوزان و یا برای استفاده از امکانات این منطقه و بالاخره بنا بر تصمیم مقامات مملکتی از نواحی دیگر به این قسمت آمده و اتقرار یافته اند.

به همین دلیل است که در حال حاضر ما با ترکیب خاصی از گروه های گوناگون در این سرزمین برخورد می نماییم که در وضع موجود تنها به اعتبار زبان و گویش و وابستگی شان به ایل یا طایفه ی به خصوصی می توان آن ها را مشخص ساخت.

در زمینه ی امر کوچ دادن ایلات از منطقه ی اصلی شان به سایر نواحی در اغلب نوشته های تاریخی از ذیرباز نشانه هایی وجود دارد و در هر زمان انجام این امر به مناسبت خاصی صورت گرفته است. که مهم ترین آن ها را می توان ضعیف ساختن قدرت نفوذ و قدرت ایل دیگر دانست، به عبارت دیگر زمانی که یک ایل در ناحیه ای دارای قدرت بسیار می گردید، برای محدود ساختن قدرت تحرک آن گروهی از افراد ایل قتدر دیگری را در نزدیکی آن منطقه کونت می دادند و آن ها باا اطمینان از پشتیبانی دولت مرکزی، از یکه تازی ایل منطقه، جلوگیری می کردند. از دوره ی صفویه و به خصوص زمان شاه عباس کبیر بیش از هر عهد دیگرنشانه های فراوانی از اجرای این سیاست در دست است. بعد از آن در زمان نادر شاه نیز این سیاست تعقیب گردیده چنانچه به فرمان او گروهی از ایلات ترک- کرد و لک را به نواحی اطراف قزوین کوچ داده و مستقر می سازد.

این امر در زمان قاجاریه نیز به شدت تعقیب گردید ویکی از اصول قابل توجه سیاست ایجاد نظم آن دوره به شمار می رفت. سیاست مزبور همراه با یکجانشین ساختن اجباری ایلات تا حدود سال های 1315 نیز ادامه داشت و در جریان اجراء آن حوادث مختلفی به وقوع پیوست. باید گفت که بررسی جامع چگونگی هجوم قبایل و طوایف مختلف و نقل و انتقالات ایلات در سرزمین قزوین، در طی دوران های تاریخی، خود احتیاج به تحقیق جداگانه ای دارد که باید بر اساس کتاب ها و نوشته های مختلف صورت پذیرد.

گذشته از جنبه ی نژاد شناسی، از نظر فرهنگی نیز سرزمین قزوین حائز اهمیت فراوان است. از جمله بر اساس بررسی های اجمالی که تاکنون در زمینه ی زبان شناسی در این منطقه صورت پذیرفته، به برخی زبان های بومی برخورد گردیده که دارای خصوصیات زبان های دوره ی کهن می باشند.

به نظر دکتر یارشاطر گویش های مزبور بازمانده ی لهجه های ماد هاست که تا کنون در نواحی دورافتاده و در پناه کوهستان ها و یا در میان گروه هایی که نیرو و استقلال فطری داشته اند؛ دوام یافته است.

اصولاٌ منطقه ی قزوین با توجه به برنامه هایی که از نقطه نظرکشاورزی و صنعتی برای آن طرح ساخته اند و همچنین با توجه به موقعیت خاص بخش های آن در مسیر مهم ترین شاهراه های کشور قرار دارند، و بالاخره با توجه به وضع زندگی و نظام اجتماعی موجود در بین ساکنان آن ها محتاج به آن است تا مورد مطالعه ی مردم شناسی قرار گیرد.

در حال حاضر گذشته از دهستان هایی که مدار زندگی مردم آن بر پایه ی کشاورزی و دامداری قرار دارد در برخی از نقاط این سرزمین، معیشت دسته ای از مردم از طریق فعالیت در کار معدن تامین می شود. در تمامی معادن ناحیه، شیوه ی کار به صورت کاملاً ابتدایی و بر اساس اسلوب سنتی و وسایل کهنه انجام می پذیرد. بررسی چنین مناطقی گذشته از آشنایی با سابقه ی فعالیت های فنی و غیر کشاورزی و دامداری در محل، از نظر تفاوتی که بین جوامع مزبور با جوامعی که اساس معیشت آن ها بر پایه ی بهره برداری از منابع کشاورزی و دامپروری قرار دارد، نیز حائز اهمیت اهمیت می باشد.

ب) ... و اما، دهستان زهرا
دهستان زهرا با دو دهستان دیگر یعنی دشتبی و رامند تشکیل بخش بوئی زهرا را می¬دهد که مرکز آن نیز بوئی زهرا نام دارد.

موقعیت جغرافیایی
دهستان زهرا از نظر موقعیت  از طرف شمال به قسمتی از مسیر رودخانه خر رود و دهکده ی شهر آباد از دهستان بشاریات، از شرق به دهکده ی هجیب از شهرستان ساوه-مراد تپه از دهستان اشتهارد و نجم آباد از دهستان ساوج بلاغ، از جنوب به دو دهکده از دهستان خرقان و عباس آباد از دهستان خلجستان ساوه و بالاخره از جانب باختری به دانسفان از دهستان رامند و دو ده از دهستان خرقان محدود می باشد.

دهات دهستان بوئین زهرا قسمتی در دشت و تعدادی در دامه و کوهستان قرار دارند. قسمت بیشتر آب مورد نیاز دهات مزبور از قنات تاً مین می گردد و تنها در مدتی از سال از آب دو رودخانه ی حاجی عرب و حاجی آباد استفاده می نمایند. 

سابقه ی تاریخی منطقه
با توجه به تپه های باستانی موجود در منطقه باید گفت که سابقه ی وجود تمدن در  این ناحیه به دوران های بسیار کهن مربوط می گردد. برخی از نویسندگان دوران اسلامی از این ناحیه در آثار خود یاد نموده اند. یکی از معروف ترین و آباد ترین دهات این دهستان "ابراهیم آباد" نام دارد.
در کتاب تات نشین های بلوک زهرا ضمن بحث درباره ی لهجه ی ساکنان ابراهیم آباد و سگز آباد، به جنبه ی کهن بودن سابقه ی تمدن در این ناحیه چنین اشاره شده است:
"سگزآباد و ابراهیم آباد که در اصطلاح اهالی "سز گوه" sezgowa و "برموه" bermova ، دو تا  از دهات بلوک زهرا است. این دو ده به فاصله ی چهار و پنج کیلومتری یکدیگر در دامنه ی شمال شرقی کوه رامند قرار دارند. که از دروازه ی شهر قزوین که پا بیرون بگذاری حاشیه ی دراز و مه آلود آن را درافق جنوب می بینی. بر خلاف دیگر دهات بلوک زهرا که زبان مردم شان ترکی آذربایجانی ست، در این دو ده به لهجه ای حرف می زنند که خود اهالی آنرا تاتی می دانند و مسلماً یکی از لهجه های قدیمی زبان فارسی است و اگر اقوال شرق شناسان و زبان شناسان را ملاک بدانیم، آثاری از زبان قدیمی اقوام ماد در آن باقی مانده است." 

اعتبار نام گذاری
در باره ی نام این ناحیه و چگونگی آن در فصل چهارم "تدوین" چنین آمده است:
"از دیگر نواحی قزوین "ابهر رود" و ناحیه ی دیگر "زهرا" است که ناحیه ای آباد و دارای میوه های فراوان است و قصبه ی او مسکن می باشد"

برقی ذکر کرده است که "زهرا" منسوب به دختر "روی" صاحب ری است که همین نام را داشته و این بقعه را به دخترش بخشیده است و او آن جا بنایی کرد..." 

در این که تا چه حد نام این دهستان با نام دختر صاحب ری ارتباط دارد جای بحث است. از این رو با توجه به وجود تمدن پیش از اسلام اسلام در این ناحیه بی مناسبت نخواهد بود اگر اساس نام را مربوط به قبل از اسلام بدانیم که با تغییراتی جزئی به صورت کنونی در آمده است. 

