جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۱۲۷۲۵۲
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۵
نقل است روزی یکی از نوادگان او گریان به خانه آمد. او را غمی درگرفت و او را در آغوش گرفت و پرسید: «نازنینا!! تو را چه آمده؟!!» گفت: «آموزگار ما را انشائی گفته است که سر از آن در نیاورم!! گفته یک انشا در مورد علم بهتر است یا پسته بنویسیم!! لیک من تا به حال پسته ندیدم و به حقیقت آن آگاه نیستم!!» و باز به گریه مشغول گشت. پس بانو قاسمی او را گفت: ....
به گزارش بولتن نیوز به نقل از فردا، به علت کثرت تقاضاهای نسوان محترم برای نواخته شدن به تازیانه نقد و هم چنین اعتراض به مردانه شدن طنازی‌های سایت فردا! نویسندگان ستون تذکره الرجال تصمیم به خرق عادتی بزرگ گرفتند و پای در میدان پر خطر نقد نسوان گذاشتند. در این مطلب «پ.خالتور» به سراغ«ثریا قاسمی» رفته است.

*****************************
آن بازیگر نام دار، آن هنرمند پرکار، آن شمع هنر بازیگری، آن نام آور به یاری‌گری، آن ثریای نادره، آن سازنده خاطره، آن نقطه کمال، آن فخر فیلم و سریال، آن بانوی اصحاب هنر، آن بازی کرده در فیلم های حاتمی کیا و ایرج قادری آن همکار با الوند و طهماسب و تقوایی،، آن یگانه فروتنی، آن دشمن ما و منی، آن بازیگر فیلم های آرامش در حضور دیگران و محاکمه، آن که حضور داشت در دعوت و مارال و معادله، آن مادر حیدر در سریال شب دهم، آن که قدرت بازیگریش بود چون بمب اتم، آن پیشکسوت عرصه رادیو، تئاتر، تلویزیون و سینما، آن که فرشته ای بود در دعوت حاتمی کیا، آن که از سال 1339 بود در دوبله و رادیو، آنکه نشسته بازی هایش در دل من و تو، آن آن در سریال ها مادر مهربان و صمیمی، مولاتنا ثریا خانم قاسمی. – دامت توفیقاته-.

از او کرامات و عجایب و غرایب و لطایف بسیار نقل است. ابتدای کار وی در هاله ای از ابهام است. و از ولادت وی که مقارن با سنه 1319 ﻫ. ش. است، اطلاع زیادی در دست نیست!! و مریدان از ازمنه ولادت شیخ اطلاع دقیقی ندارند و در هر سندی، تاریخی نگاشته اند. روزی یکی از مریدان فضول – ادام الله فضوله – از بانو در باب زمان تولّدش سوال پرسید. بانو فرمود: «راستش ندانم! ازیرا که وقتی به دنیا آمدم، خیلی کوچک بودم و یاد ندارم که چه تاریخی متولد شدم!! مریدان تا این شنیدند رم کردند و به صحرا برفتند.

نقل است همچون پستة شصت و پنج هزار تومانی لبانش همیشه خندان بود. و هیچ کس اخم او ندیده بود تا آنکه وارد مغازه ای شده بود و تن ماهی درخواست کرده بود و تا که فروشنده قیمت آن را که شش هزار و پانصد تومان بود را به او گفته بود برای اولین بار مریدان اخم او را بدیدند که برق خشم در چشمانش پریده بود و عنان اعصاب خود دریده بود و فریاد زده بود که: های مگر با پری دریایی این کنسروها را پر کرده اید؟!!» و مریدان همه به خوش سخنی او ایول اورده بودند!! پس فروشنده که برای هزار و هفتصد و شصت و نهمین بار مورد بازخواست قرار گرفته بود، به طریق گلایه فرمود:

بنی آدم رو اعصاب یکدیگرند
 که در آفرینش به هم می پرند!!


نقل است روزی یکی از نوادگان او گریان به خانه آمد. او را غمی درگرفت و او را در آغوش گرفت و پرسید: «نازنینا!! تو را چه آمده؟!!» گفت: «آموزگار ما را انشائی گفته است که سر از آن در نیاورم!! گفته یک انشا در مورد علم بهتر است یا پسته بنویسیم!! لیک من تا به حال پسته ندیدم و به حقیقت آن آگاه نیستم!!» و باز به گریه مشغول گشت. پس مولاتنا قاسمی او را گفت: «این از تنقلات زمان ما بوده است که نسل آن چندی است رو به انقراض است. و برای خندان دلبندش سرود:

پژو از پراید پرسید به کجا چنین شتابان!!

و پراید گفت او را: اگر از صعود خواهی،

سر به روی پسته چرخان!!»


سپس ادامه داد که اکنون مردم به دو دسته تقسیم می گردند. زیر خط پسته و بالای آن!! و اینگونه مادری بود و به این حد مهربان و نکته دان بود!!

نقل است او را گفتند: « بانو بزرگترین مسأله و مشکلی که ذهن شما را در رابطه با سینما به خود مشغول کرده است، چیست؟» بانو به طریق استیصال فرمود: «یه عمر رفتیم سینما، آخر نفهمیدیم دسته‌های صندلی مال خودمان است یا بغل دستی مان!!» تیز بین بانویی بود مولاتنا قاسمی!

نقل است زیادت مقام او را نه در وطنش شناختند و نه در دیار ینگه دنیا!!!! پس مدام آوارة دِه فرنگ می گشت و پس باز برمی گشت!!! تا آن حد که بد دلان و شایعه سازان شایعه درگذشت او پیش آوردند و بر سر زبان ها انداختند! پس مریدی این سخن لهو پیش او برد و نظر ایشان خواست!! مولاتنا قاسمی فرمود: «ما خانوادگی پیش از هشتاد سالگی جان به عزرائیل ندهیم!! تازه آن موقع هم جان را با اکراه به جان آفرین پس دهیم! حال که ما تازه اول جوانیمان است! سایه اش مستدام بادا!!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۶ - ۱۳:۰۴
5
14
خیلی بی نمک بود
حیفه که این سایت به این نوع مطالب رو بیاره
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۶ - ۱۵:۳۱
1
8
بسیار بدبود و از بولتن بعیده که اراجیف به هم ببافه. ضمنابازیگران اصلا الگو نیستند که تا تقی به توقی میخوره از بازیگران میگید!!!!!
بابايي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۶ - ۱۹:۳۴
4
2
بني آدم اعضاي يكديگرند/كه در آفرينش به هم مي پرند//چو عضوي به درد آورد روزگار/دگر كله نباشد قرار//تو كز محنت ديگران بي غمي/چرا لنگه كفش به زنت مي زني
خیرخواه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۶ - ۲۱:۵۹
3
1
نظرات برخی از کاربران خیلی سبک و پیش پا افتاده است !
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۷ - ۰۰:۵۵
0
4
از بولتن انتظار چنین م.......تی را نداشتیم. سایت وزین و سنگین بولتن را چه به این گزارشات سبک ؟!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین