بازخوانی یک مصاحبه قدیمی با گل آقا :در برنامه رييس جمهور بايد لغو كنكور و شهريه و مشق شب باشد
یازدهم اردیبهشت سالروز در گذشت کیومرث صابری فومنی یا همان گل آقای معروف ایران است .
به گزارش پارس توریسم کیومرث صابری فومنی دوازده سال پیش و طی دو مرحله با محمد تاجیک در خبر گزاری ایسنا مصاحبه ای انجام داد . بخش اول این مصاحبه در اوائل سال ۷۹ منتشر شد وبخش دوم در ۱۵خرداد ۱۳۸۰ودر آستانه انتخابات ریاست جمهوری منتشر شد در هردو بخش این مصاحبه گل آقا به زبان طنز به سوالات این خبر گزاری پاسخ داد.
متن کامل این گفت وگو به شرح زیر است :
بخش اول این مصاحبه که شامل سیزده سوال خبرنگار ایسنا از گل آقاست به شرح زیر است :
ما شخصا وقتي ميخواهيم در رفتارهاي اجتماعي خودمان تاثير بگذاريم يك
مقدار از طنزهايي را كه در اين 16 - 17 سال نوشتهايم، قاطي پيام بعضي
روزنامجات ميكنيم و به هم ميزنيم. خوب كه مخلوط شد يك قاشق سوپخوري از
آن را ميريزيم توي يك سطل آب، سپس دسته سطل را ميگيريم و محتواي آن را
ميريزيم ... پانزده بيست روز بعد همچنين در رفتارهاي اجتماعيمان موثر
ميافتد كه خودمان مات و متحير ميشويم و تا حالا هزار مرتبه شدهايم.
كيومرث
صابري فومني در گفت و گو با خبرنگار ايسنا در مورد نقش طنز در اصلاح
رفتارهاي اجتماعي عنوان كرد: اگر هر كسي در جامعه روزي سه مرتبه (صبح، ظهر و
شب) طنز را مورد استعمال قرار داده و قبل از استعمال هم خودش را تكان
بدهد، حكما در اصلاح رفتارهاي اجتماعي و غيراجتماعياش كمال تاثير را دارد.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين كه آيا طنز سياسي ميتواند به جرم
سياسي تبديل شود و آيا طنز سياسي فعاليت سياسي محسوب ميشود، گفت: طنز
سياسي خودش از مصاديق بارز انواع و اقسام جرايم بوده خواهد بود. لذاست كه
چون شما تازه خبرگزاري شدهايد تا حدي مطلع نميباشيد كه طنز سياسي در قديم
الايام تبديل به جرم سياسي شده و رفته پيكارش، منتهاي مراتب نه كه تا
حالا از جرم سياسي يك تعريف درست و حسابي نشده، لذا شما سوال را قاطي
نمودهايد. يعني اگر طنز سياسي بتواند تبديل به جرم سياسي بشود، ديگر
فعاليت سياسي محسوب شدنش از مصاديق شعر همان شاعر شيرين سخن ميباشد كه
ميگويد: چون كه صد آيد نود هم پيش ماست.
وي ادامه داد: آري، بر همگان
واضح و مبرهن است كه طنز سياسي يك فعاليت سياسي اسطقس محسوب گرديده و مضافا
قابليت تبديل به جرم سياسي را كما هو حقه داشته، ثالثا و از همه بدتر،
موجبات خيلي جرايم ديگر را هم فراهم آورده و ميآورد (بلكه هم بيشتر).
نويسنده
ستون دو كلمه حرف حساب روزنامهي اطلاعات همچنين گفت: البته در تاثير فوري
طنز در رفتارهاي اجتماعي، سياق ديگري هم معمول است، يعني يك جور سوزن يا
همان آمپولهاي طنز هست كه هم تزريق جلدي دارد، هم عضلاني، هم وريدي، هم و
غيره ... منتها تاثير آن موقت است. يك ضربالمثل قديمي ميگويد: يك سوزن
به خودت بزن، يك جوالدوز به ديگري.
مدير مسوول هفتهنامه گلآقا در
پاسخ به سوالي كه طنز چگونه ميتواند در توسعه فرهنگي و سياسي موثر باشد،
گفت: اساسا طنز (و هكذا كاريكاتور) 2 كاربرد ويژه دارد كه اول اصلاح
ميباشد و دوم توسعه است. طرز كارش در هر 2 مورد يك سان و يك جور ميباشد؛
با اين تفاوت كه نقش طنز و كاريكاتور تنها در توسعه سياست و فرهنگ بوده است
و در توسعه اقتصاد و خيلي چيزهاي ديگري هم كاربرد دارد.
وي ادامه
داد: در قديم الايام براي توسعه اين چيزها و هر چيز ديگر، از طنز و
كاريكاتور استفاده نميكردند؛ بعدا كه فهميدند با كاريكاتور و طنز ميشود
هر چيزي را توسعه داد، لذاست كه از همان به بعد، از آنها در اين راستا
استفادههاي موثر كردند و هنوز هم دارند ميكنند. اجمالا طنز و كاريكاتور
با سياست و فرهنگ از حيث توسعه، ارتباط تنگاتنگ دارند و هر كدام همديگر را
توسعه ميدهند و (بالعكس) متاسفانه نظر به وسعت دامنه اين توسعه (همين طور
طنز و ايضا كاريكاتور) هرچي به سوال شما بيشتر جواب بدهم مطلب بيشتر كش
ميآيد. آن وقت استبعادي ندارد كه ما وسط جواب تپق بزنيم و كار دست شما
بدهيم (حالا خودمان هيچي).
فومني در پاسخ به سوالي كه چرا گلآقا بعد
از دوم خرداد نگاه انتقادي خود را به دولت كاهش داده است، گفت: گل آقا بعد
از دوم خرداد، نگاه تند انتقادياش را نسبت به چي كاهش نداده است كه نسبت
به دولت كاهش نداده باشد. شيخ اجل ميگويد: اي كه مشتاق منزلي، مشتاب!؛
مضافا وقتي نگاه تند انتقادي نسبت به دولت از 4 سمت و 6 جهت در حالت افزايش
مستمر بوده باشد، هر طنزنويس ناقص العقلي هم ملتفت ميشود كه هر سخن جايي و
هر نكته مقامي دارد.
گلآقا تصريح كرد: در ثاني، ما يك روز كار داشتيم
و تند رفتيم، متعاقبا به حالت سكندري، پس پسكي رفته، يك وقت ديدم
آئوووو... عرق كردهايم. زيرا همگان ميدانند كه اگر آدمي تند برود، عرق
ميكند و هر كس عرق بنمايد، چه بسا ميچايد! يعني راستش ما از چاييدگي
خوشمان نميآيد؛ فلذاست كه ميگويند: شتر آهسته ميرود شب روز.
فومني
اضافه كرد: استحضار داريد كه در اساسنامه آبدارخانهمان قيد شده كه
آدميزاد بهتر است كه آهسته و پيوسته رود و مضافا چه اشكالي دارد در برههاي
كه همه چي در همه جا در حال افزايش است يك جايي هم باشد كه بعضي از
چيزهايش در حال كاهش باشد؛ پس اگر نگاه تند انتقادي نسبت به دولت در گلآقا
كاهش يافته است دست خودمان نيست.
وي خاطرنشان كرد: ما از همان روز اول
هم گفته بوديم كه چه جور گلآقايي هستيم. و به گمانم از همين بابت است كه
يكي به ما ميگويد گل آقاي ملت ايران و عدل در همان موقع يكي ديگر به ما
ميگويد سوفاف يعني ما اينيم.
وي در پاسخ به سوالي كه طنز چگونه
ميتواند در انتقاد از مسولان موفق باشد، گفت: اولا خود مسوولان بر 2
قسماند يكي مسئولان موفق و ديگري مسوولان ناموفق ، لذا طنز در برابر
مسئولان موفق، ناموفق بوده و در برابر اشخاص ناموفق، موفق بوده و ميباشد و
چگونگياش هم جزو شگردهاي كار است. آقاي خبرنگار ايسنا، شما تا حدودي
جواني ما كه نميآييم سر پيري از يك جوان (شما) رودست بخوريم و شگرد
كارمانرا يادش بدهيم. اما براي اين كه جواب سوال شما را داده باشيم، عرض
ميكنيم كه اييي ... طنز در انتقاد از مسوولان، همچنين بيچگونگي هم نيست
و به قدر كفايت واجد چگونگيهاي لازم بوده و ميباشد.
صابري در پاسخ
به سوالي كه يكي از كاريكاتوريستهاي مطبوعات عنوان كرده است كه در گلآقا
انحصار طلبي وجود دارد و به نويسندگان و كاريكاتوريستها اجازهي كار در
جاي ديگري نميدهد آيا چنين چيزي وجود دارد؟ پاسخ داد: اولا آن يكي از
كاريكاتوريستهاي مطبوعات خيلي بيجا كرده كه همچو خبر كذبي به شما داده.
انحصار طلبي گلآقا محض خاطر ساير مطبوعات بوده و ميباشد يعني: اگر يك
كاريكاتوريست در ساير مطبوعات كار كند ما اجازه كار در گلآقا را به او
نميدهيم بد ميكنيم هواي ساير مطبوعات را داريم.
وي ادامه داد: آري
اگر يك نويسنده و كاريكاتوريستي در نشريهاي كار بكند. ما انحصارطلبي
نموده، اين ده بيست صفحه مجله گلآقا را براي همين همكاران گلآقا، مصون و
محفوظ نگه ميداريم، البته اگر آنها مقالات و كاريكاتورشان را به گلآقا
بدهند نگاه ميكنيم ببينيم چه چيزيست. اگر در راستاي مواضع گلآقا باشد در
آن صورت نگاه ميكنيم ببينيم خودمان چند تا نويسنده و كاريكاتوريست داريم
كه آثارشان در آبدارخانه شاغلام باد كرده است! اگر باد نكرده باشد. به روي
چشم ! مال نويسندگان و كاريكاتوريستهاي غير گلآقايي را هم چاپ ميكنيم.
در خاتمه گلآقا براي همكاري يك مقدار اصول و موازين و معيار و اين جور
چيزها هم دارد كه چون جنابعالي در اين راستا سوالي نفرمودي، ما هم از خدا
خواسته، مابقي عرايضمان را درز ميگيريم.
وي در پاسخ به سوالي كه چرا
گلآقا نسبت به نشريات ديگر از امتيازات و رانت بيشتري برخوردار است، گفت:
نشد! اين خودش هفشده سوال است كه شما ميبايد يكي يكي سوال بفرمايي نه چند
تا چند تا، يعني در جواب همين يك سوال شما ما بايد پنبه نشريات را بزنيم،
پته رانت را روي آب بياوريم. در راستاي امتيازات ، رهنمود بدهيم راجع به
«بيشتر» و «برخورداري» حرف بزنيم و تازه، جواب سوال حضرتعالي را بدهيم،
بله؟
وي ادامه داد:نخير... به نظر مي رسد اينها تماما نشر اكاذيب و از
مصاديق تشويش اذهان عمومي بوده، شما هم تحت تاثير القائات بوقهاي استكبار
جهاني بوده، يك فرمايشاتي ميفرمايي كه اولا در قوطي هيچ عطاري پيدا
نميشود و ثانيا اگر هم پيدا بشود به اين شوري هم كه سركار ميفرمايي نيست.
علي اي حال شما اول بفرما كه گلآقا از چه رانت و امتيازات برخوردار بوده
تا ما بعدا عرض كنيم كه چرا نشريات از آن برخوردار نبودهاند (حالا
خبرگزاريها هيچي ، چون هرچي باشد، دو تا خبرگزاري ايرنا و ايسنا كه بيشتر
نداريم، داريم؟)
گلآقا در پاسخ به سوالي كه چرا گلآقا در شكستن خط
قرمزها و تابوها پيشقدم بوده است گفت: نخير! آقا رو! به خيالش كه اگر هم
قصد ادامهي يك روندي را داشته باشيم ميآييم از همان اولش دستمان را رو
ميكنيم.
وي در پاسخ به سوالي كه چرا گلآقا روزنامه نميشود ، گفت: اي
آقا! هفتهنامه منتشر ميكنيم شما از رانت و امتيازاتمان استفسار ميكني،
روزنامه منتشر بكنيم جواب اين سوال را كه بايد بدهيم. هيچي، چه بسا لازم
باشد بعضا جواب سوالات قاضي دادگاه مطبوعات و هيات منصفه را هم بدهيم كه
آنگاه ما تا حدودي آرد مطبوعاتيمان را بيخته، و الك روزنامهنگاريمان را
آويختهايم، هر كاري براي خودش سن و سالي، فصلي، موقعي چيزي دارد. شاعر
ميگويد جواني كجايي كه يادت بخير اما از جدي در رفته! اگر يك گروه
فراجناحي پيدا بكنيم كه حاضر باشند در راستاي انتشار يك روزنامه مستقل فوق
جناحي جزو اذناب گلآقا بشوند (همان گلآقاي انحصارطلب كه شما در سوالات
قبلي مطرح فرمودي) پاي علم آبدارخانه سينه بزنند، فيل شان ياد هندوستان هيچ
جناحي را ننمايد، ما روزنامه كه هيچي ساعتنامه هم ميتوانيم منتشر
ميكنيم به شرط آن كه، حال و مال، جان، توان، رغبت و جرات و ساير چيزهايي
لازم ديگر را ميداشتيم كه نداريم. البته رانت و امتيازات هم كه فرموديد به
جاي خود محفوظا! (شش انگشتي نيستيم كه فقط بايستيم و بنشينيم و شاهد
برخورداري ساير نشريات از اين جور چيزها باشيم؛ گيرم شمارگان ما خيلي
نباشد، دست كم به اندازه سرجمع شمارگان فروش رفته و برگشتي و اينترنتي بعض
روزنامجات كه تواند بود!)
وي در پاسخ به سوالي كه چرا گلآقا در زمينه
آموزش و تحقيقات كاري انجام نداده است گفت: آئوووو... پس اين همه طنزنويس و
كاريكاتوريست فراموش شده كه نامشان را دوباره سر زبانها انداختيم و آن
همه قشر جوان كه تحويل جامعه مطبوعات داديم (و هنوز هم داريم جفت و جورشان
ميكنيم) همين جور كترهاي كه براي خودشان طنزنويس و كاريكاتوريست شدند؟
شما خبرگزاري هستي خبر نداري؟ البته فرمايش شما تا حدودي صحيح است گلآقا
ميتوانست (و ميتواند) يك دانشكده در اين راستا راهاندازي كند. شما رانت و
امتيازاتش را برو بگير ، همين سال ديگر راهش مياندازيم. اگر چه لازم تر
آن است كه سازمانهايي كه بودجهاش را هر سال ميگيرند دست به اين كار
بزنند ولو گيرم در هفشده سال ماضي هم بودجهاش را گرفته باشند و هم كاري
انجام نداده باشند!
وي ادامه داد: البته شما خرج سمينارهايشان را كه در
همين راستاها! برگزار كردهاند و دارند ميكنند و خواهند كرد خيلي دست كم
نگير، بالاخره بودجه براي خرج كردن است ديگر براي لاي جرز ديوار كه نيست.
گلآقا
در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا كه چرا شما در ابتداي تعيين وقت مصاحبه،
گفتيد كه اول بايد سوالات را مشاهده كنيم، گفت: براي اين كه بيگدار به آب
نزنيم و وسط سوالات تپق نزنيم و در هنگام پاسخ به جدول برنخوريم! كار از
محكم كاري كه عيب نميكند، ميگويند روزي ملانصرالدين ... (نخير اين مطلب
باب مصاحبه با ايسنا نيست) باب ايرنا هم نيست. بعدا شايد با خودسانسوري يك
كاريش كرديم و در گلآقا چاپش كرديم)
وي در پاسخ به سوالي در مورد
ساختمان گلآقا در خيابان آفريقا (آفريغا) كه كيهان آن را مطرح كرده بود
گفت: يك كاخ سفيدي است كه مثل بقيه كاخسفيدهاي عالم! اگر 3/5 وجب در 3/5
وجب در 3/5 وجب به طور و عرض و ارتفاعش بيفزاييم يك چيزي ميشود عين همان
ساختمان ريزه ميزه كيهان (اصلا شما كه تا حالا كاخسفيد ما را نديدهاي، پس
الكي با ما مصاحبه ميكني براي چي؟ همين كه دوباره كيهان را با ما دعوا
بياندازي دلت خنك ميشود؟ آئووووو...)
وي در پاسخ به سوالي در مورد
عملكرد ايسنا گفت: نفهميدم، آقاي خبرنگار شما وسط سوالات چند مرتبه زدي
توي ذوق ما. لابد حالا انتظار داري از شما تعريف بكنيم؟ بله؟ حالا كه اين
جور است: ما كوچكتر از آن هستيم كه نظري را داشته باشيم (زدم توي خال
حضرتعالي؟ جوان! تو اول بايد ميگفتي كه سبيل اين شاغلام ما عين سبيل
ناصرالدين شاه است (بلكه هم بيشتر) بعدا اين سوال را از ما ميكردي، نه اين
كه ما را رانتخوار و از امتيازات برخوردار و انحصار طلب معرفي كرده باشي!
فلذا من بعد يك جوري سوال بفرما كه ما تماما نيز لابد يك جواب خوبي همراه
با رهنمودهاي لازم) از خجالت در بياييم. همين كه تا حالا زدهايم توي ذوق
سركار. بايد كلاهت را بياندازي هوا. خلاف عرض ميكنم.
وي در پاسخ به
سوالي درمورد جايگاه طنز و كاريكاتور در مطبوعات در چند ساله اخير گفت: د
نشد، شما محض رفع نحسي 13 يك سوال 14 به آن اضافه كردهاي كه خودش به قاعده
يك كتاب جواب دارد كه خودش 14 سوال است و باشد براي مصاحبه بعدي.
وي نفس ايجاد خبرگزاري را مثبت خواند و گفت: ايجاد خبرگزاري ايسنا كار بزرگي است.
/بخش دوم مصاحبه با مرحوم صابری /
در بخش دوم مصاحبه ایسنا با مرحوم صابری او به سوال چهاردهم خبرنگار ایسنا پاسخ بامزه ای داده است .
مقام شامخ گل آقايي (قب) فرمود: "ايسنا" ديگر چه چيزي است؟
استاد عوام فرزانه مذكور در فوق كه دچار استعجباب زائد الوصفي گرديده بود از بابت بروز يك همچين ضعف خاطرهاي در مقام گل آقايي، عرض نمود: يك چيزي در مايه "ايرنا" شما كه يك گل آقاي خوش حافظهاي بودي فدات شم!
مقام گل آقايي ابتدا به حافظهاش و مضافا به لبهايش (اعم از لبهاي اسفل و اعلاي مبارك) فشار آورده سپس با يك لبهاي غنچه گونهاي فرمود: "ايرنا" ديگر چه چيزيست؟
استاد فرزانه مادر مرده فوق الذكر كه دچار خوردگي دائم التزايدي شده بود از حيث يك همچون ضعف حافظهاي، عرض كرد: آئودو...
ناطق سپس افزود(!) خبرگزاري ايسنا با حضرتعالي مصاحبه نموده، شما به 13 سوال آن عزيزان پاسخهاي رهنمود گونهاي ارايه فرموده، سوال چهاردهم را با يك كاركشتگي مبسوطي پشت گوش انداخته و آن 13 تا سوال و جواب تماما در يكي از روزنامههاي معلومالحال سابق چاپ گرديده، حالا ايسنا يك سوال چهاردهم ويژهاي در يك ماده واحده و 3 تبصره به محضر جنابعالي فكسا تقديم نموده و حضرتعالي ميگيري همين جا به زبان خوش مينشيني جوابش را تقرير ميفرمايي، يا اين كه استاد فرهيخته غضنفر بيسواد مادرزاد بيايد همين جا بگيرد بنشيند و پاسخهاي لازم را از سر كار بگيرد و برود پي كارش؟
آري، اين جوري بود كه پاي ماي بيسواد بياستعداد در يك همچين ماجرايي باز شد و الا آدم بايد دچار يك ناقصالعقلي مضاعف گرديده باشد كه در يك همچو ايامي كه همه دارند سوال ميكنند و همه دارند جواب ميدهند، خودش را وارد اين جور قضايا بنمايد، زيرا درست است كه ما بيسواديم، ديگر بيعقل نميباشيم كه (ناقصالعقلي هم البته از مقولات محتاج تحقيق و تفحص است)
حاليا، اين است عين سوال چهاردهم ايسنا و 3 تبصره منضم به آن كه در جلسه عصر روز چهارشنبه نهم خرداد ماه در آبدار خانه مباركه توسط مقام شامخ گل آقايي نقدپرور توسط اين كمترين ـ استاد فرهيخته غضنفر زنده ياد بيسواد ـ تحرير و از سوي استاد فرزانه شاغلام عوام، ويراستاري و نمونه خواني و امثال ذلك گرديده، رونوشت برابر اصل و اصل در زير سيني سماور آبدارخانه مباركه مقام گل آقايي موجود و مضبوط ميباشد.
«غضنفر بيسواد»
مسوول رتق انواع و اقسام فتق آبدارخانه
و مامور كوبيدن مشت محكم بردهان استكبار جهاني
و غيره ..!
سوال 14ـ عملكرد مطبوعات در زمينه طنز و كاريكاتور را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
جواب: ارزيابي عملكرد مطبوعات در زمينه هر چيزي محتاج به تخصص ارزيابانه است كه ما نداريم؛ در زمينه همين طنز و كاريكاتور هم بايد اهل بخيه (فن سابق) نظر بدهند؛ ما خيلي هنر كنيم در راستاي طنز و كاريكاتور بتوانيم عملكرد مطبوعات را ارزيابي كنيم، كلاهمان را مياندازيم هوا (ولو باد آن را ببرد بياندازد عدل در حياط شعبه 1410 دادگاه مختص مطبوعات !)
لذا در راستاي ما نحن فيه، عملكرد مطبوعات را كمي تا قسمتي مثبت ارزيابي نموده، بعد از 18 خرداد را بايد بود و ديد.
سوال انحرافي شاغلام: ولي ايسنا در سوالش هيچ ذكري از 18 خرداد نكرده است فدايت گردم.
جواب قرص و قايم: برو نالوطي! دعوا بر سر همين 18 خرداد است ديگر.
سوال مجدد: پس بر سر لحاف ملانصرالدين نميباشد؟
جواب دندان شكن: چاييدي!
تبصره يك از سوال فوقالذكر: عملكرد دولت طي 4 ساله اخير در زمينه فرهنگي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
جواب تبصره: طي 4 سال را نميدانيم، ولي ما اين جور چيزها را يك روزه حل ميكنيم (در اين جا ناطق انگشت سبابه را به طرف دوربين!(منظور به دسته شير سماور آبدارخانه است!) گرفته، سه تا انگشت ديگر را خم نموده، آن سه را با انگشت شست مبارك مهار نموده، دو مرتبه به ضرس قاطع ميگويد: يك روزه حل ميكنم، يك روزه حل ميكنم....)
تبصره دو از سوال مذكور در فوق: چه انتظاري از رييس جمهور آينده داريد؟
جواب تبصره: اولا تا رييس جمهور چه كسي باشد، در ثاني اجمالا از رييس جمهور انتظار برنامهريزي داريم؛ رييس جمهور بايد برنامه روزانه داشته باشد ( برنامه شبانه هم داشته باشد بد نيست، ولي انتظار ما در همين برنامه روزانه برآورده ميشود) به شرح زير
از ساعت 7 صبح تا 8: حل مشكلات اقتصادي جامعه
8 تا 9 صبح حل مشكلات معيشتي مردم
10 تا 11 صبح حل مشكلات امنيتي مردم
11 تا 12 صبح لغو كنكور و شهريه و مشق شب
12 صبح تا يك بعد از ظهر سخنراني در سمينار بررسي فوايد آستينهاي كوتاه
(استراحت به مدت يك ساعت)
2 تا 3 بعد از ظهر مطالعه پيام هاي مردمي روزانهجات
3 تا 4 بعد از ظهر اداي كليه مطالبات مردم از هر حيث
4 تا 5 بعد از ظهر حل مابقي مشكلات كشور
5 تا 6 بعد از ظهر استماع نطقهاي انتخاباتي ساير كانديداها
6 تا 7 بعد از ظهر عمل به شعارهاي كليه كانديداها
ساعت 8 بعد از ظهر استعفا از رياست جمهوري
(توضيح آن كه ديگر كار نكرده باقي نميماند! لذا رييس جمهور ميتواند برود سه سال و سيصد و پنجاه و چهار (و اگر سال كبيسه باشد همان 355) روز باقيمانده را به كارهاي ديگرش برسد)
توضيح آن كه: ما حاضريم انگشت سبابهمان را به همان شكلي كه فوقا عرض كرديم به طرف دسته شير سماور در آبدارخانه (ببخشيد، دوربين تلويزيون!) گرفته، دوبار به ضرس قاطع بگوييم من همه اينها را در عرض يك شب حل ميكنم... من همه اينها را ....
تبصره 3 از سوال مزبور: كدام تفكر را در جهت تعالي هنر اصلحتر ميشناسيد؟
جواب تبصره ـ راستش ما تا حالا تفكر اصلحتر! نشناختهايم فقط يك تفكر اصلحتر شناختهايم كه همين تفكر خودمان است؛ براي اثبات ادعاي خودمان هم آمادگي اين را داريم كه انگشت سبابهمان را به طرف ...
ـ دسته شير سماور
ـ دوربين تلويزيون
ـ توي چشم و چار بينندگان محترم
ـ يا به هر صورت كاربردي ديگر
گرفته، دو مرتبه به ضرس قاطع ..
ـ لطفا سوال پانزدهم (گل آقا فرمود)
- سئوال پانزدهم نداريم فدات شوم (شاغلام عرض كرد)
ـ آخيش ... همه چي حل شد رفت پيكارش. فلذا، ما نيز برويم پي كارمان ...
ـ كشكمان را بسابيم .....
(جملات اخير را همه با هم گفتيم)
بقيه مصاحبه در آستانه انتخابات 1384
گفتني است در تاريخ 1379/10/9 خبرگزاري ايسنا در ساعت 11:48:53 مصاحبهاي با آقاي صابري فومني مخابره نمود كه ايشان در آن مصاحبه به 13 (به نحسي عدد 13) سوال ايسنا پاسخ دادند و پاسخ سوال چهاردهم هم را به بعد موكول كرده بودند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



زرویی نصر آباد در بخش هایی از مصاحبه خود گفته است: طنز صابري، «طنز برانداز» نبود. (مثلا) طنز دهخدا از سر عناد با حكومت نوشته شده است. يعني دهخدا دارد مينويسد كه حكومت سلطنتي كه به هيچ وجه تن به مشروطه نميدهد؛ بر افتد و يك حكومت مشروطه روي كار بيايد اما آقاي صابري نميخواست حكومت عوض كند. خودش هم بارها ميگفت من نهتنها هيچ عنادي با جمهوري اسلامي ندارم، بلکه شديدأ آن را دوست دارم. نظام را دوست دارم، رهبر را دوست دارم و اينها باور قلبي من است.
يكبار در دفتر آقاي صابري صحبت ميكرديم. با همان لحن هميشگياش گفت: «ملا! تو فكر ميكني من شوخي ميكنم كه ميگويم آقا را دوست دارم؟ ميخواهي بروم وسط ميدان آرژانتين بايستم و داد بزنم من آقاي خامنهاي را از ته دلم دوست دارم؟ با كسي هم تعارف ندارم كه كسي بخواهد به شوخي كنايهاي به ايشان بياندازد.» اين جزو باورهاي قلبياش بود. دودوزه هم بازي نميكرد.