ازجمله با احتمال کلمۀ "زهرا" را  می توان تبدیل شده از واژه ی "زرا" از "زر" به معنی مقدس دانست  و بوئین را ترکیبی از واژه ی "بو" و "ئین" به معنی چشمه به شمار آورد که روی هم رفته "چشمه خدای مقدس" می شود و از آن جا که اغلب چشمه ها و برکه ها به الهه آناهیتا، فرشته ی پاکی و آب های روان مربوط بوده اند، دادن عنوان"چشمه ی مقدس" به سرزمینی که معبدی از ناهید در آن وجود داشته بی اساس به نظر نمی رسد.انتساب نام این سرزمین به دختری به نام زهرا، خود دلیلی بر این نظریه به شمار می رود. زیرا در دوران بعد از اسلام کمتر سابقه دارد که سرزمینی به نام یک زن خوانده شود ولی این امر مورد توجه ماکثر محققان است که اکثر بناها  و آثاری که به نام ناهید خوانده می شده اند، بعد از اسلام به نام : بی بی، خاتون، دختر و نظایر آن ها نامیده شده است. از این رو بعید هم نیست که به جای نام ناهید، نام زهرا که محترم ترین زن خاندان نبوت بوده، برگزیده شده باشد.

حمداله مستوفی ضمن بحث در باره ی سابقه ی تاریخی قزوین و نواحی اطراف آن، مشخص می دارد که ناحیه ی زهرا تا قرن دوم هجری جزء منطقه ی ری به شمار می رفته و در زمانی که "موسی بن بوقا" به گسترش  قزوین همت می گمارد، ناحیه ی زهرا را چون کوهپایه از ری جدا ساخته و به قزوین ملحق می کند.

گذشته از وجود تپه های باستانی در مجاورت برخی از دهات و آبادی های این ناحیه، از نظر تاریخی نیز مدارکی وجود دارد که یادآور دوران آبادانی آن می باشد.

تپه های باستانی و آثار تاریخی منطقه
در ناحیه ی دهستان زهرا آثار معماری جالبی از گذشته وجود ندارد و چند بنایی که در آن جا بر پا بوده بر اثر زلزله ی شدید سال 1341 به سختی صدمه دیده و فرو ریخته اند. در حال حاضر چند تپه ی باستانی در منطقه قرار دارد که برخی از آن ها بر اثر حفاری های غیر مجاز به وضع نا مناسبی افتاده اند و پیوستگی طبقات ان از بین رفته است. از جمله می توان  قره تپه سگز آباد را نام برد که ضمن بحث درباره ی وضع پیش از تاریخ منطقه درباره ی چگونگی تمدن مکشوف در این محل گفتگوی لازم صورت گرفت. 

مشکین تپه
این تپه در غرب قریه ی عصمت آباد و جاده ی قزوین به بوئین زهرا قرار دارد و آثار آن را به دوران ساسانی و اسلامی مربوط می دانند.

تپه ی دولت آباد
این تپه نیز که در یک کیلومتری جنوب شرقی بوئین در کنار جاده بوئین به کرج واقع است؛ بر اثر حفاری های غیر مجاز به شدت صدمه دیده است. آثار ایت تپه آن را یکی از مراکز استقرار در دوران اسلامی معرفی می نماید.

رمباد تپه
تپه ی مزبور میان دو ده صدر آباد و خونان که از دهات مرکز بلوک زهرا هستند، واقع می باشد. بر روی این تپه آثار ویرانه های ساختمانی با خشت هایی به طول سی سانتیمتر دیده شده است.

راه قدیم قزوین-اصفهان
در زمان صفویه بعد از تغییر محل پایتخت از قزوین به اصفهان، راه بین این دو شهر از طریق ساوه و قم، قسمتی از منطقه ی بشاریات و بخشی از خلک بوئین زهرا می گذشته است که در حال حاضر دو اثر آن دو اثر آن در دهستان بشاریات وجود دارد. درباره ی راه مزبور در کتاب تات نشین های بلوک زهرا چنین آمده است:

پ"از دو راه می توان به آن جاها رفت (ابراهیم آباد و سگز آباد) یکی از تهران به قزوین و از قزوین به سوی جنوب تا بلوک زهرا و آن نواحی...و این راه قدیمی است. گویا در اوایل زمان صفویه از قزوین راه ستگچین و ارابه رویی(تقریباٌ به پهنای چهار متر) به سوی جنوب کشیده بوده اند که به طرف ساوه و از آن جا به قم و به ناچار اصفهان می رفته است و شاید رابط میان دو پایتخت قدیم و جدید صفویه بوده است. در راه قزوین به بلوک زهرا نه تنها بقایای این راه گله به گله زیر چرخ ماشین می آید بلکه از پهلوی یک کاروانسرای بزرگ ونیز از روی یک پل آجری عظیم و پج دهانه نیز باید بگذری ودر یک نقطه حتی در حدود یک فرسخ از بغل همین راه باید رفت.

این راه قدیمی از سراسر بلوک دشتابی و زهرا می گذشته و گویا از دامنه های شرقی رامند به طرف ساوه و قم می رفته و در تمام طول آن راه یکی از وسائل بسیار سهل برای تعمیر پل ها و راه ها و خانه ها، قلوه سنگ های همین راه قدیمی است." 

امامزاده علی اکبر سگز آباد
در شمال ده سگز آباد و قسمت راست جاده شوسه ای که دهات عمده ی منطقه را به هم متصل می سازد، بنای امامزاده ای قرار دارد که به نام علی اکبر خوانده می شود و اهالی او را فرزند موسی بن جعفر (ع) می دانند.

بنای امامزاده عبارت است از تالار مستطیل شکلی که بر فراز آن گنبد آجری کوتاهی برپا شده است. در مقابل نمای امامزاده حیاطی قرار دارد که سنگ فرش کف آن بی نهایت زیبا و جالب انجام شده است. چنان که به کمک جدول بندی آجری و سنگ های قلوه سفید و سیاه، بین در ورودی حیاط تا در مقابل بقعه و دور حیاط را فرش نموده اند.

بنای امامزاده بر اثر تعمیر کلی که در سال 1343 هجری قمری توسط حاج شیخ روح الله نامی در آن صورت گرفته از صورت یک اثر تاریخی بیرون آمده است. 

در جرز سمت راست ایوان مقابل ورودی امامزاده قطعه سنگ مرمری قرار داده اند که بر روی آن کتیبه ی جالب زیر مشاهده می گردد. 

"لعنت خدا بر پدر و مادر آن کس باد که به باغات سگز آباد  را هرازی ( واژه ی هرازی در محل به معنی دید زدن و بر آورد نمودن میزان محصول قبل از برداشت آن است) نماید و هفتاد تومان بدهند." 

شیوه ی قرار دادن کتیبه ی مربوط به لغو عوارض یا برقراری آن و همچنین نوشته هایی مربوط به برقرار نمودن مقررات جدید، از دیرباز در اکثر مساجد وجود داشته و اقدامی بوده که از طرف پادشاه یا حکومت وقت صورت می گرفته است. ولی در اینجا موضوع اختلاف دارد و آن این است که مردم یک ناحیه در برابر اقدام حاکم محل و مالکان عمده در زمینه ی برآورد و تعیین مقدار مالیات مربوط به محصول، به صورت اعتراض و تصمیم دسته جمعی این کتیبه را کنده اند و در محل امامزاده که مورد احترام همگان بوده و همچنین بیشتر از سایر محل ها، افراد ده به آن رفت و آمد دشته اند، نصب کرده اند.

مطالب مرتبط

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
حمد
|
United States
|
۱۳۹۳/۰۱/۲۴ - ۱۵:۵۸
0
0
کش و کوه دو کلمه به منطقه ای تشکيل شده باشد از دشت هموار و در ر کوها باشد و اين کش در کردی اين بخش ازدشت و کوه به کار می رود. اطلاعات خوبی بود دستان درد نکند خوب بود بولتن برای ايران شناس عالی است بولتن برای ساير مناطق ديگر اقدام کنيد.
پرهام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۴/۰۴/۱۷ - ۲۳:۳۱
0
0
پاینده و سرفراز کهن سرزمین کاسپی قزوین
ممنون از مقاله نیکوتان پیرامون هویت و فرهنگ و دیرینگی این خطه پرگهر مینودری
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۱۰/۱۴ - ۲۳:۱۳
0
0
سلام به شما خوب هستید
تاتی از فارسی نیست زبان ماد ها بوده
در حال حاضر نزدیک به 30 میلیون تات هست در ایران که بیشتر شون زبان شون به تورکی تغییر کرده
مردم آذری هم از تات هان چون گویش آذری یک گویش تاتیه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین