چرا ایران پیشنهادهای تعلیق غنیسازی اورانیوم را نمیپذیرد؟
محمد علی طائبی
ایالات متحده دو هفته به ایران مهلت دادهاست تا پیشنهاد تعلیق در برابر تعلیق (تعلیق فعالیتهای هستهای یا توقف تزریق گاز به سانتریفیوژها در برابر تعلیق کلیهی تحریمهای بینالمللی) را بپذیرد. با توجه به دلایل تاریخی و شواهدموجد جواب ایران منفی خواهد بود. حال به دلایل این جواب می پردازم.
اول: دلایل تاریخی؛
سابقهی تاریخی کشور ما، از تحولات جنگ اول بینالملل به این سو، شهادت میدهد که قدرتهای بزرگ، به سادگی توافقنامهها و سندهای دیپلماتیک خود با ایران را زیر پا میگذارند. از لغو یکجانبهی توافقنامهی نظامی ایران و روسیه در جنگ جهانی اول بگیر تا لغو یکجانبهی قراردادهای متعدد اقتصادی (با فرانسه، آلمان، چین و…) برای ساخت یا تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر گواه این مسئلهاند.
جالب است بدانید که دولتهای طرف قرارداد، هرگز ضرر و زیان حاصل از ترک تفاهمنامهها را نیر پرداخت نکردهاند. حتی فرانسه سوخت هستهای پیشخرید شده توسط دولت شاه را نیز بلوکه کردهاست!
از این رو به خوبی مشخص است که ج. ا. ایران، خصوصاً در رابطه با نیروگاه اتمیاش، اساساً اعتمادی به تعهدات کشورهای غربی ندارد. چرا که در نظم جاری بینالملل، هیچگونه تضمینی برای وفای به عهد کشورهای عضو شورای امنیت وجود ندارد!
دوم: هدف غرب از تعلیق؛
با اینحال، پیشنهاد هوشمندانهی ایران برای دایر کردن یک کنسرسیوم اتمی، از کشورهای مختلف برای سرمایهگذاری و تکمیل برنامهی اتمی ایران، نشان میدهد که ایران، در صورتی که حق مشروعش برای داشتن نیروگاههستهای به همراه چرخهی تولید سوخت، محترم شناخته شود و موضوع مذاکرات، تضمین باشد، نه تعلیق، برای همکاری بین المللی آمادگی دارد.
میدانید که تاسیسات هستهای هر کشور از محلهای فوق محرمانه و سری هستند و پیشنهاد همکاری با کشورهای متخاصم، از سوی ایران، در ذات خود نهایت خوشبینی به غرب را نیز به همراه دارد.
با این وجود، عدم تمایل آمریکا و متحدین استراتژیکش در قبال این مسئله، به خوبی نشاندهندهی نیت ایشان از قشار به ایران در مسئلهی هستهای است.
عدم پذیرش پیشنهاد استراتژیک ایران برای تشکیل کنسرسیوم اتمی از کشورهای مختلف به منظور تضمین عدم انحراف، به خوبی ادعای واهی غرب را در خصوص نگرانی از انحراف به سمت تسلیحات، آشکار میکند.
از این گذشته، سابقهی تعلیق همهجانبه و یکطرفه تا سال 83 و عکسالعمل اروپائیان که تنها وعدهی محققشان، ادامه دادن مذاکرات ( و به تبع در تعلیق ماندن فعالیتهای ایران) بدون حتی وعده یا وعیدی از زمان احتمالی توقف تعلیقها بود، ایران را به این نتیجه رساند که ادامه دادن این بازی، هیچ سودی برای او ندارد. (گذشته از ضررهای اقتصادی آن)
سوم: ارادهی ج. ا. برای حذف ادبیات فشار برای همیشه؛
درست یکروز پس از تخریب برجهای خنککنندهی نیروگاه هستهای در کرهی شمالی، رایس، خواستار ادامه اقدامات اعتماد ساز کرهی شمالی شد.
تجربهی برنامهی هستهای الجزایر و کرهی شمالی ثابت کردهاست، در صورتی که پس از چندین سال، مقاومت در برابر خواست ایالاتمتحده و متحدین استراتژیک آن، برای تعلیق غنیسازی اورانیوم، ایران این درخواست را بپذیرد، روند معیوب فشار برای تحمیل خواستهها ادامه خواهد یافت. به عبارت دیگر، تعلیق، آغازی برای عقب نشینی در موارد دیگری از فشار غرب در مسائلی مثل حقوقبشر، حمایت از گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی و … خواهد بود.
چهارم: برنامههای بلند مدت انرژیک ایران؛
شکی وجود ندارد که سالهای پس از اتمام یا کاهش ذخایر نفت، سالهای رقتبار و بیچارهکنندهای برای کشورهای تولید کنندهی نفت خواهد بود اگر سیاستهای بلند مدتی را برای هزینه کردن درآمد نفتی در زیرساختهای اقتصادی و به طور کل، سرمایهگذاری نداشتهباشند.
به همین دلیل، هر روز تعویق در زمان بهره برداری از نیروگاههای هستهای ایران، مترادف روزهای فوقالعاده سخت آینده خواهد بود.
گذشته از بحران آیندهی انرژی در جهان، در حال حاضر هم ایران، برای تامین بخش قابل توجهی از نیازهای سوختی و انرژی خود، به واردات رو آوردهاست. و با وجود آنکه از بزرگترین تولیدکنندگان گاز در جهان است، ناچار از واردات فصلی گاز (در فصول پر مصرف و سرد) است. با نگاهی به میزان پراکندگی نیروگاههای حرارتی و آبی کشور، به خوبی میتوان نیاز به جایگزینی یا ورود نیروگاههای جدید پر قدرت را به سیکل تولید برق در کشور، آشکارا متوجه شد.
ایالات متحده دو هفته به ایران مهلت دادهاست تا پیشنهاد تعلیق در برابر تعلیق (تعلیق فعالیتهای هستهای یا توقف تزریق گاز به سانتریفیوژها در برابر تعلیق کلیهی تحریمهای بینالمللی) را بپذیرد. با توجه به دلایل تاریخی و شواهدموجد جواب ایران منفی خواهد بود. حال به دلایل این جواب می پردازم.
اول: دلایل تاریخی؛
سابقهی تاریخی کشور ما، از تحولات جنگ اول بینالملل به این سو، شهادت میدهد که قدرتهای بزرگ، به سادگی توافقنامهها و سندهای دیپلماتیک خود با ایران را زیر پا میگذارند. از لغو یکجانبهی توافقنامهی نظامی ایران و روسیه در جنگ جهانی اول بگیر تا لغو یکجانبهی قراردادهای متعدد اقتصادی (با فرانسه، آلمان، چین و…) برای ساخت یا تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر گواه این مسئلهاند.
جالب است بدانید که دولتهای طرف قرارداد، هرگز ضرر و زیان حاصل از ترک تفاهمنامهها را نیر پرداخت نکردهاند. حتی فرانسه سوخت هستهای پیشخرید شده توسط دولت شاه را نیز بلوکه کردهاست!
از این رو به خوبی مشخص است که ج. ا. ایران، خصوصاً در رابطه با نیروگاه اتمیاش، اساساً اعتمادی به تعهدات کشورهای غربی ندارد. چرا که در نظم جاری بینالملل، هیچگونه تضمینی برای وفای به عهد کشورهای عضو شورای امنیت وجود ندارد!
دوم: هدف غرب از تعلیق؛
با اینحال، پیشنهاد هوشمندانهی ایران برای دایر کردن یک کنسرسیوم اتمی، از کشورهای مختلف برای سرمایهگذاری و تکمیل برنامهی اتمی ایران، نشان میدهد که ایران، در صورتی که حق مشروعش برای داشتن نیروگاههستهای به همراه چرخهی تولید سوخت، محترم شناخته شود و موضوع مذاکرات، تضمین باشد، نه تعلیق، برای همکاری بین المللی آمادگی دارد.
میدانید که تاسیسات هستهای هر کشور از محلهای فوق محرمانه و سری هستند و پیشنهاد همکاری با کشورهای متخاصم، از سوی ایران، در ذات خود نهایت خوشبینی به غرب را نیز به همراه دارد.
با این وجود، عدم تمایل آمریکا و متحدین استراتژیکش در قبال این مسئله، به خوبی نشاندهندهی نیت ایشان از قشار به ایران در مسئلهی هستهای است.
عدم پذیرش پیشنهاد استراتژیک ایران برای تشکیل کنسرسیوم اتمی از کشورهای مختلف به منظور تضمین عدم انحراف، به خوبی ادعای واهی غرب را در خصوص نگرانی از انحراف به سمت تسلیحات، آشکار میکند.
از این گذشته، سابقهی تعلیق همهجانبه و یکطرفه تا سال 83 و عکسالعمل اروپائیان که تنها وعدهی محققشان، ادامه دادن مذاکرات ( و به تبع در تعلیق ماندن فعالیتهای ایران) بدون حتی وعده یا وعیدی از زمان احتمالی توقف تعلیقها بود، ایران را به این نتیجه رساند که ادامه دادن این بازی، هیچ سودی برای او ندارد. (گذشته از ضررهای اقتصادی آن)
سوم: ارادهی ج. ا. برای حذف ادبیات فشار برای همیشه؛
درست یکروز پس از تخریب برجهای خنککنندهی نیروگاه هستهای در کرهی شمالی، رایس، خواستار ادامه اقدامات اعتماد ساز کرهی شمالی شد.
تجربهی برنامهی هستهای الجزایر و کرهی شمالی ثابت کردهاست، در صورتی که پس از چندین سال، مقاومت در برابر خواست ایالاتمتحده و متحدین استراتژیک آن، برای تعلیق غنیسازی اورانیوم، ایران این درخواست را بپذیرد، روند معیوب فشار برای تحمیل خواستهها ادامه خواهد یافت. به عبارت دیگر، تعلیق، آغازی برای عقب نشینی در موارد دیگری از فشار غرب در مسائلی مثل حقوقبشر، حمایت از گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی و … خواهد بود.
چهارم: برنامههای بلند مدت انرژیک ایران؛
شکی وجود ندارد که سالهای پس از اتمام یا کاهش ذخایر نفت، سالهای رقتبار و بیچارهکنندهای برای کشورهای تولید کنندهی نفت خواهد بود اگر سیاستهای بلند مدتی را برای هزینه کردن درآمد نفتی در زیرساختهای اقتصادی و به طور کل، سرمایهگذاری نداشتهباشند.
به همین دلیل، هر روز تعویق در زمان بهره برداری از نیروگاههای هستهای ایران، مترادف روزهای فوقالعاده سخت آینده خواهد بود.
گذشته از بحران آیندهی انرژی در جهان، در حال حاضر هم ایران، برای تامین بخش قابل توجهی از نیازهای سوختی و انرژی خود، به واردات رو آوردهاست. و با وجود آنکه از بزرگترین تولیدکنندگان گاز در جهان است، ناچار از واردات فصلی گاز (در فصول پر مصرف و سرد) است. با نگاهی به میزان پراکندگی نیروگاههای حرارتی و آبی کشور، به خوبی میتوان نیاز به جایگزینی یا ورود نیروگاههای جدید پر قدرت را به سیکل تولید برق در کشور، آشکارا متوجه شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


