ماجراي غم انگيز فدك از زبان حضرت فاطمه(س)
هان اي مسلمانان! آيا سزاوار است كه ميراث پدرم را به زور و تزوير از من بربايند و من در باز گرفتن آن، شكست بخورم و به تماشا بنشينم؟
خبرگزاري فارس- محمد تقي خلجي شارح و مترجم خطبه حضرت زهرا (س) ميگويد: هنگامي كه آن نسبت ناروا به اطلاع فاطمه عليها السلام رسيد،(ما گروه پيامبران ميراثي پس از خود نميگذاريم) برآشفت و حجاب خود را بر تن كرد و شتابانه و پيامبرانه، در ميان اطرافيان و زنان بني هاشم و همفكران خويش، براي انذار مسلمانان از خطري كه در حال وقوع است و نزديك تا بساط الهي را برچيند و همچنين براي محاكمه و استيضاح خليفه راهي مسجد شد و اين گفتار تاريخي را (خطبه حضرت زهرا) درآْن اجتماع بزرگ و حساس ايراد كرد و گفت آنچه را كه ميبايد ميگفت تا بدين جا رسيد:
« و انتم الان تزعمون: ان لا ارث لنا «افحكم الجاهليه تبعون و من احسن منالله حكما لقوم يوقنون» افلا تعلمون؟! بلي تجلي لكم كالشمس الضاحيه اني ابنته...»
و اينك ترجمه آن:
«و شما اكنون مي انگاريد كه خداوند براي ما ارثي قرار نداده است؟ آيا داوري جاهليت را خواستاريد، در حالي كه براي مردمي كه يقين دارند، داوري چه كسي از خدا بهتر است؟
آيا به راستي نميدانيد؟ (از اين حقايق بيخبريد؟). اما براي شما به روشني روز روشن است كه من دختر پيامبرم.
هان اي مسلمانان! آيا سزاوار است كه ميراث پدرم را به زور و تزوير از من بربايند و من در باز گرفتن آن، شكست بخورم و به تماشا بنشينم؟
پسر ابي قحافه! آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث بري و ميراث مرا از من ببري؟ به راستي كاري بس ناپسند مرتكب شدهاي (سخن دروغ و ناپسندي را به خدا و فرستادهاش نسبت ميدهي). بدعتي ناروا در دين خدا ميگذاري. آيا آگاهانه، كتاب خدا را ترك گفته، پشت سر افكندهاي كه ميگويد: «سليمان، از داوود ميراث يافت»، و در آنجا كه ماجراي يحيي بن زكريا را آورده (و زبان حال زكريا را در مقام انس و نياز با خدا باز ميگويد) كه گفت: «پروردگارا! از جانب خود، ولي و جانشيني به من ببخش كه از من ارث ببرد و نيز از خاندان يعقوب»، و نيز ميفرمايد: «و خويشاوندان، به يكديگر «از ديگران» در كتاب خدا سزاوارترند»؛ و ميفرمايد: «خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش ميكند سهم پسر، چون سهم دو دختر است». همچنين ميفرمايد: «بر شما مقرر شده كه چون يكي از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالي براي پدر و مادر و خويشاوندان خود بر جاي ميگذارد، به طور پسنديده وصيت كند. (اين كار)، حقي است بر پرهيزگاران».
و (با وجود اين آيات) انگاشتيد كه مرا از پدر، بهرهاي و ارثي نيست و هيچ خويشاونديايي ميان من و او وجود ندارد؟ آيا خداوند، ويژه شما آيهاي فرو فرستاد كه پدرم از آن (حكم) آن، خارج ساخت؟! يا ميگوييد كه پيروان دو آيين از يكديگر ارث نميبرند؟! و آيا من و پدرم از يك آيين نيستيم؟ و يا بر اين باوريد كه شما به عام و خاص قرآن، از پدرم و پسرعمويم آگاهتريد؟! پس حال كه چنين است اين تو و اين مزرعه فدك. اين تو و اين شتر؛ مركبي مهار زده و آماده براي سواري. برگير و ببر (مركبي بر نهاده، تو را ارزاني باد!)؛ اما بدان كه در روز رستاخير، تو را ديدار خواهد كرد. چه نيكو داوري است خداوند! و چه نيكو پيشوايي است محمد (ص) وعده ما و تو در آن روز است (روز رستاخيز). روزي كه پدرم، دادخواه است، و روزي كه باطل گرايان، زيان خواهند ديد، «روزي كه ندامت و پيشماني، شما را سودي نميبخشد. هر چيزي را قرارگاهي است» و «به زودي خواهيد دانست چه كسي را عذابي خوار كننده در ميرسد و بر او عذابي پايدار فرود ميآيد».
شارح خطبه حضرت زهرا نوشته است: سرزمينهايي كه در اسلام، به وسيله جنگ و قدرت نظامي گرفته ميشود، از آن مسلمانان است و اداره آن، به دست فرمانرواي اسلام؛ ليكن سرزميني كه بدون تهاجم نظامي و جنگ به دست مسلمان ميافتد، متعلق به پيامبر و امام پس از وي است؛ بدين معنا كه از آن اوست، ميتواند آن را ببخشد، و ميتواند اجاره بدهد و بدين وسيله، نيازمنديهاي مشروع نزديكان خود را به گونهاي آبرومندانه از آن، تامين كند.
خبرگزاري فارس- محمد تقي خلجي شارح و مترجم خطبه حضرت زهرا (س) ميگويد: هنگامي كه آن نسبت ناروا به اطلاع فاطمه عليها السلام رسيد،(ما گروه پيامبران ميراثي پس از خود نميگذاريم) برآشفت و حجاب خود را بر تن كرد و شتابانه و پيامبرانه، در ميان اطرافيان و زنان بني هاشم و همفكران خويش، براي انذار مسلمانان از خطري كه در حال وقوع است و نزديك تا بساط الهي را برچيند و همچنين براي محاكمه و استيضاح خليفه راهي مسجد شد و اين گفتار تاريخي را (خطبه حضرت زهرا) درآْن اجتماع بزرگ و حساس ايراد كرد و گفت آنچه را كه ميبايد ميگفت تا بدين جا رسيد:
« و انتم الان تزعمون: ان لا ارث لنا «افحكم الجاهليه تبعون و من احسن منالله حكما لقوم يوقنون» افلا تعلمون؟! بلي تجلي لكم كالشمس الضاحيه اني ابنته...»
و اينك ترجمه آن:
«و شما اكنون مي انگاريد كه خداوند براي ما ارثي قرار نداده است؟ آيا داوري جاهليت را خواستاريد، در حالي كه براي مردمي كه يقين دارند، داوري چه كسي از خدا بهتر است؟
آيا به راستي نميدانيد؟ (از اين حقايق بيخبريد؟). اما براي شما به روشني روز روشن است كه من دختر پيامبرم.
هان اي مسلمانان! آيا سزاوار است كه ميراث پدرم را به زور و تزوير از من بربايند و من در باز گرفتن آن، شكست بخورم و به تماشا بنشينم؟
پسر ابي قحافه! آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث بري و ميراث مرا از من ببري؟ به راستي كاري بس ناپسند مرتكب شدهاي (سخن دروغ و ناپسندي را به خدا و فرستادهاش نسبت ميدهي). بدعتي ناروا در دين خدا ميگذاري. آيا آگاهانه، كتاب خدا را ترك گفته، پشت سر افكندهاي كه ميگويد: «سليمان، از داوود ميراث يافت»، و در آنجا كه ماجراي يحيي بن زكريا را آورده (و زبان حال زكريا را در مقام انس و نياز با خدا باز ميگويد) كه گفت: «پروردگارا! از جانب خود، ولي و جانشيني به من ببخش كه از من ارث ببرد و نيز از خاندان يعقوب»، و نيز ميفرمايد: «و خويشاوندان، به يكديگر «از ديگران» در كتاب خدا سزاوارترند»؛ و ميفرمايد: «خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش ميكند سهم پسر، چون سهم دو دختر است». همچنين ميفرمايد: «بر شما مقرر شده كه چون يكي از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالي براي پدر و مادر و خويشاوندان خود بر جاي ميگذارد، به طور پسنديده وصيت كند. (اين كار)، حقي است بر پرهيزگاران».
و (با وجود اين آيات) انگاشتيد كه مرا از پدر، بهرهاي و ارثي نيست و هيچ خويشاونديايي ميان من و او وجود ندارد؟ آيا خداوند، ويژه شما آيهاي فرو فرستاد كه پدرم از آن (حكم) آن، خارج ساخت؟! يا ميگوييد كه پيروان دو آيين از يكديگر ارث نميبرند؟! و آيا من و پدرم از يك آيين نيستيم؟ و يا بر اين باوريد كه شما به عام و خاص قرآن، از پدرم و پسرعمويم آگاهتريد؟! پس حال كه چنين است اين تو و اين مزرعه فدك. اين تو و اين شتر؛ مركبي مهار زده و آماده براي سواري. برگير و ببر (مركبي بر نهاده، تو را ارزاني باد!)؛ اما بدان كه در روز رستاخير، تو را ديدار خواهد كرد. چه نيكو داوري است خداوند! و چه نيكو پيشوايي است محمد (ص) وعده ما و تو در آن روز است (روز رستاخيز). روزي كه پدرم، دادخواه است، و روزي كه باطل گرايان، زيان خواهند ديد، «روزي كه ندامت و پيشماني، شما را سودي نميبخشد. هر چيزي را قرارگاهي است» و «به زودي خواهيد دانست چه كسي را عذابي خوار كننده در ميرسد و بر او عذابي پايدار فرود ميآيد».
شارح خطبه حضرت زهرا نوشته است: سرزمينهايي كه در اسلام، به وسيله جنگ و قدرت نظامي گرفته ميشود، از آن مسلمانان است و اداره آن، به دست فرمانرواي اسلام؛ ليكن سرزميني كه بدون تهاجم نظامي و جنگ به دست مسلمان ميافتد، متعلق به پيامبر و امام پس از وي است؛ بدين معنا كه از آن اوست، ميتواند آن را ببخشد، و ميتواند اجاره بدهد و بدين وسيله، نيازمنديهاي مشروع نزديكان خود را به گونهاي آبرومندانه از آن، تامين كند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


