کد خبر: ۱۱۸۴۸۰
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۸
نماینده بروجرد در گفت‌وگوی تفصیلی با بولتن نیوز؛
شما موقعی که در یک فضا و یا برنامه ای که طراحی شد و ضوابط و قواعدش هم پذیرفته شد ورود کردید، باید تا آخرش طبق این موازین حرکت کنید. عملکرد اصلاح طلبان نشان دادکه این قواعد و ضوابط را از اول نپذیرفته بودند. این قواعد تا آنجایی که منجر به حاکمیت آن ها می شد قواعد خوبی بود آنجایی که دیگری می آمد باید کنارش زد.

گروه سیاسی ـ منتظر فرصتی بودیم تا بتوانیم پای صحبت‌های حاج بهرام بیرانوند بنشینیم که بالاخره این دیدار به لطف دوست مشترکی که از اهالی حوزه و اهل قلم هستند میسر شد. حاج بهرام جانباز جبهه و جنگ و نماینده اهالی غیور شهر بروجرد است که با روحیه بسیجی و آماده به خدمت پا به عرصه مجلس گذاشته و به قول خودش آمده است بسیجی وار به نظام و مسئولیت خطیرش در مجلس عمل کند. در ادامه مصاحبه اختصاصی بولتن نیوز با این نماینده مجلس ارائه می شود:

*یکی از سوالاتمان این است که رهبر انقلاب دهه ی چهارم انقلاب اسلامی را دهه ی پیشرفت و عدالت نام گذاری کردند.علت این نامگذاری چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم.جمهوری اسلامی شجره ی طیبه ای است که حضورش در عرصه ی عالم حضوری تصادفی نیست .خیلی ها استخوان ترکاندند تا جمهوری اسلامی استقرار یافته و برآیند همه ی زحماتی که قبلی ها کشیدند، شده جمهوری اسلامی.هزار و اندی سال بعد از حضور ظاهریِ ائمه ی معصومین علیهم السلام،حدود 1400 سال بعد از بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص). می شود گفت که این انرژی جبهه ی توحید متراکم شده بود و خدا به حضرت امام (ره) منت گذاشت واین اتفاق از مجرای زحمات ایشان محقق شد، نسلی که در فضای دیگری رشد کرده بود، خدا بر این نسل هم منت گذاشت و قلوب شان را متحول کرد.

یک مجموعه ای از مومنان در کنار حضرت امام (ره) وهمراه با اراده ی الهی،جمهوری اسلامی را ایجاد کردند، ما معتقدیم که همه اینها به اذن پروردگار بود.سنت حضرت حق بود.خب! جمهوری اسلامی پا گرفت، آن طرف جبهه ی باطل، وادی ظلمت ،هر چی می خواهید اسمش را بگذارید، آن جبهه هم هوشیار موضوع شدند، ناگهان متوجه شدند که اتفاق بزرگی افتاده است، می دانید که در جبهه ی باطل خدا را به عظمت نمی شناسند. برای خدا شأنی که ما قائلیم ، قائل نيستند.جبهه ی باطل خودش را در عرصه عالم فعال مایشاء می داند!اما اتفاقی افتاد واین فعال مایشاء بودن جبهه ی باطل کلا" زیر سوال رفت .آن مبانی ای که آن ها بر اساسش سیستم طراحی کرده بودند، نظم و ساختاری مستقر کرده بودند و راهکار و به نوعی مذهب و دینی که آنها بر کره ی خاکی حاکم کرده بودند. باحادثه ی جمهوری اسلامی همه زیر سوال رفت و آنها كمي بعد از اين حادثه به شدت هوشیار موضوع شدند و به این دليل است که از اول انقلاب اسلامی دشمنی ها را با ما شروع کردند. ماه های اول هنوز به خاطر مشکلات طبیعی انقلاب آب خوش از گلویمان پایین نرفته ،جنگ های داخلی به راه انداختند .در گنبد، خوزستان، سیستان و بلوچستان و کردستان ما را به شدت درگیر کردند ما هنوز سپاه نداریم، بسیج هم شکل نگرفته، ارتش در آستانه ی انحلال است، سلاح های پیشرفته ی ارتش پس داده شد ومی دانید که نصف پولش را هم هنوز به ما ندادند.این سبک دشمنی را شروع کردند،که این دشمنی ظاهرش عذاب بود، اما باطنش برای ما رحمت بود.کمک کرد که انسجام درونی مان افزایش پیدا کرد.

بعد جنگ را تحمیل کردند که بتوانند با فشار خارجی کارها را یکسره کنند. ما را درگیر کردند که از سرعت کار نظام ما کاسته شود.یا کلا" حذف گردد.به فضل پروردگار این هم اتفاق نیفتاد.

بعد از جنگ ما دو دوره را طی کردیم.این دو دوره،یک دوره ،دوره ی آقای هاشمی است که گفتمان، گفتمان سازندگی و اولویت كشور در مباحث اقتصادي است، و مباحث اقتصادی در دوره ی اول قرار می گیرد، وزن همه چیز با اقتصاد سنجیده می شود، بعد از آقای هاشمی هم که آقای خاتمی آمد، بحث فضای باز سیاسی یا به قول خودشان جامعه ی مدنی و این جور چیزها مطرح می شود.وزن همه چیز را بر مبنای به اصطلاح آزادی های مدنی می سنجید ند.ما در این دوره هم به شدت خسارت دادیم و هم تلفات.مقام معظم رهبری از یک زمانی به بحث ورود می کنند از آنجایی که به نظرم ذهنیت جامعه آماده است یعنی می بینند که این چپ و راست کردن به شدت خسارت داشته، فرصت هایمان را از دست دادیم، حضرت آقا شروع می کنند به تربیت یک نسل، اگر دقت کرده باشید، این موقعی که آقای احمدی نژاد می آید، او خالق جریان انقلاب و به اصطلاح گفتمان دینی نيست، بلکه آقای احمدی نژاد در یک مقطعی این را تقویت می کند،حضرت آقا می آیند، حرکت بعدی ما را، حرکت بعدی نظام اسلامی را نامگذاری می کنند، حتی بازه ی زمانی برایش مشخص می کنند و در جاهای مختلف من دیدم صحبت می کنند، ایشان می گویند که ما خسارت دیدیم، ما آسیب دیدیم و فرصتهایمان از دست رفته، ولی با این مضمون که تا امروز حرکت های هفت و هشتی داشتیم. منظور بحث ، گفتمان هاي زمان آقای هاشمی و خاتمی است. این هم در فضای جدید به نظرم در 8 سال گذشته اصرار می کنم. دقیقا" شبیه اصراری که حضرت امام دارند. از امام، قبل از انقلاب سوال می کنند که شما چگونه می خواهید كشور را اداره کنید و به اصطلاح، سبکتان چیست ، از چه کسی تقلید خواهید کرد؟محلی که دشمن متمرکز شد، دشمن فشار آورد و بهانه ای شد برای حساسیت ما و تمرکز برای حل مشکل مثلا" در بحث جنگ ما با اینکه امکانات کافی نداشتیم، با استفاده از راهکارهای ابداعی دین، بر مشکلات غلبه کردیم.

ما سراغ ساختارهای قبلی برای اداره ی جنگ نرفتیم که اگر می رفتیم حریف از ما تو این فضا مسلح تر بود. قواعد بازی در اختیار حریف بود ابزار هم در اختیارش بود و تنها هم نبود. جنگ احزابی بود که ما به شیوه ی نوین دفاع کردیم شبیه جنگ احزاب حضرت رسول (ص ) .حفر خندق شیوه ی نوینی بود که جناب سلمان پیشنهاد کرد.ما در دفاع مقدس هم همین کار را کردیم.اما با یک تفاوت ، در جنگ احزاب مسلمانان خندق زدند و درون مدینه دفاع کردند، اما ما شیوه جدیدی ابداع کردیم، جنگیدیم، اما تهاجمی عمل کردیم. حضرت امام می فرمایند که "ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت را شکستیم". ما در جنگ انقلابمان را به جهان صادر کردیم.پس با اینکه ما از خودمان دفاع کردیم با شیوه ی نوین وبا تکیه بر آموزش های دینی، اما روش ما تهاجمی بود.قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در جنگ به همه ی دنیا صادر شد و همه فهمیدند دشمن ما را دیگر از این مسیر امتحان نخواهد کرد.می بینید که ما برای دفاع از داشته های خودمان، از هیچ هزینه ای هراس نداریم.دشمن دنیا را می خواهد؟ باشد اما ما برای رسیدن به آخرت حاضریم صدها بار از این دنیا بگذریم. بين اين دو ديدگاه خیلی فرق است.حالا این طرف چه اتفاقی می افتد؟در شرایط و فضای فعلی، جایی داریم که احتیاج به کار کردن بیشتر دارد،نمی خواهیم اسم بدی رویش بگذاریم که باعث ایجاد نا امیدی شود،آن هم بحث ساخت درونی کشور است، بحث فضای اقتصادی، تنظیم روابط و ساختارها، است که مقام معظم رهبری برایش شناسنامه صادر می کنند، می گویند آن شیوه ای که از قبل بوده است و ما بر مبنای آن شیوه هزینه پرداختیم و فرصت ها را از دست دادیم، آن شیوه نه! شیوه ی نوینی که هر قدمی که رفتیم آیین نامه اش را هم می نویسیم و قابل تکثیر برای سایر جوامع است، اسمش را هم گذاشتند، خود ایشان هم گفتند عملا" نخواستیم اسم توسعه را بیاوریم. توسعه لوازمی دارد که برای تحقق و رسیدن به آن اهدافی که ترسیم کردند، از خیلی از داشته ها باید بگذریم. در ارتباط با توسعه، یک نا کجا آبادی تصویر می شود. آن هایی هم که پی آن رفتند هنوز نرسیدند و هر کسی هم که رسید جز بر عطشش چیزی افزوده نشد.

حضرت آقا بحث پیشرفت را مطرح می فرمایند. ابعاد مختلف پیشرفت را از ریز ترین اعمال فردی تا رفاهیات اجتماع و برآوردن نیازهای مادی بشر شروع می کند. این چقدر اهانت بزرگی است که عده ای فکر می کنند آموزه های دینی که قدرت ساخت قلوب را دارد(می دانید که متحول کردن قلب شبیه یک معجزه است) و توان ایجاد تحول در قلوب را دارد، امور ریز دنیایی مردم را نخواهد دید و به اصطلاح نمی تواند مدیریت كند.آموزه های دینی که می تواند در جریان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ما را در برابر همه ی ابر قدرت ها به پیروزی برساند، آیا توان پاسخ گویی به این نیازهای خرد را ندارد؟ مسلما" دارد. البته شرطش اين است که ما ایمان بیاوریم، می توانیم با همان آموزه ها مشکلات مان را حل کنیم.

*تفاوت های مفهوم پیشرفت با توسعه چیست؟

همان طور که گفتم ما در دنیا بیشتر از یکی دو جریان فکری اصلی در بحث توسعه نداریم. عده ای جامعه ای آرمانی برای خودشان و برمبنای ويژ گي جامعه خودشان ترسیم کردند، بعد نسخه اش را برای همه دنیا پیچیدندو این نسخه در جوامع خودشان هم جواب نداده! نتیجه اش شده 99 درصد در مقابل 1 درصد، حالا این چه رویکردی است که ما آن را بپذیریم؟قسمتی از آن بر می گردد به تنبلی افرادی که قرار است فکر بکنند. چون فکر کردن سخت است، از کار بدنی سخت تر است. عده ای دیگر هستند که می خواهند بگویند، اینجا جامعه ای متفاوت ا ز آن جوامع است. عرض کردم جوامعی که خودشان هم با پیاده کردن این نسخه به نتیجه ای نرسیدند، حالا چه اتفاقی می افتد که عده ای می آیند و می خواهند همه ی شاخص های آن جامعه را پیاده کنند. آن برنامه با شاخص هایش شناخته می شود،با معیار هایش شناخته می شود، ما تک تک آنها را باید پیاده بکنیم تا بشویم جوامعی مثل آنها.



در همچین جوامعی هیچ چیزی سر جایش نیست. یعنی همه ی بنیان ها ی آن چیز هایی که مایه ی آرامش بشر است در هم ریخته و بشر حل می شود در جامعه ای که کنترل آن را 1% از صاحبان قدرت و ثروت در اختیار دارند. یک همچین جامعه ای من نمی دانم قرار است به کجا برسد، آن وقت چه اشتیاقی وجود دارد که ما برویم دنبال این مردم ؟ عرض کردم که در آن محیط هم مردمش به آرامش نرسیدند که هیچ ، داشته هایشان را نیز از دست دادند، تفاوت بسیاری است. در پیشرفت اسلامی ما دنبال این هستیم که شاخصه های یک زندگی را حاکم کنیم. معين كنيم دنبال اجراي کدام يك از این شاخصه ها و پیاده سازی كدام يك باشيم. قطعا" اين موضوع به آرامش بشر و مردمی که در آن زندگی می کنند، کمک می کند. جامعه ای که در آن تبعیض باشد، هر چه قدر هم که مردم کار و تلاش کنند، موقعی که خود را با کسی که از این فرصت ها، خارج از چارچوب عدالت بهره مند می شود، مقایسه می کنند،چنین شخصی هیچ وقت احساس آرامش نخواهد داشت. همیشه دست به مقایسه خواهد زد، در حالی که آموزه های دینی می گوید بین افراد بشر خدا فضل قرار داده، برای آن کسی که دارد نسخه ی ثانویه می پیچد و از آن ایجاد حسرت جلو گیری می کند. در جوامعی که آن سبک زندگی را دارند، حسرتی دائم و همیشگي وجود دارد.

*آیا سیاست هایی را که در دولت سازندگی دنبال می شد، می توانیم پیشرفت تلقی کنیم؟

به نظر می آید که در مباحث اقتصادی آن جا یک سویه نگاه شد، اداره ی جامعه می شود گفت که یک سیستم منظم و به هم پیوسته است، پیشرفت دینی که حضرت آقا می فرمایند، همه ی ابعاد جامعه را در بر می گیرد، از رفتارهای فردی تا رفتارهای کلان نظام.این ها همه در یک سیستم است،آن جا فقط از یک فضای نیاز ایجاد شده در زمان جنگ استفاده شد و عطشی ایجاد شد،این عطش که نسل جدیدی از صاحبان ثروت و عده ای نو کیسه را به وجود آورد . آن ها ثروت را از کدٌ یمین شان در نیاوردند. این پول ها را با ارتباط با دستگاه ها و استفاده از موقعیت شان، رانت، اعتبارات بانک ها، یعنی دسترسی عده ای به مشترکات مالی جامعه به دست آوردند و باعث شد نسل جدیدی از نو کیسه ها به وجود بیاید که متاسفانه خط جدیدی هم در جامعه ایجاد کردند، ما معتقدیم که این اتفاقي بود كه آن جا افتاد.

*تفاوت بین پیشرفتی که رهبرمعظم انقلاب می گویند با سایر گروه های سیاسی و اقتصادی در جامعه چیست؟

بقیه چیزی راجع به پیشرفت نگفتند! تنها حرف مورد قبول، حرف حضرت آقاست.

*مثلا" می گویند ما بیشتر پیشرفت کردیم و دوره ی ما پیشرفت بیشتری بود؟

نه نه! آنها دنبال محقق شدن یک سری شاخص هاي وارداتی اند که اسمش را گذاشته اند پیشرفت. حضرت آقا وقتی می فرماید پیشرفت، مشخصه هایش را هم می گویند. درست هست؟ مثلا" اگر در سفر به خراسان شمالی دقت بفرمایید حضرت آقا راجع به سبک زندگی که صحبت کردند، تا جزئی ترین رفتار فردی انسان ها را هم برایش نسخه دادند، وقتی می گویند ما این سوال را داریم، یعنی ما این سوال را می شناسیم، برای هر سوال جواب هم یا داریم یا کمک کنید جوابش پیدا شود، هیچ کس این طور و به این معنا ورود نکرد. آن چیز هایی که آقایان دنبالش بودند یک سری، پارامترها و شاخص های توسعه ی غربی است که به عدد و رقم درآمد، دنبال محقق کردن آنها هستند. اتفاقا" ما الان بعضی از مشکلاتی که داریم، زیر سر همان هاست. مرد باشند و مسئولیتش را بپذیرند .مثلا" آنجایی که ما سر بحث کنترل جمعیت می خواهیم شاخص ها را محقق کنیم، تعداد زایمان را تنظیم کنیم، بعدش چیزهای دیگر را هم می آوریم ، اتفاقی كه می افتد چيست؟ زن ها را از خانه هایشان بيرون می کشیم بدون اینکه الزامات آن را رعایت کنیم.بعدش درصدی از حقوق مردان را در اختیار زنان می گذاریم. آن بخش خوبی هم که در خانواده داشتند از آن ها گرفتیم، آرامش خانواده ها و لذت تربیت فرزند را از خانم ها گرفتیم؛ چی به آنها دادیم معلوم نيست. لذت مادر شدن را از آنها گرفتیم، تقریبا" چیزی جایش نگذاشتیم و اتفاقی که افتاد این است که نسل ما دارد پیر می شود و تاوان همان حرف ها را داریم پس می دهیم. بر اساس آمارهایی که ما داریم، اگر به همین سبک جلو برویم در 35 سال آینده، در خیابان ها اگر جوانی دیدیم باید به هم نشانش بدهیم که جوانی رویت شد! این اتفاقات بدی است که افتاد، اگر کسی می گوید که ما پیشرفت کردیم، مسولیت این اشتباهات را هم باید بپذیرد. به شدت فضای خانواده و معنویت تضعیف شد.چون یک مقوله ی یک وجهی بود، فقط رونق فضای کسب و کار مد نظر قرار گرفت و نه دیگر ابعاد کار در جامعه، این شد که عده ای ثروت در دستشان انباشته شد، وقتی هم که ثروت جایی انباشت شد، ، لزوما" از جایی کم خواهد شد و این درصد زیادی از مردم جامعه اند که از دارایي شان کم شد. در این قضایا این چیزی که می بینید متاسفانه یکی از نتایج همان سبک توسعه ای که دنبالش بودند، این است که وزن آدم ها را دارایي شان مشخص می کند. اصطلاح پذیرفته شده ای که الان همه ی ما جامعه را بر مبنای توانایی های مالی دسته بندی کردیم. جامعه را به دهک تقسیم کردیم. دهک که می گویند، معنی اش همین است..

*ارزیابی شما از عمر چند ماهه ی مجلس نهم چیست؟

ما در مجالس قبل حضور نداشتیم و آن ها را از رسانه ها می شناسیم همان تعریفی که رسانه از مجالس کرده، ولی ما در مجلس نهم حضور داریم. می شود گفت مجلس ایثارگران و مجلس متدین ها است. از این جهت ما به آن افتخار می کنیم ، منتهی مجلسی است که مسئولیت زیادی دارد و باید کار های زیادی انجام دهد، وقتی می گوییم مجلس ایثار گران است یعنی باید همتش عزم و اراده و هدفش مثل ایثارگران زمان جنگ باشد، یعنی باید مجلس نهم بتواند، کارهای نشده را سنگرهای فتح نشده را و قفل های باز نشده را باز کند. مجلس نهم مجلسی است که می تواند قدم های موثری در تحقق سند چشم انداز بردارد. سال های قبل کار کردند، زحمت کشیدند، ممنونشان هم هستیم، منتهی فعلا" نوبت ماست. نوبت مجلس نهم است، مطالبه ی مردم هم همین است، ما تجربه ی بزرگی داشتیم آن هم دفاع مقدس بود. در دفاع مقدس ما با ادبیات دینی و روش های نو حركت کردیم. مجلس نهم هم که مجلس ایثارگران است باید بتواند از آن مسیر از آن سبک و از آن تجربه استفاده کند و برای حل مشکل بیایید. تفاوت فضای دینی با فضای غیر دیني این است. در فضای دینی ما معتقدیم خدا عالم را اداره می کند. مجلس نهم هم نیتش همین است. یقین دارد که این دلارنیست که دنیا را اداره می کند، این خداست. باید این را بفهمیم. اگر یقین کردیم که عالم مدیر و مدبری دارد، آن وقت فشارها و شک هایی که به ما می آید، ما را دچار اضطراب نخواهد کرد. این معنیش تنبلی نیست. معنی اش این است که ما با تکیه برهمان خدای بزرگ، از همه ی استعداد ها و ظرفیت های مان استفاده کنیم. این که ما فکر بکنیم که ممکن است خانواده ای، کشوری یا ملتی روزی بیاید که هیچ مسئله ای برای حل کردن نداشته باشند، این فکر غلطی است. ما تا هستیم در حال رشدیم و هر مسئله ای قدمی است برای اینکه ما را به رشدمان نزدیک کند و باید برویم دنبال پیدا کردن حل مسائل مان و این مجلس نهم مسائل بسیاری دارد که باید حل کند.

*شاخص هایش چیست؟

خب پس گفتیم مجلس نهم مجلس ایثارگران است و ایثارگران هم کارکردشان را در جنگ نشان دادند، حضورشان هم در مجلس نهم، حضوری تصادفی نیست. مردمی که رای دادند، با شناختی که از سوابق این آقایان و خانم ها داشتند، رای دادند و انتظار دارند، همان کارکرد دفاع مقدس را اینجا هم داشته باشند، پس این مشکل حل شد، این جا چه اتفاقی می افتد؟ باید برگردیم ببینیم که ما کار آمدی این تفکر را کجاها دیدیم و این کارکرد را شبیه سازی کنیم. در این فضا مثلا" ما در بحث جنگ اگر بخواهیم جنگ را تعریف کنیم و از تجربیاتش استفاده کنیم، پس اولی آن این است که عالم را خدا اداره می کند، این که اگر ما به وعده های خدا ایمان داشته باشیم خدا خودش مدد می کند، این ها که می گوییم هیچ کدام به معنی تنبلی نیست بلکه معنی اش این است که ما حداکثر توانمندی را از خودمان بروز دهیم. اتفاقا" این تفکر مانع تنبلی می شود، می گوید شما برای کسب رضای خدا هر آن چه را که در چنته داری بیاور که مانع از دنیا طلبی ما می شود و این مهم است. پس ما به خدا و وعده هایش اعتماد می کنیم. دنبال دنیا طلبی هم نمی رویم رابطه بین خودمان و پرچم دار را اصلاح می کنیم، آن کسی که دیدبان است ، آن کسی که دارد هدف ها را می بیند و ما وظیفه ی تحقق آن را داریم.اتفاقا" آن کسی که دید بانی می کند، خودش می گوید به چه صورت بیایی و خودش دستمان را می گیرد، اتفاق بعدی اين است که ما مردم مان را هم باید بیاوریم پای کار. در جنگ ما این کار را کردیم.در این بحث فضای فعلی هم همین است. پس گفتیم مجلس ایثارگران است، این کارکرد ایثارگران مجلس متدین هاست ، آن هایی که زمان جنگ دستشان به جبهه و جنگ نرسیده، ولی به اهداف انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی معتقد و مومن اند از آن کسی که درگیر موضوع است تا کسی که دارد دید بانی می کند که حضرت آقاست ، سلسله مراتبی وجود دارد، تمام این سلسله مراتب باید به هدف مومن و معتقد باشد و یقین داشته باشد که این اهداف دست یافتنی است .34 سال عمر شریف نظام مقدس جمهوری اسلامی، این را برایمان ثابت کرده است، اتفاقا" همیشه پیروزی ما موقعی رسیده است که هیچ کس انتظار رسیدن ما به آن پیروزی را نداشته است پس به قول مقام معظم رهبری به وعده های الهی ایمان داشته باشید و خدا مدد خواهد کرد. این حرفها از سر آن نیست که بخواهیم کسی را سر خوش کنیم، یک خوشی کاذب و یک خلسه به کسی دست دهد، ما در 34 سال گذشته و حتی قبل از انقلاب ما تکیه بر همین ادبیات یعنی با تکیه بر قدرت خدا، و توکل به او مانع دلشوره مان شدیم. با توکل سختی ها و دوری از خانواده را تحمل کردیم و با اعتماد به او دستمان را به سمت بیت المال مسلمین دراز نکردیم و با اعتماد به خدا و آموزه های دینی آن جایی هم که به دستمان رسیده از داشته های خودمان بذل کردیم. نزدیک 200 هزار شهید، یعنی هر آن چه داشته، داده است. در این فضا نشان دهنده ی این است که این مسیر فضل پروردگار مسیر روشنی خواهد بود و اهدافش دست یافتنی می باشد.



*با توجه به این ارزیابی، مجلس با چه مشکلات، موانع و آسیب های روبه رو است؟

متاسفانه از سنوات گذشته اتفاقی افتاد و جا به جایی صورت گرفت، چون مردم عملا" در خیلی از جاها، غیر از رده ی انتخابات ریاست جمهوری، نقشی در انتخاب مدیران ندارند، جایی هم برای اعمال اراده ندارند. در تصمیم گیری های جزء، مثلا در سطوح شهرستانی یا نیازهای عمرانی اینها می آیند، این خواسته ها را به نما یندگان منتقل می کنند و چون نمایندگان برای اینکه بخواهند در برنامه ای رفت و برگشتی وارد مجلس شوند لزوما باید رای مردم را بگیرند،بر خواسته های مردم منطبق می شوند ظرف چند سال گذشته بسیاری از جاها به این صورت شده و نمایندگان مجلس شان اجرا پیدا کردند و مردم از آنها مطالبه ی اجرا می کنند این اتفاق بدی است که افتاده است نمایندگان هم ناچارند پاسخ دهند.چرا؟ چون گیر رای مردمند، این اتفاق به منافع مردم در دراز مدت آسیب می زند یعنی نماینده تبدیل می شود به بخشی از یک فرماندار، شهردار، رئیس اداره برق، رئیس اداره مخابرات و چیزی که کمتر از همه می شود آن کسی است که باید بنشیند در مرکز و از جهت گیری های کلی نظام دفاع کند و مردم را به صورت جامع ببیند. این اتفاق بد متاسفانه افتاده است،پس آسیبی که وجود دارد این است که مردم از نماینده مطالبه ی شان اجرا دارند که این آسیب است و جزء قرارداد نمایندگی با مردم نیست که عرف شده و خوب هم نیست.

آسیب دیگر بحث روزمرگی است که ما نباید دچارش شویم، ما برای تاریخ یک کشور قانون می نویسیم باید چشم اندازمان هم چشم انداز بلندی باشد

*از نظر شما عملکرد هیئت رئیسه مجلس چگونه بوده و آیا شما هم مثل برخی از نمایندگان موافقید که هیئت رئیسه و آقای لاریجانی سیاسی عمل می کنند؟

مجلس به کرات خلاصه شده ی ملت است نشانه ی عزم و اراده و خواست یک ملت است. در قوای سه گانه هیچ کدام از قوا به این شکل نیستند حتی رئیس جمهور هم برای اهداف خاص می آید و برای کارکرد و برنامه های خاص اعلام شده ، مردم به رئیس جمهور برای مدت محدود اعتماد می کنند ولی مجلس تقریبا جریان ثابتی از اراده ملت است و شأنش بسیار متفاوت است با دولت و حتی قوه قضاییه. این چنین جایگاهی حیف است که این همه اراده ی متمرکز شده را خرج مباحث خرد جناحی و روزانه کند.ما اگر ظرف سال های گذشته مقداری دقت کرده بودیم در این معنا، باید الان مسائلمان حل شده بود، اگر بخواهیم جور دیگری تفکیک کنیم یک جریان پایداری از اراده ی ملت در مجلس جاری است، شأن آن شأن ستادی، برنامه ریزی، تصمیم سازی است، من الان می بینم در مجلس چیزی که قرار بوده ما انجام دهیم، داریم از دولت مطالبه اش می کنیم. این چیز خوبی نیست. دولت مجری است، ما باید اعتراف کنیم که تصمیم ساز نیستیم، برنامه ریز نیستیم و دولت در آن واحد هم تصمیم ساز و هم برنامه ریز است و هم مجری است. منظورم دولت شخص آقای احمدی نژاد نیست، کلا" دستگاه اجرا را می گویم. یا باید این اعتراف را بکنیم یا نه می گوییم ما خلاصه شده ی ملتیم، ما عصاره ی فضائل ملتیم. ما برنامه ریز و برنامه نویس و تصمیم ساز و ریل گذاریم، پس دیگری قرار است این تصمیمات را اجرا کند، منتهی الان ما در این میان گیر کردیم و ما باید این تناقض را با خودمان حل کنیم، آن وقت اگر پذیرفتیم که این حق هم هست، خود حضرت آقا می فرمایند: مجلس شأنش این است، اگر ما بخواهیم این تعاریف زیبا را محقق کنیم،با این سبک کارکرد ما نخواهد بود. من الان مثال برای شما می آورم ما الان یک مقوله در کشورمان اتفاق افتاد و آن جنگ تحمیلی است ( من همیشه كدها را از جنگ مي آورم) در جنگ ما ارتش را داشتیم که الحق زحمت کشید منتهی ارتش ساختارش اجازه ی بعضی از رفتارها را نخواهد داد، مثلا اجازه نمی دهد تانک چندصد میلیونی را در اختیار کسی قرار دهد که بیست روز است آموزش دیده و براي سه ماه وارد درگیری شده و بعدش هم ول می کند و می رود. اگر الان شما از ارتش آمار بخواهید ارتش می تواند گزارشی از زحمات حجیمی که الحق اتفاق هم افتاده و نقش جدی در جنگ داشته را به شما نشان دهد، منتهی ما سوالمان این است که اگر ما ارتش را دست تنها می گذاشتیم در آن حجم و شکل دشمنی، آيا ارتش به تنهایی موفق می شد؟

نه! هم حجم دشمنی متفاوت است، هم شکل و نوعش ، هم در داخل ستون پنجم دشمن است هم تحریم هست و هم بی رحمی در اوجش است، سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ما زده می شود بمباران شیمیایی می شود تصور کنید ارتش در آن فضا با آن ساختار چه طور می تواند جواب این مشکلات را بدهد، منتهی ابتکاری این وسط صورت می گیرد که از همان نیروهایی که در سلسله مراتب اراده ها به اهداف معتقدند و به ولی خدا اعتقاد دارند از این پتانسیل استفاده می کنند یعنی از جایی که عقیده می آید و انرژی وجودی انسان ها را آزاد می کند و همه ی آنها را به خط و در یک جهت قرار می دهد. این است که بسیج می آید. البته ممنون ارتش هم هستیم که در روزها و ماه های اول تجهیزات می گذارد و آموزش می دهد و می بیند و نفس ارتش در جنگ راحت می شود. جنگی که آمده بودندما را از صحنه جغرافیای سیاسی عالم حذف کنند اما دیدید که دشمنان تک تک حذف شدند و زیبایی کار این است، دشمن می توانست رفتارهای نیروی کلاسیک ما را تحلیل کند ولی نیروی بسیج و سپاه که وارد شدند چون نیرویی جدیدالورود بودند و نیرویی بودند که منشا قدرتش جوری بود دشمن توان تحلیلش را نداشت.

این ها را به این خاطر گفتم که بحث امروز مجلس شورای اسلامی این گونه است، ما ساختارهای صلب و نظام مندی در مجلس داریم که رویش هم زحمت کشیده اند و ما ممنون زحمات همه ی قبلی ها هستیم، منتهی سرعت دستیابی نظام جمهوری اسلامی به اهداف با این ساختار و با این شکل کار کردن سرعت در حد انتظاری نخواهد بود چون ما در دهه ی چهارم انقلاب قرار است خیلی از مسائلمان را حل کنیم با این ساختار شکل گرفته ی فعلی که کند است بعضی از این اهداف ممکن است محقق نشود ما در این فضا احتیاج داریم دقیقا از بین خود این آقایان که هیچ کدام تصادفی به مجلس نیامدند، هر کدام برای انجام ماموریتی به اذن پروردگار آمدند، خدا اراده ی مردم را شکل دادند که بیایند اینجا مشکلی را حل کنند با این شکل قدیمی ای که شده ما کند به اهدافمان خواهیم رسیدو حتما باید اتفاق دیگری بیفتد، یعنی حتما باید انگیزش عقیدتی مجددی صورت گیرد و با ساختارهای ذیل همین ساختار، هنر این است كه ما در جریان جنگ توانستیم ذیل ساختار موجود جنگ عالم، جنگ کنیم. مثلا دیگر با تیر و کمان نجنگیدیم، ما اسلحه ی کلاشینکف دستمان گرفتیم منتهی به جای اینکه روز در فضای باز بجنگیم، شب جنگیدیم. آنجا که دشمن انتظار عمل ما را نداشت ما آنجا ضربه وارد کردیم، از مزیت های خودمان استفاده کردیم.در فضای مجلس هم ما معتقدیم باید همین اتفاق بیفتد، یعنی حتما باید کارگروه هایی راه بیفتد که پایش کند ما به اهدافمان چه قدر نزدیک شدیم، سند بالا دست ما چشم انداز است. ما الان تعدادی کمیسیون داریم که دارند کارهای روزمره ی مجلس را انجام می دهند، منتهی این کمیسیون ها باید از بطنش داوطلبی بیرون بیاید که وقت و انرژی بگذارند که مسیر مشخص شود که ما مثلا در بحث سند چشم انداز پایش دقت و مراقبت کنیم. همه ی حرکات ما در بحث قانون گذاری و اجرا، هر قدمی که برمی داریم حتما باید در جهت تحقق چشم انداز باشد و در نهایت تحقق قانون اساسی که مظهر آینده نگری و ایده آل های جامعه ی دینی ماست

می گوید " خدا رحمت کند کسی را که می داند به کجا می رود و بقیه را با خود به کجا می برد."

معنی اش چیست؟ شما می توانید دو وجهی تعبیرش کنید که هیئت رئیسه می داند به کجا می رود و مجلس را به کجا می برد یا نمی داند!

*آیا شما هم مثل بعضی از نمایندگان موافقید که هیئت رئیسه و آقای لاریجانی سیاسی عمل می کنند؟ یعنی خط مشی خودشان را دارند طی می کنند نه خط مشی ای که مناسب نظام باشد؟

اگر شما می توانید کسی را پیدا کنید که طرز عملش در جهت پیاده کردن طرز تفکر خودش نباشد؟ اصلا بشر این گونه است و به دنبال رسیدن به نقطه نظراتش است، از هر ابزاری هم که به دستش برسد استفاده می کند.

*نظر شما در مورد اصلاح قانون انتخابات چیست؟

این وسط اتفاقی افتاد، پیش نویسی آوردند، این پیشنویس را ناظر به حل مشکلات انتخابات نامیدند که این مشکلات تقریبا از زمان وزارت آقای پورمحمدی قرار بوده به آن پرداخته شود

این ربطی هم به جریان خاصی ندارد، مشکلاتی است مثلا راجع به تخلف سر صحنه راي گيري و اینکه چه کسی کارت صادر کند، مثلا هیئت اجرایی شهرستان چه تركيبي باشد، پیش نویسی آوردند و تقریبا 120 نفر از آقایان امضا کردند. ولی وقتی که به کمیسیون رفت روح و محتوایش به كلي تغییر کرد . اينجا بايد بحث را ارجاع بدهم به آن ساختار صلبی که گفتم در مجلس است .این ساختار در بعضی از جاها با تعهدات ما نمی خواند، مثلا شما موظف هستي، دستور تشکیلات و حضرت امام است که در جریانات مجلس فعال عمل کنی، پیش طرح می آورند می خواهی فعال عمل کنی، مطالعه کنی و ببینی که چه چیزی برای کشور مفید است، امضا می زنی، بعد از یک ماه که روالش هم روال عادی است . مثلا احساس می کنی در یک روال عادی ، اگراین طرح در فرآیند قانون گذاری قانون بشود به نفع ملت ماست. می بینی این را وقتی از دست شما می گیرند ماهیتش عوض می شود بعد در یک روندی برایش امضا جمع می کنند و اولویت زمانی هم برایش در نظر می گیرند. پس اینجا دو اتفاق افتاده و با این امانت خوب رفتار نشده بعد دست و دلتان به عنوان نماینده ی حل مشکلات در کشور می لرزد، ترديد داري كه آياپیش طرح بعدی که آمد همين بلا سرش خواهد آمد یا نه؟؟

می خواهم اینها را بگویم که برای بحث تغییر قانون انتخابات ریاست جمهوری هم چنین اتفاقی افتاد .اینها خیلی خارج از آیین نامه نیست ولی ساختارش جوری است که در آن به تناقض می رسیم. آیا فعال عمل می کنی؟ اگر فعال عمل کنی چه بر سر امانتت می آید؟

شما سوگند خوردی در اصل 67 که من در مقابل کلام الله مجید سوگند می خورم ودیعه ای را که ملت به دست من دادند به عنوان یک امانت تلقی کنم. خوب می بینم که من در لحظه اول در امضای طرح امانت داری کردم حالا در تغییر محتوا عده ای جور دیگری امانت را رعایت می کنند، آن وقت این دو فرم به هم نمی خوانند، این است که طرحی می آید هشت جلسه وقت مجلس را می گیرد تا دلتان بخواهد تضاد با قانون اساسی دارد، جمهوریت نظام را تضعیف می کند، اسلامیت نظام را به هم می زند، نقش مردم را به شدت کاهش می دهد بعد مجلس محترم می آید زوائدش را می زند، شورای نگهبان اعلام نظر می کند، آخرش می شود همان چیزی که رعایت امانت داری می شد ( تقریبا البته)

*بالاخره می شود یا نمی شود؟

به نظرم اینجا اتفاق چیز دیگری بود، ببینید این که با بحث سوال از ریاست جمهوری چند هفته وقت مجلس و تذکرات و اخطارها و ... گرفت و در دهن ها چرخیدتاآن که با تدبیر آقا خاتمه یافت با این قضیه چند هفته این هم چرخید این ها به نوعی ورود پیش از موعد به بحث انتخابات ریاست جمهوری است. خوب آدم باید در اولویت بندی ها دقت کند، مردم مان الان در سنگری دیگر به ما نیاز دارند، الان دشمن ما با بحث تحریم ها می خواهد به ملت ما فشار بیاورد، در بحث فروش نفت، انتقال دارایی ها، حمل نفت، می خواهد به ما فشار بیاورد، ما باید الان متمرکزشویم و پاتک عملیات دشمن را بزنیم. خوب ما الان در جبهه ی دیگر مشغولیم. وقتی که ما رفتیم جایی دیگر مشغول شدیم، دشمن در خاکریزی که هدف گیری کرده اصرار می کند.

*چه جریان هایی به دنبال اصلاح قانون اساسی هستند؟ جریان هایش هم لطفا بگویید

ظرف چند هفته ی گذشته دو اتفاق در مجلس افتاد یکی بحث سوال از ریاست جمهوری بود که دو جریان کاملا شفاف شدند.سر این موضوع یکی به واسطه ی تغییراتی که در نرخ ارز و دلار پیش آمد با استفاده از این شرايط سوالی سیاسی مطرح و چند روکش اقتصادی رویش کشیده شد و این مرتب پمپاژ شد در جامعه، یک جریان دنبال این معنا بود، آنهایی که طرح سوال را شروع کردند، بعضی هایشان اصلا نیتشان این نبود، یعنی همه ی آقایانی که دنبال سوال بودند نیتشان این نبود، ولی بعضی ها نیت سیاسی داشتند. یک طیف دیگر هم موضعی گرفتند، اصول گرایان بیانیه دادند و اعلام کردند که ما اولویت کشور را مباحث اقتصادی و چیزهای دیگر می دانیم، آرامش فضای کشور را ما در این می دانیم و به صلاح نمی دانیم. این بحث را نتیجه ای هم متصور نیستیم. اینجا این دو جبهه کاملا مشخص شد و مردم هم این جریان را مي دانند، در بحث این قانون هم تقریبا همین اتفاق افتادو همین طور دو جریانی است که یک جریان بحث را تقویت کرد و به دنبال این موضوع بود .یک جریان هم نظراتش را اعلام کردند و گفتند به اصطلاح با مباحث قانون اساسی و با نکات و اصول قانون اساسی مغایرت دارد منتهی بر این معنا اصرار شد ( برداشت خود من این است) که قسمتی از آن ورود پیش از موعد به بحث انتخابات بود.

*برای برون رفتن از این مشکل قانون انتخابات چه پیشنهادی دارید؟

دیگر تمام شد. می رویم شورای نگهبان نظر می دهد گفت شیر بی یال و دم و شکم که دید؟ گرچه ما معتقدیم آنها که دنبال مباحث خاص سیاسی بودند و اهداف خاص سیاسی دارند بهره شان را از همین فضایی که چند هفته در کشور ایجاد شد، بردند و امیدوارم به واسطه ی اینکه در این روزها ما به دليل اينكه به مردم و دردهایشان کمتر به آن پرداختیم ، خیلی بدهکار مردممان نشده باشیم .عرض کردم مهم است که مردم ما بدانند که دراین روزهای سخت برگزیده گانشان در کنارشان هستند .خیلی مهم است، درد ما درد مشترک با مردممان باشد، به نوعی می شود گفت به جای حل موضوعات و مسائل جامعه، موضوع سازی شدو مسايل اصلي به فراموشي رفت.

*ارزیابی شما از انتخابات ریاست جمهوری آینده چیست؟آرایش گروه های سیاسی برای انتخابات آینده چگونه است؟

به نظرم آرایش گروه ها به طور کامل شکل نگرفته، فعلا کار دارد، بعضی از گروه ها هنوز تکلیفشان با خودشان روشن نیست در حالی که ما معتقدیم هر کسی كه شانی از گفتگو دارد، شانی از تاثیر در فضای جامعه دارد باید بیاید کمک کند که انتخابات پرشور برگزار شود و مهم تر از همه این است که وقت بکنند گفتمان انقلاب تغییر نکند هدف های کاذب نیاید و به خورد مردم داده نشود. دقیقا ازمحلی که ما از آن آسیب دیدیم و سوراخی که مردم از آن گزیده شده اند دوباره سراغ آن قضایا نرویم و دوباره حرف های فرسوده ی دیگران را تکرار نکنیم. دهه ی چهارم انقلاب دهه ی پیشرفت و عدالت است. هر کس دوباره در این دوره حرف از توسعه ی غربی بزند دارد به این مردم جفا می کند و به زبانی دیگر راجع به موضوعی دیگر می آید و برای مردم صحبت می کند، یقین بدانید که با مردم ارتباط برقرار نخواهد کرد. این مردم عزتشان و رفاه مادیشان را می خواهند،منتهی این رفاه مادی ذیل عزتشان است .فردا ممکن است دشمن بگوید ما به شما رفاه مادی می دهیم شما از عزت خودتان دست بردارید اما اگر ما به دنبال عزت و کرم مردم باشیم ذيل آن همه ی رفاهیات هم می آید. مثالش بحث انرژی هسته ای است اگر ما بگوییم انرژی هسته ای را برای انرژی،برق، دارو، درمان می خواهیم.دشمن می گوید که من به شما هم داروو هم برق می دهم .اما می گوییم نه! ما انرژی هسته ای را از آن جهت می خواهیم که نشان دهنده ی عزم و اراده و توانمندی و عزت یک قوم است. ثابت کننده ی این است که این ملت می تواند، این ملت یک تمدن ساخته است در این حالت دشمن دیگر نمی تواند بهانه بیاورد و بگوید این را به شما می دهم. اگر این را به شما بدهد یعنی خودش نباشد



*آیا تعداد کاندیدهای اصول گرایان نمی تواند باعث شکست جریان اصول گرایی شود؟ بهتر نیست یک نفر را معرفی کنند؟

من جور دیگری فکر می کنم، به جای تمرکز روی افراد بیاییم و ببینیم چه قدر حرف حساب در میدان کارزار وجود دارد . افرادی که می آیند و می روند مهمان های یکی دو روزه اند، یکی که امروز با سلام و صلوات می آید فردا ممکن است با لعن و نفرین برود، مهم حرف حسابی است که این وسط هست . این ملت اهداف بزرگی دارد، شأنش هم شأن بزرگی است، دشمنانش هم دشمنان زیادی اند. فرصت هم فرصت کمی است. هر که مرد این راه است بیاید یعنی ما دنبال هر کاری که در ارتباط با ساختن کشور است باشیم و در کنارش هرچیزی که مایه ی عزت ما است، نباید از دست برود. هر که می تواند بیاید در آن واحد که عزت ما را حفظ کند و اقتصاد را توانمند سازد، بیاید. آن کسی که می تواند عزت ما را حفظ کند بیاید. مقاصد سیاست خارجی خودش را اعلام کند. آن کسی که می تواند عدالت و پیشرفت را محقق کند بیاید جلو. آن کسی که می تواند خانواده را تقویت کند، فاصله ی طبقاتی را به رسمیت نشناسد بیاید جلو. وزن مردم را دسته چک شان مشخص نمی کند اتفاقا وقتی بخواهیم به دورو برمان نگاه کنیم، کسانی که بیشترین سرمایه گذاری را برای بقای این آب و خاک و مملکت كردند آنهایی بودند که اصولا دسته چکی نداشتند ولی بیشترین سود را به جامعه رساندند، پس وزن چه کسی بیشتر است؟ وزن کسانی بیشتر است که دسته چکشان پر پول بود؟ مسلما نه! ما با سرمایه مخالف نیستیم نقش سرمایه را در پیشرفت کشور کم نمی دانیم منتهی معتقدیم وزن آدم ها را دارایی آنها مشخص نمی کند بلکه وزن آدم ها را میزان نقشی که در پیشبرد اهداف دارند مشخص می کند آن هم اهداف واقعی و نه سراب . پس رئیس جمهور آینده چه باید بکند؟ باید دنبال تحقق ارزشها باشد. ارزش های دینی و ارزش هایی که ما داریم . ذیل آن هم ما اگر دنبال تحققش رفتیم، همان ارزش های دینی به ما می گویند به فکر ارزش های مردم باشید به ما میگویند به فکر رفاه مردم باشید، به فکر ازدواج جوانان و شغل آنها باشید، ما می دانیم از جایی ضربه خوردیم که عده ای هدف اصلی را رها کردند و به هدف های پایین دستی پرداختند و البته همان ها را هم محقق نکردند. ببینید شما برای رسیدن به این اهداف باید برنامه ای بلند داشته باشید که ذیل این اهداف بلند به این نتایج برسید.البته برای اینکه وضعیت مان را نسبت به قبل بهتر کنیم باید بیشتر کار کنیم.

*نظر شما در مورد ورود اصلاح طلبان به انتخابات چیست؟

اصلاح طلبان ثابت کرده اند که قواعد کار را یا نمی دانند یا بنای رعایت این قواعد را ندارند. شما موقعی که در یک فضا و یا برنامه ای که طراحی شد و ضوابط و قواعدش هم پذیرفته شد ورود کردید، باید تا آخرش طبق این موازین حرکت کنید. عملکرد اصلاح طلبان نشان دادکه این قواعد و ضوابط را از اول نپذیرفته بودند .این قواعد تا آنجایی که منجر به حاکمیت آن ها می شد قواعد خوبی بود آنجایی که دیگری می آمد باید کنارش زد.

خرداد 76 بود که انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در قضیه ی دوم خرداد اولین کسی که به آقای خاتمی تبریک گفت ناطق نوری بود، رقیب اصلی اش بود. دیدید حضرت آقا راجع به آن انتخابات چه گفتند؟ چه اظهار نظری راجع به حضور پرشور مردم کردند؟ این سیستم انتخابات و این وزارت کشور همان سیستم انتخاباتی بود که انتخابات سال 88 را هم برگزار کرد. یعنی نوع رفتار سیاسی ما متناسب با این است که ما طرف برنده باشیم یا طرفی که علی الظاهر برنده نیستند. متاسفانه اصلاح طلبان معلوم است که این قواعد را از اول نپذیرفته اند. بحث جدی دیگر آن این است که در گفتمان اصلاح طلبان به نظر می رسد در فرصت 8 ساله ای که داشتند عملا نیازهای زندگی مردم فراموش شد اگر یادمان باشد سال های آخر به خاطر فراموشی نیازهای جامعه کارت زرد گرفتند. به نظرم اصلا اصلاح طلبان در ذهن مردم فضایی برای حضور ندارند.

*کسانی که در فتنه ی 88 حضور داشتند می توانند در انتخابات نقش داشته باشند؟ اصلاح طلبان به جای خود اما فتنه گران در قضیه ی 88 چه طور؟

کسی که سعی کرد صف یکپارچه ی مردم را كه در هر انتخاباتی منسجم تر می شد بشکند با چه رویی دوباره می خواهند به صحنه بیاید؟ حتی آنهایی که در آن قضیه ی 88 نظام را با مشکلش تنها گذاشتند، آنها با چه رویی می خواهند بیایند؟ آنهایی که فهم خودشان را ارجح دانستند و ما یقین داریم که فهمیدند و حرف نزدند، آری ناشی از عدم درک و فهم نبود. فهمیدند و فهم خود را بر واقعیت ارجح دانستند من نمی خواهم آدرسی که شما می گویید را بدهم . خب، یعنی کل جامعه این را میدانند، جامعه ای که یک مشکل کوچک در آن پیش آمد، اما جمع و جور شد، مردم دوباره ید واحده شدند. مردم آمدند و گفتند ما ید واحده ایم و در کنار مذهب غنی شیعه و اسلام، در خاک عزیز ایران در میان جهان اسلام هویت قدرتمند و شکل گرفته ای داریم،با یک ماموریت بزرگ، خوب یک عده این را نفهمیدند.می خواهند بیایند برای کسی کار کنند. می خواهند برای این مردم کار کنند خوب مردم گفتند آقا ما به چیزهایی معتقدیم ، می خواهیم برای دین کار کنند، با آموزه های دین کار کنند، برای ایران کار کنند ایرانی که مردم مومن و متدین به اصطلاح ذیل نظام مقدس اسلامی که در آن حاکم است چرا می خواهند بیایند کار کنند؟ مثل لری است که می گوید: ای کسی که آمدی این وسط از وجود مبارکت من به کجایت دل ببندم؟ به رفتار ملی ات یا دینیت دل ببندم؟ به اعتقاداتت به نظام جمهوری اسلامی دل ببندم؟ بگو به کجایت دل ببندم؟ آن وقت با چی؟ قرار است دوباره چه ویترینی برای مردم طراحی کنید؟ بیاورید و برای مردم حرف بزنید این مردم همه جنگ دیده اند. این مردم دوران سازندگی را دیده اند. دوران جامعه ی مدنی و اصلاحات را دیده اند .فتنه ی 88 را دیده اند، و این مردم می توانند خادم را از غیر خادم تشخیص بدهند.

