کد خبر: ۱۱۹۴۳۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۰

1-خوش گماني و خوش بيني، ويژگي مردان الهي است. به وعده الهي حسن ظن دارند كه «كان حقاً علينا نصرالمومنين». در حق مردمان نيز اهل خوش گماني اند هم خوبي هاي آنها را بيش از عيب ها مي بينند و هم درباره رفتارهاي سوءظن برانگيز تا بتوانند حمل بر صحت مي كنند. پيامبر اعظم(ص) آن قدر خوش بينانه برخورد مي كرد كه برخي از منافقان احمق در خلوت خود مي گفتند او ساده دل است و دعاوي ما را مي شنود و مي پذيرد. آيه نازل شد كه «قل اذن خير لكم. اي پيامبر بگو اين به نفع شماست». پيامبري با اين بزرگواري و شكيبايي در عين حال مشفقانه هشدار داد و فرمود «اتقوا فراسه المومن فانّه ينظر بنور الله. از فراست و زيركي مومن بپرهيزيد كه او با نور الهي مي نگرد». شبيه همين تعبير بلند از اميرمومنان(ع) روايت شده كه فرمود «اتقوا ظنون المومنين فانّ الله تعالي جعل الحق علي السنتهم. از گمان مومنان بپرهيزيد كه خداوند بلند مرتبه حق را بر زبان آنان قرار داده است». يعني اينكه حسن ظن و خوش گماني مومن، بي حد و مرز نيست. تا بتواند حمل بر صحت مي كند اما نه اينكه نبيند و نفهمد و تحليل عميق از رويدادها نداشته باشد. تا بتواند غمض عين مي كند و مي پوشاند اما اگر به حرف آمد و هشدار داد و نهي از منكر نمود و به معروف فرا خواند، كلمات حق است كه از فراست برمي خيزد و بر زبان او جاري مي شود. اينجاست كه مخاطب هشدار مومنان- به ويژه در درون جبهه خودي- بايد نگران شوند. نگران كه چه كرده اند موجب بدگماني و زنهار و هشدار مومنان شده اند. مي توان هم دنده پهني- لجاجت- كرد و به مسير ادامه داد تا نهايت سقوط.
2- كلمات متعددي از پيامبر اعظم(ص) و امير مومنان(ع) درباره حدشناسي و نگاه داشتن اندازه روايت شده، از جمله: «رحمت خدا بر كسي كه قدر و اندازه خود را بشناسد و از حد خويش تعدي نكند»، «رحمت خدا بر كسي كه قدر خود را بشناسد و در حد خود توقف كند» و «عالم كسي است كه قدر و اندازه خويش بشناسد و در ناداني انسان همين بس كه قدر و اندازه خود را نشناسد». برخي از رجالي كه در جبهه حق جانبازي و خدمت كرده و سابقه اي اندوخته اند به مرور دچار اين سوء تفاهم مي شوند كه به اعتبار آن خدمات و خوبي ها مجازند تخطي از حق، زياده خواهي و امتيازطلبي كنند. تصور مي كنند چون حرمت و احترامي دارند، بنابراين مجازند از محدوده قانون و حق و مصلحت عبور كنند و چون مواخذه شدند، ابرو درهم بكشند و با ترش رويي بگويند مثل اينكه ما را به جا نياورديد؟!
آنها با بدفهمي نسبت به حرمتي كه دارند، از يك سو به جانب استبداد راي و تكبر مي غلتند و از جانب ديگر با غفلت هاي پياپي، براي اغيار و نامحرمان حاشيه امن مي سازند. بدين ترتيب حرمت اين عده تبديل به منطقه الفراغ قانون مي شود تا در سايه اين حاشيه امنيت قرق شده، جريان هاي نفاق جرئت و مجال خيانت پيدا كنند. اين در حالي است كه حرمت آنها صرفا به اعتبار حضور در جبهه حق و همراهي و خدمتگزاري است. به بيان استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) كه از منطق صحابي اصولي و اصول شناس پيامبر(ص) اخذ شده، به اين عده بايد گفت «صحابي شما محترميد اما حق محترم تر است». امير مومنان ماه ها فتنه انگيزي صحابي پيمان شكن را صبورانه تحمل كردند اما آنجا كه كار به گردن فرازي و شورش كشيد از شكستن گردن فتنه گران ابا نكردند و فرمودند چون در برابر حق گردن كشيدند، گردن هاي آنها شكست. حضرت خطاب به همان ها فرمود «همواره منتظر عواقب خيانت شما بودم و آثار فريب خوردگي را در سيماي شما مي ديدم. جامه دين شما را از من مي پوشاند اما صدق باطنم حقيقت شما را بر من آشكار مي كرد». بد فهميدند و بد محاسبه كردند كه مهرباني و خوش بيني و شكيبايي و اتمام حجت از سوي امير مومنان(ع) را «فرصت» و «مجال» عهدشكني و خيانت ارزيابي كردند. آنها تحمل امام را حمل بر ضعف تحليل يا ضعف قدرت كردند اما بزرگواري و كرامت امام، تبديل به مكر خودخواسته براي آن جماعت شد.
3-مهربان تر و خوش گمان تر از مقتداي بصير و صبور انقلاب نمي شد با جماعتي حرف زد كه مدت هاست دانسته و ندانسته هيزم كش فتنه دشمن شده اند. ايشان در ديدار جمعي از علما و مردم قم ضمن مرور نقشه هاي ناكام دشمن و دعوت به تقواي جمعي فرمودند «ذهن دشمن متوجه انتخابات ماست. انتخاباتي كه در خرداد آينده در پيش داريم، از نظر ما مهم است، از نظر دشمن هم مهم است؛ حواسش به آن انتخابات است. اگر مي توانستند كاري مي كردند كه اصلا انتخابات انجام نگيرد... يكي از راه ها اين است كه كاري كنند كه انتخابات بدون حضور پرشور و همگاني مردم برگزار شود. اين را از حالا همه بدانند. آن كساني كه ممكن است از سر دلسوزي راجع به انتخابات يك توصيه هاي عمومي بكنند كه آقا انتخابات اين جوري باشد، آن جوري نباشد، حواسشان باشد به اين مقصود دشمن كمك نكنند؛ مردم را از انتخابات مايوس نكنند، هي نگويند انتخابات آزاد باشد. خب معلوم است كه انتخابات بايد آزاد باشد. ما از اول انقلاب تا حالا سي و چند تا انتخابات داشته ايم، كدامش آزاد نبوده است؟... هي تكيه بكنند، هي بگويند، هي تكرار بكنند و يواش يواش اين ذهنيت را به خيال خودشان در مردم به وجود بياورند كه خب، اين انتخابات فايده اي ندارد. اين يكي از خواسته هاي دشمن است. آن كساني كه در داخل اين حرف ها را مي زنند، ممكن است غفلت كنند. من مي گويم غفلت نكنيد، حواستان باشد كار شما جدول مورد نظر دشمن را پر نكند، مقصود او را تكميل نكند. اين يكي از راه هاي از شور و هيجان انداختن انتخابات است».
مقتداي انقلاب تعبير «غفلت» و «از سر دلسوزي» را براي برخي از مدعيان انتخابات آزاد به كار بردند كه نشانه نهايت سعه صدر، صبوري و حسن ظن است. در عين حال ايشان حجت را بر جريان ها تمام كرده و در واقع مرز جبهه خودي و دشمن را پررنگ كردند. نمي شود در جبهه دشمن ايستاد و حرف او را زد و خودي قلمداد شد. با اصرار بر تكرار ادبيات جهت دار دشمن نمي توان حرمت و احترام گذشته را حفظ كرد. اگر همين بزرگواري مقتداي انقلاب نبود ملت غيوري كه روز نهم دي در كف خيابان ها جاري شدند و فرياد برائت از منافقان و محاربان سردادند، در كمتر از ساعتي تكليف اصحاب فتنه 88 را يكسره مي كردند. كساني كه در دوره هايي به تواتر از صندوق انتخابات به منصب و مسند رسيده اند و حالا با ادعاي انتخابات آزاد دانسته يا ندانسته در سلامت اين روند ترديد و تشكيك مي كنند، فارغ از اينكه چه مي خواهند يا به چه چيزي برسند و نرسند، حكم بر عليه خويش صادر مي كنند.
آيا اين گروه عارشان نمي آيد از اينكه به صف خيمه شب بازان آمريكايي و انگليسي بپيوندند كه براي دهه ها در ايران ديكتاتوري را غلبه دادند و انتخابات را تعطيل كردند اما پس از انقلاب علي الدوام مدعي شدند انتخابات در ايران آزاد نيست؟ از نگاه مستكبران انتخابات ايران آزاد نيست چون سلطنت طلب هاي حافظ ديكتاتوري و جريان نفاق داراي اسناد نوكري در لانه جاسوسي و اعقاب آنها نمي توانند انتخابات را تبديل به ضد خود كنند. عقده تاريخ گذشته آنها همان است كه با ريختن شعبان بي مخ ها به خيابان و كودتا، كمترين اثري از نقش ملت ايران در سياست و حكومت باقي نماند يا اين كه با مدل كودتاهاي مخملين و به اسم انتخابات يا اعتراض به تقلب، مهره هاي غرب روي كار آيد. با اين تلقي، انتخابات ايران آزاد نيست اولا به اين خاطر كه برگزاري انتخابات خارج از مدار سيطره ابرقدرت ها، ذاتا جرم بزرگي است و ثانيا به اين علت كه به مرور دست نفوذي ها و خائنين از عرصه جشن ملي كوتاه شده است. اين علت اصلي به خود پيچيدن آمريكا و انگليس در برابر انتخابات ملت الهام بخش ايران است. با اين وصف آنچه جاي تعجب دارد هم زباني و هم سخني برخي رجال و طوايف سياسي داخلي با دشمن است.
اين طيف در واقع حربه كند شده دشمن را تيز و عليه ملت خود دلالت مي كنند. «و آن كس كه شمشير دشمن را به قوم خود دلالت و راهنمايي كند، سزاوار است كه نزديكان با او عداوت ورزند و ديگران از او ايمن نباشند» (خطبه 91 نهج البلاغه). اصرار بر غفلت و خطا، تبديل به خط خيانت مي شود و اين گونه كه شد عملا فرد «گراي» جبهه خودي را به دست دشمن مي سپارد. بدون كمترين ترديد مي توان گفت گراي بخش مهمي از عمليات رواني، تبليغاتي، سياسي و اقتصادي دشمن از ميان همين غفلت ها (به انضمام مشورت خائنانه برخي حلقه هاي اطراف رجال خودشگفت و خودمدار) به دست آمده است. اين جفا، جفاي بسيار بزرگ و جبران ناپذيري در حق ملت است.
4- انتخابات ولنگار، نسخه اي است كه شياطين جبهه استكبار فقط براي ما مي پيچند اگرنه در آمريكا و انگليس و فرانسه و آلمان يك سياستمدار منتخب پيدا نمي كنيد كه ادا و اطوار اپوزيسيون حاكميت دربياورد و در همين حال مانند انتخابات سال هاي 67، 87، 08، 48 و 88 ما نامزد انتخابات رياست جمهوري يا پارلمان باشد. اصلا در اين كشورها اپوزيسيون حاكميت پيدا نمي كنيد تا چه رسد به اين كه وارد گود انتخابات شوند. حتي در اين كشورها سياستمداري جرئت ندارد درباره مدعاي صهيونيستي هولوكاست ترديد كند. ماهيت نفاق بسياري از كساني كه در انتخابات مورد اشاره مجال نامزدي يا حضور در قدرت را پيدا كردند، براي نظام روشن بود اما با اين حال تحمل شدند. انتخابات آزاد بالاتر از اين؟ ماهيت نفاق امثال خاتمي و موسوي و برخي زعماي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين (انقلاب) اظهر من الشمس بود اما تحمل شدند و اين تحمل را به بدترين احتمال حمل كردند و تا نهايت سقوط پيش رفتند. آنها به اصرار و برخلاف زنهار دلسوزان از پرتگاه پريدند و سرشان شكست. خيانت هايي از جنس آشوب افكني سال 88 و هم داستاني با جرياني كه همين روزها علنا مي گويد «انتخابات آزاد يعني امكان سرنگوني حاكميت و حالا كه چنين نيست پس انتخابات آزاد منتفي است»، چيزي نيست كه مشمول مرور زمان شود. آنها كوپن هاي خود را سوزاندند و باطل كردند.
5- از نگاه دشمن و طيف هاي فتنه گر، انتخابات آزاد اسم رمز و كنايه از چند چيز است: الف؛ امكان نامزدي افراد فاقد صلاحيت و داراي سوء سابقه از جمله خيانت در امانت. ب؛ الزام پيروزي نامزدهاي موردنظر آنان كه اگر چنين نشد به طور اتوماتيك نشانه تقلب است! ج؛ امكان ايجاد بلوا و به هم ريختن قاعده حاكميت رأي اكثريت (جمهوريت) در صورت ناكامي. در چنين فرآيندي به شهادت حوادث گذشته، نقشه دشمن با نقشه جريان هاي نفاق و حلقه هاي امتيازطلب منطبق مي شود يا هم پوشاني پيدا مي كند. تمكين در برابر قانون و موازين مردم سالاري و مكانيزم حقوقي انتخابات يا ترديدافكني و مقابله با اين روند پذيرفته شده در همه جاي دنيا، مرز روشن اعتقاد به مردم سالاري با ساختارشكني و همراهي نقشه دشمن است. بدين ترتيب حرمت سياستمداران تنها تا آنجا معتبر و محترم است كه در طول قانون باشد و معارضه با اين مسير نكند.
6- بخشي از هزينه هاي سياسي كه طي چند سال اخير به كشور و ملت تحميل شده حاصل تعارض هاي دو رجل سياسي است كه هم در عداوت با يكديگر افراط كردند و هم -اينك- به اعتبار نفوذ برخي اطرافيان آلوده، نقشي مشترك را در پركردن خانه هاي جدول دشمن ايفا مي كنند. خيرخواهانه بايد از آنان خواست اولا رشته اعتبار و حيثيت خود را پنبه نكنند، ثانياً دعواهاي ناحق خود را به بيرون از حريم منافع ملي ببرند و ثالثاً طعمه قلاب دشمن نباشند. سواري دادن و دوشيده شدن و بهانه فتنه قرار گرفتن، عار نخبگي است.
محمد ايماني
 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱
فرزاد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۰/۲۴ - ۱۱:۴۱
0
1
احســــــنت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین