فتنه عمیق در آغاز دهه چهارم انقلاب (از وبلاگ سدید)
دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سيامين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي شاهد پرشورترين حضور مردمي در چند انتخابات كشور پس از رفراندوم جمهوري اسلامي ايران (در 12 فروردين ماه سال 1358) بود. حضور 85 درصدي مردم پاي صندوقهاي رأي كه در تمام كشورها كم نظير و در كشورهاي منطقه نظيري اينچنين نداشت، به مذاق بدخواهان نظام اسلامي خوش نيامد. چه اين كه آنها تمام تلاشهاي خود را در طول عمر نظام اسلامي بر باد رفته ميديدند. از همين رو بود كه بنا بر اسناد و شواهد غير قابل انكار تمام تلاش خود را به كار بستند تا شيريني اين پيروزي بزرگ را بر كام ملت ايران تلخ نمايند.
دشمنان انقلاب اسلامي با به ميدان آوردن عناصري در گروههاي سياسي داخلي وابسته به خود كه به تناوب از آنها نام برده و حمايت صريح خود را از آنها اعلام كرده و ميكنند، بر آن شدند كه از عظمت اين رخداد عظيم بكاهند. در همين راستا با مطرح كردن بحث «تقلب در انتخابات» - ادعايي كه عليرغم مهلتهاي چندين باره شوراي نگهبان، هيچ گاه از سوي مدعيان، دليلي مستند برايش اقامه نشد - نظام جمهوري اسلامي ايران را با كودتايي مخملي به مخاطره انداختند. اين ادعا به كرات از سوي كانديداهاي اصلاحطلب شكست خورده در انتخابات و گروههاي حامي اين دو مطرح شد. «تقلب» به اذعان محمدعلي ابطحي از متهمان حوادث پس از انتخابات به اسم رمز آشوب تبديل شد و با ادعاي آن امكان اردوكشي خياباني به بهترين شكل پديد آمد. همسر يكي از چهرههاي سياسي هم كه كمتر در رسانهها ديده شده است، روز انتخابات در پاي صندوق رأي در پاسخ به اين سؤال كه اگر در انتخابات تقلب شود چه اتفاقي ميافتد، گفت: اگر تقلب شود، از مردم ميخواهم با حضور در خيابانها واكنش نشان دهند. اما در صورتي كه تقلب انجام نشود، مطمئن هستم كه ميرحسين موسوي رأي خواهد آورد. ميرحسين موسوي، كانديداي اصلاحطلبان در حالي كه هنوز انتخابات پايان نيافته و مردم پاي صندوقهاي رأي حضور داشتند، حدود ساعت 23 همان شب خبرنگاران را جمع كرد و اعلام كرد كه فرد برگزيده ملت است.
آن روز که موسوي در فرداي انتخابات فرمان آشوبها را صادر نمود و اعلام کرد که تسليم راي ملت نخواهد شد و تا ابطال انتخابات پيش خواهد رفت, وارد بازي خطرناکي شد که معلوم بود نخواهد توانست آن را مهار نمايد. موسوي کوچکتر و ناتوانتراز آن بود که بتواند مديريت اين فتنه عميق را به عهده گيرد و کروبي ساده لوحتر از آن که بدنه فتنهگران وي را جدي بگيرند و گوش به حرفش باشند و خاتمي عافيتطلبتر از آن که ياراي ايستادگي در معرکههاي سخت را داشته باشد. بدين سان بود که طيفهاي مختلفي از ضدانقلاب و دستگاههاي جاسوسي نظام سلطه با اهداف و اغراض متفاوت در گستره فتنه سبز از بدنه تا راس آن نفوذ کرده و کار را از دست نامزدهاي کم اقبال انتخابات دهم خارج ساختند!
در جريان عمليات فروپاشي ايدئولوژيك، نظريه پردازان جريان اصلاح طلب كه خاتمي به عنوان رئيس جمهور در رأس آنان قرار داشت راهبرد «فتح سنگر به سنگر قدرت» در چارچوب نظريه «فشار از پايين و چانه زني در بالا» را مطرح كردند. اين كار نياز به سناريوسازي داشت.
نخستين سناريو در كوي دانشگاه در تاريخ18/4/78 اجرا شد. نويسندگان اين سناريو به بهانه ضرب و شتم دانشجويان تلاش كردند تا مردم را به كف خيابان ها كشانده و عليه حاكميت به حركت درآورند و توسط آنها مطالبات خود را از نظام درخواست كنند. تبليغات سنگين به نفع غائله آفرينان از سوي غربي ها و رسانه هاي شان انجام شد.
دومين سناريو، تحصن نمايندگان مجلس ششم- وابسته به اصلاح طلبان و دوم خردادي ها- بود. اين تحصن به ظاهر در اعتراض به رد صلاحيت ها از سوي شوراي نگهبان صورت گرفت و نمايندگان متحصن با رسانه ها مصاحبه كرده و بيانيه صادر كردند. تحصن نمايندگان بازتاب گسترده اي در غرب داشت تا حدي كه اتحاديه اروپا، پارلمان آلمان، كنگره آمريكا و رئيس جمهوري آن كشور به نفع سناريوي تحصن در مجلس ايران موضع گيري كردند.
از شواهد و قراين چنين برمي آيد كه در هر دو سناريوي تحصن نمايندگان و حادثه كوي دانشگاه، براي راه اندازي كودتاي مخملي يا به اصطلاح انقلاب مخملي برنامه ريزي شده بود و در پشت صحنه هر دو سناريو سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت قرار داشتند. اما اين كودتاها هريك به دلايلي به پيروزي نرسيد و برعكس زمينه شكست اصلاح طلبان را در شوراي شهر و مجلس هفتم فراهم ساخت.
در مرحله اول (پيش از انتخابات) كارهاي ذيل صورت گرفت:
1- سياه نمايي و تخريب گسترده دولت، ماه ها قبل از برگزاري انتخابات.
2- طرح موضوع صيانت از آرا و ضرورت تضمين سلامت انتخابات به منظور ايجاد شبهه و فضاسازي براي بي اعتماد كردن مردم.
3- القاي پيروزي كانديداي مورد نظر قبل از برگزاري انتخابات و منوط ساختن آن با برگزاري انتخابات سالم.
4- استفاده از رنگ سبز و اعلام جنبشي به نام «موج سبز» كه در واقع همان نام ايراني انقلاب مخملي بود.
5- در سخنراني ها و مناظرات تلويزيوني، متهم كردن رئيس جمهور و كانديداي رقيب به دروغگويي، قانون گريزي و خرافه پرستي.
در مرحله دوم و پس از انتخابات كارهاي زير انجام شد:
1- بلافاصله بعد از انتخابات و قبل از شمارش آرا و اعلام نتايج، ميرحسين موسوي پيروز اعلام شد و قبل از همه خاتمي و علي لاريجاني به او تبريك گفتند. همان طوري كه اعلام پيروزي غيرقانوني و مغرضانه بود، اعلام تبريك نيز مغرضانه و غيرقانوني بود8.
2- با شمارش آرا و مشخص شدن كانديداي پيروز، كودتاچيان كه از قبل فضاسازي كرده بودند موج سنگيني از اعتراض ها را در خيابان هاي تهران سازمان دهي كردند و مسئله تقلب در انتخابات را مطرح كرده و خواستار ابطال آن شدند. همان طوري كه قبلا گفته شد در اين موج همه گروه ها و عناصر ضدانقلاب و تمام كساني كه منافع شخصي خود را در خطر مي ديدند دست در دست هم دادند تا حاكميت را مجبور به عقب نشيني نموده و خواسته هاي خود را تحميل كنند. اما اين غائله با وجودي كه ابعاد وسيع داخلي و خارجي داشته و خسارات سنگين مادي و معنوي به وجود آورد، نتوانست حاكميت اسلامي ايران را از پا درآورد. كودتاي مخملي يا موج سبز در اين مرحله شكست خورد و ماهيت و چهره هاي گروه هاي اغتشاشگر براي عموم مردم روشن شد.
و اما دلايل شكست كودتاي مخملي در اين مرحله را مي توان چنين برشمرد:
عدم مقبوليت نظام حاكم، اقتدارگرايي حاكمان، شكاف اجتماعي، بحران هويت، نبود دموكراسي و توانمندي انجوها و جنبش دانشجويي وابسته به خارج، از جمله عواملي هستند كه در كودتاهاي مخملي در كشورهاي چون گرجستان و اكراين بسترساز انقلاب هاي مخملي به شمار مي روند. اما اين عوامل در ايران كاملا متفاوت است. نظام ايران نظامي برخاسته از اراده مردم است كه از بدو تأسيس تاكنون اركان آن با دهها انتخابات پارلماني، رياست جمهوري، شوراي نگهبان قانون اساسي و شوراهاي شهر تثبيت شده است. مردم ايران بيش از سه دهه است كه دموكراسي را در منطقه تمرين كرده اند و شعار دموكراسي غربي براي اكثريت آنان جاذبه اي ندارد. همين برگزاري انتخابات متعدد نشان مي دهد كه نظام سياسي ايران آن طوري كه متهم مي كنند، اقتدارگرا نبوده و حاكمان اقتدارگرا نمي توانند خود را بر مردم تحميل كنند. درحالي كه مردم اروپاي شرقي، قفقاز و آسياي مركزي از چنين امتيازي برخوردار نبودند و نمي باشند و رهبران آن ها همان اقتدارگرايان دوران رژيم هاي كمونيستي و پساكمونيستي هستند.
ناسازگاري كودتاي مخملي با ساختار سياسي و حقوقي در ايران و نقش تعيين كننده حكمراني مذهبي در اين كشور كه مانع از رشد دموكراسي غربي و سكولاريسم مي شود سيد محمد خاتمي در گفتگو با جورج سوروس، طراح و مجري انقلاب مخملي در ايران و جهان اعتراف مي كند. جورج سوروس رئيس هيئت مديره موسسه جامعه باز(OSI) در مراسمي كه به مناسبت هشتمين سالگرد حوادث يازدهم سپتامبر شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) در نيويورك برگزار شد در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي آمريكا به اظهارات خاتمي در ديدار با خود اشاره كرد و گفت: خاتمي در اين جلسه به من گفت كه تعارض موجود بين ساختار حقيقي و ساختار حقوقي در ايران مهمترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط ايران با غرب است. سوروس افزود: خاتمي معتقد بود كه دموكراسي و رواداري دولت با ساختار كنوني يك حكومت مذهبي كه در رأس آن رهبر مذهبي حكمراني مي كند، به دست نخواهد آمد.
وي افزود: خاتمي انتخاب احمدي نژاد را حركتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبر مذهبي ايران ارزيابي كرد و معتقد بود كه در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است.
سوروس ادامه داد: خاتمي در اين جلسه به من گفت كه كليد قفل بسته شده سياست در ايران تنها و تنها فشارهاي اجتماعي و كمپين هاي وابسته به جنبش هاي دانشجويي، كارگري و زنان است كه بايد خواسته هاي گروهي و شعار تغيير را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابرعمومي منتقل كنند. وي اظهار داشت: خاتمي در اين ديدار كاملا در نقش رهبر مخالفين دولت در ايران صحبت مي كرد.
2- درايت رهبري
نظام ايران، نظامي مذهبي است كه در رأس آن ولي فقيه قرار دارد. ولي فقيه بصورت غيرمستقيم توسط مردم و مستقيم توسط خبرگان رهبري انتخاب مي شود اين سازوكار سبب شده است كه شخصيت والا، لايق و توانمندي در رأس نظام قرار بگيرد. در ايران هم شخص رهبري و هم جايگاه قانوني او از مشروعيت و قداست مردمي و ديني برخوردار است. به اين قدرت و مشروعيت رهبري آقاي خاتمي در صحبت هايش با سوروس آنجا كه مي گويد «دموكراسي و رواداري دولت با ساختار كنوني يك حكومت مذهبي كه در رأس آن رهبر مذهبي حكمراني مي كند، به دست نخواهد آمد» به شكل ديگري اعتراف مي نمايد. ولي فقيه كنوني شخصيت كم نظيري است كه در طي بيش از دو دهه ايران و انقلاب اسلامي را به بهترين وجه رهبري كرده و از گردنه هاي سختي عبور داده است. چگونگي برخورد رهبري با كودتاي مخملي و وضعيت دشواري كه به وجود آورده بودند يك بار ديگر عظمت و درايت اين مرد بزرگ را به نمايش گذاشت. در كشورهايي كه كودتاي مخملي پيروز شده است مردم از داشتن رهبر آگاه، آزاده و با درايت محروم بوده اند.
3- بيداري و وفاداري ملت ايران
ملت ايران علاوه بر سابقه تاريخي، در پرتو انقلاب اسلامي و به دوش كشيدن پرچم مقاومت و مبارزه با دشمنان داخلي و خارجي، در مقايسه با ساير ملت هاي منطقه از ميزان آگاهي بالايي برخوردار است. تشخيص ترفندها، حمايت از منافع ملي و پاسداري از آرمان هاي ديني از مهمترين خصوصيات ملت ايران در حال حاضر است كه آن را در زمان هاي مختلف به نمايش گذاشته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



لطفا کمی واضح تر بنویسد تا عاملان اصلی را بهتر شناخت و دیگران خود را به کوچه علی چپ نزنند
از کودتای 76 و حادثه کوی دانشگاه بنویسید که در آن زمان افرادی با حمایت دولت وقت چگونه قصد کودتا داشتند
از سال 83 و اقدام استعفای برخی از نمایندگان طیف خاص مجلس و حمایت دولت وقت که گامی ربای تحقق انقلاب مخملی بود هم بنویسید
و از ... دیگر هم بنویسید.