*شاخص های کاندیدهای اصلح از نظر شما چیست؟

رئیس جمهوری که قرار است بیاید و مجری باشد، قرار شد باهم صحبت کنیم و بگوییم مجلس باید کارکرد واقعی خودش را داشته باشد. یک مجری خوب باید بداند قرار است چه چیزی را اجرا کند و چگونه اجرا کند. آن چیزی که ما معتقدیم باید اتفاق بیفتد این است که ما در یک مقطع خاص از نظام مقدس جمهوری اسلامی که از مرحله ی انقلاب عبور کردیم، از مرحله ی جنگ عبور کردیم ، از مرحله ی آماده سازی وبه قولی بدنسازی نظام عبور کردیم الان می خواهیم این ساختار درونی نظام يعني یک جامعه ی اسلامی پیشرفته توام با عدالت را نهايي كنيم، جامعه ای که در آن همه چیز قوام پیدا کرده باشد جامعه ای که ما بتوانیم در کشور را باز کنیم و به دنیا بگوییم که این یک جامعه ی اسلامی است ، یک رئیس جمهور باید بیاید اینها را ببیند و دنبال تحقق همین ها باشد .اگر رئیس جمهوری ریزتر از اینها راببیند به درد خودش هم نخواهد خورد.یک رئیس جمهور که عزت این مردم را ببیند، مشکلات جامعه را ببیند. مشکلات را با استفاده از نیروها و توانمندی های داخل و ادبیات دینی حل بکند. هرم سنی که الان داریم، این هرم سنی بحث آموزش آن جلو آمده است، از بحث آموزش عالی هم تقریبا" رد شده است، یک قسمتی از مشکل مسکن آن حل شده، الان دارم مشکلات عادی جامعه را می گویم. الان این هرم سنی در اوج نیاز به شغل قرار دارد.این که گفتم حضرت آقا موقعی که بحث پیشرفت را مطرح می کنند تا جزیی ترین سطح قضایای آن را بازگو می کنند. حضرت آقا می فرمایند ما الان اولویت بندی سال ها را داريم و تمرکز اصلي ماروی بحث تولید است، تولید صادرات محور، تولیدی که مردم بیایند پای کار که ایشان اسم ثانویه آن بحث را اقتصاد مقاومتی گذاشتند. مردم محور صادرات باشند، به دور از ریخت و پاش و ساده زیستی باشد. همه این ها را بگذاریم کنار یکدیگر، که رئیس جمهور قرار است بیاید و این وظایف را انجام بدهد. خوب اگر یک رئیس جمهوری بیاید دوباره در این فضا یک سری حرف هایی را بزند مثلا" شاه بیت حرف هایش این باشد که ما می آییم دولت توسعه محور و یا توسعه گرا را مستقر می کنیم.خوب آقای رئیس جمهور توسعه گرا و توسعه محور! کافی است یک جایی دشمن یکی از معابر (نامفهوم) را ببندد، در اين شرايط هم توسعه ات می ماند هم توسعه گرا ئي ات.

*سرنوشت جریان احمدی نژاد به کجا می کشد؟ این جریانات چقدر در جامعه نفوذ کرده است؟

در مورد بحث تقویت ثانویه گفتمان انقلاب که صحبت کردیم، خالق آن آقای احمدی نژاد نبود، ایشان آمدند و تقویت کردند. خود حضرت امام هم در نهادينه كردن آن کمک کردند ، حضرت آقا بعد از رحلت حضرت امام (ره) که ما تازه ازشرايط جنگ خارج شدیم، فضا تغییر کرد، آن موقع اولویت اول دفاع مقدس و جنگ بود. در این مقطع ذیل بحث جنگ ،گفتمان انقلاب تقویت شداما بعدش كه جنگ حذف شد، انرژیی که صرف جنگ می شد، این طرف آمد. حضرت آقا نسلی را تربیت کردند بر مبنای تقویت شاخصه های هویت مظلومین یعنی آن چیزی که اگر محقق شود من و شما می توانیم بگوییم که این یک جامعه ی دینی است. ابعاد مختلفش را هم گفتند. احمدی نژاد که آمد این را تقویت کرد . آقا گفتند آن چیزی که برای ما مهم است، جهت است نه فرد. افراد می آیند و می روند. آن چه مهم است میزان نقشی است که در تقویت گفتمان اسلام و انقلاب دارد.

بحث دیگر این است که الان چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟در واقع سهمی از فشارها که الان وارد می کنند به بهانه ی آقای احمدی نژاد، بخشی از آن همان اهالی فتنه اند، بعضی ساکتین فتنه اند، چه چیزی بهتر از رفتار های احمدی نژاد، چه بهانه ای بهتر از این. ما عادت نکنیم دیجیتالی برخورد کنیم، یعنی یا هست یا وجود نداردو این میان نمی تواند چيزي باشد، باید افعال آدم ها را سنجید. یک نفر ممکن است در 10 مورد، 10 تا نمره ی قبولی بگیرد در 5 مورد نمره ی قبولی نگیرد. عادت بکنیم به کار کرد ها نمره بدهیم. اگر این اتفاق نیفتد فرداها هیچ وقت، هیچ کس برای انجام کاری کمک نخواهد کرد. یعنی ما عملا" شجاعت را از مدیران مان خواهیم گرفت. شما به عنوان مدیر بالاخره، الان قولی می دهید ممکن است بعدا" نتوانید آن را عملی کنید، قرار نیست که دیگر از شهر بیرونتان کنند.

*در مورد پرونده ی مهدی هاشمی، به نظر شما آیا عملکرد قوه ی قضاییه خوب بوده است؟

به نظرم این ها را یک بازی ساز عالی دارد بازی می کند. هر وقت دیدید در یک شلوغی، بلبشو و در یک ازدحام کسی که از همه شلوغ تره نیست ،بدانید جایی نشسته و آتش می سوزاند. اگر نسوزاند نقض غرض می کند. یک عده ای دنبال این هستند که وجودشان را اثبات کنند و كارهایی را که انجام داده اند نمی خواهند بگويند،چون خيلي از کارهایی که کرده اند قابل دفاع نیستند، شما موقعی که می خواهید از یک فعل دفاع کنید با یک مبنایی مقایسه اش می کنیم بعدش بايد فاصله اش را با مبنا به مردم بگوييد. یک عده ای دنبال این نیستند که از خودشان در آن فضا دفاع کنند که چه کارهایی کردند چه فرصت هایی بود که می شد بهتر از آن استفاده کرد و استفاده نکردند. دنبال حذف طرف مقابل هستند یعنی دنبال این هستند که ارتفاع حریف را کم کنند که قد کوتاه خودشان بلند تر به نظر برسد.

*آینده این پرونده (مهدی هاشمی)را چگونه می بینید؟

به نظر می رسد قطار انقلاب و مردم خیلی وقت است که از ایستگاه بعضی ها رد شده است. یک عده ای، من نوعی، وقتی هویتم و شخصیتم از یک مجموعه گرفته شده است. مجموعه ای از مردم در کنار یک سیستم سیاسی در یک گستره ی خاص جغرافیایی ،موقعی که من هویتم را از این مجموعه گرفتم این مجموعه نامش را می گذاریم نظام مقدس جمهوری اسلامی با 75 میلیون معتقد در گستره ی خاک جمهوری اسلامی، گر چه ما معتقدیم جمهوری اسلامی الان وسعت خاکش، نفراتش و گستره اش چندین برابر این خاک این کشور است ودر همه جای دنیا الحمد لله تکثیر پیدا کرده است. موقعی که من هویتم را از این مجموعه گرفتم هر کجا که از این مجموعه جدا شوم، می توان گفت که من ذره ای هستم که از دریا جدا شدم. می گويند قطره دریاست اگر با دریاست. یک عده ای حس می کنند جدای از این مردم هویتی دارند، وزنی دارند. در حالی که من معتقدم و عقیده ما این است که ما در کنار آن مجموعه هایی که گفتیم یعنی این مجموعه ی بهم پیوسته ی مردم، نظام و خاک مقدس جمهوری اسلامی وزن پیدا می کنیم. حضرت امام یک تعبیری دارند که به بعضی از شخصیت ها می گویند. می فرمایند همین مردم هستند که شما را از زندان ها درآوردند. اگر ما مسیری را برای مردم جدا کنیم وزن ما هم در جا می افتد. اتفاقا" ما موقعی وزن داریم که با مردم می رویم روی باسکول، وقتی از مردم جدا شویم دیگر وزنی نداریم. همیشه آینده آن چیزی است که شما گفتید. ممکن است، ما ابزار بقای مادی را داشته باشیم، ولی وزن ما از مردم جدا خواهد ماند.

*چرا آقای هاشمی با آن سابقه ی انقلابی خود به اینجا رسیده است که عنوان تکیه گاه جریان های اپوزيسیون تبدیل شده است؟

دو دیدگاه وجود دارد، عده ای نظرشان این است که جریان ها دارند آقای هاشمی را به بازی می گیرند. یک دیدگاه هم این است که آقای هاشمی دارد بازی سازی می کند.

*کمیسیونی که شما در آن هستید به نظر شما چند درصد به اهدافش رسیده است؟

کمیسیون کارهای روزمره اش را انجام می دهد منتهی ما معتقدیم باید انقلابی تر عمل کنیم. پیشنهاداتی هم داریم ان شاء الله انگیزه اش هم هست.

*خبر خوشی هست که ما برای مردم بنویسیم؟ خبر جدیدی، طرحی، نظری که بشود رسانه ایش کرد؟

حالا می توانیم این طور بگوییم، فضایي پیش آمده ( منظور تحريم هاست )درست که علی الظاهر زحمت است و بخش عظیمی از مردم جامعه را متاثر کرد. یعنی به سفره ی مردم فشار می آورد، به تامین کنندگان معاش خانواده ها فشار می آورد. ولی در عین حال فرصتی است اگر از آن درست استفاده شود، شاید تنها فرصتی باشد که ما بتوانیم از بلای وابستگي به نفت فرار کنیم از ریخت و پاش های ناشی از دارایی نسل های آینده که الان داریم خرجش می کنیم، نجات پیدا کنیم. هیچ کدام از آیندگان الان سند یا رسیدی ندارند که اجازه داده باشند ما از دارایی نسل های آینده بخوریم. حق سرمایه گذاری داریم اما حق خوردن آن را برای مخارج روزمره نداریم. این ظلم در حق کسی است که ممکن است 20 سال آینده بیاید و یک بشکه نفت نداشته باشد. ما این حق را نداریم. این یکی از نکات ممیزه ی آن توسعه و پیشرفتی است که گفتيم. در توسعه به شما تاکید می کند که شما می توانید از مواهب طبیعی برای حل مشکلات اقتصادی بهره مند شوید و برداشت حداکثری را توصیه می کند.در حالی که در پیشرفت اسلامی چنین چیزی نیست. عرض کردیم در جامعه ی پیشرفته اسلامی دنبال محقق کردن یک سری شاخص های واقعی ایم. آن چیزی که در دین مبین اسلام به آن تکیه شده و عقل هم آن را تقویت می کند، منتهی در توسعه به شکل غربی این طور نیست. بر مبنای همان توسعه می بینید که الان در کل عالم ،انسان محیط زندگی خود بر روی کره ی زمین را تخریب کند. دستمان که به کره ی زمین رسید و نابودش کردیم هیچ، لایه ی اوزون را هم نابود کردیم این ها ناشی از همان برنامه توسعه است. برداشت و تولید حداکثری و ساماندهی مصرف، ایجاد تنوع در مصرف، ولع و حرص و تنوع طلبی، این یک مقداریش وجه ممیزه ی ما است که ما دنبال آن نوع توسعه نیستیم. در بحث جامعه ی دینی به دنبال این هستیم که مصرف بر اساس نیازهای واقعی تنظیم گردد. در شکلی که آن ها توصیه می کنند مصرف بی رویه همه ی داشته های ما را غیر مستقیم می گیرد، هميشه در یک حسرتی، در یک مسیر رقابتی و در یک مسابقه ای هستیم که باید بدویم تا برسیم به الگویی که خودمان طراحی اش نکردیم. الگوی شما را آن 1% بهره مند اقتصادی طراحی می کند و شما چون به ان نمی رسید مدام در حال دو و حسرت و مسابقه هستی. نهایت اینکه آدم نمی فهمد که عمرش چگونه تمام شده است.

در پایان، به نظر شما منشأ آسیب هایی که ممکن است در یک جامعه بوجود آید از کجا و به چه علت است؟

می دانید قرآن در اول سوره ی حشر چه می فرماید؟ می فرمایند یهودیان به دست خودشان و به دست مومنان خود خانه هایشان را خراب کردند، بله، این قضیه هم ممکن است باشد؟

منشاء قدرت در نظام مقدس جمهوری اسلامی، از مذهب و دین مبین اسلام است. منشاء قدرت هر نظامی از هر جایی باشد، آفتش را هم از همان جا می زنند، یعنی با برنامه به همان جا آسيب می زنند، این است که می بینیم عرفان های کاذب و فرقه های نو تاسیس می آیند به خاطر اینکه این درگاه مردم قابل نفوذ و ورود است. کار آمدی را از تفکر دینی دیده اند و اینها به جای یک چیز اصلی، بدلش را وارد بازار می کنند. در کل دنیاهم وجود دارد، اصلا سیره ی بشر است که از هر چیز ارزشمندی بدلش را می سازد. این است که عرفان های کاذب می آیند، فرقه ها می آیند، این یک فضاست و آسیب دیگری که می تواند به نظام جمهوری اسلامی لطمه بزند و تا حدودی هشدارهایش هم از قبل داده شده، عده ای هستند که خودشان را به دارایی مشترک مردم می رسانند، اینها کسانی هستند که نه از راه زحمت بلکه با استفاده از شکاف ها و راهکارها و زد و بندها دستشان به نوعی یا به بیت المال می رسد و یا به دارایی مشترک مردم و اینان دست به انباشتن سرمایه و ثروت می زنند، یک آسیبش این است که دارایی مردم را مصادره می کنند که نتیجه اش می شود فقر مردم . آسیب دیگر این است که اینها با استفاده از این دارایی دنبال اشغال جایگاه سیاسی بروند و شان سیاسی برای اداره ی جامعه پیدا کنند . اگر اینان جایگاه پیدا کنند آن وقت است که آفت اصلی خودش را نشان می دهد و این رفتارشان را نهادینه می کنند، این خلق را رواج می دهند و آرام آرام جامعه را به سمتی می برند كه کار منکر آنها را ارزش ببیند. درصدر اسلام داریم که عده ای خودشان را به رده های بالا می رسانند و نهایتا خروجی اش طلحه و زبیر می شود که هم شمشیر می کشند و زمان تقسیم اموال هم، با تبر شمش های طلا را تقسیم می کنند. این شکل را ما داریم و موجب مي شود که این یک دور تسلسل شود، عده ای صاحب ثروت می شوند و بعد ممکن است شان سیاسی پیدا کنند بعد کمک کنند که همپالكی های خودشان این تسلسل را ادامه دهند و این یک آفت است، به نظرم این ناشی از زحمت بیرون نیست، ناشی از موذی گری و نقشه کشی برای برداشت غیر مجاز از برکات جامعه است.

*آیا به هدفشان هم می رسند؟

بله! در كوتاه مدت. اینها همان هایی هستند که جامعه باید خیلی هوشیار آنها باشد، اینها اخلاق بدی دارند، دست درازی می کنند، بعد این دست درازی را عُرضه تلقی می کنند از آن هم دفاع می کنند یعنی آن كسي که دست درازی نکرده بی عرضه ، باعث می شوند اخلاقی بد تبدیل به ارزش شود، خدا لعنت کند کسانی را که سنن بد را در جامعه رواج می دهند، آنهایی را که با استفاده از بیت المال مسلمین به دنبال خرده سلطنت هایی اند که ممکن است باشد.

این وظیفه ی مردم را سنگین می کند مردم باید دقت کنند منافق دنیا طلبِ زیاده خواه، به گونه ای رفتار میکند که اگر جبهه ی حق پیروز شد در آن پذیرش داشته باشد، صدقه می دهد، به خیریه کمک می کند، اگر به هیئتی سر بزند اکو و سیستم صوتی هم می خرد و هدیه می دهد ولی از راه حرام،اگر جبهه ی باطل پیروز شد، می گوید من با شما بودم، این هم رزومه ام!! مردم باید دقت کنند، اتفاقا یکی از معیارهایی که باید دست مردم باشد ، مترش دست مردم باشد این است که برای انتخاب در هر مسیر و مقطعی بايد دقت کنند فعل با گفتار چه قدر منطبق است اگر کسی دم از ساده زیستی زد و در بالاترین نقطه ی شهر زندگی اشرافی داشت نباید بپذیرند به خودشان جفاکرده اند اگر کسی دم از آموزه های دینی زد ولی رفتارش غیر دینی بود نباید پذیرفت.

مرحوم بهشتی یا مطهری فرموده بودند که: اگر مردم هزار بار هم در انتخاب اشتباه کردند، بگذارید باز انتخاب کنند چون سبب رشد مردم می شود. چون ما در گرو تصمیماتمان هستیم باید بدانیم که تاوان تصمیمات درست و غلطمان را خودمان خواهیم داد.

با تشکر از شما

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۲
فرزاد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۰/۱۷ - ۱۳:۴۰
2
1
بولتن، عكس اون پرچم قشنگتون كه كنار پرچم ايران رو ميز گذاشتين نيست؟ هميشه بودها؟!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۰/۱۸ - ۰۸:۰۲
1
1
به فضل خدا کمر همسان انگاری توسعه غربی با پیشرفت اسلامی را نسل سوم انقلاب خواهد شکست
ترن سوار
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۰/۱۸ - ۱۴:۲۲
0
0
جالب بود...
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین